هزینههای سیستم رهگیری مبتنیبر اساماس در عقابها باعث شده، پژوهشگران روسی در تامین مخارج پژوهش خود با مشکلات اساسی مواجه شوند.
عقاب صحرایی یا عقاب دشتی یک پرنده شکاری محسوب میشود که بهطور معمول در بخشهایی از آسیا زندگی میکند. محل زندگی این پرنده از دشتهای مغولستان و جلگههای روسیه گرفته تا بخشهای جنوبی آفریقا مانند کشور موزامبیک را شامل میشود. بهدلیل آنکه عقاب صحرایی در برخی از ایام سال محل زندگی خود را تغییر میدهد، بهعنوان یک پرنده مهاجر شناخته میشود. در حال حاضر تنها حدود ۷۵ هزار بهله عقاب صحرایی در جهان زندگی میکنند که رقم بسیار ناچیزی محسوب میشود (بهله واحد شمارش پرندگان شکاری است). در طول سالهای اخیر تعداد نمونههای بالغ از این پرنده شکاری سیر نزولی یافته که موضوع نگرانکنندهای به نظر میرسد. این موضوع موجب شده است که نام عقاب صحرایی از سوی اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت در فهرست گونههای حیوانات در حال انقراض قرار بگیرد.
به همین دلیل شبکهی پژوهش و حفاظت از پرندگان شکاری در روسیه یک برنامهی تحقیقاتی را برای بررسی رفتار تعدادی از پرندگان شکاری از جمله عقاب صحرایی در نظر گرفته است. در برنامهی مذکور تعدادی از این پرندگان شکاری به جیپیاسهایی مجهز شدهاند که با انرژی خورشیدی کار میکند. این جیپیاسها مختصات محلی که عقاب صحرایی در آن حضور دارد را ثبت کرده و هنگام اتصال به شبکههای ارتباطی موبایل، آن را بهصورت پیام کوتاه برای پژوهشگران ارسال میکند.
اطلاعات جمعآوریشده توسط شبکهی پژوهش و حفاظت از پرندگان شکاری در روسیه بررسی میشود تا برای مشاورهدادن به سایر سازمانها با هدف حفظ عقاب صحرایی مورد استفاده قرار بگیرد. بهعنوان مثال پژوهشگران با مشخصکردن سیر حرکتی پرندگان شکاری محل مناسب برای قرار گرفتن خطوط انتقال نیرو را تعیین میکنند تا خطری برای عقاب صحرایی ایجاد نشود.

بهطور معمول، از جیپیاس هر عقاب روزی چهار پیام کوتاه به روسیه ارسال میشود. با توجه به مناطقی که یک پرنده میتواند در آن حاضر شود، هزینهی ارسال هر پیام کوتاه توسط پژوهشگران اهل روسیه رقمی مابین ۳ تا ۲۳ سنت تخمین زده شده است. البته آنها هزینهی سفر غیرمترقبهی یک عقاب صحرایی کنجکاو به مناطق خارج از رادار را پیشبینی نکرده بودند. همین موضوع موجب شد تا پروژهی حفاظت از عقاب صحرایی از نظر مالی دچار مشکل شود و تا مرز ورشکستگی پیش برود.
عقاب صحرایی ماجراجویی بهنام مین، که براساس محل تولد خود یعنی شهر تاریخی مینوسینسک نامگذاری شده است، در طول تابستان از محل پیشبینیشده توسط پژوهشگران دور شد و به نقاطی مانند ایران پرواز کرد. با توجه به اینکه هزینهی ارسال هر پیام کوتاه از ایران به روسیه حدود ۷۷ سنت است، حضور طولانیمدت مین در ایران موجب شد تا هزینههای رومینگ تلفن همراه تمام محاسبات مالی دانشمندان اهل روسیه را بههم بزند و صورتحسابی با صفرهای اضافه را برایشان به ارمغان بیاورد. تا جایی که آنها ناچار شدند بهدنبال گرفتن وام باشند و برای پوششدادن مخارج اضافهی پروژهی حفظ عقاب صحرایی به شبکههای اجتماعی و راهانداختن کمپین مالی کراودفاندینگ متوسل شوند.
در ابتدا حوزهی پرواز مین تا غرب قزاقستان پیشبینی شده بود که در محدودهی شبکهی مخابراتی مد نظر پژوهشگران اهل روسیه قرار داشت. اما سفر غیرمترقبهی این پرنده به ایران موجب شد تا آنها مدتی از مین بیخبر بمانند. هنگامی که عقاب صحرایی در محدودهی شبکهی مخابراتی ایران قرار گرفت، اطلاعات محل استقرار او بهسرعت از طریق پیام کوتاه به روسیه ارسال شد و هزینه ناخواستهای را به پژوهشگران تحمیل کرد.

البته علاوهبر مین، سه بهله عقاب صحرایی دیگر هم معادلات را بر هم زدند و با سفر سرزده به پاکستان و عراق هزینهی این پروژه را افزایش دادند. بهعنوان مثال عقابی بهنام آینا حتی از مین هم سفر طولانیتری را تجربه کرده و علاوهبر عبور از ایران و عراق و عربستان، سفری به سودان داشته است. در تصویر بالا مسیر حرکت چندین عقاب صحرایی که در این پروژه حاضر بودهاند مشخص شده است.
به نظر میرسد که پژوهشگران اهل روسیه موفق شدهاند از طریق کمپین مالی خود حدود صد هزار روبل که معادل ۱۵۶۳ دلار آمریکا است را جمعآوری کنند. بنابر ادعای آنها در صورتی که اتفاق غیرمنتظرهی دیگری رخ ندهد، این مبلغ میتواند تا پایان سال هزینههای اضافهی پروژه حفاظت از عقاب صحرایی را تأمین کند.
جالب است که ماجراجویی مین تنها به ایران محدود نشد و این پرنده شکاری کنجکاو بازدیدی هم از عربستان داشت. البته هزینهی رومینگ تلفن همراه در عربستان پایینتر از ایران است و پژوهشگران اهل روسیه نگرانی خاصی از بابت افزایش هزینههای ارسال پیام کوتاه ندارند.
اولین نیروگاه اتمی شناور روسیه با لقب زیستمحیطی «چرنوبیل روی یخ» وارد مدار شد؛ نیروگاهی که علیرغم استقبال سرد فعالان محیطزیست، شاید از تنها گزینههای پیشروی ما دربرابر بحران اقلیمی جهان باشد.
ماه گذشته، اولین نمونه از نیروگاههای هستهای شناور با نام آکادمیک لومونوسوف (Akademik Lomonosov)، در شهر بندری پِوِک از شبهجزیرهی چوکچی (شمالشرقیترین نقطهی آسیا) وارد مدار شد. شرکت دولتی انرژی اتمی روسیه، روساتم (Rosatom)، این نیروگاه جدید را احداث کرده؛ نیروگاهی با معماری نوین که قرار است انرژی الکتریکی موردنیاز ۱۰۰ هزار خانوار را فراهم کند.
پیادهسازی موفقیتآمیز این پروژه میتواند تحولی عظیم در نحوهی بهرهگیری از انرژی اتمی در مناطقی باشد که امکان استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر در آنها وجود ندارد؛ فناوری قدرتمندی که میتواند نمایانگر دستاورد تازهی بشر در عرصهی نبرد با تغییرات اقلیمی باشد. با وجود این بهنظر میرسد، نیروگاه تازهتأسیس لومونوسوف در شروع فعالیت خود، هدف هجمهی گروههای مخالف نیروگاههای هستهای نیز واقع شده است. بنیاد زیستمحیطی گرینپیس (Greenpeace) اخیرا نیروگاه تازهی روسیه را «چرونوبیلی روی یخ» لقب داده تا افکار عمومی جهان را متوجه ابعاد زیستمحیطی منفی این پروژه کرده باشد.
اگرچه سوگیریهای فکری گروههایی نظیر گرینپیس کاملا آشکار است، اما انتقادات مطرحشده ازسوی آنها واقعا جای تامل دارد. ایمنی مهمترین اولویت است و فعالان زیستمحیطی حق دارند پرسشهای خود را مطرح کنند. اما آنگونه که دیل کلین، رئیس سابق انجمن قانونگذاری هستهای ایالات متحده، درمورد سیل واکنشهای اخیر نسبتبه احداث نیروگاه لومونوسوف میگوید:
اینها تنها یک تاکتیک وحشت است و هدف از آن، واداشتن مردم به تفکر درمورد حادثهای مشابه است. بنابراین هیچ بنیان علمی برای آن وجود ندارد.

