بسیاری از مردم فیلم‌های ترسناک را دوست دارند، برخی نیز نمی‌توانند آن‌ها را تحمل کنند. مطمئنا تماشای یک فیلم هیجان‌انگیز خوب است اما فیلم قاتلی که همه را با ساطور می‌کشد، چطور؟

دکتر مادلین ویلیام، روانشناسی که بیماران خود را ازطریق اپلیکیشن سلامت از راه دور LiveHealth Online تحت درمان قرار می‌دهد، در این‌باره می‌گوید:

چندین ویژگی شخصیتی وجود دارد که شاید افراد خاصی را به‌سمت تجربه‌ای که یک فیلم ترسناک می‌تواند فراهم کند، جذب می‌کند. افرادی که فیلم‌های ترسناک را دوست دارند، شاید از همدلی‌کردن با شخصیت‌های پیچیده‌ای که اغلب در این نوع از فیلم‌ها نمایش داده می‌شوند، لذت ببرند؛ درحالی‌که دیگران ممکن است از تحریک و تعلیق بیش از حد فیلم‌های ترسناک لذت ببرند. برخی از افراد نیز از مشاهده‌ی این موضوع که بالاخره حق بر باطل پیروز می‌شود، لذت می‌برند.

برخی معتقدند تفریحات ترسناک مزایایی نیز دارند. به‌منظور درک بهتر این موضوع که چرا بسیاری از مردم به تفریحات ترسناک علاقمند هستند، گروهی از پژوهشگران آزمایشگاه سیاری را در زیرزمین یک خانه‌ی تسخیرشده در خارج از پیتسبرگ در پنسیلوانیا برپا کردند. تقریبا به‌مدت ۳۵ دقیقه مهمانان این خانه‌ی تسخیرشده در معرض شخصیت‌های مزاحم و جلوه‌های ویژه قرار گرفتند، ازلحاظ جسمی نیز به‌وسیله‌ی بازیگران لمس شده و حتی در معرض شوک الکتریکی قرار گرفتند.

خانه تسخیر شده

جالب این جا است که پژوهشگران دریافتند، مهمانان پس از تجربه‌ی جاذبه‌ی تسخیرشده گفتند که خلق‌وخوی آن‌ها بهبود پیدا کرده است. درواقع هرچه آن‌ها مکان مذکور را وحشتاک‌تر تجربه می‌کردند، احساسی که پس از آن پیدا می‌کردند، بهتر بود. شرکت‌کنندکان همچنین گزارش کردند که فرایند تجربه‌ی ترس در محیط کنترل‌شده موجب شد که آن‌ها در رویارویی با ترس‌های خود از خودآگاهی بیشتری برخوردار باشند. علاوه‌بر‌ این، تجزیه‌و‌تحلیل فعالیت امواج مغزی نشان می‌داد که واکنش‌پذیری مغز پس از این تجربه در کسانی که بهبود خلق‌و‌خو را گزارش می‌کردند، تا حد زیادی کاهش پیدا کرده بود. این وضعیت در افرادی که مدیتیشن ذهن‌آگاهی را انجام می‌دهند نیز گزارش شده است.

نویسندگان مقاله پیشنهاد می‌کنند که سرگرمی‌ها و فیلم‌های ترسناک به افراد این امکان را می‌دهد که در وضعیتی امن، سخت‌ترین جنبه‌های تجربه‌ی انسانی را پردازش کنند، مثل اینکه چرا اتفاقات ناعادلانه‌ای برای افراد خوب می‌افتد. از این گذشته، یک فیلم درنهایت یک سرگرمی است و نه زندگی واقعی. بنابراین، این ترس ایمن مزایایی می‌تواند داشته باشد.

البته استرس ممکن است برای افرادی که تحمل تماشای فیلم‌های ترسناک را ندارند، به‌طور متفاوتی تجربه شود. افرادی که دارای واکنش منفی نسبت‌به سرگرمی‌ها و فیلم‌های ترسناک هستند، ممکن است در فیلتر کردن محرک‌های نامطلوب محیطی دچار مشکل شوند. به بیان ساده‌تر، افراد بسیار حساس ممکن است برای پردازش تصاویر ترسناک و انگیختگی عاطفی و روانی که فیلم‌های بسیار ترسناک با خود به همراه دارند، با دشواری رو‌به‌رو شوند. این افراد ممکن است دربرابر فیلم‌های ترسناک واکنش‌های روانی منفی شدیدتری نشان دهند. مارگنا کارتر، روان‌درمانگر می‌گوید:

برای علاقمندان به ترس، این نوع فیلم می‌تواند ترس از مرگ را در فرد افزایش دهد و نیز موجب افزایش هشیاری یا آگاهی فرد از مرگ خود شود. افرادی که از فیلم‌های ترسناک لذت می‌برند، ممکن است ویژگی‌های شخصیتی نوع D را داشته باشند (پریشانی، منفی‌نگری، افسردگی و اجتناب از اجتماع)؛ درمقابل افرادی که از این‌گونه فیلم‌ها متنفر هستند، دارای ویژگی‌های شخصیتی نوع A (اهل عمل، ناشکیبا و کنترل‌کننده) هستند.

همچنین، فیلم ترسناک ممکن است موجب کابوس یا وحشت شبانه شود و بسته به تجربه‌ی زندگی فرد، یک فیلم ترسناک می‌تواند موجب آغاز حس اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) شود. بنابراین اگر شما مانند دیگران از تماشای فیلم ترسناک لذت نمی‌برید، دلایل کاملا منطقی برای آن وجود دارد. اگر متوجه شدید که فیلم‌های ترسناک اثرات منفی مانند افزایش استرس، اختلال خواب یا علائم تروما دارند، باید از آن صرف‌نظر کنید و به‌دنبال سرگرمی‌هایی بروید که کمتر ترسناک باشند.



تاريخ : دوشنبه 15 مهر 1398 | 08:02 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

بیش از یک دهه است که پزشکان درحال استفاده از ایمپلنت‌های تحریک‌کننده‌ی مغز برای درمان افسردگی شدید در افرادی هستند که داروهای ضدافسردگی یا الکتروشوک درمانی برای آن‌ها نتیجه‌ای ندارد. این درمان همانند تمام جراحی‌های روانی بحث‌برانگیز است چراکه سابقه‌ی واضحی در خصوص درمان بیماران ندارد. دو آزمایش بزرگ کاشت ایمپلنت تحریک‌کننده برای درمان افسردگی به‌علت نتایج دلسردکننده متوقف شد و این رویکرد مورد تایید قانونگذاران دولت آمریکا نیست.

اکنون، گروهی از پژوهشگران علم روانپزشکی نتایج مطالعه‌ی بلندمدتی را درمورد بیمارانی که تا هشت سال الکترودهای تحریک‌کننده‌ی مغز را با خود همراه داشتند، منتشر کرده‌اند. این افراد به‌طور کلی بهتر شده بودند و بهبودی اولیه‌ی آن‌ها حفظ شده بود. در این مطالعه که نتایج آن در مجله‌ی American Journal of Psychiatry منتشر شد، ۲۸ فرد مورد بررسی قرار گرفته بودند. هرچند این مطالعه کوچک بوده اما کارشناسان می‌گویند که این یافته‌ها موجب افزایش توجه به مساله‌ی استفاده از این روش برای درمان افسردگی شدید می‌شود. دکتر دارین دارتی از بیمارستان عمومی ماساچوست می‌گوید:

برجسته‌ترین موضوع در اینجا، پایداری نتیجه است. شما در روش‌های دیگر مورد استفاده برای درمان افسردگی شدید چنین چیزی را نمی‌بینید. این واقعیت که آن‌ها موجب بهبودی بلندمدت بیماران شدند، نشان می‌دهد که این کار بزرگی است.

درمان ایمپلنت با عنوان تحریک عمقی مغز یا DBS نیز شناخته می‌شود و پزشکان چندین دهه است که از این روش برای کمک به کنترل رعشه در بیماران مبتلا به پارکینسون استفاده می‌کنند. در درمان افسردگی، جراحان الکترودی را در منطقه‌ای از مغز که درست زیر تاج سر قرار دارد و در افراد مبتلا به افسردگی شدید فعال است، قرار دادند. برقراری جریان الکتریکی درون منطقه‌ی مذکور که با عنوان «منطقه‌ی ۲۵ برودمن» شناخته می‌شود، به‌طور موثر فعالیت این ناحیه را متوقف می‌کند و منجر به بهبود علائم افسردگی در بسیاری از بیماران می‌شود. الکترود به باتری که در قفسه‌ی سینه تعبیه می‌شود، متصل است. این فرایند شامل یک عمل جراحی می‌شود و ایمپلنت به‌طور مداوم جریان مورد نیاز را تامین می‌کند.

کاشت الکترود در مغز

سال‌ها است الکترودهای کاشته‌شده در مغز در کنترل رعشه‌های بیماران مبتلا به پارکینسون کمک می‌کند. مطالعه‌ی جدیدی نتایج امیدوارکننده‌ای را در خصوص استفاده از این روش برای درمان افسردگی شدید حاصل کرده است

در اوایل و اواسط دهه‌ی ۲۰۰۰، دکتر هلن مایبرگ، متخصص مغز و اعصاب دانشگاه تورنتو اهمیت منطقه‌ی ۲۵ را کشف کرد و در نخستین آزمایشات درمان به روش DBS برای مورد هدف قرار دادن این منطقه مشارکت داشت. دکتر مایبرگ در تجزیه‌و‌تحلیل جدیدی همراه با دکتر آندره کرول هدایت کنسرسیومی متشکل از پژوهشگران چندین موسسه را برعهده داشتند که سلامت روان و تاریخچه‌ی ۲۸ بیماری را تحت نظر داشتند که برای درمان افسردگی از روش درمانی DBS استفاده کرده بودند. حدود یک سوم از آن‌ها طی چند ماه پس از جراحی بهبودی کامل را تجربه کردند و نیمی از آن‌ها کاهش قابل‌توجه علائم خود را گزارش کردند. براساس نتایج گزارش، این بیماران سال‌ها پس از درمان همچنان در وضعیت خوبی به‌سر می‌برند. دکتر مایبرگ می گوید:

نتیجه‌ی نهایی این است که اگر شما بهتر شوید، این وضعیت پایدار می‌ماند. اثر مثبت حاصل از آن با گذشت زمان از بین نمی‌رود. شما دستگاهی مانند یک ضربان‌ساز را می‌پوشید و خوب می‌مانید.

از میان ۲۸ فرد شرکت‌کننده در این آزمایش، ۱۴ نفر حداقل هشت سال به جلسات پیگیری می‌آمدند و ۱۱ نفر نیز حداقل چهار سال را کامل کردند. ایمپلنت سه بیمار برداشته شد، اگرچه طبق گزارش، حال این افراد نیز حین استفاده از دستگاه بهتر شده بود. بیشتر بیماران وقتی تحت عمل جراحی قرار گرفتند از داروهای ضدافسردگی استفاده می‌کردند و پس از آن نیز مصرف داروهای خود را ادامه دادند.

پژوهشگران هیچ تاثیر منفی مرتبط با عملکرد دستگاه را مشاهده نکردند. هفت نفر از بیماران دچار افسردگی دوقطبی بودند. افسردگی دوقطبی یک پریشانی شدید بوده که همراه‌با دوره‌های متناوب شیدایی است. این نگرانی وجود داشت که در این افراد تحریک عمقی مغز موجب تشدید اپیزودهای شیدایی شود اما بنا به گزارش پژوهشگران، چنین اتفاقی نیفتاد.

شایع‌ترین عوارض جانبی از اختلالات روانی پشت‌صحنه و خود عمل جراحی حاصل می‌شود. طی چندین سال پیگیری، پنج بار اقدام به خودکشی در سه نفر از این بیماران گزارش شده بود که درمقایسه‌با افرادی که دچار این نوع افسردگی شدید هستند (و تحت این درمان قرار نمی‌گیرند) کمتر از حد متوسط است؛ اما از آنجایی که اندازه‌ی نمونه کوچک است، این نتیجه نمی‌تواند یک نتیجه‌گیری قاطع باشد. علاوه‌براین، طی عمل جراحی، ۱۹ عارضه‌ی جانبی شامل نارسایی دستگاه و عفونت رخ داد. این نرخ تقریبا معادل نرخ معمولی عوارض جراحی کاشت ایمپلنت برای درمان اختلالات حرکتی نظیر پارکینسون است. چندین نفر از شرکت‌کنندگان ببش از یک بار تحت جراحی قرار گرفتند زیرا باتری ایمپلنت طی زمان ضعیف شده بود و اثر دستگاه روی خلق‌و‌خو کاهش یافته بود. دکتر مایبرگ گفت از آن زمان، این تکنولوژی پیشرفت کرده و دستگاه‌های کنونی می‌توانند به‌طور بی‌سیم مجددا شارژ شوند. تکنیک‌های جراحی نیز در سال‌های اخیر بهبود یافته است.

با وجود گزارش جدید، کسب تایید دولت آمریکا درمورد استفاده از روش تحریک عمقی مغز برای درمان افسردگی نیاز به زمان، پول، تعهد و نیز شواهد بیشتری دارد. اواسط دهه‌ی ۲۰۱۰، دو سازنده‌ی دستگاه یعنی Medtronic و St. Jude Medical آزمایش‌های تاییدشده از سوی FDA را برای استفاده از تحریک عمقی مغز در درمان افسردگی انجام دادند. هر دو آزمایش طی ۶ ماه نخست به‌علت نتایج ناامیدکننده متوقف شدند.

در یک مطالعه‌ی مروری اخیر که در آن شواهد علمی مختلف شامل گزارشات موردی، نمونه‌های کوچک و آزمایش‌های بزرگ مورد بازبینی قرار گرفته بود، گروهی از پژوهشگران تحت هدایت استیو کیسلی از دانشگاه کوئینزلند استرالیا نتیجه گرفتند که روش تحریک عمقی مغز برای درمان افسردگی مقاوم به درمان امیدبخش است اما برای کسب داده‌های بیشتر باید درمان‌ آزمایشی انجام شود. دکتر دارتی می‌گوید:

مهم‌ترین کاری که این گزارش می‌تواند انجام دهد این است که سازندگان دستگاه را به آزمایش مجدد این مداخلات تشویق کند. ما فکر می‌کنیم که بدون انجام آزمایش‌های خوب، گرفتن تایید FDA غیرممکن است.



