فوجیتسو (Fujitsu Ltd) شرکت ژاپنی با بازار و فعالیت بینالمللی در حوزهی فناوری اطلاعات است که با تمرکز بر تولید تجهیزات و ارائهی خدمات فعالیت میکند. مرکز مدیریت شرکت در توکیو ژاپن قرار دارد و در سال ۲۰۱۸، بهعنوان چهارمین سرویسدهندهی بزرگ IT در جهان شناخته شد. آنها پشت سر غولهایی همچون IBM، Accenture و AWS قرار دارند، اما برخلاف بسیاری از شرکتهای قدیمی دنیای فناوری، بهخوبی با تغییر مسیرهای رخ داده در صنعت همراه شدند.
مقالههای مرتبط:
غول ژاپنی دنیای فناوری، محصولات کامپیوتری را در انواع دستهها به مشتریان عرضه میکند که از میان آنها میتوان به کامپیوترهای شخصی و تجاری و محصولات سرور هماهنگ با ساختارهای x86 و SPARC و مینفریم را نام برد. بهعلاوه انواع محصولات ذخیرهسازی، مخابراتی، مایکروالکترونیک پیشرفته و حتی تهویهی هوا هم توسط فوجیتسو ساخته میشوند. آنها امروز بیش از ۱۴۰ هزار کارمند دارند و خدمات خود را در بیش از ۱۰۰ کشور جهان، عرضه میکنند.
فوجیتسو در دستهبندی شرکتهای sogo denki ژاپن قرار میگیرد که شامل غولهای دیگری همچون هیتاچی، میتسوبیشی الکتریک، NEC و توشیبا هم میشود. آنها زمانی تولیدکنندهی دوم کامپیوترهای مینفریم در جهان بودند و پشت سر IBM قرار داشتند، اما در آستانهی قرن جدید، تمرکز خود را به محصولات مرتبط با سرورهای یونیکس، کامپیوترهای شخصی و لوازم جانبی تغییر دادند. در ادامهی مسیر، تمرکز شرکت بهمرور از محصولات سختافزاری کاهش یافت و آنها مأموریت خود را بیشازپیش روی دنیای اینترنت و خدمات مرتبط با آن معطوف کردند.

تاریخچه تأسیس
فوجیتسو در ۲۰ ژوئن سال ۱۹۳۵ بهعنوان زیرمجموعهی ساختوتولید شرکت Fuji Elctric تأسیس شد. شرکت جدید، مسئولیت تولید تلفن و تجهیزات خودکار تلفنخانه را برای شرکت مادر، بر عهده داشت. فوجی الکتریک خود حاصل همکاری شرکت ژاپنی Furukawa Electric و شرکت آلمانی زیمنس بود. درواقع ژاپنیها با چنین همکاریهای استراتژیک، سعی در جبران ورود دیرهنگام خود به صنعت مخابرات مدرن داشتند.
ژاپن در دهههای ابتدایی قرن بیستم تمرکز زیادی روی صنعت نظامی داشت. فوجیتسو بهعنوان یکی از تولیدکنندههای معتبر، بهمرور و تحت تأثیر رویکردهای کلان کشور، به حوزهی تولید تجهیزات ارتباطی و رادیویی وارد شد. در آن زمان هنوز زیرساختهای تلفن ژاپن کامل نبود و تجهیزات آلمانی و بریتانیایی، برای توسعهی بیشتر زیرساختها مفید واقع نمیشدند.
جنگ جهانی دوم، ساختارهای ناقص تلفنی و ارتباطی ژاپن را وارد شرایط بدتری کرد. ۵۰۰ هزار اتصال مخابراتی از ۱/۱ میلیون اتصال موجود، در آن جنگ از بین رفتند. وضعیت ژاپن در آن سالها، به هرجومرج ارتباطی تشبیه میشود. پس از جنگ جهانی دوم، نیروهای اشغالگر آمریکایی فشار زیادی بر دولت ژاپن وارد کردند تا وزارت ارتباطات را بازسازی و بازنگری کند. درنتیجه، وزارتخانه به سازمانی خصوصی تبدیل شد. رویکرد ابتدایی آن سازمان، خرید و پیادهسازی تجهیزات آمریکایی برای بازسازی زیرساختهای مخابراتی ژاپن بود.

تلفنهای شمارهگیر دایرهای، از اولین محصولات فوجیتسو
ایساکو ساتو، از فعالان صنعت ژاپن ائتلافی را تشکیل داد تا برنامهی بازسازی جنگ را در کشورش تغییر دهد. او دولت را راضی کرد تا سازمانی عمومی بهنام Nippon Telephone and Telegraph تأسیس کرده و آنها را مسئول خرید تجهیزات پیشرفتهی فناوری بکند. همین شرکت، بعدا به یکی از مهمترین مشتریان فوجیتسو تبدیل شد.
دههی ۱۹۵۰، با افزایش علاقهمندی مدیران فوجیتسو به دنیای کامپیوتر همراه بود. آنها ارتباط خوبی با NTT داشتند که یک مزیت و دارایی استراتژیک محسوب میشد. البته دولت ژاپن برای پیشبرد اهداف فناورانهی خود با شرکتهای متعدد دیگری هم همکاری میکرد. بههرحال فوجیتسو با مشاهدهی کاربرد کامپیوتر در کشورهای غربی و استفاده از آن برای محسابات وقتگیر، تصمیم به تولید نمونهای داخلی گرفت. پس از چند سال تحقیق و توسعه، اولین کامپیوتر تجاری ژاپن بهنام FACOM 100 در سال ۱۹۵۴ ساخته توسط فوجیتسو شد.
فوجیتسو در سال ۱۹۵۶، دستگاههای رادیویی PPM را معرفی کرد که در همکاری با زیمنس توسعه یافته بودند. PPM عبارتی اختصاری برای Pulse Position Modulation است که در ارتباطهای رادیویی کاربرد دارد.
تولید اولین کامپیوتر تجاری ژاپن، نقطهی مهمی در تاریخ فوجیتسو بود. آنها نام خود را بهعنوان شرکتی معتبر در صنعت جدید مطرح کرده بودند، اما بههرحال ژاپنیها هنوز در شکست آمریکا در فناوری، چالش داشتند. IBM در سال ۱۹۵۹ استفاده از ترانزیستور را در کامپیوترهایش شروع کرد، اما در آن زمان صنعت کامپیوتر ژاپن هنوز نوپا محسوب میشد. دولت ژاپن با مشاهدهی موفقیت شرکت آمریکایی به این نتیجه رسید که برای عقب نماندن از ابرقدرت غربی، باید هرچه سریعتر و دقیقتر در صنعت کامپیوتر پیشرفت کند.

Facom 230
دولت ژاپن برای پیشرفت سریع در صنعت کامپیوتر، سیاستهای تشویقی را اتخاذ کرد. محدودیت در تعداد و نوع کامپیوترهای وارداتی از کشورهای خارجی و همچنین، وامهای ارزانقیمت و دیگر تسهیلات دولتی برای تولیدکنندههای داخلی، بخشی از سیاستهای راهبردی بودند. اسناد استراتژیک نیز شرکتهای داخلی را به پرهیز از رقابت بیمورد و تلاش برای دستیابی به نوآوری فناورانه تشویق میکردند. دولت ژاپن در مسیر همین رویکرد، در سال ۱۹۶۱ قراردادی با IBM امضا کرد تا حقوق برخی از پتنتهای مهم آنها را دریافت کند. درمقابل، غول آبی دنیای فناوری اجازهی تأسیس زیرمجموعه در ژاپن و تولید محصولات را در آن کشور دریافت کرد.
توسعهی صنعت کامپیوتر
با دریافت پتنتهای مهم IBM، هفت شرکت ژاپنی وارد رقابت برای پیروزی در صنعت کامپیوتر شدند. همهی آنها برای سهولت در فرایندهای تحقیق و توسعه، همکاریهایی را با شرکتهای آمریکایی شروع کردند و تنها فوجیتسو بهصورت کاملا مستقل به فعالیت ادامه داد. البته آنها پیشنهاد همکاری را به IBM اعلام کردند که رد شد. بههرحال شرکتهای دیگر همگی بزرگ بودند و تنها بخشی از فعالیت خود را به دنیای کامپیوتر اختصاصی میدادند. درمقابل، فوجیتسو بهسرعت به شرکتی کاملا کامپیوتری تبدیل شد.
فوجیتسو سابقه و تخصص مناسبی در تولید کامپیوتر داشت. دولت ژاپن آنها را مأمور کرد تا با تکیه بر تخصص داخلی، توسعهی کامپیوترهای مینفریم و مدارهای مجتمع را در دستور کار خود قرار دهند. در ماههای پایانی سال ۱۹۶۲، مأموریت فوجیتسو به تولید رقیبی برای کامپیوتر ترانزیستوری IBM 1401 تغییر کرد. دولت فعالیتهای تولیدی IBM را در ژاپن متوقف کرده و برای توسعهی هرچه بهتر فرایندهای تحقیقاتی، پروژهای بهنام FONTAC را با همکاری فوجیتسو، انایسی و هیتاچی شروع کرد. این پروژه، اولین نمونه در برنامههای طولانیمدت دولت ژاپن در همکاری با صنعت بود.

OASYS100
از دیدگاه بازار، پروژهی FONTAC یک شکست تمامعیار محسوب میشد. پیش از آنکه اتحاد ژاپنی بتواند محصول یا فناوری اولیه معرفی کند، رقیب آمریکایی سری انقلابی ۳۶۰ از کامپیوترهای خود را معرفی کرده بود. درواقع IBM، فاصلهی خود با ژاپنیها را باز هم افزایش داد. بههرحال FONTAC بهعنوان اولین تلاش در سطح ملی برای هماهنگی در صنعت کامپیوتر محسوب میشد و اهمیت بالایی برای ژاپنیها داشت. فوجیتسو و دیگر تولیدکنندههای ژاپنی نگران کارایی پایین اولیهی محصولات نبودند چون از تأمین سرمایه برای تحقیق و توسعه و پیشرفت محصولات اطمینان داشتند.
دولت ژاپن برای کمک بیشتر به شرکتهای کامپیوتری، شرکت نیمهخصوصی Japanese Electronic Computer Company را تأسیس کردند که هفت تولیدکنندهی کامپیوتر، مالک آن بودند. این شرکت، با دریافت سرمایهی نامحدود ارزانقیمت از دولت، کامپیوترهای جدید را میخرید و اجاره میداد. درنتیجه فوجیتسو و دیگر شرکتها بهمحض تولید محصول، هزینهی آن را دریافت میکردند. درنهایت جریان درآمدی در آنها به وضعیت پایداری میرسید و توانایی هزینههای سنگین برای فرایندهای تحقیق و توسعه را پیدا میکردند.
نتیجهی تصمیمگیریهای کلان دولت ژاپن و تأسیس JECC بهسرعت مشاهده شد. در فاصلهی زمانی یک سال از ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۲، فروش کامپیوتر در ژاپن، رشد ۲۰۳ درصدی را تجربه کرد. فوجیتسو در سال ۱۹۶۵ با تکیه بر فناوری که در جریان پروژهی FONTAC کسب کرده بود، پیشرفتهترین کامپیوتر داخلی ژاپن را بهنام FACOM 230 تولید کرد. آنها بهسرعت به بزرگترین تولیدکنندهی ائتلاف JECC تبدیل شدند و ۲۵ درصد از کامپیوترهای خریداری شده توسط آنها را در دههی ۱۹۶۰ تأمین میکردند.

Facom 780
فوجیتسو علاوه بر پیشرفتهای بالا، همکاری نزدیک با NTT را ادامه داد. تا پایان دههی ۱۹۶۰، نیمی از محصولات شرکت در حوزهی مخابرات، به NTT فروخته میشدند. NTT همیشه یک آژانس دولتی مهم و حیاتی برای فوجیتسو و دیگر شرکتهای صنعت کامپیوتر بود که در هزینههای تحقیق و توسعه با آنها همکاری میکرد. بهعلاوه این شرکت با پرداخت مناسب هزینه، بهنوعی ضامن سودآوری شرکای تجاری خود هم بود.
NTT در سال ۱۹۶۸ پشتیبانی مالی از یک پروژهی کامپیوتری بزرگ را بر عهده گرفت. پروژهی مذکور، شبیه به برنامهای بود که یک سال قبل، وزارت تجارت و صنعت ژاپن (MITI) انجام داد. NTT تصمیم داشت تا کامپیوتری جدید برای نیازهای مخابراتی خود توسعه دهد.
مینیکامپیوترها، دستهای جدید از محصولات پردازشی بودند که در سال ۱۹۶۹ به دنیای فناوری راه یافتند. محصولات مذکور، قابلیت پردازش لحظهای و امکان فعالیت بهعنوان سیستمهای مستقل را داشتند. مینیکامپیوترها در سیستمهای اندازهگیری کاربرد داشتند. فوجیتسو اولین محصول خود را در این حوزه بهنام FACOM R در سال ۱۹۶۹ معرفی کرد.

کامپیوتر شخصی FM8
ژاپنیها با وجود تلاش شدید برای پیروزی در رقابت کامپیوتری در برابر IBM، شکستهایی را متحمل میشدند. شرکت آمریکایی در دههی ۱۹۷۰ خانوادهی جدید محصولات خود را بهنام ۳۷۰ معرفی کرد. بهعلاوه، فشارهای بینالمللی، ژاپن را مجبور کردند تا سیاستهای وارداتی خود را تعدیل کند. درنتیجه شرکتهای داخلی فرصت پنج ساله پیدا کردند تا برای رقابت با شرکتهای خارجی آماده شوند و بهنوعی رقابت جدی در بازار، شروع شود.
وزارت تجارت و صنعت ژاپن، برای عبور از چالشهای پیشآمده و قدرتمندتر کردن صنعت کامپیوتر، برنامههایی جدیتر را پیش گرفت. آنها بهنوعی پیشرفت در صنعت کامپیوتر را بهعنوان هدفی ملی ترسیم کردند. ۶ تولیدکنندهی بزرگ کامپیوتر در ژاپن، به سه گروه تقسیم شدند که در هرکدام، دو شرکت با مأموریتی مشترک به فعالیت میپرداختند. فوجیتسو با رقیب قدیمی، هیتاچی همکار شد تا بهعنوان بزرگترین تولیدکنندهی کامپیوترهای مینفریم، محصولی برای رقابت با کامپیوترهای ۳۷۰ شرکت IBM تولید کند. این محصولات بهنام سری M شناخته میشدند.
نیاز به تولید ماشینهایی مبتنی بر طراحی کامپیوترهای شخصی IBM، فوجیتسو را به تصمیمی مهم سوق داد. شرکت ژاپنی در سال ۱۹۷۲ سرمایهگذاری مهمی در یک شرکت کامپیوتری تحت مدیریت جین آمدال انجام داد. او مهند سابق IBM بود که مسئولیتهای مهمی در طراحی کامپیوترهای سری ۳۶۰ شرکت داشت. شرکت آمدال، با هدف تولید کامپیوتری ارزانتر و پربازدهتر برای رقابت با سری ۳۷۰ تأسیس شده بود. شراکت تجاری برای هردوی این شرکتها، مزایایی را بههمراه داشت. فوجیتسو با پشتوانهی دولتی، سرمایهی عظیمی را در دست داشت که نیازهای مالی آمدال را برطرف میکرد. درمقابل، مهندس آمریکایی منبعی با ارزش از اطلاعات پیرامون سیستمعامل IBM بود. درنهایت شراکت آنها نمونهای کامل و عالی از همکاری سرمایه با اطلاعات محسوب میشد.

نرمافزار NetSmart
فوجیتسو در جریان همکاری با آمدال، تکیهی زیادی بر NTT داشت. آنها مطمئن بودند که شرکت مخابراتی، هر محصول ساخته شده در شرکت جدید را خریداری خواهد کرد. درواقع، NTT یک بازار تضمینشده برای فوجیتسو بود و آنها را به یکی از پیشگامان صنعت مخابرات تبدیل میکرد.
کامپیوترهای سری M فوجیتسو هیتاچی در سالهای پایانی دههی ۱۹۷۰ به بازار راه یافتند. این کامپیوترها، بهنوعی برابر و مشابه با محصول رقیب آمریکایی بودند. درنهایت فوجیتسو به یکی از رقبای اصلی و خطرناک IBM در حوزهی کامپیوترهای مینفریم تبدیل شد. در سال ۱۹۷۹، فروش محصولت فوجیتسو نسبت به IBM در بازار ژاپن بیشتر شد و این برتری تا میانهی دههی ۱۹۹۰ ادامه یافت.
ورود جدی فوجیتسو به بازار نرمافزار را میتوان در سال ۱۹۷۷ و نرمافزار AIM مشاهده کرد. نرمافزار مذکور (با نام کامل Advanced Information Manager) در سال ۱۹۷۷ و بهعنوان یک سرویس دیتابیس آنلاین برای کامپیوترهای سری M معرفی شد.
فوجیتسو برای تولید کامپیوترهای رقابتی خود، باید برخی تجهیزات آنها را نیز بهصورت داخلی تولید میکرد. از تجهیزات اصلی میتوان به DRAM اشاره کرد که اولین نمونه از آنها با ظرفیت ۶۴ کیلوبیت در سال ۱۹۷۸ تولید شد. شرکت ژاپنی، اولین تولیدکنندهی جهان بود که موفق به تولید حافظهی رم ۶۴ کیلوبیتی شد.

اوین حافطهی رم ۶۴ کیلوبیتی ساخت فوجیتسو
گسترش فعالیت به حوزههای جدید
فوجیتسو پس از عبور از فشارهای رقابتی دههی ۱۹۷۰، پروژههای متعددی را در سه حوزهی اصلی بازار کامپیوتر شروع کرد. در بخش کامپیوترها که ۶۰ تا ۷۰ درصد از درآمد شرکت را تأمین میکردند، تولید سری M با قدرت ادامه یافت و حوزههای جدید همچون مینیکامپیوترها، ورکاستیشنها و کامپیوترهای شخصی هم به خطوط تولید اضافه شدند. دههی ۱۹۸۰، در کنار توسعههای استراتژیک با چالشهای حقوقی هم برای فوجیتسو همراه بود. IBM از آنها به جرم کپی کردن نرمافزار شکایت کرد که در نهایت به جریمهای ۸۳۳ میلیون دلاری برای شرکت ژاپنی ختم شد. بهعلاوه امکان دسترسی به نرمافزارهای IBM نیز با هزینهی سالانه ۲۵ میلیون دلار، بهمدت ۱۰ سال به فوجیتسو داده شد.
سیستمهای نوشتاری و پردازش زبان ژاپنی، از محصولات مهم شرکتهای الکترونیکی ژاپنی در حوزهی پردازش محسوب میشوند. فوجیتسو اولین محصول خود را در این حوزه در سال ۱۹۸۰ و بهنام OASYS100 معرفی کرد. برند OASYS بعدا به یکی از مشهورترین زیربرندهای شرکت ژاپنی تبدیل شد.
توافق فوجیتسو با رقیب آمریکایی، بهمعنای تحریک هرچه بیشتر رقابت در صنعت مینفریم بود. فوجیتسو در سال ۱۹۸۲ اولین ابرکامپیوتر ژاپن را بهنام FACOM320 تولید کرد و به پیشگام صنعت ابرکامپیوتری تبدیل شد. تا پایان دههی ۱۹۸۰، بیش از ۸۰ عدد از ابرکامپیوترهای آنها فروخته و نصب شدند.

FMV Biblo
اولین کامپیوتر شخصی ۸ بیتی فوجیتسو در سال ۱۹۸۱ و بهنام FM-8 معرفی شد. ژاپنیها قبلا محصولی بهنام LKIT-8 را بهعنوان یک میکروکامپیوتر با اهداف آموزشی معرفی کرده بودند. کامپیوتر جدید، قابلیتهایی همچون پشتیبانی از فلاپی دیسک را هم به کاربران عرضه میکرد. حافظهی اصلی کامپیوتر شخصی ۸ بیتی فوجیتسو، ۶۴ کیلوبیت بود و از کاستهای مخصوص موسیقی هم پشتیبانی میکرد.
از محصولات مهم دههی ۱۹۸۰ میتوان به سیستمهای سوئیچ خانوادهی FETEX-3000 اشاره کرد که در دستهبندی PBX دیجیتال فوجیتسو برای راهکارهای متوسط تا بزرگ قرار میگرفت. خانوادهی مذکور، با بهرهگیری از جدیدترین فناوریهای طراحی و مونتاژ، لقب کوچکترین سیستمهای سوئیچ را به خود اختصاص دادند.
فوجیتسو با وجود موفقیت بالا در ساخت و فروش کامپیوترهای مینفریم در ژاپن، در بازار بینالمللی آنچنان موفق نبود. تنها ۲۲ درصد از درآمد آنها از صادرات تأمین میشد و بهنوعی هنوز متکی بر بازار داخلی بودند. بهعلاوه ورود به بازار آمریکا هم آسان نبود. حضور IBM بهعنوان بازیگری قدرتمند و تعصب نسبت به کامپیوترهای فوجیتسو و اتهام قدیمی بودن فناوریها، رقابت را در آن بازار دشوار میکرد. رویکرد غالب آن سالها در سیستمهای کامپیوتری بزرگ، در توزیع بیشتر قدرت پردازشی دیده میشود که با استفاده از اپلیکیشنهای نرمافزاری مناسب، نیاز کاربران را برطرف میکردند. حوزههای مذکور، نقاط ضعف فوجیتسو بودند.
فوجیتسو در کنار رقابت دشوار در صنعت کامپیوتر، با قدرت در صنعت مخابرات پیش میرفت و ارتباط خود را با NTT حفظ کرد بود. شرکت جدید دیگری بهنام New Common Carriers هم فعالیت مخابراتی داشت و از مشتریان مهم فوجیتسو محسوب میشد. ریشههای فوجیتسو در محصولان مخابراتی شکل گرفته بود؛ درنتیجه آنها به پیشگام توسعهی شبکههای دیجیتالی خدمات مشترک (ISDN) در جهان تبدیل شدند. شبکههای مذکور، ترکیبی از پردازش داده و مخابرات را عرضه میکردند که با هدف ارائهی صوت، تصویر،داده و متن در یک سیستم، فعالیت میکرد.

دفتر فوجیتسو در برکنل بریتانیا
از حوزههای دیگر مخابراتی که فوجیتسو در توسعهی آن فعال بود، میتوان به سیستمعای شبکهای اطلاعات شرکتی (COINS) و شبکههای تلفن خصوصی PBX و سوئیچهای دیجیتال اشاره کرد. از پروژههای مهمی که با همکاری فوجیتسو در صنعت مخابرات بینالمللی انجام شد میتوان به اولین کابل نوری زیردریایی اقیانوس آرام موسوم به Trans-Pacific Cable #3 اشاره کرد که تجهیزات ترمینال و انشعاب آن توسط شرکت ژاپنی تأمین شد.
دستهی سوم فعالیتهای فوجیتسو، به محصولات الکترونیکی اختصاص داشت. آنها در سال ۱۹۸۷ تصمیم به خرید Fairchild Camera گرفتند که با مخالفت دولت ایالات متحده روبهرو شد. شرکت مذکور، از پیشگامان صنعت تراشههای حافظه بود. بههرحال فوجیتسو در آن زمان تولیدکنندهی تراشه هم بود و سالانه ۲/۵ میلیارد دلار از این محصولات را به فروش میرساند. ممنوعیت خرید شرکت آمریکایی، بهنوعی نشاندهندهی قدرت فوجیتسو در صنعت تراشه، مانند صنعت کامپیوتر بود. بههرحال فوجیتسو تصمیم گرفت تا با همکاری دولت ژاپن و دیگر شرکتهای تولیدکنندهی کامپیوتر، بخش تولید تراشههای خود را برای ظهور نسل پنجم از کامپیوترهای، آماده کند؛ نسلی که توانایی نوشتن برنامههای خود را داشتند و بهتعریف ساده، تفکر میکردند.
سالهای پایانی قرن بیستم
فوجیتسو با وجود تمام پیشرفتهایی که در حوزههای متعدد کسب کرد، در پایان دههی ۱۹۸۰ رویکرد سالمی از لحاظ استراتژیهای سازمانی نداشت. تحلیلگران، روند آنها را بهنوعی پیروی از رهبر بازار یعنی IBM میدانستند که متمرکز بر کامپیوترهای مینفرم فعالیت میکرد. با ورود به دههی ۱۹۹۰، رویکرد دنیای فناوری بهسمت سیستمهای شبکهای و ساختار سرور-کلاینت تغییر کرد و بهمرور بازار کامپیوترهای مینفریم، کوچک شد.

در دههی ۱۹۸۰، توسعه به حوزههای متنوعی در شرکت ژاپنی صورت گرفته بود که با ورود به دههی جدید، اهمیت بلندمدت آنها از بین رفت. درواقع مفاهیمی در دنیای کامپیوتری اهمیت پیدا کردند که در برنامههای استراتژیک فوجیتسو جایی نداشتند. بهعنوان مثال، ISDN تا سال ۱۹۹۶ هنوز بهعنوان سیستم آیندهی دنیای کامپیوتر تصور میشود، درحالیکه فوجیتسو، خدمات آنلاین Nifty Service را بهعنوان مرکز توجه و فعالیتهای شرکت در حوزهی مخابرات میدانست و تا میانهی دههی ۱۹۹۰ به آن پایبند بود. تا سال ۱۹۹۶، سرویس Nifty در ژاپن، ۱/۶ میلیون کاربر داشت.
تاداشی سکیزاوا، مهندس مخابرات بود که در سال ۱۹۹۰ مدیریت فوجیتسو را در دست گرفت. اهداف اصلی او، گسترش بازارهای بینالمللی شرکت و کاهش بروکراسی اداری در توسعهی محصولات بود. در آن زمان ۸۰ درصد از درآمد فوجیتسو هنوز از بازار داخلی ژاپن تأمین میشد. سکیزاوا تصمیم داشت تا رویکرد شرکتش را مبتنی بر جریان بازار تنظیم کند. او برای توسعهی بازار بینالمللی، در قدم اول بهدنبال شرکای خارجی رفت. او تصمیم داشت تا از اطلاع و آگاهی شرکتهای خارجی از بازارهای محلی خودشان، بهرهبرداری کند.
ورود به دنیای لپتاپ، در سال ۱۹۹۵ و با عرضهی اولین نسخه از خانوادهی BIBLO رقم خورد. فوجیتسو لپتاپ FMV-BIBLO را با هدف ارائهی تجربهی کاربری کامپیوتر شخصی همراه معرفی کرد که از نرمافزارهای مشهور و کاربردی آن زمان همچون FMV-DESKPOWER استفاده میکرد. نمونههای اولیه با یک برند و برای کاربردهای تجاری و شخصی عرضه میشدند. بعدا برند Lifebook برای نسخههای مخصوص کسبوکارها و برند Biblo برای نسخههای شخصی انتخاب شدند.