نیروگاههای هستهای شناور آکادمیک لومونوسوف در حال جابجایی از محل ساخت آن در سنپترزبورگ روسیه
شاید حق با کلین باشد؛ پسزدن یک منبع انرژی با سطح انتشار کربن پایین تنها به بهانهی ترس از اتفاقات گذشته امری نامعقول و خطرناک است؛ مخصوصا حالا که جهان در حال ازدستدادن آخرین سنگرهای خود علیه موج ویرانگر تغییرات اقلیمی و افزایش سطح انتشار کربن است. براساس براوردهای سازمان جهانی سلامت، تمامی وقایع هستهای رخداده تاکنون (شامل تری مایل آیلند، چرنوبیل و فوکوشیما) در مجموع موجب مرگ کمتر از ۵۰۰۰ نفر شده است. البته این آمار مرگومیر تاسفبار است؛ ولی قطعا درمقایسه با آن چند میلیون نفری که هر ساله بر اثر عواقب ناشی از سوزاندن سوختهای فسیلی جان خود را از دست میدهند، آنقدرها هم ترسناک نیست.
درست است که نیمی از اعضای اتحادیهی اروپا همین حالا نیز توانستهاند به اهداف چشمانداز سال ۲۰۲۰ خود برای صنایع تجدیدپذیر دست پیدا کنند؛ اما آنچه در میان سیل هجمههای اخیر علیه انرژی هستهای (بهخصوص درمورد فناوریهایی بهکاررفته در نیروگاه لومونوسوف) اهمیت دارد، دستیابی به یک برآورد صحیح درمورد نقش فعلی انرژی اتمی در مقابله با پدیدهی ویرانگر تغییرات اقلیمی است.
ما اکنون میدانیم که جهان طی دههی گذشته همچنان به رکوردشکنی خود در انتشار دیاکسید کربن ادامه داده است. در حال حاضر، ما تنها یک منبع انرژی بزرگ در اختیار داریم که هم از قابلیت تولید انرژی دائم و پایدار برخوردار است و هم از لحاظ انتشار کربن خنثی تلقی میشود؛ انرژی هستهای. اکثر کارشناسان متفقالقول هستند که در وضعیت کنونی جهان با این حجم از افزایش تقاضای انرژی و نیاز مبرم به کاهش انتشار کربن، دسترسی به انرژی اتمی میتواند یک موهبت بزرگ باشد. از این رو، غمانگیز است که میبینیم سازمانهای داعیهدار در آیندهی پایدار جهان با اتخاذ چنین رویکرد خصمانهای علیه انرژی هستهای، ناخواسته به توسعهی بیشتر صنایع سوخت فسیلی دامن میزنند. اهمیت این موضوع زمانی روشنتر میشود که بدانیم علیرغم تمامی تلاشها، سرعت حرکت جهان بهسوی انرژیهای پاک برای عبور جهان از بحران گرمایش جهانی کافی نبوده است. پس چرا باید چنین فرصت بزرگی را برای جبران نادیده گرفت؟
آلمان یکی از کشورهایی است که جنبشهای ضدهستهای در آن از ریشههای تاریخی برخوردار است. وقوع حادثهی فوکوشیما بهمانند یک چاشنی بود که نیروهای فشار را بر آن داشت تا دولت آنگلا مرکل را مجاب به توقف فعالیت تمامی نیروگاه های اتمی تا سال ۲۰۲۰ کند. از آن زمان با اینکه سهم انرژیهای تجدیدپذیر در سبد منابع انرژی آلمان روبه فزونی گذاشته است، ولی در کمال ناباوری، نیروگاههای زغالسنگی نیز رشد چشمگیری داشتهاند. درنتیجه، تعطیلی نیروگاههای اتمی باعث شده که آلمان از اهداف کاهش ۴۰ درصدی انتشار کربن خود برای سال ۲۰۲۰ بازماند. علیرغم عواقب ناخوشایند این تصمیمگیری، حزب سبز آلمان تمرکز خود را روی برنامههای تعطیلی نیروگاههای اتمی دوچندان کرده و حتی نیروگاه اتمی جدید Hinkley Point بریتانیا را نیز هدف انتقادات خود قرار داده است.
با نگاهی به وضعیت سبد انرژی فرانسه، تعارض میان نظریات و واقعیات درمورد انرژی اتمی و انتشار کربن برایمان آشکارتر میشود. فرانسه اکنون ۷۰ درصد از انرژی برق خود را ازطریق نیروگاههای اتمی خود تأمین میکند؛ کشوری که با تولید تنها ۴/۶ تن CO2 در سال، داعیهدار کمترین سرانهی انتشار دیاکسید کربن در میان دیگر کشورهای توسعهیافته است. با این حال، احزاب سبز فرانسه همواره امانوئل مکرون، ریاستجمهوری کشور را بهخاطر اهمال در پیروی از سیاستهای ضدهستهای کشورهایی نظیر آلمان سرزنش میکنند و حتی در اعتراضات خود، خواستار استعفای وزیر محیطزیست این کشور شدهاند.

سرعت حرکت جهان بهسوی منابع انرژی پاک برای حل بحران اقلیمی جهان کافی نیست
در رؤیای دستاوردی رایگان
نکتهی مهم درمورد منابع انرژی آن است که بدانیم هیچ چیزی بهبهای رایگان بهدست نمیآید. ما همیشه باید میان منافع و ضررهای خود نوعی مصالحه برقرار کنیم. استفاده از گاز طبیعی انتشار دیاکسید کربن کمتری را در پی دارد ولی از سوی دیگر با ریسک نشت متان بهعنوان یکی از خطرناکترین گازهای گلخانهای همراه است. تولید پنل خورشیدی نیازمند بهکارگیری دستهای از مواد شیمیایی خطرناک با آثار زیستمحیطی ویرانگر است و احداث توربینهای بادی نیز با مشکلاتی نظیر ازبین رفتن زیستگاهها همراه خواهد بود.
مزایای استفاده از انرژی اتمی تاحدودی مشابه با انرژیهای تجدیدپذیر است: در اینجا هم انرژی بهشیوهای بدون انتشار دیاکسید کربن تولید میشود. اما نیروگاههای اتمی مزیتهایی دارند که انرژیهای تجدیدپذیر از آن برخوردار نیستند: انرژی اتمی یک منبع متناوب نیست، مقیاسپذیری بالایی دارد و قابلیت انطباق با پیکهای مصرف در ساعات مختلف شبانهروز را نیز دارد. این منبع میتواند بهخوبی با منابع متناوب تجدیدپذیر جفت شود و انرژی پاک و پایدار را در اختیار شبکهی سراسری برق قرار دهد.
اما اینها بههیچ وجه نمیتواند بهانهای برای دستکم گرفتن حوادث اتمی باشد. در حقیقت باید اذعان کرد، انرژی اتمی از یک تناقض عجیب رنج میبرد. از طرفی میتوان آن را در دستهی منابع با ریسک پایین قرار داد؛ چرا که ریسک وقوع یک اتفاق ناگوار برای آن بسیار کم است و ازسوی دیگر در ردهی منابع با پتانسیل عواقب بسیار سنگین جای میگیرد؛ به این معنا که بروز یک حادثهی بزرگ میتواند عواقب بلندمدت بسیار گستردهای بر جای بگذارد. با این حال، گروههای زیستمحیطی نظیر گرینپیس بدون توجه به فرصتهای موجود در صنعت هستهای برای مقابله با بحران اقلیمی، تنها احتمال وقوع بدترین حوادث هستهای را بهصورت غیرواقعگرایانهای وزن دادهاند.
خطاناپذیری یا ایمنی در برابر خطا؟
بسیاری از مخالفان انرژی اتمی از درک تمایز میان «ایمنی در برابر خطا» و «خطا ناپذیری» یک طراحی عاجز هستند. ایمنی در برابر خطا بدان معنا است که اگر سیستم دچار یک سانحه شود، بتواند وارد وضعیت ایمن شود. یک مثال بسیار ساده از این مفهوم، فیوزهای برق هستند. اگر جریان بسیار زیادی از یک فیوز عبور کند، پلاتین داخل فیوز ذوب شده و در نهایت جلوی جریان الکتریسیته گرفته میشود. نیروگاههای هستهای مدرن بهگونهای طراحی میشوند که از ویژگی ایمنی دربرابر خطا برخوردار باشند و این امر با کمک فناوریهایی محقق شده است که در روزهای اولیهی شکلگیری این صنعت (دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی) وجود نداشتند.

فاجعهی اتمی فوکوشیما در سال ۲۰۱۱ تاثیر مهمی در خیزش موج جدید اعتراضات علیه احداث نیروگاههای اتمی جهان داشت
مقالههای مرتبط:
در نقطهی مقابل، فعالان زیستمحیطی انتظار دارند که طراحی نیروگاههای اتمی خطاناپذیر باشد؛ انتظاری غیرمنطقی که برآوردهشدن آن تقریبا محال است. نمیتوان هیچ منبع انرژی را بهشکل خطاناپذیر طراحی کرد. نیروگاههای زغالسنگی و گازسوز با ریسک انفجار مواجه هستند. نیروگاههای خورشیدی ممکن است دچار آتشسوزی شوند (مانند اتفاقی که برای ساختگاههای خورشیدی نصبشده در فروشگاههای والمارت آمریکا رخ داد)، سدهای آب میشکنند و پرههای توربینهای بادی نیز خرد میشوند. امروزه گزارشها میگویند که نیروگاههای اتمی ایمنترین منابع تولید انرژی از لحاظ تعداد حوادث رخداده در ازای میزان تراواتساعت برق تولیدشده هستند؛ با این حال، هنوز هم انگشتهای اتهام تنها بهسوی استانداردهای طراحی این نوع نیروگاهها نشانه رفته است.
چه خوشمان بیاد و چه نیاید، انرژی هستهای هنوز هم یکی از بهترین گزینههای روی میز برای کنترل انتشار کربن و پاسخ به تقاضای روزافزون انرژی جهان است. حال پرسش اینجا است که آیا در وضعیت فعلی، سیاستمداران باید در برابر فشارهای برخاسته از سوءبرداشت و ناآگاهی افکار عمومی از خطرات یک فناوری مفید تسلیم شوند؟ آیا ملاک نهایی تصمیمگیری باید دانش و تخصص باشد یا افکار توده؟
نده هدایتپذیر از دور (پَهپاد) که به آن هواپیمای بدون سرنشین نیز میگویند؛ امروزه به قدری گسترش یافتهاند که به طور گسترده در زمینههای مخابرات، ناوبری جهانی، تحقیقات هواشناسی، جغرافیایی و جاسوسی به کار گرفته میشوند.
در حال حاضر ۳۲ کشور در حال ساخت و گسترش ۲۵۰ مدل از پهپادهای اکتشافی هستند.
پهپادها انواع مختلفی دارند که عبارتند از پهپادهای بسیار کوچک که حتی در حد چند گرم وزن دارند MAV، پهپادهای مینیاتوری که کمتر از ۲۵ کیلوگرم وزن دارند و پهپادهای سنگین، البته این سه نوع در دو دسته کلی بال متحرک و بال ثابت تقسیمبندی میشوند.

کاربردهای گوناگون هم از دیگر شاخصههای تقسیم بندی پهپادها هستند که پهپادهای نظامی با امکان حمله به اهداف زمینی یا هوایی، پهپادهای تجسسی و جاسوسی، پهپادهای پشتیبانی و لجستیکی، پهپادهای غیرنظامی و تجاری چهار شاخه اصلی در این تقسیم بندی به شمار میرود.
نخستین بار که از این محصول استراتژیک در جهان استفاده شد در سال ۱۸۴۹ میلادی در اتریش بود که با گذشت زمان به تدریج پیشرفت کرده و به نقطه کنونی رسیده است.
ساخت پهپاد در ایران
ایده ساخت پهپاد در کشورمان به سالهای پیش از انقلاب بازمیگردد، اما این ایده با وقوع انقلاب اسلامی به اجرا نزدیک و نزدیکتر شده تا در سال ۶۴ به واقعیت تبدیل و پهپاد مهاجر طراحی و ساخته شد.
ایده طراحی و ساخت مهاجر منجر به تشکیل صنایع هوایی قدس در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد که بعدها و در سالهای بعد شد مرکزی برای ساخت پهپادهای پیشرفته در کشورمان. البته صنایع هواپیماسازی ایران (هسا) هم بعدها به سوی ساخت پهپادها رفت و روند توسعهای را در پیش گرفت.