تاريخ : دوشنبه 15 مهر 1398 | 07:59 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

طبق گزارش جدید منتشرشده ازسوی رسانه‌ی ZDNet، برخی از پژوهشگران حوزه‌ی امنیت به‌همراه تیم ویژه‌ای از شرکت گوگل با نام پراجت زیرو (Project Zero) توانسته‌اند یک آسیب‌پذیری صفرروزه‌ی خطرناک را در اندروید کشف کنند که گوشی‌های مختلف دارای این سیستم‌عامل را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. ظاهرا این مشکل امنیتی، گوشی‌هایی از شرکت‌های مختلفی نظیر سامسونگ و هواوی را متأثر می‌کند. این آسیب‌پذیری، دسترسی روت را برای هکر فراهم می‌کند.

ZDNet می‌گوید که آسیب‌پذیری موردبحث در سیستم‌عامل اندروید، گوشی‌های گلکسی اس ۷، گلکسی اس ۸ و گلکسی اس ۹ را از سامسونگ در کنار گوشی‌های هواوی پی ۲۰، گوگل پیکسل ۱ و گوگل پیکسل ۲ تحت‌تأثیر قرار داده است. فردی به نمایندگی از تیم مدیریت اندروید می‌گوید که هکر دو راه برای دسترسی به اطلاعات گوشی قربانی دارد؛ یا با روشی خاص، قربانی را به نصب یک اپلیکیشن مخرب ترغیب کند یا اینکه از طریق یک اپلیکیشن نظیر مرورگر وب، اکسپلویت دوم را نیز وارد ماجرا کند تا امکان نفوذ به گوشی برایش فراهم شود. اگر هکر یکی از این دو کار را انجام دهد، می‌تواند به تمامی اطلاعات دستگاه مقصد دسترسی پیدا کند.

هک

نکته‌ی جالب اینجا است که ظاهرا هم‌اکنون از این اکسپولیت جدید در دنیای واقعی هم بهره‌برداری می‌شود؛ تیم ویژه‌ای از گوگل با نام Threat Analysis Group توانسته‌اند نمونه‌هایی از استفاده‌ی این اکسپلویت را در دنیای واقعی نیز کشف کنند. تیم گوگل می‌گوید که احتمال دارد اکسپلویت موردبحث توسط شرکت NSO Group مورداستفاده قرار گرفته باشد؛ در ضمن احتمال دارد که همین شرکت، این اکسپلویت را فروخته باشد. گفته می‌شود که NSO Group یک شرکت جاسوسی وابسته به رژیم صهیونیستی است که قبلا فعالیت‌های مخربانه‌ی دیگری نیز انجام داده بود. برخی رسانه‌ها مدعی شده‌اند که NSO Group در طراحی یک جاسوس‌افزار نقش داشته است؛ ظاهرا امکان وارد کردن این جاسوس‌افزار به گوشی‌های هوشمند از طریق اپلیکیشن واتساپ وجود داشته که در نوع خود جالب است.

رسانه‌ی ورج در پی انتشار این اخبار با NSO Group ارتباط برقرار کرد تا سؤالاتی را از آن‌ها بپرسد. NSO Group هرگونه وابستگی به اکسپلویت جدید اندروید را به‌صورت کامل تکذیب کرد. فردی به نمایندگی از این شرکت در گفت‌و‌گو با سایت ورج‌ گفته است: «NSO Group هیچ‌گاه اکسپلویت یا آسیب‌پذیری را به‌فروش نرسانده است و هرگز چنین کاری را انجام نخواهد داد. اکسپلویت جدید اندروید، هیچ ارتباطی به NSO ندارد. کار ما روی توسعه‌ی محصولاتی متمرکز شده است که به سرویس‌های اطلاعاتی دولتی و سازمان‌های مجری قانون کمک می‌کنند تا جان افراد را نجات دهند.»

اندروید

از آنجایی که هم‌اکنون در دنیای واقعی از باگ موردبحث توسط یک اکسپلویت استفاده می‌شود، پژوهشگران امنیتی گوگل به تیم توسعه‌ی اندروید ۷ روز زمان داده‌اند تا آن را برطرف کنند. ظاهرا این باگ ابتدا در تاریخ ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۹ (۵ مهر ۱۳۹۸) توسط تیم اندروید کشف و نهایتا روز ۴ اکتبر ۲۰۱۹ (۱۲ مهر ۱۳۹۸) به‌صورت عمومی فاش شده است. 

با همه‌ی این‌ها، پژوهشگران امنیتی گفته‌های تأمل‌برانگیزی را در این زمینه مطرح کرده‌اند. ظاهرا همین باگ در ماه دسامبر سال ۲۰۱۷ (آذر - دی ۱۳۹۶) پچ شده، اما در کمال تعجب مجددا در برخی نسخه‌های اندروید ظاهر شده است.

تیم Project Zero فهرست زیر را منتشر کرده و مدعی شده است که گوشی‌های حاضر در آن، از آسیب‌پذیری اخیر اندروید متأثر شده‌اند. البته این تیم امنیتی می‌گوید که فهرست زیر هنوز کامل نیست و ممکن است دستگاه‌های دیگری نیز به آن اضافه شوند. 

سامسونگ گلکسی اس 9 و اس 9 پلاس / Samsung Galaxy S9 & S9 plus

فهرست دستگاه‌های متأثر از آسیب‌پذیری جدید اندروید
گوگل پیکسل ۱
گوگل پیکسل ۱ ایکس‌ال
گوگل پیکسل ۲
گوگل پیکسل ۲ ایکس‌ال
هواوی P20
شیائومی ردمی 5A
شیائومی ردمی نوت ۵
شیائومی A1
اوپو A3
موتورلا موتو Z3
تمام گوشی‌های ال‌جی مجهز به اندروید اوریو
سامسونگ گلکسی S7
سامسونگ گلکسی S8
سامسونگ گلکسی S9

فردی به نمایندگی از تیم توسعه‌ی اندروید در اطلاعیه‌ای جدید از باگ موردبحث به‌عنوان یک مشکل امنیتی سطح‌بالا و جدی یاد کرده است. این فرد می‌گوید که هم‌اکنون پچ مربوط به این باگ در Android Common Kernel در دسترس است، در ضمن ظاهرا شرکای تجاری اندروید به‌صورت کامل از وجود این باگ خطرناک مطلع شده‌اند. او همچنین می‌گوید که گوشی‌های پیکسل ۱ و پیکسل ۱ ایکس‌ ال پچ مربوط به این آسیب‌پذیری را در قالب به‌روزرسانی بعدی ماه اکتبر دریافت خواهند کرد. به‌علاوه او یادآور شد که گوشی‌های پیکسل ۳ و پیکسل ۳ ایکس‌ ال تحت‌تأثیر این آسیب‌پذیری قرار نگرفته‌اند.



تاريخ : دوشنبه 15 مهر 1398 | 07:57 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

بیش‌‌تر از یک دهه‌‌ی پیش بود که دو تن از پژوهشگران فعال در حوزه‌‌ی محیط زیست، سیاست‌‌های اقلیمی دولت‌‌ها را تنها نوعی «مزایده‌‌ی وعده‌‌ها» میان سیاستمداران توصیف کردند؛ وعده‌‌هایی غیرقابل دسترس برای کاهش حجم انتشار کربن که سیاستمداران با هدف پیشبرد اهداف سیاسی خود به‌‌کار می‌‌گیرند. اگر همین رقابت تازه‌‌ی نامزدهای ریاست جمهوری ایالات متحده‌‌ی آمریکا را برای سال ۲۰۲۰ در نظر بگیرید، می‌‌بینید که برخی از نامزدهای حزب دموکرات از جمله جو بایدن اهدافی نظیر دستیابی به انتشار کربن صفر تا سال ۲۰۵۰ را وعده می‌‌دهند. در آن سو، نامزد دیگر این حزب، اندرو یانگ همین وعده را برای سال ۲۰۴۹ داده و در نهایت نیز کوری بوکر با وعده‌‌ی سال ۲۰۴۵، روی دست همه‌‌ی آن‌‌ها زده است. در این میان، برنی سندرز نیز از این قافله عقب نمانده؛ او می‌‌گوید درصورت رسیدن به قدرت، میزان انتشار کربن را تا سال ۲۰۳۰ به‌‌میزان ۷۱ درصد کاهش خواهد داد.

یکی از دلایلی که ما شاهد ظهور این مزایده‌‌ی وعده‌‌ها در دنیای سیاست هستیم، به این واقعیت برمی‌‌گردد که گرچه ارائه‌‌ی اهداف و برنامه‌‌ی زمانی کاهش انتشار امری ساده به‌‌نظر می‌‌آید؛ ولی درک واقعی آن‌‌ها، مقوله‌‌ای بسیار دشوار است. در اینجا قصد داریم از زبان راگر پیلک، نویسنده و تحلیل‌گر مسائل حوزه‌ی انرژی در مجله‌‌ی خبری فوربز برایتان نقل کنیم که دستیابی به هدفی مانند انتشار کربن صفر تا سال ۲۰۵۰ دقیقا به چه معنا است و تحقق آن، به چه میزان نرخ رشد در انرژی‌‌های پاک و متعاقبا نرخ مستهلک‌‌سازی در زیرساخت‌‌های فسیلی فعلی نیاز خواهد داشت.

برای انجام این تحلیل به گزارش بازبینی آماری شرکت نفتی BP بریتانیا درمورد انرژی جهان استناد شده است. این گزارش داده‌‌های ملی و بین‌‌المللی مصرف سوخت‌‌های فسیلی را در واحد معادل میلیون تن نفت ارائه کرده است.  به‌‌عنوان مثال، وقتی گفته می‌شود در سال ۲۰۱۸ جهان انرژی معادل ۱۱۷۴۳ میلیون تن نفت مصرف کرده است، منظور مصرف سوخت فسیلی در همه‌‌ی اشکال آن شامل زغال‌‌سنگ، نفت، گاز طبیعی، بنزین و نظایر آن خواهد بود. بنابر این گزارش، مصرف این حجم از سوخت‌‌های فسیلی در سال ۲۰۱۸ باعث انتشار ۳۳/۷ میلیارد تن دی‌‌اکسید کربن شده است. برای آنکه بتوان این حجم از انتشار را به صفر رساند، باید بتوانیم فکری به حال جایگزینی میزان انرژی معادل ۱۲ هزار میلیون تن نفت کنیم که انتظار می‌‌رود تا پایان سال ۲۰۱۹ به مصرف برسد (البته باید در نظر بگیرید که در این تحلیل‌‌ها از فناوری‌های انتشار منفی کربن به‌‌خاطر عدم وجود راهکار عملی در حال حاضر، فاکتور گرفته شده است).

سوخت فسیلی / fossil fuel

واقعیت دوم این است که ما تا فرارسیدن اول ژانویه‌‌ی سال ۲۰۵۰ ، تنها ۱۱۰۵۱ روز زمان پیش رو داریم. پس برای آنکه بتوانیم تا سال ۲۰۵۰ میزان انتشار کل کربن را در جهان به صفر برسانیم، باید روزانه انرژی معادل با بیش از یک میلیون تن نفت را از طریق منابع غیرآلاینده و بدون کربن جایگرین کنیم. این به‌‌معنای از رده خارج کردن انرژی معادل با بیش از یک میلیون تن نفت از چرخه‌‌ی صنایع انرژی فسیلی جهان در هر روز است.

واقعیت بعدی که باید در نظر آوریم، نرخ افزایش مصرف انرژی در دهه‌‌های آینده است. آژانس بین‌‌المللی انرژی ‌‌هم‌اکنون پیش‌‌بینی می‌‌کند که میزان مصرف جهانی انرژی تا سال ۲۰۴۰ به‌‌طور متوسط ۱/۲۵ درصد در هر سال رشد خواهد کرد. این میزان رشد انرژی بدان معنی است که تا سال ۲۰۵۰ احتمالا به انرژی معادل با ۵۸۰۰ میلیون تن نفت اضافی نیاز خواهیم داشت؛ یعنی چیزی معادل ۰/۵ میلیون تن نفت اضافی در هر روز. با احتساب تمامی این موارد برای رسیدن به نرخ انتشار صفر تا سال ۲۰۵۰ باید روزانه انرژی معادل ۱/۶ میلیون تن نفت را جایگزین کنیم.

برای رسیدن به نرخ انتشار صفر تا سال ۲۰۵۰ باید روزانه انرژی معادل ۱/۶ میلیون تن نفت را جایگزین کنیم

درک مفهوم یک میلیون تن نفت از جمله مواردی است که شاید برایتان چندان ملموس نباشد. برای کمک به درک این موضوع، اجازه دهید این واحد را به‌‌شکل قابل‌‌درک‌‌تری تبدیل کنیم. در اینجا، ما میزان تولید یکی از نیروگاه‌‌های اتمی جهان به‌‌نام Turkey Point واقع در هومستد، ایالات فلوریدای آمریکا (با ظرفیت اسمی ۱۳۸۶ مگاوات) را ملاک قرار می‌‌دهیم. این نیروگاه عظیم برای تولید میزان انرژی معادل یک میلیون تن نفت، به تقریبا یک سال زمان نیاز دارد.