فوجیتسو یک شریک بزرگ آمریکایی بهنام آمدال داشت که ۴۳ درصد از سهام مالکیت آنها را چند سال پیش تصاحب کرده بود. آنها برای توسعهی فعالیت به بازارهای اروپایی، بهدنبال شرکتی دیگر رفقتند و با هزینهی ۷۰۰ میلیون پوندی، ۸۰ درصد از سهام ICL را در بریتانیا خریداری کردند. ICL در آن زمان مهمترین تولیدکنندهی کامپیوترهای مینفریم در بریتانیا بود. البته این دو شرکت از سال ۱۹۸۱ همکاریهایی در تولید کامپیوترهای مینفریم انجام داده بودند. ICL در سال ۱۹۹۱ گروه سیستمهای دادهای نوکیا را خریداری کرد و که در آن زمان بزرگترین شرکت کامپیوتری در منطقهی اسکاندیناوی محسوب میشد. هدف بزرگ دیگر، هنوز بازار آمریکا بود که با سرمایهگذاری ۴۰ میلیون دلاری در HaL پیگیری شد. شرکت مذکور، یک استارتاپ بود که با هدف توسعهی سیستمعای یونیکس فعالیت میکرد.
سکیزاوا در مسیر پیادهسازی برنامههای توسعهای خود، با بحران ترکیدن حباب اقتصادی ژاپن روبهرو شد. اتفاقی که در سال ۱۹۹۱ رخ داد و موجب کاهش سود آنها بهمیزان ۸۵/۲ درصد شد. در سالهای بعدی، فوجیتسو گزارش زیان مالی ارائه داد که وضعیت غول ژاپنی را بیشازپیش بغرنج میکرد. بحرانهای مذکور، توسعهی بینالمللی فوجیتسو را متوقف کرد و هزینهکرد دارایی آنها را به یک سوم کاهش داد. البته با وجود تمام چالشها، هزینهی تحقیق و توسعه هنوز بخشی مهم از فوجیتسو محسوب میشد.
در سال ۱۹۹۸ یکی از مهمترین محصولات نرمافزاری فوجیتسو در حوزههای مدیریت شبکه بهنام NetSmart منتشر شد. فوجیتسو ابتدا در سال ۱۹۹۲ سرویسی بهنام FLEXR برای مدیریت شبکهها از راه دور توسعه داده بود. سرویس مذکور قابلیت اجرا روی کامپیوترهای ورکاستیشن و خصوص را داشت و با نمایی گرافیکی، مدیریت شبکه را ممکن میکرد. با توسعهی اینترنت، اهمیت مدیریت سیستمهای انتقال داده افزایش یافت و NetSmart بهعنوان راهکاری مبتنی بر سرور-کلاینت، ابزارهای لازم را برای مدیران شبکه فراهم میکرد.

نرمافزار AIM
فرهنگ ژاپنی، تعدیل نیرو بهمیزان زیاد را از سوی شرکتی به بزرگی فوجیتسو، نمیپذیرفت. بههمین دلیل سکیزاوا تصمیم گرفت تا استخدامهای جدید را محدود کند. بهعلاوه زیرمجموعهای مجزا برای کامپیوترهای شخصی در شرکت تأسیس شد تا بهمرور وابستگی کامل به فروش کامپیوترهای مینفریم را از بین ببرد. ساختارهای سازمانی هم در همان زمان اصلاح شدند تا ساختاری مسطحتر و با کمترین سطح از بروکراسی در شرکت ژاپنی اجرا شود.
بحرانهای مالی، فرصت هرگونه توسعهی ساختاری برای طراحی و تولید محصول جدید را از بین میبرد. فوجیتسو تصمیم گرفت تا بازارهای متنوع را با همکاری شرکتهای دیگر تصاحب کند. از میان همکاریها میتوان به توسعهی نسل بعدی از کامپیوترهای مینفریم ارزانتر با همکاری زیمنس اشاره کرد. بهعلاوه شرکت ژاپنی یک قرارداد همکاری در حوزهی نیمههای با AMD امضا کرد تا به تولید حافظههای فلش بپردازد. شارپ، همکار دیگر فوجیتسو بود که در فناوری رسانه به آنها ملحق شد. سان مایکروسیستمز هم به جمع همکاران شرکت ژاپنی پیوست و ریزپردازندهی ورکاستیشنهای برند Sun را از آنها خریداری میکرد. در بخش همکاری نرمافزاری نیز، Computer Association از آمریکا بهعنوان شریک انتخاب شد تا نرمافزار Jasmine را در آن کشور، بازاریابی کند.
تغییر مسیر بهسمت نرمافزار و سرویس
فوجیتسو در میانهی دههی پایانی قرن بیستم، زمینههای متعدد را برای توسعهی کسبوکار امتحان میکرد و همچنین با چالش بزرگ ضعیف شدن فروش کامپیوترهای مینفریم روبهرو بود. بهعلاوه بازار نیمههادی هم روزبهروز رقابتیتر میشد. بههرحال همکاریهای متعدد در سالهای ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۵ نتیجه دادند و فوجیتسو مجددا به سوددهی رسید. بخشی از افزایش فروش و سوددهی نیز بهخاطر افزایش فروش کامپیوترهای شخصی بود.

فوجیتسو در سال ۱۹۹۵ تصمیم گرفت تا کاهش قابلتوجهی در قیمت کامپیوترهای شخصی داشته باشد تا مجددا سهم خود را از بازار افزایش دهد. آنها کامپیوترها را با قیمتی نزدیک به ضرر مالی به فروش میرساندند که موجب به افزایش سهم بازار کامپیوترهای شخصی به ۱۸.۴ درصد و قرار گرفتن پس از NEC در این بازار شد. فروش کامپیوترهای شخصی در ژاپن، در آن سال افزایش ۷۰ درصدی را تجربه کرد، چون شرکتهای ژاپنی بهمرور تصمیم به تغییر ساختار از مینفریم به کامپیوترهای تحت شبکه گرفتند.
تلاش برای توسعهی بازارهای بینالمللی، در نیمهی دوم دههی ۱۹۹۰ برنامهای استراتژیک برای افزایش سهم بازار شروع کردند و تبدیل شدن به پنجمین تولیدکننده و فروشندهی کامپیوترهای شخصی را تا سال ۲۰۰۰ بهعنوان هدف عملیاتی تدوین کردند. سکیزاوا اعتقاد داشت تمایل شدید بازار به کامپیوترهای شخصی، منفعت بالایی برای شرکتش دارد. فرصتهای متعددی برای آنها فراهم شده بود تا موقعیت خود را در بخش نرمافزار و سرویسهای متصل به شبکههای کامپیوتری تثبیت کنند. توسعهی اینترنت هم در آن سالها بهعنوان زیرساختی عالی برای توسعه در نظر مدیران فوجیتسو بود.
تمامی شرکتهای الکترونیکی ژاپن، در سالهای پایانی قرن بیستم و آستانهی ورود به قرن ۲۱، کاهش سوددهی در تولید تجهیزات کامپیوتری و نیمههادیها و تجهیزات مخابراتی را تجربه کردند. بههمین دلیل فعالیت در حوزهی نرمافزار و سرویسها اهمیت بالایی پیدا کرد. وضعیت شریک آمریکایی فوجیتسو، آمدال، یکی از نشانههای مهم پایان عمر دوران مینفریم بود. آنها ۶ فصل متوالی را در زیان مالی گذراندند و در آستانهی ورشکستگی قرار داشتند. در سپتامبر سال ۱۹۹۷، فوجیتسو سایر سهام آمدال را به قیمت ۸۷۸ میلیون دلار خریداری کرد. سرمایهی جدید، شرکت آمریکایی را از ورشکستگی نجات داد و فرصت تمرکز بیشتر روی نرمافزار، سرویسها و مشاوره را فراهم کرد.

سیستم تشخیص هویت PalmSecure
شریک بریتانیایی فوجیتسو، ICL در سال ۱۹۹۸ به شرکت پیشگام سرویسهای فناوری اطلاعات در بریتانیا تبدیل شده بود. شرکت ژاپنی،کنترل ICL را بهصورت کامل در همان سال به دست گرفت. در آن زمان نوایوکی آکیکوزا بهعنوان مدیر فوجیتسو فعالیت میکرد. آمدال در مسیر استراتژیهای مدیر جدید، در سال ۲۰۰۰ بهصورت رسمی از کسبوکار مینفریم خارج شد و فعالیتهای سختافزاری خود را به تولید سیستمهای سرور و ذخیرهسازی محدود کرد.
آکیکوزا برای شرکت تحت مدیریتش، شعار «همهچیز در اینترنت» را انتخاب کرد. فوجیتسو با تکیه بر این شعار، پیشگامی در سرویسهای اینترنتی ژاپن را بهعنوان هدف اصلی انتخاب کرده بود. آنها در سال ۱۹۹۹ کنترل کامل Nifty Service را به دست گرفتند و با دغام آن با سرویس آنلاین دیگر، بزرگترین ارائهدهندهی خدمات اینترنتی ژاپن را تأسیس کردند. در آن زمان بخش تولید نیمههادی فوجیتسو با ضرردهی مالی روبهرو بود. بههمین دلیل آکیکوزا بخش تولید تراشه را در انگلستان و کارخانههای قدیمی تراشه را در ژاپن تعطیل کرد. فوجیتسو از آن زمان محصولات نیمههادی مورد نیاز در تجهیزات خود را از شرکتهای تایوانی خریداری کرد.
تولید محصولات نیمههادی در فوجیتسو، بهصورت کامل تعطیل نشد. آنها از بخشهای باقیمانده برای افزایش تولید نیمههادیهای پیشرفته همچون تراشههای DRAM استفاده کردند که در کامپیوترهای شخصی کاربرد زیادی داشت. بهعلاوه تمرکز بر تولید نیمههادیهای پیشرفتهی مورد استفاده در تلفنهای همراه نیز افزایش یافت. در این مسیر، همکاری با شرکتهای دیگر همچون AMD اهمیت بالایی داشت. فوجیتسو و شریک جدید آمریکایی، حافظههای فلش را برای تلفنهای همراه، دستگاههای مرتبط با شبکههای کامپیوتری، دوربینهای دیجیتال، تجهیزات ناوبری خودرو و دیگر تجهیزات پرطرفدار و حرفهای آن زمان دنیای فناوری تولید میکردند.

سرور PrimeForce
از همکاریهای استراتژیک دیگر فوجیتسو در حوزهی تولید تراشه میتوان به شراکت با سونی اشاره کرد که با هدف تولید مدارهای مجتمع با ابعاد بزرگ (LSI) انجام شد. محصولات مذکور، حافظه و بخش پردازش را در یک تراشهی واحد تجمیع میکردند که در دستگاههای صوتی تصویری دیجیتال و محصولات ارتباط موبایلی کاربرد داشتند. همکاری با شارپ هم در همان زمان به تولید تراشههای حافظای یک گیگابیتی انجامید.
با ورود به قرن ۲۱، تلاشهای فوجیتسو برای توسعهی بازار بهکمک نرمافزار و سرویس هم نتایج آنچنان مثبتی بههمراه نداشت. صنعت فناوری در ابعاد جهانی با چالش روبهرو بود و بازار مخابرات هم در کشورهای بزرگ همچون آمریکا، بازدهی بالایی نداشت. تقاضا برای کامپیوترهای شخصی و تلفنهای همراه نیز کاهش یافته بود و بهنوعی همهی شرکتهای فناوری، تحت فشار بودند.
آکیکوزا در سال ۲۰۰۲ اعلام کرد که ۱۶،۴۰۰ کارمند را در فوجیتسو تعدیل میکند که ۹ درصد از نیروی انسانی بود. حدود پنج هزار کارمند از بخشهای عملیاتی ژاپن تعدیل شدند که البته هیچکدام، کارمندان دائمی نبودند و در بخش پروژههای موقت فعالیت میکردند. اقدام او، یکی از شدیدترین تغییرات ساختاری در شرکتهای الکترونیکی ژاپن محسوب میشد و قدمی در مسیر تغییرات عظیم استراتژیک در فوجیتسو بود.
فوجیتسو در سال ۲۰۰۳ اولین فناوری تأیید هویت براساس کف دست را در جهان توسعه داد. یک سال بعد، محصول تجاری مبتنی بر آن در ژاپن و در سال ۲۰۰۵، تحت عنوان برند PalmSecure بهصورت جهانی عرضه شد. تأیید هویت براساس رگههای کف دست، بهخاطر منحصربهفرد بودن و پیچیده بودن ساختارها، امروز بهعنوان رویکردی امن برای شناسایی کاربر مطرح میشود.

نمونهای از اولین کامپیوترهای ورکاستیشن فوجیتسو
سالهای اخیر و وضعیت کنونی فوجیتسو
تغییرات ساختاری که با ورود به قرن ۲۱ تمرکز اصلی فعالیتهای فوجیتسو را به خود اختصاص دادند، با تغییر کاربری و نامگذاری شرکتها هم همراه بودند. زیرمجموعههایی همچون ICL و DMR و آمدال بهترتیب به هولیدنگهای سرویس، مشاوره و خدمات فناوری اطلاعات فوجیتسو تغییر نام دادند. زیرمجموعهای جدید هم بهنام Fujitsu Way تأسیس شد.
مقالههای مرتبط:
تولید کامپیوترهای مینفریم در قرن ۲۱ هم با جدیت در فوجیتسو پیگیری میشد. آنها در سال ۲۰۰۲ سریعترین مینفریم جهان را بهنام GS21 600 به بازار عرضه کردند. یک سال بعد، همکاری استراتژیکی با غول دنیای پردازنده، اینتل، انجام شد تا سرورهای تجاری مبتنی بر مأموریتهای خاص توسط شرکت ژاپنی توسعه یابد. راهکارهای لینوکسی هم در ابتدای قرن ۲۱ بهعنوان حوزهی تمرکز فوجیتسو شناخته میشدند و در این حوزه، همکاری با Red Hat انجام شد.
شراکت با دیگر غولهای فناوری، همیشه بخشی از استراتژیهای عملیاتی و توسعهای فوجیتسو بود. آنها با شرکتهایی همچون سان مایکروسیستمز، مایکروسافت و سیسکو همکاریهایی را شروع کردند تا در توسعهی خدمات تحت سرور، پیشرفت سریعتر انجام شود. در سال ۲۰۰۴، اولین سرورهای مبتنی بر فناوری نیمههادی ۹۰ نانومتری و با سیستمعامل یونیکس، بهنام Primepower توسط فوجیتسو به بازار معرفی شدند. واحدهای آزمایشگاهی و تحقیق و توسعهی شرکت، در آن سالها افتخارهای متعددی را برای توسعهی محصولات نوآورانه دریافت کردند که از میان آنها میتوان به مدال افتخار و ربان بنفش دولت ژاپن برای پنلهای نمایشگر پلاسما در سال ۲۰۰۴ اشاره کرد.
نیمههادیهای LSI و محصولات مرتبط با بازار سرور، حوزههای اصلی تمرکز فوجیتسو در دههی ۲۰۰۰ بودند. آنها پس از معرفی محصولات ۹۰ و ۶۵ نانومتری در دستهی LSI، در سال ۲۰۰۸ تصمیم به تأسیس زیرمجموعهای مستقل برای این بخش گرفتند که بهنام Fujitsu Microelectronics Limited فعالیت خود را شروع کرد. یک سال بعد، شرکت کامپیوتری فوجیتسو زیمنس که با مشارکت شرکت آلمانی تأسیس شده بود، بهصورت کامل تحت کنترل فوجیتسو درآمد و به Fujitsu Technology Solutions تغییر نام داد.

نمونهای از جدیدترین ابررایانههای فوجیتسو
در سالهای پایانی دههی ۲۰۰۰، پکتهای LAN و ویدئو، سهم عمدهای از ترافیکی شبکه را به خود اختصاص میدادند. در همان زمان، ارتباط تلفنی مبتنی بر پروکل IP هم بهمرور جای خود را در میان سیستمهای ارتباطی باز میکردند. فوجیتسو در سال ۲۰۰۸، سیستمی بهنام FLASHWAVE9500 را معرفی کرد که بهعنوان سیستم انتقالی با رویکرد رایانش ابری کار میکرد. ژاپنیها در سیستم جدید، ترکیبی از پردازش پکت و multiplex را ارائهکردند که قبلا در سیستمهای مجزا انجام میشد.
ابرکامپیوترها همیشه حوزهای مهم از تمرکز فعالیتهای فوجیتسو بودند. آنها در سال ۲۰۱۱ کامپیوتری بهنام K computer معرفی کردند که رتبهی اول را در میان سریعترین ابرکامپیوترهای جهان به خود اختصاص داد و رکرود ۱۰/۵۱ پتافلاپس را ثبت کرد. یک سال بعد، توسعهی فعالیتها در کشور چین با تمرکز بیشتری انجام و اولین دیتاسنتر فوجیتسو در آن کشور تأسیس شد. از دستاوردهای مهم دیگر میتوان به راهاندازی سرویس ابری خدمات کشاورزی بهنام Akisai اشاره کرد. مدیران شرکت ژاپنی برای تمرکز بهتر در حوزههای کاربردی جدید، زیرمجموعههای مجزایی را برای بخشهای کلانداده، خدمات ابری، سرویسهای موبایل و امنیت در خلال سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۴ تأسیس کردند.
فوجیتسو در بازار گوشیهای هوشمند هم فعالیتهای محدودی داشته است. آنها در سال ۲۰۱۲ گوشی هوشمند Raku-Raku را به بازار معرفی کردند که بهعنوان ابزاری با سختافزار و نرمافزار بهروز و سهولت استفاده در میان ژاپنیها شهرت یافت. گوشی هوشمند فوجیتسو در کنار سهولت استفاده، قابلیتهای بهروزی همچون اتصال به شبکهی مخابراتی 3G را به کاربر عرضه میکرد.
فوجیتسو در سال ۲۰۱۶ در فهرست مجلهی فورچن از شرکتهای تحسینشده قرار گرفت. آنها در سه سال قبل نیز در همین فهرست قرار داشتند و نوآوری، رقابت جهانی و تعهد اجتماعی، بهعنوان دلایل انتخابشان بیان شد. فوجیتسو در حال حاضر نزدیک به ۱۴۰ هزار کارمند دارد و تاتسویا تاناکا بهعنوان مدیر کل آن مشغول به کار است. از زیرمجموعههای اصلی شرکت علاوه بر موارد قبلی میتوان به Fujitsu General، تولیدکنندهی تجهیزات تهویهی هوا و کنترل رطوبت اشاره کرد. زیرمجموعهی محصولات کامپیوتر شخصی نیز اکنون بهنام Fujitsu Client Computing فعالیت میکند.
وقتی بحث از مشخصات فنی لپتاپها و رایانههای رومیزی میشود، اغلب پای دو عبارت USB-C و «تاندربولت ۳» به میان میآید؛ اما برای کاربران عادی، ممکن است درک تفاوت میان این دو آسان نباشد. هرچند USB-C و «تاندربولت ۳» هردو استانداردهایی ارتباطی هستند؛ اما تفاوتهایی دارند که در ادامهی مطلب با آنها آشنا خواهیم شد.
تفاوت اصلی در چیست؟
استاندارد USB-C، یکی از جدیدترین استانداردهای طراحی سختافزاری درگاه USB است که بهبودها و ویژگیهای قابل توجهی را به استاندارد USB افزوده است. برای مثال، در زمان اتصال رابط به درگاه USB-C، امکان اتصال از هردو جهت وجود دارد. همچنین، این استاندارد امکان انتقال توان الکتریکی تا ۱۰۰ وات را فراهم میکند. امکان انتقال اطلاعات با حداکثر سرعت ۱۰ گیگابیتبرثانیه و پشتیبانی از ویدئوی 4K از دیگر ویژگیهای این استاندارد است؛ البته برای انتقال صدا بههمراه ویدئوهای 4K، به تبدیلکنندههای مناسب، جهت دستیابی به خروجی صوتی مناسب نیاز خواهید داشت.

حال به فناوری تاندربولت میپردازیم. این فناوری ارتباطی با همکاری اینتل و اپل توسعهیافته است و میتوان آن را حاصل ترکیب فناوریهای مختلف نظیر استاندارد PCI Express، درگاه DisplayPort و فناوریهای انتقال الکتریسیتهی مستقیم بهشمار آورد. ترکیب فناوریهای مختلف در قالب تاندربولت باعث میشود تا این استاندارد یکی از بهترین استانداردهای ارتباطی باشد. در حال حاضر نسخههای مختلفی از استاندارد تاندربولت ارائهشدهاند که سریعترین نسخه، نسخهی سوم است. همانطور که انتظار میرود، درگاههای مبتنی بر استاندارد تاندربولت بهوفور در محصولات اپل تعبیه میشوند؛ هرچند که دیگر تولیدکنندگان نیز از این فناوری در محصولات خود استفاده میکنند.
حال به بخش ظاهرا پیچیدهی ماجرا میرسیم. دو فناوری تاندربولت و USB برای سالها از یکدیگر مجزا بودند و در دستگاههای مختلفی استفاده میشدند و کاربران متفاوتی را هدف قرار میدادند. با گذر زمان، این دو فناوری به یکدیگر نزدیکتر شدهاند.
زمانیکه درگاه USB-C ارائهشد، تاندربولت ۳ هم بهعنوان یکی از استانداردهای ارتباطی معرفیشد که صرفا از درگاه فیزیکی USB-C استفاده میکرد. بنابراین، تولیدکنندگانی که درگاه USB-C را در محصولات خود تعبیه میکنند، میتوانند این درگاه را به استاندارد تاندربولت ۳ تجهیز کنند تا کاربران از طریق همان درگاه USB-C از مزایای تاندربولت ۳ استفاده کنند.

مزایای استاندارد تاندربولت ۳
شاید از خود بپرسیم که یک درگاه USB-C با استاندارد تاندربولت ۳، چه برتریهایی بر یک درگاه USB-C بدون این استاندارد دارد؟ در ادامه فهرستی از ویژگیهای کلیدی تاندربولت ۳ ارائهشدهاند:
سرعت انتقال اطلاعات ۴۰ گیگابیت برثانیه که بهمراتب بالاتر از استاندارد پایهی USB-C است
پشتیبانی همزمان از دو نمایشگر 4K یا یک نمایشگر 5K با انتقال تصویر و صوت بهصورت همزمان
پشتیبانی پایه از انتقال صوت
نیاز به استفاده از کابلهای ویژه در صورت افزایش طول کابل (با افزایش طول کابل، سرعت انتقال داده کاهش مییابد.)
ارتباط سریال چند دستگاهِ متصل به یک رایانه
سازگاری با تمام دستگاههای منطبق بر استانداردهای تاندربولت ۳ و USB
آیا ممکن است یک درگاه USB-C از تاندربولت ۳ پشتیبانی نکند
مقالههای مرتبط:
پاسخ این سؤال مثبت است؛ در واقع بسیاری از درگاههای USB-C از استاندارد تاندربولت ۳ پشتیبانی نمیکنند و صرفا از استاندارد USB 3.1 (نسل اول یا دوم) پشتیبانی میکنند. بههمین دلیل، تولیدکنندگانی که درگاه USB-C را با استاندارد تاندربولت ۳ ارائه میکنند، باید این مسئله را بهوضوح به کاربران اعلام کنند. برخی دستگاهها نیز براساس ابزارهایی که به یک درگاه متصل میشوند، از ارتباط USB 3.1 یا تاندربولت ۳ استفاده میکنند.
اما توجه داشته باشید که خلاف مسئلهی فوق امکانپذیر نیست؛ بهعبارتی، یک درگاه با استاندارد ارتباطی تاندربولت ۳ الزاما از درگاه فیزیکی USB-C استفاده میکنند. بهزبان سادهتر، هیچ درگاه فیزیکی دیگری وجود ندارد که از استاندارد تاندربولت ۳ پشتیبانی کند. مسئلهی دیگری که حائز اهمیت است، استفاده از کابلهایی است که از استاندارد تاندربولت ۳ پشتیبانی میکنند؛ چرا که هر کابلی امکان استفاده از استاندارد تاندربولت ۳ را فراهم نمیکند.

نشان تاندربولت
اگر میخواهید بدانید که آیا درگاه USB-C موجود روی دستگاه شما از استاندارد تاندربولت ۳ پشتیبانی میکند یا نه، باید نگاهی به درگاه بیندازید، در صورت وجود نشان تاندربولت ۳، درگاه USB-C شما از استاندارد تاندربولت ۳ پشتیبانی میکند. البته ممکن است در مواردی این نشان در کنار درگاه USB-C قرار نداشته باشد؛ پس بد نیست نگاهی به مشخصات فنی دستگاه نیز بیندازید.
آیا درگاه USB-C با استاندارد تاندربولت ۳، بهتر از درگاههای فاقد این استاندارد است؟
درگاه USB-C بهخودی خود بههیچعنوان درگاه بدی نیست و نسبت به نسلهای قبلی بهمراتب سریعتر و کاربردیتر است؛ علاوهبراین، این درگاه از ویژگی شارژ ابزارهای مختلف نیز پشتیبانی میکند. اگر نیازی به ویژگیهای ارائهشده با استاندارد تاندربولت ۳ ندارید، عدم پشتیبانی درگاه USB-C رایانه شما از این استاندارد چندان مسئلهی مهمی نخواهد بود. اما اگر بخواهیم درگاههای USB-C عادی را با درگاههای USB-C با استاندارد تاندربولت ۳ مقایسه کنیم، درگاه مجهز به تاندربولت ۳ برندهی ماجرا خواهد بود.

درگاه USB-C با پشتیبانی از تاندربولت ۳
البته بهزودی شاهد معرفی استاندارد USB4 خواهیم بود، استانداردی فاصلهی میان درگاههای USB-C عادی و تاندربولت ۳ را کمتر خواهد کرد. ولی در حال حاضر، برتری با تاندربولت ۳ است. اما شاید از خود بپرسیم که چرا تولیدکنندگان همهی دستگاههای مجهز به درگاه USB-C را با استاندارد تاندربولت ۳ عرضه نمیکنند؟
باید بهخاطر داشته باشیم که در گذشته USB و تاندربولت دو استاندارد مجزا بودند که به رقابت با یکدیگر میپرداختند؛ اما در حال حاضر، این دو در حال یکی شدن هستند. فرایند تلفیق USB و تاندربولت فرایندی ادامهدار است و هنوز هم موانعی مانند عدمسازگاری دستگاهها با این استانداردها پیش روی تولیدکنندگان قرار دارد.

درگاه USB-C بدون پشتیبانی از تاندربولت ۳
در واقع، برای تجهیز درگاه USB-C به استاندارد تاندربولت ۳، تولیدکنندگان باید سختافزار ویژهای را در محصول خود جای دهند و همین مسئله باعث افزایش هزینهها میشود. برخی تولیدکنندگان ترجیح میدهند تا از این هزینهی اضافه پیشگیری کنند؛ مسئلهای که بهویژه در رابطه با محصولاتی با قیمت پایینتر بسیار رایج است.
برخی دیگر از تولیدکنندگان، برای کاهش هزینهها تنها یکی از چند درگاه USB-C تعبیهشده در محصول خود را به استاندارد تاندربولت ۳ مجهز میکنند. البته این کار طراحی و انتقال نیرو به دستگاه را سادهتر میکند. در نهایت، برای استفاده از تاندربولت ۳، باید از تراشههای ساخت اینتل استفاده شود، چیزی که برای برخی دستگاهها امکانپذیر نیست.
تاویس لیف گلاور عکاس هنری و مؤلف در هونولولوی هاوایی است. نکات ارائه شده در این مقاله توصیههای شخصی هنرمند هستند. میتوانید آثار این هنرمند را در وبسایت او، فلیکر، اینستاگرام و فیسبوک دنبال کنید. گلوور همچنین مدرسه اصول روانشناسی گشتالت بر هنر و عکاسی است.
در عکاسی، نورپردازی مناسب بهمعنی عبور نور کافی از لنز به حسگر برای ثبت سوژه و محیط است. برای نورپردازی مناسب باید بسته به هدفی که دارید، بین سرعت شاتر، گشادگی دیافراگم و ایزو ارتباط تعادل برقرار کنید؛ پس نکتهی اصلی «هدف» است.
هدف شما چیست؟
همانطور که قلمضربههای نقاش روی بوم تنظیمات نقاشی هستند، عکاس هم باید تنظیمات اولیه را روی دوربین خود اجرا کند. با تنظیمات مناسب میتوان به جلوهها و زیباییشناسی دلخواه در عکاسی رسید. معمولا عکاسهای تازهکار بهجای یادگیری روش Manual عکاسی، در حالت Auto عکاسی میکنند. آنها میدانند چه میخواهند اما دوربین نمیتواند هدفشان را بهخوبی درک کند. با بررسی بیشتر تنظیمات Manual و Auto میتوان به تفاوت این دو حالت پی برد.

