یکی از لامبورگینیهای وننو رودستر تولیدشده متعلق به تئودور انگوئما اوبیانگ مانگو، معاون رئیسجمهور و فرزند تئودور اوبیانگ انگوئما مباسوگو، رئیسجمهور گینهی استوایی است. اگر نام او آشنا بهنظر برسد، به این دلیل است که مقامهای دادستانی سوئیس در جریان تحقیقات دربارهی فساد مالی وی، این خودرو را در سال ۲۰۱۶ بههمراه یک دستگاه کونیگزگ وان، لافراری، استونمارتین ۷۷-۱ و بوگاتی ویرون متوقف کردند. مقامهای سوئیسی او را به استفاده از بودجههای دولتی بهنفع شخصی و خرید خودروهای گرانقیمت متهم کرده بودند. مانگو سرانجام با دادستانی سوئیس برای فروش خودروهای سوپراسپرت خود در ازای رفع اتهامات بهتوافق رسید.

رودستر وننو بهاستثنای خراش جزئی در قسمت چرخ عقب سمت راست، در وضعیت بسیار خوبی قرار داشت. البته این برای فردی که حاضر شد ۸.۳ میلیون دلار برای خرید یک خودرو پرداخت کند، مسئلهای نبود. این رودستر اکنون بهعنوان گرانترین لامبورگینی شناخته میشود که در حراجی فروخته شده است. این خودرو فقط ۳۲۵ کیلومتر کار کرده است و هنوز لاستیکهای نصبشده در کارخانه روی چهار چرخ آن خودنمایی میکند. همچنین، فضای داخلی آن به رنگ بژ است و کیفیت کابین آن از نگهداری بسیار خوب و کارکرد کم آن حکایت میکند.

شرکت حراجی Bonhams مسئولیت فروش این لامبورگینی را برعهده داشته است. به خریداری که حاضر شده است برای این رودستر ۴.۷ میلیون دلار بیش از قیمت لامبورگینی سیان پرداخت کند، چادر خودرو و کتابچهها و تجهیزات مرتبط را نیز تحویل داده شد. ناگفته نماند این شرکت در مزایدههایی پیش از این، خودروهای کونیگزگ را با قیمت ۴.۶ میلیون دلار، بوگاتی ویرون را ۱.۳۱ میلیون دلار، استون مارتین ۱-۷۷ را به قیمت ۱.۵۵ میلیون دلار و درنهایت فراری لافراری را ۲.۱۹ میلیون دلار فروخته بود.
روز پنجشنبه در مراسمی به مناسبت گرامیداشت ایام دفاع مقدس، 5 دستاورد جدید نیروی زمینی ارتش شامل خودروی زره پوش با نام روئین تن، ربات رزمی هوشمند، پهپاد سبک و دست پرتاب، اخلالگر هواپیماهای بدون سرنشین و طرح تبدیل راکت های نازعات به موشک با قابلیت نقطه زنی با نام «لبیک-1» رونمایی شد.
این دستاوردها حاصل کار سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی نزاجا بود.
در این گزارش به یکی از این دستاوردهای مهم یعنی طرح «لبیک1» خواهیم پرداخت که با اجرای آن، راکت های نازعات با استفاده از یک بخش اضافه شونده، دارای بالک های کنترلی، به قابلیت هدایت تا انتهای مسیر دست پیدا می کنند و از یک سلاح با دقت معمولی به یک سلاح با دقت بسیار بالا تبدیل می شوند.
** راکت چیست و چه تفاوتی با موشک دارد؟
به طور کلی راکت ها پرتابه هایی با پیشران راکتی و بدون هدایت هستند یعنی پس از تنظیم اولیه به سمت مختصات هدف، شلیک شده و بعد از آن دیگر قابل هدایت و کنترل نبوده و در نتیجه دقت آنها عمدتاً بستگی به مراحل قبل از شلیک دارد. اما موشک ها با برخورداری از سامانه های هدایت و کنترل به طور معمول تا آخرین مراحل قبل از اصابت به هدف قابلیت تصحیح مسیر برای افزایش دقت دارند.
البته برای کاهش خطای ناشی از ورودیهای اغتشاشی در طی پرواز -نظیر شرایط جوی- و برای پایدارسازی راکت، از روش های فعال و غیرفعالی استفاده می شود که تعبیه بالک در انتها و یا ایجاد دوران حول محور طولی از جمله این دو روش هستند.

راکت نازعات-6 روی پرتابگر تک فروندی
در نتیجه حذف سامانه های پردازشگر، حسگرها و سامانه های هدایت و کنترل و عملگرها جدا از بحث کاهش وزن برای یک طراحی مشخص، مزیت بزرگی به نام ارزان قیمت بودن راکت و سرعت و سادگی تولید ایجاد می شود که برای انهدام و آسیب زدن به اهداف غیر نقطه ای آن را به سلاح مناسب و شاید ایده آلی تبدیل میکند که از هزینه های کلی درگیری با دشمن می کاهد ضمن اینکه طول مدت انبارداری راکت را افزایش و هزینه های این دوره را نیز کاهش می دهد چراکه دیگر نیازی به بررسی سامانه های فوق ندارد.
در پرتابههای بالستیک، با افزایش برد به طور معمول، خطا نیز افزایش مییابد که برای جبران خطای ایجاد شده از سامانههای هدایت، کنترل و ناوبری استفاده میشود.

راکت های نازعات-10
وجود خطا در اصابت به هدف، موجب می شود برای اجرای یک ماموریت خاص، بجای یک راکت از چند فروند راکت استفاده شود تا تعداد بالای راکت ها، خطای ناشی از کم دقتیشان را جبران کند (برعکس زمانی که از تسلیحات هدایتشونده استفاده میشود). از این رو اگرچه استفاده از مهمات هدایت شونده قیمت تمام شده آن را بالاتر میبرد اما در تراز کلی مأموریت، بدلیل استفاده از تعداد پرتابههایکمتر، ارزش اقتصادی نیز دارد.
یک مثال روشن در این زمینه گلوله های هدایت شونده توپخانه است. این گلوله ها مانند کراسنوپل روسی و اکسکالیبر آمریکایی قیمتی 20 تا 30 برابر گلوله معمولی 155 میلیمتری توپخانه دارند اما ارزش عملیاتی آنها بین 40 تا 50 برابر بیشتر است. یعنی مثلاً برای انهدام یک هدف مشخص اگر به 40 تا 50 گلوله معمولی نیاز بود، با شلیک گلوله هدایت شونده تنها به یک گلوله نیاز است و این یعنی صرفه جویی قیمت 20 تا 30 گلوله معمولی برای انهدام آن هدف.
یکی از انواع مهم و پرکاربرد سامانههای هدایتی موشک به نام سامانه ناوبری اینرسی (INS) است که بخش عمدهای از کار هدایت، کنترل و ناوبری را آن هم به صورت داخلی و بدون اتکا به منابع دادهای خارج از موشک با استفاده از اجزایی همچون حسگرها و شتابسنجها (برای اندازهگیری نیروهای اغتشاشی وارد شده به موشک)، ژیروسکوپها (ایجاد مختصات مرجع برای سنجش تغییرات در محورهای فیزیکی مختلف موشک) و رایانههای پردازش کننده دادهها به صورت مجموعهای هماهنگ به انجام رسانده و به کمک عملگرهای نصب شده در موشک خطاهای ایجاد شده را کاهش میدهد.
در مجموع، این سامانهها تلاش میکنند از بروز خطا در مسیر موشک (در راستاهای مختلف) جلوگیری کنند تا موشک مسیر از پیش تعیین شده را طی کرده و به هدف خود برسد.

راکت نازعات-6 (تصویر بالا) و نمونه هدایت شونده آن (تصویر پائین)
این سامانه ها دست به دست هم داده تا خطای ناشی از منابع متعدد داخل و خارج موشک را جبران نمایند زیرا هر یک از منابع خطا میتواند سبب شود که موشک به نقطه عقبتر، جلوتر، یا سمت راست و چپ هدف برخورد کند.
برخی از این منابع، خطاهای حاصل از ساخت شامل نوسانات وزنی موشک، نوسانات قطر و طول موشک، خطاهای پدید آمده در ترکیب سوخت و میزان سوخت قرار داده شده در موشک، مدت زمان سوزش پیشران و متوسط نیروی تولیدی آن، عدم تقارن بالها و بالکها، عدم تقارن جرمی حول محور پرواز، همراستا نبود جهت نیروی رانش با محور پرواز، عدم انطباق کامل محورهای طولی اجزای داخلی موشک پس از مونتاژ (ممان اینرسی طولی)، خطاهای ناشی از تغییرات جهت و سرعت باد نسبت به پیشبینی، تغییرات خواص هوا نسبت به مقادیر متعارف در ارتفاعات مختلف و ... است.
با این مقدار خطای کم نسبت به نسلهای قبلی این موشکها تنوع اهداف قابل انهدام به طور دقیق، بسیار بیشتر شده و جادهها و پلهای مواصلاتی مهم دشمن که از پدافند مستحکمی برخوردارند، آشیانههای جنگندهها و حتی اهدافی مانند بالگردهای نیمه سنگین و سنگین و ساختمانهای کوچک نیز در تیررس خواهد بود.
در واقع این میزان خطای اندک موشکهای نقطه زن به معنای دادن قدرت انتخاب به فرماندهان برای انهدام یک هواپیما یا آشیانه خاص و باند پرواز فرودگاه یا ساختمانی خاص در محدوده برد این سلاحها است که به معنی از بین رفتن یک هدف ارزشمند دشمن با اصابت هر فروند موشک ایرانی از این نوع خواهد بود.
استفاده از مهمات نقطه زن، مزیت های روشنی دارد از جمله امکان مصرف کردن تنها یک بمب یا موشک برای انهدام یک هدف که حتی شعار مشهور طرفداران این نوع تسلیحات هم بوده و در جنگ های مختلف در عمل نیز به اثبات رسیده است.
این در حالی است که قدرت تخریب سرجنگی چند صد کیلوگرمی این موشکها در ترکیب با انرژی جنبشی قابل توجه آنها چیزی از هدف مورد اصابت باقی نخواهد گذاشت و در صورت اصابت در اطراف هدف (حتی در محدوده بسیار بیشتر از 10 متر) شعاع تخریبی این میزان محموله جنگی باز هم کار را تمام خواهد کرد.

دقت اصابت چشمگیر راکت لبیک-1
علاوه بر طراحی و تولید موشک های نقطه زن که از مراحل تعریف پروژه با هدف وجود قابلیت هدایت تا نقطه آخر مسیر تعریف می شوند، در سال های گذشته تلاش های موفقی در ایران و سایر کشورهای پیشرو در عرصه موشکی برای تبدیل راکت ها به عنوان پرتابه غیر هدایت شونده به موشک یعنی پرتابه هدایت شونده صورت پذیرفته است.
این امر مزیت های خاص خود را دارد که مهمترین آنها امکان تبدیل راکت های تولید شده و موجود در انبار به سلاحی دقیق و نقطه زن است. در نتیجه نیاز به راه اندازی یک خط تولید جدید و کامل وجود نداشته و تنها زیرسامانه های مورد نیاز برای هدایت و کنترل و ناوبری ساخته شده و به راکت های موجود اضافه می شوند. به این ترتیب با هزینه کمتر و در زمان کوتاه تر، از راکت های معمولی موجود، سلاحی نقطه زن با تأثیرگذاری بسیار بالاتر به دست می آید.

اجزاء جانبی مربوط به راکت های هدایت شونده نازعات در طرح بهسازی لبیک-1
با نگاهی به برنامه های اجرا شده در دنیا در زمینه تبدیل راکت های تولید شده به موشک درمییابیم به طور کلی با قرار دادن یک سامانه هدفگیری و هدایت مانند سامانه مکانیابی جهانی(GPS) یا جستجوگر تصویری یا لیزری در بخش جلویی و تعبیه بالک های آیرودینامیکی کار هدایت و کنترل راکت و در نتیجه تبدیل آن به موشک انجام می شود.
این شیوه در کشورمان برای راکت های 122 میلیمتری آرش و نیز راکت های فجر-3 و 4 و 5 و نیز راکت های زلزال با موفقیت به انجام رسیده است.
در جدیدترین اقدام که در مراسم رونمایی اخیر دستاوردهای نزاجا به نمایش درآمد، راکت های کوتاه برد نازعات نیروی زمینی ارتش، در قالب طرح «لبیک-1» به سلاحی هدایت شونده و نقطه زن تبدیل شده اند.
راکت های نازعات که سابقه آنها به اواخر دوران جنگ تحمیلی باز میگردد، با بکارگیری سوخت های جامد مرکب پیشرفته در دهه 1370 به طور انبوه تولید شده و در اختیار ارتش و سپاه قرار گرفتند. این راکتها با بردهای مختلف از 90 کیلومتر برای «نازعات 6» تا 125 کیلومتر برای «نازعات 10» ساخته شده اند.
«نازعات 6» دارای طول 6.29 متر و قطر 356 میلیمتر، جرم کل 900 و سرجنگی 130 کیلوگرم است. «نازعات 10» نیز با طول 8.03 متر و قطر 450 میلیمتر 1830 کیلوگرم جرم داشته که 240 کیلوگرم آن مربوط به سرجنگی است.