حال روش انجام محاسبات ساده‌‌تر شد: برای رسیدن به نرخ انتشار کربن صفر تا سال ۲۰۵۰، جهان باید در هر دو روز، معادل ۳ نیروگاه اتمی مشابه با Turkey Point را احداث کند و این کار را باید از همین امروز آغاز کرده و تا سال ۲۰۵۰ ادامه دهد. پر واضح است که در این مدت باید تقریبا هر روز، یک نیروگاه سوخت فسیلی با ظرفیت معادل Turkey Point از رده خارج شود و این روال نیز باید از امروز تا سال ۲۰۵۰ تداوم یابد. ممکن است برخی افراد نیروگاه اتمی را معیار مناسبی برای انرژی‌‌های پاک تلقی نکنند. پس اجازه دهید انرژی بادی را ملاک محاسبات قرار دهیم. برای رسیدن به میزان انتشار کربن صفر تا سال ۲۰۵۰، باید به‌‌صورت روزانه حدود ۱۵۰۰ توربین بادی ۲/۵ مگاوواتی را در مساحتی معادل ۷۸ هزار هکتار زمین راه‌‌اندازی کنیم و این کار را باید از امروز تا سال ۲۰۵۰ بی‌‌وقفه ادامه دهیم. نمودار زیر بهتر می‌‌تواند ابعاد چنین چالشی را نشان دهد.

سوخت فسیلی / fossil fuel

ابعاد چالش جهانی موجود بر سر رسیدن به هدف انتشار کربن صفر تا سال ۲۰۵۰

البته در این تحلیل، تنها به ابعاد کار پرداخته‌ایم و اشاره‌‌ای به چالش‌‌های فنی احداث چنین نیروگاه‌‌هایی اشاره نشده است. همچنین این موضوع نادیده انگاشته شده که سوخت‌‌های فسیلی، ماده‌‌ی اولیه‌‌ی تولید بسیاری از  محصولات محوری در اقتصاد جهان هستند و حذف چنین محصولاتی هرگز به‌‌سادگی خاموش‌‌کردن یک نیروگاه و وارد مدار کردن نیروگاه دیگر نیست.

اگر بخواهیم چنین محاسباتی را برای تنها یک کشور صنعتی مانند ایالات متحده (با مصرف انرژی معادل ۱۹۰۰ میلیون تن نفت در سال ۲۰۱۸) پیاده‌‌سازی کنیم، باز به این نتیجه خواهیم رسید که دستیابی به نقطه‌‌هدف انتشار کربن صفر تا سال ۲۰۵۰، به‌‌معنای احداث یک نیروگاه جدید اتمی در هر ۶ روز است (با فرض اینکه میزان افزایش مصرف انرژی کشور را طی ۳۰ سال آینده لحاظ نکنیم).

برای رسیدن به میزان انتشار کربن صفر تا سال ۲۰۵۰، باید از امروز تا ۳۰ سال دیگر، به‌‌صورت روزانه حدود ۱۵۰۰ دستگاه توربین بادی ۲/۵ مگاوواتی را راه‌‌اندازی کنیم

حال اگر بخواهیم نقطه‌‌هدف خود را در سال ۲۰۳۰ درنظر بگیریم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ با احتساب تعداد روز ۳۷۴۶ باقی‌‌مانده تا این موعد، جهان نیاز به احداث دست‌‌کم چهار نیروگاه اتمی جدید در هر روز خواهد داشت. این محاسبات برای کشوری مانند ایالات متحده معادل یک نیروگاه در هر روز خواهد بود. علاوه‌‌بر ملاحظات فنی، موارد دیگری نیز هستند که در محاسبات ما مؤثر خواهند بود. این موارد می‌‌توانند شامل ظرفیت تولید فناوری‌‌های جدید، افزایش بازدهی مصرف انرژی و تغییرات شدت مصرف انرژی در اقتصاد جهان باشند.

البته بدیهی است که ما به‌‌دلایلی تاریخی هنوز هم توانایی درک این اعداد و ارقام را نداریم. ابعاد چنین چالشی (صرف‌‌نظر از اینکه کم‌‌وکیف فرضیات اولیه‌‌ی ما چگونه باشد) به‌‌طرز حیرت‌‌انگیزی سرسام‌‌آور است.

جهان ما همچنان با شتاب بسیار از نقطه‌‌هدف انتشار کربن صفر دور و دورتر می‌شود. براساس گزارش BP، تنها در سال ۲۰۱۸، میزان مصرف انرژی فسیلی جهان معادل ۲۸۰ میلیون تن نفت افزایش یافته و این میزان برای انرژی‌‌های پاک (بدون کربن) معادل ۱۰۶ میلیون‌‌تن نفت بوده است. برای رسیدن به نقطه‌‌هدف خود در سال ۲۰۵۰ باید تمامی این تقریبا ۴۰۰ میلیون تن نفت اضافی با منابع پاک جایگزین شود و به‌‌علاوه، باید فکری به حال جایگزینی مابقی آن ۴۰۰ میلیون تن نفت مصرفی حال حاضر خود از منابع فسیلی کرد. با یک حساب سرانگشتی، نرخ نصب و راه‌‌اندازی منابع پاک ما باید تا ۸۰۰ درصد افزایش یابد.

اما دچار توهم نشوید. اعداد و ارقام اخیر اصلا نشانه‌‌های خوبی نیستند. آمار در حقیقت به ما می‌‌گویند که جهان ما حتی در مسیر حرکت به‌‌سوی نقطه‌‌هدف انتشار صفر نیست؛ بالعکس، ما در حال حرکت در جهت مخالف آن هستیم. با وعده و وعید نمی‌‌توان میزان انتشار کربن را در جهان کاهش داد. برای رسیدن به هدف ما نیاز به فناوری (و البته تحول در سیستم اقتصادی جهان) داریم.

آیا واقعا می‌‌توان تا سال ۲۰۵۰ به انتشار کربن صفر رسید؟ ابعاد چالش پیش‌‌رو فراتر از تصور است؛ ولی این باعث نمی‌‌شود که رسیدن به هدف، غیرممکن باشد. آنچه که دسترسی به این هدف را غیرممکن می‌‌کند، ناتوانی ما در درک دقیق ابعاد این چالش و البته نبود پیشنهاد سیاسی متناسب با آن است.

پس شاید بهتر باشد اگر با چنین مزایداتی از وعده و وعید در جریان مبارزات انتخاباتی مواجه شدید، به‌‌جای تمرکز صرف روی نقطه‌‌هدف، بیش‌‌تر درمورد سازوکار پیاده‌‌سازی و منطق اجرای آن‌‌ها تحقیق کنید. یک محاسبه‌‌ی سرانگشتی انجام دهید و بعد درمورد صحت این ادعاها تصمیم بگیرید.



تاريخ : دوشنبه 15 مهر 1398 | 07:53 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

اپل با گوشی‌های جدید خود، آیفون 11 و آیفون 11 پرو و آیفون 11 پرو مکس آمار مناسبی را از لحاظ فروش ثبت کرد. آمارهای فروش و تقاضای بالا قطعا اخبار خوبی برای تیم کوک و شرکت تحت مدیریتش محسوب می‌شود. ازطرفی شاید وضعیت موجود برای شرکت AMD جالب نباشد و مدیران آن را نگران کند؛ چرا که افزایش تقاضا برای گوشی هوشمند کوپرتینویی‌ها، فشار تولید تراشه‌های هفت نانومتری را بر غول تولید پردازنده یعنی TSMC افزایش می‌دهد.

تراشه‌های هفت نانومتری به‌عنوان پایه‌ی تولید پردازنده‌های Ryzen 3000 شناخته می‌شوند. همچنین کارت‌های گرافیک سری نیوی هم از این ترشه استفاده می‌کنند. به‌هرحال فشار تقاضا بر شرکت تایوانی به حدی افزایش یافته است که آن‌ها اکنون زمان تحویل تراشه‌های هفت نانومتری را به ۶ ماه افزایش داده‌اند.

اخبار جدید از آمار تقاضا برای خرید اپل، نیاز به افزایش ظرفیت تولید را الزامی نشان می‌دهد. گزارش‌ها ادعا می‌کنند که اپل درخواست افزایش ۱۰ درصدی تولید را به تأمین‌کننده‌های قطعات اولیه ارسال کرده است. درنتیجه هشت میلیون دستگاه آیفون 11 و آیفون 11 پرو جدید تولید خواهد شد (به‌نظر می‌رسد آیفون 11 پرو مکس به اندازه‌ی دو مدل دیگر طرفدار نداشته باشد). گوشی‌های هوشمند جدید اپل مجهز به پردازنده‌ی A13 Bionic با ۶ هسته‌ی پردازشی هستند. پردازنده‌ی مذکور براساس معماری هفت نانومتری ساخته شده است و توسط TSMC تولید می‌شود.

بدین ترتیب و با توجه به توضیح بالا به‌نظر می‌رسد موفقیت اپل باعث خسارت بر جدیدترین پردازنده‌ها و کارت‌های گرافیک هفت نانومتری AMD خواهد شد. افزایش تقاضا برای گوشی‌های اپل، به‌معنای افزایش فشار تولید بر TSMC خواهد بود. به‌علاوه با توجه به سه برابر شدن زمان تحویل تراشه‌های هفت نانومتری، احتمالا نگرانی از عدم تحویل محصولات مورد نیاز دیگر شرکت‌ها، بیشتر هم می‌شود. منابع آگاه شرکت تایوانی ادعا می‌کنند که آن‌ها محدود به افزایش سه‌برابری زمان تحویل هم نمانده‌اند. TSMC به مشتریان خود اعلام کرده است که سفارش‌های کل سال ۲۰۲۰ خود را اکنون اعلام کنند.

آیفون ۱۱ اپل / apple iphone 11

AMD یکی از بزرگ‌ترین مشتریان TSMC محسوب می‌شود که برای نسل سوم پردازنده‌های رایزن و همچنین پردازنده‌های گرافیکی سری نیوی با آن‌ها همکاری می‌کند. آن‌ها قطعا قراردادهای مستحکمی با شرکت تایوانی دارند و افزایش فشار تولید بر TSMC در کوتاه‌‌مدت تأثیری بر تحویل سفارش‌ها نخواهد داشت. البته AMD اکنون هم چالش‌هایی در تحویل محصولات دارد. به‌عنوان مثال آن‌ها در پردازنده‌هایی همچون Ryzen 9 3900X مشکل کمبود موجودی داشته‌اند. به‌علاوه تحویل پرچم‌دار Ryzen 9 3950X هم با تأخیر روبه‌رو شده است.

در مجموع به‌نظر می‌رسد فشار تولیدی که به‌صورت انحصاری بر TSMC وارد می‌شود، شک و تردید‌هایی را برای آینده‌ی بازار پردازنده ایجاد کند. شاید انویدیا هم از وضعیت جدید خسارت ببیند، چون نسل بعدی کارت‌های گرافیکی آن‌ها با معماری هفت نانومتری تولید می‌شود. انویدیا قبلا گفته بود که TSMC بخشی از فرایند تولید تراشه‌ها را بر عهده خواهد گرفت. البته آن‌ها در بخشی دیگر هم با سامسونگ در تولید تراشه همکاری می‌کنند.

پیامدهای طولانی‌مدت افزایش فشار بر TSMC احتمالا به‌صورت چالش‌های تأمین قطعات متعدد کامپیوترهای شخصی بروز پیدا می‌کند. به‌همین دلیل شرکت تایوانی به ناچار ظرفیت تولید تراشه‌های هفت نانومتری خود را افزایش می‌دهد. البته قطعا توانایی این شرکت در حرکت سریع و پاسخگو بودن نیاز درحال رشد بازار، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

آیفون ۱۱ / آیفون ۱۱ پرو

برای مطالعه‌ی تمام مطالب مرتبط با گوشی‌های جدید اپل شامل مشخصات فنی، قیمت، تصاویر و ویدیوی نگاه نزدیک، به صفحه‌‌های آیفون 11 پرو، آیفون 11 پرو مکس و آیفون 11 مراجعه کنید.



تاريخ : دوشنبه 15 مهر 1398 | 07:50 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

خاطراتی در مغز فنچ‌های راه‌راه جوان کاشته شد که موجب تغییر در طول نُت‌هایی شد که آن‌ها می‌خواندند. این فرایند شامل دست‌کاری منطقه‌ای در مغز بود که پرندگان برای یادگیری نغمه‌های خود از آن استفاده می‌کنند. نغمه‌های فنچ راه‌راه متشکل از مجموعه‌ای از نت‌های کوتاه است. فنچ‌های راه‌راه نخست صداهای پدر را به‌خاطر می‌سپرند و سپس به‌تدریج آن‌ها را تقلید می‌کنند و می‌خوانند. تاد رابرتز و همکارانش از مرکز پزشکی دانشگاه تگزاس برای درک این موضوع در حال تلاش هستند که چگونه خاطرات در مغز رمزگذاری می‌شوند؛ به‌ویژه خاطراتی که توسعه‌ی گفتار و مهارت‌های اجتماعی را هدایت می‌کنند.

نتایج مطالعات گذشته نشان می‌داد منطقه‌ای از مغز پرندگان به‌نام HVC برای یادگیری صداها بسیار مهم است و ایجاد اختلال در فعالیت آن توانایی یادگیری آواز را تضعیف می‌کند. این ناحیه از مغز ورودی‌های منطقه‌ی دیگری از مغز به‌نام NIf را دریافت می‌کند و نورون‌های موجود در این ساختار در آغاز و انتهای هجاها برانگیخته می‌شوند. این موضوع نشان می‌دهد نورون‌های مذکور در رمزگذاری طول هجاها مؤثرند. پژوهشگران برای دست‌کاری فعالیت عصبی در محل اتصالات یا سیناپس‌های بین نورون‌های NIf و HVC از تکنیکی به‌نام اپتوژنتیک استفاده کردند. این کار شامل دو مرحله است: ۱. واردکردن ژن‌هایی به نورون‌ها که موجب می‌شود بتوان آن‌ها را به‌وسیله‌ی نور کنترل کرد؛ ۲. استفاده از کابل‌های فیبر نوری کوچکی برای تاباندن نور به بخش انتخاب‌شده از مغز.

پژوهشگر

تاد رابرتز با فنچ راه‌راه. آزمایشگاه وی درزمینه‌ی مستندسازی نحوه‌ی عملکرد مغز در هنگام یادگیری آواز فعالیت می‌کند.

