گوشیهای جدید گوگل یعنی پیکسل ۴ و پیکسل ۴ ایکس ال دارای رادار داخلی هستند. در رویداد پرزرقوبرق نیویورک، این شرکت مجدداً تایید کرد دو گوشی مذکور اولین گوشیهایی خواهند بود که با تراشهی موشن سنس سالی (Soli) عرضه میشوند. این تراشه بهگفتهی گوگل «سریعترین تشخیص چهرهی امن» و چند ژست حرکتی موشن سنس را امکانپذیر میکند. بهعنوان مثال، وقتی از گوشی دور شوید، صفحه را خاموش کرده و زمانیکه دوباره برگردید، آن را روشن میکند. همچنین میتوانید با این قابلیت تازه، آهنگ عوض کنید، تماسها را سایلنت کنید و حتی پوکمون بازی کنید.
در ویدئوی کوتاهی، مهندس تحقیقات گوگل، جیم لین (Jaime Lien) و طراح تعاملی لئوناردو گیسوتی (Gisuti Leonardo) توضیح میدهند که حسگر سالی، چگونه زنگ هشدار صبح شما را تغییر میدهد. هرچه به سمت گوشی نزدیکتر میشوید، حجم صدای زنگ بهآرامی کاهش مییابد؛ در فاصلهی کوتاه نیز زنگ هشدار میتواند با موجی افقی قطع شود. گیسوتی گفت: «گوشی مؤدبانه رفتار میکند.»
ژستهای موشن سنس اختیاری خواهند بود. خبر مسرتبخش برای طرفداران حریم خصوصی نیز این است که تمام دادههای سالی بهجای فضای ابری، روی خود گوشی ذخیره میشود و با سایر سرویسهای گوگل به اشتراک گذاشته نمیشود.
مقالههای مرتبط:
ژستهای هوایی تقریباً ایدهی جدیدی نیستند. سامسونگ گلکسی اس ۴ که در آوریل ۲۰۱۳ معرفی شد، به شما این امکان را میداد تا صفحات وب را مرور کنید، آهنگ را تغییر دهید و تماسهای ورودی را بدون لمس صفحه پاسخ دهید. بااینحال، این امکانها بیشتر مانند یک حقهی تبلیغاتی بود و مدتها است که سامسونگ آن را رها کرده است. گوگل امیدوار است نسخهی مبتنی بر سالی باهوشتر و درنهایت موفقتر باشد. این غول فناوری زمان زیادی را صحبت در مورد «منظور» خود کرد و توضیح داد چطور پیکسل ۴ قادر خواهد بود تا فرق بین یک موج در حال عبور و بدن شما را حین رسیدن به قهوهی آنطرف میز تشخیص دهد.
قابلیت تشخیص چهره نیز ایدهی جدیدی نیست؛ چند مدل اخیر اپل دارای Face ID هستند و پرچمداران بیشمار اندروید چیزی مشابه آن را ارائه میدهند. همچنین دو نسل اول پیکسل نیز از «Trusted Face» پشتیبانی میکرد؛ روشی نهچندان مطمئن که چندی پیش روی پیکسل ۳ غیرفعال شده بود و ماه گذشته از اندروید کاملاً حذف شد. این قابلیت برای پیکسل ۴ و پیکسل ۴ ایکس ال بسیار مهم است. حسگر مبتنی بر رادار زمانی را که شما برای گرفتن گوشی اقدام میکنید، تشخیص داده و دوربینهای مادونقرمز را از قبل فعال میکند. ازنظر تئوری، پیکسل ۴ و ۴ ایکس ال باید با یک حرکت بدون داشتن هرگونه مکث یا مشکلات همترازی دوربین، صفحه را باز کنند.
با توجه به اینکه این گوشی حسگر اثر انگشت ندارد و کاربران نیز قصد ندارند که دوباره به استفاده از پینها و الگوهاها روی آورند، باید امیدوار بود که قابلیت تازهی پیکسل بهدرستی کار کند.
Corsair چند مدل جدید از خانوادهی کامپیوترهای دسکتاپ گیمینگ خود، یعنی CORSAIR ONE را معرفی کرد. آخرین اعضا از خانوادهی یادشده، مدل CORSAIR ONE i145 ،CORSAIR ONE i164 و مدل بالاردهی CORSAIR ONE PRO i182 هستند. تمامی مدلهای جدید سری CORSAIR ONE دارای سیستم خنککنندهی مایع بوده و از پردازندهی نسل نهم اینتل بهره میبرند. کارت گرافیک محصولات مذکور نیز از خانوادهی جیفوری RTX انویدیا است. این قطعات در یک کیس فوقالعاده جمعوجور و منحصر بهفرد قرار داده شدهاند.

خانوادهی CORSAIR ONE از زمان اولین عرضه در سال ۲۰۱۷ میلادی، بهعنوان کامپیوترهای گیمینگی با قابلیتهای عملکردی بالا و ساختاری متراکم شناخته میشوند. طراحی مبتکرانهی سری CORSAIR ONE در تراکم قطعات باعث شده تا سختافزار پیشرفتهی درون محصولِ مذکور، تنها بهاندازهی ۱۲ لیتر حجم را اشغال کند. چنین تراکمی در قطعات درونِ کیس به لطف سیستم خنککنندهی مایع میسر شده است. خنککنندهی CORSAIR ONE به کمک جریان همرفتی هوای داغ را از قسمت بالای شاسی به بیرون دمیده و دمای داخل دستگاه را پایین نگه میدارد. در بحث زیباییشناسی، نکتهی برجستهی CORSAIR ONE لامپهای LED خطی با رنگبندی RGB در دو طرف دستگاه است که بهواسطهی نرمافزار CORSAIR iCUE قابلیت شخصیسازی را نیز دارد.

مقالههای مرتبط:
مدلهای CORSAIR ONE i145 و CORSAIR ONE i164 هر دو کامپیوترهای گیمینگ بالاردهای هستند که امکان اجرای جدیدترین بازیها در بالاترین تنظیمات را مهیا میکنند. CORSAIR ONE i145 دارای پردازندهی هشت هستهای Core i7-9700K اینتل بوده و از کارت گرافیک GeForce RTX 2080 انویدیا بهره میبرد. در همین حال مدل CORSAIR ONE i164 مجهز به تراشهی هشت هستهای و ۱۶ رشتهای Core i9-9900K اینتل بوده و پردازندهی گرافیکی سری جیفورس RTX 2080 Ti انویدیا را در خود جای داده است. هر دو سیستم ۳۲ گیگابایت حافطهی رم بالاردهی نوع DDR4 را دارا هستند. ظرفیت حافظهی SSD در این دستگاهها ۹۶۰ گیگابایت بوده و نوع آن NVMe M.2 است. حافظهی هارد نیز در هر دو محصول از سری CORSAIR ONE، دو ترابایت است که برای نگهداری دادهها ظرفیت ذخیرهسازی عظیمی محسوب میشود و سرعت بوت و بارگذاری خیرهکنندهای دارد. منبع تغذیه در این محصولات، ساخت ژاپن و دارای استاندارد ۸۰ پلاس گلد بوده و ظرفیت آن ۶۰۰ وات است. درگاههای خروجی این دستگاه بهترتیب دو پورت USB-C، دو پورت نسل دوم USB 3.1، دو درگاه نسل اول USB 3.1 است. در پنل جلویی دستگاه نیز جک ۳٫۵ میلیمتری و دو درگاه USB 3.0 و یک پورت HDMI تعبیه شده است.

