کمتر از ۶ هفته از رونمایی پورشه تایکان توربو و توربو اس میگذرد. خودروساز آلمانی در حال گسترش خانوادهی سدانهای تمامبرقی خود است و هربار یکی از مدلهای جدید خودرو الکتریکی تایکان را معرفی میکند. در این مطلب، با یکی از مدلهای جدید این خودرو بهنام پورشه تایکان 4S مدل ۲۰۲۰ آشنا خواهیم شد.

تایکان جدید و ارزانقیمت بهدنبال مدلهای توربو و توربو S ارائه شده است و از دو موتور برقی و جعبهدندهی دوسرعته در عقب و سیستم ۸۰۰ ولت بهره میبرد که سرعت شارژ چشمگیری را فراهم میکند. پورشه تایکان 4S با باتری لیتیومیون ۷۹/۲ کیلوواتساعتی کار میکند؛ اگرچه پورشه باتری ۹۳/۴ کیلوواتساعتی را بهصورت سفارشی نیز برای 4S عرضه میکند. باتری پایه درکنار دو موتور برقی قرار میگیرد و ۵۲۲ اسببخار قدرت تولید میکند؛ درحالیکه باتری بزرگتر میتواند ۵۶۳ اسببخار قدرت تولید کند.

صرفنظر از اینکه مشتریان کدام نوع باتری را انتخاب کنند، پورشه تایکان 4S به حداکثر سرعت ۲۵۰ کیلومتربرساعت میرسد و میتواند در زمان ۳/۸ ثانیه از حالت سکون به سرعت ۹۶ کیلومتربرساعت دست یابد. برای مقایسه بد نیست بدانید نسخهی Long Range تسلا مدل اس نیز میتواند به حداکثر سرعت ۲۵۰ کیلومتربرساعت برسد و در زمان ۳/۷ ثانیه از حالت سکون به سرعت ۹۶ کیلومتربرساعت دست یابد.

باوجوداین، تسلا احتمالا ازنظر شعاع حرکتی بهتر باشد. پورشه تخمینهای شعاع حرکتی را تاکنون ارائه نکرده است و میگوید ارقام EPA قبل از ورود 4S به نمایندگیهای فروش دردسترس خواهد بود؛ اما نسخهی Long Range تسلا مدل اس میتواند با هربار شارژ مسافت ۵۹۵ کیلومتر را بپیماید. این در حالی است که پورشه تایکان توربو طبق استاندارد EPA میتواند با هربار شارژ مسافتی بین ۳۴۱ تا ۴۰۲ کیلومتر را طی کند.

وقتی به قیمت ۱۵۳ هزار دلاری نسخهی توربو و قیمت ۱۸۷ هزار دلاری توربو اس نگاه میکنیم، بهسادگی متوجه میشویم تفاوت قیمت محصولات تسلا با پورشه چقدر زیاد است. قیمت نسخهی پایه تایکان 4S از ۱۰۳ هزار و ۸۰۰ دلار شروع میشود و ۶،۵۸۰ دلار نیز برای باتری بزرگتر به آن اضافه خواهد شد. این در حالی است که قیمت نسخهی Long Range تسلا مدل اس از ۷۹ هزار و ۹۹۰ دلار آغاز میشود و مدل اس پرفورمنس نیز با قیمت ۹۹ هزار و ۹۹۰ دلار دردسترس قرار میگیرد.

آنچه مشتریان با پرداخت قیمت اضافی بهدست میآورند، البته باید تجربهی رانندگی فوقالعاده باشد. پورشه جزئیات مربوط به تجهیزات سفارشی فنی موجود در نسخهی 4S را ارائه نکرده است (سیستم تعلیق بادی سه محفظهای با دمپرهای تطبیقی در 4S وجود دارد)؛ اما احتمالا از انواع امکانات ویژه در مدل پایهی تایکان نیز بهره خواهد برد.

پورشه تایکان 4S سرعت شارژ شگفتانگیزی دارد و بهلطف سیستم ۸۰۰ ولت، امکان میزان شارژ ۲۷۰ کیلوواتی با باتری سفارشی و میزان شارژ ۲۲۵ کیلوواتی با باتری استاندارد فراهم شده است. پورشه هنوز اعلام نکرده است باتری استاندارد چقدر سریع میتواند شارژ شود؛ اما باتری سفارشی میتواند تنها در ۲۲/۵ دقیقه از ۵ به ۸۰ درصد ظرفیت شارژ برسد. پورشه تایکان 4S با سه سال شارژ رایگان (حداکثر ۳۰ دقیقه در هر نوبت) در شارژرهای الکتریفای آمریکا (Electrify America) ارائه میشود.

پورشه تایکان 4S مدل ۲۰۲۰ تا بهار سال آینده به نمایندگیهای فروش میرسد. احتمالا ابن خودرو برقی در نمایشگاه لسآنجلس بهنمایش گذاشته میشود.
گزارشها نشان میدهد اپل از برخی از سازندگان ویدئوهای سرویس اشتراک تلویزیونی خودش، اپل تیوی پلاس، خواسته است در برنامههایشان تصویر منفی از چین نمایش ندهند. این گزارش هنگامی منتشر شد که اپل اپلیکیشنی را از اپاستور حذف کرد که معترضان هنگکنگ استفاده میکردند. این خبر در حالی منتشر شده است که بسیاری از مردم از تلاش شرکتهای آمریکایی برای همراهی با دولت چین بهمنظور حفظ بازار بزرگ چین خشمگین و معترض هستند.

جمعهی گذشته، BuzzFeed News گزارشی منتشر کرد که نشان میداد اوایل سال گذشته، مورگان واندل، سرپرست بخش توسعهی محتوای بینالملل اپل و ادی کیو، معاون رئیس بخش سرویسها و اپلیکیشنهای اینترنتی اپل، به برخی از تولیدکنندگان برنامههای اینترنتی توصیههایی دربارهی محتواهای مرتبط با چین کرددند. BuzzFeed گفته است پس از آنکه فروشگاههای iTunes Moveis و iBook تنها ۶ ماه پس از راهاندازی (در سال ۲۰۱۶) در این کشور تعطیل شدند، اپل برای حفظ ارتباط با دولت چین این تصمیمها را گرفته است تا اتفاق مشابهی برای اپل تیوی پلاس رخ ندهد. تاکنون، کوپرتینوییها پاسخی به گزارش BuzzFeed ندادهاند.
مقالههای مرتبط:
از دیدگاه تولیدکنندگان هالیوودی، قوانین اپل برای جلب حمایت دولت چین چندان عجیب نیست. درواقع، این قوانین در هالیوود پذیرفتهشده هستند و اگر آنها بخواهند در بازار چین جایی داشته باشند، باید این قوانین را رعایت کنند. نمونهی چنین تصمیماتی دربارهی اپلیکیشنهای دیگر هم وجود داشته است. یکی از توسعهدهندگان اپلیکیشن گفته است:
ما تماسی تلفنی از اپل دریافت کردیم که در آن به ما گفت ازدولت چین تماس تلفنی دریافت کرده است و پس از حدود پنج دقیقه، اپلیکیشن ما از اپاستور حذف شد.
یکی از مسئولان اجرایی بخش تکنولوژی آمریکا گفته است نمیتوان دربارهی چنین اتفاقات و تصمیماتی بحث و مذاکره کرد.

اوایل این هفته، روزنامهی People’s Daily، روزنامهی متعلق به حزب کمونیست چین، از اپل انتقاد کرد. این روزنامه در انتقاد از اپل گفته بود این شرکت به آشوبگران هنگکنگ کمک میکند و اجازه داده است اپلیکیشنهای مخرب به فعالیت خود ادامه دهند. یک روز پس از این انتقاد، اپل اپلیکیشن HKmap.live را از اپاستور حذف کرد. این اپلیکیشن اطلاعات بهدستآمده از اخبار اینترنتی و فیسبوک و تلگرام را جمع میکرد تا بتواند موقعیت قرارگیری مأموران پلیس و معترضان و گاز اشکآور را در هنگکنگ نشان دهد.
در پی حذف این اپلیکیشن، عدهی زیادی به این تصمیم اعتراض کردند و درنتیجه، تیم کوک، مدیرعامل اپل، در ایمیلی خطاب به کارکنانش، از این تصمیم حمایت کرد. او گفت اپل اطلاعاتی از کاربران هنگکنگی و دفتر جرایم سایبری هنگکنگ و دفتر جرایم فناورانهی این کشور دریافت کرده که نشان میدهد اطلاعات موجود در این اپلیکیشن برای بهدامانداختن مأموران پلیس یا قربانیکردن برخی افراد یا سرقت داراییهای آنها در مناطقی استفاده میشد که مأمور پلیس حضور نداشت. توسعهدهندگان این اپلیکیشن میگویند مدرکی ندارند که بتواند این ادعا را ثابت کند. برخی دیگر ازجمله جان گرابر، بلاگر معروف اپل، به صحبتهای تیم کوک واکنش نشان داده و آنها را نقد کرده است.
باید کرد که چین سومین بازار بزرگ محصولات اپل است و بیشتر محصولات اپل نیز در این کشور مونتاژ میشود. بد نیست به این نکته هم اشاره کنیم که برخی دیگر از شرکتهای آمریکایی نیز در همکاری با دولت چین با مشکلات مشابهی مواجه شدهاند. در هفتهی جاری، شرکت گیمینگ بلیزارد، پس از اینکه یکی از گیمرهای حرفهایاش در مصاحبهای از معترضان هنگکنگی حمایت کرد، او را از بازی محروم و همهی جوایز نقدی او را حذف کرد. در میان همهی مخالفتها با این تصمیم بلیزارد، اورگان سنرون وایدن در توییتر گفته است: «هیچیک از شرکتهای آمریکایی نباید برای درآمد بیشتر، صدای آزادی را سانسور کند». بااینحال، بلیزارد گفته است تصمیمش ربطی به چین ندارد.

علاوهبراین، NBA (اتحادیهی ملی بسکتبال آمریکا) هم مشکلاتی با چین دارد. اوایل ماه جاری، داریل موری، مدیر تیم بسکتبال هوستون، در توییتی از معترضان هنگکنگی حمایت کرد. برخی از مسئولان چین این توییت را محکوم کردند و بنابر گزارشها، برخی از حامیان مالی تیم مذکور ارتباطشان را با تیم یا حتی کل NBA قطع کردند. موری توییتش را حذف و بهخاطرش عذرخواهی کرد و حالا NBA سعی میکند مسائل پیشآمده را حلوفصل کند.
بهتازگی اولین تصویر از کاوشگر مریخ سازمان فضایی چین منتشر شده است؛ کاوشگری که قرار است سال آینده به مقصد مریخ پرتاب شود. یه جیانپِی، دانشمند ارشد در حوزهی علوم و کاوشهای فضایی در آکادمی فناوری فضایی چین، در برنامهای از شبکهی تلویزیون جهانی چین (CGTN) اظهار کرد:
این مأموریت بهخوبی پیش میرود. اگر با مشکل پیشبینینشدهای روبهرو نشویم، کاوشگر مریخ در سال ۲۰۲۰ پرتاب خواهد شد و در سال ۲۰۲۱، روی سیارهی سرخ فرود خواهد آمد.