گروه رابرتز آزمایش‌هایی روی فنچ‌های راه‌راه جوانی انجام دادند که هرگز آواز خواندن بالغان خود را نشنیده بودند؛ اما در حال آغاز گسترش نغمه‌های خود بودند. پژوهشگران ۳۰ روز بعد، تفاوت‌های موجود بین تُن نهایی آواز را بررسی کردند. وقتی پژوهشگران از پالس‌های کوتاه نور استفاده می‌کردند، پرندگان صداهایی با هجاهای کوتاه ایجاد می‌کردند. در حالت اعمال پالس‌های طولانی نور، پرندگان صداهایی با هجاهای بلند تولید می‌کردند. رابرتز می‌گوید:

ما مسیری را در مغز شناسایی کردیم که اگر آن را فعال کنیم، بدون اینکه پرنده صدای پرنده‌ی دیگری را شنیده باشد، می‌تواند خاطرات دروغینی را برای طول هجاها در مغز او ایجاد کند.

طول هجاها، تنها یک جنبه از آوایی است که فنچ‌ها باید آن را یاد بگیرند. احتمالا ویژگی‌های دیگری مانند ارتفاع صوت و ترکیب هجاها به‌صورت یک توالی رمزگذاری دشوارتری دارد؛ اما رابرتز امیدوار است گروه او درنهایت بتواند این ویژگی‌ها را نیز در مغز پرنده بکارد. ده‌ها ژن مرتبط با یادگیری صدا شناخته شده‌اند که نشان می‌دهند گفتار انسان نیز از الگوهای مشابه فعالیت پرندگان آوازخوان پیروی می‌کند. رابرتز می‌گوید با توجه به این شباهت‌ها، مکانیسم‌های یادگیری آواز در مغز پرندگان می‌تواند همچون مدلی برای درک نحوه‌ی یادگیری حیوانات از تجربیات اجتماعی باشد. او می‌گوید:

ما می‌توانیم از این اطلاعات برای نشان‌دادن مدارهای مغزی استفاده کنیم که ممکن است در اختلالات عصبی تکاملی مانند اوتیسم درگیر باشند.

نتایج مطالعه‌ای دیگر نشان داده است که می‌توانیم خاطرات را در مغز موش‌ها بکاریم؛ به‌طوری‌که باعث شویم انتظار داشته باشند پاداشی در محلی خاص بیابند. راه رسیدن به مرحله‌ی کاربرد چنین تکنیک‌هایی در انسان بسیار طولانی است؛ اما برخی پژوهشگران امیدوار هستند روزی بتوانند خاطرات مرتبط با آسیب‌های روانی را تغییر دهند.

ناگفته نماند نتایج این پژوهش در مجله‌ی Science منتشر شده است.



تاريخ : دوشنبه 15 مهر 1398 | 07:49 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

خبر مهمی که با معرفی نسل جدید دوربین‌های گوپرو منعکس شد، افزودن مود‌‌هایی بود که قرار است تا سال ۲۰۲۰ برای این دوربین عرضه شوند که میکروفون خارجی و لامپ LED و صفحه‌نمایش را شامل می‌شوند. همان‌طورکه گفته شد این مودها تا سال ۲۰۲۰ عرضه نخواهند شد. پس درادامه با زومیت همراه باشید تا ببینیم قابلیت‌ها و ویژگی‌های جدید گوپرو Hero 8 Black در مقایسه با نسخه‌ی قبلی، یعنی GoPro Hero 7 Black که تولید آن هنوز ادامه دارد، چقدر دستخوش تغییر یا ارتقا یافته است.

۱. دوربین جدید گوپرو از زبانه‌های اتصال یکپارچه بهره می‌برد

gopro hero 8 black

نسخه‌ی Hero 5 Black اولین نسخه‌ای از این سری دوربین‌ها بود که بدون نیاز به فریم و کاور خاص ضدآب بود؛ اما برای اتصال آن به هرچیزی به قاب‌ی مجزا نیاز بود. درنهایت این مشکل در  GoPro Hero 8 Black حل شد؛ به‌طوری‌که در قسمت زیرین این دوربین زبانه‌هایی طراحی شده است تا با استفاده از آن‌ها و بدون نیاز به قاب اضافی، آن را به هرچیزی متصل کنید. این ویژگی به‌خودی‌خود مزیت چندانی به‌حساب نمی‌آید؛ اما باعث می‌شود وقتی دوربین به جایی متصل است، بدون نیاز به بازکردن اتصال دوربین به پایه یا هرچیز دیگری، کارت حافظه یا باتری را خارج کنید.

البته این ویژگی در نسخه‌ی Hero 7 Black نیز وجود داشت؛ چون فریم در این نواحی برش خورده بود؛ اما مجبور بودیم برای دسترسی به کارت حافظه، پوشش پورت‌ها را برداریم که درنتیجه مقاومت دوربین دربرابر آب از دست می‌رفت. به دلیل همین ساده‌سازی در طراحی، Hero 8 Black از نسل قبلی ۱۴ درصد سبک‌تر است. همچنین، باید به این موضوع هم اشاره کرد که پیچ‌هایی در این اتصالات تعبیه شده‌اند تا درصورت شکسته‌شدنشان بتوانید زبانه‌ها را تعویض کنید.

۲. Hero 8 Black از HyperSmooth در تمامی فریم‌ریت‌ها پشتیبانی می‌کند

GoPro Hero 8 Black

یکی از برترین ویژگی‌های Hero 7 Black وجود لرزش‌گیر دیجیتالی با نام HyperSmooth بود. این ویژگی بسیار کارآمد در حذف و کاهش لرزش‌های به‌وجودآمده هنگام فیلم‌برداری بسیار مؤثر است؛ به‌ویژه اینکه افرادی که از دوربین‌های گوپرو برای ثبت ویدئوهایشان استفاده می‌کنند، در شرایط پرتحرک مثل ورزش‌کردن فیلم‌برداری می‌کنند. حالت HyperSmooth در Hero 7 Black وجود داشت؛ اما در شرایطی که ویدئویی با فریم‌ریت بالا ثبت می‌شد، این ویژگی از کار می‌افتاد. بااین‌حال، به‌لطف باتری پیشرفته‌تر و بهتر، در Hero 8 Black می‌توانید ویدئوهایی با رزولوشن ۱۰۸۰ و سرعت ۲۴۰ فریم‌بر‌ثانیه همراه با لرزش‌گیر HyperSmooth ثبت کنید.

درحقیقت، Hero 7 Black در سرعت ۲۴۰ و ۱۲۰ فریم‌بر‌ثانیه‌ای استاندارد از لرزشگیر استفاده نمی‌کرد. پس اگر از طرفداران ویدئوهای اسلوموشن هستید، Hero 8 Black انتخاب مناسب‌تری برایتان است. ویژگی جدید بعدی حالت HyperSmooth Boost است. این ویژگی در شرایط بسیار پرتحرک فعال می‌شود؛ مثلا هنگام تهیه فیلم کلوزآپ یا دوچرخه‌سواری در مسیر سنگ‌فرش. این ویژگی با کراپ‌کردن سعی می‌کند کمترین لرزش را در ویدئو ثبت‌شده نشان دهد. پس اگر تمام این ویژگی‌ها به خاطر یک باتری باشند، آيا می‌توان از باتری‌ نسخه‌های قدیمی در Hero 8 Black استفاده کرد یا نه؟ جواب این سؤال «بله» است؛ چون Hero 8 Black دقیقا از طراحی‌ای با استاندارد باتری GoPro AABAT-001 استفاده می‌کند؛ پس می‌توان از باتری نسل قبلی هم در آن استفاده کرد؛ اما در این صورت، ویژگی‌ HyperSmooth از کار خواهد افتاد. عکس این موضوع نیز صادق است و می‌توان از باتری‌های Hero 8 Black در نسل قبلی استفاده کرد.

۳. مود‌های جدید قابلیت‌های فیلم‌برداری Hero 8 Black را بسیار افزایش می‌دهند

GoPro Hero 8 Black

ویژگی برتری که Hero 7 Black با آن معرفی شد، لرزش‌گیر HyperSmooth بود؛ اما ویژگی اصلی نسخه‌ی جدیدتر ارائه‌ی مودهایی است که Hero 8 Black را به دوربینی بسیار کارآمد و قوی به‌منظور ثبت ویدئو برای تولیدکنندگان محتوا تبدیل می‌کند. قابلیت مود‌ها به این دلیل در صدر این فهرست قرار ندارند که گوپرو اعلام کرده است این مود‌ها تا سال ۲۰۲۰ دردسترس نخواهد بود. موضوع دیگر این است که به‌دلیل تفاوت ابعادی که در مدل جدید به‌وجود آمده است، این مودها فقط برای آخرین مدل گوپرو کاربردی خواهند بود.

با عرضه‌شدن این مودها برای گوپرو شاهد توانایی‌هایی در این دوربین خواهیم بود که تاکنون در هیچ‌یک از دوربین‌های ورزشی دیده نشده است. مود اول مدیا مود (Media Mod) نام دارد که شامل میکروفونی ارتقایافته برای ثبت هرچه‌بهتر صدا، ورودی صدای ۳/۵ میلی‌متری، خروجی HDMI، پورت USB-C و دو گیره نگه‌دارنده برای اندازه‌ی لوازم‌جانبی است.

مود نمایشگر (Display Mod) صفحه‌نمایشی دواینچی برای عکاسی راحت‌تر و باتری داخلی ۶۸۰ میلی‌آمپری را دربر دارد تا این نمایشگر از باتری خودِ دوربین استفاده نکند. آخرین مود هم لایت مود (Light Mod) نام دارد. این مود ضدآب از لامپی با نوردهی ۲۰۰ لومن تشکیل شده است تا بتوان با آن نوردهی بهتری به سوژه داشت. همچنین این مود با اکثر لوازم‌جانبی و پایه‌های گوپرو سازگار است و روی آن‌ها سوار می‌شود. مود‌های مذکور ویژگی‌های بسیار کارآمدی به دوربین اضافه می‌کنند؛ اما باید برای عرضه‌شدن آن‌ها به بازار صبر کرد.

۴. میکروفون بهتر ثبت صدای بهتری را نوید می‌دهد

GoPro Hero 8 Black

در‌حالی‌که میکروفون داخلی Hero 8 Black با میکروفون مدیا مود هماهنگ نخواهد شد، این دوربین از میکروفون داخلی جدیدی با قابلیت کنترل و پایدارکننده‌ی باد استفاده می‌کند. گوپرو این قول را به خریداران داده است که استفاده از این میکروفون کیفیت صدای چشمگیری فراهم می‌کند. مقایسه‌‌های انجام‌شده با مدل Hero 7 Black هم این موضوع را تأیید می‌کند که میکروفون دوربین جدید گوپرو نویز باد در صدا را بسیار بهتر مدیریت می‌کند. این قابلیت وقتی بیشتر نمود پیدا می‌کند که برای مثال لازم باشد از ورزشی فیلم‌برداری کنیم و دوربین باید حرکت‌های سریع انجام دهد. در این صورت، صدای ضبط‌شده با میکروفون جدید بسیار بهتر از میکروفون‌های عادی خواهد بود.

۵. کیفیت عکس‌برداری در مقایسه با نسل قبل تفاوت کمی کرده است

GoPro Hero 8 Black

با افزایش کیفیت دوربین‌ها و ضدآب‌شدن گوشی‌های هوشمند، هنوز اکثر کسانی که گوپرو دارند ترجیح می‌دهند از آن استفاده کنند. دوربین‌های گوپرو می‌توانند در شرایط نامساعد کارایی خوبی داشته باشند و درادامه‌ی این راه، گوپرو دوربین را ارتقا داد که شامل افزودن قابلیت SuperPhoto 2.0 و LiveBurst را شامل می‌شود. در این قسمت، شاهد تغییرات کوچکی در حالت HDR هستیم؛ در‌حالی‌که در حالت LiveBurst، ویژگی مناسبی برای مواقعی است که حرکات پیش‌بینی‌نشده‌ای اتفاق می‌افتد. در این حالت، در ۱/۵ ثانیه قبل و بعد فشردن شاتر تصاویر متوالی ۱۲ مگاپیکسلی با نسبت ۴:۳ یا رزولوشن 4K ثبت می‌شوند و پس‌از‌آن می‌توان بهترین عکس را از میان عکس‌های گرفته‌شده انتخاب و ذخیره کرد یا به‌صورت کلیپی سه‌ثانیه‌ای به‌اشتراک گذاشت.

تغییراتی هم در نرم‌افزار دوربین به‌وجود آمده است که دسته‌بندی‌هایی برای مجموعه‌ی تنظیمات عکاسی را دربر دارد که می‌توان با توجه به نیاز خود در آن تغییرات ایجاد کرد. ناگفته نماند قابلیت ایجاد ۱۰ تنظیم متفاوت وجود دارد و می‌توان برای چهار دکمه‌ی میان‌بر دستگاه وظایف جدیدی تعریف کرد. این تغییرات بیشتر برای رقابت با اکشن‌کم DJI Osmo Action ارائه شده‌اند. به‌طور مثال، در DJI Osmo Action می‌توان منویی دستی برای تنظیمات دلخواه ایجاد کرد. گوپرو هنوز درباره‌ی ارائه‌ی این قابلیت ازطریق به‌روزرسانی نرم‌افزاری برای Hero 7 Black حرف نزده و حتی ممکن است این ویژگی فقط برای نسخه‌ی جدید عرضه شده باشد.



تاريخ : دوشنبه 15 مهر 1398 | 07:47 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

مدتی بود سؤالی برای طرفداران دوربین‌های سونی پیش آمده بود که از بین دو دوربین Sony a7S III یا Sony a9 II، کدام زودتر معرفی خواهد شد؟ درنهایت، سونی آلفا a9 II با ویژگی‌هایی جذاب و طراحی جدید وام گرفته‌شده از سونی a7R IV معرفی شد. دوربین جدید از حسگر ۲۴ مگاپیکسلی مشابه نسل قبلی خود از همین سری به بازار عرضه خواهد شد. a9 II به پردازنده‌ی سریع‌تر Bionz X مجهز و سرعت و دقت فوکوس خودکارش نیز ارتقا یافته است.