دستگاه جدید CORSAIR ONE PRO i182، بهعنوان کامپیوتری در کلاس ایستگاه کاری (workstation) و تنها از قطعاتی بالارده ساخته شده است. پردازندهی این کامپیوتر از نوع Core i9-9920X اینتل بوده و روی تراشهی مادربرد X299 تعبیه شده است. کارت گرافیک دستگاه نیز جیفورس RTX 2080 Ti بوده و حافظهی رم دستگاه از نوع DDR4 با فرکانس ۲۶۶۶ گیگاهرتز و ظرفیت ۶۴ گیگابایت است. در i182 از منبع تغذیهی ۷۵۰ واتی Platinum SFF استفاده شده است. کامپیوتر مذکور از سیستمعامل ویندوز 10 بهره میبرد. دستگاه جدید i182 قابلیت پشتیبانی از ۴ صفحهی نمایشگر را بهصورت همزمان دارا است. قابلیت جدید در کامپیوتر i182، بهروزرسانی پیکربندی حافظهی ذخیرهسازی است. حال این کامپیوتر با ظرفیتِ ۹۶۰ گیگابایتی حافظهی SSD بالاردهی NVMe M.2 و ۲ ترابایت حافظهی دیسک سخت، عملکرد و فضای ذخیرهسازی بالایی را برای گیمرها و سازندگان محتوا به ارمغان خواهد آورد.
دستگاههای جدید CORSAIR با دو سال گارانتی و پشتیبانی ۲۴ ساعته در ۷ روز هفته برای کامپیوتری جمعوجور که دارای عملکردی بالا در گیمینگ است، گزینهی ایدهآلی برای ارتقاء سیستمها جهت استفاده در گیمینگ برای سالهای آینده است.
پژوهش تازهی دانشمندان دانشگاه هاروارد بینش جدیدی را درمورد چگونگی مبارزه با ویروسها و مهندسی ذراتی که بهطور خودبهخود تولید میشوند، فراهم میکند. نتایج این پژوهش در مجلهی Proceedings of the National Academy of Sciences منتشر شده است. وینوتان مانوهاران، استاد فیزیک و مهندسی شیمی دانشگاه هاروارد میگوید:
زیستشناسی ساختاری توانسته است ساختار ویروسها را با وضوع شگفتانگیز و تا سطح اتمهای موجود در هر پروتئین نشان دهد. اما ما هنوز نمیدانستیم که این ساختار چگونه خود را تولید میکند. تکنیک ما اطلاعاتی درمورد نحوهی تولید ویروسها فراهم کرده و مسیرها و فرایندهای مرتبط با تولید ویروس را با جزئیات کمّی نشان میدهد.
مانوهاران و همکارانش روی ویروسهای دارای RNA تکرشتهای تمرکز کردند. این نوع ویروسها، فراوانترین نوع ویروسهای روی زمین هستند. در انسان، RNA ویروسها مسئول بیماریهایی مانند تب نیل غربی، گاستروآنتریت، بیماری دست، پا و دهان (HFMD)، فلج اطفال و سرماخوردگی معمولی هستند. این ویروسها بسیار سادهاند. ویروسی که مانوهاران و همکارانش آن را مورد مطالعه قرار دادند و باکتری ایکولای (اشریشیا کُلی) را آلوده میکند، حدود ۳۰ نانومتر قطر دارد و دارای یک قطعهی RNA حاوی حدود ۳۶۰۰ نوکلئوتید و ۱۸۰ پروتئین یکسان است. پروتئینها خود را در اشکال شش ضلعی و پنج ضلعی مرتب میکنند و ساختاری مانند توپ فوتبال را در اطراف RNA تشکیل میدهند که کپسید نامیده میشود. چگونگی مدیریت این پروتئینها برای ایجاد ساختار مذکور، پرسش اصلی در ارتباط با تولید ویروس بود.
لکههای تاریکی که در ویدئو دیده میشوند، ویروسهای انفرادی هستند. هرچه پروتئینهای بیشتری به رشتهی RNA متصل میشود، لکهها تیرهتر میشوند
تا این زمان، هیچکس نتوانسته بود که تولید ویروس را در زمان واقعی ببیند زیرا ویروسها و اجزای تشکیلدهندهی آنها بسیار کوچک بوده و تعاملات آنها بسیار ضعیف است. پژوهشگران برای مشاهدهی ویروسها از تکنیک نوری iSCAT استفاده کردند که در آن نوری که از اطراف یک شیء پراکنده میشود، نقطهی سیاهی را در میدان بزرگتری از نور ایجاد میکند. این تکنیک ساختار ویروس را نشان نمیدهد اما اندازه و تغییر آن را طی زمان نشان میدهد.
مقالههای مرتبط:
پژوهشگران رشتههای RNA ویروسی را به لایهای متصل کردند و پروتئینها را روی سطح به جریان درآوردند. سپس با استفاده از یک میکروسکوپ تداخلی توانستند ظهور نقطههای سیاه و نیز تیرهتر شدن لکهها و کامل شدن ویروسها را ببینند. پژوهشگران با ثبت شدت رنگ نقاط در حال رشد، توانستند تعیین کنند که چه تعداد پروتئین طی زمان به هر رشته از RNA متصل میشود. مانوهاران میگوید:
چیزی که ما سریعا متوجه شدیم این بود که شدت رنگ لکهها در آغاز کم بود ولی ناگهان لکهها بسیار تیرهتر شدند (تشکیل ویروس کامل). افزایش تیرگی ویروسها در زمانهای مختلفی رخ داد. برخی از کپسیدها در کمتر از یک دقیقه تولید شدند، برخی دو تا سه دقیقه زمان بردند و برخی بیش از پنج دقیقه. اما وقتی آنها شروع به تولید کردند، به عقب برنمیگشتند. آنها رشد میکردند و درنهایت ویروس کامل تشکیل میشد.
پژوهشگران این مشاهدات را با نتایج گذشتهی حاصل از شبیهسازیها که در آنها دو نوع مسیر تولید پیشبینی شده بود، مقایسه کردند. در مسیر پیشبینیشدهی اول، پروتئینها ابتدا بهصورت تصادفی به RNA میچسبند و سپس خود را به شکل یک کپسید مرتب میکنند. در مسیر دوم، یک تودهی بسیار مهم از پروتئینها که هسته نامیده میشود، قبل از رشد کپسید، باید تشکیل شود. نتایج تجربی با مسیر دوم مطابقت دارد و مورد اول را رد میکند. هستهی ویروسهای مختلف در زمانهای مختلفی تشکیل میشود اما بهمحض تشکیل شدن، ویروس بهسرعت رشد کرده و تا زمانیکه به اندازهی مناسب خود نرسد، رشدش را متوقف نمیکند.
پژوهشگران همچنین متوجه شدند که وقتی پروتئینهای بیشتری روی لایه جریان مییافت، تولید ویروسها با خطا مواجه میشد. در واقع در این روش از تولید ویروسها، باید بین تشکیل هسته و رشد کپسید توازنی برقرار باشد. مانوهاران میگوید:
اگر هسته خیلی سریع تشکیل شود، کپسید کامل نمیتواند رشد کند. این مشاهده ممکن است به ما بینشی درمورد چگونگی ایجاد اختلال در فرایند تولید ویروسهای بیماریزا بدهد.
اینکه پروتئینهای انفرادی چگونه برای تشکیل هسته گرد هم میآیند، مشخص نیست اما اکنون که مسیر مشخص شده است پژوهشگران میتوانند مدلهای جدیدی را توسعه دهند و تولید را در آن مسیر مورد بررسی قرار دهند. این مدلها همچنین ممکن است برای طراحی نانوموادی که خود را تولید میکنند، مفید باشند. مانوهاران میگوید:
این مثال خوبی از زیستشناسی کمّی است که در آن ما نتایج تجربی داریم که میتوانند با مدلهای ریاضی توصیف شوند.
محققان امنیتی Morphisec گزارش دادند مجرمان سایبری با استفاده از آسیبپذیری روز صفر برنامههای اپل آیتونز و آیکلاود، روی کامپیوترهای مجهز به ویندوز، باجافزار نصب میکردند. نصب باجافزار با استفاده از چنین آسیبپذیری، توسط آنتیویروس شناسایی نمیشود. اپل پس از انتشار خبر، پچ امنیتی را برای مقابله با تهدیدهای آتی در ابتدای هفتهی جاری منتشر کرد.
مقالههای مرتبط:
آسیبپذیری امنیتی مذکور در بخش Bonjour وجود داشت که اپلیکیشنهای iTunes و iCloud برای اجرا در ویندوز از آن استفاده میکنند. باگی که منجر به بهرهبرداری از آسیبپذیری میشد، در دستهبندی Unquoted Service Path قرار میگیرد. این باگ زمانی ایجاد میشود که توسعهدهنده فراموش کند مسیر یک فایل را با علامتهای کوتیشن در متن کد خود بنویسد. وقتی چنین باگی در یک برنامهی قابلاعتماد وجود داشته باشد، مجرمان میتوانند با استفاده از آن، برنامه را مجبور به اجرای کدی کنند که در شرایط دیگر توسط آنتیویروی بهعنوان کد مشکوک شناخته میشود. فراموش نکنید، آیتونز و آیکلاود برنامههایی هستند که توسط توسعهدهندهی بزرگی بهنام اپل ثبت شدهاند و قطعا در دستهبندی برنامههای مورد اعتماد قرار میگیرند.
مایکل گورلیک، مدیر فناوری Morphisec در توضیح آسیبپذیری جدید میگوید:
بسیاری از راهکارهای شناسایی تهدید امنیتی، مبتنی بر نظارت عملکرد فعالیت میکنند. درنتیجه زنجیرهی اجرای فرایند (parent-child) نقش مهمی در صحت هشدارهای امنیتی دارد. اگر فرایندی قانونی توسط یک توسعهدهندهی مشهور یک فرایند مخرب زیرمجموعه (child) اجرا کند، هشدار امنیتی با اطمینان کمتری ارائه میشود. اگر فرایند اصلی (parent) توسط توسعهدهندهی شناختهشده ثبت نشده بود، رویکرد امنیتی، سختگیرانهتر میشد.
فرایند Bonjour یک کد شناختهشده و ثبت شده است؛ مجرمان از همین اعتبار فرایند برای مقاصد خود سوءاستفاده میکنند. بهعلاوه توسعهدهندههای ابزار امنیتی تلاش میکنند تا کمترین تداخل را با فرایندهای اصلی اپلیکیشنهای شناختهشده داشته باشند. به همین دلیل آنها سعی میکنند تا خللی در رویکردهای اصلی اپلیکیشن ایجاد نشود و شاید بههمین خاطر از فعالیت تهدید مذکور جلوگیری نمیکنند.

باگهای امنیتی ناشی از عدم نامگذاری صحیح مسیر فایلها، در اپلیکیشنهای دیگر هم مشاهده میشود. از میان مشهورترین آنها میتوان به درایورهای گرافیکی اینتل و نرمافزارهای مشهور تغییر IP اشاره کرد. Morphisec در ماه اوت متوجه شد که مجرمان سایبری با استفاده از آسیبپذیریهای مذکور، اقدام به نصب باجافزاری بهنام BitPaymer روی کامپیوترهای قربانی میکنند. آنها حملهی بزرگی را کشف کردند که کامپیوترهای یک شرکت خودروسازی ناشناس را هدف قرار داده بود. آسیبپذیری به مجرمان امکان میداد تا فایلی مخرب بهنام Program را در کامپیوتر قربانی اجرا کنند که احتمالا از قبل در شبکهی قربانی وجود داشته است.
گورلیک در ادامهی توضیح پیرامون آسیبپذیری و باجافزار جدیدی میگوید:
فایل مخرب Program، پسوندی همچون exe ندارد. برنامههای آنتیویروس، برای کاهش تداخل در رویکردهای اصلی ماشین، تنها فایلهایی با پسوند مشخص را اسکن میکنند. در سناریوی اخیر، برنامهی Bonjour تلاش میکرد تا از پوشهی Program Files اجرا شود، اما با استفاده از باگ مسیر بدون کوتیشن، باجافزار BitPaymer را اجرا کرد که بهنام Program در سیستم وجود داشت. آسیبپذیری روز صفر با استفاده از این رویکرد توانست سیستمهای امنیتی و تشخیصی آنتیویروس را دور بزند.
گورلیک میگوید که شرکتش به محض کشف آسیبپذیری، آن را به اطلاع اپل رسانده است. کوپرتینوییها نیز روز دوشنبه پچ امنیتی را برای iTunes 12.10.1 و iCloud 7.14 ویندوز منتشر کردند. کاربران ویندوز باید اطمینان حاصل کنند که بهروزرسانی خودکار در اپلیکیشنهای مذکور فعال باشد تا پچ امنیتی را دریافت کنند. گورلیک در ادامه میگوید که آسیبپذیریهای بیشتری هم به اپل اعلام شدهاند و منتظر ارائهی پچ از سوی شرکت هستند. آرستکنیکا دربارهی این موضوع با اپل تماس گرفت که پاسخی از سوی نمایندهی شرکت دریافت نشد.