سامانه هدایت و ناوبری در بلوک اضافه شونده به راکت های نازعات برای تبدیل شدن به موشک
در طرح «لبیک-1» که پیشتر در رزمایش های سال های گذشته نزاجا، محصولاتی از آن در معرض آزمایش قرار گرفته بود، برای راکت های نازعات یک بلوک هدایت، کنترل و ناوبری دارای 4 بالک آیرودینامیکی به شکل مثلثی با نوک بریده به بخش جلویی راکت اضافه شده بود.
در رونمایی اخیر نیروی زمینی ارتش، این بالک ها بر خلاف طرح های قبلی مشاهده شده در موشک های خانواده فاتح و سایر انواع راکت های هدایت شونده ساخت داخل که عموماً به شکل مثلثی ساده یا مثلثی با نوک بریده شده بودند، از طرح ظاهری متفاوتی بهره می برند. بالک های کنترلی در نمونه جدید رونمایی شده توسط نیروی زمینی ارتش طراحی مشابه با بالک های کنترلی موشک روسی آر-27 را به یاد می آورد.

بالک های آیرودینامیکی و عملگردهای حرکت دهنده آنها در داخل بلوک اضافه شونده به راکت های نازعات
به همراه نزدیک به 10 مجموعه فوق که در این مراسم رونمایی به نمایش درآمد، دستگاه های آزمایش سامانه های مکانیابی جهانی و دستگاه آزمایش و شارژ باتری های بلوک هدایت و کنترل و ناوبری نیز به نمایش گذاشته شد.
وجود دستگاه آزمایش سامانه مکانیابی جهانی نشان می دهد که از این سامانه در داخل راکت هدایت شونده یا به بیان بهتر موشک نازعات برای رسیدن به قابلیت هدایت تا لحظه اصابت استفاده شده است.
با توجه به افزایش دقت، امکان کاهش جرم سرجنگی نیز برای افزایش برد وجود دارد زیرا با اصابت موشک به فاصله بسیار نزدیک هدف، دیگر نیازی به قدرت تخریب بالا برای جبران فاصله خطا و حفظ اثرگذاری روی هدف وجود ندارد.

تحویل تعدادی از بلوک های افزایش دقت برای راکت های نازعات
آنچه مهم است رسیدن به سطح قابل اتکایی در دقت نقطه زنی است که راکت های نازعات را از سلاحی صرفاً قابل استفاده برای ضربه زدن به یک محوطه وسیع، به سلاحی با قابلیت انهدام اهداف کوچک با مساحت کم تبدیل می کند که اثرگذاری بسیاری در توان رزمی نیروی زمینی ارتش در انهدام سریع و دقیق اهداف مهم دشمن در بردهای بیش از 100 کیلومتر دارد.
فیسبوک پنج سال پیش شرکت آکیولس، از پیشگامان صنعت واقعیت مجازی را با قیمت دومیلیارد دلار خرید. در هفتهی گذشته، این غول شبکههای اجتماعی با پرداخت ۵۰۰ میلیون دلار، CTRL-Labs، شرکت پیشگام در حوزهی رابط کاربری عصبی را به زیرمجموعهی خود اضافه کرد. آنها در پی خرید جدید ادعا کردند محصول اختصاصی Horzion، جهان اشتراکی چندنفرهی مبتنیبر واقعیت مجازی را تا سال آیندهی میلادی ارائه خواهند کرد.
مقالههای مرتبط:
آکیولس پس از پیوستن به فیسبوک به Facebook Reality Labs تغییرنام داد که اکنون با مدیریت اندرو بازورث فعالیت میکند. او یکی از ۱۵ مهندس اولیهی شرکت بود که تغییر مسیر فیسبوک از تبلیغات دسکتاپ به موبایل را هدایت کرد. وظیفهی امروز بازورث بسیار مهمتر بهنظر میرسد؛ زیرا او باید فیسبوک را از تار جهانگستر وب به دنیایی ناشناخته هدایت کند. بههرحال، سرمایهگذاری چندینمیلیارددلاری فیسبوک در حوزهی جدید بهنوعی خطمقدم کنونی دنیای فناوری محسوب میشود. ایدهها و برنامهریزیهای زاکربرگ هم در سالهای اخیر روی همین موضوع متمرکز بوده است.
واقعیت مجازی امروز بهعنوان یکی از مهمترین حوزههای فعالیت در دنیای فناوری شناخته میشود. با ترکیب واقعیت مجازی با واقعیت افزوده، به مفهوم کاملتری بهنام «واقعیت ترکیبی» میرسیم که از نگاه بسیاری، رویکرد تعاملی آیندهی جهان خواهد بود. البته مفاهیم این نوع از واقعیتها از دههها پیش ذهن کاربران و کارشناسان متعدد دنیای فناوری را به خود اختصاص دادهاند. حدود ۳۰ سال پیش، اولین نمونههای هدست واقعیت مجازی بهنام EyePhone و DataGlove معرفی شدند و هنوز این فناوری به بدنهی جامعه نرسیده است. شاید به همین دلیل، بسیاری از افراد اهمیت زیادی برای آن قائل نیستند و آیندهی زیادی برایش متصور نشوند.
با وجود تمام شکوشبههها دربارهی فناوریهای مرتبط با واقعیت مجازی، مسیر اجراییکردن آنها بهلطف تلاشهای زاکربرگ هموار و ممکن بهنظر میرسد. او بازی را بهعنوان پلی برای ورود به دنیای جدید در نظر گرفت و اولین بازی بزرگ چندنفرهی مبتنی بر VR را بهعنوان مأموریت مهم شرکتش ثبت کرد. آنها قصد دارند بازی جدید را با قدرت و جزئیات فراوان و جذابیتهایی بسیار بیشتر از محصول مجیکلیپ بسازند. بههرحال با استفاده از قدرت و ثروت بیپایان فیسبوک، شاید بتوان میلیونها گیمر را به دنیای جدید واقعیت مجازی جذب کرد که درادامه، به شهرت هرچهبیشتر فناوری ختم خواهد شد.

پس از جذب کاربران متعدد، شاید بتوان پیشرفت جهان کنونی بهسمت جایگزینی کامل وب را پیشبینی کرد. در چنین آیندهای، لپتاپها با هدستها و گوشیهای هوشمند با تصاویر موجود روی عینکهای هوشمند و کیبورد با رابط کاربری عصبی جایگزین خواهند شد. شاید همهی این اتفاقها بهیکباره رخ ندهد؛ اما میتوان روندی تدریجی برای آن متصور شد. درواقع، جهان بازی Horizon شاید در آینده بهعنوان پلتفرم اصلی روابط اجتماعی و پیامرسانی و کار هم استفاده شود؛ درنتیجه، ساکنان دنیای اینترنت فقط به مرور وبسایت فیسبوک یا بازکردن اپلیکیشن آن بسنده نمیکنند؛ بلکه آنها در دنیایی زندگی خواهند کرد که فیسبوک ساخته است.
شاید تصور بالا کمی عجیب و به دور از واقعیت بهنظر برسد یا شاید تصور فیسبوک بهعنوان فرمانروای دنیای آیندهی مبتنیبر واقعیت مجازی چندان منطقی نباشد. بااینحال، تلاشهای میلیارددلاری غول شبکههای اجتماعی بالاخره نتایجی برای آنها بههمراه خواهد داشت و چهبسا به موفقیتهای سودآور بسیار زیاد تبدیل شود؛ موفقیتهایی که هم ازلحاظ ثروت و هم ازلحاظ قدرت، برای زاکربرگ و شرکتش مهم خواهند بود.
البته سناریو دنیای مبتنیبر واقعیت مجازی، تنها برنامهی فیسبوک برای آینده نیست و درواقع، این فناوری فقط یکی از مسیرهای آن برای شکلدهی آینده مسحوب میشود. برنامهی دیگر فیسبوک در تغییر مسیر از تبلیغات در شبکههای اجتماعی بهسمت پیامرسانی و تراکنشهای موجود در اپلیکیشنهای پیامرسان ترسیم میشود. بههرحال، برنامههای کنونی فیسبوک و تلاش این غول شبکههای اجتماعی برای گذار از مدلهای کنونی کسبوکار و آزمایش مسیرهای جدید ارزشمند خواهد بود.
درنهایت، برای نتیجهگیری دربارهی برنامههای فیسبوک همچون جهان تعاملی Horizon راهی بهجز انتظار نداریم. شاید برنامههای زاکربرگ و تیمش به موفقیتهای بیشتر ختم شود و روزی شاهد توهمی با حضور میلیاردها نفر کاربر باشیم. اگرچه هنوز هم دلایلی مبنیبر ناکامی آنها وجود مطرح میشود، شاید بتوان بخت فراوانی بهخاطر سرمایههای بیشمار شرکت به این پروژه داد.
هر هفته، جالبترین و برترین عکسهای علمی از سراسر جهان را از نگاه زومیت تقدیم شما خوانندگان گرانقدر میکنیم. در دنیای پر رسانهی امروز، تصاویری هستند که به دلیل اهمیت رسانهای خود بارها و بارها دیده میشوند و به اشتراک گذاشته میشوند. اما از سوی دیگر، برخی از این تصاویر اگرچه با اهمیت باشند، مهجورانه به دست فراموشی سپرده میشوند. گاهی برخی از همین تصاویر، گفتنیهایی بیش از گزارشها و مقالات پر بازدید دنیای پر خبر امروز دارند. در ادامه به بررسی برخی از تصاویر علمی منتخب هفته بههمراه داستان نهفته در پَس هر کدام خواهیم پرداخت. با ما همراه باشد:
کشف بقایای دژ رومیان باستان زیر ایستگاه اتوبوسی در اکستر انگلستان

در این تصویر باستانشناسی را در حال حفاری در محل بازسازی یک ایستگاه اتوبوس در شهر اکستر انگلستان میبینید، جایی که باستانشناسان موفق به کشف یک دژ رومی شدند. باستانشناسان کشف جدید را مهم و غیرمنتظره خواندند. اولین باری است که در این منطقه چالهای متعلق به روم باستان کشف میشود. باستانشناسان با ادامه حفاریهای خود به دو چالهی دیگر نیز برخوردند. به عقیدهی باستانشناسان، این چالهها احتمالا متعلق به یک محوطهی نظامی بوده یا اینکه دژی بوده که در اختیار گروهی از لشکریان رومی قرار گرفته بود. علاوه بر بقایای دژ، باستانشناسان به سکهها و سفالهایی نیز برخوردند که احتمالا به سربازان تعلق داشتند و از فرانسه وارد شده بودند.
اندرو پآی، یکی از مسئولان باستانشناسی شورای شهر اکستر، در این خصوص به خبرنگاران گفت:
این کشف بسیار مهم و کاملا غیرمنتظره بود. خصوصا در ناحیهای که پس از بازسازیهای انجام گرفته پس از جنگ به شدت تغییر کرده است.
کشف اخیر در اکستر نشان میدهد، با وجود آسیبهای ناشی از بمبارانهای جنگ جهانی دوم و ساخت پایههای بتونی مدرن، هنوز هم میتوان انتظار کشف آثار باستانی در مکانهای غیرمنتظرهای داشت. پآی در ادامه افزود، کشف یک قلعه جدید رومی دیگر به همراه قلعه و حمامهای باستانی که در دههی ۱۹۷۰ در این ناحیه کشف شدند بودند، نشان میدهد که منطقه اکستر در دهههای اول تسخیر بریتانیا توسط رومیان نقش مهمی ایفا میکرده است. باستانشناسان این دژ رومی را متعلق به سال ۵۵ م میدانند.
طوفان لورنزو، عجیبترین طوفان اقیانوس اطلس

در این عکس ماهوارهای طوفان لورنزو را میبینید که تاکنون رکوردهای زیادی را در نواحی مختلف اقیانوس اطلس جابهجا کرده و شنبه هفته جاری به دستهی سوم از مقیاس طوفانهای سافیر سیمپسون رسید. بنا به گزارش مرکز ملی طوفان (NHC) ایالات متحده، لورنزو به قویترین طوفان ثبت شده در شمال و شرق اقیانوس اطلس تبدیل شده است. مرکز ملی طوفان اعلام کرد که حداکثر سرعت بادهای این طوفان به نزدیک ۱۸۵ کیلومتر در ساعت رسیده است. مقامات مرکز ملی طوفان اعلام کردند که انتظار دارند، از شدت طوفان لورنزو طی روزهای آتی کاسته شود، اما بزرگی طوفان همچنان به قوت خود باقی خواهد بود.
طوفان لورنزو که به سوی شمال و شمال شرقی در حرکت است، همانطور که انتظار میرفت، اواخر هفتهی جاری به منطقه آزور در پرتغال رسید. به گزارش شبکه تلویزیونی The Weather Channel، طوفان لورنزو، شرقیترین طوفان رخ داده در اقیانوس اطلس در بین تمامی ۳۵ طوفان دسته پنج ثبت شده از سال ۱۹۲۰ تاکنون است. در همین حال، در حالی که انتظار میرفت، از شدت طوفان لورنزو به تدریج کاسته شود، اما در رویدادی نادر این طوفان موجب طوفانهای بادی در نواحی از بریتانیا از جمله در ایرلند شمالی شد. مورد عجیب طوفان لورنزو را دانشمندان به تغییرات اقلیمی مرتبط دانستهاند. جنیفر فرانسیس، دانشمند علوم جوی از مرکز پژوهشی وودز هول در ماساچوست، ماه گذشته به واشنگتن پست گفت كه شواهد قابلتوجهی وجود دارد که نشان میدهد، تغییرات آبوهوایی باعث تشدید این دست طوفانها میشود.
کاوشگر مفهومی دیدنی ناسا برای کاوشگر رباتیک تیتان