سونی a9 II

سونی a9 II از منظره‌یاب الکترونیکی (EVF) و سیستم فوکوس تشخیص فاز بسیار پیشرفته‌ای بهره می‌برد. این دوربین نیز همانند a9 از سیستم تشخیص فاز ۶۹۳ نقطه‌ای برخوردار است که با الگوریتم‌های جدید ویژگی ردیابی سوژه در این دوربین بهبود پیدا یافته است. سونی a9 II با نرخ تصویربرداری حداکثر ۲۰ فریم‌بر‌ثانیه بدون خاموشی پس از عکاسی (Blackout)، از شاتر الکترونیکی استفاده می‌کند. نرخ عکاسی پیاپی با استفاده از شاتر مکانیکی نیز به ۱۰ فریم‌بر‌ثانیه افزایش یافته است. 

ناگفته نماند سیستم جدید ضدفلیکر تعبیه‌شده در دوربین کمک زیادی به تصویربرداری در نور مصنوعی می‌کند. ویژگی‌های جدید آلفا a9 II آن را به دوربینی بسیار مناسب برای تصویربرداری ورزشی در فضاهای داخلی تبدیل کرده است.

a9 II سونی مجهز به گریپ بزرگ‌تری از دوربین قبلی همین سری است. افزون‌براین، دوربین جدید نیز همانند سونی A7R IV با استانداردها‌ی مناسب طراحی شده که در شرایط آب‌وهوایی مختلف بتوان با آن کار کرد. کنترل‌های قسمت پشت دوربین اکنون به قسمت بالا منتقل شده‌اند. دکمه‌ی مخصوص فوکوس خودکار به قفل و دوربین نیز به دکمه‌ی روشن‌بودن فوکوس خودکار (AF-On) و جوی‌استیک نسبتا بزرگ‌تری مجهز شده است. طول عمر باتری دوربین نیز افزایش یافته و دوربین ازطریق پورت USB 3.2 Type C شارژ می‌شود. هر دو اسلات کارت SD از انواع سریع UHS-II پشتیبانی می‌کنند.

سیستم لرزش‌گیر تصویر (IS) درون بدنه‌ی دوربین a9 II نسبتا بهبود یافته و با کاهش ۰/۵ استاپ لرزش در مقایسه با مدل قبلی ارتقا یافته است. این در حالی‌ است که منظره‌یاب الکترونیکی با ۳/۷۶ میلیون نقطه، نمایشگر با قابلیت تیلت و تصویربرداری ویدئویی 4K (همچنان فاقد فیلم‌برداری ۱۰ بیت و پشتیبانی از پروفایل‌های Log)، در مقایسه با نسخه‌ی قبلی تغییری نکرده است.

برخی دیگر از ویژگی‌های جدید این دوربین شامل پشتیبانی از Gigabit Ethernet و شبکه‌ی 5GHz (802.11ac) Wi-Fi و voice memos است. پرچم‌دار جدید سونی می‌تواند حداکثر ۱۰ مجموعه از تنظیمات دوربین را در خود ذخیره کند تا اشتراک‌گذاری آن با سایر عکاسان برای اعمال تنظیمات شخصی هر یک کاربردی باشد. سونی a9 II در نوامبر (‌آبان‌) با قیمت ۴،۵۰۰ دلار به بازار عرضه خواهد شد.



تاريخ : یکشنبه 14 مهر 1398 | 12:37 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

وی‌ورک (WeWork) در ذهن بسیاری از بازیگران دنیای استارتاپی به‌عنوان یک نمونه‌ی موفق و باارزش شناخته می‌شود. آن‌ها حدود ۶ هفته پیش در جایگاه باارزش‌ترین استارتاپ آمریکایی قرار داشتند. سپس برنامه‌ریزی‌های اولیه و اسناد S-1 مخصوص عرضه‌ی اولیه‌ی سهام (IPO) را آماده کردند که پیش‌بینی‌های مثبتی را هم از سوی کارشناسان به‌همراه داشت. منتهی مشکلات داخلی شرکت از همان زمان شروع شد و تداخل برنامه‌ها و علایق، خصوصا با هم‌بنیان‌گذار شرکت آدام نیومن، چالش‌های بزرگی را به‌همراه داشت.

سرمایه‌گذاران و ژورنالیست‌ها و تحلیلگران پس از مشاهده‌ی داستان‌های متعدد شکست همچون شرکت Theranos و بحران‌هایی که بنیان‌گذار اوبر برای آن ایجاد کرد، سعی در جلوگیری از رخدادی مشابه برای وی‌ورک داشتند. آن‌ها به مقابله‌ی مستقیم با نیومن پرداختند و درنهایت رؤیاهای او برای عرضه‌ی عمومی سهام از بین رفت. اکنون نیومن از مقام مدیریت عامل برکنار شده است و برخی کارشناسان بحران وی‌ورک را جدی می‌دانند. آن‌ها حتی احتمال ورشکستگی را برای این استارتاپ بزرگ متصور می‌شوند. درادامه‌ی این مطلب زومیت، به داستان ۶ هفته‌ی گذشته‌ی وی‌ورک و مدیران آن می‌پردازیم که براساس منابع رسانه‌ی بیزینس اینسایدر و دیگر منابع خبری گردآوری شده است.

در ساعت ۷:۱۲ یک صبح تابستانی در نیویورک سیتی، اسناد ثبتی عرضه‌ی عمومی سهام شرکت وی‌ورک به وب‌سایت کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا ارسال شد. ارسال اسناد مذکور که به‌نام S-1 شناخته می‌شوند، قابل پیش‌بینی بود. ارسال اسناد، مهم‌ترین قدمی بود که شبیه به یک مارش نظامی با افتخار توسط باارزش‌ترین استارتاپ دنیای فناوری به‌سمت دنیای سهام‌داری عمومی انجام می‌شد.

ارزش‌گذاری ۴۷ میلیارد دلاری برای وی‌ورک، آن‌ها را به جواهری در دنیای کسب‌وکار تبدیل کرده بود. به‌علاوه بنیان‌گذار و مدیرعامل بلندپرواز شرکت یعنی آدام نیومن، نمادی از یک کارآفرین جسور محسوب می‌شد. هدف او ظاهرا کسب درآمد یا اجاره‌ی فضای کاری به نظر نمی‌رسید. نیومن با شعار تغییر جهان به دنیای‌ کسب‌وکار وارد شده بود و رفتارهایش نیز در مسیر همین شعار به نظر می‌رسیدند. به‌هرحال همه‌ی این عناصر، وی‌ورک را به نماد جسارت بی‌حد‌ و مرز سیلیکون‌ولی تبدیل کرد؛ نمادی که با تکیه بر جسارت و مهارت خود، از تمامی قوانین اقتصادی فرار می‌کرد.

در اولین ساعت‌های آن صبح مذکور، هزاران سرمایه‌گذار و ژورنالیست اقتصادی، نگاه‌های خود را به شرایط مالی وی‌ورک معطوف کردند تا قضاوتی درباره‌ی ادعاها و ارزش‌گذاری شرکت داشته باشند. آن‌ها می‌‌خواستند صحت ادعاهای نیومن را بررسی کنند که گفته بود شرکتش در مسیر سلطه‌ی جهانی بر بازار محل فعالیت و سوددهی غیرقابل تصور قرار دارد.

WeWork

پس از گذشت چند ساعت یا حتی چند دقیقه از آن صبح، جنگ و جدال‌های فراوان حول وی‌ورک رخ داد. جریانی دائمی و شدید از تیترهای رسانه‌ای منتشر شدند که همگی نیومن را هدف قرار داده بودند. او متهم به سوءاستفاده از قدرت برای منافع شخصی، مدیریت غلط و رفتارهای ناشایست شده بود. پس از گذشت ۳۳ روز از ارسال اسناد IPO، شرکت از پیشنهاد خود عقب‌نشینی کرد. سپس ارزش وی‌ورک سقوط ۷۰ درصدی را تجربه کرد و نیومن از مقام مدیریت عامل برکنار شد. او زمانی تصور می‌کرد که به اولین تریلیونر جهان تبدیل خواهد شد و پس از مدتی بسیار کوتاه، خود را در سراشیبی سقوط می‌دید. درنهایت آن‌چه که قرار بود مانند یک تاج‌گذاری برای نیومن باشد،‌ به یکی از فاجعه‌بار‌ترین رخدادهای دنیای کسب‌وکار بدل شد.

مسیر حرکت برای وی‌ورک قطعا اینگونه تصور نمی‌شد. آن‌ها استارتاپ یونیکورن بودند و به‌نوعی یک نیروگاه مجهز به سرمایه‌های خطرپذیر بی‌پایان هم محسوب می‌شدند. باهوش‌ترین افراد سیلیکون‌ولی و قدرتمندترین سرمایه‌گذارهای جهان، میلیاردها دلار سرمایه را به خزانه‌ی این شرکت واریز کرده بودند. چگونه می‌شد که آینده‌ای به‌جز موفقیت را برای وی‌ورک تصور کرد؟ درواقع تأیید موفقیت و ارزش آن‌ها از سوی سرمایه‌گذارهای عمومی، تنها حرکتی نمادین تصور می‌شد و همه از موفقیت IPO مطمئن بودند.

تقریبا همه‌ی کارشناسان کسب‌وکار از موفقیت IPO وی‌ورک مطمئن بودند

در طول مدت ۹ سالی که نیومن به کمک ژورنالیست‌های خوش‌باور دنیای فناوری و سرمایه‌گذاران تشنه، توهم وی‌ورک را می‌ساخت، دو اتفاق مهم رخ داد: شرکت ترانوس و اوبر. داستان سقوط ترانوس، به سرمایه‌گذارهای عمومی نشان داد که چگونه یک توهم میلیارد دلاری به‌سرعت از سیلیکون‌ولی حذف می‌شود. آن‌ها در جریان ترانوس، سقوط کارآفرینی را دیده بودند که با ظاهری جذاب و موقر و ایده‌هایی بلندپروازانه، به‌نوعی یک فرقه را در سازمان خود ایجاد کرده بود. در داستان اوبر، مردم فهمیدند که غرور و ادعای واهی یک مدیر، چگونه چالش‌های بی‌شمار کسب‌وکاری را مخفی می‌کند.

نیومن در زمان نامناسبی به‌عنوان یک رهبر رؤیاپرداز شناخته شد. او شرکتی با رؤیاهای بسیار بزرگ را مدیریت می‌کرد که گزارش‌ها و رویکردهای مالی مبهم داشت. مردم نیز از داستان‌های گذشته عبرت گرفته بودند و به‌نوعی صبرشان لبریز شده بود.

آدام نیومن؛ هم‌بنیان‌گذار خاص

نیومن هم‌بنیان‌گذار ۴۰ ساله‌ی وی‌ورک با نشانه‌های ظاهری خاص شناخته می‌شود. او همیشه موهایی ژولیده و بلند دارد و اکثرا تی‌‌شرت و شلوار جین می‌پوشد. لحن صحبت کردن او همیشه بلند و تاحدودی گستاخانه به‌نظر می‌رسد. نیومن یک بار در مصاحبه‌ای با نیویورک تایمز، در توضیح رفتارهای خاصش در جامعه و رقابت‌های شدید و گاهی سیاه در دنیای کسب‌وکار گفته بود: «از یک سو هدف من ساختن جامعه است و از سوی دیگر، شما آن چیزی را می‌خورید که می‌کشید (کنایه از اجتناب‌ناپذیر بودن رقابت خشن برای بقا)».

آدام نیومن

آدام نیومن

هم‌بنیان‌گذار وی‌ورک در سرزمین‌های اشغالی متولد شده است. او دوران کودکی خود را نه‌چندان خوب توصیف می‌کند. پدر و مادر نیومن در ۱۱ سالگی او از هم جدا شدند. او در سال ۲۰۰۱، در ۲۲ سالگی به نیویورک رفت تا با خواهرش در ترایبکا زندگی کند. تحصیل در دانشکده‌ی کسب‌وکار و تلاش‌های ناموفق بسیار در راه‌اندازی تجارت در حوزه‌هایی همچون کفش‌های مجلسی زنانه و پوشاک نوزادان، مسیرهای بعدی نیومن بودند.

وی‌ورک که امروز ۱۲،۵۰۰ کارمند دارد، همیشه داستانی متفاوت با دیگر استارتاپ‌های نیومن داشت. او در سال ۲۰۱۰ شرکت جدید را با میگل مک‌کلوی اهل اورگان تأسیس کرد. نکته‌ی جالب درباره‌ی بنیان‌گذارهای وی‌ورک این است که هردوی آن‌ها در محیط‌های به‌نام مزرعه‌ی اشتراکی کودکی خود را گذرانده‌اند و شاید ایده‌ی فضای کار اشتراکی، از همین تجربه‌ها متولد شده باشد. طرح اصلی کسب‌وکار وی‌ورک بر مبنای اجاره کردن فضای کاری، آماده کردن تجهیزات، ظاهر و امکانات و درنهایت اجاره دادن فضاهای کوچک‌تر با دوره‌های زمانی کوتاه در آن به فریلنسرها و استارتاپ‌ها و دیگر کسب‌وکارها تعریف می‌شود. به‌عنوان مثال آن‌ها ساختمان را به‌صورت ۱۵ ساله اجاره می‌کنند، اما برخی از مستأجرهای خودشان بیشتر از یک ماه هم در فضای کاری نمی‌مانند.