علاوه بر رویکردهای امنیتی مبتنی بر بهروزرسانی، کاربران سابق آیتونز هم باید مراقب عملکردهای مخرب باشند. اگر زمانی آیتونز را نصب کرده و پاک کردهاید، فعالیت فرایندی بهنام Bonjour را در ویندوز بررسی کنید. بدون داشتن آیتونز، نباید چنین فرایندی در سیستمعامل اجرا شود. فراموش نکنید که ابزار لغو نصب آیتونز بهصورت خودکار این فرایند را پاک نمیکند.
گورلیک در ادامه پیرامون فرایند Bonjour و خطر احتمالی آن میگوید:
ما در کمال تعجب در تحقیقی متوجه شدیم که ابزار بهروزرسانی Bonjour در کامپیوترهای متعدد سازمانهای گوناگون نصب شده است. بسیاری از کامپیوترها، مدتها پیش آیتونز را پاک کردهاند، درحالیکه Bonjour هنوز بدون بهروزرسانی و مخفیانه، به عملیات خود ادامه میدهد.
گورلیک، Bonjour را فرایندی معرفی کرده که اپل با استفاده از آن بهروزرسانیهای آتی را برای اپلیکیشنها ارائه میکند. البته خود اپل و منابع دیگر ادعا میکنند که سرویس مذکور برای یافتن کتابخانههای اشتراکی موسیقی و منابع دیگر در شبکههای محلی استفاده میشود. درنهایت گورلیک به هر دو کاربرد این سرویس اذعان میکند و میگوید:
در یک حملهی بهخصوص، Bonjour باید فایل اجرایی SoftwareUpdate را اجرا میکرد که در مسیر C:\\Program Files (x86)\\Apple Software Update\\SoftwareUpdate.exe قرار داشت. منتهی تغییری در ساختار ایجاد و برنامهای در مسیر C:\\Program اجرا شد، چون هکرها سایر مسیر فایل را با اضافه کردن کوتیشن، به پارامتر تبدیل کردند: C:\\Program 'Files' '(x86)\\Apple' 'Software' 'Update\\SoftwareUpdate.exe,'.
توسعهدهندههای اپل همهی آسیبپذیریهای گزارش شده را برطرف نکردند. درواقع تنها آنهایی رفع شدند که مورد سوءاستفاده از سوی مجرمان سایبری بودند.
هارلی دیویدسن روز دوشنبه اعلام کرد که تولید و تحویل لایووایر (LiveWire)، اولین موتورسیکلت برقی این شرکت پس از کشف نقص در بررسیهای کیفیت نهایی متوقف شده است. سازندهی موتورسیکلت آمریکایی اعلام کرده که شرایط غیر استانداردی را در موتورسیکلتهای برقی لایووایر کشف کرده است. هارلی دیویدسن اواخر ماه گذشته تحویل موتورسیکلت برقی لایووایر به نمایندگیهای فروش خود را آغاز کرده بود و یافتن این عیب، باعث آغاز مجدد آزمایش و تجزیهوتحلیلهای اضافی شده است.

این شرکت اعلام کرده که آزمایشهای مجدد لایووایر خوب پیش میرود، اما زمان مشخصی برای شروع دوبارهی تولید ارائه نکرده است. در پی اعلام این خبر، ارزش سهام هارلی دیویدسن در بازار بورس ۱ درصد کاهش یافت و به ۳۴/۷۳ دلار در هر سهم رسید. هارلی دیویدسن در حال سرمایهگذاری و تمرکز روی توسعه و تولید موتورسیکلت برقی است تا نسل بعدی موتورسواران جوان را که آگاهی بیشتری نسبت به محیط زیست دارند، جذب کرده و نمودارهای کاهشی فروش را در آینده معکوس کند. موتورسیکلت برقی لایووایر از ماه ژانویه امسال با قیمت ۲۹،۷۹۹ دلار برای سفارش در ایالات متحده در دسترس قرار داشت. نمایندگیهای فروش هارلی دیویدسن به رویترز گفتند که عمدهی سفارشهای این موتورسیکلت الکتریکی را موتورسواران قدیمی درخواست دادهاند.

به گزارش روزنامهی وال استریت ژورنال، هارلی دیویدسون به دلیل وجود مشکلی در سیستم شارژ این موتورسیکلت برقی که هنوز علت آن مشخص نشده، تولید لایووایر را متوقف کرده است. طبق گزارش وال استریت ژورنال، هارلی دیویدسن از مشتریان خواسته است تا از شارژ موتورسیکلتهای لایووایر در منزل خود خودداری کرده و در عوض آنها را از طریق DCFC در نمایندگی محلی هارلی دیویدسن شارژ کنند، تا این موضوع حل شود.

مقالههای مرتبط:
مسئولان هارلی دیویدسن میگویند که مشکل شارژ موتورسیکلت برقی، ایمنی لایووایر را به خطر نمیاندازد. خبر کشف عیب در این موتورسیکلت، ضربهی سهمگینی بر پیکر سازندهی آمریکایی محسوب میشود؛ زیرا این شرکت با توقف تولید و عرضه به همراه فروش ضعیف در سهماهه گذشته روبهرو شده است. لایووایر نمایانگر جوانسازی در هارلی دیویدسن به شمار میرود، زیرا در تلاش برای جذب مشتریان جدیدی که در گذشته به این برند یا حتی موتورسواری توجه نداشتند، وارد بازار موتورسیکلت برقی میشود. با این حال، قیمت حدود ۳۰،۰۰۰ دلاری آن مانع اصلی تمایل مشتری برای خرید است.
یکی از نمایندگیهای هارلی دیویدسن که از او خواسته شده بود تا دربارهی علت تعلیق تولید و عرضه لایووایر اظهارنظر کند، اینطور پاسخ داد:
از آنجا که ما در زمینهی برقی کردن موتورسیکلت پیشرو هستیم، اولین موتورسیکلتهای لایووایر را به نمایندگیهای مجاز تحویل دادهایم. ما اخیراً در یک بررسی کیفیت نهایی، شرایط غیر استانداردی را کشف کردیم و تولید و تحویل متوقف شد. شرکت در ادامه، آزمایش و تجزیهوتحلیل اضافی را شروع کرد که بهخوبی پیش میرود. ما با نمایندگان و مشتریان لایووایر در تماس نزدیک هستیم و به آنها اطمینان دادهایم که میتوانند سوار موتورسیکلتهای لایووایر خود شوند. طبق معمول، کیفیت، اولویت اصلی است.
پیشتر شاهد بودیم که دانشمندان مغز خوکها را تا چندین ساعت پس از مرگ زنده نگه داشتند. اکنون، دانشمندان ژاپنی برشهای ریزی از مغز موش تهیه کردند و آنها را بهمدت ۲۵ روز زنده نگه داشتند. این امر به میزان قابلتوجهی بازهی زمانی را که در آن مغزهای جداشده میتوانند عملکرد خود را حفظ کنند، گسترش داد که به نوبهی خود میتواند موجب پیشرفت پژوهشهای مرتبط با آزمایش داروها شود.
نکتهی مهم این موفقیت، روش جدید زنده نگهداشتن بافتها بود که شامل ترکیبی از نوع خاصی از غشا و یک دستگاه اصلاحشدهی ریزسیال (میکروفلوئید یا میکروسیال) بود. در دستگاههای ریزسیال، از کانالهای ریزی برای تحویل مایعات به بافتها استفاده میشود که نسبتبه ظرفهای کشت معمول آزمایشگاه مزایای قابل توجهی دارند. علاوهبر دارا بودن دقت بیشتر در تحویل مایعات، دستگاههای مذکور قابل تنظیمتر هستند، میتوانند از رفتارهای خاص سلول تقلید کنند و نیاز به حجم نمونهی کمتری دارند. این امر مطالعهی تعاملات سلولی را آسانتر میکند. اما نکتهی مهم درمورد مطالعهی چگونگی واکنش سیستمهای بدن دربرابر تغییرات مختلف آن است که برای دیدن اثرات طولانیمدت هر عامل، فقط چند روز کافی نیست. این همان جایی است که روشهای کنونی که در آنها از دستگاههای ریزسیال برای زنده نگهداشتن سیستمهای سلولی استفاده میشود، با مشکل مواجه میشوند. در این رابطه، مسئلهی مهم حفظ تعادل است. بافتهای جداشده از بدن بهسرعت خشک میشوند، بنابراین باید بتوان آنها را در یک محیط کشت مرطوب تازه نگه داشت و مواد مغذی را به آنها رساند؛ اما رطوبت زیاد، مانع از تبادلات گازی شده و درنهایت بافتها در مایع غرق میشوند و از بین میروند. این همان مشکلی است که پژوهشگران ژاپنی راهحلی برای آن پیدا کردهاند.