حالت Auto از شما باهوشتر نیست
برای تعریف تنظیمات Auto این مثال را در نظر بگیرید: فرض کنید در بیابان زندگی میکنید و ترموستات خانهی خود را کنترل میکنید. معمولا برای ذخیرهی انرژی آن را روی ۷۸ درجه تنظیم میکنید اما وقتی مهمان دارید برای آسایش آنها تنظیمات را روی ۷۰ قرار میدهید. اگر یکی از مهمانها گرمازده شود ممکن است درجه را پائینتر هم بیاورید.
در مثال فوق، تنظیمات براساس شرایط تغییر میکند. ترموستات سرنخی از مهمانهای جدید ندارد، بنابراین وظیفهی شما است که تنظیمات را کنترل کنید. به همین ترتیب تنظیمات Auto در دوربین باهوشتر از شما نیستند؛ اما جای نگرانی نیست تا پایان این مقاله روش کنترل تنظیمات را میآموزید.
نورسنجی
هدف این مقاله آموزش روش کنترل کامل بر نور است. در این بخش با تشابه دوربین و چشم انسان و مروری سریع بر نورسنجی آشنا خواهید شد. درک نورسنجی ساده است. با اعمال تغییرات و تنظیمات، خط روی صفحه به سمت چپ یا راست حرکت میکند. اگر خط در وسط قرار بگیرد بهمعنی نورپردازی مناسب است؛ با حرکت آن به سمت راست نور شدیدتر میشود و با حرکت به سمت چپ از شدت نور کم میشود؛ به همین سادگی! با یادگیری حالت Manual متوجه میشوید که گاهی اوقات نورسنج میتواند گمراهکننده باشد.

خلاصهی کوتاهی از تنظیمات
سرعت شاتر (سرعت سوژه)
شاتر دو هدف عمده دارد که در تعادل با گشادگی دیافراگم و ایزو است: به کنترل نور (اکسپوژر) کمک میکند؛ مدت زمان دریافت نور را تعیین میکند. سرعت شاتر مانند پلک زدن است. چشم خود را ببندید سپس آن را خیلی آهسته باز و بسته کنید در مقایسه با پلک زدن سریع، نور بیشتری به چشمتان برخورد میکند. کل زمانیکه پلک (شاتر) باز است دو اتفاق رخ میدهد: نور وارد میشود؛ حرکت ثبت میشود. دوربین هم به همین ترتیب نور و حرکت را میبیند و این دو را در یک تک فریم ترکیب میکند.
به همین دلیل بعضی تصاویر ممکن است تار یا بهشدت روشن باشند؛ در چنین شرایطی میتوان گفت چشم دوربین به آهستگی پلک زده است. هرچقدر سرعت شاتر بالاتر باشد دوربین سریعتر پلک میزند و آنچه را میبیند بیحرکت میکند (freeze). به این ترتیب لنزها نور کمتری دریافت میکنند. در دو مورد از سرعت شاتر بالا استفاده میشود:
۱. نیاز به ثبت سوژه
۲. کار با گشادگی دیافراگم و ایزو برای ثبت نور کافی و رسیدن به نورپردازی مناسب.

باید سرعت شاتر خود را براساس سوژهی عکاسی تعیین کنید. برای به خاطر سپاری آسان میتوانید از اصطلاح «سرعت سوژه» استفاده کنید. اگر از سوژهای سریع عکاسی میکنید و میخواهید آن را مانند یک مرغ مگسخوار در هوا فریز کنید باید از سرعت شاتر بسیار بالایی استفاده کنید (برای مثال ۱/۸۰۰۰). اگر میخواهید از سوژهای سریع مانند خودرو با موشن بلور جهتدار عکاسی کنید باید از سرعت پائینتر شاتر استفاده کنید (۱/۶۰).
به این ترتیب صرفنظر از تنظیمات سرعت شاتر، برای رسیدن به نورپردازی مناسب باید آن را نسبت به گشادگی دیافراگم و ایزو به تعادل برسانید. درک سوژه در رسیدن به تنظیمات صحیح و بهترین نتیجه مؤثر است.
گشادگی دیافراگم: میزان تاری یا بوکه
گشادگی دیافراگم دو عملکرد عمده دارد: به کنترل نور کمک میکند؛ عمق میدان را تنظیم میکند. گشادگی دیافراگم همان مردمک چشم است که به توزیع و تمرکز نور کمک میکند. تا به حال حتما برایتان پیش آمده است که با خروج از کافیشاپ یا مغازهای تاریک نور محیط چشمتان را اذیت کرده است. در این شرایط به نظر میرسد نور فضای خارج از مغازه بیش از حد بالا است؛ عنبیهی چشم (درست مانند گشادگی دیافراگم) برای مسدود ساختن نور منقبض نمیشود و اولین رنگی که میبینید رنگ سفید است.
درست مانند سرعت شاتر هرچقدر گشادگی دیافراگم را افزایش دهید نور کمتری به لنز برخورد میکند. گشادگی دیافراگم «عمق میدان» را هم کنترل میکند که گاهی برای عکاسها گیجکننده است. روشی سادهتر برای درک عملکرد گشادگی دیافراگم، جدای از کنترل نور این است که میزان تار شدن منطقهی خارج از فوکوس را هم تعیین میکند (معمولا در پسزمینه چنین جلوهای دیده میشود). تار شدن پسزمینه هم به عمق میدان بستگی دارد. هرچقدر گشادگی دیافراگم بیشتر باشد، وضوح بیشتری در تصویر نهایی دیده میشود. به تار شدن پسزمینه یا پیشزمینه اصطلاحا «بوکه» گفته میشود.
اگر میخواهید از نظر زیباشناسی حس «نرمی» را القا کنید و بهدنبال بوکهی بیشتری هستید به گشادگی دیافراگم کمتر (f/1.2-2.8) نیاز دارید؛ اما اگر میخواهید بخش زیادی از چشمانداز داخل فوکوس باشد، باید از گشادگی دیافراگم بالاتری استفاده کنید (f/11-22). برای تنظیمات صحیح بوکه باید به درک صحیحی از عمق میدان برسید.

ایزو: دید شب
ایزو (ASA برای فیلم) تنها یک کارکرد دارد: افزایش حساسیت حسگر (فیلم) دوربین نسبت به نور. استفاده از ISO شباهت زیادی به سلولهای میلهای چشم دارد که برای دید در شب به کار میروند یعنی زمانیکه تعداد زیادی از مخروطها نتوانند نور کافی را دریافت کنند. برای تنظیم نورپردازی، ایزو اولویت آخر است زیرا ممکن است آثار منفی بر تصویر نهایی داشته باشد و با افزایش ایزو، نویز هم افزایش پیدا میکند.
بعضی نویزها یا دانههای روی تصویر از نظر زیباشناسی خوشایند هستند و با ظهور فناوری مدرن، ایزوهای پائین تأثیر اندکی روی تصویر نهایی میگذارند. در ایزوهای بالا مانند ۱۲۸۰۰ میتوان افت کیفیت قابل توجهی را بهخصوص در تصاویر چاپی یا تصاویر دیجیتالی بزرگنمایی شده مشاهده کرد. دوربینهای قدیمیتر حتی در ایزوهای ۱۶۰۰ و ۳۲۰۰ افت کیفیت را نشان میدهند.
برای اجتناب از نویزهای ناخواسته همیشه باید تنظیمات ISO را روی کمترین مقدار قرار دهید و در صورت نیاز پس از تنظیم گشادگی دیافراگم و سرعت شاتر آن را افزایش دهید. معمولا در نور روز یا عکاسی با فلش نیازی به بالا بردن ایزو نیست.

دوربینهای فول فریم معمولا نویز کمتری دارند اما ازآنجاکه این عکس با حسگر کوچکتری گرفته شده است، نویز در آن بیشتر است
بررسی دقیق تصاویر
هنگام عکاسی Manual باید سؤالهای زیر را از خود بپرسید: آیا میخواهم سوژه را با موشن بلور ثبت کنم یا تکنیک فریز را روی آن پیادهسازی کنم (بیحرکت کردن سوژه در فضا)؟ چه مقدار بوکه در پسزمینه یا پیشزمینه میخواهم؟ آیا میخواهم اغلب سوژهها در فوکوس باشند؟ پس از اعمال تنظیمات در صورت کاهش نور، میتوانید تنظیمات ایزو را تغییر دهید یا از منبع نور خارجی استفاده کنید.
تنظیم سرعت شاتر
تصویر زیر زنی را نشان میدهد که بیحرکت دراز کشیده است برای ثبت این عکس از سرعت بالای شاتر استفاده شده است (تنظیمات: f/1.8، 1/250، ایزو ۱۰۰)؛ اما دلیل این کار چیست؟ در درجهی اول برای رسیدن به بوکه نیاز به گشادگی دیافراگم پائین است؛ ایزو هم برای کاهش نویز به پائینترین مقدار تنظیم شده است. عکاس نمیخواهد ایزو یا گشادگی دیافراگم را افزایش دهد بنابراین تنها گزینهی باقیمانده در مثلث نورپردازی، سرعت شاتر است.
برای رسیدن به نور مناسب در تصویر زیر، سرعت شاتر افزایش یافته است. برای نورپردازی مناسب کل تنظیمات دست به دست هم میدهند اما باز هم همه چیز به انتخاب شما بستگی دارد. به یاد داشته باشید هدف شما بهعنوان هنرمند، بیان بصری است؛ بنابراین کنترل تنظیمات را به دست بگیرید و به همه نشان دهید چه چیزی در ذهنتان میگذرد.

در تصویر بعدی (تنظیمات: f/2,1، 1/1600، ایزو 100)، سرعت شاتر ۱/۱۶۰۰ است با این سرعت آب پاشیدهشده در هوا فریز میشود. البته با نگاهی دقیقتر میتوان کمی موشن بلور را در آب شلنگ مشاهده کرد. ازآنجاکه سرعت آب بالا است برای فریز کامل آن در عکس باید از سرعت شاتر بیشتری مثل۱/۴۰۰۰ استفاده کرد. به این ترتیب درک سرعت شاتر میتواند منجر به توقف یا حرکت شود.

تنظیمات گشادگی دیافراگم
گشادگی دیافراگم علاوه بر کنترل نور عبوری به لنز در خلق جلوههای زیباشناسانه هم کاربرد دارد. برای مثال از خود بپرسید بهدنبال عکس نرم یا سخت هستید؟ به بیان دیگر: میخواهید همه چیز را در فوکوس قرار دهید یا میخواهید سوژه با بوکهی بیشتر در پسزمینه یا پیشزمینه در فوکوس قرار بگیرد؟
بوکه از نظر زیباشناسی بسیار ستایش شده است اما همیشه باید در جهت هدف عکس از آن استفاده کرد. برای مثال میتوان از بوکه برای نرم کردن انحرافهای پسزمینه در محیطهای شلوغ استفاده کرد. این ویژگی برای افراد تازهکار بسیار مفید است زیرا آنها بهندرت میتوانند از سوژه متناسب با پسزمینه عکاسی کنند. اغلب عکاسهای حرفهای منظره و مد از گشادگی دیافراگم بالا و دانش ترکیببندی برای قرار دادن سوژهها در فوکوس و همچنین افزایش وضوح پسزمینه یا پیشزمینه استفاده میکنند.
در تصویر بعدی (تنظیمات: f/1.4، 1/60، ISO 250)، برای افزایش بوکه از گشادگی دیافراگم پایین استفاده شده است. گشادگی f/1.4 باعث میشود چشمهای مدل تمرکز اصلی عکس باشند و سایر قسمتها در حالت تاری مناسبی قرار بگیرند. مدل در این تصویر یک پیراهن پولکدار به تن دارد که باعث ایجاد هایلایت و تشکیل دایرههای بوکه شده است.
سؤال این است که چرا برای این عکس ایزو روی ۲۵۰ تنظیم شده است و از ایزوی پایینتری مثل ۱۰۰ استفاده نشده است؟ گشادگی دیافراگم برای سوژه در پائینترین مقدار قرار دارد و عکاس تمایلی به تغییر آن ندارد. سرعت شاتر هم متناسب با سوژهی بیحرکت تنظیم شده است و بهقدری پائین است که بتوان بدون خطر موشن بلور بهصورت دستی عکاسی کرد. با توجه به این تنظیمات نور تصویر پایین میآید درنتیجه برای رسیدن به نورپردازی مناسب باید ایزو را افزایش داد.

نکتهی دیگری که دربارهی گشادگی دیافراگم باید در نظر گرفت، فاصلهی کانونی است که محل قرارگیری بوکه را تعیین میکند. اگر فوکوس روی دست سوژه باشد، بوکه در پیشزمینه و روی چهره قرار میگیرد اما ازآنجاکه فوکوس نزدیک به چهرهی مدل است، بوکه در پسزمینه قرار میگیرد.
حتی اگر از گشادگی دیافراگم کم و فوکوس نسبتا نزدیک به پرتره استفاده شود، تمام اشیای نزدیک به لنز حالت محو و تار به خود میگیرد. در تصویر بعد صفحات یا لایههای کانونی را مشاهده میکنید (تنظیمات f/2.8، 1/250، ایزو ۲۰۰) که در آن تمرکز اصلی فوکوس روی مدل است و لایههای مختلف آبنباتهای صورتی با نزدیک شدن به لنز تار میشوند.

از این روش میتوان برای رسیدن به فوکوس معکوس هم استفاده کرد و داستان متفاوتی را نقل کرد. تصویر بعد یک نمونه از فوکوس پسزمینه است. با گشادگی دیافراگم بالا و فاصلهی نزدیک به سوژه و فوکوس روی فاصلهی دورتر میتوان به بوکه در پیشزمینه رسید.

در تصویر جنگلی زیر (تنظیمات f/2.8، 1/60، ISO 200) از گشادگی دیافراگم بسیاری پائینی استفاده شده است اما چرا اثری از تاری یا محوشدگی در پسزمینه دیده نمیشود؟ زیرا مدل و درخت از لنز دوربین فاصله دارند و قدرت بوکه کاهش یافته است. افزایش فاصله در کاهش بوکه تأثیر دارد؛ مگر اینکه چیزی بین سوژه و لنز قرار بگیرد.
درست مانند تصویر آبنبات صورتی، اگر روی مدل تصویر فوکوس شود هر شیئی که در نزدیک لنز قرار دارند تار میشوند. این عکس یک نمونهی دیگر از تعیین عمق میدان براساس فاصلهی کانونی و نزدیکی اشیا به لنز است.

عکاسی ماکرو
عکاسهایی که از سوژههای کوچک مثل حشرات و حلقههای ازدواج با لنز ماکرو عکاسی میکنند بسیار به سوژه نزدیک میشوند. به همین دلیل بوکه عامل برجستهای در این تصاویر است. اگر برای سوژهی نزدیک به لنز از گشادگی دیافراگم پائین استفاده کنید، به عمق میدانی سطحی دست خواهید یافت. درنتیجه برای ثبت جزئیات باید گشادگی دیافراگم را افزایش دهید.
در تصویر دراماتیک زیر از حلقهی ازدواج (تنظیمات: f/3.5، 1/1000، ISO 800) تنظیمات تست شدهاند. گشادگی دیافراگم برابر با f/3.5 تنظیم شده است برای ثبت جزئیات حلقه میتوان مقدار آن را افزایش داد اما افزایش آن بر بوکهی پسزمینه تأثیر میگذارد. سرعت شاتر برای فریز کردن آب پخش شده روی حلقه نسبتا بالا است و ایزو هم برای رسیدن به نورپردازی مناسب تنظیم شده است.

در تصویر زیر از مارمولک (تنظیمات: f7.1، 1/400، ISO 125) میتوان افزایش تاری هنگام استفاده از لنز ماکرو را بهوضوح دید. این تصویر با لنز ارزانقیمت ۳۰۰ میلیمتری با تنظیمات ماکرو ثبت شده است زیرا لنزهای زوم بوکه را افزایش میدهند و از نظر تئوری بهمعنی نزدیک شدن به سوژه هستند. ازآنجاکه گشادگی دیافراگم f/7.1 است بخش زیادی از مارمولک در فوکوس قرار دارد.

درک تنظیمات Auto
پس از آشنایی برای تنظیمات دستی میتوانید برخی حالتهای Auto را درک و تحلیل کنید. استفاده از حالتهای Auto بدون درک عملکرد و تأثیر سرعت شاتر، گشادگی دیافراگم و ایزو بر تصویر نهایی مانند قرار دادن هواپیما در حالت پایلوت است بدون اینکه از عملکرد فرود و صعود آن بهصورت دستی یا Manual آگاه باشید. کامپیوتر کوچک داخل دوربین هرگز نمیتواند سوژههای شما را درک کند بنابراین باید خودتان به تنظیم آن بپردازید. برخلاف بسیاری از افراد تازهکار، نباید کار را با تنظیمات Auto شروع کنید و سپس به سراغ روش Manual بروید. بهگفتهی تاویس لیف گلوور نویسندهی اصلی این مقاله:
اولین DSLR من Canon 7D بود که خیلی خوب به من خدمت کرد. این دوربین را برای سفر به اروپا همراهبا بهترین دوست دوران مدرسه خریده بودم و اصلا نمیدانستم چطور باید از آن استفاده کنم. با تماشای چند ویدئوی یوتیوب سعی کردم به درک صحیحی از مفهوم اکسپوژر (نورپردازی) برسم اما چیزی دستگیرم نشد. درنتیجه در طول یک ماه سفر اروپا از حالت اتو براکت برای عکاسی در سه حالت نوردهی استفاده کردم (از این حالت معمولا برای ادغام در گسترهی دینامیکی بالا یا تصاویر HRD استفاده میشود.) پس از آن تصویری که بهترین ظاهر را داشت انتخاب کرده و سایر عکسهای را پاک کردم. بعضی عکسها زیاد روشن بودند و برخی دیگر زیادی تیره بودند اما نمیدانستم که چگونه باید تنظیمات Auto را برای رسیدن به نورپردازی مناسب تغییر دهم.

تصویر پانارومای ورناسا در ایتالیا (با تنظیمات f/20، 1/1250، ISO 6400) به نظر خوب میرسد اما با نگاهی نزدیکتر متوجه خرابیهای آن میشوید. ازآنجاکه تنظیمات برای این تصویر در حالت Auto قرار داشته است دوربین فقط میتواند بخشی از نیازها را حدس بزند. برای مثال برای ثبت یک چشمانداز بیحرکت چه نیازی به سرعت شاتر ۱/۱۲۵۰ است؟ چرا ایزو هنگام روز باید تا این اندازه بالا باشد؟ یا چرا گشادگی دیافراگم بالا است.
هرکدام از تنظیمات یادشده دقیقا عکس یکدیگر عمل میکنند و نشان میدهد که دوربین در حدس نیازهای سوژه تا چه اندازه بیملاحظه و کودن است. اگر قرار بود این عکس دوباره گرفته شود، لازم بود عکاس در قدم اول سوژهها را شناسایی کند؛ در اینجا سوژه همان منظره است. ایزو بهصورت پیشفرض روی کمترین مقدار قرار دارد بنابراین در درجهی اول باید گشادگی دیافراگم را تنظیم کرد. اغلب چشماندازها در گشادگی تقریبی f/11 کاملا در فوکوس قرار میگیرند. پس از تنظیم گشادگی دیافراگم سرعت شاتر برای رسیدن به نور مناسب تنظیم میشود. اگر سرعت شاتر بیش از اندازه پائین رفت، برای کاهش ریسک لرزش دوربین میتوانید کمی ایزو را افزایش دهید.
در جزئیات عکس ورنازا بهوضوح میتواند دید که چگونه ایزوی بالا منجر به تولید مقدار زیادی نویز دیجیتالی میشود. این تنظیمات شاید برای برخی عکاسها خوشایند باشد زیرا مشابه ظاهر فیلم است اما برای تصاویر چاپی بزرگ نیاز بهوضوح بیشتری است.

حالتهای Auto
معمولا در حالتهای مختلف Auto دوربین چشمانداز دلخواه شما را ثبت نمیکند. نورسنج معمولا نور و تاریکی موجود در صفحه را اندازهگیری میکند سپس از خاکستری ۱۸ درصد برای محاسبهی نورپردازی صحیح استفاده میکند؛ بنابراین با نقاط روشن زیاد و نقاط تاریک اندک، نور عکس بیش از اندازه زیاد میشود و دوربین آن را در نورسنج هم منعکس میکند. اگر از روش Manual استفاده میکنید با عبور نور کمتر میتوانید خروجی نهایی را تنظیم کنید. اگر از حالت Auto استفاده میکنید این کار بهصورت خودکار انجام میشود.
همین اتفاق هنگام عکاسی در یک محیط آفتابی یا برفی رخ میدهد. دوربین دقیقا نمیداند سوژه چیست و چگونه آن را نورپردازی کند بنابراین با وجود اطلاعات کم به محاسبه میپردازد. حالتهای نورسنجی دیگری مثل نورسنجی نقطهای هم وجود دارند. با استفاده از EV dial (مقدار اکسپوژر) میتوان تا اندازهای حالتهای Auto را کنترل کرد. با این تنظیمات میتوانید در صورت محاسبهی نادرست دوربین، نورپردازی را تنظیم کنید.

استفاده از حالتهای Auto
در دوربینهای مبتدی، حالتهای Auto متنوع و زیاد هستند اما کدام یک گزینهی بهتری هستند. حالت اول، AV یا «اولویت دیافراگم» است. در این حالت امکان تنظیم گشادگی دیافراگم و ایزو وجود دارد اما دوربین، سرعت شاتر را بهصورت خودکار تنظیم میکند.
حالت بعدی، TV یا «اولویت زمان» است. سرعت شاتر معمولا مدت زمان رسیدن نور به حسگر را کنترل میکند. این حالت هم دقیقا بهمعنی تنظیم سرعت شاتر و ISO است با این تفاوت که دوربین گشادگی دیافراگم را بهصورت خودکار تنظیم میکند.
غیرقابل پیشبینیترین حالت Auto در اغلب دوربینهای فول فریم حالت P یا «برنامه» است. دوربین در این حالت سرعت شاتر و گشادگی دیافراگم را کنترل میکند. شما حتی میتوانید ایزو را بهصورت Auto تنظیم کنید و عکاسی را کاملا به دوربین واگذار کنید اما اغلب هنرمندان معمولا بهدنبال کنترل بیشتر هستند.

دو حالت اول Auto یعنی (AV، TV) در جاهایی مثل مراسم ازدواج کاربرد دارند که سرعت تغییر نور و محیط بالا است. معمولا برای عکاسی از حرکت و رقص افراد در مراسم ازدواج باید گشادگی دیافراگم و سرعت شاتر را کنترل کرد.
حالا که اطلاعات بیشتری دربارهی عکاسی به حالت Manual دارید میتوانید پیشفرضهای خود را تنظیم کنید. تاویس گلوور برای دوربین عکاسی خیابانی خود، یک حالت کاربری با تنظیمات فضای خارجی (f/5.6، 1/1000، Auto ISO) و تنظیماتی برای فضای داخلی (f/2.8,1/250,Auto ISO) تعریف کرده است. او میگوید:
برای فضای داخلی نیاز به بوکهی بیشتری دارم و نمیتوانم از سوژههای سریع عکاسی کنم. بااینحال، نکتهی جالب این است که میتوانم بدون نگاه کردن به دوربین، حالتها را تغییر دهم

جلوههای ویژه
حالا زمان آن رسیده است که با اعمال تغییر در تنظیمات دوربین، لذت کار با جلوههای ویژه را تجربه کنید. در ادامه روش عکاسی لانگ اکسپوژر توصیف شده است. هدف این تصویر (تنظیمات f/1.4، پنج ثانیه، ISO 640)، عکاسی از سوژهی ثابت در میان رودخانهی متحرک بوده است. برای ثبت این عکس از سه پایه استفاده شده است زیرا استفاده از سهپایه برای عکاسی به روش لانگ اکسپوژر نتایج بهتری را بهدنبال دارد. همچنین میتوانید دوربین خود را روی زمین بگذارید و بهصورت ثابت عکاسی کنید.
مدل به صورتی قرار گرفته است که گویی در زمان بیحرکت مانده است. در این شرایط مدل باید به مدت ۵ ثانیه نفس خود را نگه دارد و از هرگونه وسوسهی حرکت یا حتی پراندن مگس خودداری کند. برای جلوگیری از لرزش ناشی از فشرده شدن دکمهی شاتر میتوانید از تایمر یا ریموت اکسترنال استفاده کنید.

گشادگی دیافراگم پائین در محیط روشن
اگر بهدنبال ثبت پرترهای نرم زیر نور خورشید هستید و در عین حال میخواهید به شیوهی لانگ اکسپوژر عکاسی کنید میتوانید از فیلتر ND (تراکم طبیعی) برای خنثیسازی نور ورودی به لنزها استفاده کنید. به این صورت لنز مثل عینک آفتابی عمل کرده و نور ورودی را تا اندازهای مسدود میکند سپس میتوانید از گشادگی دیافراگم پائین و سرعت شاتر دلخواه موردنیاز استفاده کنید.
تصویر زیر به شیوهی لانگ اکسپوژر در نور روز ثبت شده است (تنظیمات f/5، سرعت شاتر: ۱.۳ ثانیه، ISO 100). با توجه به سرعت پائین شاتر از بیحرکت بودن مدل مطمئن شوید. مشاهده میکنید که صخره در فوکوس قرار دارد درحالیکه تمام عناصر دیگر در حالت موشن بلور نرم قرار گرفتهاند. اگر امواج کمی سریعتر حرکت میکردند موشن بلور افزایش مییافت. برای رسیدن به جلوهی دلخواه، سرعت شاتر را تنظیم کنید و سپس متناسب با آن تنظیمات نور را انجام دهید.

عکاسی با فلش و رگههای نور
حتی در صورت استفاده از فلش در سناریوهای کمنور، میتوان با تنظیمات مناسب به جلوهی لانگ اکسپوژر رسید. فرض کنید در مراسم ازدواج هستید و میخواهید با جلوهی باریکههای نور حس هیجان را منتقل کنید. معمولا برای کنترل نور محیطی لازم است سرعت شاتر را پائین بیاورید (برای مثال ۵/۱). با LCD دوربین میتوانید نور محیطی را اندازهگیری کنید.
در مرحلهی بعد برای کنترل بوکه، میتوانید گشادگی دیافراگم را روی یک مقدار میانگین تنظیم کنید (برای مثال f/5.6 – f/8). معمولا هدف از چنین عکسهایی ثبت واضح افراد است بنابراین نیازی به بوکهی شدید نیست. در این حالت میتوانید اشیای بیشتری را در فوکوس قرار دهید. در این عکس به دلیل استفاده از فلش، ایزو در پائینترین مقدار قرار گرفته است. بعد از فشردن کلید شاتر اگر مچ دوست خود را کمی بچرخانید میتوانید همزمان با فریز کردن سوژهها در نور حرکت ایجاد کنید.
در تصویر زیر (تنظیمات: f/5، ۱.۵ ثانیه، iso 100) عکاس از فلش اکسترنال همراهبا ریموت و همچنین یک لنز ۲۰ میلیمتری استفاده کرده است. برای ثبت سوژه لازم نیست در ویوفایندر نگاه کنید همچنین میتوانید با فلش آن را فریز کنید، با کند کردن سرعت شاتر هم میتوانید حرکت را همراهبا نور محیطی ثبت کنید.