رزمایش اخیر پهپادی سپاه هم سال گذشته با نام «الی بیت المقدس ۱» با حضور پهپادهای تهاجمی - رزمی در منطقه عمومی هرمزگان و خلیج فارس با حضور جمعی از فرماندهان عالی رتبه سپاه اجرا و مجموعه متنوعی از پهپادهای نیروی هوافضای سپاه در این رزمایش شرکت داشتند.
این رزمایش تنها گوشهای از توان و قدرت پهپادی سپاه پاسداران بود که همه رسانههای جهان از آن با عنوان قدرت پهپادی سپاه یاد کردند. در جریان برگزاری این رزمایش، شرکت همزمان ۵۰ فروند پهپاد تهاجمی ۱۷۰ RQ ایرانی همراه با تعدادی دیگر از پهپادهای تهاجمی و رزمی برای نخستین بار در منطقه بود که به طور همزمان عملیات تهاجمی انجام دادند.
این رزمایش و همچنین نمایشگاه شکار کرکسها که در هفته دفاع مقدس سال جاری برگزارشد نیز بر اهمیت این موضوع تاکید کرد.
باشگاه خبرنگاران جوان هم قصد دارد تا مجموعه گزارشهایی دستاوردهای حوزه پهپادی کشور را که به صورت بومی طراحی و ساخته شدهاند را بررسی و تحلیل کند.
در نخستین گزارش از این مجموعه به بررسی پهپاد شاهد ۱۲۹ پرداختیم، این پهپاد ساخت صنایع هوایی قدس است، زیرمجموعه نیروی هوافضای سپاه پاسداران که در سال ۹۱ با حضور سرلشکر جعفری و سردار حاجی زاده رونمایی شد. طول این پهپاد ۸ متر و فاصله دو سر بال ۱۶ متر و قطر بدنه شاهد ۱۲۹، ۶۵ الی ۷۵ سانتیمتر تخمین زده میشود. این پهپاد در دو نوع تولید انبوه و ارتباط ماهوارهای در نیروی هوافضای سپاه به کار گرفته میشود.

بدنه پهپاد شاهد ۱۲۹ از جنس کامپوزیتی بوده و از یک پیشرانه پیشرفته چهار سیلندر پیستونی با نام روتاکس ۹۱۴ (Rotax ۹۱۴) بهره میبرد که توانایی حمل ۴ موشک هوشمند سدید با وزنی در مجموع ۴۰۰ کیلوگرم را دارد.
دومین گزارش هم به بررسی خانواده پهپاد مهاجر پرداخت که اولین پهپاد شناسایی ایران است که تاریخچه ساخت این پرنده به جنگ تحمیلی باز میگردد. در سال ۱۳۶۴ که صنایع هوایی قدس تشکیل شد، این پهپاد برای انجام مأموریت تصویربرداری از منطقه شلمچه به سپاه پاسداران تحویل داده شد تا فشار بر روی هواپیماهای شناسایی ارتش کم شود. جنس بدنه آن از کامپوزیت و وزن آن هم در حدود ۸۵ کیلوگرم است و قادر است تا با سرعتی بالغ بر ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت، مداومت پرواز ۹۰ دقیقهای و ارتفاع پرواز ۱۱ هزار پایی انواع موشک را حمل کند.

گزارش سوم به بررسی پهپاد سیمرغ اختصاص دارد که در ادامه متن حاصل از آن را مطالعه میکنید.
پهپاد سیمرغ
یکشنبه ۱۳ آذرماه سال ۹۰ بود که مقامات نظامی کشورمان مدعی شدند که یک فروند پهپاد شناسایی RQ-۱۷۰ آمریکایی مشهور به جانور قندهار را ردیابی و توانستند تا با هک سیستمهای راداری و کنترلی این پهپاد که در داخل مرزهای کشورمان به پرواز درآمده بود را در محلی در نزدیکی مشهد به زمین بنشانند. باید به این نکته اشاره کرد که این پهپاد در اختیار پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) نبود بلکه عملیاتهای خاصی را برای CIA (سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا) انجام میداد.

نحوه این کار بدین شکل بود که یک فروند RQ-۱۷۰ از پایگاه هوایی آمریکا در قندهار افغانستان به پرواز درآمد و پس از عبور از شهر شیندند افغانستان از مرزهای شرقی وارد کشور شد و در نزدیکی بردسکن واقع در استان خراسان رضوی در اختیار پدافند هوافضای سپاه قرارگرفت و به زمین نشانده شد. ابتدا مقامات آمریکایی سخنان مقامات ایرانی درباره این پهپاد را نادیده میگرفتند، اما با نمایش تصویری از RQ-۱۷۰ مسئولیت آن را برعهده گرفتند. البته آنها به دلیل اینکه این پهپاد ار تکنولوژی بسیار پیشرفتهای بهره میبرد دستیابی به آن توسط ایرانیها را غیرممکن میدانستند.

متخصصان دفاعی کشورمان که در طول سالهای متمادی از ابتدای انقلاب با دانش خود با تحریمهای مختلف مقابله کردهاند از طریق مهندسی معکوس قطعات این پهپاد را از یکدیگر جداسازی کرده و توانستند تا تمامی قطعات آن را بومی سازی و با کنار هم قراردادن این قطعات پهپاد بومی سیمرغ در دو نوع شناسایی و نوع رزمی را هم با نام صاعقه طراحی و تولید کنند.

مشخصات فنی
با این که به دلایل امنیتی اطلاعات دقیقی از سوی نیروی هوافضای سپاه درباره این پهپاد اعلام نشده، اما به خاطر اینکه این پهپاد از طریق مهندسی معکوس ساخته شده در این بخش برخی از مشخصات آن را برای شما ذکر میکنیم که از طریق مهندسی معکوس با قطعات مشابه جایگزین و ساخته شد. نوع مهندسی معکوس شده این پهپاد در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ۹۳ از سوی نیروی هوافضای سپاه رونمایی شد و در آبان ماه همان سال نیز فیلمی از پرواز آن به نمایش درآمد.

نیروی پیشران این پهپاد از موتور «تیاف۳۴» جنرال الکتریک است. ارتفاع این پهپاد ۳ متر، طول بالها ۱۳ متر، سرعت ۸۰۰ تا ۹۷۰ کیلومتر در ساعت و ارتفاع پروازی ۱۵ هزار متری است. در واقع این پهپاد یک پهپاد «تاکتیکی عملیاتی» و نه یک هواپیمای «ویژه جاسوسی» است کاربرد اصلی این پهپاد در شنود سیستمهای مخابراتی (موبایل، بیسیم رادیویی) و عکس برداری از مناطق نظامی و استراتژیک است. این پهپاد میتواند چهار بمب هدایت شونده را حمل کند.
سنسورهای بسیار دقیق و حساس در این پهپاد برای اندازه گیری حرارت، حرکت، تشعشعهای رادیو اکتیو و سایر کمیتها در این پهپاد به کار گرفته شده است. همچنین، دوربینهای قدرتمند و سیستم ناوبری هوشمند از دیگر ویژگیهای خاص این پهپاد است.


رونمایی در بازدید فرمانده معظم کل قوا

سیمرغ در رسانه های خارجی
پایگاه خبری تحلیلی JANES آمریکا در گزارشی به بررسی و تحلیل پهپاد ایرانی سیمرغ پرداخته است.
پایگاه تحلیلی BELLING CAT هم در گزارش خود از رونمایی این پهپاد خبر داده است.
گروه دفاعی خبرگزاری تسنیم ــ چندی پیش سردار سرلشکر حسین سلامی فرماندهکل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طی سخنانی از برنامهریزی نیروی دریایی سپاه برای دستیابی به نسل جدید شناورهای تندروی رزمی سخن گفت و اظهار داشت که مهمترین ویژگیهای این شناورها، پنهانکاری راداری (رادارگریزی) و بدون سرنشین بودن آنهاست.
نیروی دریایی سپاه از حدود یک دهه قبل و پس از تفکیک وظایف با نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، مسئولیت حراست از خلیج فارس و تنگه هرمز را بهعهده گرفت و در این مسیر از انواع تجهیزات هوایی، دریایی، راداری، موشکی و هواپیماهای بدون سرنشین بهره میبرد.
در این گزارش با توجه به اظهارات اخیر سرلشکر سلامی، به بررسی بیشتر، تبیین خصوصیات و گمانهزنی درباره شناورهای تندروی سپاه در آینده خواهیم پرداخت.
بیشتر بخوانید:
بیشتر بخوانید
شاید هیچ استراتژیست نظامی در دنیا در دهه 80 میلادی تصور نمیکرد که قایقهای پرسرعتی که ایرانیان بهعنوان بازیگر جدید در منطقه خلیج فارس وارد کارزار کردهاند، روزی صاحب افتخاری تحت عناوین "تغییردهنده معادلات نبرد" و "تغییردهنده راهبرد آمریکا" شود اما واقعیت این است که این شناورهای تندرو موفق شدند آمریکاییها را وادار به تبعیت از راهبرد ایران کرده و سبب ایجاد هزینههای سنگین نظامی برای ارتش این کشور در منطقه خلیج فارس شوند؛ شناورهای تندرویی که در ردههای وزنی و سرعتی و با تسلیحات مختلف بهطور کامل ساخت داخل کشور بوده و بهتعداد کافی ساخته شده و در حال خدمت هستند.

شناور سوئدی ساخت شرکت باگهامر، اولین قایق تندروی سپاه بود که در سال 1362 وارد خدمت شد/ سردار رحیم صفوی در مرکز تصویر مشاهده میشود
بهعلاوه با توجه به اینکه ابتکار عمل در حوزه شناورهای پرسرعت با یک پشتوانه دانشی و فناورانه بومی در اختیار ایران است، همواره نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک گام از دشمن جلوتر بوده و برای آینده نیز بهدنبال حفظ این برتری است.
ایجاد قابلیتهای پنهانکاری خصوصاً در زمینه راداری و حرکت گسترده بهسمت شناورهای بدون سرنشین، از مؤلفههای حفظ برتری سپاه بر دشمنان در منطقه خلیج فارس است، البته در زمینه شناورهای بیسرنشین، سپاه قبلاً یک شناور راکتانداز بهنام «یا مهدی(عج)» را توسعه داده و عملیاتی کرده است، بنابراین تجارب اولیه کافی برای شروع یک حرکت جهشی در این زمینه وجود دارد.