در تصاویر منتشرشده، فضاپیما در پوستهای محافظتی دیده میشود؛ اما بهگفتهی مقامهای رسمی، این پوسته شامل مدارگرد و ماژول فرود و مریخنورد میشود. ویدئویی که در اوت ۲۰۱۶ منتشر شده بود، به این مسئله اشاره میکرد که این مجموعه از سه بخش تشکیل شده است. هدف از انجام این مأموریت، بررسی اتمسفر و سطح مریخ و ویژگیهای زمینشناسی و مغناطیسی آن است. بهگفتهی یه، این بررسیها میتواند به کشف سرنخهایی دربارهی ماهیت و تکامل مریخ و منظومهی شمسی منجر شود.

یه دراینزمینه میگوید:
کاوش در مریخ اقدامی نوآورانه است. اگر این مأموریت موفقیتآمیز باشد، برای اولینبار در جهان، کشوری موفق شده است سه کار (ارسال مدارگرد و ماژول فرود و مریخنورد) را در یک مأموریت انجام دهد.
برای رسیدن به مریخ، این مجموعه با راکت لانگمارس ۵ که از موتور سوخت مایع استفاده میکند، به مدار زمینآهنگ (Geosynchronous Orbit) ارسال خواهد شد. پس از ورود به مدار، این مجموعه در هفت ماه به سیارهی سرخ خواهد رسید.
شایان ذکر است درحالحاضر، راکت لانگمارس ۵ در حال دریافت مجوزهای پرواز مجدد است؛ البته محمولهی چینیها، تنها مسافر سیارهی سرخ در سال ۲۰۲۰ نیست. مأموریت مشترک آژانس فضایی اروپا و روسیه که ExoMars ۲۰۲۰ نام دارد، برای سال ۲۰۲۰ برنامهریزیشده است؛ هرچند درحالحاضر با مشکلاتی درزمینهی سیستم چترهای فرود مواجه شده است. کاوشگر بزرگ ناسا موسوم به Mars ۲۰۲۰ هم قرار است در سال ۲۰۲۰ پرتاب شود واماراتیها هم در اندیشهی ارسال مدارگرد مریخ خود موسوم به «امید» (Hope) هستند.
لئوناردو داوینچی به حق نمونه بارز مردی از عصر رنسانس بود. او با نبوغ استثناییاش بارها و بارها نهتنها همعصرانش را متحیر کرد، بلکه با گذشت بیش از ۵۰۰ سال از مرگش، همچنان استعدادهای پنهان و طرحهای فراموششدهاش موجب شگفتی پژوهشگران میشود.
داوینچی که از او بهعنوان با استعدادترین انسانی که روی کره زمین زندگی کرده یاد میکنند، بیشتر به دلیل آثار شاخصش از جمله تابلوی «مونالیزا» مشهور به لبخند ژوکوند و «شام آخر» مشهور است، اما طرح او برای پلی که قرار بود برای امپراتوری عثمانی ساخته شود و به طولانیترین پل روزگار خود بدل شود، حاکی از نبوغ بینظیر او در معماری نیز است. حال، یافتههای پژوهشی جدید نشان میدهد، در صورتی که این پل ساخته میشد، نهتنها استحکام بسیاری بالایی میداشت، بلکه میتوانست انقلابی را در ساخت پلهای طولانی پدید بیاورد.
سلطان بایزید دوم در سال ۱۵۰۲ از معماران خواست که طرحهای پیشنهادی خود را برای ساخت پلی که قسطنطنیه (استانبول کنونی) را به همسایه مشهورش گالاتا متصل میکرد به دربارش ارسال کنند. داوینچی هم در میان کسانی بود که با فرستادن نامهای به سلطان عثمانی، طرحش برای ساخت این پل شرح داد. شهرت داوینچی در همان روزگار هم بهعنوان هنرمند و مخترعی بزرگ، از مرزهای اروپا گذر کرده بود، اما ظاهرا طرح داوینچی با آنچه سلطان بایزد در ذهن داشت کاملا تفاوت داشت، به همین دلیل سلطان تصمیم گرفت خطر نکند و طرح معمولیتری را برای ساخت انتخاب کند.

طرح اصلی داوینچی کاملا بهصورت تاقی طراحی شده بود تا امکان عبور و مرور کشتیهای بادبانی را امکانپذیر کند
واضح است که داوینچی قرنها از مردمان روزگار خود جلوتر بود. اکنون، گروهی از پژوهشگران MIT (مؤسسه فناوری ماساچوست)، طرح داوینچی را پس از تجزیهوتحلیل بازسازی کردند و دریافتند، آنچه نابغه فلورانسی در روزگار خود طراحی کرده بود، نهتنها طرحی بینظیر بود، بلکه در صورت ساختهشدن تا همین حالا هم بهعنوان یکی از نمونههای برجستهی مهندسی عصر رنسانس سالم باقی میماند.
پژوهشگران MIT پس از بررسی مصالح، تجهیزات ساختوساز و وضعیت زمینشناختی منطقه خلیج شاخ طلایی (که قرار بود پل روی آن ساخته شود) ماكتی از این پل ساختند. داوینچی در توضیحات خود مصالح و تجهیزات لازم برای ساخت این پل را مشخص نکرده، اما کارلی باست و همکارانش دریافتند که تنها مصالح موجود در آن زمان که زیر بارِ چنین پلی عظیمی فرو نمیریخت، سنگ بود. علاوه بر این، پژوهشگران فرض را بر این گذاشتند که چنین پلی بهتنهایی و با اتکا به نیروی جاذبه و بدون هیچ ملات یا بستی برای نگهداشتن سنگها میتوانست استوار و محکم باقی بماند.