دستگاه طراحیشده بهوسیلهی پژوهشگران ژاپنی، ساده ولی هوشمند است. این دستگاه از یک کانال ریزسیال نیمهتراوا تشکیل شده که با غشای مصنوعی تراوا و دیوارههای جامد احاطه شده است
جنس دیوارههای جامد از پلیدیمتیلسیلوکسان (PDMS) است که یک پلیمر سیلیکونی ارگانیک بوده و معمولا در دستگاههای ریزسیال مورد استفاده قرار میگیرد. بنابراین بهجای اینکه بافت بهطور دائم در حمامی از محیط کشت قرار گیرد، مایع ازطریق کانالها جریان مییابد و از غشای تراوا عبور میکند و رطوبت بافت را مهیا کرده و در عین حال امکان تبادلات گازی بین سلولها نیز وجود دارد. این سیستم ساده بهنظر میرسد اما پژوهشگران میگویند رسیدن به طرح نهایی چندان ساده نبوده است. نوبوتوشی اوتا، از مرکز پژوهشی RIKEN میگوید:
مقالههای مرتبط:
کنترل جریان محیط کشت دشوار بود زیرا کانالهای ریزی که بین دیوارههای PDMS و غشای متخلخل تشکیل میشد، غیرعادی بود. با این حال، ما پس از آزمون و خطای غشای متخلخل و تنظیم جریانهای ورودی و خروجی توانستیم موفق شویم.
پژوهشگران از قطعهی کوچکی از مغز که هستهی سوپر اکیاسماتیک (SCN) نام دارد و مسئول حفظ ساعت شبانهروزی و ریتمهای بیولوژیکی است، استفاده کردند. سلولهای عصبی موجود در SCN، با جابهجایی پپتیدها و مولکولهای کوچک بین سلولها، اطلاعات مربوط به محیط را مبادله و همگامسازی میکنند. این ویژگی موجب میشود SCN برای مطالعهی تعاملات سلولی ایدهال باشد. موشهایی که از SCN آنها برای آزمایش استفاده شد، ازنظر ژنتیکی به گونهای ویرایش شده بودند که فعالیت ریتم شبانهروزی معز آنها با تولید یک پروتئین فلورسنت همراه باشد، بنابراین هنگام فعالیت طبیعی این سلولها، نور فلورسنت تولید میشد که پژوهشگران قادر به تشخیص آن بودند.

طبق گزارش پژوهشگران، بافتهایی که در محیط کشت جدید قرار داشتند، بهمدت ۲۵ روز زنده بودند. این در حالی بود که در گروه کنترل، پس از ۱۰ ساعت، میزان فعالیت سلولها به ۶ درصد کاهش پیدا کرد. البته ۲۵ روز، زمان ازبینرفتن بافتها نبود بلکه این زمان، نقطهی پایان درنظر گرفتهشده برای این آزمایش بود. پژوهشگران معتقدند که در صورت ادامهی آزمایش، این بافتها تا بیش از ۱۰۰ روز قادر به زندگی بودند؛ این همان چیزی است که آنها قصد دارند در آزمایش بعدی خود امتحان کنند. آنها بر این باورند که روش مذکور میتواند برای تمام بافتها و نه فقط بافت مغز مورد استفاه قرار گیرد و همچنین برای پرورش اعضای انسانی رشدیافته در آزمایشگاه نیز به کار میآید. اوتا میگوید:
کاربرد این روش فراتر از بافتهای برون کاشتشدهی حاصل از حیوانات است. این روش همچنین میتواند پژوهشهای مرتبط با اندامزایی را ازطریق کشت بلندمدت و مشاهدهی اینکه برای رشد بافتها و اندامها چه چیزهایی ضروری است، بهبود بخشد.
نتایج این مطالعه در مجلهی Analytical Sciences منتشر شده است.
درسالهای گذشته، چالش اینتل با پردازندههای ۱۰ نانومتری بهوفور در رسانههای مطرح و بررسی شد. گزارشهای اخیر نیز، احتمال صحیح بودن شایعهها را افزایش میداد. وبسایت آلمانی Hardwareluxx در گزارشی ادعا کرد که شاید اینتل فرایندهای تولید ۱۰ نانومتری را برای پردازندههای دسکتاپ کنار بگذارد و محصولات بعدی خود را با تراشههای هفت نانومتری برای سال ۲۰۲۲ تولید کند. گزارش این رسانه براساس ادعای فردی نزدیک به شرکت بود که احتمال عدم توانایی اینتل در پاسخ به نیاز بازار را مطرح کرد.
مقالههای مرتبط:
از زمان انتشار گزارش فوق، اینتل بیانیههای متعددی را صادر و یک جوابیه نیز برای رسانهی دیجیتالترندز ارسال کرد. در بخش مهمی از جوابیه میخوانیم: «ما به پیشرفت خوب در تولید ۱۰ نانومتری ادامه میدهیم و نقشهی راه کنونی ما برای پردازندههای ۱۰ نانومتری، شامل محصولات دسکتاپ هم میشود.»
بیانیهی اینتل با نقشهی راهی که بهعنوان افشاسازی در رسانهها منتشر شد، مخالفت میکند. در آن نقشه، پنجرهی تولید پردازندههای نسل نهمی کافیلیک اس در پایان فصل سوم سال ۲۰۲۰ تمام میشود. برنامهی تولید پردازندههای نسل دهمی کومتلیک اس نیز از فصل دوم ۲۰۲۰ به فصل دوم ۲۰۲۱ افزایش یافت (دورهی زمانی سال سازمانی). بهعلاوه نقشهی راه تولید برای پردازندههای راکتلیک اس هم از فصل دوم سال ۲۰۲۱ شروع میشود. هر دو نوع پردازندهی کومتلیک اس و راکتلیک اس بر مبنای فناوری تولید ۱۴ نانومتری ساخته خواهند شد.
پردازندههای کومتلیک اس مجهز به ۱۰ هسته و ۲۰ رشتهی پردازشی خواهند بود و TDP یا توان طراحی گرمایی آنها از ۳۵ تا ۱۲۵ وات پیشبینی میشود. نسل جدید از حافظهی رم DDR4، تاندربولت ۳، USB 3.1 Gen 2، محتوای 4K و HDR، اینتل اپتان و PCIe 3.0 پشتیبانی میکنند.

اطلاعات زیادی دربارهی پردازندههای خانوادهی راکتلیک اس در دسترس نیست و تنها میدانیم که پردازندههای مذکور احتمالا تا ۱۰ هستهی پردازشی خواهند داشت. تخمینها ادعا میکنند که اینتل احتمالا از فناوری هستهای جدید در سری راکت استفاده میکند که منجر به بهبود کارایی خواهد شد.
در بخش دیگری از نقشهی راه اینتل، به پردازندههای Meteor Lake-S اشاره میشود که پس از سری راکتلیک اس عرضه خواهند شد. این خانواده، اولین پردازندههای دسکتاپ اینتل خواهند بود که از نود پردازشی جدید استفاده خواهند کرد. آخرین نود پردازشی معرفیشده برای پردازندههای دسکتاپ، در سال ۲۰۱۵ و بهنام Broadwell معرفی شد. گویا پلتفرم جدید از طراحی هستهی Ocean Cove اختصاصی اینتل استفاده میکند که هنوز در دست طراحی است. البته طراحی نود مذکور تا سال ۲۰۲۲ به اتمام نمیرسد. دورهی طراحی چندساله، زمان مناسب در اختیار اینتل میگذارد تا فرایندها را بهینهسازی کند. البته همین رویکرد، فرصت مناسب را هم برای AMD فراهم کرد تا نفوذ مناسبی به بازار پردازندههای دسکتاپ حرفهای داشته باشد.
نقشههای راه تولید پردازندههای اینتل که در گذشته منتشر شدند، عموما اشتباه بودند. اینتل در تکذیب آنها رویکردی صریح دارد. بههرحال با اینکه اطلاعات کاملی از نقشهی راه واقعی شرکت در دست نیست، احتمالا فرایندهای تولیدی ۱۰ نانومتری برای تراشههای دسکتاپ ادامه داشته باشند.
شایان ذکر است، خانوادهی پردازندههای آیس لیک برای لپتاپها اکنون با تراشهی ۱۰ نانومتری ارائه میشوند. این تراشههای نسل دهمی هماکنون در دستگاههای متعددی عرضه میشوند. از میان آنها میتوان به Dell XPS 13 2-in-1 و Razer Blasr Stealth اشاره کرد. تراشههای جدید از گرافیکهای داخلی مجتمع Iris Plus استفاده میکنند که کارایی پردازندهی گرافیکی را نسبت به نسلهای قبلی دوبرابر میکند.
تویوتا میرای (Mirai) از ۴ سال پیش که به بازار معرفی شد، هیچ توجه خاصی را به خود جلب نکرد؛ چون طراحی چندان قابلتوجه و جالبی ندارد. با وجود این، به نظر میرسد تویوتا برای نسل بعدی خودرو مذکور تصمیم گرفته رویکرد متفاوتی را اتخاذ کند. خودروساز بزرگ ژاپنی تصاویری از مدل ۲۰۲۱ میرای را منتشر کرده که نشان میدهند این خودروی هیدروژن الکتریکی طراحی بسیار زیبایی را در نسل بعدی خود به نمایش خواهد گذاشت. تغییرات در میرای هم در ظاهر گسترده هستند و هم در جنبههای دیگر.
بهجز ظاهر جدید و زیبای مدل ۲۰۲۱ این خودرو، بزرگترین تغییر میرای ۲۰۲۱ را باید تبدیلشدن آن به یک خودروی دیفرانسیل عقب دانست. مدل فعلی تویوتا میرای یک خودروی دیفرانسیل جلو است ولی مدل آیندهی آن به دلیل استفاده از پلتفرمی متفاوت بهعنوان یک خودروی دیفرانسیل عقب به بازار خواهد آمد. بهگفتهی تویوتا، تبدیل میرای به یک خودروی محرک عقب به طراحان این امکان را داده که خودرویی با طول بیشتر، ارتفاع کمتر، پهنای بیشتر و مقاومت بالاتر تولید کنند. همچنین در نسل جدید تویوتا میرای رینگهای ۲۰ اینچی بهصورت استاندارد نصب خواهند بود. تویوتا اعلام کرده که در طراحی میرای جدید از خودروهای کوپه الهام گرفته و رنگ آبی خاص این خودرو نیز با استفاده از فناوری رنگآمیزی لایه لایه روی خودرو اجرا شده است.