نتیجهگیری
در عکاسی حالت Manual همیشه مطمئن شوید تنظیمات ISO روی کمترین مقدار تنظیم شده است، سپس سوژه و روش عکاسی را انتخاب کنید. از همان ابتدا دربارهی میزان تار شدن یا فریز شدن سوژه در تصویر تصمیمگیری کنید. زمانیکه با تنظیمات آشنا شدید، سعی کنید حالتهای Auto را انتخاب کنید و عملکرد آنها را بسنجید.
یکیاز بزرگترین مشکلاتی که گریبان سیستمعامل اندروید را گرفته، پراکندگی دستگاههای اندرویدی است. گستردگی دستگاههای اندرویدی اگرچه حق انتخاب بیشتری را به مشتریان میدهد؛ اما از سوی دیگر، کار گوگل و تولیدکنندگان را برای آمادهسازی سریع بهروزرسانیها و انتشار آنها سختتر میکند.
خوشبختانه گوگل با شناخت این مشکل، دسترویدست نگذاشت و همزمان با انتشار بهروزرسانی اندروید ۸ از برنامهی جدید خود برای تسریع روند انتشار بهروزرسانیها تحتنام پروژهی تربل رونمایی کرد؛ پروژهای که بهسبب ساختار ماژولار خود، به تولیدکنندگان امکان دستکاری راحتتر اندروید و انتشار سریعتر بهروزرسانیهای اندروید را میداد.
هماکنون دو سال از آغاز به کار پروژهی تربل گذشته است و میتوان تأثیرات آن را بهتر متوجه شد.
گوگل در مطلبی وبلاگی، نرخ بهروزرسانی نسخههای گذشته اندروید را مشخص کرده که از پیشتازی اندروید ۹ در مقایسه با بهروزرسانی پیشین خبر میدهد. طبق جزئیاتی که اهالی مانتینویو منتشر کردهاند، پروژهی تربل در اولین سال توانسته نرخ بهروزرسانی به اندروید ۹ را سریعتر از نسخههای قبلی کند؛ اتفاقی که درنهایت منجر به این شده تا اندروید ۹ هماکنون ۲۲/۶ درصد از سهم اندروید را در دست داشته باشد. گوگل ادعا میکند که بهلطف پروژهی تربل، میانگینِ زمانِ بهروزرسانی از اندروید ۸ به اندروید ۹ نزدیکبه ۳ ماه کاهش پیدا کرده است؛ مقداری که انتظار میرود امسال با اندروید ۱۰ باز هم کاهش پیدا کند.

نرخ بهروزرسانی به اندروید ۸ و اندروید ۹ از زمان انتشار
مقالههای مرتبط:
HMD یکیاز نخستین تولیدکنندگانی بود که اندروید ۱۰ را با انتشار یک بهروزرسانی دراختیار دارندگان نوکیا 8.1 قرار داد. اسنشال، شیائومی و وانپلاس نیز ازجمله دیگر تولیدکنندگانی محسوب میشوند که عملکرد سریعی در ارائهی بهروزرسانی اندروید ۱۰ داشتهاند.
طبق انتظار گوگل، تا انتهای سال جاری میلادی، تولیدکنندگان بیشتری به این فهرست اضافه خواهند شد.
بسیاری از تولیدکنندگان نظیر ایسوس، الجی، اوپو، ریلمی، سامسونگ، شارپ، ترنشن و ویوو متعهد شدهاند که تا آخر سال جاری، دستگاهها و گوشیهای خود را به اندروید ۱۰ بهروزرسانی کنند.
اگر این ادعای گوگل تا پایان سال جاری محقق شود، قطعا مؤفقیت بزرگی برای اندروید محسوب خواهد شد. انتظار میرود که روند انتشار بهروزرسانیها در سالهای آتی با نسخههای بعدی اندروید بیشازپیش سریع شود.
تصور کنید کودکان در جادههای اصلی شهر فوتبال بازی میکنند. توریستها بدون نگرانی در میان خیابان عکس میگیرند. رستورانهایی در میدانهای کوچک شهر قرار دارند و اثری از خودرو، موتورسیکلت یا اتوبوس نیست.
توصیفهای بالا تا اندازهای شهر ونیز را تداعی میکنند، شهری در ایتالیا که اثری از خودرو در آن نیست. ونیز شهر منحصربهفردی است که روی یک مجموعه از جزایر کوچک ساخته شده است. تجربهی جالبی است که بدون قرار گرفتن در ترافیک میتوان در این شهر به تردد پرداخت.
خودروها در ۱۰۰ سال گذشته چشمانداز شهری را اشغال کردهاند. خیابانها در بسیاری از شهرها برای تسهیل عبور و مرور خودروها عریضتر شدهاند و فضای زیادی هم به پارک کردن آنها اختصاص یافته است. وسایل نقلیهی شخصی، حملونقل را متحول کردهاند اما از سوی دیگر پیامدهایی مثل آلودگی هوا تا تصادفهای ترافیکی را به دنبال دارند؛ و امروزه تعداد کم اما رو به افزایشی از شهرها به دنبال حذف خودروها از چشماندازهای شهری هستند.

اسلو، پایتخت نروژ تلاش خود را متمرکز بر حذف خودرو از خیابانهای اصلی کرده است
شهر اسلوی نروژ و شهر مادرید پایتخت اسپانیا در سالهای اخیر با طرحهای پاکسازی خودرو از مراکز شهری به تیتر اخبار تبدیل شدهاند؛ البته هدف هیچکدام حذف کامل خودروها نبوده است. اقدامات شهرهای یادشده نشاندهندهی گرایش به دشوار ساختن رانندگی در شهرها است که میتواند به شکل جریمههای ازدحام در لندن یا نوآوری pico y placa در مکزیکوسیتی (در این طرح حق رانندگی در روزهای مختلف به این بستگی دارد که شمارهی آخر پلاک زوج باشد یا فرد) یا ممنوعیت آشکار عبور خودرو در شهرهای کوچکی مثل پونتودرای اسپانیا باشد. به گفتهی هانا مارکوزن، معاون شهردار اسلو در زمینهی توسعهی شهری:
هدف اصلی ما بازگرداندن خیابانها به مردم است. این طرح به روش استفاده از خیابانها و هدف استفاده از آنها وابسته است. برای ما خیابان جایی برای ملاقات با افراد، خوردن غذا در رستورانهای فضای باز، محل بازی کودکان و محلی برای برگزاری نمایشگاههای هنری است.
به همین دلیل بعضی خیابانهای مرکز شهر اسلو و تقریبا کل پارکینگها بسته شدهاند و بهجای آنها خطوط دوچرخهسواری، نیمکت و پارکهای مینیاتوری احداث شدهاند. این پروژه دارای ابعاد محیطی هم است. اسلو از نظر زمینشناختی در گودی قرار دارد به همین دلیل در زمستان از آلودگی هوای شدید رنج میبرد. بر اساس دادههای دولت محلی در دههی گذشته، نرخ آلودگی هوا بهشدت کاهش یافته است. بر اساس این آمار به موازات افزایش پیادهروی، دوچرخهسواری و استفاده از وسایل نقلیهی عمومی، سفر با خودرو از ۳۵ درصد در سال ۲۰۰۹ به ۲۷ درصد در سال ۲۰۱۸ رسیده است.
مقالههای مرتبط:
جی اچ کرافورد را شاید بتوان بزرگترین صدای شهرهای خالی از خودرو دانست که دو کتاب هم در اینباره تألیف کرده است. او میگوید: «علاوه بر مشکلات مستند آلودگی هوا و سالانه میلیونها مرگومیر ناشی از ترافیک، خودروها به شکل چشمگیری به فضاهای عمومی آسیب زدهاند.» کرافورد معتقد است خودروها در کاهش تعاملهای اجتماعی نقش دارند او میافزاید:
محبوبترین نقاط شهری، مکانهای بدون خودرو مثل پارکها، میدانها و پیادهروها هستند. در شهرهایی مانند هوستون و دالاس، ۷۰ درصد زمینها به پارکینگ اختصاص یافتهاند. امروزه علت بحران مسکن، نبود زمین است. با خلاص شدن از شر خودروها میتوان این مشکل را بهسرعت حل کرد.
نزاع بر سر حذف خودرو
شهر بدون خودرو ایدهی جذابی است اما آیا رسیدن به این هدف امکانپذیر و حتی مطلوب است؟ دربارهی خدمات اورژانسی چه میتوان گفت؟ مردم با مشکلات حملونقل روبهرو نمیشوند؟ دربارهی گسترش شهرها و حومهی شهرها چطور؟ آیا رهایی از خودروها تنها بر جوانان شاغل تأثیر میگذارد که به دنبال زندگی در مرکز شهرهای شلوغ هستند؟ هوگ بلادن از انجمن رانندگان بریتانیا میگوید:
سریعترین روش برای نابودی مراکز شهری جلوگیری از ورود مردم به آنها است. اعمال محدودیت رانندگی در خیابانهای اصلی سودی ندارد. از طرفی مرکز شهر پر از افراد معتاد و مست میشود. برخی شهرهای کوچک به دلیل برنامهریزی غلط مسدود شدهاند و بهتر است گزینههای پارکینگ را بهبود دهند»

با جلوگیری از ورود مردم به مرکز شهر، شهر میمیرد اما با در نظر گرفتن شکلهای جایگزین حملونقل میتوان مناطق شهری را رونق داد
رنسفورد آچمپونگ، پژوهشگر برنامهریزی شهری در دانشگاه منچستر معتقد است حذف خودروها بر کاهش آلودگی و بهبود سلامت عمومی تأثیر خواهد گذاشت. او میافزاید: «اما اگر خودروها را از مردم دور کنید باید به فکر جایگزین آنها باشید.»
حتی در اروپا با وجود حملونقل عمومی نسبتا مناسب، بسیاری از افراد نیاز به خودروهای شخصی دارند. تا زمانی که حملونقل عمومی این شکاف را کاهش دهد مردم همچنان به دنبال رانندگی و استفاده از خودروهای شخصی خواهند بود. بااینکه مارکوسن معتقد است حذف خودروها به معنی نقض آزادی مردم است اما میگوید:
از بسیاری لحاظ عدم اعمال محدودیت بر خودروها میتواند آزادی گروهی دیگر از مردم را نقض کند برای مثال خودروها بازی کودکان یا عبور افراد مسن در خیابان را دشوار میسازند. اسلو با مشکل آلودگی هوا روبهرو شده است. خودروها آزادی افراد مبتلا به آسم را هم محدود میکنند زیرا آنها مجبورند با وخیم شدن شرایط در خانه بمانند
پیشنیازهای شهر بدون خودرو
در طرح Great City Chengdu تقریبا همهجا میتوان پیادهروی کرد. در این شهر هیچ بنبستی وجود ندارد و نقاط مشترک زیادی وجود دارند که میتوان پیاده یا با دوچرخه به آنها رسید. همچنین راه ارتباطی عمودی یا پل بین نقاط مرتفع دیده میشود. حومهی Great City که برای اسکان ۱۰۰ هزار نفر طراحی شده است تنها یک کیلومتر وسعت دارد و پیادهروی از یک نقطه به نقطهی دیگر آن بیش از ده دقیقه طول نمیکشد.
به گفتهی کریس درو از شرکت SmithGrill (شرکت معماری آمریکایی که مسئولیت طراحی حومهی نزدیک به چنگدو در سال ۲۰۱۲ را برعهده داشت) این طرح هرگز عملی نشد. با این حال بر اساس نقشهها این شهر برای زندگی بدون خودرو طراحی شده بود. به گفتهی درو:
هدف فراهم کردن محیط بازی، کار و زندگی بود؛ جایی که کودکان بدون نیاز به خودرو به مدرسه بروند و مردم برای کار کردن نیازی به طی مسافتهای طولانی نداشته باشند. با دو ارتباط ریلی به بقیهی شهر نیازی به رانندگی به هیچ نقطهای نیست.

در ابتدا قرار بود عبور خودرو در شهر مصدر ابوظبی غیرمجاز باشد
نمونههای دیگری از شهرهای جدید هم وجود دارند که کمابیش بر اساس طرح بدون خودرو ساخته شدهاند. درو قبلا روی نقشهی شهر مصدر امارات کار میکرد که قرار بود کاملا بدون خودرو باشد اگرچه امروزه میتوان وسایل نقلیه را در خیابانهای این شهر دید. شرکت SmithGrill همچنین به طراحی محل اکسپوی ۲۰۲۰ دبی کمک کرد؛ قرار است این منطقه کاملا قابل پیادهروی و خالی از خودرو باشد.
کرافورد طرح فرضی شهری با گرههای متصل را توصیف میکند که هر کدام دارای ایستگاه تراموا یا ریل مرکزی در مناطق مسکونی، تجاری و اداری هستند. ساکنین در هر نقطهای تنها پنج دقیقه با ایستگاه حملونقل عمومی فاصله دارند. در این طرح تئوری، کل زمان لازم برای طی کل شهر ۳۰ دقیقه است. اما چه چارهای میتوان برای شهرهای شلوغ امروزی اندیشید؟ هانا مارکوزن روش اسلو را مثال میزند:
ما کار خود را با طرحهای آزمایشی شروع کردیم و منتظر واکنش مردم شدیم و سپس تغییرات را بهصورت پله به پله اعمال کردیم. برای مثال یکی از زیباترین میدانهای اسلو که خارج از کاخ شهرداری قرار دارد، اخیرا مملو از خودرو بود. وقتی نزدیک به یک سال پیش آن را بستیم این کار برای مردم عجیب بود اما حالا عبور خودرو و رانندگی در این منطقه برایشان عجیبتر است.
آیندهی بدون خودرو؟
به گفتهی آچمپونگ: «اگر با دید خوشبینانه نگاه کنید این روند ادامه خواهد داشت. با توجه به آمار عملکرد ما بسیاری فراتر از این نگرش ادامه خواهد یافت. اگر به آمار نگاه کنید متوجه میشوید که بسیار فراتر از مالکیت خودرو عمل کردهایم و امروزه شاهد کاهش رانندگی هستیم. البته در این زمینه اختلافهای عملکردی متعددی بین نسلهای مختلف وجود دارد.» معمولا نسل جوان از مالکیت شخصی روی برمیگردانند. تمام اینها نشان میدهد سلطهی فعلی خودروها بهمرور از بین خواهد رفت.

نمیتوان مانند ونیز، خودرو را از تمام شهرها حذف کرد؛ اما برنامهریزهای شهری میتوانند دوچرخهسوارها و افراد پیاده را در اولویت قرار دهند
به گفتهی آچمپونگ تقاضا برای گزینههای حملونقل مناسب بالا است؛ خدماتی مثل اوبر و لیفت مردم را از حملونقل عمومی باز میدارند. همچنین او میافزاید: در نهایت خودروها همچنان به حیات خود ادامه میدهند. در اغلب کشورهای توسعهیافته مالکیت خودرو در حال افزایش است و دولتها در حال اولویتبندی مالکیت خودرو نسبت به دیگر شکلهای حملونقل هستند.
تغییرات زیادی هم در بخشهای مترو رخ داده است. برای مثال آزادراه M25 لندن یا پکن را درنظر بگیرید که دارای هفت جادهی حلقوی هممرکز است. از طرفی خلاصی از خودروها برای شهرهای قدیمی اروپایی که به مدت قرنها بدون خودرو بودهاند، آسانتر است. باید بهمرورزمان به بررسی تأثیر روند بدون خودرو پرداخت.
آب نمکزدایی شده حاصل از آب دریا شاهرگ حیاتی عربستان سعودی است و دانشگاه علم و فناوری ملک عبدالله، مرکز پژوهشی بینالمللی که حدود یک دهه پیش از دل کویر خشک و خالی سربرآورد، این موضوع را بهخوبی میداند.
آب شیرینی که از آبهای دریای سرخ که با فشار از غشاهای جداکنندهی نمک میگذرد، حاصل شده است، آب ساختمان آزمایشگاه، فروشگاهها، رستورانها و خانههای اطراف را تأمین میکند. این آب درختان نخلی را که در اطراف خیابانها قد برافراشتهاند و نیز زمین چمن استادیوم ورزشی ۵ هزار نفری را سیراب میکند. حتی استخرهای شنا نیز با صدها هزار گالن از این آب پر میشوند. این کارخانهی نمکزدایی آب، تمام آب شیرین دانشگاه را تأمین میکند. این مقدار آب حدود ۵ میلیون گالن در روز است. البته این حجم از آب فقط بخش کوچکی از کل تولید عربستان سعودی است. فراتر از دیوارها و نگهبانی دانشگاه، آب نمکزدایی شده حدود نیمی از منایع آب شیرین این کشور ۳۳ میلیون نفری را که یکی از بیآبترین مناطق روی زمین است، تأمین میکند.

کارخانهی اصلی آب شیرینکن دانشگاه علم و فناوری ملک عبدالله در ثول عربستان سعودی
در سرتاسر جهان، نمکزدایی از آب بهعنوان راهحلی برای حل مشکل کیفیت و کمیت آب که با رشد جمعیت، گرمای شدید و دورههای خشکسالی ناشی از تغییرات اقلیمی تشدید شده است، مورد توجه قرار گرفته است. منظور قدیر، دانشمند علوم زیست محیطی و همکار برنامهی توسعهی آب و انسان در دانشگاه دانشگاه سازمان ملل میگوید:
این راهحل جزئی برای حل مشکل کمبود آب است. این صنعت در حال رشد است. طی پنج تا ده سال آینده شاهد ساخت کارخانههای آب شیرین کن بیشتری خواهید بود.
عربستان سعودی و دیگر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا در مرکز این توسعه قرار دارند و پروژههای بزرگ نمکزدایی از آب در این منطقه ساختهشده یا قرار است ساخته شود. منابع آب تجدیدپذیر در اکثر این کشورها در حال حاضر بسیار پایینتر از تعریف سازمان ملل در خصوص کمبود مطلق آب است (۳۵۰ گالن به ازای فرد در روز) و گزارشی که در سال ۲۰۱۷ از سوی بانک جهانی منتشر شد، حاکی از آن بود که تغییرات اقلیمی بزرگترین عامل مؤثر روی فشار بر ذخایر آب در آینده است. دکتر قدیر گفت:
بااینحال، این سؤال باقی است که نمکزدایی در کدام یک از مناطق دیگر رشد خواهد کرد. در این رابطه، در کشورهای کمدرآمد تقریبا هیچ کاری در حال انجام نیست.
علت اصلی، هزینه است. نمکزدایی از آب بسیار پرهزینه است زیرا نیاز به انرژی زیادی دارد. در راستای حل این مسئله، پژوهشگرانی در سرتاسر جهان درحال مطالعهی نحوهی بهبود فرایندهای نمکزدایی و ابداع غشاهای موثرتر و بادوامتر برای تولید آب بیشتر به ازای هر واحد انرژی و توسعهی روشهای بهتر برای برخورد با شورابهی بسیار غلیظی که پس از این فرایند بر جای میماند، هستند.

پمپهای فشار آب برقی و لولههای غشایی اسمز معکوس در کارخانهی آب شیرینکن ساواکو در جده عربستان سعودی

غشاهای مورد استفاده در فرایند اسمز معکوس که نمک را از آب جدا میکند

در این منطقه از جده لولهی توزیع آبی وجود ندارد، بنابراین آب نمکزدایی شده بهوسیلهی کامیون توزیع میشود
در حال حاضر، نمکزدایی عمدتا محدود به کشورهای مرفه است، بهویژه کشورهایی که به سوختهای فسیلی فراوان و آب دریا دسترسی دارند (اگرچه آب شور روی خشکی نیز میتواند نمکزدایی شود). علاوهبر خاورمیانه و شمال آفریقا، صنعت نمکزدایی از آب دچار مشکل آب در کشور آمریکا خصوصا در ایالت کالیفرنیا و دیگر کشورها نظیر اسپانیا، استرالیا و چین نیز در حال توسعه است.
نمکزدایی هزینههای زیستمحیطی نیز بههمراه دارد: نخست انتشار گازهای گلخانهای که در اثر استفاده از سوختهای فسیلی ایجاد میشود و دوم، شورابهی باقی ماندهای که علاوه بر اینکه بسیار شور است، حاوی مواد شیمیایی سمی است. با اینکه منبع عظیمی از آب دریا در دسترس است، آب نمکزدایی شده حدود یک درصد از کل آب شیرین جهان را تشکیل میدهد. حتی در عربستان سعودی نیز که در آن ذخایر عظیم نفت (و ثروت حاصل از آن) موجب شده است، این کشور به رهبر جهانی در زمینهی نمکزدایی از آب تبدیل شود و حدود یکپنجم از کل تولید جهان را دارا است، این موضوع درک شده است که این فرایند باید مقرونبهصرفهتر و پایدارتر شود. پژوهشگران دانشگاه مذکور که در جهان با عنوان دانشگاه کاست (Kaust) شناخته میشود، درحال تلاش برای دستیابی به این هدف هستند. نوالدین غفور، پژوهشگر مرکز نمکزدایی و استفادهی مجدد از آب این دانشگاه میگوید:
ما در تلاشیم تا فرایندهای جدیدی را توسعه دهیم که انرژی کمتری مصرف کرده و ازنظر زیستمحیطی سالمتر باشد.
تصفیه و استفادهی مجدد از آب فاضلاب میتواند به کاهش فشار اعمال شده روی منابع آب کمک کند. پائول بویس که نقش واسطه را بین پژوهشگران و صنعت برعهده دارد، میگوید:
هرجا تاسسیات نمکزدایی برپا کنید، باید مجددا از آب استفاده کنید.

زمین گلف دانشگاه کاست، تنها فضای سبزی است که با آب نمکزدایی شده آبیاری نمیشود و با استفاده از فاصلاب تصفیهشده نگهداری میشود

چمنهای استادیوم ورزشی دانشگاه کاست، آبپاشها از آب نمکزدایی شده استفاده میکنند

استخری در مجاورت دریای سرخ
در خارج از کارخانهی اصلی نمکزدایی کاست که از تکنولوژی اسمز معکوس استفاده میکند، چهار مخزن عظیم پر از فیلتر شن، ناخالصیهای آبی را که با لوله به آنجا متقل میشود، میگیرند. در داخل، پمپها سروصدای زیادی تولید میکنند، زیرا آب با فشاری معادل ۷۰ برابر فشار اتمسفر به صدها لولهی فولادی وارد میشود. منافد میکروسکوپی موجود در غشاها به مولکولهای آب اجازهی عبور میدهد ولی نمک و بیشتر ناخالصیها برجای میمانند. آب شیرین از انتهای هر لوله خارج میشود.
مقالههای مرتبط:
در سرتاسر جهان، تقریبا در تمام کارخانههای نمکزدایی جدید از روش اسمز معکوس استفاده میشود که نیم قرن پیش ارائه شد. طی چندین دهه، مهندسان این فرایند را ازطریق توسعهی کارخانههای بزرگتر و غشاهای بهتر و روشهای بازیابی انرژی، پربازدهتر کرده و بهطور قابلتوجهی هزینهها را کاهش دادهاند. بویس میگوید:
معرفی غشاها در صنعت نمکزدایی بسیار تحولآفرین بود. با این حال، رسیدن به حداکثر ظرفیت روزانهی حدود یک میلیون متر مکعب یا ۲۵۰ میلیون گالن در روز در بزرگترین کارخانهها، از دههی ۱۹۷۰ تاکنون طول کشیده است. این کار بزرگی است اما ساخت هر مرحله از کارخانهای که ده برابر بزرگتر باشد، ۱۵ تا ۲۰ سال طول میکشد.
علاوهبر اینها، محدودیتهای ترمودینامیکی نیز در ارتباط با میزان بازده ساخت کارخانهها وجود دارد. کارخانههای غشایی از برق زیادی استفاده میکنند، عمدتا برای پمپها، اما این انرژی میتواند از هر منبع انرژی شامل انرژیهای خورشیدی، بادی یا دیگر اشکال انرژیهای تجدیدپذیر تأمین شود. دولت عربستان متعهد شده است که بهعنوان بخشی از برنامهی خود برای کاهش وابستگی به نفت و متنوعسازی اقتصاد، تا سال ۲۰۳۰، صنعت انرژی تجدیدپذیر خود را گسترش دهد. اما این طرح که بهشدت وابسته به سرمایهگذاریهای خارجی است، بهدنبال واکنش شدید جامعهی بینالمللی نسبتبه ترور جمال خاشقجی مورد تردید قرار گرفته است. جمال خاشقجی نویسندهی عربستانی منتقدی بود که سال گذشته ترور شد.

فیلترهای شن در کارخانهی اصلی. آب دریا ازطریق این لولهها به مخازن پر از شن وارد میشود، شنها ناخالصیهای آب را که میتوانند غشاهای اسمز معکوس را تخریب کنند، تصفیه میکنند

لابی بخش علوم و مهندسی فیزیکی. آب موجود در استخر نمکزدایی شده است

سیلوهای آهک خارج از تأسیسات کاست که مواد شیمیایی مورد استفاده برای مرحلهی تصفیهی آب پس از نمکزدایی را نگهداری میکنند
تلاش برای ترکیب انرژیهای تجدیدپذیر و نمکزدایی هنوز در مراحل اولیه است. یک مسئله، ماهیت متناوب اکثر انواع انرژیهای تجدیدپذیر است؛ کارخانهی نمکزدایی هنگامی که بادی وجود نداشته باشد یا در هنگام شب که نور خوشیدی وجود ندارد، نیاز به منابع سنتی انرژی دارد. توماس آلتمن، معاون رئیس فناوری ACWA Power که کارخانههای نمکزدایی را در سرتاسر جهان توسعه داده و اجرا میکند، میگوید کارخانههایی که بتوانند در تمام ۲۴ ساعت شبانهروز با انرژی تجدیدپذیر کار کنند، هنوز یک هدف هستند.
بااینحال عربستان و دیگر کشورها کارخانههای نمکزدایی زیادی دارند که از فناوریهای حرارتی قدیمیتری استفاده میکنند که بهطور کامل متکی بر سوختهای فسیلی است. این کارخانهها آب دریا را میجوشانند و بخار حاصل را متراکم میکنند و به این ترتیب، آب شیرین حاصل میشود. این کارخانهها معمولا در مجاورت نیروگاههای انرژی سوزانندهی سوختهای فسیلی ساخته شدهاند و از گرمای اضافی حاصل از تولید برق برای تبدیل آب دریا به بخار استفاده میکنند. آنها از انرژی بسیار زیادی استفاده میکنند. وزیر آب و برق کشور عربستان در سال ۲۰۰۹ تخمین زد که یکچهارم از تمام نفت و گاز تولیدی در این کشور برای تولید برق و آب شیرین مورد استفاده قرار گرفته است. در حال حاضر، تولید یک گالن آب شیرین از نیروگاههای حرارتی گرانتر از تولید یک گالن آب شیرین در کارخانههای غشایی است اما از آنجایی که کارخانههای حرارتی حداقل نیم قرن قدمت دارند، پژوهشگران کاست در حال کار برای افزایش بازده آنها هستند. در یک کارخانهی آزمایشی کوچک در یکی از ساختمانهای پژوهشی، از انرژی خورشیدی برای گرم کردن مستقیم آب استفاده میشود. در این پروژه که اجرای آن را محمد وکیل شهزاد برعهده دارد، بهطور موثری نسبتبه یک طرح حرارتی معمولی، آب شیرین بیشتری تولید میشود. دکتر شهزاد و همکارانش درحال طراحی نسخهای بزرگتر از این سیستم برای کارخانهی نمکزدایی فعلی دریای سرخ هستند.

کارخانهی آزمایشی کوچکی که از انرژی خورشیدی برای گرم کردن آب مورد استفاده برای نمکزدایی استفاده میکند

تأسیسات پروژهی آزمایشی نمکزدایی از آب که در آن از انرژی خورشیدی استفاده میشود

محوطهی پارکینگ کارخانهی نمکزدایی دانشگاه کاست. در برجهای خنککننده نیز از آب نمکزدایی استفاده میشود
صرفنظر از روش مورد استفاده، یکی از ضایعات تمام این کارخانهها، شورابهی بسیار غلیظ است. قدیر نویسندهی مقالهای است که نشان میدهد حجم شورابهی تولیدشده بیشتر از برآوردهای صنعت است و بهطور متوسط برای تولید هر گالن آب شیرین، یک گالن و نیم شورابه تولید میشود. رایجترین روش فعلی برخورد با این شورابهها، برگرداندن آب شور به دریا است. اما آب بسیار شور به علفهای دریایی و لارو ماهیها آسیب رسانده و نیز میتواند لایههای تهی از اکسیژنی را در آب ایجاد کند که موجب آسیب رساندن یا مرگ دیگر موجودات دریایی میشود. کارشناسان این صنعت چنین استدلال میکنند که با قرار دادن لولههای خروجی در موقعیت مناسب و تجهیز آنها با آب پخشکن و دستگاههای دیگر برای رقیق کردن سریع آبنمک میتواند از بسیاری از این مشکلات اجتناب کرد.
رویکرد دیگر آن است که بهجای دور ریختن شورابه، از آن استفاده کرد. نیکلای وتچکوف مشاور فنی شرکت Saline Water Conversion Corp که بزرگترین تولیدکنندهی آب نمکزدایی شده در جهان است و سهچهارم از تولید آب شیرین عربستان سعودی را برعهده دارد، میگوید:
ما متعقدیم که تنها کاری که با شورابه میتوان انجام دارد، دور ریختن آن نیست. این کاری است که در حال حاضر ما آن را انجام میدهیم اما این ماده درواقع منبع ارزشمندی از مواد معدنی است.
دانشمندانی در پژوهشکدهی این شرکت که در ساحل خلیجفارس مستقر شده است، درحال مطالعهی راههایی برای استخراج برخی از این مواد معدنی هستند. اهداف اصلی، کلسیم و منیزیم است که بهطور طبیعی در آب دریا وجود دارند و طی فرایند نمکزدایی در شورابه باقی میمانند. به دلایل سلامتی و نیز برای کاهش خوردگی لولههای توزیع، مواد معدنی باید به آب نمکزدایی شده اضافه شود. روش فعلی انجام این کار خرید آنها از جای دیگر است. اما چرا بهجای خرید این مواد معدنی، آنها را از شورابه استخراج نکنیم. وتچکوف میگوید:
هدف ما این است که مواد معدنی مورد نیاز برای افزودن به آب را از خود آب استخراج کنیم.

جادهای از میان بخش توسعه نیافتهی کاست که یک دیوار امنیتی در اطراف آن قرار دارد
زمین در حال گرم شدن است، اقیانوسها روزبهروز اسیدیتر میشوند، جنگل آمازون در حال سوختن است، در برف قطب شمال آثاری از پلاستیک کشف شده است. بهگفتهی کارشناسان نابودی محیطزیست انسان روزبهروز شدیدتر میشود و فاجعهای زیستمحیطی در مقیاس جهانی در حال وقوع است. حتی با وجود چشماندازهای درخشان بهسختی میتوان تأثیر چشمگیر انسان بر سیارهی زمین را انکار کرد. با توجه به این سابقهی تاریک، این سؤال مطرح میشود که آیا صرف هزینههای زیاد برای فرستادن انسان به دنیاهای دیگر، حماقت است یا در شرایطی که روزبهروز وخیمتر میشود به سود بشر است؟
از طرفی پتانسیل سفرهای فضایی برای افراد ثروتمند بسیار فراتر از فرار از زمین است. صرفنظر از فضاپیماهای امروز که در مدار زمین قرار دارند یا ایستگاههایی که بالاخره روزی در ماه و مریخ ساخته خواهند شد، برای خروج از زمین در ابتدا باید کل پیشنیازهای ضروری حیات فرازمینی فراهم شود. برای تولید آب، هوا و غذای تجدیدپذیر در سفرهای فضایی فعلی و آینده نیاز به فناوریهایی است که به بازیافت همهچیز بپردازند.
بدیهی است که انسان عامل اصلی به خطرافتادن کرهی زمین است و باید چارهای برای آن بیندیشد. بهگفتهی کیت مارول، دانشمند اقلیمشناس دانشگاه کلمبیا و ناسا: «تقریبا از تمام ابزار لازم برای حیات پایدار برخوردار هستیم؛ اما تنها دلیل شکست در حل مشکل تغییرات اقلیمی علاقهی ما به فضا نیست» با اینکه سفرهای فضایی بهتنهایی نمیتوانند راهحل نجاتبخش زمین باشند، اما نجات زمین تنها بهمعنی ترک آن نیست.

کشاورزی در مقیاس قوطی کنسرو
فضانوردها برای زنده ماندن در فضا نیاز به نوآوریهای فناورانه دارند؛ اما راهکارهای گذشته معمولا برای سفرهای موقتی برنامهریزی شده بودند: برای مثال مأموریتهای سرنشیندار آپولو به ماه حداکثر ۱۲ روز طول کشید؛ اما تغییراتی در راه است: هدف ترامپ، فرستادن انسان به ماه تا سال ۲۰۲۴ است. لوک روبرسون، پژوهشگر ارشد پرواز در مرکز فضایی کندی ناسا میگوید این سازمان بهدنبال ساخت معماری پایداری روی سطح ماه تا اوایل سال ۲۰۲۸ است؛ درنتیجه فناوری موردنیاز برای فراهم کردن منابع قابل بازسازی و طولانیمدت غذا، آبوهوا ضروری است.
برخی فناوریها در فضا دوام نمیآورند. از طرفی سازمانهای تجاری زمین میتوانند از نوآوریها و اختراعات سازمانهای فضایی استفاده کنند. این نوآوریها شامل پروژههای متمرکز بر بومشناسی مانند تولید نفت پایدار و استفاده از ترکیبهای رنگی LED یا «دستورالعملهای نوری» برای انواع روشهای پرورش محصولات کشاورزی است.
مقالههای مرتبط:
پرورش محصولات کشاورزی در فضا کار سادهای نیست. اما بهگفتهی گیوا ماسا گیاهشناس ناسا، فناوریهایی مثل نورپردازی ویژه و سنسورهای پیشرفته در ایستگاه فضایی بینالمللی (ISS) اهمیت ویژهای دارند. برای مثال از سیستمی به نام Veggie برای تولید غذا با مصرف انرژی بهینه استفاده میشود. استفاده از LED-ها برای پروریش گیاهان برای اولینبار در دههی ۱۹۸۰ در پژوهشهای ناسا اثبات شد. بهگفتهی ماسا این فناوری از نظر مصرف انرژی برای کشاورزی در فضای داخلی، مقرونبهصرفه است.
ناسا با شرکت فلوریکان (Florikan) هم کار کرده است؛ این شرکت موفق به تولید نوعی کود با پوشش پلیمری شده است که امکان انتشار کند و کنترلشدهی مواد مغذی را میدهد. این سیستم برای کاهش سرعت نفوذ کود به داخل محیط طراحی شده است زیرا نفوذ سریع کود به محیط میتواند به بحران زیستمحیطی منجر شود. بهگفتهی ماسا با این کود میتوان پرورش گیاه در فضا را بهبود داد. چنین محصولاتی برای مصرف مستمر در فضا در نظر گرفته شدهاند اما مالکان گلخانههای تجاری روی زمین هم میتوانند از آنها استفاده کنند.

دنیل لاکنی که سالها است پیشرفتهای فناوری ناسا را زیر نظر دارد، معتقد است نوآوریهای سازگار با محیط ناسا به تلاشهای این سازمان برای حفظ محیطزیست بازمیگردند. ساخت تجهیزات فضایی روی زمین به دلیل استفاده از سوخت، رنگ، حلالهای شیمیایی و مواد سمی که به محیط طبیعی نفوذ میکنند، فرایند آلاینده و کثیفی است. به همین دلیل ناسا از آهن امولسیونشده (EZVI) استفاده میکند که به حلالهای شیمیایی کلردار در آبهای زمینی میچسبد. از EZVI همچنین میتوان برای پاکسازی سکوهای پرتاب موشکی استفاده کرد. از این ترکیب همچنین میتوان در تأسیسات تولیدی شیمیایی استفاده کرد که به آلودگی بسیاری از زمینها منجر شدهاند.
تأمین آب آشامیدنی یکی از اولویتهای مسافران و پایگاههای فضایی است. از طرفی آلودگی آب روی زمین سالانه میلیونها نفر را به کام مرگ میکشاند بنابراین از هر راهحلی که به حل این مشکل کمک کند، استقبال میشود.
لاکنی به سوپاپ تنظیم میکروبی بهعنوان مثالی یکپارچه از روش حل این مشکل توسط ناسا اشاره میکند. این روش که در اصل برای شاتلهای فضایی توسعه یافته بود، نسخهای پیشرفته از سیستمی است که از ورود میکروبهای مضر آب آلوده به داخل مخازن آب آشامیدنی در ایستگاه فضایی بینالمللی جلوگیری میکند. مدلهای دیگری در زمین وجود دارند که بهخوبی کار میکنند و با حداقل انرژی در مناطق آلودهی فاقد دسترسی به برق و همچنین مطبهای دندانپزشکی آب را تمیز میکنند. (آبی که بعد از اجرای عملیات دندانپزشکی در دهان خود میچرخانید اغلب با همین سوپاپ برای حداقل سازی ریسک آلودگی دهانی تصفیه میشود.)
روبرسون و ملانی پیکت، پژوهشگرهای فوق دکترای ناسا هستند که هر دو روی سیستمهای تصفیهی آب مخصوص سفرهای فضایی از جمله ایستگاه فضایی بینالمللی کار میکنند. فاضلاب معمولا به ترکیبهای شیمیایی تجزیه میشود. بهگفتهی روبرسون: «این ترکیب پایدار نیست» زیرا باید مرتب از طریق مأموریتهای تأمین مجدد از زمین، تعویض شود. روبرسون و پیکت در حال طراحی سیستمی هستند که برای بازیافت پایدار ضایعات قادر به کنترل گیاهان و میکروبها باشد و در نهایت چنین روشهایی به طراحی توالتها و مخازن فاضلاب روی زمین هم کمک خواهند کرد.
مانند آب، دستیابی به منبع نامحدود هوا در فضا کار دشواری است. اکسیژن در ایستگاه فضایی بینالمللی معمولا از آبی استخراج میشود که از زمین به آنجا منتقل شده است؛ اما استفاده از چنین فرآیندی برای سفرهای طولانیمدت بسیار پرهزینه و بیهوده است. سازمان فضایی اروپا (ESA) از سال ۲۰۱۸ با سیستم حلقه بستهی پیشرفتهی خود (Advanced Closed Loop System) در حال تغییر وضعیت موجود است؛ این سیستم کربن دیاکسید موجود در اطراف ایستگاه فضایی را حذف میکند؛ اکسیژن لازم برای تأمین هوای قابل تنفس را استخراج میکند و در عین حال در مصرف آب صرفهجویی میکند.
با وجود پیشنیازهای عملیات متفاوت در مقیاسهای بزرگتر میتوان از سیستم جذب کربن برای کمک به حل مشکل تغییرات اقلیمی روی زمین هم استفاده کرد. فناوری توسعهیافته برای مدار زمین میتواند نویدبخش نوآوریهای جدید روی زمین باشد.

محصولات جانبی سودمند
تلاش برای هدر ندادن هر چیزی، اصل اساسی بسیاری از نوآوریهای یادشده است. بهگفتهی ماسا در فضا باید با ضایعات بهعنوان یکی از منابع رفتار کرد نه چیزی که از روی بیفکری دور انداخته شود. سیستمهای حلقهبسته هم دقیقا چنین رویکردی دارند: اگر چنین سیستمی بینقص باشد، تمام اجزای آن قابلیت بازیابی دارند و هیچ بخشی از آن اضافه نخواهد بود. برای مثال گلخانههای عایق را در نظر بگیرید، در این سیستمها اکوسیستمهای گیاهی مینیاتوری به مدت دهها سال، بدون نیاز به هیچگونه مداخلهی خارجی رشد میکنند.
پروژهی MELiSSA (سیستم پشتیبان حیات زیستبوم در مقیاس کوچک) تابع ایدهآل استفادهی حداکثری از ضایعات است. هدف سازمان فضایی اروپا از این پروژه که در قالب واحد آزمایشی در بارسلونا در حال اجرا است، ساخت سیستم پشتیبان حیات حلقهای بستهی بیولوژیکی است که قادر به حفاظت از خود است.
هدف این سیستم کاهش ضایعات است و از فرایند فتوسنتز برای پاکسازی هوا، تولید اکسیژن و غذا استفاده میکند. در این پروژهی آزمایشی از موشها برای بررسی اثربخشی سیستم برای سفرهای طولانیمدت فضایی استفاده شده است. موشها از نسلهای متعددی هستند و تاکنون تلفات آزمایش صفر بوده است. برخی آزمایشهای مبتنی بر MELiSSA از جمله فتوسنتز اکسیژنی و آزمایش ARTEMISS برای تولید زیستتودهی خوراکی برای بررسی امکانپذیری به ایستگاه فضایی بینالمللی منتقل شدهاند.
پروژهی MELiSSA در سال ۱۹۸۹ شروع شد و هدف آن تولید سیستمی برای محافظت از خدمهی انسانی در سفرهای طولانیمدت بین سیارهای تا اواسط سال ۲۰۲۰ بود. بهگفتهی کریستوفر لاسیور سرپرست MELiSSA در ESA، عملی شدن پروژههای جانبی این وعده را ثابت میکنند. برای مثال از فناوری بازیافت ادرار میتوان در مناطق دورافتاده و بحرانزده برای تولید آب آشامیدنی به شیوهای مقرونبهصرفه با کمترین تأثیر محیطی استفاده کرد و به این ترتیب نیاز به انتقال آب پاکیزه از مناطق دوردست را رفع کرد.
ایدهآلهای بلندپروازانه نیاز به اثبات دارند. تمام ایدههای نوآورانه به واقعیت تبدیل نمیشوند و حتی در صورتی که شکل واقعی به خود بگیرند توسعه و انتقال آنها از فضا به زمین آن هم در مدتزمان کوتاه دشوار است. بهگفتهی روبرسون تجاریسازی اختراعات خود او بهصورت میانگین ۷ تا ۱۰ سال زمان میبرند. در مورد MELiSSA این بازهی زمانی تا ۵۰ سال هم افزایش مییابد. به عقیدهی لاکنی صبر نوعی فضیلت است او میگوید:
صبر منافع زیادی را بهدنبال دارد. همانطور که میدانیم آب مرطوب است بدیهی است که سرمایهگذاری در مأموریتهای جدید منجر به اختراعاتی میشوند که به سود کل بشریت است.

نوآوریهای یادشده ثابت میکنند که چرا سرمایهگذاری در بخش تحقیق و توسعهی اولیه (R&D) ارزشمند است. بهگفتهی مارول: «نکتهی جالب در مورد علم این است که نمیدانید خروجی آن چیست» هیچکس فکرش را هم نمیکرد شبکهی جهانی وب و برخورددهندهی هاردونی بزرگ مسیر یکسانی را طی کرده باشند.
صرفنظر از بازههای طولانی پروژههای مهندسی و غیرقابل پیشبینی بودن آنها، سفرهای فضایی امروزه منجر به تولید محصولات و خدمات سازگار با محیط و مفیدی برای مصرفکنندگان شدهاند؛ بنابراین چرا هنوز ناشناخته باقی ماندهاند؟ چاد آندرسون مدیرعامل گروه سرمایهگذاری مشترک Space Angels علت ناشناس ماندن این فناوری را بازاریابی ضعیف میداند.
بهگفتهی آندرسون، تحولات فناوری از بخش تحقیق و توسعهی فضایی نهتنها در محصولات سازگار با محیط بلکه در حوزههای وسیعتری مثل حملونقل، بهداشت و درمان و ارتباطات زمینهساز نوآوریهای چشمگیری شده است. مشکل اینجا است که سازمانهای فضایی داستان موفقیت خود را به خوبی برای دیگران توصیف نمیکنند. بهگفتهی آندرسون: «برخی شرکتهای فضایی در مورد توصیف عملکرد خود بد عمل میکنند.»
بهگفتهی آندرسون برخی تلاشها برای مبارزه با چنین شرایطی نشاندهندهی مشکلی فراگیر هستند. برای مثال نشریهی داخلی ناسا، Spinnoff را در نظر بگیرید که سازمان برای تأکید بر فناوریهای موفق از سال ۱۹۷۶ منتشر میکند. بهگفتهی آندرسون با وجود چنین شجرهنامهای، این مجله بهصورت یک مجلهی تخصصی و نسبتا غیرقابل دسترسی باقی مانده است که تعداد کمی از مردم آن را میخوانند. آندرسون برای بهبود مشارکت و شناخت عمومی، بر نمایش ارتباط فردی و شفاف بین پژوهشهای فضایی و تأثیر آنها بر زندگی روزمره تأکید میکند.
نوآوریهای زیستبومی در صورت بروز هر اتفاقی مفید هستند اما برای نجات کرهی زمین صرفا نباید بر راهحلهای فناورانه تمرکز کرد. بهگفتهی مارول زمین همین حالا هم قابل سکونت است و فعلا نباید رویای زندگی در اتاقکهای کوچک را داشته باشیم. خوشبختانه پژوهشها به درک بیشتر سیاره و همچنین بهبود توانایی برای بقا در فضا کمک میکنند. تأسیسات مشهور Biosphere 2 در آریزونا در دههی ۱۹۹۰ مکانی برای آزمایش روی مردان و زنانی بود که برای بررسی تأثیر محیط در یک بازهی دوساله در مکانهایی ایزوله زندگی میکردند. (زمین بهعنوان بیوسفر ۱ شناخته میشود).

با وجود نیاز به مداخلهی خارجی برای تنظیم سطح ورود اکسیژن، آزمایش بیوسفر ۲ یکی از موفقترین آزمایشهای آن زمان بود؛ این آزمایش به درک بهتری از سیستمهای پشتیبان حیات زمین و یک مجموعه از مقالات علمی منجر شد. بهگفتهی جان آدامز، معاون بیوسفر ۲ (که حالا تحت مالکیت او است و توسط دانشگاه آریزونا اداره میشود) هدف اصلی این پروژه، افزایش درک سیستمهای متعدد زمین و نظارت بهتر بر آن است.
امروزه بیوسفر ۲ از چند اکوسیستم مدل تشکیل شده است که شامل جنگلهای واقعی بارانی تا محیطهای اقیانوسی است. دانشمندان با کنترل عناصر موجود در این اکوسیستمها میتوانند به عملکرد عناصر هم ارز آن در جهان واقعی یا آشفتهسازی آنها در شرایط ایزوله پی ببرند.
در همان مکان که بخشی از آزمایش اصلی بیوسفر ۲ نیست میتوان «رصدخانهی تکامل چشمانداز» (LEO: Landscape Evolution Observatory) را پیدا کرد که از سه سازهی عظیم روی یک تپهی بازالت آتشفشانی ساختهشده است و از زاویههای متعدد مشابه سطح مریخ است. پیتر تروچ مدیر علمی بیوسفر ۲ میگوید با LEO میتوان به چگونگی تبدیل زمینی لمیزرع به زمینی با حیات پایدار پی برد. آدامز میگوید:
معمولا دنیاهای واقعی بیولوژیکی و فیزیکی به یکدیگر گره خوردهاند و جدا کردن آنها از یکدیگر برای درک ماهیتشان کار دشواری است.
تأسیساتی مثل LEO امکان تشریح زیست بوم را فراهم میکند. بهگفتهی کراچ با وجود درک شفافی که از زیستگاههای واقعی وجود دارد میتوان از چشماندازهای این پروژه میتوان برای کمک به احیای اکوسیستمهای آسیبدیده در کرهی زمین استفاده کرد. دنیل لاورینی، سرپرست سیستمهای اکتشافی ESA میگوید: «سعی میکنیم با فعالیت بین فضا و زمین مشکلات مشابهی را حل کنیم.» البته درک زمین در اولویت است بهگفتهی آدامز:
اگر نتوانیم سیستمهای زمین یعنی جایی که در آن زندگی میکنیم و به آن وابسته هستیم را درک کنیم چگونه میتوانیم بهدنبال بازسازی هرگونه پشتیبانی برای حیات خود باشیم؟»
فناوری فضایی به طور کلی محدود به سیستمهای پشتیبان حیات نمیشود. برای مثال چند دهه است ماهوارهها امکان نظارت با جزئیات دقیق را به دانشمندان جوی و اقلیمی دادهاند. اما اگر از سکونتپذیر بودن زمین مطمئن نشویم (بحرانی که تاکنون در پی حل آن بودیم) دسترسی به ستارههای دیگر چه سودی برایمان خواهد داشت؟ بهگفتهی ماسا شاید نیاز به اکسیژن برای تنفس روی مریخ و رشد گیاه روی ماه از اهداف انسان باشد اما همین حالا زمین تمام این ویژگیها را دارد. شاید بتوان گفت دردسرهای زندگی در فضا باعث شود مردم قدر خانهی خود را بیشتر بدانند.
دندانها سختترین عضو بدن انسان هستند و علاوه بر جویدن غذا، در گفتار هم نقش موثری ایفا میکنند. ضمن اینکه زیبایی افراد میتواند در یک نگاه تحت تأثیر ظاهر دندانها قرار بگیرد؛ دندان ها میتوانند بیانگر طبقهی اجتماعی افراد هم باشند! به طوری که داشتن چند دندان خراب قابل دید، این قضاوت را ایجاد کند که فرد در موقعیت مالی مناسبی قرار ندارد یا نسبت به وضعیت ظاهرش بیتوجه است. با این اوصاف، شناخت بهتر چنین عضوی خالی از اهمیت نخواهد بود. هر دندان شامل بخشهای زیر است:
مینای دندان
مینا، بیرونیترین و سختترین قسمت دندان است. این بخش دندان از کلسیم فسفات ساخته شده که یک مادهی معدنی سخت است. از آنجا که مینای دندان شفاف است، نور را از خود عبور میدهد.

با این حال، رنگ اصلی دندان شما توسط عاج مشخص میشود که توسط مینا پوشیده شده است. در مواقعی، مصرف نوشیدنیهایی مانند چای، نوشابه، آبمیوه و همچنین استعمال سیگار میتواند باعث لکهدار شدن مینای دندان شود. از این رو، مراجعهی منظم به دندانپزشک و تمیز کردن روزمرهی دندانها میتواند به پاکسازی لکههای سطحی کمک کند تا بتوانید از سالم بودن دندانهای خود اطمینان حاصل کنید.
عاج دندان
عاج در قسمت زیرین مینا قرار دارد. عاج دندان دارای بافتهای سخت است که شامل لولههای نازک میکروسکوپی میشود. چنانچه مینا آسیب ببیند، گرما یا سرما میتواند وارد این مسیرهای لولهای شده و ایجاد درد یا حساسیت کند. حدود ۴۵ درصد از ساختار عاج را مادهی معدنی هیدروکسیلاپاتیت و ۳۳ درصد آن را مواد آلی و ۲۲ درصد را آب تشکیل میدهد. بهعلت شفاف بودن مینا، زردی عاج میتواند رنگ کلی دندان را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد. از آنجا که عاج نسبت به مینا، درصد مادهی معدنی کمتری دارد، شکنندگی آن هم کمتر است و میتواند از مینای دندان محافظت کند. دو ویژگی اصلی وجود دارد که عاج را از مینا متمایز میکند: اول اینکه عاج در طول دوران زندگی شکل میگیرد و دوم اینکه نسبت به مینا حساستر است.
پالپ دندان

پالپ یا مغز دندان، همان بخش نرم و داخلی دندان است. به طوری که رگهای خونی و عصبها در داخل پالپ دندان قرار دارند. در حالت عادی مغز دندان زنده و فعال است ولی پوسیدگیها و آزردگیهای رگها و عصبها میتواند به مرگ پالپ منجر شود. در این شرایط لازم است که درمان ریشه یا عصبکشی انجام شود.
سمنتوم
سمنتوم یا ساروجه لایهای از بافت همبند است که ریشهی دندانها را بهطور محکم به فک و لثهها پیوند میزند. سمنتوم کمی نرمتر از عاج است و ۴۵ تا ۵۰ درصد ساختار آن از مادهی معدنی هیدروکسیلاپاتیت و ۵۰ تا ۵۵ درصد آن از مواد آلی و آب است.
ترکیب آلی این بخش از پروتئوگلیکان و کلاژن تشکیل شده است. سمنتوم فاقد رگهای خونی است و سلولهای داخلی خود را از طریق بافتهای عروقی اطراف تغذیه میکند. این بخش از دندان، زرد رنگ بوده و نسبت به عاج، رنگ آن روشنتر است. ضمن اینکه نسبت به دیگر بافتهای معدنی، بالاترین میزان فلوراید را دارد.
لیگامنت پریودنتال
لیگامنت پریودنتال بافتی کلاژنی است که به سفت نگه داشتن دندانها در فک کمک میکند. لیگامنت پریودنتال از یک طرف به سمنتوم و از طرف دیگر به استخوان آلوئل متصل است.

عملکرد این بافت مستقل از دندان است. بطوریکه ممکن است دندانی کاملاسالم باشد اما در اثر بیماری این بافت نگهدارنده لق شده و کارآیی خود را از دست بدهد.
انواع دندان
هر بزرگسال عادی ۳۲ عدد دندان در دهان خود دارد که پیش از این، تمامی آنها (به غیر از دندانهای عقل) در سن ۱۳ سالگی از بین رفتهاند. این دندانها شامل موارد زیر هستند:
دندانهای پیشین
دندانهای پیشین شامل ۸ دندان میانی فکهای بالا و پایین هستند. این دندانها وظیفهی برش دادن و تکه کردن غذا را به عهده دارند.
دندان نیش
تعداد ۴ دندان نیش دقیقا در کنار دندانهای پیشین قرار دارند. سطح این دندانها تیز بوده و پارهی کنندهی مواد غذایی هستند. در هر دو نوع دندان شیری و دایمی ۴ دندان نیش وجود دارد.
دندانهای آسیاب کوچک
این دندانها بین دندانهای نیش و دندانهای آسیاب بزرگ قرار دارند و برخلاف دندانهای پیشین و نیش، سطح آنها صاف و مسطح است. وظیفه ی دندانهای آسیاب، خرد کردن مواد غذایی است. در مجموع، ۸ دندان آسیاب کوچک در دهان خود داریم.
دندان آسیاب بزرگ
هرچند دندانهای آسیاب بزرگ در عقب دهان قرار دارند، اما بهترین آسیابکنندههای غذا هستند. این دندانها بزرگترین نوع دندان بوده و سطح بزرگی برای خرد کردن غذا دارند. دندانهای شیری اولیه دارای ۸ دندان آسیاب بزرگ و دندانهای دایمی دارای ۱۲ دندان آسیاب بزرگ هستند.
دندان عقل
این دندانها از سن ۱۸ سال شروع به رویش میکنند اما اغلب اوقات به دلیل اینکه باعث جابجایی دندانهای دیگر میشوند، کشیده میشوند. بعضی پزشکان توصیه میکنند که حتی در صورت سالم بودن این دندان اقدام به کشیدن آن کنید!
مشکلات و بیماریهای دندان
فضای داخل دهان، محیطی مستعد برای رشد و پروش انواع باکتریها است. از این رو دندانهای ما به راحتی در معرض انواع و اقسام مشکلات و بیماریهای مختلف قرار دارند.

مشکلات و بیماریهای دندان شامل این موارد هستند:
پوسیدگی دندان
بعضی باکتریها با مسواک و بزاق دهان برطرف نمیشوند و باعث آسیب به مینای دندان و همچنین قسمتهای عمیقتر آن میشوند. معمولا دندانهای آسیاب بیش از باقی دندانها دچار پوسیدگی میشوند. حفرهای که به آن پوسیدگی دندان گفته میشود، سوراخی است که در دندان شکل میگیرد. حفرهها ابتدا کوچک بوده و به تدریج بزرگ و بزرگتر میشوند. علاوه بر این، حفرهها در مراحل اولیه هیچ دردی ایجاد نمیکنند؛ به همین دلیل افراد، به موقع اقدام به درمان آنها نمیکنند. مراجعهی منظم به دندانپزشک میتواند پوسیدگی را به موقع تشخیص دهد.
طبق آمارهای منتشر شده، پوسیدگی دندان، از شایعترین مشکلات بهداشت و سلامت در جهان است. ضمن اینکه دندانهای نوزادان هم از این مشکل مصون نیست و میتواند دچار پوسیدگی شود.
علائم پوسیدگی دندان
علائم پوسیدگی دندان بهشدت پوسیدگی بستگی دارد. این علایم شامل موارد زیر هستند:
- حساسیت دندان
- دندان درد
- سوراخ قابل رویت در دندانها
- لکههای سفید یا سیاه روی دندان
- علل پوسیدگی دندان
- پلاک دندان، مادهی چسبندهای است که روی دندانها قرار میگیرد و باعث ایجاد پوسیدگی میشود. پلاک دندان ترکیبی از موارد زیر است:
- باکتری
- بزاق دهان
- اسید
- ذرات غذا
همهی افراد باکتریهایی در دهان خود دارند. بعد از خوردن یا نوشیدن مواد غذایی دارای قند ، باکتریهای موجود در دهان شما قند را به اسید تبدیل میکنند. در این شرایط، پلاکها شروع به شکلگیری روی دندان میکنند. به همین دلیل، استفاده از مسواک پس از مصرف غذاها و نوشیدنیهای شیرین اهمیت بسیاری دارد.