کارلی باست در کنار ماکت ۸۱ سانتیمتری پل داوینچی
باست و همکارانش برای آزمایش استحکام این پل، ۱۲۶ قالب سنگی را بهصورت سهبعدی چاپ کردند. ماکتی که باست و همکارانش ساختند، ۵۰۰ برابر از طرح اصلی پل داوینچی کوچکتر بود که قرار بود ۲۸۰ متر طول داشته باشد. در حالی که پل داوینچی تقریبا حدود ۴ برابر از پل جرج واشینگتن (در منهتن نیوریوک) و چهارونیم برابر از پل گلدنگیت (در سانفرانسیسکو) کوتاهتر بود، اما در روزگار خود به طولانیترین پل جهان بدل میشد.
باست در این خصوص گفت:
(طرح داوینچی) بهشدت جاهطلبانه بود. این پل (اگر ساخته میشد) تقریبا ۱۰ برابر طولانیتر از پلهای عصر خودش میبود.
اکثر پلهای آن زمان بهصورت تاقهای نیمدایرهای طراحی میشدند که نیاز به ۱۰ ستون یا بیشتر داشتند تا پل را محکم نگه دارند. اما طرح داوینچی کاملا تاقی شکل بود که قسمت فوقانی آن مسطح و قسمت تهتانی آن نیز بهقدری بلند بود که عبور و مرور کشتیهای بادبانی را از زیر پل امکانپذیر میکرد. پژوهشگران در ابتدا قالبهای چاپ سهبعدی را با یک داربست سرهم کردند، اما بعد از اتمام کار، داربست را برداشتند و متوجه شدند که پل همانطور که از نابغهای مانند داوینچی انتظار میرفت بدون داربست و سازههای اضافی دیگر کاملا سرپا و استوار باقی میماند. باست این طراحی را نمایانگر «نبوغ هندسه» دانست و گفت که پل تنها با فشردگی مصالح مستحکم میشد.
مقالههای مرتبط:
طرح داوینچی و ماکتی که پژوهشگران MIT از روی آن ساختند، از وجود سازههایی به نام نیمپایه در جوانب خود بهره میبرد تا استحکام پل را در هنگام حرکات جانبی فراهم کند. داوینچی که بهخوبی از زلزلهخیز بودن منطقه آگاه بود، احتمالا به همین دلیل از این نیمپایهها در طرح پل خود استفاده کرده بود. باست و همکارانش نیز برای اثبات مقاومت سازه در برابر زلزله، این پل را روی دو سکوی متحرک ساختند. پژوهشگران بعد از اینکه این دو سکو را از هم دور کردند، متوجه شدند، پل کاملا در برابر زلزله مقاوم بوده و میتوانست در صورت ساختهشدن تا همینحالا هم سالم باقی بماند. باست در این خصوص گفت:
آیا این طرح تنها یک طراحی سَردستی بود، کاری که داوینچی میتوانست ظرف ۵۰ ثانیه ترسیم کند یا اینکه عمیقا به آن فکر کرده بود؟ دانستن این موضوع دشوار است.
او در ادامه افزود، اما آزمایشی که از روی طراحی داوینچی انجام گرفت نشان میدهد که او زمانی را صرف فکر کردن به آن کرده است. در حالی که نتایج یافتههای اخیر هنوز در هیچکدام از نشریات علمی معتبر منتشر نشده، باست و همکارانش نتایج یافتههای خود را هفته گذشته در «کنفرانس بینالمللی چارچوبها و سازههای فضایی» در بارسلون، اسپانیا شرح دادند.
شرکتهای مطرح دنیای موبایل تمام توانشان را برای بهبود عملکرد دوربین محصولات خود بهکار گرفتهاند تا با قدرتنمایی در این بخش نظر خریداران بیشتری را به خود جلب کنند. این رقابت تا حدی داغ شده است که هر ساله شاهد معرفی فناوری و امکانات نوینی در دوربین گوشیهای هوشمند هستیم. زومیت طبق روال همیشگی خود، در ادامه به مقایسهی عملکرد دوربین مطرحترین بازیگران دنیای موبایل پرداخته است.
اپل هنگام معرفی نسل جدید آیفون، طبق سنت همیشگی روی دوربین بهکاررفته و توانایی آن در جدیدترین محصولات خود مانور زیادی داد. آیفون در طول سالیان گذشته همواره یکی از بهترین گزینههای موجود در بخش دوربین بوده است. امسال آیفون ۱۱ پرو و ۱۱ پرو مکس تغییرات گستردهای در بخش دوربین به خود دیدهاند؛ این تغییرات تا حدی بوده است که اپل این دستگاهها را برای تولید محتوای ویدیویی ردهبالا و حرفهای نیز مناسب میداند. در این مقایسه در کنار آیفون ۱۱ پرو مکس، از آیفون ۱۱ نیز استفاده شده است تا کاربران بهخوبی قادر به تفاوت تواناییهای دو گوشی جدید اپل باشند.
سامسونگ نیز همواره بهعنوان یکی از مطرحترین بازیگران عرصهی گوشیهای هوشمند، محصولات خود را به دوربینهای توانمندی مجهز میکند. گلکسی نوت ۱۰ پلاس به لطف ماژول چهارگانهی دوربین خود، یکی از توانمندترین نامهای موجود حال حاضر دنیای گوشیهای هوشمند است که نیازهای کاربران را در بالاترین سطح ممکن میتواند تأمین کند.
هواوی طی سالهای گذشته توجه ویژهای به دوربین محصولات خود داشته و همکاری با لایکا نیز منجر به رشد قابلتوجه این بخش از گوشیهای هوشمند هواوی شده است. پی ۳۰ پرو با شعار «قوانین عکاسی را از نو بنویس» وارد بازار شده است تا بهلطف ماژول چهارگانهی دوربین و قابلیتهای متعدد، هواوی را بهعنوان توانمندترین برند دنیای موبایل در بخش دوربین معرفی کند. متاسفانه به دلیل در دسترس نبودن میت ۳۰ و میت ۳۰ پرو در کشور، پی ۳۰ پرو بهعنوان نمایندهی هواوی در این مقایسه به کار گرفته شد.
گوشیهای هواوی پی ۳۰ پرو و سامسونگ گلکسی نوت ۱۰ پلاس توسط فروشگاه رایان ۳۶۰ در اختیار زومیت قرار گرفتند.
نکاتی که باید پیش از شروع مقایسه به آنها توجه کنید:
- نام گوشیها مشخص نشده است تا اگر به برند یا تلفن خاصی علاقهمند هستید، روی انتخاب بیطرفانهتان تأثیر نگذارد.
- ترتیب گوشیها در تمام آزمایشها (بهجز نمونهی پایانی) یکسان است.
- تمام گوشیها به آخرین نسخه بهروزرسانی شدهاند تا جدیدترین بهینهسازیها در عملکرد دوربین در آنها اعمال شود.
- پس از ۵ روز از انتشار این مقاله، مشخص خواهیم کرد که تصاویر، مربوطبه چه محصولاتی هستند.
- در پایین هر تصویر، نظرسنجی مربوطبه آن وجود دارد و ازطریق آن میتوانید به همان گوشی که از نظر شما عکس بهتری گرفته است، رأی دهید.
- برای آنکه به جزییات تصویر نیز توجه کرده باشیم، در برخی از تصاویر، برش دو یا چند برابری آن را نیز قرار دادهایم.
- از هر کدام از سوژهها، با هر گوشی ۳ تا ۶ بار عکاسی شده و بهترین تصویر از بین آنها برای مقایسه انتخاب شده است.
- باتوجهبه کاربری Point and Shoot دوربینهای موبایل، ثبت تصویر روی دست انجام شده است تا توانایی گوشیهای موجود در این مقاله در حذف لرزشها نیز بررسی شود.
- بررسی میزان توانایی پرچمداران حال حاضر دنیای موبایل، در ۱۰ آزمایش جداگانه انجام شده است. هر یک از این آزمایشها معیاری برای بررسی نقاط قوت و ضعف محصولات در زمینههای مختلف است. دوربین پاناسونیک لومیکس G9 بههمراه لنزهای ۳۵-۱۲ میلیمتری F2.8، نمونهی ماکرو ۳۰ میلیمتری F2.8 و تلهفوتو ۱۰۰-۳۵ میلیمتری F2.8 با تراز سفیدی به کمک برگهی مخصوص این امر نیز بهعنوان معیار به کار گرفته شده است.
- تمامی عکسها در حالت خودکار و غیرفعال کردن حالت HDR (بهجز آزمایش بررسی گسترهی دینامیکی) ثبت شدهاند.
- در تصاویر محیطهای تاریک حالت Night در گوشیها فعال شده است.
آزمایش اول:
در آزمایش اول به دقت ثبت رنگ در شرایط نوری مساعد و منبع طبیعی نور پرداخته شده است. در این شرایط برخی الگوریتمهای پردازشی موبایل جهت تزریق رنگ و لعاب به تصاویر، اقدام به شفافسازی (Sharpening) بیش از حد و افزایش کنتراست در مرز سوژهها میکنند که در نتیجه منجر به تصویری مصنوعی میشود. ثبت طبیعی رنگ از دیگر نکات الزامی این آزمایش است که دوربین موبایلهای موجود در این مقایسه، باید جهت رسیدن به آن تلاش کنند.
آزمایش دوم:
دقت ثبت رنگ از مهمترین مشخصههای دوربینهای عکاسی است. شرکتهای بزرگ این عرصه در جهت افزایش دقت رنگ، سالها الگوریتمهای پردازش سیگنال خود را توسعه میدهند و بهطور پیوسته به کالیبرهکردن آن میپردازند. در این آزمایش بهدنبال گزینهای با نزدیکترین رنگهای ثبتشده در شرایط نوری طبیعی، نسبت به نمونهی مرجع باشید. رنگ برگ درختان، وسایل ورزشی و زمین، میتواند معیار مناسبی برای بررسی دقت گوشیها در این آزمایش باشد.
آزمایش سوم:
گسترهی دینامیکی بهصورت مستقیم به توانایی حسگر دوربین باز میگردد. دوربینی با گسترهی دینامیکی بهتر، توانایی ثبت جزئیات بیشتری در بخشهای تاریک و نورانی تصویر دارد. در این آزمایش و در مقایسه با تصویر مرجع، باید بهدنبال گزینهای بود که بیشترین میزان از جزئیات را در بخش تاریک قاب (درخت کاج سمت چپ و سایهی درختان سمت راست) و بخش روشن قاب (ابرهای آسمان و ساختمان) درکنار حفظ کنتراست کلی عکس ارائه دهد.
آزمایش چهارم:
آزمایش چهارم به بررسی دقت رنگهای ثبتشده در شرایط نوری مساعد و مصنوعی پرداخته است. دوربینهای موبایل باید قادر به ثبت نزدیکترین رنگ در مقایسه با نمونهی مرجع باشند. عدم اغراق در میزان رنگها و کنتراست تصویر مهمترین المانهای این آزمایش است.
آزمایش پنجم:
در آزمایش پنجم به بررسی عملکرد حسگر و الگوریتم پردازش تصاویر در شرایط نوری تاریک و در نتیجهی ایزو بالا پرداخته شده است. گزینهای که قادر به ثبت دقیق رنگها درکنار حفظ مناسب جزئیات و حذف مؤثر نویز شود، برترین عملکرد را خواهد داشت. برای کمک به مقایسه، برش ۲۰۰ درصدی از تصویر تهیه شده است که در ادامه میتوانید مشاهده کنید.
تصویر برشخورده:
آزمایش ششم:
ماکرو یکی از ژانرهای پرطرفدار در دنیای عکاسی است. در این سبک از عکاسی، ثبت جزئیات مناسب، حذف لرزش دست، جدا کردن سوژه از پسزمینه با استفاده از جلوهی بوکه و البته ثبت دقیق رنگ مهمترین المانها هستند. باتوجهبه موارد مذکور اقدام به مقایسه و انتخاب بهترین گزینهی موجود در مقایسه با تصویر مرجع کنید.
در این آزمایش تصاویر ثبتشده از نزدیکترین فاصلهی قابل فوکوس توسط هر یک از گوشیهای هوشمند بهدست آمده است.
آزمایش هفتم:
باتوجهبه علاقهی بسیار کاربران به شبکههای اجتماعی و در نتیجه سبک عکاسی پرتره، دوربینهای موبایل قابلیتهای ویژهای در این زمینه معرفی کردهاند که میتوان به زوم ۲ برابری و ایجاد جلوهی بوکهی مصنوعی اشاره کرد. در این آزمایش ثبت جزئیات مناسب، رنگ طبیعی پوست، ایجاد جلوهی بوکهی طبیعی باتوجهبه تشخیص مناسب سوژه و پسزمینه و همچنین عدم اعوجاج در تصویر، مهمترین مواردی است که باید برای مقایسه در نظر داشته باشید.
آزمایش هشتم:
در آزمایش پایانی نیز ثبت تصاویر پرتره در شرایط نوری بسیار ضعیف مورد بررسی قرار گرفته است. فلاش گوشیها برای بررسی توانایی آنها در کنترل نویز غیرفعال شده است. ارائهی تصویری قابل قبول با کنترل مناسب نویز و حفظ جزئیات، مولفههای اصلی این آزمایش هستند که کاربران باید به بررسی آنها بپردازند.
تصویر برشخورده:
آزمایش نهم:
دوربینهای سلفی یکی از مهمترین جوانب دوربین گوشیهای هوشمند را تشکیل میدهد. این موضوع منجر به تعبیهی حسگر و لنزهای توانمندی در این بخش شده است. در همین راستا آزمایش ۸ و ۹ این مقایسهی دوربین به بررسی عملکرد دوربینهای سلفی اختصاص یافته است. در نظر داشته باشید، برای ثبت بیشترین میزان از جزئیات، قابلیت زیبا شفافسازی پوست در تمامی گوشیهای غیرفعال شده است. ثبت رنگ طبیعی پوست درکنار جزئیات مناسب، معیارهای اصلی این آزمایش است که طبق آنها باید توانمندترین گزینه را انتخاب کنید.
تصویر برشخورده:
آزمایش دهم:
این آزمایش به بررسی عملکرد دوربین سلفی در شرایط نوری تاریک پرداخته است. در این حالت کنترل مناسب نویز، درکنار حفظ جزئیات و رنگ طبیعی پوست، وظایف اصلی دوربینها است.
تصویر برشخورده:
آزمون توانایی زوم:
گوشیهای هوشمند با استفاده از ماژولهای چندگانهی دوربین اقدام به تعبیهی قابلیت زوم دو یا چند برابر کردهاند. در این مقایسه زوم ۵ برابری دوربینهای با یکدیگر مقایسه شده است. باتوجهبه توانایی زیاد هواوی پی ۳۰ پرو در این زمینه، بهدلیل اختلاف زیاد آن با رقبا و مشخص شدن نام گوشیها، در این مقایسه تغییر چیدمان گوشیها و نوشتن نام هر یک، صرفا نمایش توانایی آنها مد نظر بوده است. بههمین دلیل این مقایسه بالطبع نظرسنجی ندارد. در آزمون زیر، میزان زوم ۱۰ برابری مقایسه شده است.
نکته مهم: در نظر داشته باشید چیدمان نام گوشیها در تصویر زیر، با آزمایشهای بالا یکسان نیست.
به نظر شما کدام یک از گوشیها بهطور کلی بهترین عملکرد را داشتند؟ نظر خود را با ما در میان بگذارید.
همچنین شما میتوانید برای اطلاع از قیمت روز گوشی، مشخصات فنی و مقایسهی محصولات فوق از بخش محصولات زومیت استفاده کنید. گالری تصاویر رسمی، اخبار و مقالات مرتبط و پاسخ به سوالات رایج در مورد این محصولات در این بخش در دسترس شما است.
آیزاک آسیموف (Isaac Asimov)، نویسنده و استاد زیستشیمی دانشگاه بوستون بود. او با آثار ماندگاری در حوزهی داستانهای علمیتخیلی و علم به زبان ساده شناخته میشود. آسیموف نویسندهی پرکاری بود که بیش از ۵۰۰ کتاب از خود بر جای گذاشت. کتابهای او در ۹ دسته از ۱۰ دستهبندی اصلی ردهبندی دهدهی دیوئی نوشته و منتشر شدند.
در تاریخ ادبیات و داستانهای علمیتخیلی، سه نویسنده بهعنوان برترین افراد تأثیرگذار شناخته میشوند. آیزاک آسیموف، در کنار رابرت ای هینلین و آرتور سی کلارک، مثلث نویسندههای بزرگ تاریخ علمیتخیلی را شکل میدهند؛ مثلثی که در ساختار داستانی، بسیاری از مفاهیم دنیای آینده را در زمان خود پیشبینی کردند و امروز برخی از آنها به حقیقت پیوسته است. دنیایی که این نویسندهها در آثار خود ترسیم میکردند، اگرچه در زمان خود دور از واقعیت به نظر میرسید، اما بهخاطر ماهیت و رگههای علمی، حتی برخی اوقات زمینهی تحقیقات دانشمندان دنیای فناوری را در سالهای بعد فراهم کرد.
مقالههای مرتبط:
مهمترین آثار آسیموف در مجموعه کتاب «بنیاد» دیده میشود. سه کتاب اول این مجموعه در سال ۱۹۶۶ تنها جایزهی Hugo را بهعنوان بهترین مجموعهی تاریخ به خود اختصاص دادند. از مجموعه کتابهای مشهور دیگر او میتوان به «امپراطوری کهکشانی» و «رباتها» اشاره کرد. رمانهای مجموعهی امپراطوری کهکشانی، در همان جهان تخیلی سیر میکنند که مجموعهی بنیاد هم در همان جهان طراحی شد. آیزاک بعدا در کتاب «بنیاد و زمین» داستان آیندهی دور خود را در مجموعههای مذکور به مجموعهی رباتها پیوند زد.
آسیموف در کنار داستانهای علمیتخیلی، آثار معمایی و فانتزی هم دارد. بهعلاوه برخی از کتابهای او نیز غیرداستانی هستند. در مشهورترین کتابهای او در حوزهی علم به زبان ساده، به مفاهیم علمی بهصورت تاریخی اشاره میشود. او تاریخ علم را از زمانی بررسی میکرد که مفاهیم مورد بحث، در ابتداییترین حالت خود قرار داشتند. حوزههای علمی و غیرداستانی همچون شیمی، نجوم، ریاضیات، تاریخ، تفسیر کتب دینی و نقد ادبی، از زمینههای کاری دیگر آسیموف بودند.