وقتی میتوانید ناوگانی از کاوشگران رباتیک را یکجا به سیارهای دیگر بفرستید، چرا همه را با هم نفرستید؟ این دقیقا ایدهی «شیپشیفتر (Shapeshifter)» ناسا است که قرار است از چندین کاوشگر مختلف تشکیل شود. شیپشیفتر بخشی از «برنامه مفاهیم پیشرفته و نوآورانه ناسا (NIAC)» است که پژوهشگران را تشویق کرده روشهای خلاقانهای برای اکتشاف سیارات و اقمار منظومه شمسی ابداع کنند. به گفته آزمایشگاه پیشرانش جت یا جیپیال (JPL)، عکسی که مشاهده میکنید، کاوشگر مفهومی است که توسط علی اکبر آقامحمدی و همکارانش از دانشگاه استنفورد و دانشگاه کرنل طراحی شده است.
نمونهی اولیهی کاوشگر شیپشیفتر که امکان حرکت در سطوح ناهموار را دارد
این کاوشگر چندکاره، هنوز در مراحل اولیهی ساخت خود قرار دارد، اما در صورت ساخت، میتواند اکتشافات گستردهای را در تیتان، قمر زحل انجام دهد. تیتان تنها جرم کیهانی در منظومه شمسی به جز کره زمین است که مایع (متان) دارد. شیپشیفتر تاکنون آزمونهای اولیه را به خوبی پشت سر گذاشته است. آقامحمدی و همکارانش میگویند، هنوز در آغاز راه قرار دارند و سرانجام این کاوشگر رباتیک مجهز به کاوشگرهای مجزایی با قابلیت شناوری، پرواز و پیمایش سطوح ناهموار خواهد بود.
این طرح مفهومی با آنچه تاکنون از قمر تیتان میدانیم همخوانی دارد. به گفته دانشمندان ناسا، قمر تیتان علاوه بر داشتن دریاچهها و رودخانههای حاوی متان مایع دارای آتشفشانهای یخی است که از آن آمونیاک و آب فوران میکند. به گفتهی آقامحمدی، هنگامی که شیپشیفتر در سطح تایتان فرود بیاید، انرژی کافی را برای کاوشگرهای رباتیک خود فراهم خواهد کرد. سطحنورد شیپشیفتر مجهز به ابزارهای مختلف علمی خواهد بود و پژوهشگران تخمین میزنند که سطحنورد شیپشیفتر که خود از ۱۰ ابزار رباتیک بهره میبرد، در محفظهای ۳ متری (به اندازه کاوشگر هویگنس که در سال ۲۰۰۵ روی تیتان فرود آمد) جای میگیرد؛ اما برخلاف هویگنس قادر به بررسی جو متراکم قمر زحل نیز خواهد بود. در حالی که شیپشیفتر هنوز تا ساخته شدن فاصلهی زیادی دارد، اما فضاپیمای «دراگونفلای (Dragonfly)» ناسا قبل از این کاوشگر و تا سال ۲۰۲۶ به فضا پرتاب خواهد شد و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۴ به سطح تیتان برسد.
کشف اسکلت یک هوادار ورزش بههمراه کوزهای شبیه سَر انسان در گوری در بلغارستان

آنچه میبینید، کوزهای ۱۸۰۰ ساله به شکل سَر انسان است که به دلیل شکل بینیاش شباهت غریبی به صورت ورزشکاران کشتی یا بوکس دارد. با این حال، ممکن است، بینی فردی که روی این کوزهی باستانی حکاکی شده شکسته یا مادرزادی به این شکل بوده باشد. کوزه یا روغندان که معمولا برای نگهداری انواع مرهمها یا عطر مورد استفاده قرار میگرفت، در گوری در جنوب شرقی بلغارستان کشف شد. منطقهای که در گذشته به آن تراکیه یا تراس گفته میشد. قدمت این کوزه به دورهای بازمیگردد که امپراتوری روم بر تراکیه حکومت میکرد.
روغندان از جنس برنج است و باستانشناسان عقیده دارند، کلاهی که روی روغندان حکاکی شده احتمالا در آن زمان متداول بوده و از پوست گربهسانانی مانند پلنگ ساخته میشده است. نمونههایی از چنین روغندانهایی با بینیهای شکسته یا کج در نواحی مختلف امپراتوری روم کشف شدند که اغلب بوکسورها یا کشتیگیران را به تصویر کشیدند. در همین حال، اسکلتی نیز در این گور باستانی یافت شده که متعلق به مردی حدودا ۳۵ تا ۴۰ ساله است. به نظر باستانشناسان این قبر به یک اشرافزاده ترکیهای تعلق دارد که در زندگانی خود علاقهی وافری به ورزش داشته است.
بخشی از کوهیخی از قطب جنوب جدا شد

دانشمندان سالها بود که این قطعه کوهیخ را تحتنظر داشتند تا اینکه این بخش از صفحه یخی اَمری بالاخره روز ۴ مهر جدا شد. این کوهیخ به دلیل شکل شکافتش به «دندان شُل» مشهور بود.
هلن آماندا فریکر، یخچالشناسی از «موسسه اقیانوسشناسی اسکریپس (Scripps)» در کالیفرنیا، در این خصوص گفت:
ما برای اولین بار در اویل دههی ۲۰۰۰ متوجه این شکاف شدیم و پیشبینی میکردیم که این یخزایی تا سال ۲۰۱۰ الی ۲۰۱۵ به وقوع بپیوندد.
دندان شل ۱۶۳۶ کیلومتر مربع وسعت دارد که به اندازه جزیره اسکای در اسکاتلند است. یخزایی بخشی از چرخه طبیعی صفحه یخی امری است که هر ۶۰ تا ۷۰ سال اتفاق میافتد و ارتباطی به تغییرات اقلیمی ندارد. در حالی که بخشی غربی قطب جنوب به دلیل گرم شدن آبوهوای جهانی به سرعت در حال از دست دادن یخهای خود است، اما در مقابل، در بخشی شرق عکس آن را شاهدیم و حتی بین سالهای ۱۹۹۲ تا ۲۰۱۷ یخهای جدیدی به این بخش اضافه شده است. با این حال، پژوهشهای اخیر نشان میدهد که این مقاومت میتواند آستانهای داشته باشد.
احداث بزرگترین تلسکوپ زمینی جهان در شیلی

رصدخانه جنوبی اروپا در صحرای دورافتاده آتاکامای شیلی، در حال ساخت شالوده تلسکوپی است که قرار است به بزرگترین تلسکوپ زمینی جهان تبدیل شود. تلسکوپ بسیار بزرگ اروپایی (ELT) دارای آینه اصلی به قطر ۳۹٫۳ متر، آینهی ثانویهای به قطر ۴٫۲ متر و پایهای ۳٫۷۵ متری است. در عکسی که میبینید، کار ساخت شالوده تلسکوپ به مراحل پایانی رسیده است. این رصدخانه عظیم دارای گنبدی به بلندای ۷۵ متر نیز خواهد بود.
طرح مفهومی که نسخهی پایانی تلسکوپ بسیار بزرگ اروپایی (ELT) را نشان میدهد
قرار است که این رصدخانه نوری ۱۰۰ میلیون برابر آنچه چشم انسان جمعآوری میکند و ۱۳ برابر از بزرگترین تلسکوپهای نوری دنیا گردآوری کند. تلسکوپ بسیار بزرگ اروپایی همچنین قادر خواهد بود تصاویری ۱۶ برابر واضحتر از تلسکوپ فضایی هابل ثبت کند.
طوفان شن عظیم بر فراز آفریقا

ماهوارهی هواشناسی «سومی انپیپی (Suomi NPP)» متعلق به اداره ملی اقیانوسی و جوی ایالات متحده آمریکا، این عکس دیدنی را روز ۳ مهر از طوفان شن عظیم بر فراز جنوب آفریقا ثبت کرده است. به گفته اداره ملی اقیانوسی و جوی، شهرهای ساحلی، بهخوبی این طوفان مهیب را که موجب برخاستن غبار غلیظ و شن و ماسه به هوا شده است را دیدهاند. مقامات ناسا در بیانیهای اعلام کردند، نواحی که عمدتا تحت تاثیر این طوفان شن قرار گرفتند در بخشهای شمالی و جنوبی رود اورنج در مرز بین کشورهای نامبیا و آفریقای جنوبی قرار داشتند.
پسران نیل آرمسترانگ نمایشگاهی در اوهایو را افتتاح کردند

فضاپیمایی که نخستین فضانوردان را به ماه برد، در نخستین سفر خود به اوهایو مورد استقبال والدین نیل آرمسترانگ قرار گرفت. اکنون، ۴۹ سال بعد، پسران اولین انسانی که به ماه سفر کرد، این افتخار را نصیب خود کردند. ریک و مارک آرمسترانگ، شنبه گذشته از میهمانان ویژه موزه سینسیناتی بودند و نمایشگاهی به نام «مقصد ماه: ماموریت آپولو ۱۱» را افتتاح کردند. در این نمایشگاه گردونهی فرماندهی ماموریت آپولو ۱۱ به همراه ۲۰ اثر دیگر از اولین فرود انسان روی ماه به نمایش گذاشته شد.
۱۰ میلیون نفر برای ارسال نام خود به مریخ ثبتنام کردند

در این تصویر برد پیت را در حال ارسال نام خود به همراه مریخنورد ۲۰۲۰ به مریخ مشاهده میکنید. مهلت ثبتنام برای ارسال اسامی به همراه این مریخنورد روز ۸ مهر (۳۰ سپتامبر) خاتمه پیدا کرد. به گزارش ناسا، بیش از ۹٫۴ میلیون نفر اسامی خود را برای ناسا ارسال کردند که روی تراشهای به اندازه یک سکه ثبت شده و بههمراه مریخنورد ناسا به سیاره سرخ فرستاده میشوند.
حتی برد پیت، هنرپیشه فیلم علمیتخیلی «سفر به سوی ستارگان (Ad Astra)» نیز در بازدید خود از مریخنورد، نام خود را به این فهرست چند میلیون نفری اضافه کرد. در عکسی که مشاهده میکنید، برد پیت بههمراه جنیفر تراسپر، مهندس ارشد ماموریت مریخ ۲۰۲۰ در آزمایشگاه پیشرانش جت دیده میشود.
قبلا کاوشگر «اینسایت (InSight)» ناسا اسامی ۲ میلیون نفر را به مریخ برده بود. در حالی که ارسال اسامی شهروندان برای ارسال خاتمه یافته، اما خود مریخنورد ۲۰۲۰ هنوز اسمی ندارد. مریخنورد ۲۰۲۰ قرار است، در ژوئیه ۲۰۲۰ (تیر سال ۱۳۹۹) به مریخ سفر کند. این مریخنورد حدود ۱۰۴۰ کیلوگرم وزن دارد و انرژي آن به وسیله یک باتری هستهای تامین میشود. مریخنورد ۲۰۲۰ به جستجوی علائمی از حیات میکروبی میپردازد و آبوهوا و ویژگیهای سطح مریخ را بررسی میکند.
ایلان ماسک از فضاپیمای استارشیپ رونمایی کرد

تصویری که مشاهده میکنید، اسکرینشاتی از ویدئوی شرکت اسپیس ایکس است. ایلان ماسک هفته جاری در خلال مراسمی در تأسیسات این شرکت در برونزویل، تگزاس، از طراحی جدید فضاپیمای «استارشیپ (Starship)» رونمایی کرد. ایلان ماسک، روز شنبه در جریان رونمایی از طراحی جدید استارشیپ اعلام کرد که این فضاپیما تا ۶ ماه آینده آماده پرواز به مدار زمین خواهد بود و میتواند پروازهای سرنشیندار را انجام دهد.
ایلان ماسک در حالی که کنار مدل استارشیپ امکی-۱ ایستاده بود به حضار گفت، کارکنان تأسیسات این شرکت در بوکاچیکا ویلیج و کاکائو هماکنون در تلاش هستند تا هرکدام ۲ نسخه از استارشیپ جدید موسوم به امکی-۲ را بسازند. ماسک در بخش دیگری از صحبتهای خود گفت، هدف این است که حداقل دو نمونه در هر کدام از تأسیسات شرکت ساخته شود و سپس کار روی موشک سوپر هوی که استارشیپ را به مدار زمین میرساند آغاز میشود. در نهایت، استارشیپ و سوپر هوی جایگزین فالکون ۹ و موشک جدید اسپیس ایکس فالکون هوی خواهند شد.
ماسک زمانبندی جدیدی برای رفتن استارشیپ به مریخ اعلام نکرد، اما گفت که آرزو میکند این اتفاق تا سال ۲۰۲۲ بیافتد. فضاپیما مجهز به ۶ موتور قدرتمند رِپتور خواهند بود که از سوخت اکسیژن مایع و متان بهره میبرند. بوستر موشک سوپر هوی نیز میتواند مجهز به ۳۷ موتور رپتور باشد، هر چند به گفتهی خود ماسک، این تعداد موتور در نهایت میتواند به ۲۴ موتور نیز تقلیل پیدا کند.
ایستگاه فضایی بینالمللی شلوغ!