شرکتی که نیومن تأسیس کرده بود، همیشه شبیه به یک شرکت مشاوره‌ی املاک به‌نظر می‌رسید که البته دانش و آگاهی بیشتری در آن نهفته بود. فرهنگ سازمانی از همان روزهای ابتدایی فعالیت استارتاپ، به‌کمک همسر نیومن، ربکا، مسیر خاصی را پیش گرفته بود. آن‌ها ازادی خاصی در محیط کار ایجاد کرده بودند و به‌نوعی فرهنگ هیپی در رفتار اکثریت دیده می‌شد. ربکا در کنار وی‌ورک یک مدرسه‌ی ابتدایی خصوصی تأسیس کرد که برای فرزندان افراد کارمند در آنجا طراحی شده بود.

نیومن در محیط کار با پای برهنه راه می‌رفت. او اعتقادهای خاصی همون عرفان کابالا داشت و خوردن گوشت را در محیط شرکت ممنوع کرده بود. به‌علاوه خرید گوشت با هزینه‌های شرکت هم ممنوع بود. او عادت‌های نوشیدن خاص هم داشت و برندهای گران‌قیمت را می‌خرید. از عادت‌های عجیب دیگر هم‌بنیان‌گذار وی‌ورک می‌توان به استعمال مواد مخدر در محیط کار و خانه اشاره کرد که منابع متعددی، گزارش آن را به بیزینس اینسایدر داده‌اند.

تله‌ی موفقیت

تله‌های موفقیت بسیار زود به‌سمت وی‌ورک آمدند. نیومن در سال‌های اخیر حداقل پنج خانه خریده است که یکی از آن‌ها به ارزش ۱۰/۵ میلیون دلار در دهکده‌ی گرینویچ واقع است. از املاک دیگر او می‌توان به خانه‌ای در همپتونز و زمینی به مساحت ۲۴۰ هزار متر مربع در شمال نیویورک سیتی اشاره کرد. نیومن در سال ۲۰۱۷، هزینه‌ای بالغ بر ۳۵ میلیون دلار برای خرید چهار آپارتمان در یک ساختمان پرداخت کرد. ساختمان مذکور در محله‌ی گرامرسی پارک منهتن واقع بود.

نیومن با پرداخت ۶۰ میلیون دلار، یک جت گلف‌استریم برای وی‌ورک خرید که با آن به لندن، پاناما، جمهوری دومینیکن، توکیو، هنگ‌کنگ و هاوایی و مقاصد دیگر سفر می‌کرد. اکنون جایگزین‌های او در وی‌ورک قصد فروش این هواپیما را دارند.

wework

چشم‌انداز و اسناد آتی برنامه‌ریزی وی‌ورک، آینه‌ای از بی‌قاعدگی و عدم تعهد نیومن به قوانین بود. مراسم افتتاحیه‌ی آن‌ها با بیانیه‌ای بلندپروازانه انجام شد. وی‌ورک در شعار افتتاحیه می‌گفت:

ما یک شرکت مبتنی بر جامعه و متعهد به تأثیرگذاری جهانی هستیم. مأموریت ما، بالا بردن آگاهی در سطح جهان است.

در جلد داخلی سند چشم‌انداز وی‌ورک، اشاره‌ای به فداکاری برای مفهومی جالب توجه شده بود: «انرژی ما، بزرگ‌تر از هریک از ما و درون ما». در بخشی دیگر به تعهدی از سوی نیومن اشاره می‌شد که یک میلیارد دلار به‌صورت پول نقد و سهام، به خیریه اهدا خواهد کرد؛ یک میلیارد دلاری که هنوز کسب نشده بود. به‌علاوه او قول داده بود که ۸۰ هزار کیلومتر مربع از جنگل‌های بارانی را حفاظت کند.

ربکا نیومن تأثیر قابل‌توجه و بالایی روی زبان سند هویتی شرکت داشت که به گواه دو منبع آگاه به‌نام Project Wingspan شناخته می‌شد. در سند مذکور، به‌جای یادداشت فهرست ذی‌نفع‌ها به‌صورت مرسوم، آن‌ها را در یک دایره به نمایش گذاشته بودند. آن‌ها حتی یک بار نام شرکت را از WeWork به We تغییر دادند تا بیش‌ازپیش نمایشی از عظمت جاه‌طلبی خود را نشان دهند. در یکی از اسناد اولیه‌ی چشم‌اندازی شرکت، مدیران و کارمندان از نام Our Superpowers برای بخش مزیت‌های رقابتی استفاده کردند.

عرضه‌ی عمومی سهام وی‌ورک، حکم موفقیت را برای برنامه‌ریزی‌های عظیم و رفتارهای خاص نیومن داشت. به‌علاوه رخداد مذکور برای ماسایوشی سان، مدیرعامل سافت‌بانک نیز پیامدهای قابل‌توجهی داشت. موفقیت وی‌ورک به‌عنوان تأییدی بر استراتژی‌های خاص او محسوب می‌شد؛ استراتژی که با واریز کردن میلیاردها دلار سرمایه به استارتاپ‌های آینده‌دار و فشار بر آن‌ها با هدف استفاده از سرمایه‌ی عظیم برای سلطه بر بازار پیش می‌رفت.

ماسایوشی سان

ماسایوشی سان

سان با قدرت به جذب سرمایه برای وی‌ورک ادامه می‌داد. در دورانی که برخی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری‌های او همچون اوبر، موفقیت چندانی به‌همراه نداشتند، عرضه‌ی عمومی سهام وی‌ورک حکم تأییدی بر استراتژی‌های او بود: تأییدی که سرمایه‌گذار ژاپنی واقعا به آن نیاز داشت.

آدام نیومن و ماسایوشی سان در سال ۲۰۱۶ ملاقاتی کمتر از ۳۰ دقیقه داشتند و سپس سان تصمیم به سرمایه‌گذاری در وی‌ورک گرفت. او در نهایت ۱۰/۷ میلیارد دلار در وی‌ورک سرمایه‌گذاری کرد. بخشی از سرمایه از صندوق سرمایه‌گذاری سافت‌بانک تأمین شد و بخش دیگر از برنامه‌ای به‌نام Vision Fund به‌دست آمد که در مجموع ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه جذب کرد. دولت عربستان سعودی یکی از سرمایه‌گذارهای آن برنامه بود.

رسانه‌ی ونیتی‌فر در گزارشی ادعا می‌کند که نیومن در یکی از جلسه‌ها با سرمایه‌گذاران، دیر حاضر شد و حالت عادی هم نداشت. به‌هرحال همین رفتارها و شاید اخبار موثق دیگر از رویکرد نه‌چنداتن مثبت وی‌ورک، سرمایه‌گذارهای اولیه را از افزایش سرمایه در شرکت دور کرد. درنهایت سافت‌بانک در سال ۲۰۱۹ سرمایه‌ای نزدیک به دو میلیارد دلار به شرکت واریز کرد که موجب ارزش‌گذاری اخیر ۴۷ میلیارد دلاری آن شد.

مدیرعامل سافت‌بانک تا لحظات آخر به موفقیت آدام نیومن باور داشت

سرمایه‌گذاران و بانک‌های متعدد هم با جریان خبری وی‌ورک همراه شده بودند. جی‌پی مورگان چیس و گلدمن ساکس مسئولیت اجرای IPO را بر عهده داشتند. آن‌ها به ترتیب ارقام ۶۳ و ۹۶ میلیارد دلار را برای ارزش سهام وی‌ورک پیشنهاد داده بودند. بیزینس اینسایدر برای مقاله‌ی حاضر با نماینده‌های نیومن، وی‌ورک، جی‌پی مورگان چیس و گلدمن ساکس تماس برقرار کرد که هیچ‌کدام اظهارنظری درباره‌ی داستان و ادعاهای آن نداشتند.

تاریخچه‌ای مملو از شکست

مشکلات وی‌ورک تقریبا زمانی شروع شدند که سند ۳۵۹ صفحه‌ای S-1 در اینترنت منتشر شد. سرمایه‌گذارها، تحلیلگرها و ژورنالیست‌ها به بررسی عمیق و مطالعه‌ی سند پرداختند و از حقایق موجود در آن راضی نبودند. فهرست بلندبالایی از چالش‌های نیومن با شرکت، ساختار سازمانی بسیار سنتی و خسارت‌های مالی که حتی با وجود دریافت سرمایه‌ی دوبرابری حل نشده بودند، همگی گواهی از آینده‌ی نه‌چندان روشن برای وی‌ورک بودند. به‌علاوه اثبات و توضیحی بر روند سودآوری شرکت هم در اسناد دیده نمی‌شد. نکته‌ی جالب سند، بخش توضیح ریسک برای سرمایه‌گذارها بود که ۳۰ صفحه را به خود اختصاص می‌داد.

WeWork

عوامل مؤثر احتمالی در ایجاد درگیری داخلی در وی‌ورک، به وضوح دیده می‌شدند. نیومن در چهار ساختمان سهام داشت که به وی‌ورک اجاره داده شده بودند. به‌علاوه او وام‌هایی ارزان‌قیمت از شرکت دریافت کرده بود تا به‌نوعی هزینه‌های زندگی اشرافی و خاص خود را تأمین کند. یکی از نمونه‌ها به میزان ۳۶۲ میلیون دلار بود و طی قراردادهای پرداخت سهام انجام می‌شد. به‌علاوه نیومن ۵۰۰ میلیون دلار اعتبار پرداختی در شرکت داشت. از مهم‌ترین نگرانی‌ها درباره رفتار و رویکردهای نیومن، ثبت مجوز برند We به‌نام هولدینگی تحت مالکیت او بود. شرکت وی‌ورک برای در اختیار گرفتن آن برند ۵/۹ میلیون دلار به شرکت مذکور پرداخت کرد.

تحلیل‌های انجام‌گرفته روی سند عرضه‌ی عمومی سهام وی‌ورک، چالش‌های عملکردی متعددی را نشان می‌داد. معیاری به‌نام Related Party در تحلیل‌های این‌چنینی وجود دارد که نشان‌دهنده‌ی عملکرد شرکت به‌نفع کارمند، مدیر یا گروه خاص است. این معیار برای شرکت وی‌ورک، فهرستی بیش از ۱۰۰ مورد را نشان می‌داد.

نیومن علاوه‌بر موارد بالا، از سرمایه‌ی شرکت در پروژه‌هایی استفاده کرده بود که‌ به‌نوعی حوزه‌ی علاقه و تفریح شخصی خودش بودند. از میان سرمایه‌گذاری‌ها، تعداد زیادی مربوط به شرکت‌های فعال در حوزه‌ی موج‌سواری واریز می‌شد. به‌عنوان مثال می‌توان به سرمایه‌گذاری ۳۲ میلیون دلاری وی‌ورک در استارتاپ متلعق به لیراد همیلتون، یعنی لیراد سوپرفود اشاره کرد. به‌علاوه ۱۴ میلیون دلار هم به استارتاپ ویوگاردن فعال در حوزه‌ی ساخت تخته‌های موج‌سواری پرداخت شد.

توضیحات موجود در سند عرضه‌‌ی عمومی سهام نشان می‌داد که نیومن تقریبا کنترل کاملی روی شرکت دارد. وی‌ورک سه نوع کلاس سهام داشت. دو نوع از آن‌ها برای هر سهم، ۲۰ حق رأی را به نیومن می‌داد. به‌علاوه در زمان مرگ او، همسرش حق انتخاب مدیرعامل را مستقل از تصمیم‌های هیئت‌مدیره داشت.

با وجود تمام اشکال‌های بالا، احتمالا چالش اصلی وی‌ورک در مدل کسب‌وکار آن‌ها بود. آن‌ها متعهد به پرداخت ۴۷ میلیارد دلار هزینه به مالکان ساختمان‌ها هستند؛ درحالی‌که تاکنون تنها چهار میلیارد دلار درآمد کسب کرده‌اند. آمار مالی سال گذشته‌ی شرکت، خبر از ضرر ۱/۹ میلیارد دلاری در کنار درآمد ۱/۸ میلیارد دلاری می‌دهد. به‌بیان دیگر وی‌ورک برای هر یک دلار درآمد، دو دلار هزینه داشته است. در نیمه‌ی اول سال جاری میلادی، ضرر مالی به ۹۰۴ میلیون دلار رسید و حتی درآمد دوبرابری ۱/۵۴ میلیارد دلاری هم در تأمین خسارت‌ها کارساز نبود.

آدام نیومن

وی‌ورک در اسناد خود به فاکتوری ساختگی به‌نام Contribution Margin اشاره می‌کند. این فاکتور ابتدا community-adjusted Ebitda نام داشت و در ابتدای سال جاری سوءاستفاده‌های زیادی از آن شد. به‌هرحال استفاده از فاکتور ساختگی، درک مدل کسب‌وکاری شرکت را بیش‌ازپیش دشوار می‌کرد.

در بخشی از سند وی‌ورک برای عرضه‌ی عمومی سهام می‌خوانیم:

ما تاریخچه‌ای از ضررهای مالی متعدد داریم. اگر بخواهیم با نرخی پرشتاب به رشد ادامه دهیم، احتمالا توانایی کسب سود در سطح یک شرکت را تا آینده‌ی نامشخص، نخواهیم داشت.

نکته‌های بسیار مهمی از سند وی‌ورک استخراج شد. تا پایان روز انتشار سند IPO، فایننشال تایمز و وال استریت ژورنال پیشنهاد دادند که شرکت، باید ارزش‌گذاری اولیه‌ی خود را کاهش دهد تا علاقه‌ در سرمایه‌گذاران ایجاد شود. تحلیلگران هم با مسیر رسانه‌های بزرگ اقتصادی همراه شدند. از میان آن‌ها Fitch Ratings رتبه‌ی وی‌ورک را تا سطح بسیار پایینی کاهش داد. آن‌ها فاکتورهای متعدد همچون هزینه‌های بی‌شمار را به‌عنوان دلیل کاهش ارزش شرکت بیان کردند.