امضای ایزاک آسیموف
تولد و تحصیل
آیزاک آسیموف در دوم ژانویهی ۱۹۲۰ در روستای پتروویچی روسیه بهدنیا آمد که در آن زمان بخشی از استان اسمولنسک اتحاد جماهیر شوروی بود (البته برخی منابع، تاریخ تولد او را چهارم اکتبر ۱۹۱۹ بیان میکنند، اما آیزاک تولد خود را دوم ژانویهی جشن میگرفت). پدرش جودا و مادرش آنا راشل نام داشتند. آیزاک در یک سالگی به بیماری سخت ذاتالریه دچار شد و از میان ۱۶ کودک مبتلا در پتروویچی تنها او زنده ماند. خانوادهی او در سال ۱۹۲۳ به ایالات متحده مهاجرت کردند و در بروکلین نیویورک ساکن شدند. پدر آیزاک در بروکلین یک فروشگاه شکلات راهاندازی کرد که بعدها به مجموعه فروشگاه تبدیل شد. همهی اعضای خانوادهی آسیموف باید در فروشگاههای مذکور کار میکردند.
پدر آسیموف در فروشگاه خود روزنامه و مجله هم میفروخت که اولین آشنایی آیزاک را با داستان و عشق به مطالعه شکل داد. اولین داستان آیزاک در دوران تحصیل دبیرستان نوشته و منتشر شد. داستان او «برادران کوچک» نام داشت و در روزنامهی مدرسه چاپ شد. او یک سال بعد به کالج Seth Low Junior رفت که زیرمجموعهای از دانشگاه کلمبیا بود. آیزاک برای تحصیلات دانشگاهی رشتهی زیستشناسی را انتخاب کرده بود، اما در سال ۱۹۳۶ و با ورود به کمپ اصلی دامشگاه، به شیمی تغییر مسیر داد.
پس از گذشت دو سال از تحصیلات دانشگاهی، موضوعات تاریخی توجه آیزاک را به خود جلب کردند. او زمان زیادی را در دوران دانشگاه به مطالعهی تاریخ اختصاص میداد و همزمان به خواندن کتابهای علمی تخیلی و نوشتن داستان هم مشغول بود. اولین داستان حرفهای آیزاک بهنام Marooned off Vesta در سال ۱۹۳۹ در مجلهی Amazing Stories چاپ شد. او در همان سال در رشتهی شیمی و مقطع کارشناسی از دانشگاه کلمبیا فارغالتحصیل شد.

آیزاک برای ادامهی تحصیل ابتدا به دانشکدههای پزشکی مراجعه کرد و دو بار در آزمونهای ورودی رد شد. او سپس به دانشگاه خود بازگشت تا تحصیل را در رشتهی شیمی تکمیل کند که پس از یکبار ردشدن در آزمون ورودی، بالاخره در دورههای مشروط پذیرفته شد. او مدرک کارشناسی ارشد خود را در سال ۱۹۴۱ و مدرک دکترا را در سال ۱۹۴۸ در همان رشتهی شیمی از دانشگاه کلمبیا دریافت کرد. آیزاک در دوران تحصیل دانشگاهی، زبانهای فرانسه و آلمانی را نیز آموخت. آسیموف در خلال تحصیلات دانشگاهی، سه سال را در جبهههای نبرد جنگ جهانی دوم گذراند. او بهعنوان شیمیدان در مرکز آزمایشگاههای تجربی نیروی دریای فیلادلفیا فعالیت میکرد.
نویسندهی بزرگ داستانهای علمیتخیلی، فرایند کاری خود را ابتدا با تدریس در دانشگاه شروع کرد. او پس از پایان دورهی دکتری و یک سال مطالعهی پسادکتری، در سال ۱۹۴۹ عضو هیئت علمی دانشگاه پزشکی بوستون شد و با حقوق سالانه پنج هزار دلار، به تدریس زیستشیمی مشغول شد. حقوق دریافتی او از دانشگاه مناسب بود، اما چند سال بعد، درآمد آسیموف از نویسندگی بیشتر از درآمد تدریس شد و او را به محدود کردن فعالیتهای تحقیقی در دانشگاه مجبور کرد. فعالیتهای دانشگاهی آسیموف از سال ۱۹۵۲ محدود به تدریس شد.
آسیموف در سال ۱۹۵۵ به رتبهی دانشیاری و استادی ممتاز رسید. البته توقف فعالیتهای تحقیقاتی پیامد خوبی برای او بههمراه نداشت. دانشگاه از دسامبر سال ۱۹۵۷ فعالیتهای تدریسی آسیموف را لغو کرد که البته او با تلاش و مذاکرهی فراوان توانست عنوان استادی را در سالهای بعدی پس بگیرد. دانشگاه کلمبیا در سال ۱۹۷۹، به پاس نوشتههای بیشمار و فاخر آسیموف، عنوان استاد تمام زیستشیمی را به او اهدا کرد.

آرتور اوبرمایر، دوست صمیمی آسیموف و دانشمند مرکز تحقیقات موشکی آمریکا بود. آسیموف به پیشنهاد او از سوی دارپا به تحقیقات موشکی دعوت شد، اما بهخاطر تأثیر احتمالی اطلاعات طبقهبندیشده بر آزادی نویسندگی، آن را رد کرد. البته او مقالهای با موضوع خلاقیت برای دارپا نوشت که چگونگی تشویق اعضای تیم پروژههای دولتی را به تفکر خلاقانه شرح میداد.
جریان دائمی نگارش
نویسندگی آیزاک آسیموف به دورههای زمانی متعدد تقسیمبندی میشود. او ابتدا نگارش داستان کوتاه را در سال ۱۹۳۹ شروع کرد و در سال ۱۹۵۰ به حوزهی رماننویسی وارد شد. این دوره تا سال ۱۹۵۸ ادامه داشت تا اینکه با آخرین اثر بهنام «خورشید عریان» در سال ۱۹۵۷ به پایان رسید. دورهی بعدی به انتشار کتابهای غیرعلمی اختصاص داشت که یکی از مهمترین آنها یک کتاب آموزشی دانشگاهی بهنام «زیستسیمی و متابولیسم انسانی» بود.

در کنار دی کمپ و هینلین
موفقیت پروژهی اسپونیک ۱، شعلهی انتشار آثار غیرداستانی را روشنتر کرد. همین رویکرد باعث شد تا داستانهای علمیتخیلی کمتری توسط آسیموف نوشته شوند. طی ۲۵ سال بعد، تنها چهار رمان علمیتخیلی نوشته شد و ۱۲۰ اثر در حوزههای غیرداستانی منتشر شدند. دورهی دوم داستانهای علمی تخیلی از سال ۱۹۸۲ و با کتاب «Foundation's Edge» شروع شد. از آن زمان، کتابهای داستانی متعددی توسط آسیموف نوشته شدند که حکم مقدمه و موخره را برای داستانهای قبلی داشتند. درنتیجه مجموعهای از داستانهای متحد شکل گرفت که خط داستانی متصل به هم داشتند.
خود آسیموف مهمترین دستاوردهای نگارشی خود را سه قانون رباتیک (در بخشهای بعدی به آن میپردازیم) و مجموعه کتابهای بنیاد (Foundation) میداند. دیکشنری آکسفورد، تعدادی از اصطلاحاتی که آسیموف در داستانهای خود به کار برده بود را به دانشنامه افزود. کلمههای robotics, positronic و psychohistory در دیکشنری آکسفورد را میتوان متعلق به آسیموف دانست. از میان کلمههای مذکور، اصطلاح رباتیک امروز بهعنوان اصطلاحی علمی شناخته میشود.

اسطورههای دنیای علمی تخیلی
داستانهای علمی تخیلی آیزاک آسیموف
همانطور که گفته شد، آسیموف از کودکی و از حدود سال ۱۹۲۹ به داستانهای علمی تخیلی علاقهمند شد. او مجلههای عامهپسند را در فروشگاه خانگی مطالعه و بهمرور مفاهیم علمی و تخیلی را درک میکرد. پدر آیزاک، او را از خواندن داستانها منع میکرد و بهنوعی آنها را بیفایده میدانست. او در مقابل، تلاش میکرد تا بهخاطر اصطلاح «علمی» در عنوان داستانهای علمی تخیلی، آنها را آموزنده نشان دهد. بههرحال آیزاک در ۱۸ سالگی عضو یکی از انجمنهای طرفداران داستان علمی تخیلی شد و در آنجا دوستانی پیدا کرد که بعدا اکثرشان نویسنده یا ویراستار داستانهای علمی تخیلی شدند.
آسیموف اولین دستگاه تایپ خود را در ۱۶ سالگی از پدر هدیه گرفت. او در سال ۱۹۳۷ تصمیم گرفت تا نویسندگی حرفهای با هدف انتشار کتاب را پیگیری کند. اولین داستان حرفهای بهنام Cosmic Corkscrew در همان سال نوشته و بر حسب اتفاق، در سال ۱۹۳۸ ملاقاتی از انتشارات Street & Smith انجام شد. انتشارات مذکور، مجلهی علمی تخیلی مشهور Astounding Science Fiction را چاپ میکرد.
جان دبلیو کمبل، سردبیر انتشارات فوق بود که اولین داستان جدی آسیموف را برای ویراش و انتشار دریافت کرد. او پس از جلسهی اولیه به آیزاک قول داد که کتاب را شخصا مطالعه و ویرایش خواهد کرد. درنهایت جان داستان آیزاک را به دلایل متعدد رد کرد، اما توضیحی کامل برای بهبود نگارش به او داد. همین ملاقات باعث شد تا آسیموف جلسههای بیشتری با کمبل داشته باشد و بعدها او را بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین افراد و دوستان در زندگیاش یاد کند.

آسیموف داستان دوم خود بهنام Srowaway را هم برای ویرایش به کمبل داد که مجددا رد شد. کمبل در نقدی کاملا حرفهای به آیزاک گفت که با رفع اشکالات و کمی مطالعهی بیشتر، به نویسندهای حرفهای تبدیل خواهد شد. درنهایت اولین داستان بهنام Marooned Off Vesta در سال ۱۹۳۸ به مجلهی Amazing Stories فروخته شد. آیزاک برای آن داستان ۶۴ دلار دریافت کرد که با محاسبهی تورم، برابر با حدود ۱،۱۳۹ دلار در زمان کنونی میشود.
سال ۱۹۳۸ با انتشار دو داستان بلند دیگر از سوی آسیموف همراه بود. او داستانهای The Weapon Too Dreadful to Use را در مجلهی Amazing و Trends را در مجلهی Astounding منتشر کرد. طرفداران داستانهای علمی تخیلی، بعدا این داستانها را بهعنوان شروع دوران طلایی علمی تخیلی انتخاب کردند. آسیموف تا سل ۱۹۴۰، ۲۲ داستان نوشت که ۱۳ عدد از آنها چاپ شد.
آسیموف پس از جلسهی کوتاهی با کمبل، داستان Nightfal را در مارس و آوریل سال ۱۹۴۱ نوشت. داستان او سپتامبر ۱۹۴۱ در Astonduing چاپ شد و سال ۱۹۶۸، انجمن نویسندههای علمی تخیلی آمریکا آن را بهعنوان برترین داستان کوتاه علمی تخیلی تاریخ انتخاب کرد. خود آسیموف، داستان مذکور را شروع شهرتش در دنیای علمی تخیلی میداند. نایتفال داستانی با موضوع رویکردهای علمی تخیلی اجتماعی (Social Science Fiction) بود. این اصطلاح توسط خود آسیموف زاده شد که فارغ از مفاهیمی همچون اختراع ماشینآلات و گجتها و سفر به فضا، شرایط انسان و جامعه را در آیندهی تخیلی به تصویر میکشید. هاینلین نیز در کنار آسیموف آثاری در حوزهی علمی تخیلی اجتماعی دارد.

پس از موفقیتهای اولیهی متعدد و درآمد نزدیک به دو هزار دلاری از فروش داستان در مدت چهار سال، آسیموف بهنوعی از دنیای علمی تخیلی دور شد تا به فعالیتهای علمی در ارتش و تحقیقات در حوزهی شیمی مشغول شود. شاید اگر دوستانی همچون هاینلین و کمپ در کنار آیزاک نبودند، او بهطور کلی نوشتن داستان را کنار میگذاشت. بهعلاوه فروش ادامهدار آثار قبلی هم در جذب مجدد آسیموف به دنیای داستان بیتأثیر نبود.
در سال ۱۹۴۲ اولین داستان از مجموعهی مشهور بنیاد چاپ شد؛ کتابهایی که بعدا به سهگانهی Foundation تبدیل شدند. Foundation در سال ۱۹۵۱، Foundation and Empire در سال ۱۹۵۲ و Second Foundation در سال ۱۹۵۳ چاپ شدند. کتابهای مذکور، داستان یک امپراطوری بزرگ بینستارهای را بازگو میکنند و درنهایت به سقوط آن و تولد امپراطوری بعدی میپردازند.

مجموعه کتابهای مشهور دیگر آسیموف یعنی رباتها تقریبا همزمان با مجموعهی بنیاد نوشته شدند. مفهوم positronic بیش از همه در این داستانها شرح داده شد که سهم عمدهای از آن هم به کتاب «I, Robot» محصول سال ۱۹۵۰ اختصاص یافت.
آسیموف با داستانهای رباتی خود به دنیای فیلم و سینما هم نزدیک شد. در سال ۱۹۷۷ فیلمنامهای براساس «I, Robot» نوشته شد که البته هیچگاه به مرحلهی تولید نرسید و درنهایت در سال ۱۹۹۴ بهصورت کتاب چاپ شد. در سال ۲۰۰۴ فیلمی با همین نام به اکران درآمد که البته ارتباطی با داستان اصلی آسیموف نداشت و ایدهی اولیهی آن توسط جف وینتار نوشته شده بود. البته پس از خرید حق امتیاز عنوان مذکور، بخشهایی از ایدهی آسیموف هم به فیلم اضافه شدند.
در دههی ۱۹۵۰، تقاضا برای داستانهای علمی تخیلی به اوج رسید و نویسندههای این حوزه میتوانستند بهصورت کامل به نوشتن و کسب درآمد مناسب از آن مشغول شوند. در سال ۱۹۴۹ سردبیر انتشارات Doubleday در بخش داستانهای علمی تخیلی قراردادی برای چاپ داستان Grow Old With Me با آسیموف امضا کرد. داستان مذکور در نهایت در سال ۱۹۵۰ بهنام Pebble in the Sky چاپ شد. انتشارات مذکور بعدا در چاپ داستانهای متعدد از آسیموف با او همکاری کرد و برخی داستانها نیز با نام مستعار چاپ شدند.

از مجلههای مشهوری که در انتشار داستانهای علمی تخیلی آسیموف با او همکاری داشتند، میتوان به Fantasy & Science Fiction اشاره کرد. آیزاک در مصاحبهای با احترام به مجلههای دیگر همچون Astounding و Glaxy، همکاری با مجلهی F&SF را بهترین تجربهی خود در انتشار داستانهای علمی تخیلی بیان کرده بود. آسیموف از سال ۱۹۷۷ اجازهی استفاده از نامش برای انتشار مجلهای بهنام Isaac Asimov's Science Fiction را داد که امروز بهنام Asimov's Science Fiction شاخته میشود. چنین رویکردی قبلا توسط الری کویین و آلفرد هیچکاک هم اتخاذ شده بود.
طرفداران آسیموف بهخاطر علاقهی شدید به مجموعه داستانهای بنیاد، او را مجبور به چاپ کتابی دیگر در آن مجموعه میکردند. در نهایت کتابهای Foundation Edge در سال ۱۹۸۲، Foundation and Earth در سال ۱۹۸۶، Prelude to Foundation در سال ۱۹۸۸ و آخرین رمان بهنام Forward to Foundation در سال ۱۹۹۲ منتشر شدند.

قوانین سهگانهی رباتیک
آسیموف در زمان خود بهعنوان برترین نویسندهی علمی تخیلی شناخته میشد. همانطور که گفته شد، او اصطلاحهای متعددی را هم در این حوزه به دانشنامهی زبان انگلیسی اضافه کرد. علاوه بر موارد مذکور، مفهومی بهنام قوانین رباتیک از سوی آسیموف تدوین شد که تا به امروز پایههای بسیاری از نوشتهها و حتی تصمیمگیریها در حوزهی رباتیک را شکل دادهاند. قوانین سهگانه، بهعنوان قوانین آسیموف هم شناخته شده و بهصورت زیر تعریف میشوند:
- قانون اول: رباتها حق ندارند به انسان آسیب وارد کنند یا بهدلیل عدم انجام وظیفه، انسان را در معرض آسیب قرار دهند.
- قانون دوم: ربات باید تمامی وظایف اعلامشده از سوی انسان را اجرا کند، مگر اینکه دستورها با قانون اول تداخل داشته باشند.
- قانون سوم: ربات باید موجودیت و سلامت خود را حفظ کند، مگر اینکه حفظ سلامت با قوانین اول و دوم تداخل داشته باشد.

آسیموف قوانین را ابتدا در داستان کوتاه Runaround در سال ۱۹۴۲ مطرح کرد و بعدا در مجموعهی «I, Robot» آنها را بسط داد. در مجموعهی رباتها، از قوانین سهگانه بهعنوان تم جاری و اصلی استفاده میشود و در برنامهنویسی رباتهای تخیلی داستان (با هوش پوزیترونیک) بهعنوان اصول پایهای ذکر میشوند. آسیموف اصطلاح پوزیترونیک را نیز بهوفور برای رباتهای خود استفاده میکرد؛ رباتهایی با مغز شبیه به CPU که احساس شبیه به انسان هم دارند. اصطلح مذکور تحت تأثیر کشف ذرهی پوزیترون بود که در همان سالهای داستاننویسی آسیموف کشف شد.
مقالههای مرتبط:
قوانین سهگانهی آسیموف، علاوه بر داستانهای خودش در دنیای بیرون هم تأثیرگذار هستند. بسیاری از دانشمندان و افراد تأثیرگذار در دنیای علم هشدار میدهند که نوع بشر به دست رباتهای فوق قدرتمند یا فوق هوشمند (یا هردو) از بین خواهد رفت. رباتهای قاتل شاید بتوانند بهطور کامل نسل بشر را نابود کنند یا در رویکردی شدیدتر، سرنوشت انسانها را به دست گرفته و ما را به بردههای خود تبدیل کنند. بسیاری از کارشناسان، قوانین ساده و پایهای آسیموف را راهکاری برای جلوگیری از رخدادهای آنچنانی میدانند. آسیموف در داستانهای خود میگفت که قوانین باید بهصورت کامل در مغز رباتهای گنجانده شوند و تغییر آنها تنها با آسیب جدی به ربات امکانپذیر باشد. بهبیان دیگر در صورت تغییر قوانین، ربات کارایی خود را از دست بدهد.

آثار آسیموف در حوزهی علم به زبان ساده
سالهای پایانی دههی ۱۹۵۰ و دههی ۱۹۶۰، زمان کاهش فعالیت آسیموف در حوزهی داستانهای علمی تخیلی بود. پرتاب موفق اسپوتنیک در سال ۱۹۵۷، نگرانی زیادی را در جامعهی آمریکایی ایجاد کرد. آنها درواقع از عقبماندگی علمی نسبت به رقیب دیرینه، شوروی میترسیدند. آسیموف در جایی گفته بود که از تابستان سال ۱۹۵۸ توانایی نوشتن داستانهای علمی تخیلی جدی نداشت. بسیاری افراد نیز تصور میکردند که دوران داستانهای او تمام شده یا وارد دورهی توقف طولانیمدت شده است.
آسیموف در سال ۱۹۶۹ دربارهی دورهی توقف داستانهای علمی تخیلی گفت:
ایالات متحده در رقابت علمی تحریک شده بود و من هم تحت تأثیر آن قرار گرفتم. من تحت فشارهای شدید و درخواستهای بیشمار در حوزهی علوم به زبان ساده قرار گرفتم. باید موضوعاتی در این حوزه برای آمریکایی نوشته میشد که بهخاطر بیتوجهی به مفاهیم علمی، در خطر جدی قرار داشت. بهعلاوه تعدادی از ناشران هم تمایل بسیار بالایی به انتشار موضوعات علم به زبان ساده نشان دادند.
انتشارات F&SF از آسیموف دعوت کرد تا در ستونی در مجلهی Venture Science Fiction به موضوعات غیرداستانی بپردازد. اولین ستون از نوشتههای او در نوامبر ۱۹۵۸ چاپ شد که درنهایت به چاپ ۳۹۹ ستون در مجله انجامید. ستونهای نگارشی آسیموف در مجلهی مذکور درنهایت به چاپ کتابی از سوی انتشارات Doubleday انجامید. او در نگارش ستونها مهارت توضیح مفاهیم علمی خود را اثبات کرد و لقب Great Explainer را دریافت کرد.

روند پیشنهادی برای مطالعهی مجموعه کتابهای آسیموف
آسیموف کتابی با موضوع علم بهصورت عمومی دارد که بهنام The Intelligent Man's Guide to Science در سال ۱۹۶۰ چاپ شد. کتاب او نامزد دریافت جایزهی کتاب ملی بود. او در سال ۱۹۶۳ بهخاطر مقالههایش در F&SF جایزهی Hugo را دریافت کرد. شهرت و درآمد ناشی از کتابهای علمی درنهایت باعث شدند تا آسیموف فعالیتهای دانشگاهی خود را بهصورت کامل متوقف کند و بهعنوان نویسندهی فریلنسر به فعالیت ادامه دهد. او نویسندههای علمی تخیلی دیگر را هم تشویق میکرد تا به حوزهی نگارش علوم به زبان ساده وارد شوند. از نظر آسیموف، نویسندهای با پسزمینهی علمی ارزش بیشتری در قراردادهای نگارشی داشت.
نوشتههای متفرقهی آیزاک آسیموف
آسیموف علاوه بر علم و داستانهای تخیلی، به تاریخ هم علاقهمند بود. او از دههی ۱۹۶۰ نگارش کتابهای تاریخی را شروع کرد و ۱۴ اثر مشهور دارد. از میان آنها میتوان به The Greeks در سال ۱۹۶۵، The Roman Republic در سال ۱۹۶۶، The Roman Empire در سال ۱۹۶۷، The Egyptians در سال ۱۹۶۷ و Asimov's Chronology of the World در سال ۱۹۹۱ اشاره کرد.
تفسیر کتابهای دینی هم در کنار تاریخ و علم از موضوعهای مورد علاقهی آسیموف بود. او در دو جلد کتابی را برای تفسیر انجیل چاپ کرد. جلد اول به تفسیر نگارش عهد عتیق میپرداخت و در سال ۱۹۶۷ چاپ شد. جلد دوم با تفسیر عهد جدید، در سال ۱۹۶۹ چاپ شد. آسیموف در تفسیر و شرح خود، داستانهای تاریخی مرتبط با انجیل و روایت اشخاص گوناگون را شرح داد و بهنوعی یک راهنمای کامل از تأثیر و تاریخ انجیل نوشت.

آسیموف بهعنوان یک نویسندهی داستانی، به مفاهیم ادبی و تاریخ ادبیات هم علاقهمند بود. او کتابی بهنام Asimov's Guide to Shakespeare نوشت که در سال ۱۹۷۰ چاپ شد. از کتابهای دیگر او در این حوزه میتوان به Asimov's Annotated Paradise Lost در سال ۱۹۷۴ و The Annotated Gulliver's Travels در سال ۱۹۸۰ اشاره کرد.
داستانهای معمایی، حوزهی دیگر فعالیت و نگارش آسیموف بودند. او یکی از نویسندههای مجلهی داستانهای معمایی الری کویین بود و دو رمان کامل معمایی هم چاپ کرد. داستانهای اولیه ترکیبی از معما و روایتهای علمی تخیلی بودند و در ادامه به آثاری کاملا معمایی تبدیل شدند. از آثار ادبی دیگر او میتوان به شعرهای طنز و هجو (موسوم به limmericks) اشاره کرد.
سه کتاب خودزندگینامه توسط آسیموف نوشته شد. کتاب اول بهنام In Memory Yet Green در سال ۱۹۷۹ و کتاب دوم بهنام In Joy Still Felt در سال ۱۹۸۰ چاپ شد. دو کتاب اول سیر روایی پشت سر هم داشتند و زندگی او را تا سال ۱۹۷۸ شرح میدادند. کتاب سوم بهنام I. Assimov: A Memoir در سال ۱۹۹۴ چاپ شد و بدون توجه به روایت دو کتاب قبل، کل زندگینامه را شرح میداد. این کتاب در سال ۱۹۹۵ برندهی جایزهی Hugo شد. جنت آسیموف، همسر دوم آیزاک پس از مرگ او موخرهای برای کتاب سوم نوشت. او در سال ۲۰۰۲ کتابی بهنام It's Been a Good Life منتشر کرد که خلاصهای از سه کتاب خودزندگینامهی آیزاک بود. آسیموف علاوه بر خودزندگینامه، کتابهایی برای مرور آثار منتشرشدهاش هم نوشت که بهنامهای Opus 100 و Opus 200 و Opus 300 منتشر شدند.

زندگی شخصی و مرگ
آسیموف در سال ۱۹۴۲ با اولین همسرش، گرترود بلوگرمن، آشنا شد. آنها در آپارتمانی در فیلادفلیای زندگی میکردند و آیزاک در سالهای اولیهی زندگی مشترک در خدمت نیروی دریایی فیلادلفیا بود. زوج آسیموف در سالهای بعدی به بروکلین و سپس منهتن نقل مکان کردند. آنها در سال ۱۹۴۹ در بوستون ساکن شدند و در سالهای بعدی زندگی در سامرویل، والتهام و وست نیوتن را هم تجربه کردند. آیزاک از همسر اولش دو فرزند بهنامهای دیوید و رابین خوان داشت.
آیزاک در سال ۱۹۷۰ از گرترود جدا شد و به نیویورک بازگشت. او این بار در منطقهی غربی منهتن ساکن شد و تا پایان عمر در همانجا زندگی کرد. آیزاک کمی پس از جدایی از همسر اول با جنت او جپسون آشنا شد و در سال ۱۹۷۳ با او ازدواج کرد.
اسطورهی داستانهای علمی تخیلی قرن بیستم، روحیات کلاستروفیل داشت. او علاقهمند به فضاهای کوچک و بسته بود و در زندگینامه شخصیاش هم اشارهای به این علاقه در کودکی دارد. او در سالهای کودکی آرزو داشت تا یک دکهی روزنامهفروشی در ایستگاه مترو نیویورک داشته باشد تا در محیط بستهی آن و با گوش دادن به صدای ملایم قطارها، به کتاب خواندن بپردازد.

از روحیههای خاص دیگر آیزاک میتوان به ترس از پرواز اشاره کرد. او در تمام عمر خود تنها دو بار با هواپیما سفر کرد و بهصورت کلی از سفرهای طولانی هم گریزان بود. این روحیه در داستانهای او هم دیده میشود که بهعنوان نمونه میتوان به داستانهای معمایی Wendell Urth و شخصیت Elijah Baley در مجموعه داستان رباتها اشاره کرد. البته آسیموف از سال ۱۹۷۲ به کشتیهای کروز علاقهمند شد و در رویدادهای متعدد روی کشتیهای کروز، سخنرانی با موضوعات علمی انجام میداد.
آسیموف سخنران ماهری در موضوعات علمی بود و برای شرکت در چنین رویدادهایی حقوق هم دریافت میکرد. او از اعضای ثابت کنوانسیونهای علمی تخیلی بود و با رویی گشاده به سؤالهای حضار پاسخ میداد. بههرحال علاقهمندیهای گستردهی استاد داستانهای علمی تخیلی، او را به حوزههای متعدد فعالیت جذب میکرد. آسیموف در اپراهای کمیک هم شرکت میکرد و در بسیاری از داستانهای کوتاه خود به نمونههای مشهور آنها همچون Guilbert and Sullivan ارجاع میدهد.
خالق مجموعههای ماندگار «بنیاد» و «رباتها» در سال ۱۹۷۷ دچار حملهی قلبی شد و در سال ۱۹۸۳، عم جراحی بایپس سرخرگ را در مرکز پزشکی دانشگاه نیویورک انجام داد. همین عمل جراحی، منجر به انتقال بیماری HIV از طریق خون آلوده به آیزاک شد. او به پیشنهاد پزشکان، بیماری ایدز خود را رسانهای نکرد تا از اقدام انجمنهای ضد ایدز در محدود کردن خانوادهاش پیشگیری کند. آیزاک آسیموف در ۶ آوریل ۱۹۹۲ در نیویورک سیتی از دنیا رفت و جسدش سوزانده شد.
همسر، فرزندان و برادر آیزاک پس از مرگ او هم داستان بیماری ایدز را به رسانهها اعلام نکردند. آرتور اش، تنیسباز برجستهی آن سالها بود که خبر دریافت بیماری ایدز از خون آلوده را به رسانهها اعلام کرد و هجمهی خبری شدیدی را متحمل شد. بههمین دلیل خانوادهی آسیموف پس از مرگ او هم تصمیم به رازداری گرفتند. ده سال بعد که تقریبا تمامی پزشکان آیزاک از دنیا رفته بودند، جنت در کتاب It's Been a Good Life به بیماری همسرش اشاره کرد.

جنت آسیموف
جوایز و افتخارها
آیزاک آسیموف جوایز متعددی را در حوزهی داستان و ادبیات و علوم دریافت کرد. جوایز سالانه و افتخارهای مادامالعمری را بهخاطر سالها نگارش آثار ماندگار، به او اهدا شدند. بهعلاوه ۱۴ دکترای افتخاری هم از دانشگاههای متعدد جهان به آسیموف تعلق گرفت. از جوایز و افتخارهای مهم او میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- ۱۹۵۷: جایزهی بنیاد توماس آلوا ادیسون برای بهترین کتاب علمی مخصوص جوانان، Building Blocks of the Universe
- ۱۹۶۲: جایزهی برتر انتشارات دانشگاه بوستون
- ۱۹۶۳: جایزهی ویژهی Hugo بهخاطر «افزودن مفاهیم علمی به داستانهای علمی تخیلی» در مقالههای چاپشده در مجلهی S&SF
- ۱۹۶۳: عضویت در آکادمی علوم و هنر آمریکا
- ۱۹۶۶: جایزهی Hugo با موضوع بهترین مجموعهی رمان تاریخ برای سهگانهی Foundation
- ۱۹۷۳: جایزهی Hugo با موضوع بهترین رمان برای The Gods Themselves
- ۱۹۷۷: جایزهی Hugo با موضوع بهترین رمان کوتاه برای The Bicentennial Man
- ۱۹۸۱: نامگذاری سیارک بهنام 5020 Asimov
- ۱۹۸۳: جایزهی Hugo با موضوع بهترین رمان برای Foundation's Edge
- ۱۹۸۴: انتخاب بهعنوان انسانگرای سال از سوی انجمن انسانگرایی آمریکا
- ۱۹۹۲: جایزهی Hugo با موضوع بهترین رمان کوتاه برای Gold
- ۱۹۹۵: جایزهی Hugo برای بهترین کتاب غیرداستانی برای I. Asimov: A Memoir
- ۲۰۰۹: نامگذاری چالهای در سیارهی مریخ بهنام Asimov
- ۲۰۱۵: عضویت در تالار افتخار نویسندههای ایالت نیویورک
کوالکام بیش از هر محصول دیگری با مجموعه تراشه موبایل اسنپدراگون در میان علاقهمندان به دنیای فناوری شناخته میشود. اعضای خانوادهی اسنپدراگون در بسیاری از گوشیهای موبایل پرچمدار و میانردهی امروزی نقش قلب تپنده را ایفا میکنند و بهعنوان قطعهی حیاتی در این محصولات شناخته میشوند. بنابراین جای تعجبی ندارد که نسخههای مختلف از تراشه اسنپدراگون برای جلب نظر هرچه بیشتر کاربران گوشیهای موبایل از فناوریهای جدید پشتیبانی کنند. در همین راستا کوالکام بهتازگی خبر از پشتیبانی پلتفرمهای تراشه موبایل خود از IRNSS را داده است. اتفاقی که بهزودی رخ خواهد داد و مجموعه تراشه موبایل کوالکام یا همان اعضای منتخب خانوادهی اسنپدراگون از توان پشتیبانی از سیستم ناوبری مذکور برخوردار میشوند.
مقالههای مرتبط:
اگر نام مخفف IRNSS تاکنون به گوشتان نخورده است، باید گفت که این نام به سیستم ناوبری منطقهای ماهواره هند اختصاص دارد. البته این سیستم ناوبری ماهوارهای بیشتر با نام عملیاتی خود یعنی NavIC شناخته میشود. سیستم NavIC در عمل یک سیستم مستقل ناوبری منطقهای مبتنی بر ماهواره است که توسط دولت هند طراحی و ساخته شده و در مجموع ۹ ماهواره را شامل میشود که در فاصلهی زمانی سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۸ میلادی وارد مدار شدهاند.
سیستم ناوبری ماهواره اختصاصی هند از سال گذشته وارد فاز عملیاتی شد و در مجموع دو سطح مختلف از خدمات را ارائه میکند. سطح نخست خدمات این سیستم ناوبری به خدمات عمومی اختصاص دارد و یک سرویس موقعیتیابی متعارف را شامل میشود. در واقع این سیستم ناوبری در گام نخست به این منظور طراحی شده است که اطلاعات صحیح و دقیق مربوط به خدمات موقعیتیابی را در اختیار مردم هند قرار دهد. البته سطح فعالیتهای سیستم ناوبری ماهواره هند بهتدریج ارتقا یافت و در حال حاضر اطلاعات مربوط به موقعیتیابی را تا فاصلهی ۱۵۰۰ کیلومتر خارج از مرزهای هند هم تحت پوشش قرار میدهد. اما سطح دوم خدمات NavIC کاملا محرمانه است و تنها مقامات ارشد دولت هند به آن دسترسی دارند. این سطح از خدمات بیش از هر چیز اطلاعات مربوط به فعالیتهای نظامی را در بر میگیرد.
بهطور حتم، آنچه در مجموعه تراشه اسنپدراگون کوالکام خواهیم دید، پشتیبانی از بخش عمومی خدمات سیستم ناوبری ماهواره هند خواهد بود و بهطور عمده سیستم موقعیتیابی را در بر میگیرد. بنابر تأیید کوالکام، پلتفرمهای تراشه منتخب این شرکت از اواخر امسال یعنی سال ۲۰۱۹ قابل دسترس خواهند بود. این در حالی است که پشتیبانی از NavIC در ابزارهای تجاری مبتنی بر این تراشه از نیمهی اول سال ۲۰۲۰ میسر خواهد شد. به این معنی که کاربران عادی از سال آیندهی میلادی امکان استفاده از سیستم ناوبری ماهواره اختصاصی هند را در دستگاههای موبایل مبتنی بر تراشه کوالکام خواهند داشت. تمرکز اصلی فعالیتهای کوالکام بهطور عمده بر هند و کاربران این کشور قرار میگیرد تا قابلیتهای مربوط به مکانیابی جغرافیایی در ابزارهای موبایل، وسایل نقلیهی خودران و اینترنت اشیا ارتقا پیدا کنند.
بنابر تأیید کوالکام پشتیبانی از NavIC بهعنوان بخشی از عملیات بهروزرسانی پلتفرمهای اختصاصی این شرکت محسوب میشود و در نتیجهی آن مجموعه سیستم موقعیتیابی کوالکام بهصورت همزمان از هفت ماهواره در سیستم ناوبری ماهواره هند پشتیبانی خواهد کرد. در واقع کوالکام قرار است از تمام ماهوارههای عملیاتی موجود در سیستم ناوبری اختصاصی هند استفاده کند تا خدمات موقعیتیابی را از نظر دقت و سرعت بهبود ببخشد. پشتیبانی کوالکام از سیستم NavIC همچنین میتواند زمان نخستین تثبیت یا TTFF را هم ارتقا دهد. زمان نخستین تثبیت به مقدار زمانی گفته میشود که یک ابزار ناوبری مبتنی بر GPS بهمنظور دستیابی به سیگنالهای یک ماهواره و هدایت و محاسبهی اطلاعات مربوط به موقعیت آنها، به آن نیاز دارد. بهطور حتم هرچه این زمان کوتاهتر باشد، میزان کارایی سیستم ناوبری ماهوارهای هم به همان نسبت افزایش خواهد یافت.
نایب رئیس ارشد شرکت کوالکام، دورگا مالادی، که ریاست بخش 4G و 5G این شرکت را هم بر عهده دارد، از اینکه کوالکام توانسته است با پشتیبانی از NavIC در پلتفرمهای تراشه موبایل خود تعهد به هند را افزایش دهد، ابراز خوشنودی کرده و به این نکته اشاره کرده که آنها قصد دارند در همکاری با سازمان پژوهشهای فضایی هند شتاب تطبیقپذیری خانوادهی اسنپدراگون با سیستم ناوبری ماهواره هند را افزایش دهند. علاوه بر او، راجن واگادیا که نایب رئیس بخش هند شرکت کوالکام محسوب میشود هم اظهارنظر مشابهی را مطرح کرده است:
ما از این موضوع که توانستهایم در همکاری با سازمان پژوهشهای فضایی هند، سیستم NavIC را در اختیار کاربران هندی قرار دهیم و تجربهی آنها از هدایت و ناوبری را از نظر میزان صحت و نیز قابلیت اطمینان ارتقا دهیم بسیار رضایت داریم.
از سوی دیگر، دکتر کالیاساوادیوو سیوان، بهعنوان رئیس سازمان پژوهشهای فضایی هند هم از این همکاری مشترک ابراز خشنودی کرده و معتقد است که همکاری با کوالکام موجب شده تا پروژهی NavIC بتواند در زمینهی تحت کنترلدرآوردن فضا یک گام بلند رو به جلو بردارد. او گسترش این قبیل تکنولوژیها را برای توسعهی ملی مفید میداند و اعتقاد دارد که سازمان پژوهشهای فضایی هند مشتاق است تا امکان دستیابی تمام افراد به این تکنولوژیها و قابلیت استفادهی روزمره از آنها را فراهم کند.

دکتر سیوان اظهار داشته است:
سازمان پژوهشهای فضایی هند بسیار خوشحال است که میتواند در همکاری با کوالکام امکان استفاده از سیستم NavIC را در پلتفرمهای موبایل فراهم کند. مدیریت و پشتیبانی کوالکام از سیستم ناوبری منطقهای ماهواره هند در پلتفرم موبایل خود موجب شده است تا تمام کاربران هندی بتوانند بهزودی از مزیتهای این سیستم بومی استفاده کنند. سازمان فضایی هند از شرکت کوالکام برای اینکه امکان پشتیبانی از سیستم NavIC را برای نخستین بار در پلتفرم موبایل خود فراهم کرده است، قدردانی میکند.
در سال جاری میلادی، تمام گوشیهای ردهبالای موجود در بازار از تراشه موبایل اسنپدراگون 855 بهعنوان بخش اصلی پردازنده خود استفاده کردهاند. این در حالی است که تراشه موبایل اسنپدراگون 845 هم در میان گوشیهای میانردهی موجود در بازار بسیار محبوب و پرکاربرد بوده است. به نظر نمیرسد که این روند در سال آینده و حتی سال پس از آن هم دستخوش تغییر چندانی شود. به احتمال فراوان، مجموعه تراشه کوالکام و خانوادهی اسنپدراگون همچنان تا مدتی در میان سازندگان موبایل محبوب و پرکاربرد باقی خواهد ماند.
به این ترتیب میتوان ادعا کرد که اقدام اخیر کوالکام میتواند سیستم ناوبری منطقهای ماهواره هند را در اختیار طیف گستردهتری از کاربران ابزارهای موبایل قرار دهد و موجب شناخت بیشتر آنها از سیستم NavIC شود. اگر شما نیز نظر یا عقیدهای در مورد اقدام اخیر کوالکام دارید، میتوانید آن را با ما و سایر خوانندگان زومیت در میان بگذارید.
همانطور که ادوبی محصولات و خدمات مبتنی بر فضای ابری خود را در سالهای اخیر گسترش داد، هستهی اصلی این برنامهها، یعنی Creative Cloud که نرمافزاری برای دانلود دیگر برنامههای ابری است، همچنان دستنخورده مانده بود. چند روز پیش، این شرکت یک برنامهی دوباره طراحیشدهی Creative Cloud را معرفی کرد که Creative Cloud Libraries را بهتر ادغام میکند و جستجوی عمیقتر و مدیریت بهتر قابلیتها را ممکن میسازد. بدینگونه، این نرمافزار از حالت یک نصبکنندهی ساده درآمده و به مرکز فرمانی برای کار در بین نرمافزارهای Creative Cloud تبدیل خواهد شد.
اما روش انتشار این بهروزرسانی کمی عجیب است؛ اول از فرانسه و آلمان شروع شد و تا ژاپن ادامه پیدا کرد. مشتریان ایالاتمتحده و دیگر کشورها نیز قرار است تا پایان هفتهی دیگر، این برنامه را در دسکتاپ خود مشاهده کنند.
مانند گذشته، قابلیت اصلی این برنامه کمک در نصب سایر ابزارهای Creative Cloud به شما است. این قابلیت تغییر نخواهد کرد؛ اما برخلاف نسخههای قبلی، اکنون بهراحتی میتوانید به لطف یک ابزار جدید مدیریت تمام صفحه، محتویات کتابخانهها را مشاهده کنید. ادوبی میگوید که از این به بعد میتوان کتابخانهها را با سهولت بیشتری به اشتراک گذاشت.
Creative Cloud هماکنون برای یادگیری بیشتر در مورد نحوهی استفاده از نرمافزارهای نسخهی CC، دارای یک فضای آموزشی با نام Tutorial Hub است. این قابلیت اخیراً توسط ادوبی بسیار مورد تأکید قرار گرفته؛ بهعنوانمثال، آخرین نسخهی CC از نرمافزار Lightroom، در حال حاضر دارای آموزشهای داخلی است.

نرمافزار موردنظر همچنین به شما امکان مدیریت فونتهای نصبشده روی دستگاهتان را میدهد. بااینحال، مانند گذشته به نظر میرسد باید از نرمافزار وب برای جستوجو و انتخاب فونتهایی که قصد نصب آنها را دارید، استفاده کنید. جای تعجب است که چرا ادوبی این قابلیت نسبتاً اساسی را به درون برنامه منتقل نکرده است.
فولکس واگن T6.1 کالیفرنیا یک خودروی الکتریکی نیست و حتی در بازار آمریکا نیز عرضه نمیشود، این خودرو قیمت پایینی هم ندارد و افراد کمی توانایی خرید آن را دارند. این موارد باعث میشود تا برای برخی سؤال ایجاد شود که چرا باید به چنین خودرویی چنین اهمیت داد؟ در جواب باید گفت که T6.1 کالیفرنیا، جذاب و خاص است.
اعضای تحریریهی وبسایت Motor1 به مدت ۳ روز یک دستگاه T6.1 کالیفرنیا را در کانادا آزمایش کردند. نمای ظاهری این ون به گونهای است که از همان ابتدا نظر شما را به خود جلب خواهد کرد .چراغهای اصلی و سپرهای این خودرو برای سال ۲۰۲۰ دارای طراحی جدیدی هستند و مدل جدید کالیفرنیا را باید بهترین ون مدرن فولکس واگن از نظر طراحی قلمداد کرد.
در کابین T6.1 کالیفرنیا امکانات مدرن جدیدی وجود دارند. فولکس واگن برای مدل ۲۰۲۰ این خودرو صفحهنمایش لمسی طراحی کرده که با استفاده از آن حتی میشود مکانیزم سقف بازشوندهی خودرو را کنترل کرد. امکانات T6.1 کالیفرنیا بسیار زیاد هستند که میتوان به موارد دیگری مثل بخاری دیزلی، نورپردازی داخل کابین، یخچال و ساعت اشاره کرد. در کنار یخچال امکانات دیگری مانند اجاق گاز برای پخت و پز وجود دارد. برای تأمین سوخت این اجاق گاز یک مخزن گاز پروپان در عقب خودرو تعبیه شده است. همچنین T6.1 کالیفرنیا به مخزن آب نیز مجهز است که آب دوش و سینک ظرفشویی خودرو را تأمین میکند. دو میز تاشو، سایبان و نیمکتهایی با قابلیت تختخواب شو نیز در این خودرو موجود هستند. تخت خواب بالایی T6.1 کالیفرنیا را میتوان در صورت تمایل جدا کرد تا فضای سر درون کابین افزایش پیدا کنند.

اولین نکته پس ازشروع برنامهی رانندگی این بود که T6.1 کالیفرنیا با وجود وزنی نزدیک به ۳ تن، سواری پایداری دارد و پیچها را به خوبی رد میکند. عواملی که در پایداری خوب خودرو مؤثر هستند را باید موقعیت قرارگیری خاص راننده که بسیار به جلوی خودرو نزدیک است و سیستم فرمان این مدل عنوان کرد. فرمان T6.1 کالیفرنیا اطلاعات خوبی از سطح مسیر در اختیار راننده قرار میدهد.

شاسی نیز هنگام رانندگی پایداری خوبی از خود نشان میدهد و باعث میشود تا راننده در جاده حسی همانند راندن یک گلف را داشته باشد بهطوریکه سرنشینان ممکن است فراموش کنند درون خودرویی با مشخصاتی نزدیک به یک واحد آپارتمانی قرار گرفتهاند. نکتهی منفی در این میان، سرعت کم خودرو است.
فولکس واگن در T6.1 کالیفرنیا از یک پیشرانهی ۲ لیتری توربو به همراه یک جعبهدنده ۷ سرعتهی دوکلاچ استفاده کرده است. جعبهدندهی این خودرو کارایی بسیار بالایی دارد و همیشه بهترین دنده را انتخاب میکند. با وجود قدرت ۲۰۱ اسب بخاری پیشرانه، سرعتگیری خودرو مطلوب نیست. البته نمیتوان T6.1 کالیفرنیا را خودرویی کند دانست؛ چون در جادههای دوطرفه از توانایی لازم برای مانور و سبقت برخوردار است. تیم آزمایشکننده پس از رانندگی، اقدام به باز کردن سقف تاشوندهی T6.1 کالیفرنیا کردند. پس از آن امکان تبدیل صندلی نیمکتی عقب به تخت فراهم شد که کل این فرایند به کمتر از ۵ دقیقه زمان نیاز دارد.

مقالههای مرتبط:
با باز شدن سقف و تبدیل صندلیها به تخت خواب، فضای استراحت کافی برای دو نفر فراهم میشود. یک میز مخفی هم درون در کشویی خودرو کار گذشته شده و درون در صندوق عقب نیز دو صندلی تاشو به روش جالبی جای گرفتهاند که با درآوردن آنها میشود برای صرف غذا آماده شد. ون فولکس واگن از دو باتری استفاده میکند که در عمل ثابت کردهاند توانایی روشن نگهداشتن یخچال، فن بخاری و پورتهای USB برای ۳۷ ساعت مداوم را دارند. پس از این ۳۷ ساعت نیز اگر باتریها تمام شوند، نگرانی برای روشن کردن پیشرانه، رادیو و خروجی ۱۲ ولتی جلوی خودرو نیست؛ چون دارای باتری جداگانهای هستند و عملکرد امکاناتی مانند یخچال روی این باتری مجزا تأثیری ندارد.

اگر سرنشینان تصمیم به خوابیدن درون خودرو بگیرند، T6.1 کالیفرنیا یکی از بهترین برگ برندههای خود یعنی سقف را نشان خواهد داد. سقف این خودرو با زاویهی ۴۵ درجه باز میشود. ساعت T6.1 کالیفرنیا هم که در ابتدا به آن اشاره کردیم، یکی دیگر از قسمتهای جالب این خودرو است. این ساعت برای بیدار کردن سرنشینان از نور کابین استفاده میکند و به این ترتیب حسی همانند بیدارشدن با نور خورشید به انسان دست میدهد. این ویژگی بسیار جالبی است اما از آنجایی که هدف از ساخت چنین خودروهایی، دیدن طبیعت است، تیم آزمایشکننده ترجیح دادند با بازگذاشتن پردههای خودرو از نور واقعی خورشید بهرهمند شوند.

مدلی که برای آزمایش در اختیار تیم بود، گرانترین نسخهی T6.1 کالیفرنیا بود که با نام California Camper Ocean شناخته میشود. این مدل به سیستم تعلیق فعال نیز مجهز است و این یعنی قابلیت انتخاب حالت اسپرت برای ونی با وزن نزدیک به ۳ تن وجود دارد. از آن مهمتر، T6.1 کالیفرنیا دارای حالت رانندگی کامفورت است که با فعال کردن آن عملکرد کمک فنرها نرمتر میشود. این حالت در عبور از دستاندازها و حتی ریلهای راهآهن کارآمد است و ضربات را بهخوبی جذب میکند. با توجه به نبود سیستم چهار چرخ محرک در فولکس واگن کالیفرنیا فشار زیادی به این خودرو در خارج جاده وارد نشد؛ با این وجود همچنان خودرویی توانمند است.

فضای کابین در سفرهای طولانی بسیار راحت است . فولکس واگن این محصول خود را به نمایشگر ۱۲/۳ اینچی در مقابل راننده مجهز کرده است. از دیگر امکاناتی که در کابین T6.1 کالیفرنیا یافت میشود، باید به کروز کنترل هوشمند، سیستم کمکی بین خطوط، اپل کارپلی، گرمکن صندلیها، گرمکن شیشهی جلو و سیستم پارک خودکار اشاره کرد. این همه امکانات، یعنی با خودرویی ارزان طرف نیستیم؛ چون قیمت پایهی T6.1 کالیفرنیا از ۶۳ هزار یورو (حدود ۷۰هزار دلار) شروع میشود و در نسخهی مورد آزمایش تا ۹۰ هزار یورو (حدود ۱۰۰هزار دلار) میرسد. با این تفاسیر فولکس واگن T6.1 کالیفرنیا گرانترین اتاق هتلی بود که تیم آزمایش تا به حال دیده بودند. اما نتیجهگیری این است که چنین مبلغی کاملا ارزشش را دارد.

پیشرانهی ۲ لیتری این خودرو نیز با مصرف ترکیبی تنها ۷/۸ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر مصرف بسیار خوبی دارد. وان فولکس واگن را نباید با فورد ترانزیتهای تغییریافته مقایسه کرد چون این یک خودروی استاندارد ساخت کارخانه است که بسیار موفق بوده و سال گذشته فولکس واگن موفق به فروش بیش از ۱۸ هزار دستگاه از آن شده است. این مدل در بازار فروش هر ون تفریحی دیگری در اروپا را شکست داده است.
فعالیت مجدد مایکروسافت در بازار گوشیهای هوشمند، مسئلهی طول عمر باتری و نحوهی سنجش آن را یک بار دیگر به مسئلهای حیاتی برای این شرکت تبدیل کرده است. این مسئله بهخصوص دربارهی سری جدید سرفیسهای مایکروسافت یعنی سرفیس Duo که هر سمت آن قطر بسیار کمی معادل ۴/۸ میلیمتر دارد بیشتر به چشم میآید.
به همین دلیل، مایکروسافت بهتازگی اختراع جدیدی ثبت کرده که به کمک آن کاربر میتواند با دقتی به مراتب بیشتر از قبل طول عمر باتری خود را اندازه بگیرد. مایکروسافت امیدوار است با کمک این روش جدید، کاربران بتوانند با دقت بیشتری طول عمر باتری گجتها و دستگاههای خود را محاسبه کنند.

به کمک فناوری جدید مایکروسافت، طول عمر باتری با دقت بیشتری محاسبه و سناریوهای مختلفی برای نحوهی استفاده از دستگاه در جهت افزایش طول مدت زمان استفاده از آن پیش از نیاز به شارژ مجدد باتری، پیشنهاد میشود.
در این فناوری جدید، یک رابط کاربری روی صفحهی نمایشگر دستگاه، به کاربر نشان میدهد که هرکدام از وظایف در حال اجرا چه مقدار انرژی مصرف میکنند و باتوجه به میزان شارژ باتری، تا چه زمان قادر به سرویسدهی خواهند بود.
در حال حاضر سازندگان تلفنهای همراه ادعا میکنند که محصولاتشان باکمک سیستمهای مدیریت توان مبتنیبر هوش مصنوعی، الگوهای رفتاری کاربر را آموزش میبینند و دستگاه را با نحوهی استفادهی کاربر تطبیق میدهند. فناوری جدید مایکروسافت با محاسبهی دقیقتر مصرف انرژی برنامهها، به کاربر اجازهی تصمیمگیری مؤثرتر براساس نیازها و اولویتهای شخصی را خواهد داد.
.: Weblog Themes By Pichak :.

