مقالههای مرتبط:
طراحی داخلی تویوتا میرای ۲۰۲۱ نیز مانند بیرون آن دستخوش تحول شده و نهتنها طراحی جدید بلکه کیفیت مواد بالاتری را نیز در این مدل شاهد خواهیم بود. طراحی داخلی میرای ۲۰۲۱ به گونهای انجام شده تا با بیرون آن همخوانی داشته باشد. از امکانات میرای ۲۰۲۱ باید به آینههای جانبی دیجیتالی، نمایشگر لمسی ۱۲/۳ اینچی، سیستم رهیاب ماهوارهای و سیستم صوتی حرفهای JBL با ۱۴ بلندگو اشاره کرد.

تویوتا هنوز جزییات فنی میرای ۲۰۲۱ را منتشر نکرده است اما گفته که این مدل ۳۰ درصد شعاع حرکتی بیشتری در مقایسه با نسخهی فعلی خواهد داشت. نسل فعلی تویوتا میرای میتواند با هر بار سوختگیری ۴۹۸ کیلومتر را طی کند و به این ترتیب میتوان پیشبینی کرد که مدل ۲۰۲۱ بتواند با هر بار سوختگیری تا حدود ۶۵۰ کیلومتر مسیر بپیماید. اطلاعات بیشتر در مورد قوای فنی این خودرو با نزدیک شدن به زمان ورود به بازار آن در سال آینده منتشر خواهند شد.

نوآوری گوشیهای هوشمند طی چند سال گذشته با طراحیهای جدیدی مانند دوربین پاپآپ، فناوری حسگر اثر انگشت زیر صفحهنمایش و صفحهنمایش آبشاری که بهتازگی شاهد آن بودیم، در بالاترین سطح خود قرار دارد. آخرین پتنتهای ثبتشده اوپو نشان میدهد، میتوانیم انتظار صفحهنمایشی را داشته باشیم که در تمام لبهها خمیده است. این اتفاق بهلطف فناوری «قرار دادن حسگرها زیر صفحهنمایش» که آن را نیز اوپو به ثبت رسانده، احتمالا امکانپذیر خواهد شد.

پتنتهای ثبتشده، یک حسگر نوری و حسگر مادونقرمز دیگر را نشان میدهد که هر دوی آنها میتواند زیر صفحهنمایش کارکرد داشته باشند. این امر نیاز به حاشیهی صفحهنمایش برای قرارگیری حسگرها را از بین خواهد برد. حسگر اول نور صفحهنمایش را نسبت به نور محیط تنظیم میکند و حسگر دوم آن را هنگام برقراری تماس خاموش میکند. این حسگرها میتوانند با صفحهنمایش Micro LED یا OLED کار کنند.


اوپو چند ماه پیش، دستگاهی عرضهنشده با صفحهنمایش آبشاری را بهنمایش گذاشت؛ اما ایدهی ساخت صفحهنمایشی با لبههای خمیده بهسوی فریم، ایدهی جدیدی نیست. شیائومی در ماه فوریه (بهمن ۹۷) دستگاهی مشابه با چهار لبهی انحنادار ثبت کرده است.
اوپو همچنین یک گوشی با دوربین زیر صفحهنمایش را در MWC شانگهای معرفی کرد. این محصول، دستاورد نهایی تلاش این شرکت را برای ساخت گوشی هوشمندی با نسبت صفحه به بدنه ۱۰۰ درصدی نشان داد.
ما قبلاً دستگاههایی با صفحهنمایش آبشاری در دو لبه، مانند هواوی میت ۳۰ پرو و ویوو نکس ۳ را دیدهایم. بهنظر میرسد حال باید کمکم منتظر نسل جدید گوشیها با انحنای چهار طرفه در صفحهی نمایش باشیم.
کشور پهناور ایران در منطقهای قرار گرفته که باستانشناسان از آن بهعنوان «گهواره تمدن» یاد میکنند. به این جهت، وفور محوطههای باستانی چند ده هزار ساله در فلات ایران عجیب نیست. از شواهد مختلف باستانشناسی اینطور بر میآید که در فلات ایران اقوام و تمدنهای متنوعی زندگی میکردند و از آثاری که برجای مانده میتوان به پیچیدگیها و پیشرفته بودن این فرهنگهای ماقبل تاریخی پیبرد. براساس آنچه اکنون دانسته میشود، ایران حداقل از ۱۲ هزار سال قبل دارای سکنه بوده است و در نقاط مختلف آن اقوامی با زبانها، فرهنگها و آداب و رسوم مختص به خود زندگی میکردند. در این مطلب مختصر سعی بر این است که نگاهی اجمالی به برخی از مهمترین محوطههای ماقبل تاریخی ایران بیندازیم.
تمدن جیرفت، حلقه گمشده تمدن بشری

تمدن باستانی جیرفت، نماد تمدن ایران پیش از تاریخ است. قدمت این تمدن پیشاتاریخی به ۴۳۰۰ سال قبل بازمیگردد. در حالی که امروز جیرفت شهری در استان کرمان است، اما یافتههای باستانشناسی در این منطقه حاکی از وجود تمدنی بزرگ در نزدیکی شهرستان جیرفت و هلیلرود کنونی است. قدمت محوطهی باستانی جیرفت به هزارهی سوم پیش از عصر حاضر برمیگردد. این منطقه، زمانی پل ارتباطی بین «تمدن ایلام» در غرب و «تمدن دره سند» در شرق بوده است. دکتر یوسف مجیدزاده، باستانشناس و متخصص باستانشناسی پیش از تاریخ و تمدن بینالنهرین، اولین کسی بود که در سال ۱۳۸۲، تمدن جیرفت را به جهانیان شناساند.
اما قبل از دکتر مجیدزاده، باستانشناسان دیگری نیز از این محوطهی باستانی دیدن کرده بودند. سِر مارک اورل اشتین، باستانشناس مجارستانی-بریتانیایی، اولین کسی بود که پژوهشهای علمی را در این جیرفت انجام داد. بهدنبال او، سایر باستانشناسان ایرانی و خارجی نیز به کاوش و حفاری این محوطه باستانی پرداختند. پژوهشهای متعددی که در مورد تمدن باستانی جیرفت انجام گرفته نشان از ارتباط بین این تمدن با سایر تمدنهای واقع در کرمان، سیستان و بلوچستان، هلیلرود و تپه کنارصندل دارد.
براساس بررسیهای سالیابی که روی کشفیات تمدن جیرفت صورت گرفته، قدیمیترین آثار باستانی این تمدن ۷۰۰۰ سال قدمت دارند. دکتر مجیدزاده جیرفت را «مهد تمدن بشری» میداند. دکتر مجیدزاده، گواه ادعای خود را کشف نسخههای خطی در زیگورات (والاترین نیایشگاه برای پرستش خدایان) جیرفت میداند. به گفته باستانشناسان، تمدنهای جیرفت و هلیلرود بهعنوان دو مرکز مهم تمدن شرق، هزاران سال قبل از عصر حاضر، دارای معابد و کاخها و باروها و سازمانهای شهری پیشرفتهای بودهاند. به همین جهت، برخی مورخان و باستانشناسان به جیرفت، لقب «بهشت گمشده» را دادهاند.