سند IPO وی‌ورک جزئیاتی از چالش‌های بی‌شمار شرکت را فاش کرد

داستان سقوط وی‌ورک پس از انتشار اسناد IPO، تنها چالش نیومن نبود. او ۲۵ میلیون پوند در استارتاپی بریتانیایی سرمایه‌گذاری کرد که در حوزه‌ی ساخت ترانسفورماتورهای برقی فعالیت می‌کرد. استارتاپ مذکور به‌نام فارادی گرید کمتر از ۲۴ ساعت پس از انتشار اسناد وی‌ورک، اعلام ورشکستگی کرد تا اخبار بد برای نیومن تکمیل شود.

شاهکار کاملی از ابهام

رت والاس پس از مطالعه‌ی سند IPO شرکت وی‌ورک، آن را یک «شاهکار مملو از ابهام» خواند. تحلیلگران دیگر هم عبارت‌های بهتری به‌کار نبردند. به‌عنوان مثال اسکات گالوی، استاد بازاریابی دانشگاه نیویورک، یادداشتی با‌ عنوان WeWTF برای وی‌ورک نوشت. جان کافی، استاد دانشگاه کلمبیا، در مصاحبه‌ای با فایننشال تایمز راهکار خروج نیومن از انتقادها و چالش‌های موجود را با عبارت ورود به Ordeal of Fire شرح داد. از نظر او سرمایه‌گذاران نگرانی زیادی درباره‌ی ساختار شرکت و نوسان بازار و شرایط دشوار کنونی IPOها دارند.

سامسونگ WeWork

برخی از مشاوران وی‌ورک از بازخوردهای سریع و شدید منفی متعجب شدند. در این‌ میان، مدیران اجرایی شرکت هنوز بر سر ادعاهای خود برای آینده و چشم‌انداز پایدار بودند و این پایداری تا پایان تابستان ادامه پیدا کرد. به‌هرحال، همین امیدواری به موفقیت در IPO ارزش اوراق قرضه‌ی وی‌ورک را به میزان ۳ درصد افزایش داد.

با وجود تمام امیدواری‌ها، اظهارنظرها و گزارش‌های منفی هنوز ادامه داشتند. هیئت تحریریه‌ی فایننشال تایمز در ۱۹ اوت حمله‌ای دیگر به وی‌ورک و نیومن داشت و از کنترل بیش از حد مدیرعامل انتقاد کرد. تیتر گزارش جدید این رسانه با عبارت «مراقب دست مرده‌ی بنیان‌گذار همه‌کاره باشید»، اشاره‌ای تند به موقعیت نیومن در وی‌ورک داشت. از تیترهای تند دیگر می‌توان به یادداشت کارا سویشر در نیویورک تایمز اشاره کرد: «آیا واقعا وی‌ورک وجود دارد؟». یادداشت تند دیگری هم در فایننشال تایمز با این عبارت منتشر شد: «تفکر جادویی وی‌ورک یک مدل ناقص را مخفی می‌کند».

ّاز نویسنده‌های فایننشال تایمز در گزارش خود از سند IPO وی‌ورک اشاره‌ی مستقیمی به جریان‌های خبری استارتاپ‌ها داشت. او در بخشی از یادداشت نوشت:

هیاهوی خبری یکی از مهم‌ترین دارایی‌های کسب‌وکارهای فناوری مانند اوبر و لیفت محسوب می‌شود. هیچ‌کس نمی‌تواند کارابودن این کسب‌وکار را تأیید کند.

مشاوران وی‌ورک با وجود تمامی انتقادها به ارتباط با سرمایه‌گذارها می‌پرداختند. آن‌ها امید داشتند تا با حداکثر تلاش، پشتیبانی خوبی را برای یک IPO ایجاد کنند که حداقل سه میلیارد دلار جذب سرمایه به‌همراه داشته باشد. درنهایت آن‌ها هم بازخوردهای مناسبی دریافت نمی‌کردند. نیومن در ۲۶ اوت با جت گلف‌استریم شرکت، سفری ۱۳ ساعته به توکیو داشت تا با سرمایه‌گذارهای سافت‌بانک درباره‌ی وضعیت IPO صحبت کند.

صحبت‌های نیومن با سرمایه‌گذارها به راهکاری شامل دو گزینه رسید. سافت‌بانک می‌توانست نقش خریدار عمده‌ی سهام را در IPO بازی کند که قطعا در هفته‌های بعد از رویداد، به دلیلی برای بحث و مناظره‌های متعدد تبدیل می‌شد. راهکار دیگر تزریق سرمایه‌ی عملیاتی جدید به شرکت بود که امکان تعویق عرضه‌ی عمومی سهام را از سوی وی‌ورک فراهم می‌کرد.

مذاکره‌ها برای خروج وی‌ورک از بحران منجر به اختلاف‌نظرهای شدید در داخل سافت‌بانک شد. برخی از مدیران می‌گفتند که نباید سرمایه‌گذاری بیشتری روی شرکت انجام شود. به‌هرحال سان به نیومن و چشم‌انداز او متعهد ماند. او با نظر اکثر مدیران مخالفت کرد و تصمیم به تأمین سرمایه‌ی مورد نیاز نیومن یعنی ۹ میلیارد دلار گرفت.

Softbank

ویرانی تحقیرآمیز

با شروع ماه سپتامبر، شرایط باز هم به شکل قبل برای وی‌ورک ادامه داشت. مشاوران مالی شرکت شانس زیادی در جلب اعتماد سرمایه‌گذاران نداشتند و حمایت خوبی از IPO انتظار نمی‌رفت. اکثر سرمایه‌گذارها نگران نشانه‌هایی از سوءاستفاده‌ی نیومن از جایگاهش بودند و همچنین مدل کسب‌وکار وی‌ورک را نیز نمی‌پذیرفتند.

عقب‌نشینی وی‌ورک و مدیران از چهارم سپتامبر شروع شد. نیومن توافق کرد که هزینه‌ی ۵/۹ میلیون دلاری دریافت شده برای نام تجاری We را به شرکت بازگرداند. وی‌ورک همچنین اعلام کرد که فرانسیس فری، استاد دانشگاه هاروارد و مشاور شرکت، به هیئت‌مدیره افزوده خواهد شد. حضور او به‌نوعی واکنش وی‌ورک به انتقادها مبنی بر نبود یک زن در هیئت‌مدیره هم بود. روزنامه‌ها گزارش دادند که وی‌ورک تصمیم دارد با شروع هفته‌ی جدید، برنامه‌های خبری و استراتژی‌های عملیاتی خود را برای IPO متوقف کند.

یک روز پس از جریان‌های بالا، موج بعدی گزارش‌ها و اخبار منفی درباره ارزش‌گذاری شرکت، به رسانه‌ها رسید. مشاورانی که ابتدا پیشنهاد کاهش ارزش‌گذاری اولیه را به مدیران داده بودند،‌ این بار توقف کاهش ارزش را خواستار شدند. رسانه‌های متعدد گزارش دادند که شرکت قصد دارد سهام خود را با ۵۰ درصد ارزش‌گذاری اخیر به فروش برساند که درمجموع به ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار می‌رسید. به‌هرحال برخی از افراد داخل سازمان امیدوار بودند که قیمت نهایی به ۲۵ تا ۳۰ میلیارد دلار برسد.

کاهش بیش از حد ارزش‌گذاری سهام، نوعی سقوط و ویرانی تحقیرآمیز برای وی‌ورک و نیومن محسوب می‌شد. هیاهوی خبری که سال‌ها به‌دنبال آن‌ها بود نیز سقوط کرد. اگر ارزش‌گذاری کمتر از میزان بالا انجام می‌شد، وی‌ورک لقب ضعیف‌ترین عرضه‌ی عمومی سهام را در تاریه سیلیکون‌ولی دریافت می‌کرد.

دلایل عقب‌نشینی وی‌ورک از عرضه‌ی عمومی سهام به‌خوبی در ذهن عموم مردم مشخص بود. البته برخی از افراد داخل شرکت تلاش می‌کردند تا رویکرد خود را به‌صورت یک اقدام محتاطانه نشان دهند، اما فایننشال تایمز نتیجه‌گیری منطقی‌تری از رخداد پیش آمده ارائه کرد. طبق گزارش رسانه، ذی‌نفع‌های شرکت نگران رخ دادن سرنوشتی شبیه به اوبر برای وی‌ورک بودند. شایان ذکر است اوبر پس از عرضه‌ی عمومی سهام، سقوط ارزش ۳۳ درصدی را تجربه کرد.

ماسایوشی سان / Masayoshi Son

تلاش همه‌جانبه برای حفظ IPO

در روز یکشنبه هشتم سپتامبر، ارزش‌گذاری جدیدی برای وی‌ورک اعلام شد. آن‌ها تصمیم گرفتند مجموع ارزش را به کمتر از ۲۰ میلیارد دلار کاهش دهند. به‌علاوه روز بعد هم برای شروع جریان اصلی خبری و عملیات اولیه برای IPO انتخاب شد. هنوز مدیران و مشاوران شرکت تلاش می‌کردند حمایت لازم را برای رخداد پیش‌ رو کسب کنند. روز دوشنبه خبری به رسانه‌ها رسید که به‌نوعی سرنوشت IPO وی‌ورک را تعیین کرد. مدیران اجرایی سافت‌بانک و سرمایه‌گذارهای صندوق ویژن‌فاند، نیومن را مجبور کردند عرضه‌ی عمومی سهام را لغو کند. 

آدام نیومن با جدیت به‌دنبال برگزاری IPO بود

تصمیم بالا یک رخداد فاجعه‌بار برای سافت‌بانک محسوب می‌شد. آن‌ها ۱۰ میلیارد دلار به شرکت واریز و ۲۹ درصد از سهام آن را تصاحب کرده بودند. چنین رویکردی نیازمند بازگشت سریع و بزرگ سرمایه بود. با وجود همه‌ی سرمایه‌گذاری‌های عظیم، شرکت نمی‌توانست ارزش عمومی وی‌ورک را حتی به یک‌سوم ارزش‌گذاری خصوصی برساند که در ماه ژانویه‌ی سال جاری اعلام شده بود.

وی‌ورک در تاریخ پنجشنبه ۱۲ سپتامبر اعلام کرد که قدرت نیومن را در ساختارهای تصمیم‌گیری شرکت کاهش می‌دهد. او از قدرت ۲۰ رأی برای هر سهم به ۱۰ رأی رسید تا نظر سرمایه‌گذاران بیشتر جلب شود. در این‌ میان، هم‌بنیان‌گذار وی‌ورک هنوز تصمیم داشت IPO را اجرا کند. در روز جمعه تصمیم مجدد مبنی بر شروع فعالیت‌های خبری و عملیاتی برای عرضه‌ی عمومی سهام اتخاذ شد. هفته‌ی آینده به‌عنوان زمان مناسب شروع عملیات انتخاب شد و شرکت امیدوار به جلب نظر سرمایه‌گذارها به‌خاطر تغییرهای ساختاری بود.

WeWork

وی‌ورک خبر تغییرهای مدیریتی را در همان روز جمعه رسانه‌ای کرد. به‌علاوه طبق پیش‌بینی فایننشال تایمز چند تغییر دیگر هم در زیرساخت مدیریتی رخ داد و رسانه‌ای شد. شرکت از عبارت «بازخورد بازار» به‌عنوان دلیلی برای تغییرهای مدیریتی یاد کرد. به‌علاوه اعلام شد هیچ‌یک از اعضای خانواده‌ی نیومن عضو هیئت‌مدیره‌ی وی‌ورک نخواهند شد. اختیار ربکا برای انتخاب مدیرعامل پس از مرگ نیومن هم سرنوشتی به‌جز حذف از قوانین شرکت نداشت. درنهایت امکان تغییر و جابه‌جایی مدیرعامل هم به هیئت‌مدیره اهدا شد.

رویترز در گزارشی ادعا کرد وی‌ورک تصمیم دارد شرکت را با ارزش کلی ۱۰ تا ۱۲ میلیارد دلار وارد IPO کند. این رقم کمتر از ۱۲/۸ میلیارد دلاری بود که آن‌ها در طول ۹ سال فعالیت جذب کرده بودند. نیومن با وجود تمام انتقادها و چالش‌های موجود، هنوز امیدوار بود عرضه‌ی عمومی سهام را اجرایی کند. او پیش‌بینی هیچ تغییر ساختاری را تا ۱۲ ماه آینده در شرکتش نمی‌کرد و تنها انتظار داشت تا سرمایه‌ی بیشتری برای پیشبرد اهداف عملیاتی دریافت کند. 

نیومن علاوه‌بر منابع دیگر، به وامی ۶ میلیارد دلاری امید داشت که بانک‌های همکاری وی‌ورک درصورت موفقیت آن‌ها در جذب سه میلیارد دلار سرمایه از طریق IPO به شرکت واریز می‌کردند. درنهایت در پایان آن روز جمعه، وی‌ورک اعلام کرد سهام خود را در بورس نزدک عرضه خواهد کرد.

IPO Isn

افراد نزدیک به شرکت وی‌ورک می‌گویند در جریان آماده‌سازی برای IPO، مدیرعامل شرکت چالش‌های متعددی با مشاوران داشت. او بسیاری از پیشنهادهای مشاوران را برای تغییر در اسناد IPO رد می‌کرد و خصوصا بخش‌های مربوط به کنترل و ساختارهای رأی‌گیری را نمی‌پذیرفت. جی‌. پی مورگان اصرار داشت که برخی اسناد تراکنشی شرکت به اسناد IPO اضافه شوند تا از واکنش منفی آتی سرمایه‌گذاران جلوگیری شود. به‌هرحال نیومن با بسیاری از پیشنهادها مخالفت می‌کرد و حتی به بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار، یعنی سافت‌بانک، هم توجهی نداشت. شرکت ژاپنی ترجیح می‌داد فرایند IPO را متوقف کند.

نیومن با قدرت به‌سمت برنامه‌های جاه‌طلبانه‌ی خود حرکت می‌کرد و به‌مرور سافت‌بانک هم مجبور به پیروی از او شد. به‌هرحال آن‌ها سرمایه‌گذاری عظیمی روی این کارآفرین انجام داده بودند و باید تا حدودی با او همراه می‌شدند. رسانه‌ها جمعه بعدازظهر اعلام کردند شرکت ژاپنی به‌عنوان سرمایه‌گذار اصلی وارد IPO خواهد شد و ۷۵۰ میلیون دلار از سهام وی‌ورک را می‌خرد.