اسید پلاکها بعد از چسبیدن به دندان، باعث تخریب مینای دندان میشود. با تضعیف مینای دندان ، خطر پوسیدگی افزایش پیدا میکند. همهی افراد در معرض خطر پوسیدگی دندان هستند. اما احتمال پوسیدگی دندان در بعضی افراد بیش از سایرین است:
- افرادی که غذاها و نوشیدنیهای ترش یا شیرین زیاد مصرف میکنند
- افرادی که اصرار چندانی به مسواک و نخ دندان ندارند
- افرادی که فلوراید کافی دریافت نمیکنند
- افرادی که دهان خشکی دارند
- افرادی که دچار پرخوری روانی یا بیاشتهایی هستند
- افرادی که مشکل رفلاکس معده دارند و اسید برگشتی از معدهی آنها به مینای دندان آسیب میزند
شیارهای دندانهای آسیاب باعث میشود که ذرات مواد غذایی راحتتر درون آنها به دام بیفتد. ضمن اینکه مسواک زدن و کشیدن نخ دندان در مورد دندانهای آسیاب سختتر است؛ بنابراین این دندانها بیش از باقی دچار مشکل پوسیدگی میشوند.
پریودنتال
پریودنتال نوعی بیماری لثه است که از تورم ساختارهای عمیقتر دندانها نشات میگیرد و علت اصلی آن بهداشت ضعیف دهان و دندان است. در عفونتهای حاد لثهای، بافت نرم، آسیب دیده و استخوانهای تکیهگاه دندان از بین میروند. به همین دلیل، پریودنتال میتواند منجر به ریزش دندانها شود. با این حال، این عفونت قابل پیشگیری است. حداقل، دو بار مسواک زدن در روز و همچنین انجام معاینات منظم دندانپزشکی میتواند احتمال بروز این بیماری را تا حد زیادی کاهش دهد.
علائم پریودنتال
لثههای سالم سفت بوده و به رنگ صورتی کمرنگ هستند؛ ضمن اینکه با دندانهای اطراف در تناسب قرار دارند. علائم و نشانههای پریودنتال میتواند شامل موارد زیر باشد:
- لثههای متورم یا پف دار
- لثههای قرمز کمرنگ، قرمز مات یا مایل به قرمز
- لثه هایی که هنگام لمس شدن احساس گزگز میکنند
- خونریزی لثه ها
- لثههایی که از دندانها عقبتر هستند و باعث میشود دندانهای شما درازتر از حد عادی به نظر برسد
- فضاهای جدیدی بین دندانها
- زخم بین لثهها و دندانها
- بوی بد دهان
- لق شدن دندانها
- جویدن دردناک
- تغییر در نحوهی قرارگیری دندانها شما هنگام گاز زدن
چندین نوع مختلف پریودنتال وجود دارد. انواع متداول پریودنتال شامل موارد زیر است:
- پریودنتال مزمن رایجترین نوع بیماری لثه است که بیشتر افراد بزرگسال را تهدید میکند. هر چند که امکان وقوع آن در کودکان هم وجود دارد. پریودنتال در اثر ایجاد پلاک بروز پیدا میکند و به آرامی پیشرفت میکند. البته ممکن است وضعیت آن بهبود پیدا کند یا بدتر شود.
- پریودنتال تهاجمی در دوران کودکی یا اوایل بزرگسالی آغاز میشود و فقط تعداد کمی از افراد را تحت تأثیر قرار میدهد.
- بیماری پریودنتال نکروتیزه با مرگ بافتهای لثه، رباطهای دندان و استخوانهای تکیهگاه همراه است که در اثر عفونتهای شدید بروز پیدا میکند. بهطور کلی، این نوع پریودنتال، در افرادی که سیستم ایمنی آنها سرکوب شده رخ میدهد. مبتلایان به سرطان و همچنین HIV در این دسته قرار دارند.
جینجیویت یا التهاب لثه
در این حالت، سطح لثه و اطراف تاج دندان متورم میشود. پلاکها و تارتارها میتوانند از عوامل ایجاد بیماری جینجیویت باشند. جینجیویت لثه بهمعنی التهاب لثه ست و معمولا به دلیل تشکیل فیلمی از پلاک یا تجمع باکتری روی دندان ایجاد میشود. این بیماری نوعی از حالت غیر مخرب پریودنتال است اما در صورتی که درمان نشود میتواند منجر به بروز پریودنتال شود.

علائم جینجیویت شامل قرمزی و ورم لثهها است. علاوه بر این، در این شرایط، لثههای بیمار در اثر مسواک زدن به راحتی دچار خونریزی میشود. جینجیویت هم مانند بسیاری از بیماریهای دندان، ناشی از بهداشت ضعیف دهان و دندان است و با مسواک زدن مداوم و استفادهی منظم از نخ دندان رفع میشود. علاوه بر این ، یک دهانشویه ضد عفونی کننده ممکن است به درمان آن کمک کند.
در موارد خفیفتر، ممکن است فرد به جینجیویت مبتلا باشد اما از بیماری خود باخبر نباشد. با این حال، در صورت مشاهدهی علایم، باید جدی گرفته شده و سریع مورد درمان قرار گیرد.
انواع جینجیویت
جینجیویت به دو صورت وجود دارد:
التهاب لثه ناشی از پلاک دندان
این حالت میتواند بهعلت پلاک، عوامل سیستمیک، دارو یا سوء تغذیه ایجاد شود.
التهاب لثهی غیر پلاکی
این نوع جینجیویت میتواند توسط باکتری، ویروس یا قارچ خاص ایجاد شود. همچنین، عوامل ژنتیکی، واکنشهای آلرژیک، زخمها یا واکنش بدن به عوامل بیگانه مانند پروتزها میتواند باعث بروز این نوع خاص از التهاب لثه شود.
دلایل ابتلا به التهاب لثه
شایعترین علت التهاب لثه، تجمع پلاکهای باکتریایی بین دندانها و اطراف آنها است. وجود پلاکها باعث تحریک پاسخهای ایمنی شده که میتواند منجر به از بین رفتن لثه یا بافتهای لثهای شود. همچنین ممکن است در نهایت منجر به عوارض جدیتر مانند از بین رفتن دندان شود.
پلاک دندان یک بیوفیلم است که بهطور طبیعی روی دندانها جمع میشود. این پلاکها معمولا ناشی از تجمع باکتریهایی است که سعی دارند روی سطح صاف دندان بچسبند. باکتریها ممکن است بتوانند از دندانها در برابر تجمع میکروارگانیسمهای مضر حمایت کنند؛ اما پلاکها میتوانند باعث پوسیدگی دندانها شده و مشکلات پریودنتال مانند جینجیویت و پریودنتال مزمن ایجاد کنند.
در صورتی که پلاکهای دندانی بهطور مناسب از سطح دندان پاکسازی نشوند، میتوانند به جرم یا تارتار در نزدیکی لثه تبدیل شوند. جرم و تارتار هر دو زردرنگ بوده و پاکسازی آنها باید به روش حرفهای و توسط پزشک صورت گیرد. در نهایت، وجود پلاک و تارتار باعث تورم لثه و خونریزی فوری آن میشود.
سایر علل و عوامل بیماریهای دهان و دندان
بعضی شرایط میتواند به بروز مشکلات دهان و دندان دامن بزند و خطر ابتلا به آنها را افزایش دهد:
- تغییرات هورمونی: بلوغ و بارداری میتواند باعث حساسیت لثهها شده و خطر التهاب آنها را افزایش دهد.
- دیابت و اچآیوی: بیماریهای دیگر مانند دیابت و اچآیوی هم خطر ابتلا به التهاب لثهای را افزایش میدهند.
- مصرف دارو: بعضی از داروها میتوانند روی سلامت دهان و دندان تأثیر منفی بگذارند؛ بهخصوص اگر جریان بزاق را کاهش دهند. برای مثال دیلانتین که یک داروی ضد تشنج است و بعضی از داروهای ضد آنژین میتواند باعث رشد غیرطبیعی بافتهای لثه شود.
- سیگار کشیدن: افرادی که بهصورت مداوم سیگار میکشند در مقایسه با افراد غیرسیگاری، بیشتر در معرض بیماریهای دهان و دندان قرار دارند.
- سن و سال: با افزایش سن، خطر ابتلا به التهاب لثه افزایش پیدا میکند.
- رژیم غذایی نامناسب: در رژیمهایی که ویتامین C کافی ندارد، احتمال بروز بیماریهای لثه بالاتر است.
- سابقهی خانوادگی: در خصوص افرادی که والدین آنها مبتلا به التهاب لثهای بودهاند، خطر پیشرفت این بیماری بیشتر است. شاید این مورد، به این علت باشد که بعضی از باکتریهای بدن، در زمان تولد شکل میگیرند.
تارتار دندان
در صورتی که پلاک سطح دندان برداشته نشود، با مواد معدنی مخلوط شده و به تارتار تبدیل میشود که مادهای سختتر از پلاک است. رفع تارتار کار شما نیست و نیاز به پاکسازی حرفهای دارد. لازم است بدانید، هر چقدر هم به خوبی از دندانهای خود مراقبت کنید، هنوز هم باکتریهایی در دهان شما قرار دارند. این باکتریها با پروتئینها و فرآوردههای غذایی مخلوط شده و تشکیل پلاک میدهند. این پلاکها تا زیر خط لثه روی دندان، مواد پرکن دندانپزشکی و سایر موارد میچسبند. پلاکها حامل باکتریهایی هستند که میتواند به مینای دندان آسیب رسانده و منجر به حفره شوند.

چنانچه پلاک روی دندان باقی بماند، مشکل بزرگتری به نام تارتار رخ میدهد. تارتار که به آن جرم دندان هم میگویند در زیر و بالای لثه تشکیل میشود. جرم دندان حالت زبر و متخلخل داشته و باعث بیماری لثه خواهد شد و بابد با ابزارهای مخصوص دندانپزشکی برداشته شود.
چگونه تارتار روی دندانها و لثهها تأثیر میگذارد؟
تارتار میتواند فرایند مسواک زدن و نخ دندان کشیدن را سختتر از حالت عادی کند. علاوه بر این، جرم یا تارتار منجر به ایجاد حفره و همچنین پوسیدگی دندان خواهند شد.
هر نوع تارتاری که بالای خط لثهی شما باشد، میتواند عواقب نامطلوبی برای شما ایجاد کند. به همین دلیل، باکتریهای موجود در جرم دندان میتواند لثههای شما را تحریک کرده و به آنها آسیب برساند. با گذشت زمان، بیماری لثهها شدت خواهد گرفت.
راهکارهای رفع پلاک دندان
همانطور که گفته شد، پلاک فیلم چسبناکی است که توسط باکتریهای داخل دهان روی دندانها شکل میگیرد. زمانیکه پلاکها مدت زمانی طولانی روی دندانتان باقی بمانند، عواقب ناخوشایند آنها گریبانگیرتان خواهد شد.
پلاکها باعث ضعیف شدن دندانها شده و به پوسیدگی دندان و بیماری لثه منجر میشوند. البته که خارج کردن تمام باکتریها از دهان ممکن نیست؛ اما اقداماتی وجود دارد که میتواند از تجمع آنها روی دندانهای شما جلوگیری کند:
۱- حداقل دو بار در روز مسواک بزنید
همه میدانند که مسواک زدن لازم است. اما چند بار در روز لازم است؟ در حالت ایدهآل، باید پس از هر وعدهی غذایی مسواک زد تا پلاکها به محض ایجاد شدن از بین بروند. مسواک زدن قبل از خواب اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در صورت مسواک نزدن در این زمان، پلاکها تمام طول شب فرصت دارند تا روی دندانهای شما مستقر شوند!

سعی کنید، مسواک خود را نرم انتخاب کنید. مسواکهای سفت ممکن است لثههای شما را آزرده کنند. در فاصلهی ۳ تا ۴ ماه مسواک خود را تعویض کنید. چنانچه مسواک شما کهنه شده باشد، کارآیی مناسبی نخواهد داشت. در مسواک زدن این نکات را رعایت کنید:
- هنگام مسواک زدن، مسواک خود را با زاویهی ۴۵ درجه نسبت به لثهی خود نگه دارید.
- مسواک زدن شما بهصورت حرکات نرم و دایرهای انجام شود
- زبان خود را هم مسواک بزنید تا هم باکتریها را از بین ببرید و هم نفس خود را تازه کنید.
- سعی کنید مدت زمان مسواک زدن خود را به ۲ دقیقهی کامل برسانید
- در این میان، مسواکهای الکترونیکی در رفع پلاکها موثرتر از مسواک معمولی عمل میکنند.
۲- بین دندانهای خود تمیز کنید
پلاکها فقط در دندان های شما جمع نمیشوند. آنها میتوانند در فواصل بین دندانی هم قرار بگیرند. از این رو، استفاده از نخ دندان یا ابزارهای دیگر مناسب خواهد بود. بنابراین لازم است بدانید که مسواک زدن بهتنهایی پلاکها را از بین نمیبرد و حداقل یه بار نخ دندان ضروری است. اگر با پیچاندن نخ دندان دور انگشتان خود مشکل دارید، جایگزینهای دیگری برای نخ دندان وجود دارد:
- خلال دندان
- نخ دندان مجهز به نگه دارنده
- مسواکهای کوچک که برس آنها بین دندانها قرار میگیرد
- نخ دندان با دهانشویه (نوعی دستگاه)
به خاطر داشته باشید که هیچ زمان درست یا غلطی برای تمیز کردن بین دندانهای شما وجود ندارد. شما میتوانید قبل یا بعد از مسواک زدن، از نخ دندان استفاده کنید؛ فقط مطمئن شوید که این کار را انجام خواهید داد!
۳- شستشو با دهانشویه
برای بسیاری از افراد، استفاده از دهانشویهی ضد باکتری میتواند گزینهی مناسبی در پیشگیری از پلاک دندان باشد. زیرا دهانشویه به حذف راحتتر پلاکهای دندان کمک میکند. بعضی از دهانشویهها حاوی الکل بوده و باعث خشک شدن دهان میشوند. در حالی که خشکی دهان برای جلوگیری از پلاک بستن دندانها مناسب نیست. زیرا بزاق شما به سالم ماندن دهان کمک میکند. در دهان خشک، پلاکهای چسبندهتری شکل میگیرد که پاک کردن آنها سختتر است. بنابراین دهانشویهای انتخاب کنید که فاقد ترکیبات الکلی باشد.
۴- کم کردن مصرف غذاهای ترش و شیرین
پس از اینکه از غذا خوردن دست کشیدید، باکتریها سراغ قند باقیمانده در دهان میروند و از آن تغذیه میکنند. هرچه غذای شما شیرینتر باشد، باکتری بیشتری در دهان شما تجمع پیدا میکند.

از طرفی، غذاهای قندی و غذاهای اسیدی باعث پوسیدگی دندان میشوند. بنابراین، از این غذاها کمتر مصرف کنید تا از بروز مشکلات بعدی پیشگیری کنید.
اوربایت دندان (over bite)
در حالت اوربایت، دندانهای فوقانی از دندانهای فک پایین کوتاهتر هستند. اوربایت یک بیماری شایع دندان است که در صورت عدم مطابقت مناسب دندانهای شما رخ میدهد. این بیماری میتواند در مراحل اولیهی کودکی به دلیل عادتهایی مانند مکیدن انگشت شست ، فشار دادن زبان به دندانها یا استفادهی طولانی از پستانک ایجاد شود. هنگامی که قوس و سقف دهان باریک میشوند ، فک پایین گزینهی دیگری جز عقبنشینی ندارد و دندانهای فوقانی نمیتوانند با دندانهای فک پایین همپوشانی پیدا کنند. اوربایت در بیمارانی که دندانهای آسیاب خود را از دست دادهاند، احتمال بیشتری دارد. اگرچه اوربایت معمولا بین سنین ۱۰ تا ۱۲ سال درمان میشود، اما در سنین دیگر هم قابل درمان است.
تشخیص خانگی اوربایت
دهان خود را در حالت عادی ببندید. دندانهای خود را بهطور طبیعی کنار هم قرار دهید تا مطمئن شوید که فک شما بدون فشار دندانها راحت است. این حرکت میتواند نشان دهد که دندانهای شما در موقعیت طبیعی قرار دارند یا روی هم قرار نمیگیرند.
- به آینه نگاه کنید و لبخند بزنید. برای اینکه بتوانید یک اوربایت را تشخیص دهید، به یک آینه نیاز دارید تا به شما در نشان دادن دندانهایتان کمک کند. در حالی که در مقابل آینه ایستادهاید ، لبخند بزنید و دندانهای خود را نشان دهید.
- خود را تا حد امکان به آینه نزدیک کنید و طوری لبخند بزنید که لبهایتان از دندانها فاصله بگیرد.
- بررسی کنید که آیا دندانهای بالایی جلوتر از دندانهای پایین قرار گرفتهاند یا خیر.
- چنانچه دندانهای بالا بیش از ۳.۵ میلیمتر از دندانهای پایین فاصله داشته باشند، مبتلا به اوربایت هستید.
- همچنین در حالت اوربایت، ممکن است احساس کنید که دندانهای ردیف پایین به سقف دهان نزدیک است یه به آن برخورد کرده است.
آندربایت دندان (جلو بودن دندانهای فک پایین)
در این حالت دندانهای پایینی بهطور قابل توجهی از دندانهای بالایی بیرون زدهاند. بعضی از آندربایتها شدید بوده و باعث به جلو کشیده شدن دندانهای فک پایین میشود. موارد دیگر خفیفتر بوده و تقریباً قابلتوجه نیستند. با این حال، مشکل آندربایت دندان چیزی بیش از بحث زیبایی است. در موارد خفیف آندربایت مشکلی ایجاد نمیکند؛ اما در موارد شدید میتواند مشکلات بهداشت دهان و دندان را برای فرد ایجاد کند. مواردی مانند ایجاد اختلال در گاز زدن و جویدن غذا، مشکل در صحبت کردن و درد فک و صورت بهعلت تنظیم نبدن فکها از جملهی این مشکلات است.

دلایل آندربایت دندان
نحوهی تراز شدن دندانهای شما ممکن است تحت تأثیر عوامل مختلفی باشد. بهطور معمول ، دندانها به گونهای رشد میکنند که دندانهای بالایی کمی جلوتر از دندانهای پایین قرار گیرند. دندانهای آسیاب شما که سطحی صاف و پهن دارند و در عقب دهان هستند، باید خود را با سایر دندانها هماهنگ کنند. تراز صحیح دندانها کمک میکند در هنگام خورد غذا، فک یا زبانتان را ناخواسته گاز نگیرید.
مقالهی مرتبط:
در این میان، عواملی وجود دارد که میتواند منجر به مشکل آندربایت شود. این عوامل شامل مواد زیر هستند:
عادتهای کودکی
بعضی از عادتهای دوران کودکی میتواند به آندربایت یا سایر ناهمترازیهای دندانی منجر شود.
- مکیدن انگشت شست
- فشار دادن زبان روی دندانها
- استفاده از پستانک در کودکان بالای ۳ سال
- تغذیهی طولانیمدت از شیشهی شیر پس از دوران خردسالی
ژنتیک
ژن ها از آنچه ما فکر میکنیم، تأثیر بیشتری در زندگی ما دارند! بیشتر اوقات، آندربایت یا جلو بودن فک پایین یک مورد ارثی است. ژنتیک میتواند در مورد شکل و اندازهی فک و دندانهای ما تصمیمگیری کند. بنابراین چنانچه یکی از اعضای خانواده این مشکل را دارد، احتمال بروز آن در باقی افراد هم وجود خواهد داشت.
صدمه و آسیب
صدمات شدید بهصورت ممکن است باعث آسیب دائمی در فک شود. البته اغلب اوقات فک شکسته قابل ترمیم است اما پس از جراحی لزوما فکها متناسب روی هم قرار نمیگیرند و در نهایت مشکل آندربایت ایجاد میشود.
تومورها
تومورهای فک یا دهان میتواند باعث جلوافتادگی فک و آندربایت شود.
درمان آندربایت
بیشتر افراد با دندانهای کاملاً تراز متولد نمیشوند. معمولا عدهی کمی هستند که دندانهای آنها به درمان پزشکی نیاز ندارد. با این حال، درمان آندربایت مزایای زیادی میتواند داشته باشد. پس از درمان، تمیز کردن دندان ها آسانتر میشود و خطر پوسیدگی دندان و بیماریهای لثه کاهش پیدا خواهد کرد. همچنین روی دندانها ، فکها و ماهیچههای صورت فشار کمتری احساس خواهید کرد.
بروکسیم یا دندان قروچه
دندان قروچه به حالتی گفته میشود که فرد بهصورت ارادی یا غیرارادی دندانهای خود را به هم فشار میدهد و دندانها روی هم ساییده میشوند. استرسهای درونی مرسومترین دلیلی است که برای دندان قروچه شناخته شده است. دندان قروچه لزوما مشکل خاصی ایجاد نمیکند اما در بعضی افراد با درد در ناحیهی سر و صورت و خرد شدن و تغییر شکل دندانها همراه است.

علائم دندان قروچه
علائم دندان قروچه شامل موارد زیر است:
- درد صورت
- سردرد
- درد گوش
- احساس درد و سفت شدن ناحیهی فک و ماهیچههای اطراف
- اختلال در خواب
- فرسودگی دندانها که میتواند منجر به ریزش آنها شود
- شکسته شدن دندان ها یا مواد پرکن آنها
معمولا در موارد حاد دندان قروچه، دندانها آسیب میبینند.
چه زمانی برای دندان قروچه به پزشک مراجعه کنید؟
در این موارد به دنداپزشک مراجعه کنید:
- دندانهای شما فرسوده ، آسیب دیده یا حساس شدهاند
- در نواحی فک ، صورت یا گوش احساس درد میکنید
- از دیگران مطلع میشوید که در خواب دندانقروچه میکنید
ممکن است برای جلوگیری از مشکلاتی مانند عفونت یا آبسهی دندانی به مراقبتهای دندانپزشکی نیاز پیدا کنید. در صورتی که دندان قروچه ناشی از استرس باشد، یک پزشک اعصاب میتواند برای کنترل آن به شما کمک کند. در این میان، استفاده از محافظ دهان ساییدگی و برخورد دندانها با یکدیگر را کاهش میدهد. علاوه بر این، تمرینات آرامش عضلات قبل از خواب میتواند به جلوگیری از دندان قروچه کمک کند.
درمان پوسیدگی دندان
مقالههای مرتبط:
پر کردن دندان حداقل مشکل دندانی است که در طول عمر چندین بار برای اکثر ما اتفاق میافتد و دندانپزشک برای جلوگیری از پیشرفت پوسیدگی، پس از تراش قسمت پوسیدهی دندان، اقدام به پر کردن آن با یکی از دو مادهی آمالگام یا کامپوزیت میکند. هر کدام از این مواد مزایا و معایب مخصوص به خود را دارد:
مزایا و معایب آمالگام
پرکنهای آمالگام از فلزات مختلفی مانند نقره، جیوه، روی و مس ساخته میشوند؛ در مقایسه با کامپوزیت، این نوع پر کردن مقرونبهصرفهتر است و استحکام و دوام طولانیتری هم دارد. در صورتی که از آمالگام به درستی مراقبت شود، میتواند تا ۱۵ سال هم مهمان دندان شما باشد. از آنجا که در ساخت آمالگام از آلیاژ فلزی استفاده شده است، مقاومت بیشتری در برابر ضربه یا صدمات احتمالی دارد و برای پوسیدگیهای عمیقتر هم گزینهی ارجحتری است.
با این حال، در سالهای اخیر، عنصرجیوهی موجود در آمالگام به بدنامی آن منجر شده است. جیوه، فلزی سنگین است و برخی از بیماران نسبت به آن حساسیت دارند. نکته منفی دیگر ظاهر آن است. پرکنهای نقرهای در هنگام خندیدن یا لبخند زدن بسیار مورد توجه هستند. ضمن اینکه با گذشت زمان، آمالگامها میتوانند ظاهر دندان پر شده را تیرهتر کرده و روی نقش لبخند تأثیر بگذارند.

مزایا و معایب کامپوزیت
پرکنهای کامپوزیت که بهعنوان پرکنهای رنگ دندان شناخته شده است , ترکیبی از اکریلیک و سرامیک هستند که میتواند ترکیبی طبیعی و زیبا به ظاهر دندان شما ببخشند. علاوه بر این، در جایگذاری کامپوزیت، میزان کمتری از مینای دندان تراشیده میشود و ساختار دندان تا حد امکان حفظ خواهد شد.
از معایب کامپوزیت دندان میتوان به هزینهی بالا و طول عمر کمتر آن نسبت به آمالگام اشاره کرد. از این رو، آمالگام نسبت به کامپوزیت، مقرونبهصرفهتر است. از آنجا که کامپوزیت، دوام آمالگام را ندارد، طول عمر آن نهایتا به ۷ تا ۱۰ سال میرسد.
کامپوزیت یا آمالگام؟
در حالتی که دندانی که قرار است ترمیم شود در هنگام لبخند دیده میشود، کامپوزیت گزینهی مناسبتری خواهد بود. برای دندانهای عقب دهان که بیشتر در معرض پوسیدگی هستند، آمالگام دوام و ماندگاری بیشتری خواهد داشت.
درمان ریشه یا عصب کشی
عصبکشی یا درمان ریشه زمانی انجام میشود که دندان بهشدت پوسیده و عفونی شده است. در فرایند عصبکشی، عصب و پالپ داخل دندان برداشته شده و داخل کانالهای دندان تمیز و آببندی میشود. در غیر این صورت دندان عفونت پیدا کرده و ممکن است به آبسه منجر شود. عصب دندان در داخل کانال ریشه قرار گرفته است و دندان نقش یک حسگر سرما یا گرما را ایفا میکند؛ بنابراین نقش مهمی در سلامت دندان ندارد و بود و نبود آن بر عملکرد روزانهی دندان تأثیر نمیگذارد.
چرا در عصبکشی، پالپ دندان برداشته میشود؟
وقت بافت عصبی یا پالپ دندان آسیب میبیند، باکتریها در محفظهی پالپ شروع به تکثیر میکنند. باکتریها و سایر بقایای پوسیده، میتوانند باعث آبسه یا عقونت دندان شوند. آبسه بهصورت یک کیسهی پر از چرک است که در انتهای ریشه تشکیل میشود. آبسه وقتی رخ میدهد که عفونت در تمام طول انتهای ریشههای دندان گسترش پیدا کند. بنابراین برای جلوگیری از پیشرفت عفونت پالپ دندان برداشته میشود.
عصبکشی چگونه انجام میشود؟
عصبکشی توسط دندانپزشک یا متخصص ریشه (آندودنتیست) قابل انجام است. سطح دشواری یا پیچیدگی درمان ریشهی دندان مشخص میکند که به کدام یک مراجعه کنید.

مقالههای مرتبط:
معمولا، اولین مرحلهی درمان ریشه عکسبرداری از دندان با اشعه ی ایکس است تا شکل کانالهای ریشه و علائم عفونت در استخوانهای اطراف آن مشخص شود. در عصبکشی معمولا از تزریق بیحسی به اطراف دندان آسیب دیده استفاده میشود. البته استفاده از بیحسی ضرورتی ندارد اما دندانپزشکان معمولا برای راحتی بیشتر بیمار، بیحسی را تزریق میکنند. در مرحله ی بعد، لازم است که محیط دهان را برای انجام عصبکشی از ترشح براق، خشک نگه داشت. بنابراین از تیوبهای لاستیکی ساکشن برای این کار استفاده میشود.
سپس دندانپزشک با متهی مخصوص حفرهای را در دندان ایجاد میکند. به این ترتیب، پالپ به همراه باکتریها، بافت عصبی پوسیده شده و بقایای مربوطه از دندان خارج میشود. فرایند تمیز کردن با استفاده از سوزنهای مخصوصی به نام فایل انجام میشود. فایلها اندازههای متفاوتی دارند تا کانالهای ریشه را خراشیده و خرد کنند. از فشار آب یا هیپوکلریت سدیم برای تخلیهی قسمتهای تراشیده شده استفاده میشود.
هنگامی که دندان کاملاً تمیز شد، دو راه وجود دارد: بعضی از دندانپزشکان، ترمیم نهایی را به یک هفته پس از عصبکشی موکول میکنند تا اگر عفونتی باقی مانده بود با دارو رفع شود. بعضی دنداپزشکان هم، ترمیم نهایی را بلافاصله پس از عصبکشی انجام میدهند.
در مراجعه ی بعدی،دندانپزشک برای پر کردن فضای داخلی دندان از یک خمیر چسبنده و یک ترکیب لاستیکی به نام گاتا پرچا استفده میکند و آن را در کانال ریشهی دندان قرار میدهد. برای پر کردن حفرهی بیرونی ایجاد شده در ابتدای درمان ، یک ماده ی پرکن قرار داده میشود.
مرحلهی آخر ترمیم ممکن است در بعضی دندانها با موارد اضافی همراه باشد. معمولا در پوسیدگیهای شدید برای جلوگیری از خطر شکستن دندان عصبکشی شده، داخل کانال ابزارهایی مانند پین یا پست جایگذاری میشود تا از دندان محافظت بیشتری شود.
آیا عصبکشی دردناک است؟
بهعلت اثر بیحسی، معمولا فرایند عصبکشی درد خاصی ندارد. با این حال، در روزهای نخست پس از عصبکشی، ممکن است بافتهای طبیعی بهعلت التهاب حساس شده باشند؛ بهخصوص اگر قبل از عصبکشی درد یا عفونت هم وجود داشته است. البته این احساس درد و ناراحتی معمولا با مسکنهایی مانند ایبوپروفن یا ناپروکسن قابل التیام است. از طرفی پیشنهاد میشود، تا زمانیکه عصبکشی دندان شما بهطور کامل صورت نگرفته است، از جویدن غذا با دندان تحت درمان، خودداری کنید تا از شکستن آن جلوگیری شود.
عصبکشی تا چه اندازه موفق است؟
معمول درمان ریشهی دندان در ۹۵ درصد مواقع با موفقیت صورت میگیرد؛ همچنین بعضی از دندانهای عصبکشی شده تا پایان عمر سالم باقی میمانند.
عوارض عصبکشی
باوجود تلاشهای دندانپزشک شما برای تمیز کردن کانالهای دندان و روکش آن، ممکن است باز هم دندان عصبکشی شده عفونت کند. عفونت دندان عصبکشی شده میتواند به این دلایل باشد:
- تعداد کانالها بیشتر از تشخیص دندانپزشک بوده است و یکی از آنها پاکسازی نشده است.
- وجود ترک ناشناخته در ریشهی دندان
- ترمیم ناقص یا ناکافی دندان که به باکتریها اجازه داده است از مواد ترمیمی قسمتهای داخلی دندان عبور کرده و دوباره کانال را آلوده کنند
مقالههای مرتبط:
در بعضی مواقع، عصبکشی دوباره میتواند موفقیتآمیز باشد. در موارد دیگر، پزشک باید راه دیگری برای نجات دندان انتخاب کند. یکی از متداولترین روشهای جراحی درمان ریشه، اپپیکتکتومی یا برداشته ریشه ی دندان است. این روش باعث کاهش التهاب یا عفونت در ناحیه استخوانی اطراف انتهای دندان میشود. در این روش ، بافت لثه باز شده و بافت آلوده برداشته میشود و گاهی اوقات انتهای ریشه برداشته میشود و بهدنبال آن یک پرکن کوچک برای آببندی کانال ریشه استفاده شود.
در بعضی مواقع، پس از عصبکشی بخش زیادی از جدارههای دندان بهعلت پوسیدگی زیاد تراشیده میشود؛ در این موارد دنداپزشک، گزینهی استفاده از روکش دندان را پیشنهاد میدهد تا دندان ظاهر بهتری پیدا کرده و عمر طولانیتری داشته باشد.
جمعبندی نهایی
عوامل متنوعی وجود دارند که میتوانند سلامت دندانها را تهدید کنند؛ علاوه بر این، دندانهای ما فرصت چندانی در برابر بیتوجهیهای ما نمیدهند و برای حفظ آنها مجبور به صرف هزینههای بالا خواهیم بود. مراقبتهای ساده و کاربردی بهداشت دهان و دندان میتوانند تا حدود زیادی، مشکلات دندانی را کاهش دهند و از بروز بسیاری از بیماریها پیشگیری کنند.
یافتههای جدید پژوهشگران نشان میدهد که نئاندرتالها دارای ظرفیت لازم برای تفکر پیچیده بودهاند. پژوهشگران این نتیجهگیری را با کشف بقایای چسبی ۵۰ هزار ساله روی یکی از ابزارهای نئاندرتالها انجام دادند. این چسب از صمغ درخت غان و طی فرایندی تهیه شده که نیاز به برنامهریزی از قبل و طی کردن چندین مرحله داشته است.
یافتههای اخیر باز هم به شواهد رو به افزایشی میافزاید که تواناییهای نئاندرتالها بهشدت دستکم گرفته شده است. در حالی که تنها معدودی از ابزارهای کشف شده از نئاندرتالها دارای علائمی از چسب هستند، اما بهگفتهی پژوهشگران، ساخت چسب ممکن است در بین گروههای مختلف نئاندرتالها مرسوم بوده باشد.
ابزاری که دانشمندان در پژوهش اخیر خود از آن استفاده کردند، در دریای شمال کشف شده و حدودا ۵۰ هزار سال قدمت دارد. مارسل نیکوس، یکی از پژوهشگران تیم کاشف چسب نئاندرتال از مؤسسه تحقیقات پارینهسنگی در خرونینگن، هلند، در این مورد گفت، این تراشه سنگی احتمالا برای بریدن الیاف گیاهی یا برای کندن پوست حیوانات مورد استفاده قرار میگرفته است.
مقالههای مرتبط:
استفاده از چسب به نئاندرتالها این امکان را میداد که بدون بریدن دست خود فشار بیشتری را به تراشه سنگی وارد کنند و از استفاده دقیقتری از تیغهی ابزار کنند. به عقیده پژوهشگران، این ابزار احتمالا توسط گروهی از نئاندرتالها ساخته شده که در نواحی سردسیر زندگی میکردند. در واقع، محلی که این ابزار در آن کشف شده، در گذشته بخشی از داگرلند بود که هماکنون به زیر آب فرو رفته است. به این جهت، شرایط زندگی برای نئاندرتالهای شکارچی که در سَرددشتهای منجمد و بدون درخت ساکن بودند، دشوار بوده است.
دکتر نیکوس به بیبیسی نیوز گفت:
نئاندرتالها باید برای این کار (ساخت چسب) از قبل برنامهریزی میکردند، چرا که در این فرایند حداقل به ۴۰ کیلوگرم چوب احتیاج است. در سرددشتها و سبزدشتها که تنها بوتههای کوتاه و خزه به چشم میخورد، پیدا کردن چوب راحت نیست. در این نواحی تنها درختان غان کوتاه را میتوان یافت. علاوه بر این نئاندرتالها باید زمان و انرژیای را صرف آتش درست کردن و گرفتن صمغ درخت غان میکردند.
پژوهشگران قبلا تصور میکردند که نئاندرتالها برای اتصال قبضه ابزارهای سنگی تنها از ریسمان استفاده میکردند. اما، یافتههای اخیر در هلند نشان میدهد که نئاندرتالها قبضههای بسیار ساده و زمختی نیز میساختند. یافتهای که دکتر نیکوس و همکارانش اصلا انتظارش را نداشتند.
دکتر نیکوس در ادامه افزود:
با وقتی که نئاندرتالها صرف کردهاند، انتظار این بود که از این چسب تنها برای سلاحهای مخصوص شکار استفاده کرده باشند، اما اینطور نبود و به نظر میرسد که نئاندرتالها برای ابزارهای معمولی نیز از همین شیوه استفاده میکردند. به همین دلیل تصور میکنیم که استفاده از صمغ درخت غان بسیار مرسوم بوده است.

نمونه شبیهسازیشدهای از ابزار سنگی که نئاندرتالها ۵۰ هزار سال قبل از صمغ درخت غان برای اتصال قبضه به آن استفاده کردهاند
در هلند صدها محوطهی مربوط به نئاندرتالها وجود دارد، اما صمغی درخت غان به ندرت پیدا میشود. دکتر نیکوس دلیل آن را این میداند که صمغی درخت در شرایط معمولی برای مدت زیادی سالم باقی نمیماند. اما شرایط زیر دریای شمال برای حفظ صمغی درخت مناسب بوده و توانسته روزنهی کوچکی از دنیای نئاندرتالها را به روی پژوهشگران بگشاید.
دکتر خرِیت دوسلدورپ از دانشگاه لیدن، یکی از پژوهشگران این تیم میگوید:
مهمترین جنبه از یافتههای ما این است که توانستیم نشان دهیم، نئاندرتالها از بین روشهای مختلف برای گرفتن صمغ از پوست درخت غان از پیچیدهترین روشها استفاده کردهاند.
صمغی درخت غان قبلا در کامپیتلو دی فاسا، ایتالیا و کونیگساو، آلمان کشف شده بود. این شواهد از صمغی درخت غان به ترتیب ۲۰۰ هزار سال و ۵۰ هزار سال قدمت داشتند. نئاندرتالهای ایتالیا ممکن است که از صمغ درخت کاج نیز بهره برده باشند. اما این ماده طبیعی به اندازه کافی قابل انعطاف نیست و به همین جهت، پژوهشگران عقیده دارند که صمغ درخت غان انتخاب اول نئاندرتالها بوده است. همچنین آثاری از قیر در ابزاریهای ساخته دست نئاندرتالها در نزدیکی شهر لاهه هلند پیدا شده است. این ابزارها که بین ۴۲ هزار تا ۷۰ هزار سال قدمت دارند، از همان نهشتی بیرون کشیده شدند که قطعهای از جمجمه نئاندرتال در آن کشف شده بود. تاریخگذاری کربن قدمت این قیر را حدود ۵۰ هزار سال برآورد کرد.
دکتر دوسلدورپ به بیبیسی نیوز گفت:
دانسته میشود که انسانهای مدرن در آفریقای جنوبی از ۱۰۰ هزار سال قبل چسب میساختند. با این حال، از آنجا که چنین شواهدی به ندرت باقی میمانند، نمیتوان با قطعیت گفت که انسانهای مدرن، چسبهای قدیمیتری نساخته باشند. اما آنچه مشخص است، تاکنون نتوانستهایم چسبهای ساخته انسانهای امروزی را با چنین قدمتی پیدا کنیم.
یافتههای پژوهش جدید در هفتهنامه علمی «مقالات آکادمی ملی علوم ایالات متحده (PNAS)» منتشر شد.
اپل با معرفی سرویس +TV نشان داد که برنامههایی جدی برای صنعت رسانه دارد. آنها از مدتها پیش تولید برنامههای اختصاصی را هم شروع کردهاند و قطعا بخشی از بازاریابی سرویس مذکور، بر عهدهی همین محتوای اختصاصی خواهد بود. ران مور، نویسنده و تهیهکنندهی برنامههای تلویزیونی، سریالی بهنام «برای تمام بشریت (For All Mankind)» را با موضوع رقابت فضایی برای اپل میسازد. همکاری او با کوپرتینوییها، نشان از چشمانداز جدی برای ورود به صنعت استریم دارد. در این مطلب زومیت، روایتی از اولین بازدید خبرنگاران از پشت صحنهی سریال مذکور را مرور میکنیم. (تصاویر موجود در مطلب،اغلب پشت صحنهی سریال برای تمام بشریت هستند).
بیش از ۵۰ ساختمان و صحنهی فیلمبرداری و صدابرداری در زمینی به مساحت حدودی ۱۸۰ هزار متر مربع قرار دارد که سونی پیکچرز آن را در اختیار تولیدکنندههای فیلم و سرسال قرار میدهد. ساختمانهای متعدد بدون پنجره که فاصلهی قابلتوجهی هم از یکدیگر دارند. بهعنوان مثال برای جابهجایی از یک ساختمان تا ساختمان دیگر، میتوانید از ماشینهای مخصوص زمین گلف و ونهای اسپرینتر استفاده کنید. در یک روز شنبهی بهخصوص در ماه فوریه که داستان بازدید از پشت صحنهی سریال مور رقم میخورد، هوای لسانجلس در وضعیتی بود که استفاده از ماشینهای حملونقل را الزامی میکرد.
مقالههای مرتبط:
در روز بازدید از استودیوی مور، باران زیادی میبارید که کار را تاحدودی برای خبرنگارها دشوار میکرد. بههرحال و با وجود همهی مشکلات، خبرنگاران از دعوت اپل خشنود بودند. پس از مدتها حدس و گمان دربارهی برنامههای اپل برای تولید فیلم و سریال اختصاصی، بالاخره خبرنگاران فرصت یافته بودند تا از پشت صحنهی سریالی مخصوص سرویس بینام و سرّی آنها، بازدید کنند (در آن زمان هنوز اپل تیوی پلاس بهصورت رسمی معرفی نشده بود). خبرنگاران از خود میپرسیدند که آیا اپل، سازندهی بسیاری از دستگاههایی که مصرف محتوا را برای کاربران بازتعریف کردند، میتواند بالاخره محتوا (آن هم محتوای خوب) تولید کند؟
مأموران اپل، ابدا دوربین گوشی موبایل خبرنگاران را با برچسبهای مخصوص پوشاندند و آنها را به کمک ون، به ساختمان شمارهی ۱۵ منتقل کردند. مجموعهی سونی در آن زمان میزبان سریال Insecure از HBO و Ray Donavan از Showtime نیز بود. اپل هم با وجود سرمایههای میلیاردی و ارزش بازار نزدیک به یک تریلیون دلار، مانند تولیدکنندههای دیگر، استودیوهای فیلمبرداری و صدابرداری را اجاره کرده بود. درنهایت خبرنگاران وارد استودیویی شدند که مرکز کنترل فضاپیمای ناسا در سال ۱۹۶۹، در آن شبیهسازی شده بود.
اتاق کنترل مأموریت، ابتدای سال جاری میلادی توسط ناسا در محل اصلی خود یعنی هیوستون بازسازی شده و برای عموم بازگشایی شده بود. نسخهی هالیوودی آن در مساحتی حدود ۷۴۰ متر مربع، در ساختمان شمارهی ۱۵ مجموعهی سونی، قرار داشت. انواع مواد و قطعات رایج در تولید دکور، برای ساخت نمونههایی هرچه طبیعیتر از سالن مدیریت، موشکهای ساترن ۵ و فضاپیمیای آپولو، در ساخت نمونهی هالیوودی استفاده شده بودند. تلفنهای قدیمی، عینکهای با طراحی خاص دههی ۱۹۷۰ و حتی کاشیهای کف نیز بهگونهای طراحی شده بودند که هرچه بیشتر شبیه به محیط اصلی مرکز مدیریت در هیوستون باشند.

طراحی بینقص دکور و شباهت بالای آن به نمونهی طبیعی، از تیم فیلمسازی انتظار میرفت. بههرحال رونالد دی مور فردی با سابقهی درخشان در صنعت فیلم و سریال محسوب میشود و پروژههای او، همیشه دقت و هنر بالایی دارند. مور در بسیاری از مجموعههای استار ترک حضور داشته و مجموعههای متعدد دیگری را هم تولید کرده است. از میان مهمترین آنها میتوان به سریال مشهور دههی ۲۰۰۰ با موضوع فضایی بهنام Battlestar Galactica اشاره کرد. مور بهعنوان تولیدکنندهای حرفهای در ساخت مجموعههای عظیم شناخته میشود که دنیاهایی با طراحی دقیق و حضور شخصیتهای قابل درک میسازد.
سریال جدید مور بهنام For All Mankind، به رقابت فضایی در میانهی قرن بیستم میپردازد. داستان او، متمرکز بر روایتی خیالی پیش میرود که رقابت فضایی در آن به پایان نرسیده است. داستانی که غم و امیدواری توأمان را بههمراه دارد. سفری خیالی که دههها جاهطلبی را از تاریخ بشر حذف میکند و نشان میدهد که گذشتهای متفاوت، چگونه آیندهای جدید میسازد.
توجه به جزئیات در سریال جدید مور، از همهی پروژههای قبلی او بزرگتر و پرریسکتر خواهد بود. For All Mankind یکی از اولین سریالهایی خواهد بود که در سرویس استریم اپل تیوی پلاس پخش میشود؛ پروژهای چندین میلیارد دلاری از شرکت عظیمی همچون اپل، که میزبان برنامههایی از استیون اسپیلبرگ و اوپرا وینفری هم هست. با توجه به اهمیت بالای پروژه، میتوان ادعا کرد که دکور اتاق کنترل مأموریت در سریال مذکور، تنها شبیهسازی از مرکزی برای کنترل پیادهرویهای فضایی دههی ۱۹۷۰ و فرود بر ماه در سریال For All Mankind نیست. درواقع این دکور را میتوان سکوی پرتاب موشک اپل برای رسیدن به نقطهی اوج سرویسهای استریم هم دانست.

رونالد مور
اپل امروز در تقاطعی استراتژیک در دنیای فناوری قرار دارد. آنها در بخشی از بازار خود یعنی محصولات سختافزاری، بهنوعی به اشباع رسیدهاند. ازطرفی، بهروزرسانی در محصولات سختافزاری و نرمافزاری هم بهمرور افزایش مییابد و اهمیت و فشار زیادی را بههمراه دارد. دراینمیان، طبق ادعای خود کوپرتینوییها، بخشی از مسیر باید در ارائهی سرویسهای مفید خلاصه شود. با توجه به همهی تعاریف و جزئیات، اپل پس از دو دهه فعالیت جدی و موفق بهعنوان تولیدکننده و توزیعکننده، با عرضهی تیوی پلاس، تلاشی گرانقیمت برای تبدیل شدن به استودیوی سرگرمی انجام میدهد. استودیویی که نهتنها با ستارههای بزرگی همچون نتفلیکس، هولو و آمازون رقابت خواهد کرد، بلکه باید گوشهی چشمی هم به بازیگران قدیمی همچون دینزی، برادران وارنر و انبیسی یونیورسال داشته باشد که تصمیم به ورود جدی به صنعت استریم دارند. بازار جدید مملو از فعالان حرفهای و بزرگ است، اما همیشه جا برای سرویسی بهتر و بزرگتر در میان آنها وجود دارد.
لزوم تقویت سرویسها
استیو جابز، ۲۰ سال پیش با سه کلمهی ساده، دیدگاه عموم را نسبت به اپل تغییر داد. او در پایان سخنرانی اصلی خود در رویداد Macworld Expo سانفرانسیسکو در ماه ژانویه، عبارت «یک چیز دیگر (One More Thing)» را نمایش داد. البته جابز درواقع پنج چیز جدید را به نمایش گذاشت. بلوبری، انگور، نارنگی، لیمو و توتفرنگی، رنگهای آیمک جدید بودند که با ظاهری شفاف توسط جابز معرفی شدند. در ۱۲ سال بعد، این عبارت به تکیهکلام جابز تبدیل شد. خصیصهی منحصربهفردی که چرخهی مشهور رازداری و شگفتزده کردن مخاطب را در ساختار اپل ایجاد کرد.
زمانیکه تیم کوک در اپل جایگزین جابز شد، اپل تعداد زیادی از رازهای خود را فاش کرده بود. آیتونز، آیفون و آیپد، هرکدام حکم برگ برندهای را در بازاری خاص برای اپل داشتند. البته کوک هنوز برگ برندهای داشت که قابلیت مانور رسانهای را به او و تیم تحت مدیریتش میداد. برنامههای اپل برای تلویزیون و صنعت رسانه، هنوز فاش نشده بودند. شایان ذکر است اپل در سال ۱۹۹۳ یک کامپیوتر مکینتاش با قابلیت نمایش تلویزیون به بازار عرضه کرد، اما آن محصول بیشتر از چند ماه در بازار دوام نیاورد.

تیم کوک در صحبتهای خود از عبارت «علاقهی شدید» استفاده میکرد. او دربارهی صنعت تلویزیون نیز در سخنرانیهای متعدد از این اصطلاح استفاده کرده بود و آن صنعت را حوزهی علاقهی شدید شرکتش نامید. در آن سالها، کوک به تجربهی تماشای تلویزیون اشاره میکرد و دستگاه ستتاپ باکس اپل تیوی، محصولی با هدفگذاری همان علاقهی شدید بود. اپل تیوی در سال ۲۰۰۷ معرفی شده بود و عرضهی نسل سوم از آن، روند صعودی فروش را شروع کرد. در زمان اوج گرفتن اپل تیوی، بسیاری تصور میکردند که کوپرتینوییها در حال نمونهسازی یک تلویزیون کامل با برند خود هستند.
با گذشت زمان، علاقهمندی شدید کوک تغییر جهت داد. وال استریت ژورنال ادعا میکند که اپل در سال ۲۰۱۶ پیشنهاد خرید استودیوی برادران وارنر را مطرح کرد. برخی حتی تصور میکردند که شاید آنها قصد خرید نتفلیکس را هم داشته باشند. هیچیک از تصورات مذکور محقق نشد، اما تا آن زمان مفهومی بهنام «تلویزیون تحت وب» دیگر به ساختاری بالغ در دنیای فناوری تبدیل شده بود و استریم محتوا، بهنوعی یک الزام برای پیروزی در رقابت جذب کاربر بود. آمازون جوایز متعدد امی را برای سریال اختصاصی خود، Transparent، دریافت کرد. بهعلاوه، هولو به سرویسی تبدیل شد که تنها برنامههای قدیمی را ارائه نکرده و برنامههای اختصاصی خود را نیز تولید و عرضه میکرد.
دوران اوجگیری سرویسهای استریم، بیش از همیشه برای ورود اپل آماده بود. تیم کوک بهمرور تمرکز روی برتری بخش سرویسهای شرکتش را شروع کرده بود. او در رخدادهای متعدد به کارایی و بهرهوری سرویسهایی همچون آیتونز، اپل موزیک و اپل پی اشاره میکرد. سرویسها، پس از آیفون در مقام دوم درآمدزایی برای اپل قرار داشتند و کوک، آینده و رشد بیشتری را برای آن بخش متصور بود. بخشی از رشد مورد نظر مدیرعامل اپل، از سرویسهای تلویزیونی حاصل میشد. کوپرتینوییها در سکوت خبری، فیلمبرداری مجموعهی Vital Signs را شروع کردند. سریالی براساس زندگی اسطورهی هیپهاپ، دکتره دره، که بهعنوان همبنیانگذار شرکت بیتس هم شناخته میشد (اپل در سال ۲۰۱۴ بیتس را خریداری کرد). سریال مذکور که صحنههای متعدد جنسی و خشونتبار داشت، از طریق آیتونز و اپل تیوی قابل مشاهده بود. پس از مدتی، برنامهای در سبک رئالیتی شو و شبیه به شارک تنک توسط اپل ساخته شد که Planet of Apps نام داشت. محصول بعدی، سریالی براساس Carpool Karaoke بود.

در اکتبر ۲۰۱۶، صحبتهای تیم کوک رنگ و بوی جدیدی بهخود گرفت. او از کلمههای جدیدی در سخنرانی استفاده میکرد که معنای تولیدکنندگی رسانهای رابههمراه داشت. در جلسهی فصلی با سرمایهگذاران، یک تحلیلگر از او دربارهی روندهای تولید رسانهای سؤال پرسید و کوک پاسخ داد: «من تصور میکند که فرصت مناسبی هم در حوزهی تولید و هم مالکیت برای ما وجود دارد». عبارتهای «تولید» و «مالکیت»، در دایرهی لغات اپل و کوک نبودند و بهنوعی نشاندهندهی یک رویکرد جدید در مسیر آنها محسوب میشدند.
تغییر رویکرد کوک در سخنرانی مذکور، در زمانی مناسب و مورد انتظار رخ داده بود. اپل اهداف درآمدی خود را برای سال ۲۰۱۶ از دست داده بود. یکی از دلایل اصلی آن، کاهش فروش دستگاههای iOS بود و همچنین سهم آنها از بازار اجارهی فیلم هم کاهش یافت. پیش از آن سال، سهم اپل به لطف آیتونز در بازار مذکور به بیش از ۵۰ درصد میرسید؛ سهمی که بهخاطر ورود بازیگران جدید، دستگاههای هوشمند و رقیبی بزرگ بهنام آمازون، خطر جدی را احساس میکرد. بخش سرویسهای اپل بههرحال به موتور محرک جدیدی نیاز داشت تا خسارتهای شرکت را در حوزههای دیگر، جبران کند.
پخش مجموعهی تلویزیونی Planet of Apps در ۶ ژوئن ۲۰۱۷ شروع شد. شرکتکنندههای برنامه، ۶۰ ثانیه زمان داشتند تا ایدهی اپلیکیشنی خود را در یک پیادهروی مطرح کنند. هیئت داوران برنامه، شامل افرادی همچون جسیکا آلبا، ویلیام گوینث پالترو و کارآفرین فناوری، گری وینرچاک بود. وینرچاک نویسندی کتابهای Crush It و Crushing It بود. نظراتی که پیرامون برنامهی جدید اپل منتشر شدند، بهنوعی از ساخت فصلهای بعدی جلوگیری کرده و پروژهی مذکور را به شکستی تمامعیار برای کوپرتینوییها بدل کردند.

مجلهی ورایتی در اولین بازخوردها نسبت به برنامهی رئالیتی شو اپل نوشت: «اولین برنامهی اپل گویی در یک میهمانی ایدهپردازی شده و پس از آن هیچ تلاشی برای بهینهسازی آن پس از میهمانی نشده است». در میان نظرات دیگر هم تیترهای تند همچون «من Planet of Apps را تماشا کردم، شما نباید آن را تماشا کنید» و «مجموعهی Planet of Apps اپل بدتر از آن چیزی است که تصورش را میکنید» دیده میشدند. درواقع مقالهی ورایتی را میتوان نسخهی ملایم و نرم انتقاد به اپل دانست.
مجموعهی دیگر بهنام Carpool Karaoke کمی بعد در آیتونز و اپل تیوی عرضه شد. اگرچه مجموعهی جدید، انتقادهایی کمتر از Planet of Apps بههمراه داشت، اما درنهایت نتوانست به محصولی خاص و منحصربهفرد تبدیل شود. نسخهی اصلی از مجموعهی مذکور که توسط جیمز کوردن ساخته شده بود، بهنوعی فاصلهی بین مردم عادی و سلبریتیها را پوشش میداد. نسخهی اپل، تنها دو فرد مشهور را در یک خودرو قرار داده بود و یک دوربین را روبهروی آنها روشن میکرد. ترکیب سلبریتیها هم برای مخاطبان جذاب نبود. بههرحال این مجموعه هم موفقیت چندانی نداشت و وقتی اپل تصمیم به عرضهی فصل دوم گرفت، تککرانچ در تیتری نوشت: «متأسفانه، برنامهی کارپول کارائوکه اپل در فصل دوم تولید میشود».