تندیسی از تمدن جیرفت که بین ۴۸۰۰ تا ۴۳۰۰ سال قدمت دارد
جیرفت با داشتن آبوهوای مطلوب، تنوع گیاهی بالا، خاکی حاصلخیز و گونههای جانوری حتی در دورهی سلجوقیان نیز به تفرجگاه شاهان این سلسله بدل شده بود. از این رو، مردمانی که ۷۰۰۰ سال قبل در این ناحیه میزیستند در انتخاب محل زندگی خود تمامی جوانب را در نظر گرفته بودند. کشف نسخ خطی و زیگورات، به همراه آثار باستانی دیگر، حاکی از آن است که تمدن باستانی جیرفت حداقل به اندازه تمدنهای بینالنهرین و سومریان قدمت دارد.
از آنچه اکنون میدانیم آنطور بر میآید که بیش از نیمی از محوطه باستانی جیرفت را گورستانهایی تشکیل میداده که تا ۵۰۰۰ سال قبل از عصر حاضر قدمت دارند. آثار باستانی که از این گورها به دست آمدند نشان میدهد که مردمان این سرزمین عمیقا به زندگانی پس از مرگ باور داشتهاند و همچون دیگر فرهنگهای ماقبل تاریخی، مردگان خود را با زیورآلات و اشیای گرانبهایی دفن میکردند.
کشف زیگوراتی که از خشت ساخته شده بود، جذابیت باستانی دیگری است که نشان میدهد، مردمان تمدن جیرفت، همواره به نیایش خدایان خود میپرداختند. باستانشناسان، قدمت زیگورات جیرفت را نیمه اول هزاره سوم پیش از عصر حاضر میدانند. در همین حال، باید ذکر کنیم که هنوز برخی از مدخلهای اصلی این نیایشگاه باستانی بهدرست حفاری نشده است. کشف دیگری که در محوطه باستانی جیرفت انجام گرفته، نسخه خطی یا کتیبهای است که حدود ۵۰۰۰ سال قدمتگذاری شده و به باور پژوهشگران و مورخان، این کشف شگفتانگیز نشان میدهد که مردمان جیرفت حداقل همزمان با تمدنهای بینالنهرین، خط را ابداع کردهاند.
در همین حال، در تپههای تاریخی جیرفت، ظروف و آثار باستانی کشف شده که همهی اینها نشانگر غنای فرهنگی و تمدنی پیشرفته در این منطقه از ایران باستان هستند. عمده نقوشی که در این محوطه باستانی روی ظروف و سفالها به چشم میخورد حاکی از احترام عمیق این مردمان به طبیعت است. در همین حال، در برخی از آثار باستانی نگارههایی از انسان و حیوان نیز دیده میشود که روی سنگ صابونی، برنز و چوب حکاکی شدهاند.
از نقوش و نگارههای حیوانات، ابزارآلات شکار و تزئینات دیگر اینطور برمیآید که مردمان این سرزمین با تمدنهای سومریان و بینالنهرین پیوندها و ارتباطات گستردهای داشتهاند. در همین حال، بخش دیگری از کشفیات تمدن جیرفت، علائمی از عروسکسازی، حکاکیهای ظریف روی سنگها و پیکرهتراشی به چشم میخورد. تمامی این کشفیات دال بر این است که مردمان تمدن جیرفت، دارای فرهنگ اساطیری غنی بودهاند.
شهر سوخته، گهواره تمدن جهان

شهر سوخته که در ۱۲۰ کیلومتری شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان واقع شده، به گواه بسیاری از مورخان و باستانشناسان، تقاطع مسیرهای بزرگانی عصر برنز در فلات ایران بوده است. بقایای این شهر خشتوگِلی نشان از وجود تمدنی بسیار پیشرفته در شرق ایران دارد. باستانشناسان تاریخ ساخت شهر سوخته را ۵۲۰۰ سال قبل میدانند و عقیده دارند که این شهر تا ۲۰۰۰ سال قبل نیز دارای سکنهی زیادی بوده است. نکتهای که شهر سوخته را از باقی محوطههای باستانی همعصر خود کاملا متمایز میکند، سازماندهی شهری بینظیر آن است. اکنون دانسته میشود که این شهر در زمان خود دارای محلههای مختلفی با کاربردهای گوناگون از مسکونی تا صنعتی و گورستان بوده است.
به عقیده پژوهشگران، تغییرات آبوهوایی در هزارهی دوم پیش از عصر حاضر منجر به خالی از سکنه شدن این شهر باستانی شده است. نامگذاری این شهر باستانی هم به دلیل حداقل سه بار سوختن آن پیش از متروک شدن کامل است. اما به دلیل آبوهوای خشک و بیابانی منطقه، آثار باستانی این شهر بهخوبی حفظ شدند تا امروز به یکی از مطلوبترین محوطههای باستانی ایران بدل شود. به همین دلیل، باستانشناسان شهر سوخت را منبع غنی میدانند که میتواند برای مطالعه چگونگی ظهور تمدنهای پیچیده و تعامل آنها با سایر فرهنگهای باستانی هزاره سوم پیش از عصر حاضر، اطلاعات ارزشمندی را در اختیارشان قرار دهد. روی هم رفته، شهر سوخته، یکی از شگفتیهای دنیای باستان و نمونهای بینظیر از اولین، بزرگترین و پیشرفتهترین شهر عصر برنز تاریخ است.

تصویر متحرکی از «جام نقشِ بز» مشهور به اولین انیمیشن جهان از آثار باستانی شهر سوخته
به عقیده مورخان، شهر سوخته دارای سنت فرهنگی بزرگی بوده که روابط بازرگانی و فرهنگی متعددی با سایر فرهنگها و تمدنها از رود سند تا سواحل جنوبی خلیج فارس، دریای عمان، جنوب غربی ایران و آسیای میانه داشته است. بقایای باستانشناسی و کشفیات متعدد در این شهر ماقبل تاریخی دال بر نقش کلیدی آن بهلحاظ فلزکاری، ساخت ظروف سنگی، جواهرسازی و سفالگری دارد.
همانطور که گفتیم، شهر سوخته نمونهی برجستهای از برنامهریزی و سازماندهی شهری در دنیای باستان است. اکتشافات متعددی که در این شهر باستانی انجام گرفته از وجود گورستانها، کارگاهها و ساختمانهایی با کاربردهای تجاری و اجتماعی خبر میدهد. از این شواهد آنطور بر میآید که شهر سوخته زمانی به بخشهای چندگانهای برای سکونت، کار و بازرگانی و گورستان تقسیم میشده که نشاندهندهی مرحلهی مهمی از برنامهریزی شهری در دنیای باستان است. اما آنچه هنوز بهصورت معمایی در دنیای باستانشناسی باقی مانده، دلایل ظهور و سقوط غیرمنتظره شهر سوخته است.
از مهمترین کشفیاتی که در شهر سوخته انجام گرفته میتوان به جامی از جنس مرمر اشاره کرد که در سال ۱۳۹۳ کشف شد. در سال بعد از آن هم باستانشناسان کیسه چرمی با نگارههای متعلق به عصر برنز را در شهر سوخته کشف کردند. اما احتمالا مهمترین کشفی که تاکنون در یکی از محوطههای باستانی ایران زمین انجام گرفته، چشم مصنوعی باشد که در سال ۱۳۸۵ در این شهر باستانی کشف شد. به عقیده باستانشناسان، این کشف، قدیمیترین چشم مصنوعی جهان است.

جمجمه زن باستانی شهر سوخته بههمراه نخستین چشم مصنوعی جهان
این چشم مصنوعی بیش از ۲٫۵ سانتیمتر قطر دارد و احتمالا از موادی سبُک مانند قیر ساخته شده است. در مرکز چشم علائمی شبیه به عنبیه و خطوطی نشانگر پرتوهای خورشید حکاکی شده و خود چشم هم با مفتولی طلایی در حدقه چشم نگه داشته میشده است. زنی که این چشم مصنوعی به همراه بقایای استخوانیاش کشف شد، ۱۸۲ سانتیمتر بلندای قامت داشت که بسیار قد بلندتر از زنان دوران خود بود. از آثار و علائم برجای مانده روی حدقه چشم آنطور بر میآید که این زن باستانی چشم مصنوعی را برای مدت طولانی از زندگانیاش استفاده میکرده است. اسکلت این زن حدود ۴۸۰۰ تا ۴۹۰۰ سال قدمتگذاری شده است.
کشف شگفتانگیز دیگر در شهر سوخته، یک تخته نَرد بههمراه تاس و مُهرههای بازی است که آن را به قدیمیترین تخته نرد جهان تبدیل کرده است. سایر آثار باستانی که در شهر شوخته کشف شدند نیز شگفتانگیزند. از جمله بقایای جمجمهای که میتواند شاهدی از اولین نمونههای جراحی مغز باشد و جام سفالینی که به باور برخی از باستانشناسان، اولین نمونه انیمیشن در جهان است.
تپه سیلک، نخستین تمدن ایرانِ مرکزی

تپه سیلک، محوطهی بزرگ باستانی در حومهی شهر کاشان، اصفهان و در نزدیکی باغ معروف فین است. این فرهنگ باستانی که همبستگیهای بسیاری با فرهنگهای زایندهرود داشته، اولین تمدنی است که در مرکز ایران ظهور کرده است. باستانشناسان، قدیمیترین سکونت در تپه سیلک را حدود ۶۰۰۰ تا ۷۵۰۰ سال قبل دانستهاند. همچنین گمان میرود که زیگوراتی که در محوطهی باستانی تپه سیلک کشف شده، حدود ۵۰۰۰ سال قبل ساخته شده است. تصور بر این است که فرهنگ سیلک و دیگر فرهنگهای مجاور به دلیل وجود منابع زیاد آب در این قسمت از ایران مرکزی شکل گرفتهاند. چشمهها و رودخانههای همیشه جاری این منطقه که هنوز هم به قوت خویش باقیاند، در قرون گذشته به دلیل فراهم کردن آبوهوای مطلوب و سرسبزی خود به تفرجگاه پادشاهان سلسله صفوی بدل شده بودند.