هفته جاری، هفتهی شلوغی برای ایستگاه فضایی بینالمللی بود. در زمانی که این عکس گرفته شد، ۹ فضانورد در آزمایشگاه مداری حضور داشتند. در حالی که عموما در ایستگاه فضایی بین ۳ تا ۶ فضانورد حضور دارند. البته این رکورد، شلوغترین ایستگاه فضایی بینالمللی نیست، در سال ۲۰۰۹، سیزده فضانورد در ایستگاه فضایی حضور داشتند و آخرین باری که ۹ نفر همزمان در ایستگاه فضایی حضور داشتند نیز به سال ۲۰۱۵ بازمیگردد. در این سال اسکات کِلی، فضانورد ناسا به عنوان بخشی از پژوهش دوقلوهای ناسا، نزدیک به ۱ سال را در ایستگاه فضایی سپری کرد.
فضانوردان در این عکس پیراهنهایی با عبارتی به زبان روسی با تلفظ «Kryk Chayky» به معنای بانگ مرغدریایی را پوشیدهاند. لوکا پارمیتانو، این عکس را روز ۸ مهر در توییتر منتشر کرد. در عکس (در جهت حرکت عقربههای ساعت از بالا سمت چپ) کریستینا کُخ، فضانورد ناسا، پارمیتانو، اندرو مورگان، فضانورد ناسا، فضانوردان روسیه، الکساندر اسکورتسوف و اولگ اسکریپوچکا، جسیکا مایر، فضانورد ناسا، هزاع المنصوری، فضانورد امارات متحده عربی، نیک هگ و الکسی اوچینین به عنوان فرمانده ماموریت اکسپدیشن ۶۰ دیده میشوند.
ستارهی دریایی عظیم در حال شنا در اعماق فضا

کهکشان مارپیچی که در این عکس مشاهده میکنید در صورت فلکی مثلث جنوبی قرار دارد. در این عکس دیدنی که توسط آرایه میلیمتری بزرگ آلما و تلسکوپ ویالتی (VLT) در رصدخانه پارانال، شیلی به ثبت رسیده، کهکشان مارپیچی را با شاخکهای گازیاش را مشاهده میکنید. این کهکشان که ESO 137-001 نام دارد، با جابجایی در فضا گازهای بسیار داغی را متصاعد میکند. فرآیندی که به آن «فشار رَم یا فشار برخوردی تهیکننده» گفته میشود و طی آن ابرهای گاز بین کهکشانی از کهکشان دور میشوند. دنباله عظیمی که در تصویر مشاهده میکنید، ۲۶۰ هزار سال نوری امتداد دارد.
کرم لولهای ۳ جنسه که در یک محیط غیرقابلزیست کشف شد

عکسی که مشاهده میکنید یک نماتد یا کرم لولهای ۳ جنسیتی است که لاروهای خود را در کیسهای مانند کانگورو رشد میدهد. دانشمندان دریافتند که این نماتد قادر به مقاومت در برابر آرسنیکی ۵۰۰ برابر آستانهی تحمل انسانها است. این نماتد در مونو، دریاچهی نمکی مملو از آرسنیک در کالیفرنیای آمریکا کشف شد. دانشمندان عقیده دارند، میتوانند از این نماتد برای یافتن روشهایی برای مقابله با آرسنیک بهره ببرند.
دریاچه مونو، همواره به عنوان محیطی غیرقابلزیست بوده، اما در موارد معدودی جاندارانی نیز در آن کشف شدند. دانشمندان قبلا یک میگوی آبهای شور و گونهای مگس را در این دریاچه کشف کرده بودند. اما اکنون دانشمندان به موردی عجیب برخوردند و ۸ گونه نماتد که یکی از آنها گونهای جدید را کشف کردند.
دانشمندان این گونهی جدید نماتد را «آونیما (Auanema)» نامگذاری کردند که حتی با معیارهای جانداران شدیددوست هم موجودی عجیب به حساب میآید. این نماتد دارای سه جنس نر، ماده و نرماده است و لاروهای زنده به دنیا میآورد. به گفته دانشمندان، شاید این روشی برای محافظت از نماتدهای جوان در شرایط سخت دریاچهی مونو باشد.
کتیبهای که سالهای پایانی شهر پمپئی را نشان میدهد

در دهههای پیش از فوران آتشفشان وزوویوس و نابودی شهر پمپئی در سال ۷۹ م، زندگی عادی در این شهر پرشکوه روم باستان مملو از مهمانیها و جشنها و مبارزات گلادیاتورها بوده است. ماسیمو اوسانا، رئیس پارک باستانشناسی پمپئی با ترجمه کتیبهای که قبلا در سال ۲۰۱۷ کشف شده بود، تصویر روشنی از زندگی در پمپئی پیشروی ما گذاشته است.
در این کتیبه از مهمانی بزرگ یک جوان ثروتمند نوشته شده که بهتازگی به سن بلوغ رسیده است. این جوان مهمانی بزرگی با ضیافتی پرشکوه را ترتیب داده که ۶۸۴۰ نفر در آن شرکت کردند و در خلال آن نیز ۴۱۶ گلادیاتور برای سرگرمی میهمانان باهم به مبارزه پرداختند. در کتیبه ذکر نشده که مبارزات گلادیاتورها چند روز طول کشیده، اما در جایی از کتیبه اشاره شده که ۲۱۳ مبارزه تنبهتن در این جشن انجام گرفته است. در کتیبه همچنین از قحطی گفته شده که ۴ سال طول انجامیده است. اوسانا عقیده دارد، رمزگشایی این کتیبه میتواند اطلاعات تازهای را در اختیار پژوهشگران قرار دهد تا جمعیت شهر را مشخص کنند. اوسانا میگوید، عمدتا مردان ثروتمند و صاحب مقامهای دولتی در این ۶۸۴۰ نفری حضور داشتند که حدود ۲۷ تا ۳۰ درصد از جمعیت شهر را تشکیل میدادند. اوسانا، جمعیت کل شهر پمپئی را حدود ۳۰ هزار نفر تخمین میزند.
شاید سیاره نهم منظومه شمسی یک سیاهچاله بسیار کوچک باشد!

عکسی که میبینید، دایرهای ۱۰ سانتیمتری را نشان میدهد که میتواند یک سیاهچاله در اندازه واقعی به اندازه یک توپ بولینگ باشد که هماکنون در منظومه شمسی ما حضور دارد. اما جرم آن پنج برابر کره زمین است. پژوهشگران گفتهاند، سیاهچاله احتمالی که در جایی در بیرونیترین بخش منظومه شمسی پنهان شده، احتمالا ۱۰ برابر سیارهی ما جرم داشته باشد. سیاره نهم، یکی از آن بحثهایی نجومی است که سالهاست ذهن ستارهشناسان را به خود مشغول داشته است و بر اساس رفتار اجرام بخش بیرونی منظومه شمسی، میتوان حدس زد که جرم بزرگی در این بخش وجود دارد. اما، ستارهشناسان هنوز نتوانستهاند شواهد واقعی از این شیء پیدا کنند.
اکنون، دانشمندان فرضیه وجود یک سیاهچاله در منظومه شمسی را مطرح کردند. با وجودی که وجود یک سیاره یا همان سیاره نهم از یک سیاهچاله باستانی محتملتر است، اما فرضیه جدید هم میتواند حداقل روی کاغذ جالب باشد. این ستارهشناسان گفتند، فقط با جستجوی سیاره نهم، شعاع جستجوی آزمایشی بسیار محدود میشود. اما وقتی وجود یک سیاهچاله اولیهی را در نظر بگیرید که تنها در پرتوهای گاما قابل مشاهده است بحث کاملا عوض میشود. سیاهچالههای ابتدایی دستهای از اجرام کیهانی هستند که در هرجومرج اوایل تشکیل جهان شکل گرفتند. این سیاهچالهها مانند سایر سیاهچالهها دارای نواحی متراکمی موسوم به افق رویداد هستند که حتی نور هم امکان گریز از آن را ندارد. اما جرم این اجرام از ستارگان کمتر است، زیرا بر خلاف سیاهچالههای مرسوم از ستارگان شکل نگرفتند، بلکه از سیارات و مواد باقیمانده در جهان اولیه که در حال انبساط بود تشکیل شدند.
محموله فضایی ژاپنیها به ایستگاه فضایی بینالمللی رسید

فضاپیمای «اچتیوی-۸ (HTV-8)» که به «کونتوری-۸» (به زبان ژاپنی به معنای لکلک سفید) نیز مشهور است، روز شنبه ۶ مهر به کمک بازوی رباتیک «کَنادآرم-۲ (Canadarm2)» به ایستگاه فضایی متصل شد. کریستینا کُخ، مهندس ماموریت اکسپدیشن ۶۰ به همراه اندرو مورگان، بازوی رباتیک کَنادآرم-۲ را از درون کابین فوقانی ایستگاه فضایی بینالمللی هدایت کردند تا فضاپیمای ۱۲ تنی آژانس کاوشهای هوافضای ژاپن به سلامت به ایستگاه فضایی متصل شود. لوکا پارمیتانو، مهندس پرواز ماموریت نیز وظیفه نظارت بر پهلوگیری اچتیوی-۸ را برعهده داشت.
مقالههای مرتبط:
فضاپیمای اچتیوی-۸، محمولهی ۴ تنی حاوی باتریهای جدید خورشیدی ایستگاه فضایی را با خود به آزمایشگاه مداری همراه داشت. در تصویری که مشاهده میکنید، اچتیوی-۸ در فاصله ۴۲۲ کیلومتری بر فراز کشور آنگولا در جنوب آفریقا دیده میشود. آژانس کاوشهای هوافضای ژاپن فضاپیمای فضاپیمای اچتیوی-۸ را ۲ مهر از مرکز فضایی تانیگاشیما در جنوب ژاپن به فضا پرتاب کرد. به جز باتریهای لیتیوم یونی که جایگزین باتریهای فرسودهی نیکلی ایستگاه فضایی میشوند. این فضاپیما غذا، آب، تحهیزات آزمایشگاهی و محمولههای دیگ را برای سرنشنیان ایستگاه فضایی به مدار پایین زمین برد.
مقامات ناسا اعلام کردند که فضانوردان ناسا ماه آینده باتریهای جدید را در چند نوبت راهپیمایی فضایی تعویض خواهند کرد. در همین حال، گفتنی است که فضانوردان در یکی از همین راهپیماییهای فضایی، یک ردیاب اشعه ۲ میلیارد دلاری موسوم به طیفسنج مغناطیسی آلفا-۲ (AMS-02) را نیز با ابزارهایی که اچتیوی-۸ به ایستگاه فضایی رسانده، تعمیر خواهند کرد. فضاپیمای اچتیوی-۸ به جز این یک سامانه ارتباط لیزری را نیز به ایستگاه فضایی رساند که توسط آژانس کاوشهای هوافضای ژاپن با همکاری آزمایشگاه علوم کامپیوتری سونی ساخته شد و به سرعت ارتباطات دادهای در ایستگاه فضایی کمک خواهد کرد.
ترکیبات قارچ جادویی از یک باکتری گرفته شد

آنچه در این عکس مشاهده میکنید، قارچ جادویی یا مجیک ماشروم است، پژوهشگران در پژوهش جدید خود توانستند سیلوسایبین، ترکیب روانگردان موجود در این نوع قارچها به وسیله باکتریهای زیستمهندسی شده در آزمایشگاه تولید کنند. دانشمندان در این پژوهش که میتواند روش کارآمد و مقرون بهصرفهای برای تولید انبوه این ترکیب ارزشمند باشد از باکتری اشریشیا کلی بهره بردند. در پژوهش، دانشمندان دانشگاه میامی، اوهایو از روشی موسوم به «مهندسی متابولیک» بهره بردند که در آن سلولهای زیستی اصلاح و کشت میشوند تا ترکیب شیمیایی دلخواه را بسازند.
سیلوسایبین به جز مقاصد تفریحی، پتانسیل درمانی زیادی دارد و قبلا در پژوهشهای مختلف نشان داده که میتواند برای درمان برخی مشکلات و اختلالات روانی از جمله اضطراب، اعتیاد، افسردگی و اختلال استرسی پس از آسیب روانی به کار رود. اما با وجود ارزشمندی این ترکیب، تولید سیلوسایبین با مقاصد پزشکی آسان یا کم هزینه نیست. به گفته پژوهشگران، تولید انبوه سیلوسایبین از طریق کشت گونههای مختلف قارچ جادویی مستلزم زمان و اراضی و به طبع هزینه بالایی است. در مقابل، تولید آزمایشگاهی همین ترکیب در آزمایشگاه میتواند هزینه بسیار ناچیزی داشته باشد. در واقع پژوهشگران هزینه تولید هر میلیگرم از این ماده ارزشمند را ۲ دلار برآورد کردند. برای اینکه درک درستی از موضوع داشته باشید، باید گفته شود، پژوهشگران در بررسیهای سال ۲۰۱۱ خود دریافتند، یک دُز ۱۰ تا ۳۰ میلیگرمی سیلوسایبین میتواند برای درمان اضطراب مؤثر باشد.
هیوندای آخرین خودروسازی است که رویای خودروهای پرنده را دنبال میکند به همین دلیل واحد جدید این شرکت یعنی گروه خودروهای پرنده باهدف کاهش ترافیک فزاینده در شهرهای بزرگ تشکیلشده است. کرهایها برای پیشبرد اهداف خود و موفقیت سریعتر در این زمینه دکتر جایوون شین، رئیس پیشین بخش تحقیقات هوانوردی ناسا را استخدام کرده است. دکتر شین در بیانیهی منتشرشده از سوی هیوندای دربارهی استخدام خود میگوید:
باوجود ۳۰ سال فعالیت و تجربه در بخش تحقیق و توسعه حملونقل هوایی ناسا، برای همکاری با این گروه بسیار مشتاق و هیجانزده هستم.
طبق برنامهریزیهای انجامشده، گروه جدید هیوندای فناوریهای اصلی موردنیاز را توسعه میدهد. هیوندای بهدنبال آن است که در آینده به یک بازیگر مهم در بخش خودروهای پرنده تبدیل شود. بررسیها نشان میدهد این دسته از صنعت خودروسازی طی ۲۰ سال آینده به یک بازار بزرگ باارزش ۱.۵ تریلیون دلار تبدیل شود.