شناور بدون سرنشین و پرسرعت «یا مهدی(عج)» در حال شلیک راکت سنگین فلقــ1
یکی از هزینههایی که شناورهای پرسرعت به دشمن تحمیل کرد در زمینه تسلیحات بود. با توجه به سرعت بالای این شناورها، امکان مورد اصابت قرار دادن آنها توسط توپخانه حتی توپهای چندلوله چرخشی معروف به گتلینگ، پایین است.
چند ویدئوی معروف در این زمینه در فضای مجازی قابل دسترس است که یک شناور نهچندان پرسرعت در آزمایشی در حال نزدیک شدن به ناو آمریکایی بوده و سلاح گتلینگ ناو از مورد اصابت قرار دادن آن عاجز است. در همین زمینه تلاشهای گستردهای صورت گرفته تا با پایدارسازی بهتر سلاح و ردگیری دقیقتر با پیشبینی حرکات شناور، دقت تیراندازی افزایش یابد.
استفاده از توپهای لیزری راهکار دیگری بود که آزمایشهای متعددی نیز روی آن انجام گرفت اما لیزرهای فعلی در هوای نامساعد و شرایط رطوبت بالا دچار مشکل شده و امکان آسیبزنی به هدف توسط آنها کاهش مییابد، در نتیجه در این زمینه نیز شرکتهای بزرگ تسلیحاتی دست به دامن دانشمندان فیزیک شدند تا شاید لیزری با توان بالا که کمترین تأثیرپذیری را از شرایط جوی داشته باشد، به دست آورند.
حوزه تسلیحاتی دیگر، توسعههای مختلف روی موشکهای برد کوتاه مانند میسترال، هلفایر و بریمستون و نیز بمبهای کمقطر یا SDB بود. دو موشک هلفایر و بریمستون که از بهترین تسلیحات ضدزره کوتاهبرد هوا به سطح ناتو محسوب میشوند سوابق عملیاتی درخشانی علیه اهداف ثابت یا با سرعت بسیار کم مانند تانکها و زرهپوشها داشتهاند اما اولین آزمایش این سلاحها علیه قایقهای سریع ناامیدکننده بود.

شلیک موشک هلفایر بهصورت عمودپرتاب از شناور دریایی آمریکایی
پس از سالها تلاش، هماکنون این موشکها موفق شدند قایقهایی با سرعت 20 نات را مورد اصابت قرار دهند که تقریباً یکسوم سرعت قایقهای پرسرعت سپاه است. البته وجه شاخص میزان موفقیت فعلی دشمن در این زمینه، امکان درگیر شدن همزمان با تعدادی قایق مثلاً 4 فروند است. نکته مهم اینجاست که هرچند سطح کنونی توان موشکهای ضدزره فوق برای درگیری با شناورهای تندروی پایین است اما احتمال دارد بالاخره این توان افزایش یابد که باید از امروز بهفکر چاره برای آن بود.
در زمینه بمبهای کمقطر ساخت آمریکا که سلاحی نوآورانه برای نبردهای مدرن بودند، پس از نسل اول آنها که محصول شرکت بوئینگ بوده و GBU-39 نام داشت و برای انهدام اهداف ثابت توسعه یافته بود، شرکت مشهور ریتئون برنده قرارداد نسل جدید این نوع تسلیحات شد که از ابتدا بهمنظور ایجاد قابلیت درگیر شدن با اهداف متحرک و سریع در دست توسعه بود.
همین هدف مدنظر قرارگرفته در پروژه فوق سبب افزایش هزینهها شد زیرا سامانههای هدفگیری و هدایت مورد نیاز برای درگیر شدن با اهداف متحرک بسیار پیچیدهتر از نمونه مورد نیاز برای انهدام اهداف ثابت بود، به همین منظور در نسل دوم بمبهای کمقطر یا SDB-2 که به نام GBU-53 معرفی شده گفته میشود که در آنها از سه حسگر مختلف شامل لیزری، رادار موج میلیمتری و دوربین تصویرساز حرارتی بهرهبرداری شده است.

تصویری تبلیغاتی از GBU-53 مربوط به نزدیک به یک دهه پیش که قایقهای پرسرعت سپاه در شیشه حسگر آن نقش بسته است
بنابراین رویکرد گسترده دشمن به توسعه تسلیحات مختلف برای انهدام قایقهای پرسرعت که تا کنون نیز هزینههای هنگفتی به آنها تحمیل کرده سبب میشود تا سپاه بهطور جدی بهفکر افزایش حداکثری قابلیتهای پنهانکاری شناورها خصوصاً پنهانکاری راداری باشد.
برای این منظور دو روش اصلی استفاده از مواد جاذب امواج رادار و طراحی شکل وسیله مطابق اصول پنهانکاری راداری است، در نتیجه باید انتظار داشت که نسل جدید شناورهای تندروی سپاه از ظاهری بسیار متفاوت با نمونههای فعلی بهرهمند باشند.

شناور بدون سرنشین پرسرعت سراج ساخت وزارت دفاع و در اختیار نیروی دریایی سپاه؛ بدنه کامپوزیتی آن نشان میدهد که ایران در ساخت شکلهای پیچیده و از جنسهای غیرفلزی گلوگاهی ندارد
البته تا امروز بسیاری از قایقهای پرسرعت سپاه از مواد مرکب غیرفلزی ساخته شده است که به خودی خود قابلیتهایی در جذب انرژی امواج رادار دارند اما برای افزایش هرچه بیشتر این قابلیت نیاز به استفاده از مواد مرکب متناسبتر و همچنین رنگهای جاذب امواج است.
در مورد قایقهای تندروی فلزی نیز امکان استفاده از مواد مرکب مدرن با توانایی تحمل تنش بالا بهجای فلز در نمونههای نوساز و هم استفاده از رنگهای جاذب چندلایه برای فرکانسهای راداری مختلف برای پوششدهی شناورهای فعلی راهکارهای در دسترس و قابل بررسی است.

شکل ظاهری تعدادی از شناورهای آزمایشی و عملیاتی که با اصول پنهانکاری راداری ساخته شدهاند

شناور چینی عملیاتی تایپ-22 تا حدودی از اصول پنهانکاری راداری بهره برده است
اما ویژگی محوری دوم شناورهای پرسرعت آینده سپاه، بدون سرنشین بودن آنهاست. رویکرد استفاده از شناورهای بدون سرنشین بهدلایلی تا به امروز همانند هواپیماهای بدون سرنشین گسترش نیافته است، شاید یکی از دلایل آن، محیط بسیار پیچیده دریا باشد؛ پیچیدگیای که حتی سبب شده تا پهپادهای مورد استفاده در نیروهای دریایی دنیا نیز غالباً از انواع دوزیست یعنی با قابلیت فرود روی آب نباشند اما پیشرفتهای چشمگیر جمهوری اسلامی ایران در عرصه هواپیماهای بدون سرنشین که برخی از آنها مداومت پروازی بالای یک روز و برد 3000 کیلومتر دارند بالاخره برای حوزه دریایی نیز راهگشا خواهد بود.
از جلوههای مهم توانمندی بسیار بالای کشور در حوزه تجهیزات بدون سرنشین، تهاجم موفق نیروی هوافضای سپاه با رویکرد حمله گروهی چندین پهپاد به مواضع داعش در شرق سوریه در مهر 1397 بود. این رویکرد که به آن SWARM گفته میشود نیازمند مسائل فنی و تکنیکی خاص خود در زمینه هدایت گروهی پهپادها، هدفیابی و توزیع اهداف بین آنها و بازگشت ایمن به منطقه خودی است.
لازم به ذکر است که یکی از وجوه ایجادکننده برتری برای راهبرد قایقهای پرسرعت سپاه در برابر آمریکا در دهههای گذشته همین رویکرد حمله گروهی آنها به شناور دشمن است، بنابراین حمله گروهی باید در شناورهای بدون سرنشین آینده سپاه نیز توسعه یابد که مقدمات آن پیشتر در پهپادها بهصورت عملیاتی بهکار گرفته شده است.

قایق بدون سرنشین ساخت انگلیس (تصویر بالا)، رژیم صهیونیستی و آمریکا
با استفاده از شناورهای بدون سرنشین که قابلیت حمله گروهی داشته باشند، عملاً ضمن حذف خطر از بین رفتن تعدادی از نیروهای انسانی در پاسخ متقابل سامانههای دفاعی دشمن، میتوان با اتونوموس یا خودکارسازی شناورها در یک گروه شناور یا با استفاده از روش پیرو ــ رهبر (یک قایق رهبر و سایر قایقها پیرو) با تعداد نیروی انسانی کمتر، یک عملیات تهاجمی به شناور دشمن را به انجام رساند، این امر بهنوبه خود باعث کاهش احتمال بروز خطای انسانی نیز میشود.
یکی دیگر از جنبههای مفید بدون سرنشین کردن شناورهای پرسرعت، امکان استقرار آنها در عوارض طبیعی ساحلی یا تونلهای زیرزمینی بدون نیاز یا با کمترین نیاز به توسعه امکانات استقرار نیروی انسانی است، به این ترتیب با هزینه و ریسک بسیار کمتر، شناورها در نقاط مختلفی مخفی شده و در روز واقعه بهصورت کنترل از راه دور عملیاتهای از پیش طراحیشده را به اجرا در میآورند.
بهاحتمال بسیار زیاد در آینده شاهد نسل جدیدی از تسلیحات راکتی و موشکی و البته تیربارها و توپهای کالیبر پایین پایدارشده و کنترل از راه دور و شاید سامانههای دفاع فعال برای انهدام موشکهای دشمن روی شناورهای سپاه خواهیم بود.
امروزه برد دورایستایی موشکهای پرتابشونده از شناورها و بالگردهای دشمن عمدتاً بین 6 تا 8 کیلومتر است بنابراین بدیهی است که افزایش هرچه بیشتر برد دورایستایی تسلیحات به در امان ماندن از سامانههای دفاعی دشمن میانجامد.
نکته دیگر استفاده از مجموعهای از تسلیحات مختلف با قابلیتهای مختلف در یک عملیات تهاجمی برای از کار انداختن هرچه سریعتر ماشین جنگی دشمن است. این تسلیحات که شامل نمونههای اصلی و فریب است هر یک برای مأموریتی مشخص بهسمت شناورهای دشمن رهسپار میشوند که میتواند شامل موشکهای کروز ضدکشتی، موشکهای کوچک نقطهزن برای انهدام تجهیزات خاصی روی شناور دشمن و اژدرهای حملهکننده از عمق و البته شلیک پرتعداد راکتهای ارزانقیمت با دقت نسبی باشد.


تصویری از حرکت تهاجمی گروهی شناورهای پرسرعت سپاه
کنار رویکردهای پنهانکاری راداری (رادارگریزی)، بدونسرنشینسازی شناورها، استفاده از تسلیحات جدیدتر و هوشمند و توسعه رویکرد حملات گروهی، سپاه همچنان بهدنبال افزایش سرعت پایدار شناورهای خود است زیرا وجه اصلی برتری این راهبرد یعنی استفاده از قایقهای تندرو، سرعت بسیار بالاتر آنها نسبت به شناورهای دشمن بوده و همچنان نیز به افزایش این سرعت نیاز وجود دارد، همین افزایش سرعت، کار موشکها و سامانههای توپخانهای دشمن را برای درگیری مؤثر با قایقهای سپاه دشوارتر میکند.
دو سنگ نشانه یا Milestone بعدی سپاه در حوزه افزایش سرعت شناورهای خود دستیابی به سرعت 100 تا 110 نات و در مرحله بعدی، سرعت بالای 140 نات است که امید میرود با بهبود رویههای پژوهشی و بهکارگیری هرچه بیشتر تمامی امکانات در زمان کوتاهتری نسبت به گامهای قبلی، شناورهای بسیار پرسرعت جدید وارد رده عملیاتی شوند.
جگوار مدل مفهومی جدیدی رونمایی کرده که برای بازی گرن توریزمو اسپرت (Gran Turismo Sport) طراحی شده است. این خودرو احتمالا نشاندهندهی خودروهای اسپرت الکتریکی آیندهی جگوار خواهد بود. مدل جدید جگوار ویژن گرن توریزمو کوپه (The Vision Gran Turismo Coupé) نام دارد و جدیدترین خودرو مجازی است که گیمرها میتوانند آن را دانلود کنند. دانلود این خودرو برای بازی گرن توریزمو از دسامبر امکانپذیر خواهد شد. البته جگوار هنوز دربارهی احتمال تولید نسخهی واقعی چنین خودرویی اظهارنظر نکرده است.
جگوار صفر تا صد این خودرو مفهومی اسپرت را با تکیه بر سابقهی طولانیاش در موتور اسپرت طراحی کرده است. در طراحی ویژن گرن توریزمو طرح مفهومی از خودروهای کلاسیک C تایپ و D تایپ نیز الهام گرفته شده است. بااینحال، بخش فنی این خودرو مربوط به هیچیک از محصولات تولیدی جگوار نیست؛ بلکه بیشتر از خودروهای الکتریکی I تایپ و I-Pace در آن الهام گرفته شده است.

موتور برقی جگوار مجازی توانایی تولید ۱،۰۰۶ اسببخار قدرت و ۱،۲۰۰ نیوتنمتر گشتاور دارد. این میزان قدرت و گشتاور را سه موتور برقی تأمین میکنند که یکی از آنها به محور جلو و دو تای دیگر به محور عقب متصل هستند. چنین قدرتی برای دستیابی به سرعتگیری صفر تا صد کیلومتربرساعت در کمتر از دو ثانیه و رسیدن به سرعت بیش از ۳۵۰ کیلومتربرساعت کافی است. جگوار جزئیاتی دربارهی شعاع حرکتی مجازی ویژن گرن توریزمو نیز عنوان نکرده است.
در طراحی ویژن گرن توریزمو، میتوان بهوضوح الهامگیری از مدل فعلی F تایپ و رگههایی از طراحی سوپراسپرت مفهومی C-X75 را مشاهده کرد که در سال ۲۰۱۳ رونمایی شده بود. در جگوار ویژن گرن توریزمو استفاده از مواد پیشرفتهی سبک مانند تیوبهای فیبرکربنی مونوکوک شبیهسازی شدهاند که وزن خالص خودرو را به ۱،۴۰۰ کیلوگرم میرسانند. تقسیم وزن این خودرو نیز تقریبا بهصورت پنجاهپنجاه است.

مقالههای مرتبط:
سقف این خودرو مفهومی ارتفاع کمی دارد و برای بهبود آیرودینامیکی تا عقب خودرو ادامه پیدا کرده است. دربارهی بالهی عقب متحرک ویژن گرن توریزمو نیز گفته شده ضمن بهینهترکردن مصرف انرژی، میتواند میزان چشمگیری از نیروی رو به پایین (Downforce) را نیز تولید کند. همچنین در بخشهایی از طراحی، میتوان الهامگیری از خودروهای قدیمی را مشاهده کرد؛ بهطوریکه طراحی جلوپنجره مانند خودروهای قدیمی جگوار است و ورودیهای هوای دوتایی در عقب نیز از اولین نسل خودرو سدان جگوار XJ الهام گرفته شدهاند.
هوش مصنوعی این خودرو Kitt-E نام دارد و میتواند با استفاده از تکنولوژی هولوگرام، نقشهها را بهصورت سهبعدی برای کاربر نشان دهد. در این خودرو، برای آگاهکردن راننده از خطرهای احتمالی از فناوری واقعیت افزوده بهره گرفته شده است. نشانگرهای پشت فرمان در جگوار ویژن گرن توریزمو شفاف هستند و این باعث میشود راننده دید بهتر و کاملتری از جاده داشته باشد.

جولیان تامسون، مدیر طراحی جگوار، دربارهی این خودرو گفته است:
طراحان جوان ما این پروژه را بهطور کامل انجام دادهاند و این فرصت را به آنها داد تا بهصورت واقعی طراحی خودرو جدید آیندهنگرانه را براساس پیشینهی غنی شرکت تجربه کنند. این تیم کار فوقالعادهای در تولید محصولی درخورتوجه بهعنوان جگوار انجام دادند که در طراحی آن، از گذشتهی پرافتخار جگوار الهام گرفته شده باشد.
گروهی از افراد شاغل در گوگل بهتازگی این شرکت را به ساخت ابزاری نظارتی در قالب اکستنشن کروم متهم کردهاند؛ ابزاری که طبق ادعای آنها، بهطور ویژه برای نظارت روی اجتماعات متشکل از بیش از ۱۰۰ نفر طراحی شده است که در بیش از ۱۰ اتاق برگزار میشوند. گوگل از این طریق متوجه خواهد شد احتمالا آن گروه از افراد در حال تدارکدیدن تظاهرات هستند یا اینکه میخواهند درکنار یکدیگر اتحادیههای خاصی تشکیل دهند. البته آلفابت، شرکت مادر گوگل، قاطعانه این اتهامات را تکذیب میکند.
جزئيات اتهامات مطرحشده ازطریق یادداشتی خاص به دست رسانهی بلومبرگ رسیده که در آن، آمده است برخی از کارمندان عالیرتبه گوگل اخیرا رفتاری بسیار غیراخلاقی از خود نشان و به یکی از گروههای برنامهنویسی دستور دادهاند اکستنشن خاصی برای مرورگر کروم طراحی کنند که نصب آن روی رایانهی تمامی کارمندان ضروری و کارکرد اصلی آن، نظارت روی عملکرد این افراد است.

کارمندان گوگل مدعی شدهاند اگر هرکس از آنها دعوتنامهای ازطریق تقویم برای بیش از ۱۰۰ نفر بفرستد، ابزار مذکور این موضوع را به گوگل گزارش میدهد. آنها میگویند چنین ابزاری بدینمنظور طراحی شده است که از متحدشدن کارمندان با یکدیگر و انجام برخی فعالیتها جلوگیری کند.
ابتدا در سپتامبر گذشته، بلومبرگ وجود این ابزار را رسانهای کرد. ابزار مذکور در آن زمان هنوز در دست طراحی و ساخت قرار داشت و برخی از اعضای تیم مربوط به حریم خصوصی در گوگل، نگرانیهایشان را دربارهی آن ابراز کرده و گفته بودند این ابزار با رویکرد کاری گوگل در تناقض است.
بعدا در اکتبر، کارمندان گوگل پس از اینکه متوجه شدند نصب این ابزار روی تمامی دستگاهها ضروری است، دربارهی آن با همکارانشان بحث کردند. آنان متوجه شدند ابزار نظارتی جدید گوگل را نمیتوان از روی سیستمها حذف کرد. درضمن، بهدنبال منعشدن کارمندان گوگل از دسترسی به اسناد مربوط به این پروژه، ابزار نظارتی یادشده بیشتر در کانون توجه قرار گرفت و نگرانیهای مرتبط به آن افزایش یافت.
این در حالی است که آلفابت بهشدت تمامی ادعاها را رد میکند و میگوید ابزار اشارهشده ماهها با رعایت استانداردهای قانونی و استانداردهای مربوط به حریم خصوصی و امنیتی در دست ساخت بوده است.
آلفابت در اطلاعیهاش میگوید:
ادعاهای مطرحشده دربارهی عملکرد و هدف این اکستنشن کاملا نادرست هستند. این اکستنشن درحقیقت پنجرهای شناور است که از کارمندان میخواهد حواسشان جمع باشد که بهصورت خودکار اطلاعیهی مربوط به برگزاری اجلاسی خاص به تقویم شمار زیادی از کارمندان ارسال نشود.
مقالههای مرتبط:
آلفابت همچنین ادعا میکند ابزار مذکور اطلاعات را بهگونهای برای گوگل ارسال نمیکند تا کارمندان ارسالکنندهی چنین دعوتنامههایی شناساییکردنی باشند و درضمن، گوگل از ارسال این دعوتنامهها جلوگیری نمیکند. این ابزار بهطور ویژه برای کاهش شمار دعوتنامههای ساختگی و هرز در تقویم ساخته شده است.
در سالهای اخیر، رابطهی بین تیم مدیریت گوگل و کارمندان این شرکت بهشکل فزایندهای ستیزهجویانهتر شده است. سریال دعواهای بین گوگل و کارمندان مدتی پیش با اتفاقاتی نظیر راهپیمایی عظیم کارمندان در اعتراض به نحوهی رسیدگی گوگل به پروندههای آزار جنسی وارد مراحل جدیدی شد.
در ابتدای نسل هشتم، مایکروسافت بهدلیل عملکرد نهچندان قوی در ساخت بازیهای انحصاری برای ایکسباکس وان، خیلی زود قافیه را به رقیب شرقی خود، یعنی سونی، خالق کنسول پلیاستیشن ۴ باخت؛ اتفاقی که موجب شده است ردموندیها برای جلوگیری از تکرار اشتباه پیشین در نسل آینده برنامهریزی پرهزینهای کنند.
حال گوگل بهعنوان یکی از بازیگران تازهوارد صنعت بازی، قصد دارد با بنیانگذاری استودیوهای بازیسازی داخلی، بازیهای انحصاری متعددی برای سرویس گیمینگ ابری استیدیا بسازد و اشتباه مایکروسافت را تکرار نکند.
مارس امسال، گوگل از ورودش به عرصهی ساخت بازی سخن گفت؛ موضوعی که طبق گفتهی اهالی این شرکت، در ابتدا با گامهای کوچک رخ خواهد داد. بااینحال، اهالی مانتینویو برای تحقق اهداف خود دراینزمینه، جید ریموند، یکی از کهنهکارترین بازیسازان را استخدام کردند که پیشتر سابقهی فعالیت در یوبیسافت و الکترونیک آرتز را داشته است. ریموند احتمالا رهبری استودیو بازیسازی گوگل موسوم به Stadia Games and Entertainment را برعهده خواهد گرفت.
بااینهمه، روز گذشته ریموند مصاحبهای کرد و در آن، از بلندپروازیهای گوگل با احداث استودیوهای بیشتر خبر داد. او با اشاره به این موضوع که گوگل در نظر دارد هرساله بازیهای انحصاری جدیدی برای سرویس استیدیا منتشر کند، دربارهی برنامههای این غول دنیای اینترنت میگوید:
برنامه داریم استودیوهای داخلی بیشتری تأسیس کنیم. گوگل هماکنون چند بازی انحصاری در دست تولید دارد که از قدرت ابری استفاده میکنند. برای تجربهی این انحصاریها نیازی نیست گیمرها چهار سال منتظر بمانند تا دستشان به محتوای هیجانانگیزشان برسد. هرساله تعدادی از این بازیها منتشر خواهند شد و این امر با گذشت هرسال شدت میگیرد.

ریموند درادامهی صحبتهایش به نکات هیجانانگیز دیگری نیز اشاره کرد. طبق ادعای او، انحصاریهای استیدیا بهسبب قدرت درخورتوجه مراکز پردازش گوگل کیفیتی ارائه میکنند که کنسولهای بازی امروزی از ارائهی آن ناتواناند. بهعنوان نمونه، قدرت پردازش ابری این امکان را به توسعهدهندگان داده تا در بخش فیزیک اجسام کاملا بتوانند شبیهسازی کنند. همچنین، بازیسازان میتوانند از دستیار صوتی گوگل اسیستنت در NPCها (شخصیتهای درون بازی) بهره ببرند.
کاوازاکی در نمایشگاه خودرو توکیو ۲۰۱۹، جدیدترین موتورسیکلت استاندارد خود را معرفی کرد که از پیشرانهی چهار سیلندر ۹۹۸ سیسی سوپرشارژ برخوردار است. این پیشرانه ۱۹۷ اسببخار قدرت و ۱۳۶ نیوتنمتر گشتاور تولید میکند.

کاوازاکی پس از نمایش مجموعهای از تیزرهای جذاب، موتورسیکلت جدید و توانمند Z H2 مدل ۲۰۲۰ را رونمایی کرد که آن را ورود به نسل جدیدی از مدلهای Z مینامد. کاوازاکی Z H2 تقریبا ۱۷ هزار دلار قیمت دارد و از همهی مدلهای H2 ارزانتر است؛ هرچند این موتورسیکلت درمقایسهبا سایر مدلهای تنفس طبیعی Z، قیمت بهمراتب بیشتری دارد. کاوازاکی این موتورسیکلت را بهعنوان یکی از اولین مدلهای نسل بعدی Z و پرچمدار این نسل توصیف میکند.

کاوازاکی Z H2 مدل ۲۰۲۰ از پیشرانهی چهار سیلندر خطی ۹۹۸ سیسی سوپرشارژ ۱۶ سوپاپه بهره میبرد که در Ninja H2 SX نیز استفاده میشود. ناگفته نماند نسخهی اروپایی موتورسیکلت جدید کاوازاکی ۱۹۷/۳ اسببخار قدرت در ۱۱ هزار دوربردقیقه تولید میکند. حداکثر گشتاور ادعاشده مشابه نینجا H2 SX حدود ۱۳۶ نیوتنمتر است؛ ولی نینجا کمی دیرتر به این میزان گشتاور میرسد. کاوازاکی میگوید ویژگیهای ورودی و خروجی هوا و تنظیمات تزریق سوخت را تغییر داده تا گشتاور بیشتری در محدودهی دور کم تا متوسط موتور ایجاد کند.

سیستم اگزوز باتوجهبه استاندارد یورو ۵ بهروزرسانی شده است. صداخفنهکن هنوزهم اندازهی بسیار بزرگی دارد؛ اما کاوازاکی میگوید تاحدممکن برای کاهش وزن کوچک شده است. همانطورکه پیشبینی میشد، جعبهدندهی ۶ سرعته با موتورسیکلت همراه میشود.

کاوازاکی Z H2 از فریم کاملا متفاوتی درمقایسهبا نینجا H2 و H2 R یا H2 SX استفاده میکند. بهگفتهی کاوازاکی، این طراحی سختی و انعطافپذیری را متناسب با انواع شرایط سواری متعادل میکند و درعینحال، ازنظر مدیریت دما بهتر از فریم معمولی آلومینیومی خواهد بود. زاویهی دوشاخه نسبت به بدنه و فاصلهی دوشاخه و فاصلهی بین دو چرخ بهگونهای انتخاب شدند تا بتوانند سواری بهتری در سرعتهای کم و متوسط داشته باشند.

مقالههای مرتبط:
کاوازاکی Z H2 در جلو از دوشاخهی SFF-BP Showa تنظیمپذیر استفاده میکند. Showa همچنین کمکفنر سیستم تعلیق عقب جدید را تولید کرده است و ترمزهای M4.32 برمبو وظیفه دارند سرعت این موتورسیکلت را کاهش دهند.
کاوازاکی Z H2 چهار حالت سواری شامل اسپرت، جاده، باران و حالت سفارشی دارد. سیستم کنترل کشش سه سطح عملکرد را ارائه میدهد و میتوان آن را کاملا خاموش کرد. سیستم ترمز ABS در پیچ، کروزکنترل، کنترل شروع حرکت و تعویض دندهی سریع، مجموعهای از سیستمهای الکترونیکی این موتورسیکلت را تشکیل میدهند. شایان ذکر است صفحهنمایش TFT تمامرنگی تمام اطلاعات لازم را برای سیستمهای مختلف Z H2 ارائه میدهد.

کاوازاکی Z H2 از سبک طراحی Sugomi پیروی میکند که این شرکت در تمام مدلهای Z از آن بهره میبرد. آنچه برای Z H2 منحصربهفرد به نظر میرسد، طراحی نامتقارن است که مجرای ورودی هوا در سمت چپ چراغ LED قرار دارد. کاوازاکی میتوانست با استفاده از طراحی مدلهای Ninja H2 تعادل ورودی هوا را نیز در این مدل برقرار کند؛ اما به هر دلیلی نخواست و نبود تقارن در نمای کلی هنوز باقی مانده است.

بهعنوان موتورسیکلتی استاندارد، موقعیت سواری درمقایسهبا مدلهای Ninja H2 راحتتر است و درحالیکه رکابها کمی پایینتر از H2 SX هستند، دستههای فرمان بالاتر و نزدیکتر به صندلی قرار گرفتهاند. سایر نکات برجسته موتورسیکلت Z H2 اتصال گوشی هوشمند ازطریق برنامهی Rideology کاوازاکی و وزن ۲۴۰ کیلوگرمی است.
موشهای صحرایی در آزمایشگاه دانشگاه ریچموند یاد گرفتند کاری را انجام دهند که بسیاری از آمریکاییها هر روز با آن دستوپنجه نرم میکنند: رانندگی موفقیتآمیز برای رسیدن به غذا. به این رانندگان خزدار آموزش داده شد تا یک ماشین سفارشی موش را هدایت کنند و نتایج نشان میدهد که موشها ممکن است نسبتبه آنچه قبلا تصور میشد، توانایی بیشتری برای یادگیری وظایف داشته باشند. ایدهی این آزمایش را دانشمند علوم اعصاب دانشگاه ریچموند یعنی کلی لمبرت مطرح کرد.
لمبرت و همکارانش ماشین کوچکی را با استفاده از ظرف غذای خالی ساختند و یک میلهی آلومینیومی و سه میلهی مسی را بهعنوان فرمان روی آن نصب کردند. میلههای مسی و کف آلومینیومی جریان الکتریکی تولید میکنند که میتواند ماشین را به پیش براند. موشها وقتی بهخوبی آموزش میدیدند، میتوانستند جهت ماشین را با گرفتن میلههای مسی (سمت چپ، سمت راست، وسط) کنترل کنند.
هر زمان که موشها ماشین را لمس کرده و آن را به پیش میراندند، نوعی خوراکی شیرین بهعنوان پاداش به آنها داده میشد. سرانجام دانشمندان یک قدم جلوتر رفته و یک جعبهی مستطیلی ۴ متر مربعی ایجاد کردند تا موشها در اطراف آن رانندگی کنند. پژوهشگران بهتدریج خوراکی را دورتر و دورتر قرار دادند و موشها را ترغیب کردند تا دقیقتر رانندگی کنند. لمبرت گفت:
آنها یاد گرفتند تا ماشین را به شیوهای منحصربهفرد هدایت کنند و برای رسیدن به پاداش از الگوهای فرمانی استفاده کردند که قبلا هرگز از آن استفاده نکرده بودند.
البته نحوهی یادگیری همهی این ۱۱ موش نر و ۶ موش مادهی آزمایش یکسان نبود. بهگفتهی لمبرت، نوع محیطی که موشها را احاطه کرده بود، روی یادگیری آنها تأثیر داشت. موشهایی که در محیط پیچیدهتر و تحریککنندهتری زندگی میکردند، بهطور قابلتوجهی رانندگی را سریعتر از موشهایی که در محیطهای یکنواخت و خستهکنندهی آزمایشگاه به سر میبرندند، یاد گرفتند. براین اساس، لمبرت بر نقش مؤثر محیط پویا و چالشبرانگیز در یادگیری تأکید میکند. او میگوید ظاهرا عمل رانندگی موشها را آرام میکند. همچون انسانها، بهنظر میرسد که موشها در هنگام تسلط بر کاری سخت احساس رضایتمندی کنند.
مقالهی مرتبط:
اگرچه به این زودی شاهد موشهایی نخواهید بود که در خیابانهای شهر رانندگی کنند اما دانشمندان بر این عقیدهاند که این آزمایش قابلتوجه است زیرا نشان میدهد انعطافپذیری عصبی مغز موشها (توانایی مغز آنها برای یادگیری و انطباق با وظایف جدید) ممکن است بسیار بیشتر از چیزی باشد که انسان فکر میکند. آزمایش رانندگی نقطهی آغاز این پژوهش است. لمبرت میگوید که او معتقد است که آزمایشها باید پیچیدهتر شوند و دادههایی که با مشاهدهی موشها جمعآوری میشود، ممکن است بتواند به مطالعهی اثرات بیماری پارکینسون و افسردگی کمک کند. مهمتر از همه، این یافته برای موشها یک پیروزی بود. بهگفتهی لمبرت:
من معتقدم که موشها نسبتبه آن چه بیشتر مردم تصور میکنند، باهوشتر هستند و بیشتر حیوانات نسبتبه تصور ما بهطور منحصر به فردی با هوشتر هستند.
هر هفته، جالبترین و برترین عکسهای علمی از سراسر جهان را از نگاه زومیت تقدیم شما خوانندگان گرانقدر میکنیم. در دنیای پر رسانهی امروز، تصاویری هستند که به دلیل اهمیت رسانهای خود بارها و بارها دیده میشوند و به اشتراک گذاشته میشوند. اما از سوی دیگر، برخی از این تصاویر اگرچه با اهمیت باشند، مهجورانه به دست فراموشی سپرده میشوند. گاهی برخی از همین تصاویر، گفتنیهایی بیش از گزارشها و مقالات پر بازدید دنیای پر خبر امروز دارند. در ادامه به بررسی برخی از تصاویر علمی منتخب هفته بههمراه داستان نهفته در پَس هر کدام خواهیم پرداخت. با ما همراه باشد:
تصاویر جدید ماهنورد یوتو ۲ از مادهی مرموز ژلهمانند ماه

سازمان ملی فضایی چین، تصاویر جدیدی از ماهنورد یوتو ۲ را منتشر کرده که ممکن است به حل معمای ماده مرموز ژلهمانند کمک کند. ماهنورد یوتو ۲ بخشی از مأموریت چانگای ۴ است که اواسط دی ماه سال گذشته در نیمهی پنهان ماه فرود آمد تا به اولین کاوشگری بدل شود که در این بخش ماه فرود میآید. تیر ماه امسال هم بود که برای اولینبار عکسی از مادهای عجیب روی ماه ثبت کرد که بعدا با انتشار توجهات زیادی را به خود جلب کرد. این عکس که توسط دوربین اصلی ماهنورد گرفته شده بود، مرکز دهانهای کوچک را نشانه رفته بود که در آن مادهای با رنگ روشنتر از محیط پیرامونش به چشم میخورد. عکس مادهی ژلهمانند روز ۱۳ مهر برای اولینبار در نشریهی «فضای ما (Our Space)» منتشر شد.
با اینکه تصاویر ارسالی یوتو ۲ توجهات بسیاری را به خود جلب کرده، اما رسانههای چینی اعلام کردند مادهای که ماهنورد به آن برخورد به هیچوجه عجیب و مرموز نیست. در حقیقت، پژوهشگران اعلام کردند، موادی که در تصاویر جدید دیده میشوند، شبیه مواد کریستالی هستند که در طول مأموریت آپولو ۱۷ در دهانهای برخوردی کشف شده بودند. هاریسون اشمیت، آخرین فضانوردی که به ماه سفر کرد، در بخشی از مأموریت نمونههایی از کانی کریستالی براق و تیرهرنگی را از سطح ماه جمعآوری کرده بود. دانشمندان عقیده دارند، موادی با این فُرم و رنگ معمولا بر اثر برخورد شهابسنگها در ماه به وجود میآیند.
قدیمیترین مروارید جهان در ابوظبی کشف شد

باستانشناسان اعلام کردند که موفق به کشف یک مروارید ۸۰۰۰ ساله در حین حفاری در نزدیکی پایتخت امارات متحده عربی شدند. باستانشناسان با بهره بردن از روش سالیابی رادیو کربن مشخص کردند که این مروارید بین ۵۸۰۰ تا ۵۶۰۰ سال پیش از عصر حاضر به دست آمده است. به عقیده باستانشناسان، مروارید برای هزاران سال در منطقهی خلیج فارس مبادله میشده است. هدف اصلی این تیم باستانشناسی که هماکنون در جزیره مروح مشغول حفاری است، یافتن سازههایی از دوران پارینهسنگی است. تاکنون شمار زیادی از آثار باستانی مربوط به این دوره از جمله مهرههای ساخته شده از پولک، پوسته و سنگ کشف شدند. مقامات شهر ابوظبی اعلام کردند که بهزودی، قدیمیترین مروارید جهان را در نمایشگاهی در معرض دید عموم قرار خواهند داد.
تایملپس ۱۱ دقیقهای فضانوردان از زمین

کریستینا کُخ فضانورد ناسا، هنگام عبور ایستگاه فضایی بینالمللی از فراز کشور نامیبیا و دریای سرخ در شمال شرقی آفریقا، این تصویر تایملپس دیدنی را ثبت کرد. کخُ در خلق این تصویر ترکیبی از ۴۰۰ قاب بهره برده که در فاصلهای ۱۱ دقیقهای به ثبت رسیدند. خطوط مدوری که در آسمان دیده میشوند، رد ستارگان آسمانِ شب هستند. در همین حال، خطوط نارنجی رنگی که در تصویر دیده میشوند، منشأ زمینی دارند و مربوط به آتشسوزیهای رخ داده در کشورهای آنگولا و کنگو هستند. در شمال آفریقا توفانهای تندری بسیار بیشتری نسبت به سایر نواحی آفریقا به وقوع میپیوندد که میتوانید نورهای سفید حاصل از آن را در تصویر مشاهده کنید.
در توضیحات عکس ذکر شده، تا آنجایی که چشم کار میکند آذرخش دیده میشود که به وضوح تا لبهی جو زمین نیز امتداد دارند. در امتداد افق، قوسی سبز رنگ دیده میشود که همان نوارهای هواتاب (شبتابه) جو کره زمین است. هواتاب از ارتفاع ۸۰ تا ۶۴۵ کیلومتری جو ادامه پیدا میکند. رد ستارگان نیز در قسمت بالای سمت چپ عکس به خوبی قابل رؤیت است. کریستینا کُخ تاکنون حدود ۸ ماه را در ایستگاه فضایی سپری کرده و هفته گذشته نیز موفق شد به همراه جسیکا مایر، اولین راهپیمایی فضایی تماما زنانه تاریخ را انجام دهد. در این مأموریت او و همکارش، باتریهای خورشیدی ایستگاه فضایی را تعویض کردند.
شب پرستاره ونسان ون گوگ، نماد آسمان شب

وبسایت رسمی ناسا روز چهارشنبه با انتشار تصویری از تابلوی مشهور «شب پرستاره» اثر ونسان ون گوگ، این تابلو را از مشهورترین نمادهای آسمان شب دانست. ون گوگ این تابلوی مشهور را در سال ۱۸۸۹ در جنوب فرانسه نقاشی کرده است. در تابلو، ستارگان چرخان که با خطوطی پیچیده و ضربههای تند قلممو روی بوم نقاشی شدند، حسِ پویایی آسمان را با ظرافتی بینهایت هنرمندانه به تصویر کشیدند. با اینکه گفته میشود، ون گوگ در خلق این تابلوی مشهور از آسمان شب الهام گرفته، اما مورخان هنری در مورد دقت ستارگان و سحابیها و اجرام آسمانی که ون گوگ به تصویر کشیده توافقنظر ندارند.
تاکنون فرضیات و نظریات متعددی در مورد این تابلوی خیالانگیز ونسان ون گوگ مطرح شده. از جمله پژوهشگران قبلا دریافته بودند که ون گوگ در این تابلو، «جریان آشفته» را به تصویر کشیده است. البته پژوهشگران عقیده دارند که این خصوصیت تنها مختص تابلوی شب پرستاره نیست و ون گوگ که در اواخر عمر وضعیت روحی روانی خوبی نداشت، در تابلوهای مشهور دیگرش از این دورهی پایانی زندگی از جمله «گندم زار با کلاغ ها» و «جادهای با درخت سرو و ستاره» نیز از این تکنیک بهره برده است.
تصاویر عجیبی از نبرد مار و زنبور بر سر لاشه یک مار مُرده!

اوانجلین کامینگز در منزلش در شهر گینزویل، فلوریدا، شاهد صحنهای عجیب در حیاط خانهاش بود که تنها میتوان آن را در برنامههای مستند حیاتوحش دید. کامینگز در ابتدا تنها در میان بوتههای گل رُز حیاطش شیای شبیه ماری مُرده را دیده بود، اما وقتی نزدیکتر شده بود، مار دیگری را هم دیده بود که شروع به گزیدن طعمه مردهاش کرده بود. اما اتفاقی که کامینگز شاهدش بود به همینجا ختم نشد بلکه دستهای زنبور وحشی زرد هم وارد معرکه شدند. کامینگز از این اتفاقات حیرتانگیز فیلمبرداری کرد که با استقبال گستردهای در شبکههای اجتماعی مواجه شد.
در ویدئویی (اسکرینشات بالا) که او شکار کرده بود، یک مار مرجانی قرمز و سیاه به روی مار موشخواری میپرد که قبلا مُرده. اما زنبورها هم که به گوشت علاقهی وافری دارند، به مار مرجانی حمله میکنند و نیشش میزنند. مارهای مرجانی به ندرت دیده میشوند و معمولا در زیرزمین و سوراخهای تاریک زندگی میکنند. مورد دیگر اینکه با وجودی که دانسته میشود، مار مرجانی از مارهای دیگر هم تغذیه میکند، اما توانایی بالا رفتن از بوتهها و درختان را ندارد. به عقیده خزندهشناسان، درحالیکه مارهای مرجانی در بالا رفتن از درخت مهارت چندانی ندارند، اما غذای حاضر و آماده انگیزهی خوبی برای انجام این کار غیرعادی بوده است.
موجود اسرارآمیزی که ۷۲۰ جنس دارد

پارک جانورشناسی پاریس هفته گذشته، از یکی از بهترین جاذبههایش رونمایی کرد. این باغوحش موجودی به نام «بلاب (Blob)»-بهمعنای حباب- را به نمایش گذاشت. جانداری که گفته میشود، مغز و دهان ندارد، اما چند صد جنسیت دارد و حتی اگر بریده و نصف شود زنده میماند. اگرچه آنچه مقامات پارک جانورشناسی پاریس شرح دادند، شبیه داستانهای علمی تخیلی است، اما این موجود عجیب در حقیقت، جانداری تکسلولی از راستهی کپک مخاطی پلاسمودیومی است. برونو دیوید، مدیر موزه تاریخ طبیعی پاریس در گفتوگو با رویترز، بلاب را از اسرار طبیعت دانست.
کشت نخود فرنگی، کینوآ و ۷ گیاه دیگر در خاک شبیه به مریخ و ماه

اگر انسان قرار است روزی در سیارهای دیگر زندگی کند باید بتواند راهی برای کاشت محصولات کشاورزی مورد نیازش پیدا کند. کاری که مت دیمون در فیلم مریخی نشان داد ممکن است و آزمایشهای مختلفی که روی خاک شبیه به مریخ و ماه انجام گرفتند نیز موفقیتآمیز بودند. جالب آنکه، در آزمایشهای انجام گرفته، کشاورزی در خاک شبیه به مریخ نسبت به ماه نتایجی بهتری داشت. پژوهشگران مرکز تحقیقاتی دانشگاهی واخنینگن در هلند در پژوهش خود از رگولیتهای (سنگپوشه) شبیهسازی شده مریخ و ماه استفاده کردند.
مقالههای مرتبط:
رگولیت شبیهسازی شده با مواد آلی مورد نیاز برای رشد گیاهان ترکیب شد. در این آزمایش۱۰ گیاه مختلف، شاهی (تره تیزک)، منداب، گوجه فرنگی، تربچه، گندم، کینوآ، اسفناج، پیاز، نخود فرنگی و تره فرنگی در خاک فضایی کشت شدند که همگی بهجز اسفناج بهخوبی رشد کردند. ترکیب خاک مریخ از اطلاعات مخابره شده کاوشگرهای وایکینگ ۱ و ۲ و مارس پتفایندر بازسازی شد. در همین حال، دقت پژوهشگران برای بازسازی خاک ماه بیشتر بود. قبلا سری مأموریتهای آپولو توانسته بودند نمونههای ارزشمندی از خاک ماه را به زمین بیاورند که ناسا توانسته خاک شبیه به ماه را برای پژوهشهای علمی شبیهسازی کند و پژوهشگران نیز از همین خاک استاندارد بهره بردند. با این حال، نکتهای که قابل تأمل است اینکه پژوهشگران در بررسیهای خود تنها توجه خود را معطوف نوع خاک مریخ و ماه کرده بودند، اما برای کاشت گیاه در فضا عوامل زیاد دیگری از جمله تابشهای خورشیدی و سرمای شدید نیز تأثیرگذار هستند.
موشها هم رانندگی یاد گرفتند

پژوهشگران دانشگاه ریچموند، ویرجینیا توانستند به موشها رانندگی یاد بدهند. این سری آزمایشها نشان داد که موشها دارای ظرفیت یادگیری بیش از آنچه قبلا دانسته میشد هستند. کِلی لامبرت، متخصص علوم اعصاب و همکارانش برای پژوهش اخیر، خودروی کوچکی با ۳ میله مِسی بهعنوان فرمان طراحی کردند. لامبرت و همکارانش توانستند با دادن پاداشهایی به موشها یاد بدهند از هر کدام از ۳ میله برای حرکت به چپ، راست و وسط استفاده کنند.
در این آزمایش ۶ موش ماده و ۱۱ موش نر آموزش رانندگی دیدند. موشهای مورد آزمایش به دو گروه تقسیم شدند، موشهایی که در محیطی پویا و پیچیده زندگی میکردند بهطرز چشمگیری سریعتر از موشهایی که در محیطی ملالآور و کسلکننده زندگی میکردند رانندگی را آموختند. درواقع، یافتههای این پژوهش نشان میدهد، شیوه زندگی پویا و چالشی میتواند محرک موشها برای یادگیری باشد. مورد جالب دیگر اینکه موشها نیز مانند انسان از کسب مهارت در یک وظیفه دشوار رضایت پیدا میکنند. پژوهشگران اعلام کردند، پژوهش اخیر نشان میدهد، انعطافپذیری عصبی موشها (همان توانایی مغزی برای انطباق و یادگیری وظایف جدید) از آنچه قبلا تصور میشد بسیار بیشتر است.
تریلوبیتها هم رفتاری جمعی داشتند

فسیلهایی که بهتازگی در مراکش کشف شدند، حرکت دستهجمعی بندپایانی ماقبل تاریخی را نشان میدهد. تصور عمده بر این بوده که رفتار جمعی در دوره تکامل موجودات کره زمین، نسبتا متاخر است، اما درواقع این رفتار پیچیده سابقهای بسیار طولانی داشته است. تریلوبیتها، موجوداتی نابینا بودند، بنابراین ممکن است از بدن بندبند و پوشش سخت خارجی خود برای ارتباط با یکدیگر استفاده کرده باشند. پژوهشگران کشف اخیر را در شهر مراکش (حمرا) در منطقهای انجام دادند كه به دلیل وجود فسیلهای متنوعش از دوران زمینشناسی اردویسین مشهور است. این دورهی زمینشناسی كه حدود ۴۸۵ میلیون سال پیش شروع شده، یكی از شش دورهای است كه روی هم به آن دوران دیرینهزیستی یا پالئوزوئیک گفته میشود. شهرت دورهی اردویسین بیشتر به دلیل غنای موجودات دریایی آن است؛ از ماهیان اولیه گرفته تا مرجانها و عقربهای دریایی که به اندازه یک انسان جثه داشتند!
خود تریلوبیتها نیز بندپایانی بسیار جان سختی شبیه به سوسک بودند که توانستند از چندین رویداد انقراضی بزرگ جان سالم به در ببرند. این دو رویداد، یکی در انتهای اردویسین، حدود ۴۴۴ میلیون سال پیش و دیگری در انتهای دوونین حدود ۳۶۰ میلیون سال پیش رخ دادند. تریلوبیتها تا ۲۵۲ میلیون سال قبل در بستر اقیانوسها و دریاها زندگی کردند و سرانجام با انقراض مشهور دورهی پرمین که موجب انقراض ۹۵ درصد موجودات کره زمین شد برای همیشه از صفحهی روزگار محو شدند. دانشمندان اطلاعات زیادی در مورد زندگی و رفتار تریلوبیتها ندارند، اما فسیلهای اخیرا کشف شده نشان میدهد که این بندپایان باستانی دارای نوعی رفتار جمعی بهخصوص بودهاند.
در چنین روزی، موشک وی ۲ اولین عکس زمین از فضا را ثبت کرد

روز ۲۴ اکتبر ۱۹۴۶ (۲ آبان ۱۳۲۵)، یک موشک وی ۲ اولین عکس زمین را از فضا ثبت کرد. اگرچه این عکس سیاه و سفید و بیکیفیت ممکن است امروز چندان جالب به نظر نرسد، اما در روزگار خودش که هیچکس زمین را از فضا ندیده بود، رویدادی مهمی بود. درست ۷۳ سال قبل، موشک وی ۲ از حوزهی موشکی وایت سندز، نیومکزیکو به فضا پرتاب شد. این موشک به دوربین ۳۵ میلیمتری مجهز بود که هر یک و نیم ثانیه یک عکس میگرفت. وی ۲ قبل از اینکه به زمین بازگردد توانست تا ارتفاع ۱۰۵ کیلومتری سطح زمین صعود کند. اما وی ۲ که مانند اغلب موشکها یکبار مصرف بود، با سرعت ۵۶۳ کیلومتر بر ساعت در جایی در بیابانهای نیومکزیکو به زمین برخورد کرد و خودش و دوربین همراهش کاملا منهدم شدند. خوشبختانه، فیلمهای دوربین که در محفظهای فلزی گذاشته شده بودند سالم باقی ماندند تا اولین عکس زمین از فضا از روی همین فیلمها ظاهر شود.
عکس دیدنی تلسکوپ هابل از سیارکی در سحابی خرچنگ

خطافتادگی که در میانهی تصویر میبینید، سیارکی است که رگههای آن در عکس جدید تلسکوپ فضایی هابل از سحابی خرچنگ دیده میشود. تلسکوپ هابل برای تصویربرداری از سحابیها برای مدت مشخصی روی بخش خاصی از آسمان شب زوم میکند و درست مانند عکاسی نجومی روی زمین که در آن رد ستارگان در تصویر دیده میشود، هابل نیز میتواند رد اجرام نجومی مختلفی را در آسمان شب شکار کند. به همین دلیل، منجمان آماتور اغلب در تصاویر هابل بهدنبال شناسایی عناصر تصویر هستند.
مقالههای مرتبط:
رد سیارکی که در این تصویر میبینید را هم منجم آماتوری به نام مِلینا تیوِنو از آلمان مشاهده کرده است. تیوِنو از تصاویر بارگذاری شده در پروژه علمی Zooniverse بهره برده که در آن شهروندان عادی و منجمان آماتور به شناسایی سیارکها در تصاویر هابل کمک میکنند. سیارکی که در تصویر دیده میشود برای اولینبار در سال ۲۰۰۱ شناسایی شده و ۲۰۰۱ SE101 نام دارد. این سیارک از اجرام مشهور به کمربند سیارکی است که در مداری میان مدار مریخ و مشتری به دور خورشید گردش میکنند. ناسا شمار سیارکهایی با قطر بالای ۱ کیلومتر را حدود ۱٫۹ میلیون تخمین زده است. تصاویری که در آن رد سیارکها دیده میشود به لحاظ علمی ارزشمند هستند و دانستن مکان و زمان ثبت هر تصور نیز میتواند به دانشمندان در تخمین سرعت و مسیر گذشته و آینده سیارکها کمک کند. یافتههایی که در نهایت میتواند، به بهبود مسیریابی سیارکها کمک کند که برای محافظت سیارهی زمین در برابر سیارکهای بالقوه خطرناک کاربرد زیادی خواهد داشت.
عکس دیدنی تلسکوپ هابل از مدوسای آسمان

کهکشانی که در این عکس مشاهده میکنید، به سبب شاخکهایش به مدوسا مشهور است. در کاتالوگهای نجومی به کهکشان مدوسا، NGC 4194 گفته میشود. کهشکان مدوسا در صورت فلکی دب اکبر (خرس بزرگ) و در فاصله حدود ۱۳۰ میلیون سال نوری از کره زمین قرار دارد. کهشکان مدوسا در دوران اولیهی شکلگیری خود درواقع دو کهکشان بوده که با هم ادغام شدند و در اثر این ادغام مواد ستارهای و گرد و غبار به فضا پرتاب شدند. همین جریانهای گاز و غبار کیهانی نیز در تصاویر شبیه ماران روی سر مدوسا دیده میشوند. مدوسا از نسل گورگونها در اساطیر یونان باستان بود که بهجای مو روی سرش مارهای مخوفی رویده بود و هر کس به چشمانش خیره میشد به سنگ تبدیل میشد. البته حالا میتوانید بدون ترس به مرکز کهکشان که به «چشم مدوسا» مشهور است نگاه کنید!
.: Weblog Themes By Pichak :.