کوزهای با نقوش حیوانات از آثار باستانی تپه سیلک
تپه سیلک طی سه مرحله و در سالهای ۱۳۱۲، ۱۳۱۳ و ۱۳۱۷ توسط گروهی از باستانشناسان به سرپرستی رومن گیرشمن، باستانشناس فرانسوی اوکراینیتبار و متخصص ایران باستان و همسرش تانیا گیرشمن کاوش شد. دکتر یوسف مجیدزاده و ای.دی مککورن از دیگران باستانشناسانی بودند که دههها بعد شروع به کاوش تپه سیلک کردند. این کاوشها بعدا توسط گروهی از باستانشناسان دانشگاه پنسیلوانیا و سازمان میراث فرهنگی به سرپرستی دکتر صادق ملک شهمیرزادی طی سالهای ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۸ پیگرفته شدند. بعد از آن، گروه دیگری از باستانشناسان به سرپرستی دکتر حسن فاضلی نشلی و رابین کونینگهام از دانشگاه دورام انگلستان محوطهی شمالی تپه سیلک را حفاری کردند و به ۶ گور متعلق به اواخر دورهی نوسنگی رسیدند.
متأسفانه بسیاری از آثار باستانی تپه سیلک بهدست مجموعهداران خصوصی افتادند و بعدها از موزههای مهم جهان از جمله موزه لوور پاریس، موزه بریتانیا، موزه هنر متروپولیتن نیویورک سردرآوردند. در مقبرههای کشف شده در تپه سیلک آثار سفالین و همینطور ظروفی فلزی به چشم میخورد که نشان از ارتباطات گستردهی مردمان ساکن تپه سیلک با فرهنگهای همعصرش دارد. به سبب وفور آثار باستانی فلزی در این محوطه، باستانشناسان گمان میکنند، تپه سیلک در عصر خود یکی از مراکز اصلی تولید فلز در مرکز ایران بوده است. مقادیر قابلتوجهی از بقایای فلزی تپه سیلک در دههی ۱۳۷۰ کشف شدند که شامل کورههای ذوب و ابزارها و آلات آهنگری بودند. در تپه سیلک، ویرانههایی کشف شد که به عقیده بسیاری قدیمیترین زیگورات جهان محسوب میشود.
تپه حسنلو، خانه ابدی دلدادگان

تپه حسنلو، محوطه باستانی در نزدیکی شهر نقده در استان آذربابجان غربی است. به دلیل آتشسوزی گستردهای که موجب تخریب این محوطهی باستانی در اواخر قرن نهم پیش از عصر حاضر شد، اساسا لایهای از شهر بهصورت کاملا دستنخورده باقی مانده و آثار متنوعی از مصنوعات و بقایای استخوانی تا ساختمانها و عبادتگاهها را در اختیار پژوهشگران قرار داده است.
تپه حسنلو بزرگترین، تپه در دره رودخانه گادر است و بر دشت کوچکی به نام سولیدُوز مشرف است. این محوطهی باستانی در تپه مرکزی به ارتفاع ۲۵ واقع شده و در آن استحکامات و برجها و باروها با میادین سنگفرش شده به چشم میخورد. البته آنچنان که تصور میشود، وسعت تپه حسنلو در گذشته بسیار بزرگتر از حالا بود. اما با پیشروی زمینهای زراعی و منازل مردمان محلی به تدریج از وسعت این تپه کاسته شد تا اکنون که از کل تپه حسنلو، تپه بزرگِ گِردی به قطر ۲۸۰ متری باقی مانده است.
جام طلای حسنلو (در میانهی تصویر)، از برجستهترین آثار باستانی ایران که ۳۲۰۰ سال قدمت دارد
باستانشناسان گاهشماری سکونت در تپه حسنلو را به دورههای دهگانهای تقسیم کردهاند که از هزارهی ششم پیش از عصر حاضر تا قرن سوم عصر حاضر ادامه پیدا میکند. مشهورترین کشفیات تپه حسنلو را «جام طلای حسنلو« و «عشاق حسنلو» تشکیل میدهند. در ابتدا، کاوشهای تپه حسنلو با هدف بازنگری در تاریخ فرهنگی منطقه از دوران نوسنگی (۱۱۰۰۰ تا ۶۵۰۰ سال قبل) تا زمان فتح ایران توسط اسکندر مقدونی (تا سال ۳۳۴ پیش از عصر حاضر) انجام گرفتند. اما کشف غیرمنتظرهی جام طلای حسنلو در سال ۱۳۲۶، مسیر کاوشهای باستانشناسی را تغییر داد. به این ترتیب، کاوشها و حفاریهای بعدی با هدف یافتن آثار بیشتری از عصر آهن انجام گرفتند. کشف دیگری که در تپه حسنلو انجام شد، عشاق حسنلو بود که در سال ۱۳۵۲ در حفاریهایی که به سرپرستی رابرت دایسون از دانشگاه پنسیلوانیا انجام گرفت کشف شدند.
تپه گنجدره، کهنترین دهکده ماقبل تاریخی

تپه گنج دره، یکی دیگر از سکونتگاههای مقابل تاریخی ایران است که در روستای قیسوند، شهرستان هرسین، استان کرمانشاه واقع شده است. تپه گنجدره برای اولینبار در سال ۱۳۴۵ توسط پروفسور فیلیپ اسمیت، باستانشناس کانادایی کشف شد. پروفسور اسمیت بعدا طی چهار فصل به کاوش و حفاری این محوطهی دوران نوسنگی پرداخت. قدیمیترین سکونتگاه کشف شده در این محوطه حدود ۱۰۰۰۰ سال قدمت دارد و شواهدی از اولین اهلی کردن بز در آن به چشم میخورد. با این حال، تنها مدرک قطعی از کشاورزی را میتوان وجود بقایای جو در تپه گنجدره دانست.

تندیس گِلی از یک گراز از آثار باستانی تپه گنجدره
گنجدره به عقیده باستانشناسان از اواخر هزارهی هشتم تا اواسط هزارهی ششم پیش از عصر حاضر دارای سکنه بوده است. در گنجدره بقایایی از ظروف سفالین و همینطور پیکانهای سنگی، اشیای استخوانی، کوزهها، کاسهها، مهرهها و زینتآلات دیگر کشف شده که قدمت این آثار باستانی تا ۷۳۰۰ سال پیش از عصر حاضر تخمین زده میشود. کشف ویرانههای سکونتگاههای کهن به همراه آثار و بقایای ظروف سفالی خبر از سنت دیرینه خانهسازی و سفالگری در بین مردمان گنجدره میدهد. در همین حال، تندیسی ایزدبانوی بدون سری که در تپه گنجدره کشف شده حاکی از باورهای مذهبی مردمان ساکن گنجدره است.
تا قبل از پژوهشهای اخیر ریشه مردمان گنجدره به درستی دانسته نمیشد. اما پژوهشگران در سال ۱۳۹۵، ژنوم استخراج شده از بقایای استخوان گیجگاهی زن باستانی که بین ۳۰ تا ۵۰ سن داشت را توالییابی کردند. تجزیهوتحلیلهای ژنتیکی نشان داد که این زن باستانی متعلق به هاپلوگروه ایکس (نژادهای ساکن اروپا، خاورمیانه، آسیای مرکزی، شمال افریقا و شمال آمریکا) است و از لحاظ فنوتیپی نیز به کشاورزان منطقه آناتولی و قفقازی شباهت دارد. DNA این زن باستانی نیز نشان داد که او موهای مشکی، چشمانی قهوهای و عدم تحمل لاکتوز داشته است.
تپه مارلیک، میعادگاه سلاطین

تپه مارلیک یا چراغعلی تپه در بخش خاوری سفیدرود و درهی گوهررود، رودبار در استان گیلان واقع شده است. تصور عمدهی باستانشناسان بر این است که تپه مارلیک در هزارهی دوم پیش از عصر حاصر بهعنوان آرامگاه فرمانروایان و شاهزادگان کاربرد داشته است. برخی پژوهشگران نام مارلیک را برگرفته از واژگان «مار» و «لیک» میدانند و دلیل این نامگذاری را انبوه مارهایی میدانند که در گذشته در منطقه میزیستند.
در کاوشهای باستانشناسی که اوایل دههی ۱۳۴۰ به سرپرستی دکتر عزتالله نگهبان انجام گرفت، مجموعه بزرگی از آثار باستانی از جمله ظروف سفالی، تندیسهایی به شکل حیوانات و مجسمههای سرامیکی با نقوشی از انسان کشف شدند. متأسفانه، تپه مارلیک بارها مورد دستبرد سارقان عتیقه و آثار باستانی قرار گرفت و بسیاری از سلاحها، زیوآلات و برخی ظروف تزئینی نقره و طلایی متعلق به این محوطه باستانی در اروپا و آمریکا به مجموعهداران خصوصی فروخته شدند.
همین موضوع باعث شد که عزتالله نگهبان و همکارانش در یک دوره چهارده ماهه (از اوایل پائیز ۱۳۴۰ تا زمستان ۱۳۴۱) در شرایط سخت به کاوش این محوطهی باستانی پرارزش بپردازند. دکتر نگهبان و همکارانش توانستند پس از مرارتهای فراوان، یکی از بزرگترین کشفیات باستانی تاریخ ایران را انجام دهند و به گورستان سلاطین دست پیدا کنند. اکنون به لطف کوششهای دکتر نگهبان، مارلیک به یکی از مشهورترین گورستان باستانی خاور نزدیک بدل شده است.

جام مارلیک
دکتر نگهبان در کشفیات خود به ۵۳ گور در مارلیک برخورد. در قبور باستانی در مجموع ۲۵۰۰۰ اثر باستانی کشف شد که بزرگترین مجموعه کشف شده از هر گورستانی در اوایل عصر آهن در خاور نزدیک است. در این مجموعه ظروفی از طلا، نقره و برنز و به اشکال و اندازههای مختلف، ظروفی از شیشه (از اولین نمونههای شیشهسازی در تاریخ) و سرامیک و همچنین تندیسهای سرامیکی و فلزی از نگارههای حیوانات و انسان بههمراه برخی زیورآلات شخصی، مُهر و مهرههای استوانهای، مجموعه وسیعی از ابزارها و اسلحهها و وسایل شکار وجود داشت. این کشفیات گسترده در زمان خود سروصدای زیادی به پا کرد و بار دیگر جایگاه مهم ایران در دنیای باستان را به جهانیان شناساند، تا جایی که تصاویر جام طلای مارلیک برای نزدیک به دو دهه روی اسکناسهای پانصد ریالی چاپ میشد.
در مورد دورههای استفاده از گورستان مارلیک هنوز هم بحث است. اما دکتر نگهبان با بررسیهای سالیابی که انجام داده، قدمت آن را بین سدههای سیزدهم تا دهم قبل از عصر حاضر دانسته است. اما برخی پژوهشگران این گاهشماری را با ارجاع به چند اثر باستانی دیگر که در همین گورستان کشف شده زیرسوال بردهاند و عقیده دارند که گورستان بین سدههای هفتم تا ششم پیش از عصر حاضر مورد استفاده اشراف و سلاطین قرار میگرفته است. اما، آنطور که از بررسیهای متأخر بر میآید، این گمانه بیشتر به دلیل تدفینهایی است که احتمالا در سدههای بعد در گورستان مارلیک انجام گرفتهاند. در حالی که تپه مارلیک عمدتا گورستان شاهان و سلاطین بوده، اما در دامنههای تپه، گورهایی به چشم میخورد که به دلیل کیفیت و کمیت آثار باستانی همراهبا مردگان تصور میشود که متعلق به فقرا بوده است.
در مورد ماهیت مردمان مارلیک هم بحث بسیار است، اما توافق جمعی بر این است که این گورستان متعلق به گروهی بوده که به یکی از زبانهای ایرانی صحبت میکردند و از اوایل هزارهی دوم پیش از عصر حاضر از آسیای میانه به ایران مهاجرت کردند. دکتر نگهبان معتقد است که مردمان مارلیک متعلق به قبیله مردوئی یا قبایل آماردوی بودند.
تل باکون، كهنترين مركز مديريت و توليد صنعتی جهان

تل باکون، در استان فارس، یکی دیگر محوطههای پیشاتاریخی ایران است که در نزدیکی تخت جمشید قرار دارد. قدمت سکونت در تل باکون حدود ۴۰۰۰ تا ۳۵۰۰ سال قبل از عصر حاضر برآورده شده است. نخستین اکتشافات در تل باکون در سال ۱۳۰۷ توسط باستانشناس آلمانی، ارنست هرتسفلد از دانشگاه برلین انجام گرفتند. کاوشهای هرتسفلد بعدها به وسیله باستانشناسان دیگری از جمله الكساندر لانگستورف و دونالد مکكوین در سالهای ۱۳۱۱ و ۱۳۱۲ دنبال شد. بعد از این در سال ۱۳۱۵ بود که اریش اشمیت مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو کاوشهای را در این محل انجام داد. کاوشهای بعدی را نیز باستانشناسان خارجی از جمله نامو ایگامی و سیچی ماسودا از دانشگاه توکیو، ژاپن در سال ۱۳۳۵ انجام دادند.
محوطه باستانی تل باکون به دو فاز تقسیم میشود که به عقیده باستانشناسان فاز یک آن در حدود ۴۰۰۰ تا ۳۵۰۰ سال پیش از عصر حاضر دارای سکنه بوده است. در تل باکون، ظروف سفالین منقوش بسیاری کشف شده است. همچنین تندیس یک زن از جنس سرامیک و برخی حیوانات نیز در تل باکون کشف شدند. دیگر آثار باستانی کشف شده در محل از جنس مس، سفال و سنگ بودند. غنا و تنوع آثار باستانی تل باکون و همینطور کشف شواهدی از یک کارگاه بزرگ، نشان میدهد که این محوطه باستانی روزگاری قطب صنعتی محسوب میشده و با نواحی دوردست از خلیج فارس تا کرمان و شمال شرقی ایران روابط بازرگانی داشته است. به باور باستانشناسان در تل باکون، مس، سنگ صابونی و فیروزه استخراج و در صنایع مختلف به کار میرفته است.

بخشی از آثار باستانی تل باکون در مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو
فرهنگ تل باکون در هزاره پنجم و اوایل هزاره چهارم پیش از عصر حاضر در استان فارس شکوفا شده و برای مدت طولانی و با گستردگی جغرافیای بالا به حیات خود ادامه داده است. اگرچه سنت سفالگری تل باکون به اندازه فرهنگ شوش در خوزستان، غنی و پیچیده بوده، اما تصور میشود که مردمان ساکن تل باکون بیشتر به زندگی عشایری میپرداختند و به همین دلیل نیز سکونتگاههای کوچکتری نسبت به نواحی نزدیک مانند شوش کنونی داشتند. در سفالهای تل باکون علاوه بر نقوش منحصر به فردی مانند گوسفندها و بزهایی با شاخهای بلند، کوزهها و ظروف بسیاری با نقوش چلیپای شکسته یا سواتسیکا به چشم میخورد.
تپهحصار، مأمن پیشهگران باستانی

تپه حصار، محوطهی ماقبل تاریخی است که در روستای حیدرآباد در جنوب دامغان، استان سمنان در شمال شرقی ایران واقع شده است. تپهحصار برای اولین در سال ۱۲۵۷ توسط آلبرت هوتوم شیندلر کشف شد و سپس در سالهای ۱۳۱۰ و ۱۳۱۱ توسط اریش اشمیت مورد بررسی قرار گرفت. بررسیهای بعدی در اوایل دههی ۱۳۵۰ انجام گرفتند و بعدا گروهی از باستانشناسان در سال ۱۳۵۴، بررسیهای علمی را با استفاده بهترین روشهای نوین ارزیابی چینهشناسی و تاریخگذاری رادیو کربن در تپهحصار انجام دادند.
از مجموع کاوشهایی که در این محوطهی باستانی انجام گرفته، اینطور بر میآید که تپهحصار از هزارهی پنجم تا دوم پیش از عصر حاضر دارای سکنه بوده است. کمیت و پیچیدگی آثار باستانی کشف شده و همچنین آداب و رسوم دفن مردگان نشان میدهد، مردمان این فرهنگ با تمدنهای بینالنهرین و آسیای میانه روابطی داشتهاند. باستانشناسان دورههای سکونت در تپهحصار را به ۳ دوره تقسیم کردند. قدمت اولین سکونتها در این محوطه بهدرستی مشخص نیست، اما به عقیده باستانشناسان، مردمان تپهحصار از حدود ۵۰۰۰ سال قبل از عصر حاضر در دوره مسسنگی در این مکان سکونت داشتند. در بقایای کشف شده از این دوره، خانههای خشتوگلی و ابزارآلات مختلف و چرخ کشف شده است. همچنین ظروف و جامهایی با نقوش هندسی و منقش به نگارههای حیوانات و گیاهان نیز از این دوره برجای مانده است.
مقالههای مرتبط:
در دورهی دوم که قدمت آن به ۴۰۰۰ سال قبل از عصر حاضر بازمیگردد، سنگهای لاجورد و مرمر سفید به وفور در مصنوعات مردمان فرهنگ تپهحصار یافت شده است. همینطور شواهد زیادی که از مس و سرب و نقره به دست آمده نشان میدهد که این منطقه زمانی نقش مهمی در تجارت و صادرات مصنوعات فلزی و سنگهای نیمه قیمتی به تمدنهای آسیای میانه، بینالنهرین و مصر ایفا کرده است. در دورهی سوم که به نیمه دوم هزاره سوم پیش از عصر حاضر (عصر برنز) بازمیگردد، میتوان شواهدی از ساخت شهری بزرگ با تراکم جمعیت بالا، تولید و ساخت انبوه مصنوعات و ساخت بناهای بزرگ عمومی و آئینی را در این منطقه مشاهده کرد.
در دورهی سوم و در اواخر هزاره سوم پیش از عصر حاضر تغییرات زیادی در تپه حصار رخ داده است. باستانشناسان شواهدی از تغییر معماری و برنامهریزی شهری را در تپهحصار یافتهاند. باور بر این است که مردمان تپه حصار از پیشه کشاورزی بهعنوان معیشت اصلی خود بهره میبردند و غلات (جو و گندم)، زیتون، انگور، عدس، نخود فرنگی و دیگر حبوبات را نیز میکاشتند. وجود تندیسهای زیادی از حیوانات اهلی مانند گاو گوسفند نشان میدهد که مردمان تپهحصار به گلهداری نیز میپرداختند. از شواهد آنطور بر میآید که مردم تپه حصار در تمامی ۳ دوره پیشهگرانی ماهر بودهاند. در دورهی اول مصنوعات فلزی مختلفی از خنجر، تیشه، پیکان و سوزن در این منطقه ساخته میشد. اما در آثار دورهی دوم و سوم، کیفیت و تنوع بهصورت چشمگیری افزایش پیدا کرده و زیورآلات شخصی مانند گوشواره، آویز و دست بند بههمراه ابزارها و سلاحهایی مانند اسکنه، تیشه، نیزه و سرگرز و وسایل لوکسی مانند ظروف تزئینی و جام و آینههای منقوش ساخته میشود.
برای مطالعه بیشتر درباره تمدنهای باستانی ایران میتوانید به منابع زیر مراجعه کنید:
- «جیرفت، کهنترین تمدن خاورمیانه» نوشته دکتر یوسف مجیدزاده، نشر سازمان ميراث فرهنگي، ۱۳۸۲
- «ایران از آغاز تا اسلام»، نوشته پروفسور رومن گیرشمن، ترجمه دکتر محمد معین، انتشارات نگاه، ۱۳۹۵
- «مارلیک: شکوه فرهنگ عصر آهن گیلان» علیاکبر وحدتی و کریستین کُنارد پیلر، انتشارات موزه ملی ایران، ۱۳۹۷
- «تاریخ ایران باستان»، دیاکونوف، میخائیل میخائیلوویچ. روحی ارباب. انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۸۰
- «تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ا.آ. گرانتوسکی - م.آ. داندامایو، مترجم، کیخسرو کشاورزی، نشر مروارید، ۱۳۸۵
- «مروری بر پنجاه سال باستانشناسی ایران»، عزت الله نگهبان، نشر سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۷۶
- «ایران در شرق باستان»، ارنست هرتسفلد، ترجمه همایون صنعتیزاده. انتشارات دانشگاه شهید باهنر کرمان، ۱۳۸۱
.: Weblog Themes By Pichak :.