هیوندای هنوز هدف و نقشه راه مشخص و دقیقی را برای گروه خودروهای پرنده خود منتشر نکرده است. آنها قصد دارند در جستجوی راهحلهای ابتکاری و هوشمندانهای باشند که قبل از این هرگز موردبحث و تفکر قرار نگرفته؛ بنابراین خیلی زود است که درباره محصولات و تولیدات واحد جدید هیوندای صحبت کنیم.
درحالیکه هیوندای اولین خودروسازی است که بهصورت رسمی بخش خودروهای پرنده را بهعنوان یکی از زیرمجموعههای خود تأسیس میکند، سایر شرکتها سرمایهگذاری بزرگی در این زمینه انجام دادهاند. بهعنوانمثال تویوتا ۳۷۵ هزار دلار برای گروهی از کارمندان خود که اقدام به ساخت دستگاه پرنده تکنفره کردهاند، سرمایهگذاری کرده است. هرچند آزمایشهای ابتدایی بسیار ناامیدکننده بوده، ولی این گروه قول دادهاند که به هدف خود مبنی بر بهکارگیری دستگاه یادشده برای روشن کردن مشعل بازیهای المپیک ۲۰۲۰ توکیو دست یابند.

علاوه بر تویوتا، خودروسازی جیلی چین که مالک برندهای ولو و لوتوس نیز است در سال ۲۰۱۷ برند خودروهای پرنده ترافوگیا را خریداری کرد و توانست نمونههای اولیه خودروهای پرنده خود را نیز با موفقیت آزمایش کنند.

همچنین ایرباس، غول صنعت هوانوردی اروپا و جهان در حال یافتن راهحلهای جدید و ابتکاری برای مسئلهی خودروهای پرنده است. این شرکت در حال کار روی یک محفظهی حمل مسافر ماژولار است که میتواند به یک کوادکوپتر متصل شود و پرواز خود را انجام دهد و برای حرکت روی زمین از یک پلتفرم چهارچرخ سریع که با همکاری آئودی در حال ساخت است، استفاده کند.
انجمن اینترنت، گروهی که نمایندگی غولهای فناوری مانند آمازون، فیسبوک، آلفابت، توییتر، اوبر و بسیاری دیگر از شرکتهای حوزهی فناوری را بر عهده دارد، تخمین خود را در خصوص سهم اینترنت در رشد اقتصادی آمریکا را منتشر کرده؛ چرا که حوزهی فناوری زیر فشار روز افزون انتقادها است و حتی بعضی قانونگذاران خواستار تجزیه شرکتهای بزرگ و بازنگری دقیق در قانون ضد انحصار شدهاند.
پژوهشها نشان میدهند که اینترنت چهارمین بخش بزرگ از اقتصاد ایالات متحده بعد از املاک و مستغلات، دولت و تولید است. سال گذشته بخش تولید در حدود ۲.۳ تریلیون دلار از تولید ناخالص داخلی ایالات متحده را شامل میشد.
براساس پژوهشها، بخش اینترنت حدود ۶ میلیون شغل مستقیم ایجاد کرده که ۴ درصد از کل مشاغل ایالات متحده را شامل میشود، درحالیکه شرکتهای اینترنتی آمریکا ۶۴ میلیارد دلار در بخش سرمایهگذاری هزینه کردهاند. پژوهشهای اخیر همچنین نشان میدهند که بخش اینترنت بیش از ۱۳ میلیون شغل را بهصورت غیر مستقیم ایجاد کرده است.

در سال ۲۰۱۵ انجمن اینترنت تخمین زده بود که این بخش مسئول بیش از ۹۶۶.۲ میلیارد دلار یا ۶ درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) ایالات متحده است.
دفتر تحلیل اقتصاد ایالات متحده (BEA) در ماه آوریل تخمین زده بود «اقتصاد دیجیتال» در حدود ۶.۹ درصد از تولید ناخالص داخلی ایالات متحده (GDP) در سال ۲۰۱۷ یا ۱.۳۵ تریلیون دلار را شامل شده است که بهطور کل آن را در رتبه ۱۷ام قرار میدهد. این تخمین، زیرساختهای دیجیتال، معاملات تجارت الکترونیک و رسانههای دیجیتالی را دربرمیگیرد و بخشهایی مانند خدمات تاکسیهای اشتراکی و دیگر کالاها و خدمات مرتبط با «اشتراکی» را شامل نمیشود.
انجمن اینترنتی از منابع سرشماری، دفتر تحلیل اقتصاد، دادههای دولت در کمیسیون اوراق بهادار و ارز در سال ۲۰۱۸ استفاده کرده تا بتواند تخمین بزند که بخش اینترنت به چه میزان در اقتصاد ایالات متحده دخیل است. کریستفور هووتون (Christopher Hooton) اقتصاددان ارشد گروه گفت صنعت اینترنت درحال «ایجاد شغل در هر بخش از اقتصاد» است و همچنین اضافه کرده روشهای جدید تحلیل میتواند بهطور دقیق اثرات اینترنت را روی اقتصاد بررسی کند.
تحقیقات دفتر تحلیل اقتصاد نشان میدهد که کارمندانی که در اقتصاد دیجیتال ایالات متحده مشغول به کار هستند در سال ۲۰۱۷ درآمد سالانه آنها بهصورت میانگین بالغ بر ۱۳۲.۲۲۳ دلار بوده و در کنار آن کارکنان دیگر بخشهای اقتصاد ۶۸.۵۰۶ دلار کسب کردهاند.
ساخت مدلهای اسپرت با هدف شرکت در مسابقات سرعت، توسط آلفارومئو (شرکت آلفا) در سال ۱۹۱۰ آغاز شد. این صنعت، با حضور انزو فراری در تیم آلفارومئو تداوم یافت و پس از تاسیس برند مستقل فراری در سال ۱۹۴۷، متمایز از خودروسازان خارج از ایتالیا، پیشرفت داشت. قبل از آنکه لامبورگینی متولد شود؛ آلفارومئو، فراری، فیات، لانچیا و مازراتی، سبک خاص خودروهای اسپرت ایتالیایی را به دنیا معرفی کرده بودند.
فروچیو لامبورگینی
میتوان تاریخ صنعتی ایتالیا و بسیاری دیگر از کشورهای اروپایی را به ۲ دورهی قبل و بعد از جنگ جهانی دوم تقسیم کرد. خودروسازی لامبورگینی هم، در گروه برندهای مهم کشور سازنده قرار میگیرد که پس از پایان جنگ و شکست ایتالیا شکل گرفت؛ اما امروزه با سودآوری به کار خود ادامه میدهد.
فروچیو لامبورگینی در منطقهی فرارا شمال ایتالیا به تاریخ ۲۸ آوریل ۱۹۱۶ مصادف با ۸ اردیهشت ۱۲۹۵ متولد شد. والدین او مزرعهدار از طبقهی متوسط روستایی بودند؛ اما فروچیو به ماشینآلات صنعتی و کشاورزی علاقهی بیشتری نشان میداد. فروچیو با تشویق خانواده وارد دبیرستان فنی شد و هنگام شروع جنگ در سن ۲۴ سالگی به نیروی هوایی ایتالیا پیوست. بین سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ که ایتالیا درگیر جنگ جهانی دوم بود، فروچیو به تعمیر خودروهای نظامی پرداخت و تبدیل به مهندس تجربی شد.

با اتمام جنگ، فروچیو تصمیم گرفت کارخانهی تراکتورسازی تاسیس کند. ایتالیا در آن زمان، نیازمند وسایل مدرن برای تغییر صنایع سنتی بود و البته لامبورگینی هم از شرایط استفاده کرد. او به سراغ خودروهای جنگی بلااستفاده رفت و با تبدیل آنها به تراکتور یا دیگر وسایل کشاورزی، ثروتمند شد. سال ۱۹۴۹، کارخانهی تراکتورسازی لامبورگینی شروع به کار کرد. شرکت Lamborghini Trattori تا ابتدای دههی ۷۰ میلادی عنوان بزرگترین تولیدکنندهی ماشینهای کشاورزی ایتالیا را در اختیار داشت و امروزه هنوز هم یکی از بهترین برندهای تراکتور دنیا است.
نمونهای از یک تراکتور مدرن ساخت شرکت لامبورگینی تراتوری
اواسط دههی ۶۰ میلادی، فروچیو لامبورگینی با مالکیت کارخانههای تولید ماشینهای کشاورزی و همچنین سیستمهای گرمایش-سرمایش صنعتی، تبدیل به یکی از ثروتمندترین کارآفرینان ایتالیا شد. او سفرهای متعددی به کشورهای مختلف داشت و البته، علاقهمند خودروهای اسپرت از برندهای مختلف دنیا بود.
فروچیو به دلیل درک بالای مهندسی و تجربهی رانندگی با مدلهای متنوع، نقاط قوت و ضعف خودروسازان مشهور زمان خود را میدانست. او حتی سابقهی حضور در مسابقات سرعت داشت و ضمن ارتقاء یک دستگاه فیات توپولینو در رالی میلیا ۱۹۴۸ شرکت کرد. پیش از آنکه فراری در سالهای ۱۹۵۰ با ساخت خودروهای اسپرت مشهور شود؛ مرسدس بنز 300SL، جگوار E تایپ و چند دستگاه مازراتی در گاراژ فروچیو لامبورگینی وجود داشتند که به تناوب توسط او استفاده میشدند.
دیدار با فراری و ایجاد حس رقابت
ابتدای دههی ۶۰ میلادی، فروچیو لامبورگینی و انزو فراری (بنیانگذار خودروسازی فراری در سال ۱۹۴۸) به واسطهی حضور در نمایشگاههای خودرو یا مسابقات سرعت، شناخت نسبی از یکدیگر داشتند. البته نمیتوان ادعا کرد، رابطهی دوستانه و صمیمی میان آنها شکل گرفته بود؛ اما طی سالهای مختلف تصاویر متعددی از فروچیو و انزو در حال گفتگو وجود دارد.
سال ۱۹۵۸، فروچیو لامبورگینی صاحب یک دستگاه فراری 250GT شد که مشکلات فنی، از جمله سختی کلاچ و صدای ناهنجار پیشرانه داشت. در آن زمان، خدمات پس از فروش فراری ضعیف بود و مکانیکهای محلی هم از تعمیر خودروهای گرانقیمت این برند ناتوان بودند. پس فروچیو لامبورگینی به انزو فراری نامهای نوشت و از مشکلات مدل 250GT شکایت کرد. انزو در پاسخ نامه عنوان کرده بود که یک تولیدکنندهی تراکتور، حق ندارد در مورد تولید ماشینهای اسپرت حرف بزند.
بعضی مورخان بر این باورند که سخن تحقیرآمیز انزو فراری مشوق فروچیو لامبورگینی شد تا با تاسیس یک شرکت خودروسازی، رقیبی برای فراری بسازد. از سویی دیگر، اوایل دههی ۶۰ میلادی، لامبورگینی به واسطهی ثروت قابل توجه و توانایی فنی، بهدنبال تاسیس کارخانهی ساخت هلیکوپتر هم بود؛ اما با مخالفت شدید نهادهای دولتی و نظامی ایتالیا مواجه شد. به هر صورت، میتوان نتیجه گرفت که فروچیو از دیرباز به ساخت خودروهای اسپرت مطابق سلیقه و استانداردی که در ذهن داشت، علاقهمند بود.
نماد تجاری لامبورگینی
برخلاف اعتقاد بعضی افراد، استفاده از گاو در لوگوی شرکت لامبورگینی، صرفا به دلیل مقابله با نشان فراری (اسب ایستاده روی پاها) نبوده است. فروچیو لامبورگینی، از کودکی به گاو علاقه داشت و بعدها نیز به طرفدار مسابقات گاوبازی اسپانیا تبدیل شد. دیگر نکتهی جالب، همزمانی تولد بنیانگذار لامبورگینی در برج گاو (ثور) است که اردیبهشتماه را شامل میشود. فروچیو لامبورگینی، پیش از تاسیس شرکت خودروسازی (هنگامی که سازندهی تراکتور بود) هم از طرح گاو روی محصولات تجاری خود استفاده میکرد.

نماد تجاری لامبورگینی به وضوح یک گاونر را نشان میدهد که با دم برافراشته حالتی تهاجمی دارد. حتی اولین محصول این شرکت هم دارای همین لوگو با رنگ طلایی روی زمینهی سیاه بوده است. عبارت مربوط به نام شرکت سازنده (Lamborghini) از سال ۱۹۷۲ به نماد تجاری اضافه شد و بالاتر از تصویر گاو قرار گرفت.
استفاده از نام گاو برای محصولات
بعد از تولید 350GT و 400GT، فروچیو تصمیم گرفت از نامهای خاص برای تولیدات تجاری خود استفاده کند؛ البته این ترفند، به شخصیتسازی برای محصولات لامبورگینی کمک میکرد و ارزش تبلیغاتی داشت.
میورا، اصطلاحی اسپانیایی برای نوعی از گاوهای نر قدرتمند، باهوش و خطرناک در مسابقات گاوبازی است که اواسط قرن نوزدهم در مزرعهی میورا پرورش داده میشدند. این اسم برای نخستین سوپراسپرت لامبورگینی انتخاب شد تا کوتاه و بهیادماندنی باشد. بسیاری دیگر خودروهای این برند هم نامهایی مرتبط با گاوهای مشهور مسابقات گاوبازی دارند. مثلا اونتادور، گالاردو، اوروس (صورت فلکی گاو) و حتی مورسیهلگو که در زبان اسپانیایی خفاش معنی میدهد؛ از این موارد هستند.
تاسیس خودروسازی لامبورگینی
فروچیو از سال ۱۹۶۲ برای طرح جدید خود برنامهریزی کرده و حدود یک سال بعد، شرکت اتوموبیلی لامبورگینی (Automobili Lamborghini) را با هدف تولید خودروهای اسپرت در سنت آگانتا، افتتاح کرد. این محل، هنوز هم میزبان کارخانهی اصلی لامبورگینی است.

اولین محصول شرکت، یک پروتوتایپ (نمونهی پیشتولید) اسپرت لوکس ۲ نفره با نام 350GTV بود که از پیشرانهی ۱۲ سیلندر استفاده میکرد. بدنه توسط فرانکو اسکالیونه (Franco Scaglione) طراحی شد که سابقهای درخشان در استودو برتونه داشت و پیشتر برای برندهای مختلف کار کرده بود. یکی از مهندسان سابق فراری که به با نام جیوتو بیزارینی (Giotto Bizzarrini) هم پیشرانهای ۳.۵ لیتری با قدرت ۳۴۰ اسب بخار برای 350GTV آماده کرد تا یکی از زیباترین و قدرتمندترین خودروهای اسپرت ایتالیا در سال ۱۹۶۳ رونمایی شود.

به نظر فروچیو لامبورگینی، ظاهر 350GTV برای بازار و فروش عمومی مناسب نبود. پیشرانه نیز با کاهش قدرت و بهبود راندمان مواجه شد تا اولین محصول تجاری لامبورگینی با کد 350GTV در سال ۱۹۶۴ معرفی شود. این محصول با پیشرانهی V12 آلومینیوم از سیستم روغنکاری خشک (Dry-Sump Oiling System) استفاده میکرد که فشار روغن بین قطعات مختلف را ثابت نگه میداشت. قدرت نهایی با ۲۵۰ اسب بخار، 350GT را در زمان ۶.۸ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت میرساند و نهایت سرعت ۲۵۰ کیلومتربرساعت را به آن میبخشید. نسخهی ۴نفره از این خودرو با نام 400GT همراه پیشرانهی ۳.۹ لیتری هم در سال ۱۹۶۶ تولید شد. در مجموع، ۱۲۰ دستگاه 350GT و ۲۴۷ دستگاه 400GT تا سال ۱۹۶۸ به فروش رسیدند تا اولین محصولات لامبورگینی با موفقیت در بازار همراه شوند.

شاهکار ماندگار تاریخ لامبورگینی در همان سالهای ابتدایی ساخته شد. میورا P400 در سال ۱۹۶۶ به نمایشگاه ژنو رسید و به عنوان یک خودروی انقلابی با فناوریهای مدرن، مورد توجه قرار گرفت. این محصول، اولین سوپراسپرت تاریخ بود که از پیشرانه نصب شده در عقب وسط بدنه استفاده میکرد. قدرت ۳۴۵ اسب بخار و با گشتاور ۳۶۷ نیوتنمتر، میورا P400 را ۵.۵ ثانیه بعد از شروع حرکت به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت میرساند و نهایت سرعت ۲۸۸ کیلومتربرساعت را فراهم میکرد. قیمت این خودرو در زمان تولید، حدود ۲۰ هزار (معادل ۱۵۵ هزار دلار امروزی) بود. تا سال ۱۹۷۳، تعداد ۷۶۴ دستگاه میورا ساخته شد که امروزه در نسخههای مختلف، ۳۵۰ هزار تا یک میلیون دلار ارزش کلکسیونی دارند.

میورا، حاصل کار مجموعهای از برترین مهندسان صنعت خودروسازی دنیا بود. مارچلو گاندینی طراح این خودرو در استودیو برتونه، با الهام از یک مدل مفهومی ساخت شرکت رنه بونه (René Bonnet) فرانسه به نام ماترا دیژه (Matra Djet)، پیشرانه را به پشت کابین منتقل کرد. این ترفند، ضمن بهبود تقسیم وزن و فرمانپذیری میورا، ویژگیهای آیرودینامیک خودرو را ارتقا داد تا الگویی برای سوپراسپرتها و ابرخودروهای امروز باشد. ژان پائولو دالارا (بنیانگذار برند دالارا در دنیای خودروسازی و مسابقات اتومبیلرانی شهرت دارد) طراح شاسی میورا بود و بعد از موفقیت این مدل، شرکت خود را تاسیس کرد. پائولو استانزانی، مدیر پروژهی طراحی و تولید میورا که بعدها نقشی اساسی در بوگاتی و مدل EB110 داشت هم مثل مارچلو گاندینی و پائولو دالارا، هنوز در قید حیات است.
توجه به خودروهای اسپرت ۴در
فروش بسیار خوب اولین تولیدات لامبورگینی، این برند را به عرضهی مدلهای جدید تشویق کرد. باتوجه به اینکه تقاضا برای نسخهی ۴ صندلی از اولین محصول شرکت با کد 400GT بیش از مدل ۲نفره (350GT) بود؛ لامبورگینی در سال ۱۹۶۸ اقدام به رونمایی از خودروهای جدیدی با نامهای اسپادا و ایسلرو کرد.

اسپادا، پرفروشترین و موفقترین محصول لامبورگینی تا شروع دههی ۸۰ میلادی محسوب میشود. این خودروی پهنپیکر ۴نفره با بدنهی کوپه ۲در، توسط مارچلو گاندینی طراحی شد. نام اسپادا به شمشیر یا خنجری اشاره دارد که ماتادور (گاوباز) برای مبارزه با گاو استفاده میکند. تا سال ۱۹۷۸، تعداد ۱۲۱۷ دستگاه لامبورگینی اسپادا تولید شد. تمامی این خودروها مجهز به پیشرانهی ۱۲ سیلندر ۳.۹ لیتری بودند.

ایسلرو، دیگر محصول لامبورگینی پیش از آغاز دههی ۷۰ میلادی بود. این خودرو با ابعادی کوچکتر از اسپادا، پیشرانهای مشابه داشت؛ اما لوکس و تولید محدود بود تا طیف خاصی از ثروتمندان را جذب کند. در مجموع تا یک سال بعد از رونمایی، ۲۲۵ دستگاه ایسلرو عرضه شد. این خودرو به لطف بدنهی ۱۳۰۰ کیلوگرمی و پیشرانهی ۳۵۰ اسب بخار، سرعتگیری صفر تا ۱۰۰ کیلومتربرساعت ۶.۵ ثانیه و نهایت سرعت ۲۵۰ کیلومتربرساعت داشت.
دههی ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰
لامبورگینی با رشد بسیار خوب و موفقیت تجاری، دههی ۷۰ میلادی را آغاز کرد. تقاضا برای میورا و اسپادا وجود داشت و روزهای خوش برای شرکت پیشبینی میشد. این شرایط، دوام چندانی نیافت و با شروع بحران اقتصادی ۱۹۷۳، خودروسازی لامبورگینی هم به ورشکستگی و تعطیلی کامل نزدیک شد.

آخرین محصول لامبورگینی که تحت مدیریت فروچیو با مهندسی مارچلو گاندینی و پائولو استانزانی (طراحان میورا) رونمایی شد، کانتاش بود. این محصول با پیشرانهی عقب وسط، ظاهری آیندهنگر و مطابق آخرین دستاوردهای علم آیرودینامیک، جایگزین میورا محسوب میشد. نام کانتاش برخلاف سنت لامبورگینی، ارتباطی با گاو یا مسابقات گاوبازی نداشت و به پیشنهاد گاندینی از زبان پیدمونتی (منطقهای در ایتالیا با جمعیت ۲ میلیون نفر) به معنی «خیلی خوب» گرفته شد.

کانتاش از اولین سوپراسپرتهای دنیا بود که درهای قیچیشکل داشت. این خودرو از تایرهای پیرلی روی رینگهای ۱۵ اینچ با پهنای ۳۴۵ میلیمتر استفاده میکرد که بزرگترین نمونه در زمان خود بود. اولین سری با کد LP400 پیشرانهی ۱۲ سیلندر ۳.۹ لیتری با قدرت ۳۷۵ اسب بخار داشت و حدود ۵ ثانیه بعد از شروع حرکت به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت میرسید. تا سال ۱۹۹۰، تعداد ۱۹۸۳ دستگاه کانتاش توسط لامبورگینی تولید شد. آخرین نسخههای این خودرو دارای پیشرانهی ۵.۲ لیتری با قدرت ۴۵۰ اسب بخار بودند که نهایت سرعت ۳۰۰ کیلومتربرساعت و سرعتگیری صفر تا ۱۰۰ کیلومتربرساعت ۴.۷ ثانیه فراهم میکردند.
تغییر مالکیت لامبورگینی
در سال ۱۹۷۴، فروچیو لامبورگینی حق مالکیت شرکت و کارخانه را به دلیل کاهش فروش و سودآوری واگذار کرد. مهمترین عوامل تاثیرگزار بر فقدان خریدار برای محصولات لامبورگینی، به افزایش قیمت بنزین و بحران در اقتصاد جهانی مربوط میشد. این عوامل، تقاضا برای خودروهای پرمصرف ۱۲ سیلندر و گرانقیمت را کاهش داد.

پانزده سال پیش از مرگ فروچیو لامبورگینی، خط تولید خودروسازی که او بنا نهاده بود، در سال ۱۹۷۸ تعطیل شد. بانکها این شرکت و متعلقات آنرا حراج کردند. تا سال ۱۹۸۰ خبری از لامبورگینی نبود. فیات ایتالیا در سال ۱۹۶۶ به مالکیت ۵۰ درصد سهام فراری رسید و علاقهای به نجات لامبورگینی نشان نداد. هیچکدام از غولهای صنعتی اروپا هم سهام این شرکت ایتالیایی را خریداری نکردند؛ اما ۲ برادر سوئیسی فرانسوی زبان اقدام به سرمایهگذاری در لامبورگینی کردند. ژان کلود و پاتریک میمران در سال ۱۹۸۱، مالکیت لامبورگینی را با پرداخت ۳ میلیون دلار تصاحب کردند. آنها در اولین اقدام خود، تولید کانتاش را از سر گرفتند و ضمن سرمایهگذاری بر پروژههای تازه، مدیریت تمام بخشهای لامبورگینی را در سال ۱۹۸۴ به دست گرفتند. در این زمان پاتریک میمران با عنوان مدیر عامل لامبورگینی، تنها ۲۷ سال داشت.

پس از بهینهسازی کانتاش با مدیریت برادران میمران، جالپا در سال ۱۹۸۱ رونمایی شد تا یک سوپراسپرت میانرده با قیمت پایینتر باشد. این محصول، همراه پیشرانهی ۸ سیلندر ۳.۵ لیتری، ۲۵۵ اسب بخار قدرت و ۳۰۵ نیوتنمتر گشتاور داشت. سرعتگیری صفر تا ۱۰۰ کیلومتربرساعت ۶ ثانیه و نهایت سرعت ۲۵۰ کیلومتربر ساعت هم، جالپا را به رقیبی برای فراری ۳۰۸ و ۳۲۸ تبدیل کرد. این خودرو با مجموع تولید ۴۱۰ دستگاه تا سال ۱۹۸۸ تولید شد.

دومین محصول جدید لامبورگینی پس از بازگشایی کارخانه، شاسیبلند سنتشکن با کد LM002 بود. بلندپروازی برادران میمران، به یک خودروی قدرتمند با تواناییهای عالی برای سفرهای خارج از جاده منجر شد که در سال ۱۹۸۶ به تولید رسید. پیش از رونمایی LM002، دو مدل پروتوتایپ موتور عقب با نامهای چیتا و LM001 ساخته شده بودند. در نهایت، LM002 با هدف ارائه به نیروهای نظامی و علاقهمندان طبیعتگردی با پیشرانهی ۱۲ سیلندر ۵.۲ لیتر یا ۷.۲ لیتر در جلو، تولید شد. لامبورگینی LM002 با مجموع تولید ۳۲۸ دستگاه تا سال ۱۹۹۳، از نخستین شاسیبلندهای لوکس و سوپراسپرت دنیا محسوب میشود که با امکانات ویژه، مورد توجه ثروتمندان قرار گرفت. سبک طراحی این خودرو، الهامبخش هامر (هاموی) به نظر میرسد.
بحران دوم با مالکیت کرایسلر
در سال ۱۹۸۷، گروه کرایسلر امریکا که هنوز وارد شراکت با فیات نشده بود؛ خودروسازی لامبورگینی را طی معاملهای به ارزش ۲۵ میلیون دلار از برادران میمران خریداری کرد. تنها محصولی که با مدیریت کرایسلر معرفی شد، دیابلو بود که سال ۱۹۹۰ به تولید رسید. سال ۱۹۹۴، کرایسلر هم از مالکیت لامبورگینی انصراف داد تا یک شرکت تجاری با نام مگاتک (MegaTech) همراه مدیران مالزیایی و اندونزیایی، صاحب برند گاو خشمگین شوند. در نهایت، لامبورگینی به گروه فولکسواگن آلمان فروخته شد تا از سال ۱۹۹۸ تاکنون، تحت مدیریت آئودی (زیر مجموعهی فولکس واگن) فعالیت کند.
دههی ۱۹۹۰
دیابلو، به عنوان جایگزین کانتاش در سال ۱۹۹۰ معرفی شد. این خودرو در نتیجهی پروژهای به تولید رسید که با کد ۱۳۲ توسط برادران میمران، سال ۱۹۸۵ آغاز شده بود. طرح اولیه، توسط مارچلو گاندینی کشیده شد؛ اما با تغییر مدیریت لامبورگینی، توسط مهندسان امریکایی کرایسلر و تام گیل طراح دوج وایپر، تعدیل شد. دیابلو در زبان اسپانیایی به معنی شیطان است.

اولین نسخهی تجاری دیابلو، همراه پیشرانهی ۱۲ سیلندر ۵.۷ لیتری، ۴.۵ ثانیه بعد از شروع حرکت به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت میرسید؛ اما با ثبت نهایت سرعت ۳۱۵ کیلومتربرساعت، عنوان سریعترین خودروی جادهای و پرتیراژ جهان را به دست آورد. بعد از تغییر مالکیت لامبورگینی با حضور طراحان فولکسواگن و آئودی، دیابلو در سال ۱۹۹۹ تغییر چهره داد تا بهجای چراغهای مخفیشونده (Pop-up Headlamp)، از نوع ثابت عاریتگرفته شده از نیسان 300ZX استفاده کند. بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۱، تعداد ۲۸۸۴ دستگاه دیابلو تولید شد.
قرن بیستم و دوران طلایی لامبورگینی با مدیریت آلمانی
اولین سالهای فعالیت لامبورگینی به عنوان زیرمجموعهی آئودی، با بحران اقتصاد جهانی همراه شد. پیش از آغاز قرن بیستم با تدبیر فردیناند پیچ (نوهی بنیانگذار پورشه و مدیر عامل وقت گروه فولکسواگن)، برندهای بوگاتی، بنتلی و لامبورگینی خریداری شدند. کسب مالکیت لامبورگینی، حدود ۱۱۰ میلیون دلار هزینه داشت و تقریبا ۵ سال زمان برد تا به تولید محصولی جدید و سودآور منجر شود.

حدود ۱۰ سال پس از رونمایی دیابلو، پروژهی ساخت یک سوپراسپرت جدید با کد L147 آغاز شد. لوک دانکرولک ۳۵ ساله، طراح اصلی پروژه بود که در نهایت به دلیل حالت خاص بدنه و چراغها، مورسیهلگو ( مورچهلاگو به معنی خفاش) نام گرفت. مورسیهلگو همچنین نام یک گاو مشهور است که در مسابقات گاوبازی سال ۱۸۷۹ اسپانیا بعد از ۲۴ ضربهی خنجر زنده ماند.

تمامی مدلهای مورسیهلگو با پیشرانهی ۱۲ سیلندر ۶.۲ یا ۶.۵ لیتر تولید شدند که قدرت ۵۸۰ تا ۶۷۰ اسب بخار فراهم میکردند. ارزانترین مدل، در زمان ۳.۹ ثانیه و قدرتمدترین نمونه با لقب سوپرولوچه (فوق العاده سریع: Super Veloce)، تنها ۳ ثانیه بعد از شروع حرکت به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت میرسید. مورسیهلگو با تولید ۴۰۹۹ دستگاه بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۰ یکی از پرفروشترین سوپراسپرتهای لوکس تاریخ محسوب میشود.

موفقیت بسیار خوب مورسیهلگو در بازار جهانی، مدیران لامبورگینی را به فکر تولید محصولی مشابه با قیمت پایینتر و اندازه بدنهی کوچکتر، تشویق کرد. با این هدف، گالاردو (گایاردو با تلفظ اسپانیایی) در سال ۲۰۰۳ رونمایی شد. این سوپراسپرت از پیشرانهی ۱۰ سیلندر و شاسی آئودی R8 استفاده میکرد تا ترکیبی از طراحی ایتالیایی (استودیو ایتال دیزاین) و مهندسی آلمانی باشد. گالاردو با پیشرانهی ۵ و ۵.۲ لیتری با قدرت ۵۰۰ تا ۵۷۰ اسب بخار، به مدت ۱۰ سال تولید شد. این خودرو، با مجموع تیراژ ۱۴۲۲ دستگاه پرفروشترین محصول تاریخ لامبورگینی محسوب میشود.

در نمایشگاه خودروی فرانکفورت سال ۲۰۰۷، تمام نگاهها به محصول جدید لامبورگینی دوخته شد. سوپراسپرت رونتون (ربنتون با تلفظ اسپانیایی Reventón) از شاسی و تجهیزات فنی مورسیهلگو LP640 استفاده میکرد؛ اما به لطف طراحی متفاوت با خطوط تیز مشابه هواپیماهای جنگنده، مورد توجه و تحسین قرار گرفت. نام این خودرو از یک گاو نر گرفته شد که در سال ۱۹۴۳، یکی از ماتادورهای مشهور مکزیکی را به کام مرگ فرستاد. تولید رونتون به ۲۰ دستگاه با آستانهی قیمت ۱.۴ میلیون دلار محدود شد که امروزه بیش از ۲ میلیون دلار ارزش کلکسیونی دارد.

لامبورگینی اونتادور به عنوان جایگزین مورسیهلگو در سال ۲۰۱۱ رونمایی شد. این سوپراسپرت از نسل جدید پیشرانههای ۱۲ سیلندر تنفس طبیعی لامبورگینی با حجم ۶.۵ لیتر استفاده میکند که در نسخههای مختلف، ۷۰۰ تا ۷۶۰ اسب بخار قدرت دارد. حتی ارزانترین مدل اونتادور هم، در زمانی کمتر از ۳ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت میرسد و نهایت سرعت ۳۵۰ کیلومتربرساعت دارد. سوپراسپرت پرچمدار لامبورگینی با تیراژ ۱۲۰۰ نسخه در سال، تا کنون بیش از ۹۰۰۰ دستگاه فروش داشته است و همچنان تولید میشود.

هوراکان، دیگر محصول موجود در سبد لامبورگینی است که بهجای گالاردو از سال ۲۰۱۴ به فروش میرسد. این محصول، از همان پیشرانهی V10 ساخت آئودی با حجم ۵.۲ لیتر استفاده میکند؛ اما به لطف جعبهدندهی دوکلاچ و ۷ سرعتهی ساخت لامبورگینی، در زمانی کمتر از ۳.۵ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت میرسد. پیشرانهی نسخهی پایه از هوراکان، ۵۸۰ اسب بخار قدرت دارد؛ درحالیکه قویترین مدل با لقب پرفورمانته ۶۳۰ اسب بخار تولید میکند.

سومین محصول مدرن لامبورگینی که از نظر فنی و تجاری، اهمیت بیشتری نسبت به هوراکان و اونتادور دارد، شاسیبلند اوروس است. حدود ۳ دهه پس از معرفی LM002، لامبورگینی به ساخت یک سوپراسپرت لوکس با بدنهی کراساورهای پهنپیکر پرداخت تا پیشگام سبک جدیدی از خودروهای پرسرعت جادهای باشد. بیش از ۵ سال برای پیشتولید اوروس صرف شد تا روی پلتفرم مشترک با آئودی Q7، پورشه کاین و بنتلی بنتایگا معرفی شود.
محصول نهایی لامبورگینی اوروس مجهز به پیشرانهی ۴ لیتری V8 ساخت آئودی است که به لطف توربوشارژ دوگانه، ۶۴۰ اسب بخار قدرت دارد و ۳.۶ ثانیه بعد از شروع حرکت به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت میرسد. در ۹ ماه نخست سال ۲۰۱۹، اوروس به رکورد فروش ۲۷۰۰ دستگاه اوروس رسید که در تاریخ لامبورگینی سابقه ندارد. این عدد برای هیچ خودروی دیگری در تاریخ با قیمت بیش از ۱۵۰ هزار دلار هم تکرار نشده است.
بسیاری بهترین موتورسیکلتهای کم حجم را نمونههای ۲۵۰ سیسی میدانند و برخی نیز معتقدند که مدلهای ۴۰۰ سیسی بهترین موتورسیکلتهای کم حجم هستند. بعضی از طرفداران موتورهای سنگین نیز نمونههای ۶۰۰ سیسی را بهعنوان بهترین گزینههای کم حجم معرفی میکنند که چندان منطقی نیست. در این بین افرادی هستند که موتورسیکلتهای با حجم موتور ۳۰۰ سیسی را بهترین گزینه در کلاس کم حجمها میدانند.
موتورسیکلتهای ۳۰۰ سیسی برای افراد تازهکار و سوارکارانی که بهتازگی موتورسواری را شروع کردهاند نیز بسیار مناسب هستند. در ادامه به معرفی ۶ موتورسیکلت ۳۰۰ سیسی برتر خواهیم پرداخت که از کلاسهای گوناگون انتخاب شدهاند و میتواند مفید باشد.
۱. هوندا CB300R

هوندا یکی از سازندگان موتورسیکلت است که نسخههای زیادی را با حجم موتور ۳۰۰ سیسی تولید میکند. پیشرانهی ۲۸۶ سیسی مورد استفاده در مدل CB300R در سه مدل موتورسیکلت دیگر نیز استفاده شده است. اگر کسی از طرح مدرن کلاسیک CB300R خوشتان نیاید، هوندا مدل CB300F را هم دارد. دوستداران موتورسیکلتهای اسپرت نیز میتوانند مدل CBR300R را انتخاب کنند. هوندا CBR300R از نظر ظاهری شباهت زیادی با برادر بزرگ خود یعنی CBR1000R دارد و همین بر جذابیت آن میافزاید و این مدل را تبدیل به یکی از جذابترین موتورسیکلتهای سبک بازار میکند. امکانات مدل یادشده با وجود قیمت کمتر از ۵ هزار دلاری آن بسیار خوب ارزبابی میشود. مواردی از قبیل دوشاخ جلوی ۴۱ میلیمتری، کمک فنرهای ارتقایافتهی Showa و کالیپرهای ترمز رادیال، برخی از امکانات هوندا CBR300R هستند.
۲. هوندا Rebel 300

گزینهی دوم فهرست نیز ساخت هوندا است و این تنوع بالای محصولات هوندا در کلاس ۳۰۰ سیسی را نشان میدهد. هوندا ربل از دههی ۱۹۸۰ تولید میشود. بسیاری از خریداران از موتور کوچک نسخهی ۲۵۰ سیسی هوندا ربل رضایت نداشتند و به همین جهت هوندا یک موتور ۲۸۶ سیسی تک سیلندر را روی این مدل نصب کرد. هوندا ربل در نسخهی ۵۰۰ سیسی نیز در بازار موجود است. قیمت مدل ۳۰۰ سیسی موتورسیکلت کروزر هوندا از ۴۳۹۹ دلار شروع میشود و با پرداخت ۳۰۰ دلار بیشتر میتوان نسخهی مجهز به ABS را نیز خریداری کرد. هوندا ربل در کل یکی از بهترین گزینهها برای افرادی است که موتورسواری را تازه شروع کردهاند.
۳. کاوازاکی Versys-X300

کاوازاکی Versys-X300 یکی از لذتبخشترین موتورسیکلتها برای تفریح کردن است. این موتورسیکلت توانایی بسیار خوبی در جنگل و بیابان دارد. کاوازاکی Versys-X300 را در حقیقت باید یک موتورسیکلت همه کاره دانست که میتوان با آن مسافتهای زیاد را نیز پیمود. پیشرانهی ۲ سیلندر ۲۹۶ سیسی کاوازاکی بسیار خوب کار میکند. اگر از علاقهمندان موتورسیکلتهای ادونچر هستید؛ ولی نمیخواهید به سراغ گزینههای پرحجم و گرانقیمت بازار بروید، کاوازاکی Versys-X300 با قیمت پایهی ۵ هزار و ۳۹۹ دلار بهترین گزینه است.
۴. یاماها R3

یاماها بهتازگی مدل R3 را ارتقا داده است. این موتورسیکلت در ابتدا برای رقابت با مدلهای اسپرت ۳۰۰ سیسی موجود در بازار ساخته شد. یاماها را باید یکی از آخرین موتورسیکلتسازانی دانست که به سمت موتورسیکلتهای سبک حرکت کردند. در حقیقت یاماها پس از مشاهدهی موفقیت کاوازاکی و هوندا در این بازار تصمیم به ورود به بازار موتورسیکلتهای سبک گرفت. یاماها R3 اخیرا در بخش دو شاخه اصلاحاتی را تجربه کرده و ظاهر آن نیز به مدلهای بزرگتر R6 و R1 نزدیکتر شده است. در قبال چنین بهینهسازیهایی، قیمت این موتورسیکلت از سال ۲۰۱۸ تا امروز تغییری نکرده و همچنان با قیمت پایهی ۴ هزار و ۹۹۹ دلار به بازار عرضه میشود.
۵. KTM 390 Duke

مقالههای مرتبط:
یکی پرطرفدارترین موتورسیکلتهای فهرست پیشرو، KTM 390 Duke محسوب میشود. گرچه این مدل نیز یک موتورسیکلت مناسب تازه کارها و موتورسواران کم تجربه بهحساب میآید؛ ولی سازنده به جزئیات آن دقت زیادی کرده و تواناییهای حرکتی فراتر از کلاس را به آن بخشیده است. پیشرانهی تک سیلندر این مدل ۳۷۳ سیسی حجم دارد و اصولا نباید در این فهرست قرار میگرفت؛ اما باید اعتراف کرد که دوک با داشتن نمایشگر TFT، ترمز ABS قابل تنظیم در سه حالت، گشتاور بالا و فنرهای WP شایستگی قرارگیری در فهرستمان را دارد. موتورسیلکت جذاب KTM با قیمت پایهی ۵ هزار و ۲۹۹ دلار قابل خریداری است.
۶. بیامو G310GS

بیامو G310GS آلمانی در مقایسه با کاوازاکی ورسیس ایکس ۳۰۰ و رویال انفیلد هیمالیان که اصلیترین رقبایش هستند، عملکردی قابل تحسین دارد. بیامو با قیمت پایهی ۵ هزار و ۶۹۵ دلار یکی از زیباترین موتورسیکلتهای آفرود بازار است.
کاوازاکی نینجا ۴۰۰

گرچه کاوازاکی نینجا ۴۰۰ با حجم موتور ۳۹۹ سیسی نباید در فهرست ۳۰۰ سیسی قرار گیرد؛ اما چون KTM نیز حجم موتور بیشتری داشت و در فهرست قرار گرفت، پس باید در اینجا نیز از حجم موتور بیشتر کاوازاکی چشمپوشی کرد. کاوازاکی نینجا ۴۰۰ شایستگی زیادی دارد و هم موتورسواران با تجربه و هم موتورسواران تازهکار از سواری با آن لذت زیادی میبرند. پیشرانهی ۲ سیلندر ۳۹۹ سیسی کاوازاکی قطعا بهترین بخش آن است و قدرت بسیار خوبی را ارائه میدهد. عملکرد موتورسیکلت کاوازاکی برای هر موتورسواری با هر میزان تجربه مناسب بهنظر میرسد.
گیگابایت از مادربردهای جدید X299X Designare 10G ،X299X Aorus Xtreme WaterForce و X299X Aorus Master پرده برداشت و این مادربردها را برای پردازندههای Cascade Lake-X HEDT اینتل معرفی کرد. این مادربردهای بالارده، از نسخهی ارتقایافتهای از تراشهی X299 اینتل با نام X299X بهره میبرند. تراشههای Cascade Lake-X با چهار گذرگاه PCIe بیشتر نسبت به پردازندههای نسل قبلی Skylake-X همراه هستند که مادربردهای قبلی X299 فاقد آن است.
گیگابایت در مادربردهای X299X، از طراحی جدید و جذابی استفاده کرده و راهحلهایی را برای کاهش حرارت ارائه کرده است. از دیگر ویژگیهای این مادربردها میتوان به قابلیت اتصال به شبکه با پهنای باند ۵ یا ۱۰ گیگابیتبرثانیه اشاره کرد. مادربردهای X299X Designare 10G ،X299X Aorus Xtreme WaterForce و X299X Aorus Master متناسب با کاربران حرفهای و سازندگان محتوا طراحی شدهاند. مادربردهای جدید گیگابایت دارای مدار تغذیهی قدرتمند با ۱۶ فاز رگولاتور هستند. با وجود ۸ اسلات حافظه، از ۲۵۶ گیگابایت حافظه رم DDR4 در این مادربردها پشتیبانی میشود. گیگابایت در مادربردهای جدید خود، امکان پیکرهبندی Multi GPU را فراهم کرده است در نتیجه میتوان از چندین کارت گرافیک Quadro انویدیا بهطور همزمان بهره برد.


مادربردهای X299X Designare 10G و X299X Aorus Xtreme WaterForce، از یک جفت پورت USB Type-C با پهنای باند 40 گیگابیتبرثانیه و پشتیبانی داخلی Thunderbolt 3 بهره بردهاند. بهطور کلی مادربردهای X299X گیگابایت مجهز به اسلاتهای داخلی PCIe x4 M.2 هستند. X299X Designare 10G و X299X Aorus Xtreme WaterForce با یک آداپتور نسل چهارم AIC ارائه میشوند که تا چهار اسلات PCIe x4 M.2 اضافی را برای افزایش ظرفیت ذخیرهسازی در اختیار کاربران قرار میدهد.
مادربردهای جدید گیگابایت، قابلیت اتصال به شبکه Wi-Fi 6 802.11AX اینتل را ارائه میکنند. در مدل X299X Designare 10G شاهد کنترلر اترنت X550-AT2 اینتل هستیم که دو درگاه اترنت ۱۰ گیگابیتی را پوشش میدهد. مادربردهای X299X گیگابایت با تراشههای مبدل صوتی ALC 1220-VB IC و ESS 9218 Sabre DAC و تکنولوژی صدای AMP-UP عرضه خواهند شد.
محصولات جدید گیگابایت با سیستم دفع حرارت اختصاصی از جمله هیتسینکهای طراحی Fins-Array، لولههای ناقل حرارت با ضخامت بالا، پدهای حرارتی و بک پلیت در اختیار کاربران قرار خواهد گرفت. X299X Aorus Xtreme WaterForce نیز دارای سیستم خنککنندهی AIO است که باعث خنکشدن پردازنده، منبع تغذیه، تراشه و اسلات M.2 SSD میشود. هر سه مادربرد با فناوری Smart Fan 5 گیگابایت همراه هستند، بنابراین کاربر کنترل کاملی بر تمام فنها و سنسورهای دما خواهید داشت.
مادربردهای Gigabyte X299X Designare 10G ،X299X Aorus Xtreme WaterForce و X299X Aorus Master احتمالا بهزودی در دسترس قرار خواهند گرفت؛ اما قیمتی برای آنها مشخص نشده است.
اینستاگرام اپلیکیشن جدیدی را با نام Threads منتشر کرده است که تجربهی متفاوتی از پیامرسان را بهارمغان میآورد. این برنامه در واقع راهی برای ارتباط بیشتر با دوستان نزدیک یا Close Friends اینستاگرام خواهد بود. Threads دارای دو ویژگی جدید بوده که یکی Status و دیگری Auto Status است و به کاربران امکان میدهد تا از طریق ایموجیهایی که بهصورت دستی تنظیم شدهاند، وضعیت و موقعیت خود را با دوستان نزدیک خود به اشتراک بگذارند.
پیامرسان تردز همچنین اجازه میدهد تا از طریق دسترسی اینستاگرام به موقعیت مکانی یا شتابسنج، اطلاعاتی از شما بهطور خودکار در اختیار دوستان نزدیکتان قرار گیرد. قابلیتهای مهم این برنامه، عکاسی و دسترسی به دوربین در سریعترین زمان و ارسال پیام برای دوستان نزدیک است. ناگفته نماند که فقط Close Friends اینستاگرام در برنامه پیامرسان Threads در دسترس خواهند بود که میتوانید جزییات بیشتری از خود را با آنها به اشتراک بگذارید.

نکته جالب دیگر در پیامرسان تردز، دسترسی به ایموجیهای Your Emoji فیسبوک است که در بخش وضعیت یا Status قابل استفاده خواهد بود. در واقع Status شما میتواند شروع مکالماتتان با دوستان نزدیکتان و فرصتی برای ارتباط بیشتر باشد. بخش عمدهی کاربرد Status به اعلام موقعیت مکانی کاربر و نشان دادن این نکته بازمیگردد که هماکنون مشغول چه کاری است. رابی استین، مدیر ارتباطی اینستاگرام Threads را یک «ارتباط پایدار» میداند. تردز برای داشتن ارتباط بیشتر در شرایطی که وقت مکالمات روزانه را ندارید و برای کنترل و نظارت بر موقعیت افراد نزدیک طراحی شده، در واقع نکته اصلی تردز ارتباط بیشتر با دوستان نزدیک در طول روز است.
از آنجایی که در شبکههای اجتماعی مختلف، چه بهطور تصادفی و چه برای حفظ ادب، با دوستان و آشنایان دور نیز مواجه میشویم، در نتیجه فعالیتمان به نوعی تغییر خواهد کرد و محتاطانه عمل خواهیم کرد. در مواردی هم در اینستاگرام افرادی را داریم که فعالیتهایشان برایمان اهمیتی ندارد. به همین دلیل اینستاگرام به قابلیت Close Friends روی آورده و اکنون هم Threads را برای توسعه این بخش معرفی کرده است. قابلیت Close Friends به کاربر اجازه میدهد تا فهرستی از دوستان نزدیک خود را در اینستاگرام تهیه کند و با این دسته از افراد، فعالیتهای جزئیتر خود را بدون نگرانی به اشتراک بگذارد. ناگفته نماند که عملکرد Close Friends بسیار هوشمندانه طراحی شده است و افراد دیگر متوجه فهرست Close Friends شما نمیشوند.
اینستاگرام قبلاً سعی کرده بود برنامه پیامرسان مستقل خود را بسازد اما این پروژه موفقیت نبود و در نهایت غیرفعال شد. اکنون با Threads، بستگان نزدیک شما در فهرست Close Friends اینستاگرامتان میتوانند با شما ارتباط بیشتری داشته باشند و از طریق این برنامه میتوانید باهم مکالمه یا چتهای گروهی داشته باشید. البته امکان تغییر، حذف یا بهروزرسانی فهرست Close Friends وجود خواهد داشت. در نتیجه تنها راه استفاده از پیامرسان تردز، داشتن یک حساب کاربری اینستاگرم یا فیسبوک است.
معرفی قابلیتها و نحوه استفاده از برنامه Threads
در پیامرسان تردز میتوان یکی از تمهای تاریک یا یکی از رنگبندیهای مورد علاقهی خود را انتخاب کرد. زمانیکه کاربر بخش Status برنامه را باز میکند، بلافاصله دوربین فعال میشود؛ قابلیتی که شباهت بسیاری به سازوکار اسنپ چت دارد. در نتیجه میتوان برای اعلام وضعیت عکس یا فیلمی برای دوستان منتشر کرد. از آنجایی که تردز روی سرعت بالای اعلام وضعیت تمرکز دارد، هیچ فیلتر یا ماسک واقعیت افزودهای را ارائه نمیدهد. در نتیجه فقط نقاشی و قرار دادن متن برای توضیحات روی عکس ارائه شده است.
پس از کنار زدن صفحهی دوربین، کاربر با صندوق یا Inbox برنامه Threads روبهرو خواهد شد که از این بخش میتواند به دوستان خود پیام بفرستد. این بخش به Direct اینستاگرام شباهت دارد که امکان اشتراکگذاری Gif، محتوای فیلم و عکس را در اختیار کاربر قرار میدهد. محیط برنامهی Threads کاملا خلوت و کاملا دوستانه خواهد بود در نتیجه فهرستی از افراد مهم زندگی کاربر در اختیار او خواهد بود.
قابلیت Auto Status در برنامه Threads

Status میتواند به مدت یک تا چهار ساعت، یک ایموجی را بهعنوان شرح حال کاربر به اشتراک بگذارد. طیف گستردهای از ایموجیها برای این بخش وجود دارد که برای اعلام تمام وضعیتهای کاربر مناسب و کاربردی خواهد بود. برای مثال میتوان به ایموجیهای Busy ،Studying یا Free اشاره کرد. قابلیت Auto Status، وضعیت کاربر را بهصورت خودکار منتشر میکند. بهموجب این قابلیت که بهصورت پیشفرض خاموش است، اینستاگرام از دادهها برای تشخیص وضعیت کاربر و انتشار آن با دوستان نزدیک او استفاده خواهد کرد. برای مثال اینستاگرام میتواند مکان دقیق کاربر (کتابخانه، کافی شاپ، دانشگاه و غیره) را در Status اعلام کند یا با قابلیت شتابسنج میتواند اعلام کند که او در حال دوچرخهسواری یا رانندگی است.
اشتراکگذاری وضعیت باتری گوشی کاربر از جملهی قابلیتهای دیگری پیامرسان تردز بهشمار میآید. هرچه در اپلیکیشن Threads فهرست دوستان کمتر باشد، ارتباط کاربر با آنها میتواند صمیمانهتر و دوستانهتر شود. پیامرسان تردز از روز گذشته بهصورت جهانی در اختیار کاربران iOS و اندروید گذاشته شده است.
.: Weblog Themes By Pichak :.