مشکل اپل در تولید محتوا، تنها محدود به رئالیتی شوهای ضعیف نبود. وال استریت ژورنال کمی بعد گزارش داد که تولید مجموعهی Vital Signs لغو شده است. دلیل توقف تولید، مشکل تیم کوک با محتوای گرافیکی مجموعه بود. درواقع صحنههای جنسی و خشونت آن برنامه، شاید برای نتفلیکس و HBO جذاب بودند، اما اپل و تیم کوک، تصمیم داشتند تا پرستیژ خود را در حوزهی تولید محتو هم حفظ کنند. درواقع آنها هنوز متمرکز بر مخاطبانی بودند که از خرید گوشی هوشمند و کامپیوتر هم به شرکت متصل میشدند.
تغییر مسیر حرفهای
اپل، ۱۰ روز پس از شروع بخش Planet of Apps، خبر همکاری با دو فعال باسابقهی صنعت تلویزیون را به رسانهها اعلام کرد. آنها تصمیم داشتند تا تولید محتوای ویدئویی در سرتاسر جهان را بهکمک متخصصان باسابقه انجام دهند. جیمی الریش و زک ون امبرگ، بهمدت یک دهه بهصورت مشترک، مدیریت Sony Pictures Television را برعهده داشتند. آنها مشهور به نجات بخش تلویزیون سونی در دههی ۲۰۰۰ بودند که از برنامههای ضعیفی همچون Shasta McNasty و Madigan Men، به مجموعههای حرفهایتری تغییر مسیر دادند که عصر طلایی تلویزیون را رقم زد. مجموعههایی همچون Beaking Bad، Community و Damages، محصول همان سالهای طلایی بودند. دو مدیر باسابقه، در اپل مسئول پیشبرد اهداف یکی از ثروتمندترین شرکتهای جهان، در صنعت تلویزیون بودند. آنها بهصورت مستقیم به مدیر بخش سرویسها، ادی کو، گزارش میدادند.

زمان اعلام خبر همکاری اپل با مدیران باسابقهی تلویزیونی، اتفاقی جلوه کرد، اما آنها از مدتها پیش با الریش و پن امبرگ مذاکره کرده بودند. اپل تصمیم داشت تا محتوایی با کیفیت بالا و قابلیت رقابت با نتفلیکس و هولو تولید کند. آنها در این مسیر با استودیوهای بزرگ و مشهوری همچون سونی هم مذاکره کردند. الریش دربارهی مذاکرههای اولیه به کنجکاوی و تمایل قابلتوجهش گفته و میگوید: «در آن زمان همهی آژانسها، شرکتهای تولیدی و استودیوها میخواستند اطلاعی دربارهی برنامههای آیندهی اپل داشته باشند. وقتی آن دو مدیر پیسنهاد اپل را پذیرفتند، بهعنوان اولین نفر با رونالد مور تماس گرفتند.
اگر بخواهیم اپل را بهصورت یک فرد تصور کنیم، آن فرد قطعا رونالد مور خواهد بود. مور مانند اپل، کارهایی مهم ساخته است که آثار قبلی شبیه به خود را یک قدم به پیش بردهاند. او مانند اپل، آیندهای را تصور میکند که با رفتارهای انسانی و انتظارهای آنها ترکیب میشود. اپل چنین رویکردی را «طراحی رابط کاربری» مینامد که در دستور زبان مور، با «مفاهیم علمی تخیلی طبیعی» تعریف میشود.
مفاهیم و طرز فکر مور در مینیسریالهای Battlestar Galactica شکل گرفت. آن برنامهی چهار ساعته در سال ۲۰۰۳ در کانال Sci-Fi پخش شد (امرو بهنام Syfy شناخته میشود). مجموعهی مذکور، بهنوعی بازسازی یک برنامهی کلاسیک کالت محصول سال ۱۹۷۸ بود که با حال و هوای قرن ۲۱ ساخته شد. مجموعهی مور، مانند نسخهی اصلی به روایت آخرین گونههای بشری اشاره میکرد که از رباتهای قاتلی بهنام Cylons فرار میکردند. سایلونها در مجموعهی مور، طراحی تقریبا ترسناکی داشتند و در پایان مینیسریال، مشخص شد که یکی از اعضای گروه انسانی، عضوی از سایلونها بود. محصول مور بهحدی خوب بود که شبکه، سفارش تولید یک مجموعهی کامل را به او داد. مور، چشمانداز و ایدهی خود دربارهی مجموعههای فضایی را اینگونه تعریف میکرد:
من تصور میکنم که دوران مجموعههای فضایی با کاراکترهای مشخص و تعاریفی که سراغ داریم، به پایان رسیده است و نیاز به رویکردی جدید داریم. رویکرد جدید، با تزریق واقعیت به ژانری شروع میشود که همیشه بهعنوان ژانری غیرواقعی شناخته میشد.

مجموعهی تلویزیونی Galactica اثری قابلتوجه در دستهبندی فضایی محسوب میشد. طراحی مور با وجود الهام گرفتن او از مجموعهی استار ترک، به آنها شبیه نبود و گویی ناسا، پشت داستانپردازی و ایدههای طراحی آن قرار داشت. در مجموعهی مور خبری از مفاهیم شبه علمی استار ترک نبود و او ساختاری طبیعیتر، آنالوگ و نوعی سکونت واقعی را در محیط علمی تخیلی به تصویر کشید. فضایی که مور ترسیم کرد، جایی بود که انسانها واقعا در آن زندگی میکردند و تمامی جزئیات سبک زندگی آنها را در خود جای داده بود.
بسیاری از بخشهای احساسی که توسط مور در مجموعهی Galactica بهتصور کشیده شد، حاصل علاقهی شدید و همیشگی او به برنامههای فضایی ایالات متحده بود. او در سال ۱۹۶۹ کودکی پنج ساله بود که که در کاوچیلا کالیفرنیا زندگی میکرد. مور با مشاهدهی ماه، از خود میپرسید که چرا نمیتواند نیل آرمسترانگ را روی آن کره مشاهده کند؟ وقتی وارد دوران نوجوانی شد، تصمیم به عضویت در نیروی دریایی گرفت. برنامهی بعدی عضویت در برنامههای آموزشی و پروازهای آزمایشی برای تبدیل شدن به یک فضانورد بود. مور دربارهی برنامههای جوانیاش میگوید که ضعیف شدن چشمان و عینک زدن، او را از پرواز و فضانوردی دور کرد. او این داستانها را زمانی تعریف میکند که در دفتر مخصوص نویسندههای سریال Mankind، مشغول است.
دفتر مور در ساختمانی سهطبقه با طراحی ساده و سنگی قرار دارد؛ ساختمانی که در خیابانی ساده بین لسآنجلس و بربانک واقع است. مور با موهایی بلند و پیراهنی با یقهی باز در مصاحبه شرکت میکند. نویسنده، چهرهی او را برای کتابخوانها شبیه به طراجی کلد یک رمان عاشقانه تشبیه میکند. طراحی دفتر نیز جلوهای مشابه را به بازدیدکننده منتقل میکند. تصویری از Errol Flynn در فیلم Adventures of Robin Hood محصول سال ۱۹۳۸ در کنار یک کامپیوتر اپل ۲ شبیه به آنچه که اولین فیلمنامهی استار ترک را در آن نوشت، در دفتر دیده میشود. نقشهها و نشانهای کارمندی از دیزنیلند، بخشهای دیگری از دکور دفتر مور هستند. این نویسندهی باسابقه، استار ترک و دیزنی لند و ناسا را محرکهای روحی خود عنوان میکند.

علاقهمندیهای روحی مور، در اتمسفر سریال فضاییاش بهخوبی دیده میشدند. البته اولویتدهی او به روحیات و خصیصههای انسانی، بالاتر از جلوههای ویژه، باعث شد که مجموعهی تلویزیونیاش در طول چهار فصل، در نزد مخاطبان و منتقدان، استقبال بالایی را تجربه کند. شخصیتهای سریال Galactica، نمونههای کامپیوتری نبودند. آنها درواقع انسانها و سایلونهایی بودند که احساس ترس، آسیب روحی و اضطراب را درک میکردند. آنها حسادت، غرور، فریب و رستگاری را در رفتار خود نشان میدادند. در دههای که با مجموعهی ماندگار Sopranos شروع و با Mad Men پایان یافت، سریال مور داستانهایی انسانی را تعریف میکرد که با وجود طراحی و گریم علمی تخیلی، احساس مشترکی را برای مخاطب فراهم کرده بود.
سریال Galactica در کنار موفقیتهای فراوان، مور را هم به تولیدکنندهای تبدیل کرد که استودیوهای متعدد، بهدنبالش بودند. او پس پایان BSG، قراردادی با بخش تلویزیون سونی پیکچرز امضا کرد و با ون امبرگ و الریش همکار شد. مهمترین نتیجهی همکاری آنها، اقتباسی از رمان فانتزی Outlander نوشتهی دایانا گابالدون شد که اکنون فصل پنجم آن در شبکهی Starz در جریان است.
در خلال تولید Outlander، ون امبرگ با ایدهی سریالی دربارهی فعالیتهای ناسا در دههی ۱۹۷۰، با مور مذاکره کرد که قرار بود برای شبکهی NBC ساخته شود. مور تصور کرد که ایدهی ون امبرگ یک طراحی کلی است و هیچگاه به تولید نخواهد رسید. بههرحال در همان زمان ون امبرگ و الریش، پیشنهاد کار در اپل را پذیرفتند. فعالیت آنها در سال ۲۰۱۷ شروع شد و ون امبرگ مجددا به مور مراجعه کرد: «من هنوز دربارهی ایدهی ناسا در دههی ۱۹۷۰ فکر میکنم. نظرت دربارهی ساخت سریالی شبیه به Mad Men چیست؟»

مور در برخورد دوم با ایدهی ون امبرگ، به آن علاقهمند شد. البته او پس از مدتی اشکال اصلی و حیاتی ایده را درک کرد. تا دههی ۱۹۷۰، برنامهی فضایی جذابیت و الهامبخشی زیادی نداشت. مور میگوید در آن زمان مأموریتهای آپولو به پایان رسیده بودند و شبیه به رویایی شکستخورده بهنظر میرسیدند. چنان داستانی بههیچوجه به یک ماجراجویی قهرمانانه ختم نمیشد. درواقع داستان ناسا در آن زمان نمادی از بلندپروازی بود که بهمرور، کمرنگ شد. مور بهجای ایدهی اصلی، گفت: «اگر ناسا به مأموریت خود ادامه میداد، چه میشد؟ ون امبرگ پاسخ داد که چرا ناسا باید برنامهها را ادامه میداد؟ مور پاسخی نداشت و برای گسترش ایده و پیدا کردن پاسخ، به دوستش گریت رایزمن مراجعه کرد.
رایزمن و مور در سال ۲۰۰۸ با هم آشنا شده بودند. رایزمن در آن زمان ۳۵۰ کیلومتر بالاتر از سطح زمین در ایستگاه فضایی بینالمللی زندگی میکرد. رایزمن میتوانست تماسی ویدئویی با هر فرد مورد نظرش در زمین داشته باشد، او سازندههای سریال تلویزیونی مورد علاقهاش، Battlestar Galactica را انتخاب کرد و آشنایی با مور، رقم خورد. ویدئوکنفرانس مذکور، بهنوعی باعث تبادل ایدهها و برنامهها بین این دو نفر هم شد.
مور، در ادامهی آشنایی با رایزمن او را به صحنهی فیلمبرداری قسمت پایانی سریال BSG دعوت کرد. درمقابل، رایزمن هم از او خواست تا در پرتاب شاتل فضایی آتلانتیس در کیپ کاناورال حضور پیدا کند. زمانیکه مور، ایدهی برنامهی اپل را با دوست فضانوردش در میان گذاشت، او مدیر عملیات فضایی در اسپیس ایکس بود. مور در دفتر مدیریتی شرکت در کالیفرنیای جنوبی با رایزمن دیدار کرد و سر میز نهار، ایدهی نهایی مطرح شد: «ما میتوانیم نسخهای تاریخی از رخدادهای آن دوره بسازیم. اما من با این سؤال روبهرو هستم که چرا ما برنامههای فضایی دههی ۱۹۷۰ را ادامه ندادیم؟»

رایزمن در پاسخ به مور، شکستهای متعدد اتحاد جماهیر شوروی را در پروژههای سفر به ماه، مطرح کرد. او گفت که اکثر مردم از مقدار نزدیک شدن شوروی به موفقیت فضایی اطلاع ندارند. او توضیح میدهد که مقامهای روسیه هم در بسیاری موارد نزدیک بودن به موفقیت را تکذیب میکنند؛ اما اگر طراحی موشک آنها تنها کمی متفاوت پیش میرفت، شاید فضانوردان شوروی، زودتر از نیل آرمسترانگ و آز بالدرین به ماه میرسیدند.
مور پس از جلسه با رایزمن، پاسخ به سؤال چرایی خود را دریافت کرد. او و تیم نویسندهها بهمدت دو ماه به نوشتن ۱۰ اپیزود اول سریال For All Mankind مشغول شدند که به سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۴ اشاره میکرد. در این قسمتها، به پیروزی احتمالی شوروی و سفر سریعتر آنها نسبت به آپولو ۱۱ به ماه، اشاره میشود. در بخش دیگری از داستان، حتی ساختارهای سیاسی آمریکا هم تغییر میکند و سناتور جوان، تد کندی بهجای رفتن به سفر معروف چاپاکودیک، خبر رقابت ریاست جمهوری را در برابر نیکسون برای سال ۱۹۷۲، در جلسهی کنگره مطرح میکند. در بخش دیگری از سناریو، دولت آمریکا تصمیم میگیرد تا سرمایهگذاری عظیمی روی سفر به ماه انجام دهد و درنتیجه، در سال ۱۹۷۰ از ویتنام عقبنشینی میکند.
روایتهای بالا، تنها تصورات حاضر در ذهن مور نبودند. او در نزدیکی جشن هالوین، جلسهای با گروه کوچکی از مدیران اپل در کالور سیتی داشت. ون امبرگ از ارائهی مور شگفتزده شد و توضیحات او را بسیار کامل دید. او دربارهی جلسهی مذکور میگوید: «وقتی دربارهی ساخت مجموعههای تلویزیونی صحبت میکنیم، ایده مهمتر از مراحل اجرایی بهنظر میرسد، اما مورد تنها به یک ساعت اول مجموعه فکر نکرده و حتی ساعت ۴۰ را هم از ذهن گذرانده بود».

در جلسهی مور با مدیران اپل، تاریخچهای زمانی از سریال و همچنین خصوصیات شخصیتها، نمایش داده شد که روند پیشرفت آنها را در طول هفت فصل نشان میداد. روندی که توسط مورد و نویسندههایش، به بخشهای کوچکتر تقسیم شده بود. الریش دربارهی ارائهی مور میگوید: «جزئیات با شدت بالایی شرح داده شده بودند. هر جنبهای از اثر پروانهای که بهخاطر جزئیات کوچک ایجاد شود، در ارائهی او شرح داده شد بود». مدیران اپل پس از جلسه با مور، مذاکرات کوتاهی با هم داشتند تا درنهایت یک نفر از آنها، خبر خوشحالکننده را به مور بدهد.
جهش بلند و دیرهنگام برای تولید محتوا
مجموعهی For All Mankind، یکی از اختصاصیترین سریالهای اپل محسوب میشود. با اینحال این مجموعه، سومین سریالی است که ون امبرگ و الریش برای کوپرتینوییها برنامهریزی میکنند. سریالی بهصورت بازتولید مجموعهی موفق Amazing Stories اثر استیون اسپیلبرگ و مجموعهای درام با بازی ریز ویترسپون و جنیفر آنیستون بهنام The Morning Show، محصولات قبلی این دو مدیر برای اپل بودند.

علاوه بر موارد بالا، مجموعههای متعدد دیگری هم توسط اپل ساخته میشوند. یک داستان فانتزی بهنام See با بازی جیسون ماموا و آلفره وودارد، اقتباسی از مجموعهی Foundation آیزاک آسیموف بهنام Servant و مجموعهای ترسناک و روانشناسانه از امنایت شیامالان، محصولات اختصاصی دیگر اپل هستند. جیجی آبرامز و اوپرا وینفری هم قراردادی با اپل دارند تا بهعنوان تهیهکننده در پروژههای شرکت همکاری کنند. مجموعههای مستند هم به فهرست بلندبالای محصولات اختصاصی اپل افزوده میشوند. یکی از آنها دربارهی خانههای جذاب و طراحان است. کوپرتینوییها با پروژههای متعدد در سال ۲۰۱۸ که از طریق خرید امتیاز یا سفارش کلی ثبت شد، مجموعهی خود را قدرتمند کرد. البته آنها هنوز توانایی رقابت با نتفلیکس را ندارند، اما داراییهای خود را به تعداد قابلقبولی رسانهاند.
با وجود تمام برنامههای موفق بالا، چالشهای اپل در تولید محتوا بهصورت کامل پایان نیافت. بهعنوان مثال، مدیران اجرایی هنوز حساسیت بالایی در محتوای مجموعهها داشتند و مثلا درخواست حذف برخی از صحنهها و طراحیها را به شیامالان اعلام کردند. بهعلاوه خروج برخی از مدیران ردهبالا نیز، ماهیت عدم قطعیت به پروژههای اپل داده بود. مجموعههای Amazing Stories و The Morning Show، تهیهکنندههای اصلی خود را از دست دادند. ورایتی، دلیل این رخداد را تداخل ایدهها و خلاقیتها بیان کرد. بهعلاوه کریستن ویگ از بازیگران مجموعههای اپل، بهخاطر تداخل برنامه با مجموعهای دیگر، از پروژه خارج شد.

اپل در ماه مارس سال ۲۰۱۹، دعوتنامهای برای یک «رویداد خاص» ارسال کرد که در سالن استیو جابز برگزار میشد. در متن دعوتنامه نوشته شده بود «It's show time»، که زیر یک شمارشگر معکوس با تمی شبیه به فیلم و سینما دیده میشد. رویداد مذکور، بهترین فرصت برای اصلاح مسیر طی شده بود. درنهایت به نظر میرسید که شرکت، پس از سه سال فعالیت رازآلود، تصمیم به اطلاعرسانی دربارهی برنامههای آتی خود دارد.
رویداد اپل، با تمامی رویدادهای معرفی قبلی تفاوت داشت. بهجای مدیران اصلی، سلبریتیها روی سن حاضر میشدند و صحبت میکردند. از اسپیلبرگ و کمیل نانجیانی تا آبرامز و اوپرا وینفری و بیگ برد، بهنوبت روی صحنه آمدند و دربارهی مجموعهی نمایشی خود در همکاری با اپل، صحبت کردند. آنها از همکاری با شرکت ابراز هیجان و خوشنودی میکردند و با اشتیاق، از پایان تولید و نمایش مجموعهها برای مخاطبان صحبت میکردند.
در رویداد ماه مارس، هیچ تصویری از مجموعههای نمایشی دیده نشد. تقریبا هیچ اطلاعات دقیقی از سلبریتیها و مدیران به گوش نرسید و حتی جزئیات زیادی از نحوهی کار سرویس هم نشنیدیم. از همه مهمتر، هیچ صحبتی از For All Mankind هم نبود و مور هم در رویداد مذکور، دیده نشد. سرانجام در ماه ژوئن، اپل تریلری از مجموعهی اختصاصی خود منتشر کرد که بسیاری از مردم و حتی خبرنگاران، اطلاعی از وجود آن نداشتند.
اپل در ماههای پایانی سال ۲۰۱۸ برای معرفی اپل تیوی پلاس آماده بود. بنامهی آنها سپس به قبل از ماه مارس ۲۰۱۹ جابهجا و درنهایت، تابستان ۲۰۱۹ رونمایی از سرویس انجام شد. در همین زمان، دیگر سرویسهای استریم و رقبای بزرگ، خبر از خریدهای حرفهای دادند و حتی قیمتگذاریهای عالی مطرح کردند. بهعنوان مثال دیزنی پلاس با قیمتگذاری ۶/۹۹ دلار برای اشتراک ماهانه، محتوایی عظیم و حرفهای را از نامهای ماندگاری همچون جنگ ستارگان، مارول، پیکسار و دیگر امپراطوریهای تحت سلطهی خود در اختیار کاربر قرار خواهد داد. بهعلاوه مجموعهها و فیلمهای اختصاصی متعددی هم توسط آنها تولید میشود که تعداد زیادی از آنها در رویداد بینالمللی کامیککان در سندیگو معرفی شدند. انبیسی یونیورسال رقیب دیگری است که ۵۰۰ میلیون برای پس گرفتن حقوق استریم مجموعهی The Office پرداخت کرد که امروز بهعنوان پرطرفدارترین سریال نتفلیکس شناخته میشود. وارنرمدیا هم با پرداخت ۴۲۵ دلار، همین کار را برای مجموعهی Friends انجام داد.

در دو دههی گذشته، اپل شیوهی مصرف محتوا را در زندگی مردم تغییر داده است. آیپاد، شیوهی گوش دادن به موسیقی را تغییر داد. آیتونز، پیش از نتفلیکس به بلاکباستر و صنعت اجارهی فیلم حمله کرده و آیفون، تجربههای متعدد جدیدی را در حوزههای متنوع به کاربر ارائه کرد. کوپرتینوییها نه گوشی هوشمند و نه MP3 را اختراع نکردند. درواقع آنها راهی برای ایجاد کسبوکار سودده با موضوع آن فناوریها یافتند. چشماندازی که پیرامون مفاهیم فناورانهی جدید شکل گرفته بود، با عرضهی محصولات جدید از سوی اپل، تغییر کرد.
در موضوع تولید محتوای اختصاصی، شرایط کمی با فناوریها و محصولات قبلی تفاوت داشت. زمانیکه اپل بهدنبال طرح و برنامه برای تولید محتوای اختصاصی بود، چشمانداز پیرامونی آن موضوع، تغییر کرد. حتی بدون درنظرگرفتن دیزنی پلاس و دیگر بازیگران جدید حوزه، اپل وارد میدان نبردی شده که پر از جنگجوهای قدیمی و حرفهای است. وقتی اپل تصمیم به ورود به صنعت استریم گرفت، نتفلیکس بهدنبال توسعهی همهجانبهی فعالیتهای جهانی بود. آمازون قابلیتی جدید را برای کاربران سرویس پرایم خود عرضه کرد و هولو هم سرویسی ترکیبی با تلویزیونهای کابلی داشت و بهنوعی یک جایگزین تمامعیار برای تلویزیونها سنتی محسوب میشد. ناگهان رویکرد اپل (طراحی مخفیانهی محصول و سرویس تا زمان نهایی و کامل شدن) شبیه به جادهای شد که جدیدترین محصول شرکت را خراب میکند.
امید به آینده
با وجود تمامی چالشهای بالا، فراموش نکنید که دربارهی اپل صحبت میکنیم. در دورانی که متخصصان کسبوکار و رسانه، نگران رویکرد دیرهنگام و تلاشهای بینتیجهی اپل برای ورود به هالیوود بودند، ران مور بدون توجه به اخبار و رخدادها، فعالیتهایش را روی تولید For All Mankind متمرکز کرد. او تجربهای بدون محدودیت برای پیادهسازی یک ایدهی ذهنی داشت. مور محصولی با کیفیت متوسط همچون Mad Men نساخت. دقت او در طراحی و زمان طولانی تحقیق و توسعه برای مجموعهی نمایشی، نشان از تفاوتهای بنیادی آن با محصولات قبلی داشت.

ران مور در جریان ساخت مجموعهی تلویزیونی خود، دنیایی را تصور میکرد که میتوانست بهتر از دنیای امروزی ما باشد. دنیایی که در آن، تحقیق پیرامون فناوری باتریها، انرژی خورشیدی را به بدنهی جامعه وارد میکرد. ناسان، فضانوردان زن را زودتر تربیت میکرد و با فرستادن آنها به فضا، نمادی جهانی میساخت. در آیندهی مورد نظر مور، آمریکاییها در همان دههی ۱۹۷۰، پایگاهی در کرهی ماه میسازند. با توجه به داستان او، تاریخچهای متفاوت رفت میخورد که جلوههای فراوانی از امیدواری در آن دیده میشود. مور دربارهی تاریخچهی مذکور میگوید:
این مجموعه، یک سریال رویاپردازانه است. در این مجموعه میگوییم: «اگر ما همهی آن کارها را انجام میدادیم، آیا کشوری بهتر و دنیایی بهتر ساخته نمیشد؟». هدف داستان، تنها پروژههای آپولو نیست و درواقع، حتی رفتار ما با انسانهای دیگر را هم هدف قرار میدهد.
تیم کوک بار دیگر در دهم سپتامبر سال جاری و اینبار بهخاطر رویداد سالانهی معرفی آیفون، در سالن استیو جابز حاضر شد. نمایش باشکوه و رازداریهای پیرامون اپل تیوی پلاس به پایان رسیده بود و همه، منتظر صداقت و اعلام اخبار رسمی از سوی مدیران اپل بودند. درنهایت، اخبار رسمی از سوی اپل منتشر شد و نوعی تیزهوشی رقابتی هم در آن وجود داشت. سرویس اپل، یکم نوامبر (۱۱ روز قبل از دیزنی پلاس) شروع به کار خواهد کرد و هزینهی آن، ماهانه ۴/۹۹ دلار است (کمتر از تمامی سرویسهای استریم بزرگ دیگر). اگر دستگاه مجهز به iOS، مک یا اپل تیوی خریداری کنید، یک سال سرویس رایگان از اپل دریافت خواهید کرد.

ارائهی تیم کوک برای معرفی نهایی سرویس تلویزیون، نکات رقابتی جالبی در خود داشت. او به این نکته اشاره کرد که کاربران تنها با هزینهی اجارهی یک فیلم سینمایی، به مجموعهای عظیم از محتوای سرگرمکننده دسترسی خواهند یافت. البته برخی کارشناسان اعتقاد دارند لحن او، شبیه به فردی بود که از اهمیت و عظمت موضوع صحبتش، اطلاع ندارد. مدیرعامل اپل در بخش دیگری از صحبتهایش گفت:
مأموریت ما، ارائهی بهترین داستانهای اختصاصی از خلاقترین ذهنهای فعال در صنعت تلویزیون و سینما است. داستانهایی که ما به آنها ایمان داریم. داستانهایی با اهداف مشخص.
روایت تیم کوک از هدف اپل تیوی پلاس، شاید با وجود تمامی اخبار نگرانکننده، به همان چیزی تبدیل شود که اپل تیوی پلاس را از یک سرویس و خبر حاشیهای، به پدیدهای قابل احترام تبدیل کند. حداقل، شاید با پیگری چنین رویکردی، این سرویس به شروعی خوب برای ورود به جنگ استریم از سوی اپل تبدیل شود.
از زمانیکه نتفلیکس، مجموعهی خانهی پوشالی را به نمایش گذاشت و کمبود محتوای عالی و حرفهای تلویزیون را جبران کرد، شبکهها و پلتفرمهای متعدد، تلاش خود را برای تأمین محتوا، چند برابر کردند. درنتیجه، اتفاقی شبیه به سیل رخ داد که ویلا پاسکین، منتقد Slate، آن را «تلویزیون خوب» مینامد. برای حضور در این محیط جدید، باید رویکردی داشته باشید که شما را در ذهن کاربران، گریزناپذیر و اجباری کند. چنین رویکردی هم نه با تولید محصولات بیشتر، بلکه با محصولات بهتر محقق میشود.

ون امبرگ در توضیح برنامهسازیهای اپل میگوید:
ما برنامههای مبتنی بر گروههای آماری تولید نمیکند. هیچکس اینجا وظیفه ندارد که مثلا بهترین مجموعهی تلویزیونی را برای مردان ۱۸ تا ۳۴ ساله یا زنان کمتر از ۳۲ سال تولید کند. ما برنامههای خود را تنها با کیفیت اختصاصی، میسنجیم.
توضیح ون امبرگ، نشانهای قابل تأمل از آیندهی مورد انتظار آنها در اپل دارد. تولیدکنندههای مشهور، نویسندههایی که آیندهای پیچیده و چالشبرانگیز، مانند خود زندگی، در نظر دارند و آنهایی که راهی به سمت آینده ترسیم میکنند، در این چشمانداز جای میگیرند. آنهای که میدانند حتی با بارش باران و بالا آمدن آب هم، چشمانداز بشریت تغییر میکند. بههرحال رسیدن به چنین آیندهای، احتمالا تنها «یک چیز دیگر» نیاز خواهد داشت.
.: Weblog Themes By Pichak :.