با نزدیک شدن به تعطیلات آخر هفته، وی‌ورک و سافت‌بانک و مشاوران امیدوار بودند که تغییرات ساختاری در سیستم مدیریت، کاهش ارزش‌گذاری و ادعای پشتیبانی سافت‌بانک از شرکت، برای کسب حمایت لازم کافی باشد. آن‌ها دیگر خود را آماده‌ی شروع عملیات IPO می‌دانستند که چندبار با تأخیر مواجه شده بود. دو روز آخر آن هفته، طولانی‌ترین ۴۸ ساعت عمر نیومن محسوب می‌شد.

انفجار بمب

روز دوشنبه‌ی هفته‌ی جدید، وی‌ورک به‌جای شروع فرایند عملیاتی IPO، باز هم خبری مبنی بر به تعویق انداختن آن منتشر کرد. شرکت و مشاوران به این نتیجه رسیده بودند که حتی با وجود سرمایه‌گذاری بزرگ سافت‌بانک هم نمی‌توان سه میلیارد دلار لازم را برای آزاد کردن وام ۶ میلیارد دلاری جذب کرد. وی‌ورک برای توضیح دلیل تعویق بیانیه‌ای کوتاه منتشر کرد و زمان IPO را تا پایان سال جاری محتمل دانست. اگر عرضه‌ی عمومی سهام از این زمان هم دیرتر شود، شمارش معکوس برای پایان فرصت دریافت وام شروع خواهد شد و مدیران باید بار دیگر با مسئولان بانک مذاکره کنند.

یک روز پس از انتشار خبر تعویق IPO، نیومن در یک وب‌کست داخلی در شرکت اعتراف کرد نیاز به پیشرفت شخصی برای بهبود رویکردهای مدیریتی دارد. او به‌نوعی یک قدم عقب‌تر رفته بود. نیومن به کارمندانش گفت مهارت‌های کسب‌شده‌ی او در مدیریت یک شرکت خصوصی، باید برای مدیریت بهینه‌ی یک شرکت عمومی بهینه‌سازی شوند. گزارش‌های متعدد ادعا می‌کنند هیئت‌مدیره در همان زمان به فکر راهکاری بود تا نیومن را به استعفا راضی کند. چند ساعت پس از گذشت این جریان‌ها، بمب خبری منفجر شد.

WeWork

الیون براون در مقاله‌ای در وال‌استریت ژورنال، به‌صورت عمیق به اعتیاد نیومن به مواد مخدر و نوشیدنی‌های الکلی پرداخته بود. در بخش‌هایی از گزارش به رخدادهای متعددی اشاره شده بود که نیومن در آن‌ها مواد مخدر ماریجوانا یا نوشیدنی‌های الکلی مصرف کرده بود. مقاله‌ی منتشرشده باعث چرخشی بزرگ در دیدگاه سرمایه‌گذاران و کارمندان نسبت به نیومن شد. در پوشش‌های رسانه‌ای بعدی هم اشاره‌های متعددی به مصرف مواد مخدر و نوشیدنی‌های الکلی از سوی نیومن می‌شد.

حرکت به‌سمت ورشکستگی

رخداد بالا ضربه‌ی نهایی را به نیومن وارد کرد. در روز یکشنبه‌ی هفته‌ی بعد، سافت‌بانک برنامه‌های جدی برای خارج کردن نیومن از شرکت شروع کرده بود. او متهم به رفتارهای ناشایست متعدد همچون مصرف مواد مخدر و شخصیت دمدمی‌مزاج و تلاش بی‌منطق برای عرضه‌ی عمومی سهام در زمانی بود که سرمایه‌گذار اصلی پیشنهاد صبر و تعویق در فرایند داده بود. سافت‌بانک دیگر به نیومن باور نداشت. برخی از سرمایه‌گذاران اعلام کردند تا زمان منصوب نشدن مدیر اجرایی باتجربه‌تر، دیگر در وی‌ورک سرمایه‌گذاری نمی‌کنند. به‌علاوه برخی از آن‌ها تهدید کردند اقدام‌های قانونی علیه نیومن انجام خواهند داد که عملکرد او با هدف کسب سود شخصی از فعالیت‌های شرکت را هدف قرار می‌داد. درنهایت جلسه‌ی هیئت‌مدیره برای روزهای پایانی همان هفته برنامه‌ریزی شد.

هیئت‌مدیره درنهایت رأی به برکناری نیومن و کاهش هزینه‌های شرکت داد

نیومن در همان روز یکشنبه جلسه‌ای با جیمی دیمون، مدیرعامل جی‌. پی مورگان داشت. او دیمون را به‌نوعی مشاور بانکی شخصی خود می‌دانست. مدیرعامل جی‌. پی مورگان خود را در میانه‌ی یکی از حساس‌ترین لحظه‌های دنیای کسب‌وکار می‌دید. بحث آن دو نفر بیشتر روی چگونگی بازگرداندن IPO به مسیر اجرایی متمرکز بود. دیمون علاوه‌بر جلسه با نیومن، در روزهای بعد با دو مشاور او هم جلسه‌هایی برگزار کرد.

دیمون مشاوری بی‌طرف در فرایندهای مالی نیومن نبود. شرکت تحت مدیریت او علاوه‌بر مشاوره‌ی ارشد در فرایند عرضه‌ی عمومی سهام،‌ صدها میلیون دلار وام هم به مدیرعامل وی‌ورک اهدا کرده بود. به‌عنوان مثال، حساب اعتباری ۵۰۰ میلیون دلاری نیومن را جی‌. پی مورگان و UBS‌ و Credit Suisse پشتیبانی می‌کردند که ۳۸۰ میلیون دلار از آن خرج شده بود. مدیرعامل وی‌ورک وام‌هایی دیگر نیز از جی‌پی مورگان دریافت کرده بود که مجموع آن‌ها به ۹۸ میلیون دلار می‌رسید. دیمون با حمایت از نیومن و وی‌ورک قصد داشت تا تهدیدی برای سلطه‌ی دو بازیگر بزرگ دنیای اقتصاد در عرضه‌های عمومی سهام شرکت‌های فناوری ایجاد کند. گلدمن ساکس و مورگان استنلی بانک‌های رقیب بودند که تا حدودی انحصار IPO شرکت‌های فناوری را در دست داشتند.

سقوط وال استریت

نیومن پس از جلسه با دیمون در شام کاری با بروس دانلیو، یکی از مسن‌ترین مدیران وی‌ورک و یکی از شرکای شرکت سرمایه‌گذاری بنچمارک کپیتال، گزینه‌های پیش‌ روی خود را بررسی کرد. دانلیو و دیمون از تلاش و اصرار نیومن بر ماندن در جایگاه مدیرعامل حمایت می‌کردند؛ اما دیگر زمان اتمام حمایت آن‌ها هم فرارسیده بود. دانلیو در همان ملاقات شام به نیومن گفت در رخدادهای جاری، از نظر سافت‌بانک حمایت می‌کند. درواقع او هم تمایل داشت که هم‌بنیان‌گذار وی‌ورک از سمت مدیرعاملی برکنار شود.

در روز سه‌شنبه ۲۴ سپتامر، سرنوشت نیومن هنوز در هاله‌ای از ابهام بود. در همان روز جلسه‌ی هیئت‌مدیره‌ی وی‌ورک در دفتر مرکزی جی‌. پی مورگان در خیابان مدیسون تشکیل شد. ساختمان هشت‌ضلعی معروف بار دیگر در مرکز یکی از رخدادهای مهم دنیای کسب‌وکار آمریکا قرار داشت. رخداد مهم قبلی مربوط به سال ۲۰۰۸ و روزهای پیش از شروع بحران اقتصادی بود که آخرین تلاش‌ها برای نجات شرکت بر استنرز انجام می‌شد. جلسه‌ی هیئت‌مدیره‌ی وی‌ورک ساعت‌ها به طول انجامید تا تصمیمی برای برون‌رفت از شرایط موجود اتخاذ شود. درنهایت پس از گذشت چند ساعت بحث و بررسی، هیئت‌مدیره رأی به خروج نیومن داد. حتی خود او هم با رأی مذکور همکاری کرد.

اکونومیست حرکت کنونی وی‌ورک را به سمت ورشکستگی توصیف می‌کند

هیئت‌مدیره‌ی وی‌ورک نیومن را از موقعیت مدیریت ارشد اجرایی به عضوی در هیئت‌مدیره تنزل داد. او کنترل کامل شرکت را از دست داد و آرای تأثیرگذارش هم به سه رأی به‌ازای هر سهم کاهش یافت. درنتیجه رأی نیومن دیگر قدرت حداکثری نداشت. هم‌بنیا‌ن‌گذار وی‌ورک پس از نهایی‌شدن تصمیم در بیانیه‌ای به کارمندان خود گفت: «از زمان اعلام خبر IPO، بخش زیادی از تمرکز اطرافیان روی من معطوف بود».

سباستین گانینگهام و آر. تی مدیسون به‌‌عنوان جایگزین‌های نیومن انتخاب شدند. به‌علاوه تصمیم‌های بزرگ و تأثیرگذار دیگری هم اتخاذ شد. از میان آن‌ها می‌توان به کاهش سرعت رشد، تعدیل هزاران کارمند و تمرکز روی هسته‌ی اصلی کسب‌وکار، یعنی اجاره‌ی فضاهای کاری اشاره کرد. به‌علاوه کسب‌وکارهای جانبی همچون مدرسه‌ی ربکا هم از زیرمجموعه‌ی وی‌ورک حذف می‌شوند تا علاوه‌بر کاهش هزینه‌ها، اعتماد سرمایه‌گذاران هم بیشتر جلب شود. در جدیدترین اظهارنظر  وی‌ورک نیز تعهد به قراردادهای لیزینگ فضاهای کاری به‌عنوان تمرکز مهم شرکت بیان شد.

پس از تغییرات عظیمی که در بالا به آن اشاره شد، مذاکره‌های وی‌ورک برای دریافت وام سه میلیارد دلاری هم ادامه پیدا کرد. از آخرین اظهارنظرهای رسانه‌ای نیز می‌توان اکونومیست را نام برد که به‌صورت مستقیم به حرکت احتمالی وی‌ورک به‌سمت ورشکستگی اشاره می‌کند و به‌دنبال راه‌های احتمالی برای توقف آن است. در این‌ میان، سافت‌بانک نیز تلاش می‌کند یک میلیارد دلار دیگر به شرکت تزریق شود.

داستان ۶ هفته‌ی بحرانی وی‌ورک و سقوط از ارزش چندین میلیارد دلاری تا نزدیکی ورشکستگی، نشان‌دهنده‌ی شرایط ویژه‌ی دنیای کنونی کسب‌وکار است. با نگاهی به این مسیر می‌توان ادعا کرد هیچ استارتاپی در دنیای کنونی نمی‌تواند بدون چالش و عدم قطعیت حرکت کند. به‌علاوه تأثیر رفتاهار نامناسب بنیان‌گذار و عدم نظارت کافی در تدوین سیاست‌های و قوانین داخی نیز به‌خوبی در داستان وی‌ورک مشهود است. درنهایت برای درک آینده‌ی در انتظار یکی از ارزشمندترین استارتاپ‌های سابق دنیای فناوری، شاید نیاز به ماه‌ها یا حتی سال‌ها زمان داشته باشیم.



تاريخ : یکشنبه 14 مهر 1398 | 12:34 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

به‌زودی AMD به‌روزرسانی گسترده‌ای برای بهبود کارایی و عملکرد مادربردهای AM4 خود ارائه خواهد کرد؛ درنتیجه این موضوع خبر خوشایندی برای کاربران مادربردهای AM4 در تمامی مدل‌ها به‌حساب می‌آید. براساس جدیدترین اطلاعات که از آخرین برنامه‌ی MSI Insider به‌دست آمده است، AMD نزدیک به ۱۰۰ رفع اشکال و پیشرفت جدید را در این به‌روزرسانی سطح بایوس ارائه خواهد کرد. بخش اعظم این تغییرات مربوط به قسمت میکروکدها خواهد بود. میکروکد درواقع داده‌هایی است که در بخش‌های نرم‌افزاری (فریمور) در پردازنده تعبیه شده‌اند.

AMD نزدیک به ۱۰۰ پیشرفت جدید را در این به‌روزرسانی سطح بایوس ارائه خواهد کرد

تاکنون AMD توانسته است MSI AGIA 1.0.0.3 ABBA BIOS را به اکثر مادربردهای AM4 خود تزریق کند و قصد دارد در نوامبر، فایل‌های BIOS را با AGESA نسخه 1.0.0.4 منتشر کند. احتمالا این به‌روزرسانی با رفع مشکلات فرکانس بوست در میکروکدهای AM4 همراه خواهد بود. نکته‌ی جالب این است که به‌روزرسانی مذکور برای CPUها و APUهای نسل اول و دوم AMD ZEN نیز ارائه خواهد بود.

به‌روزرسانی جدید سطح بایوس AM4 امکان پرداختن به اشکالات پردازنده‌های سری AMD Ryzen را دارد و احتمال بهبود عملکرد پردازشی نیز برای تمامی این تراشه‌ها دور از انتظار نیست. طرح شماره‌گذاری AGESA با هر نسل از پردازنده‌های Ryzen بازنشانی می‌شود و این موضوع عاملی است که باعث سردرگمی بیشتر کاربران این مادربردها خواهد شد. متأسفانه AMD هنوز جزئیاتی از تغییرات و به‌روزرسانی این بایوس جدید منتشر نکرده است؛ بنابراین، بعید است تا بعد از انتشار نسخه‌ی جدید، اطلاعات بیشتری در این زمینه دراختیارمان قرار گیرد.



تاريخ : یکشنبه 14 مهر 1398 | 11:36 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...8384858687...3357صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران