محمد متقیزاده با اشاره به اینکه هیچ روایتی در باب نحوست ماه صفر وجود ندارد و نحسی این ماه ریشه تاریخی دارد و نه دینی اظهار کرد: ماه صفر در میان مسلمین به ماهی نحس و شوم شهرت دارد و برای دفع این نحوست اعمال و اذکاری توصیه شده که از مهمترین آنها صدقه دادن برای دفع بلا است. با اشاره به اینکه هیچ روایتی در باب نحوست ماه صفر وجود ندارد و نحسی این ماه ریشه تاریخی دارد و نه دینی اظهار کرد: ماه صفر در میان مسلمین به ماهی نحس و شوم شهرت دارد و برای دفع این نحوست اعمال و اذکاری توصیه شده که از مهمترین آنها صدقه دادن برای دفع بلا است.

وی افزود: پیامبر اکرم (ص) در باب صدقه دادن میفرمایند «لبخند تو بر روی برادرت صدقه است، امر بهمعروف و نهی از منکر کردنت صدقه است، راهنمایی کسی که راه را گم کرده صدقه است و دور کردن سنگ، خا ر و استخوان از راه صدقه است.»
این کارشناس مسائل مذهبی در پاسخ این سؤال که نحس بودن ماه صفر حقیقت دارد یا خرافه است ادامه داد: شروع عزاداری در ماه محرم به قضیه ورود به کربلا و ختم آن با رحلت پیامبر (ص)، امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا (ع) است، بنابراین اغلب مردم این دو ماه را ماه عزا و نحوست میشمارند و از برگزاری مجالس شادی در این دو ماه خودداری و مسائلی را رعایت میکنند.
متقیزاده اضافه کرد: در ماه محرم که شدت عزاداری برای امام حسین (ع) به همان ۱۰ روز نخست باز میگردد و این عزاداری به نوعی تا ماه صفر ادامه دارد و غالب مردم آن را نحس میدانند.
وی با بیان اینکه نحس شمردن ماه صفر منشأ تاریخی دارد نه دینی گفت: چهار ماه از سال قمری ماه حرام شمرده میشوند که عبارتند از ماه رجب، ذیالقعده، ذیالحجه و محرم، عربها در این ماهها جنگ و کشتار نمیکردند و میان آنها آتشبس برقرار بود. این کارشناس دینی افزود: به جز ماه رجب، سه ماه دیگر که به صورت متوالی و پشت سر هم قرار دارند موجب میشد بسیاری از کینهها، عداوتها و دشمنیهای قبیلههای عرب پنهان بماند و یکدیگر را به شروع ماه صفر که پایان ماههای حرام تمام است تهدید میکردند و با شروع این ماه، جنگ، خونریزی و بدبختی از سر گرفته میشد و از این روی عربها ماه صفر را ماه نحس و بدبختی میدانستند.
متقی زاده با اشاره به اینکه واژه صفر از صفراء به معنای زردی (و سرخی) که در لغت رنگ خون است گرفته شده اضافه کرد: اصل نحس دانستن ماه صفر به این واقعه تاریخی باز میگردد که قبیلههای عرب میخواستند در این ماه تمام آن کینهتوزی خودرا در آن ۹۰ روز تحمل، به بار بنشانند و بدیهای یکدیگر را تلافی کنند و این به اخلاق جاهلی بازمیگردد.
وی با تأکید بر اینکه روایتی که به نحس بودن ماه یا روزی اذعان داشته باشد وجود ندارد و بالعکس از نحس شمردن ایام خدا نهی شده است ادامه داد: در این خصوص از پیامبر اعظم (ص) نقل شده است «لا تُعادوُا الأَیّامَ فَتُعادیکُمْ؛ با روزها دشمنی نکنید که آنها با شما دشمنی خواهند کرد.»
نظر مراجع تقلید چیست؟
سؤال: برخی معتقدند، برخی ایام مثل ماه صفر نحس هستند و به برخی روایات نیز استناد میکنند. آیا از نظر شرعی ایام و لیالی نحس وجود دارد و برای رفع نحسی چه باید کرد؟
حضرت آیتالله صافی گلپایگانی:
بهطور مطلق چنین مطلبی ثابت نیست و بهطورکلی صدقه به فقیر دافع بلاست.
حضرت آیتالله فاضل لنکرانی:
دلیلی بر این معنا نداریم و بر فرض صحت هم با مقداری صدقه مسئله حل میشود.
حضرت آیتالله مکارم شیرازی:
از بعضی روایات چنین چیزی استفاده میشود، ولی با صدقه خطرات برطرف میشود.
حضرت آیتالله سیستانی:
برای رفع نحسی احتمالی صدقه بدهید.
حضرت آیتالله تبریزی:
نحوست زمان گاهی به معنای این است که مقارن امر ناخوشایندی است. مثل وفات حضرت رسول اکرم (ص) و ائمه علیهمالسلام که یادآور وقایع تلخ است؛ لذا از وقوع چنین اموری دلهره به انسان دست میدهد و برای آرامش جز پناه بردن به خداوند متعال و دادن صدقه چاره بهتری نیست.
حضرت آیتالله بهجت:
فیالجمله ثابت است و صدقه دادن دعاهای مأثوره نافع است.

منبع: تسنیم
تویوتا لندکروزر افسانهای در ۶۸ سالی که از تولیدش میگذرد، توانسته به فروش بیش از ۱۰ میلیون دستگاه دست پیدا کند. لندکروزر در بین محصولات تویوتا بیشترین زمان تولید و حضور در بازار را دارد و از آن بهعنوان اصلیترین محصول تویوتا یاد میشود. زمانیکه تویوتا اولین مدل لندکروزر را در سال ۱۹۵۱ رونمایی کرد، بر تواناییهای خارج جادهی آن در شرایط سخت تمرکز کرده بود. تویوتا پسازآن در بحبوحهی جنگ کره توانست اصلاحات بیشتری روی لندکروزر انجام دهد و پس از آنکه محدودیتهای ناشی از جنگ جهانی دوم از روی ژاپن برداشته شدند، تویوتا توانست این خودرو را به کشورهای دیگر نیز صادر کند.

چند سال بعد که تویوتا مدل BJ لندکروزر را به بازار فرستاد، این خودرو به افسانه تبدیل شد و جای ساموراییهای ژاپن را گرفت. موفقیت این نسل از لندکروزر سبب شد تولید جیپ آمریکایی برای نیروهای نظامی ژاپن بهپایان برسد و لندکروزر جای جیپ را در ژاپن بگیرد؛ جیپی که در آن زمان میتسوبیشی تولید میکرد. پس از موفقیت نسل اول تویوتا لندکروزر نسل دوم این خودرو با نام سری ۲۰ وارد بازار شد. در نسل دوم، تویوتا راحتی خودرو را افزایش داده بود تا استفاده غیرنظامی نیز داشته باشد. لندکروزر سری ۲۰ بهعنوان خودرویی بسیار بادوام و مطمئن شناخته میشد و تأثیر بسیار خوبی روی ذهنیت خریداران از این خودرو گذاشت.

مقالههای مرتبط:
بهلطف افزایش چشمگیر تقاضای در سال ۱۹۵۷، تویوتا توانست لندکروزر را به بازارهای مختلفی صادر کند. در بیشتر موارد لندکروزر اولین تویوتایی بود که به بسیاری از بازارها وارد شد. در سال ۱۹۵۷، تویوتا لندکروزر بهتنهایی ۳۸.۲ درصد صادرات خودرو ژاپن را به خود اختصاص داده بود.
در این ۶۸ سال، تابهحال ۱۴ مدل مختلف از تویوتا لندکروزر به بازار معرفی شده است. امروزه، نام لندکروزر بهعنوان شاسیبلند بزرگ، راحت، بهشدت با دوام و با قابلیتهای خارج جادهای بسیار بالا شناخته میشود. گرچه امروزه تویوتا روی راحتی و لوکسبودن لندکروزر تمرکز بیشتری دارد، همچنان این خودروساز ژاپنی حد نهایت مهندسی خود را برای عرضهی خودرویی بادوام و باکیفیت بهکار میبرد.
ازاینپس آمریکا از آن دسته از شبکههای اجتماعی که مرکز اصلیشان در خارج از کشور است، میخواهد اطلاعات رمزگذاریشدهی کاربران خود را دراختیار دولت بریتانیا قرار دهند. این تصمیم در راستای معاهدهی تبادل اطلاعات بین دو کشور اتخاذ شده است؛ معاهدهای که برای مقابله با جرایم خطرناک مانند تروریسم و پدوفیلی بین دو کشور منعقد شده است.
بهگزارش بلومبرگ، قرار است قراردادی بین انگلستان و آمریکا منعقد شود که براساس آن فیسبوک و نرمافزار پیامرسان وابسته به آن، واتساپ، مجبور خواهند شد اطلاعات مربوط به پیامهای کدگذاریشدهی کاربران خود را دراختیار پلیس بریتانیا قرار دهند. البته این قرارداد شامل شبکههای اجتماعی بریتانیایی هم خواهد شد و اطلاعات ذخیرهشده در مراکز دادهی شبکههای اجتماعی در دو کشور برای بررسیهای مربوط به جرایم جدی مانند تروریسم و پدوفیلی استفاده خواهد شد.
طبق این قرارداد دو کشور پذیرفتهاند براساس اطلاعات شبکههای اجتماعی، از شهروندان یکدیگر در موارد مجرمانه بازجویی نکنند. به بیان بهتر، آمریکا نمیتواند براساس اطلاعات موجود در شبکههای اجتماعی بریتانیایی، شهروندان بریتانیا را بازخواست کند و درمقابل، بریتانیا هم نمیتواند براساس اطلاعات موجود در شبکههای اجتماعی آمریکایی، شهروندان آمریکا را بازخواست کند. علاوهبراین آمریکا نمیتواند در موارد جرایم جدی از اطلاعات شرکتهای بریتانیایی استفاده کند؛ چون این عمل برخلاف ارزشهای انگلستان است. قراراست این قرارداد در اکتبر تصویب و امضا شود و ازآنجاکه این دو کشور بهلحاظ سیاسی کاملا پایدار هستند، بهنظر نمیرسد این برنامهی زمانی تغییر کند.
پیشازاین هم برخی از مسئولان قضایی در دو کشور به این نکته اشاره کرده بودند که پیامهای کدگذاریشدهای که رمزگشاییشدنی نباشند، میتوانند پوششی برای فعالیتهای مجرمانه فراهم کنند. به همین دلیل، پلیس میگوید باید راههای مخفی برای دسترسی به اطلاعات این شبکهها ایجاد شود تا مسئولان قضایی و قانونی بتوانند بررسیهای لازم را انجام دهند؛ اما درمقابل، برخی مخالف این عمل هستند. نگرانی این افراد آن است که شاید راههای مخفیِ دسترسی به اطلاعات کدگذاریشدهی کاربران را هکرها کشف کنند و درنتیجه، امنیت این شبکهها بهخطر بیفتد.
بهگزارش بیبیسی، در دسامبر سال گذشته برای اولینبار در دنیا، استرالیا قانونی تصویب کرد که براساس آن شرکتهای فناوری ملزم هستند به مجریان قانون این امکان را بدهند که بتوانند اطلاعات کدگذاریشدهی کاربران مظنون به ارتکاب جرم را رمزگشایی و بررسی کنند.
ناگفته نماند در آمریکا نیز مدافعان حریم خصوصی از دولت خواستهاند جزئیات درخواست محرمانهی یکی از دادگاهها از فیسبوک برای رمزگشایی اطلاعات کدگذاریشده در پیامرسان این شبکهی اجتماعی را توضیح دهد. براساس قانونی که در سال ۲۰۱۸ تصویب شده است، FBI نمیتواند شبکههای اجتماعی را مجبور کند تماسهای تلفنی برقرارشده با پیامرسان فیسبوک را رمزگشایی کنند. مدافعان حریم خصوصی معتقدند این درخواست وزارت دادگستری از فیسبوک در آینده تأثیر مهمی بر حریم خصوصی کاربران و عملکرد دولت خواهد گذاشت.

علاوهبراین در ماه مه، اپل، گوگل، مایکروسافت و واتساپ با طرحی از آژانس اطلاعاتی بریتانیا GCHQ مقابله کردند که به پلیس اجازه میداد بدون رمزگشایی پیامهای گدگذاریشده به پیامهای خصوصی کاربران دسترسی داشته باشد. GCHQ پیشنهاد کرده بود ارائهدهندگان خدمات ارتباط آنلاین بهطور مخفیانه و بدون اینکه دیگر اعضا متوجه شوند، یکی از مسئولان قضایی یا مجریان قانون را در گروهها و مکالمات بین افراد عضو کنند. شرکتهای تکنولوژی بزرگ معتقد هستند استفاده از این «عضو مخفی» امنیت سایبری و حقوق انسانی را تهدید میکند.
وزارت دادگستری آمریکا به درخواست بلومبرگ برای پاسخ به این خبر واکنشی نشان نداد؛ اما فیسبوک اینچنین گفت:
معتقدیم مردم حق دارند مکالمات آنلاین کاملا خصوصی و امن داشته باشند. رمزگذاری سرتاسری (End-to-end) به ما کمک میکند از این حق مردم حفاظت کنیم. ما با تلاش دولت برای ایجاد دسترسیهای مخفی به اطلاعات رمزگذاریشده مخالفیم؛ چون آنها میتواند هر زمان و هر جا امنیت و حریم خصوصی کاربران ما را از بین ببرند. همچنین، قبول داریم مجریان قانون باید امنیت مردم را تأمین کنند. سیاستهای مصوب دولت مانند CLOUD Act به شرکتها اجازه میدهد اگر درخواستی قانونی ارائه شود، اطلاعات دردسترس را دراختیار دولت قرار دهند؛ بنابراین برای دسترسی به اطلاعات نیازی به ساخت راههای فرعی نیست.
امروزه، با گسترش روزافزون فناوری، مردم کاملا به ضرورت حس لامسه و نقش فناوری هپتیک بهعنوان بخشی از تعاملات هرروزه با گوشیها و سایر دستگاههای هوشمند خود پی بردهاند. حس لامسه بخش مهمی از تعامل هرروزهی افراد با محیط را شکل میدهد و این ورودیهای کوچک میتوانند اطلاعات زیادی را منتقل کنند. با این حال، افرادی که موفق به تجربهی حس لامسه با فناوری هپتیک در ابزارهای واقعیت مجازی شدند، میتوانند کلیدی بودن این حس را در ایجاد تعامل و هرچه واقعیتر بودن این حس تأیید کنند.

هپتیک چیست؟
هپتیک (Haptic) از كلمهی يونانی Haptesthai بهمعنی لمسكردن گرفته شده است. دانشمندان چندين دهه است كه روی هپتیک تحقيق كرده و به نكاتی در رابطه با بيولوژی لامسه دست يافتهاند. برای نمونه، آنها میدانند كه چه نوع گيرندههایی در پوست بدن وجود دارد و چگونه اعصاب، اطلاعات را بين سيستم اعصاب مركزی و نقطهی تماس منتقل میكند. هپتیک بهعنوان يک رشتهی تحقيقاتی، همراستا با تكامل اتوماسيون پيش رفته است. قبل از تحول صنعتی، تحقيقات دانشمندان روی موجودات زنده برای کشف چگونگی نحوهی لمسكردن آنها متمركز بوده است. زيستشناسان متوجه شدند كه حتی موجودات زندهی سادهای چون ستارهی دريایی و كرمها نیز پاسخهای پيچيدهی لمسی از خود بروز میدهند. در اوايل قرن بيستم، روانشناسان و پژوهشگران پزشكی روی تجربهی لامسهی انسانها تحقيقات گستردهای انجام دادند. آنها دریافتند که پوست دست مجهز به گيرندهها، اعصاب و بخشهای سيستم عصبی است كه حس لامسه را به مغز و نخاع شوكی متصل میسازد.
ظهور هپتیک در دنیای فناوری
پس از توسعهی ماشينها و رباتها، نیاز به وجود حس مذکور در اين وسايل مكانيكی نيز احساس شد؛ بنابراين، پژوهشگران تلاش کردند تا راهی برای دریافت و درک این حس برای ماشینها پیدا کنند. در دههی ۱۹۴۰ ميلادی، سيستمهای كنترل از راه دوری كه در آنها از فناوری هپتیک استفاده شده بود، برای جابهجايی مواد اتمی و خطرناک به كار گرفته شدند. در اين سيستمها كارگران از طريق رابط یک ماشين موفق به جابهجایی مواد خطرناک و سمی بدون وجود هيچگونه خطر و ریسکی شدند. سرانجام دانشمندان موفق به ساخت طرحهایی شدند كه در آنها موتورها و سيگنالهای الكترونيكی جايگزين اتصالات مكانيكی شدهاند. پيشرفت بزرگ ديگر در قالب كامپيوترها وارد اين عرصه شد. در ابتدا كامپيوترها برای كنترل ماشينها در يک محيط واقعی مورد استفاده قرار میگرفتند؛ مانند كامپيوتری كه رباتی را در خط مونتاژ يک كارخانهی خودروسازی كنترل میكرد؛ اما در دههی ۱۹۸۰ ميلادی، كامپيوترها توانایی توليد محيطهای مجازی را پيدا كردند. در سال ۱۹۹۳ در آزمایشگاه هوش مصنوعی دانشگاه MIT دستگاهی ساخته شد كه لامسه را شبيهسازی میكرد و در نهايت اين امكان را فراهم ساخت تا بتوان چيزی را كه به وسيلهی كامپيوتر به وجود آمده، لمس و حس كرد.

با وجود این، دانشمندان علم كامپيوتر مشكل بزرگی در انتقال دريافت و تجربهی ابتدایی از حس لامسه به سيستمهای واقعيت مجازی دارند. قابليت تبديل اشارات بصری و شنوایی به مدلهای كامپيوتری آسان است ولی دربارهی حس لامسه اوضاع به این سادگی نیست. صفحهكليدها به كاربران اجازه میدهند تا تايپ كنند و جوی استيکها نيز میتوانند لرزش و ويبره داشته باشند، اما چگونه يک كاربر میتواند آنچه در دنيای مجازی وجود دارد را لمس كند؟ چگونه كسی كه در حال انجام بازی ويديویی است، میتواند سختی و سرمای قسمت فلزی اسلحهی شخصيت مجازی بازی را حس كند؟ چگونه يک فضانورد كه در يک شبيهساز كامپيوتری در حال آمادهشدن برای سفر به فضا است، میتواند وزن يا ناهمواریهای يک سنگ فضایی شبيهسازیشده را احساس كند؟ از دهه ۱۹۸۰ ميلادی، دانشمندان علوم كامپيوتر در تلاش برای پاسخگویی به اين سؤالات هستند که باعث شکلگیری علم هپتیک علوم رایانه شده است.
مقالههای مرتبط:
در بازیهای ويديویی، وجود قابليتهای لمسی بسيار جالب و جذاب است، چرا كه واقعی جلوهدادن بازی و در نتيجه لذت كاربر را افزايش میدهد. همچنین، رابطهای لامسه در آموزش و ديگر كاربردها حياتی هستند؛ چرا كه حس لامسه، اطلاعات غنی و جزئيات زیادی را دربارهی يک شیء انتقال میدهد. وقتی كه حس لامسه با ديگر حسها، بهخصوص بينایی تركيب میشود، ميزان اطلاعاتی را كه برای پردازش به مغز فرستاده میشود، افزايش میدهد. افزايش اطلاعات دريافتی خطای كاربر و ميزان مصرف انرژی را کاهش میدهد.
پوست مصنوعی
پژوهشگران انستیتوی فدرال فناوری سوئیس لوزان (EPFL) گام بزرگی در فناوری هپتیک برداشتند و موفق به ساخت پوست انعطافپذیر مصنوعی شدند. این پوست مصنوعی با داشتن قابلیت فیدبک هپتیک میتواند در هر حوزهای از واقعیت مجازی تا توانبخشی پزشکی مورد استفاده قرار گیرد. این پوست از سیلیکون و الکترود ساخته شده است و میتواند دور انگشت یا مچ دست پیچیده شود و با فشار یا لرزش، بازخورد لازم را به کاربر منتقل کند.
در بافت این پوست مصنوعی سنسورهایی تعبیه شده است که میتواند هرگونه تغییرشکلی را تشخیص دهد، بهگونهای که فیدبک متناسب با پاسخ به حرکات قابل تنظیم است. چنین ویژگیای باعث میشود که سیستم کاربردیتر شود و فیدبک واقعگرایانهتری داشته باشد.
هرشال سونار، پژوهشگر EPFL و نویسندهی اصلی این پژوهش گفت:
این اولین باری است که موفق به ایجاد یک پوست مصنوعی کاملا نرم شدیم که در آن سنسورها و محرکها باهم بهصورت یکپارچه قرار دارند. این به ما امکان کنترل حلقه بسته را میدهد، به این معنی که میتوانیم تحریک لرزشی که توسط کاربر احساس میشود را با دقت و اطمینان تنظیم کنیم. این فناوری برای اپلیکیشنها و گجتهای پوشیدنی ازجمله آزمایشهای پزشکی بیمار در اپلیکیشنهای پزشکی و سلامت ایدهآل است.
این پوست مصنوعی علاوه بر انعطافپذیری دارای قابلیت کششی نیز است و تا چهار برابر طول اصلیاش میتواند کشیده شود. این بدان معنا است که میتواند در برابر سختیهای حرکات روزانه مقاومت کند؛ بنابراین، میتواند به ابزاری برای بیمارانی که حس لامسهی خود را از دست دادهاند، تبدیل شود. همچنین، با استفاده از چنین اختراعی میتوان حس لامسهی همهجانبهای را در فناوری واقعیت مجازی تجربه کرد.
سونار اضافه کرد:
گام بعدی، تهیهی نمونهی اولیه کاملا پوشیدنی برای کاربردهای توانبخشی، واقعیت مجازی و واقعیت افزوده خواهد بود. همچنین، این نمونهی اولیه در مطالعات علوم اعصاب مورد آزمایش قرار خواهد گرفت که میتواند برای شبیهسازی بدن انسان استفاده شود. افزون بر این، پژوهشگران فعالیت پویای مغز را در آزمایشهای رزونانس مغناطیسی بررسی خواهند کرد.
امروزه ریاضیات محض وابستگی شدیدی به محاسبات نرمافزاری پیدا کرده است. حتی برخی از بزرگترین نوابغ این علم نیز این روزها برای درک و اعتبارسنجی اثباتهای خود ناگزیر شدهاند که به نرمافزارها روی آورند.
کوین بازارد، نظریهپرداز عددی و استاد ریاضی محض از کالج سلطنتی لندن بر این باور است، زمان آن رسیده که عصر جدیدی در ریاضیات را برمبنای اثبات رایانهسازیشده آغاز کنیم. بزرگترین اثباتهای فعلی بهحدی پیچیده هستند که عملا هیچ بشری نمیتواند جزئیات آن را درک کند؛ چه رسد که بخواهد آن را اعتبارسنجی کند. بازارد از این موضوع نگران است که بسیاری از اثباتهایی که ما پیش از این، آنها را کاملا صحیح میپنداشتیم، اساسا غلط از آب درآیند. از این رو، ریاضیدانان به کمک نیاز دارند.
اما «اثبات» چیست؟ اثبات بهمعنای نشاندادن درستی یک گزارهی ریاضیاتی است. با یادگیری تکنیکهای جدید اثبات، ما قادر به درک ریاضیات خواهیم شد و نتایج این علم نهایتا در بسیاری از زمینههای دیگر علمی بهکار گرفته خواهد شد.
مقالههای مرتبط:
برای تولید یک اثبات، باید کار را با معانی آغاز کنیم. برای مثال، مجموعه اعداد صحیح را در نظر بگیرید؛ مجموعهای متشکل از تمام اعداد صحیح از منفی بینهایت تا مثبت بینهایت. این مجموعه را بهشکل ...، ۱،۲، ۰، ۱-، ۲-،... بنویسید. سپس نظریهای را مطرح کنید؛ برای مثال، بگویید «بزرگترین عدد صحیح وجود ندارد.» اثبات این نظریه متشکل از یک استدلال منطقی خواهد بود که نشان دهد این نظریه صحیح یا غلط است (که درمورد گزارهی اخیر صحیح است). مراحل منطقی در این اثبات هر یک بر مبنای حقایق ازپیش اثباتشدهای تعریف خواهد شد که قبلا درستی آنها را پذیرفتهایم؛ حقایقی از این دست که «عدد یک کوچکتر از دو است.»
اثباتهای جدید مطرحشده ازسوی ریاضیدانان حرفهای معمولا بر پایهی یک مجموعه نتایج اثباتشده تعریف میشوند که پیشتر درستی آنها درک شده است. اما بازارد میگوید در بسیاری از موارد، حتی درستی اثباتهایی که اساس اثباتهای بعدی قرار میگیرند نیز به روشنی درک نمیشود. برای مثال، مقالات چشمگیری وجود دارند که در آن به نتایج تحقیقاتی ارجاع داده شده که هنوز منتشر نشدهاند. این همان چیزی است که بازارد را نگران کرده است. او در حاشیهی دهمین کنفرانس اثبات تعاملی نظریات در پرتلند آمریکا میگوید:
من ناگهان درمورد درستی بسیاری از نشریات ریاضیاتی احساس نگرانی کردم؛ چراکه ریاضیدانان معمولا جزئیات را بررسی نمیکنند و من قبلا نیز غلطبودن برخی را به چشم دیدهام.

کوین بازارد
او در خلال یکی از اسلایدهای ارائهی خود در کنفرانس این موضوع را یادآور شده است: «گمان میکنم شانس اینکه برخی از مهمترین کاخهای ما روی شن بنا شده باشند، صفر نیست؛ هرچند که این شانس کم است.»
در ریاضیات جدید باید همهچیز از نو اثبات شود. تمامی مراحل یا دستکم استدلالهای مطرحشده باید بهدقت چک شوند. از سوی دیگر، هنوز کارشناسانی زُبده و بزرگانی از جامعهی ریاضی حضور دارند که یک راهنمای مطمئن برای اعتبارسنجی گزارههای صحیح و غلط ارائه کردهاند. از این رو، اگر یکی از پیشگامان علم ریاضی به مقالهای ارجاع داده و از نتایج آن در مقالهی خود استفاده کرده باشد، پس احتمالا نیازی به بررسی اعتبار اثباتهای مطرحشده در آن منابع نخواهد بود.
از دیدگاه بازارد، ریاضیات مدرن بیش از حد به منابع گذشته وابسته شده است؛ موضوعی که علت آن به پیچیدگی زیاد نتایج بازمیگردد. در یک اثبات جدید ممکن است به ۲۰ مقالهی قدیمیتر ارجاع شده باشد و هر یک از این ۲۰ مقاله ممکن است خود دربرگیرندهی هزاران صفحه استدلالهایی فشرده باشد. در این میان، اگر یک ریاضیدان مجرب یک مقالهی هزار صفحهای را بنویسد یا حتی تنها بدان ارجاع کند، ریاضیدانان دیگر ممکن است تصور کنند که آن مقالهی ۱۰۰۰ صفحهای (بههمراه اثبات جدید) همگی صحیح هستند و درنتیجه، به خود زحمت بررسی دوبارهی آن را ندهند. این در حالی است که ریاضیات باید برای همگان قابلاثبات باشد و نه صرفا برای تعدادی انگشتشمار کارشناس خبره.
این وابستگی بیش از اندازهی ما به مقالات گذشته باعث بروز نوعی شکنندگی در درک حقیقت شده است. برای مثال، اثبات آخرین نظریهی فرمات را در نظر بگیرید. این اثبات در سال ۱۶۳۷ ارائه شد و در کتاب رکوردهای جهانی گینس نیز نام آن بهعنوان «دشوارترین مسئلهی ریاضی» به ثبت رسیده است. بازارد ادعا میکند که در واقع هیچکس بهدرستی نتوانسته این اثبات را کاملا درک کند و بدتر اینکه شاید کسی حتی از درستی آن نیز مطمئن نباشد. او میگوید:
به باور من، هیچ انسانی، زنده یا مرده، جزئیات اثبات نظریهی آخر فرمات را نمیداند؛ با این حال، جامعه درستی آن را پذیرفته است؛ چرا که این اثبات بنابر حکم پیشکسوتان صحیح بوده است.

چند سال پیش، بازارد در خلال گفتوگویی میان دو تن از زبدگان علم ریاضی با نامهای توماس هالز و ولادیمیر ووسفکی، با مفهوم «اعتبارسنجی نرمافزاری اثبات» آشنا شد. با کمک چنین نرمافزاری میتوان اثباتها را بهشکلی سیستماتیک و از طریق رایانه اعتبارسنجی کرد. این موضوع میتوانست بهمنزلهی پایانی بر عصر سلطهی پیشکسوتان و آغاز دموکراسیزاسیون حقایق علم ریاضی باشد.
این نرمافزار اعتبارسنجی اثباتها، لین (Lean) نام داشت. بازارد بهمحض شروع استفاده از لین، جذب کاربردهای شگفنانگیز آن شد. این نرمافزار نهتنها باعث شد بازارد بتواند اثباتها را بدون هرگونه چونوچرایی اعتبارسنجی کند؛ بلکه باعث شد یک تفکر شفاف و خللناپذیر درمورد ریاضیات درون وی شکل بگیرد. او میگوید:
من فهمیدم که رایانهها تنها ورودیهایی با دقت بسیار بالا را قبول میکنند. این همان روش تفکراتی موردعلاقهی من در ریاضیات است. من عاشق آن شدم؛ چراکه حس کردم نیمهی گمشدهی خود را در آن یافتهام. من چیزی را یافتم که آنگونه درمورد ریاضیات میاندیشید که خود میاندیشیدم.
برای آنکه بتوان یک اثبات را بهوسیلهی لین اعتبارسنجی کرد، کاربر باید آن اثبات را فرمولبندی کند؛ یعنی آن را از شکلوشمایل زبانها و نمادهای انسانی به زبان برنامهنویسی لین ترجمه کند. کاربر همچنین باید تمامی تعاریف و اثباتهای جانبی مطرحشده در آن اثبات را نیز فرمولبندی کند. ناگفته پیداست که چنین فرایندی وقت و انرژی زیادی میگیرد؛ با این حال، برتری لین در آن است که میتواند از پس تمامی گزارههای ریاضی ورودی برآید؛ موضوعی که درمورد سایر برنامههای دستیار اثبات صادق نیست.
جامعهی روبه رشد ریاضی جهان، بهویژه در بخش آموزش، از معرفی نرمافزار لین استقبال کرده است.جرمی اویگاد، استاد علوم نظریهی اثبات در دانشگاه کارنگی ملون است. او و بازارد هر دو نرمافزار لین را در کلاسهای مقدماتی آموزش اثبات معرفی کردهاند. نرمافزار صحت اثبات را خط به خط بررسی میکند و بازخوردها را نیز گزارش میدهد. چنین ویژگیهایی برای دانشآموزان بسیار مفید واقع خواهد شد.
آویگاد از استقبال جامعهی علمی بسیار خشنود به نظر میرسد، اما هشدار میدهد که این فناوری هنوز نیاز به توسعهی بیشتری دارد. استفاده از نرمافزارهای دستیار در اثبات میتواند بسیار وقتگیر باشد. او میگوید با اینکه چیزی حدود چند دهه از معرفی این ایده میگذرد و پیشرفتهای زیادی نیز حاصل شده است، ولی هنوز به نقطهی مطلوب نرسیدهایم.
بازارد معتقد است که درصورت حل چالشهای پیش رو، نرمافزار لین میتواند آثاری فراتر از حوزهی اثبات داشته باشد. برای مثال، مشکل جستوجو را در نظر بگیرید. هر ساله حجم بسیار بالایی از رساله در جهان منتشر میشود. در چنین آشفتهبازاری، دسترسی به یک روش مناسب برای جستوجو در میان اثباتها بسیار حائر اهمیت خواهد بود. هیلز و بازارد میگویند که اگر بتوانیم چکیدهی تمامی مقالات جدید را وارد نرمافزار کنیم، هر ریاضیدانی میتواند با جستوجو در بانک دادهی نرمافزار، هر مقالهای را بههمراه تمامی اطلاعات مربوط به آن بیابد. این بهمعنای دسترسی به قدرت بینظیر مغز پیشکسوتان ریاضی تنها از طریق یک نرمافزار خواهد بود.

دانشمندان علوم رایانه میتوانند از این بانک دادهی عظیم برای آموزش هوش مصنوعی بهره ببرند. از آنجا که نتایج بهدستآمده از چنین بانک دادهای به زبان خود لین نگاشته شدهاند؛ بنابراین پردازش این نوع اطلاعات برای یک رایانهی دیگر نیز بسیار آسانتر خواهد بود. هدف غایی دانشمندان، تولید یک ماشین خودکار عمومی باهدف اثبات نظریات است؛ نرمافزای که بتواند اثباتهای مختصبه خود را تولید کند و محاسبات ریاضیاتی را خود انجام دهد. اثباتکنندههای خودکار به همان فناوریای تکیه خواهند داشت که امروزه لین برای اعتبارسنجی اثباتها بهکار گرفته است. افزایش مقبولیت نرمافزاری مانند لین میتواند نهایتا گامی مؤثر در مسیر اتوماسیون کل ریاضیات بهشمار آید.
مرکز هلیکس واقع در شمال شرق منهتن قرار است پنجم اکتبر سال جاری میزبان نشستی با موضوع اتوماسیون ریاضیات باشد. در این رویداد که بهصورت زنده ازطریق کانال یوتیوب و وبسایت آن پوشش داده خواهد شد، مایکل هریس، استاد ریاضی دانشگاه کلمبیا و از همکاران بازارد حضور خواهد داشت.
یکی از دغدغههای هریس آن است که دانشمندان علوم رایانه و شرکتهای فناوری انگیزههای یکسانی برای همکاری با ریاضیدانان در اتوماسیون ریاضی نداشته باشند. برای مثال، دانشمندان علوم رایانه احتمالا تمایل دارند که از فناوری لین برای کسب اطمینان از بینقص بودن برنامههای خود بهره ببرند، شرکتهای فناوری درصدد سودآوری هستند و از آن سو، ریاضیدانانی نظیر بازارد تنها در اندیشهی ارتقاء دانش ریاضیات هستند. هریس میگوید:
یکی از پیشبینیهای من این است که اگر افراد نخبهای مانند توماس هیلز و بازارد به حرکت خود در این مسیر ادامه دهند، یک نتیجهی خارقالعاده در انتظار خواهد بود؛ این نتیجه نهتنها میتواند یک هوش مصنوعی، بلکه شاخهای کاملا جدید از ریاضیات یا روشی جدید برای فکرکردن باشد.
روشهای جیلبریک دستگاههای مبتنی بر iOS در دورههای زمانی گوناگون معرفی و عرضه میشوند. پیامد عرضهی این روشها هم تلخ و هم شیرین است. ازطرفی آسیبپذیری در سیستمعامل به افراد امکان میداد تا از محدودیتهای اپل در سیستمعامل موبایلی عبور کنند. عاشقان دنیای فناوری و محققان با استفاده از همین آسیبپذیریها به لایههای مخفی سیستمعامل دسترسی مییابند و علاوه بر امکاناتی همچون شخصیسازی در لایههای زیرین، برخی قابلیتهای مخفی آن را نیز کشف میکنند.
جیلبریک علاوه بر مزیت بالا، تهدیدی جدی بههمراه دارد؛ هکرها با استفاده از روشهای جدید، راهی برای نصب بدافزار یا قفلگشایی آیفونهای گمشده و دزدیدهشده پیدا میکنند. بهعلاوه مقامهای دولتی و سازمانی نیز میتوانند با کمک مجرمان سایبری، به دستگاههای iOS مصادرهای کاربران نفوذ کنند.
مقالههای مرتبط:
چند روز پیش نسخهی جدیدی از روشهای اکسپلویت بهنام Checkm8 منتشر شد؛ نسخهای که برخلاف تمامی روشهای منتشرشده در ۹ سال گذشته، به بوتروم (Bootroom) سیستمعامل iOS دسترسی مییابد. بوتروم محلی است که اولین کدها برای راهاندازی و شروع به کار iOS در آن اجرا میشوند. بوتروم در یک حافظهی فقط خواندنی در داخل یک تراشه قرار دارد. بههمین دلیل حفرههای امنیتی که در آن بخش کشف میشوند، قابل پچشدن از سوی شرکت سازنده نیستند.
هکر توسعهدهندهی Checkm8 بهنام axiOmX شناخته میشود. او قبلا راهکار نفوذ جیلبریک بهنام alloc8 توسعه داده بود که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد. روش مذکور، اولین راهکار نفوذ بوتروم بود که در دوران هفت ساله بیسابقه محسوب میشد. بههمین دلیل محققان و کارشناسان امنیت توجه زیادی به آن کردند. البته روش alloc8 تنها در گوشیهای iPhone 3GS قابل اجرا بود که در آن زمان یک گوشی هفت ساله محسوب میشد. بههمین دلیل کاربردهای واقعی و نهایی زیادی از روش نفوذ alloc8 استخراج نشد.
راهکار Checkm8 تفاوتی جدی با اولین دستاورد هکر مذکور دارد. این روش در ۱۱ نسل آیفون از آیفون 4S تا آیفون X قابل اجرا است. اگرچه نمیتوان از این روش در محصولات جدید اپل استفاده میکرد، اما با همین محدودیت هم میلیونها دستگاه در دست مشتریان، قابلیت جیلبریک پیدا میکند. بهعلاوه بوتروم پس از عرضهی نهایی دستگاه قابل بهروزرسانی نیست و درنتیجه Checkm8 تا ابد توانایی جیلبریک دستگاههای مذکور را خواهد داشت.

بوتروم اپل واچ سری ۳
دن گودین، نویسندهی مقالهی منبع، برای درک بهتر تأثیر Checkm8 روی عملکرد آیفون و سیستمعامل iOS مصاحبهای کامل با توسعهدهندهی آن انجام داد. توماس رید، مدیر بخش مک در شرکت امنیتی مالوربایتس هم در این مصاحبه حضور داشت. بهطور خلاصه موارد زیر را میتوان بهعنوان نتایج مصاحبه بیان کرد که در ادامه به تفصیل به آنها میپردازیم:
- برای اجرای Checkm8 باید به گوشی هوشمند دسترسی فیزیکی داشته باشید. حتی با ترکیب آن با روشهای دیگر هم نمیتوان از راه دور به گوشی نفوذ کرد.
- روش نفوذ تنها به جیلبریکهای محدودی امکان اجرا میدهد. بهبیان دیگر این روش قابلیت ماندگاری بالا ندارد و هربار که دستگاه بارگذاری میشود، باید آن را اجرا کرد.
- Checkm8 قابلیت عبور از ابزارهای امنیتی Secure Enclave و تاچ آیدی را ندارد.
- توضیحات بالا نشان میدهد که تنها در شرایط محدود میتوان با استفاده از Checkm8 در دستگاه قربانی بدافزار نصب کرد. بهعلاوه افرادی که به یک گوشی آیفون دسترسی پیدا میکنند و رمز عبور آن را ندارند، با استفاده از Checkm8 توانایی دسترسی خاصی به دادههای ذخیرهشده در آن نخواهند داشت.
- اکسپلویت Checkm8 به گیکها و هکرها امکان میدهد تا دسترسی مخصوصی به پایینترین سطوح دستگاههای اپلی داشته باشند و تجربهای ناب و جدید را از آن تجربه کنند.
در ادامهی مطلب زومیت خلاصهای را از مصاحبهی دن با توسعهدهندهی Checkm8 میخوانیم.
دن: ابتدا با اطلاعات کلی شروع میکنیم. لطفا توضیح دهید که Checkm8 در سطوح بالا چیست و چه محدودیتهایی دارد؟
axi0mX: این روش یک راهکار نفوذ محسوب میشود که توانایی دور زدن لایههای امنیتی اپل در بوتروم آیفونها و آیپدها را دارد. با اکسپلویت Checkm8 میتوان هر کدی را در سطح بوتروم اجرا کرد. این رویکرد سالها پیش و در زمان عرضهی آیفونهای 3G و 4 مرسوم بود. در آن زمان راهکارهای نفوذ بوتروم متعددی وجود داشت و افراد از آن طریق گوشیهای خود را جیبریک میکردند. پس از مدتی نفوذ به بوتروم غیرممکن شد.
آخرین روش نفوذ بوتروم در سال ۲۰۱۰، برای آیفون 4 و از سوی هکری بهنام Geohot منتشر شد. از آن زمان، امکان نفوذ به آیفون در این سطح وجود نداشت؛ درنتیجه تمامی روشهای جیلبریک پس از بارگذاری سیستمعامل اجرا میشدند. دلیل خاصبودن بوتروم این است که کدهای موجود در آن در کارخانه وارد میشوند و تا پایان عمر دستگاه در آن باقی میمانند؛ درنتیجه اگر روش نفوذی در بوتروم پیدا شود، شرکت توانایی پچکردن آن را نخواهد داشت.

ماندگاری و سطح امنیتی Secure Enclave
دن: وقتی دربارهی رخدادهای غیرقابل پچ صحبت کنیم، بهنوعی باگها را مدنظر داریم. چه توضیحی دربارهی تغییرات ایجادشده در خود دستگاه دارید؟ آیا تغییرات ماندگار هستند یا در زمان بارگذاری مجدد به وضعیت قبلی باز میگردند؟
axi0mX: این اکسپلویت در حافظه حضور دارد، درنتیجه پس از بارگذاری مجدد ماندگار نخواهد بود. وقتی گوشی را مجددا بارگذاری کنید، مجددا به حالت قبل از نفوذ باز میگردد. این بدان معنا نیست که توانایی انجام کارهای دیگر را ندارید. درواقع با یک بار نفوذ و تغییر ساختارها، دسترسی کامل به کل سیستم فراهم میشود، اما خود روش نفوذ پس از بارگذاری مجدد تواناییهای خاص دیگری نخواهد داشت.
دن: اگر افرادی به گوشی کاربر دسترسی پیدا کنند اما رمز عبور آن را نداشته باشند، آیا این روش به آنها در نفوذ به دستگاه کمک میکند؟ آیا روش شما ابزاری برای ورود به بخشهای خاص به آنها میدهد؟ بهبیان دیگر آیا امکان اجرای کارهایی را دارند که بدون آن روش ممکن نبود؟
axi0mX: پاسخ سؤال بالا به شرایط بستگی دارد. پیش از اینکه اپل در سال ۲۰۱۳ روشهای Secure Enclave و تاچ آیدی را معرفی کند، راهکارهای امنیتی پیشرفتهای در دستگاهها وجود نداشت؛ درنتیجه، بهعنوان مثال گوشی آیفون 5C مشهودر در پروندهی سن برناردینو توسط FBI قفلگشایی شد، چون مجهز به سیستم امنیتی جدید نبود. درنتیجه در چنین موقعیتهایی با اکسپلویت چکمیت میتوان بهراحتی به رمز عبور گوشی دست پیدا کرد. البته تقریبا برای تمامی گوشیهای هوشمند جدید از آیفون 6 تا آیفون 8، قابلیت Secure Enclave وجود دارد که با رمز عبور از دادههای شخصی شما حفاظت میکند.
روش نفوذ من بههیچوجه تأثیری روی Secure Enclave ندارد. این روش تنها به شما امکان میدهد تا کدهایی را روی دستگاه اجرا کنید. درواقع شما امکان بارگذاری و عبور از کد امنیتی را ندارید، چون توسط یک سیستم مجزا حفاظت میشود. البته برای دستگاههای قدیمیتر که تاحدودی منسوخ شدهاند، سیستم مجزایی وجود ندارد. بهعنوان مثال یک گوشی آیفون 5 بهراحتی توسط این سیستم قابل نفوذ خواهد بود.
دن: درنتیجه روش شما برای نفوذ به دستگاههای مجهز به Secure Enclave و رمز عبور، کارایی بالایی نخواهد داشت.
axi0mX: اگر منظور شما از کارایی، دسترسی به دادهها باشد، نتیجهگیری بالا صحیح است. البته شاید افراد هدفی به جز دسترسی به دادهها داشته باشند و در این صورت شاید کاربردهایی را بهدست بیاورند.

دن: آیا منظور شما ساختن ابزارهایی همچون در پشتی است که در زمان واردشدن رمز از سوی کاربر، آن را به هکر ارسال کند؟
axi0mX: بهعنوان مثال شما گوشی خود را در محلی جا میگذارید. یک مجرم سایبری میتواند با استفاده از روش نفوذ، فعالیتی روی گوشی انجام دهد تا همهی اطلاعات را به کامپیوتر خودش ارسال کند.
دن: آیا این اتفاق زمانی رخ میدهد که کاربر اصلی به گوشی دسترسی پیدا کرده و رمز عبور خود را در آن وارد میکند؟
axi0mX: بله، البته من نگرانی زیادی در اینباره ندارم. چون هکرهایی در آن سطح، عموما تلاش میکنند تا شما را به مرور یک صفحهی وب مخرب یا اقدامی مشابه تشویق کنند. آنها عموما از روشهای نفوذ از راه دور استفاده میکنند. درواقع هکرها آن هم از نوع مجرمان سایبری علاقهی زیادی به نزدیک شدن به قربانی ندارند. آنها دور و مخفی بودن را ترجیح میدهند.
برای استفاده از Checkm8 هکر باید به گوشی هوشمند دسترسی فیزکی داشته باشد و آن را با یک کابل به لپتاپ یا کامپیوتر شخصی متصل کند. چنین رویکردی نیاز به عملیاتی دارد که اکثر هکرها از آن خودداری میکنند.
دسترسی غیرممکن از راه دور
دن: چقدر امکان دارد که یک هکر، اکسپلویت Checkm8 را با روشهای نفوذ دیگر ترکیب کند و از راه دور عملیات نفوذ انجام دهد؟
axi0mX: چنین فرایندی غیرممکن است. این روش نفوذ بههیچوجه از راه دور ممکن نیست. برای استفاده از Checkm8 باید گوشی خود را به یک کابل متصل کنید و وارد حالت DFU شوید. برای ورود به آن حالت هم باید چند ثانیه دکمههای مناسب را به ترتیب مناسب نگه دارید. اکثر کاربران این روش را بهندرت استفاده میکنند. درنتیجه راهکار سادهای برای پیادهسازی نفوذ از راه دور وجود ندارد.
البته برخی فرضیههای نادر و خاص را میتوان در این روش تصور کرد. بهعنوان مثال شما قصد جیلبریک کردن گوشی خود را دارید و آن را به کامپیوتر شخصی خودتان متصل میکنید. در این سناریو، کامپیوتر شما قربانی حملهی قبلی تصور میشود و مجرم سایبری از طریق آن، یک جیلبریک دیگر را با کاربردهایی دیگر در گوشی اجرا میکند. چنین داستانی قطعا برای اکثر کاربران رخ نمیدهد و بهنوعی نمیتوان آن را واقعی و کاربردی دانست.

توماس رید: آیا کد بوتروم که در حاظهی رم قرار دارد، با استفاده از آسیبپذیری جدید تغییر میکند؟ بهبیان دیگر برای اجرای نفوذ آیا باید تغییری در کدهای بوتروم ایجاد شود یا چنین رویکردی الزامی نیست؟ آیا این عملیات در پیادهسازی نفوذ تأثیری دارد؟ البته من تصور میکنم که برخی از کدهای بوتروم در زمان اجرا وارد حافظهی رم میشود و شاید تصور من اشتباه باشد.
axi0mX: پاسخ صحیح به سؤال شما، پیچیده است. کدی که توسط بوتروم استفاده میشود، در حافظهی فقط خواندنی قرار دارد. درنتیجه برای اجرا و استفاده از آن نیازی به کپی کردن کد نیست. من برای اجرای دستورهای مد نظر خودم در دستگاه، باید کمی کدهای اضافه به آن وارد کنم. در چنین وضعیتی، من نمیتوانم کدها را به حافظهی فقط خواندنی وارد کنم و درنتیجه باید آنها را در رم یا SRAM بنویسم. این حافظه، نوعی از حافظهی سطح پایین محسوب میشود که بوتروم برای عملیات از آن استفاده میکند. البته کد اصلی بوتروم آنجا کپی نمیشود. تنها مواردی که من برای ایجاد نفوذ اضافه میکنم، کپی میشوند.
توماس: آیا از این روش میتوان برای اجرا و نصب کدهای دیگر استفاده کرد؟ کدهایی دیگر که دسترسی سطح ریشه دارند؟ درواقع آیا میتوان با استفاده از این روش بدافزار نصب کرد؟
axi0mX: این رویکرد هم به شرایط بستگی دارد. وقتی بخواهید از اکسپلویت Checkm8 برای جیلبریک گوشی خود استفاده کنید، توانایی شخصیسازی روشهای عملکردی اپل را دارید. اپل راهکارهای امنیتی حرفهای دارد. سهم عمدهای از سیستم آنها بهگونهای طراحی میشود که امکان اجرای بدافزار را محدود میکند. اگر کاربر دستگاه خود را جیلبریک کند، برخی از لایههای امنیتی از بین میروند. برخی از کاربران همهی لایههای امنیتی را حذف میکنند و برخی دیگر، تعدادی از آنها را نگه میدارند.
جیلبریکی که با استفاده از این روش نفوذ انجام میشود، همیشه اجرای آن را پس از بارگذاری دستگاه طلب میکند. درنتیجه اگر از اکسپلویت استفاده نکنید، دستگاه به حالت بارگذاری سیستمعامل بدون جیلبریک وارد میشود. درواقع شما نمیتوانید بدافزار را یک بار نصب کرده و برای همیشه و بدون دخالت روش نفوذ اولیه از آن استفاده کنید؛ چون اپل راهکارهای امنیتی متعددی در برابر آن دارد.
دن: شاید فردی بتواند با استفاده از Checkm8 یک بدافزار کیلاگر در دستگاه iOS نصب کند. آیا زمانیکه دستگاه مجددا بارگذاری شود، بدافزار از بین میرود؟
axi0mX: بله صحیح است و کیلاگر در صورت حذفنشدن هم بهدرستی کار نمیکند. درواقع بدافزار شاید در سیستم بماند، اما iOS چنین رویکردی نسبت به آن دارد: «این اپلیکیشن اعتبار لازم برای اجرا در این گوشی را ندارد، پس آن را حذف میکنم.»

دستگاههای iOS قابلیتی بهنام زنجیرهی بوت امن دارند. عملیات بارگذاری از بوتروم شروع شده و هر مرحله از آن با مرحلهی قبلی بررسی میشود تا اعتبار آن تأیید شود. همیشه مراحل تأیید در جریان هستند و در نتیجه تنها نرمفزارهای قابل اعتماد اجرا میشوند. اگر بخواهید این زنجیره را با هدف اجرای نرمافزار مورد نظر خود بشکنید، عواقب آن کاملا به تصمیم و رویکرد شما بستگی دارد. اگر کاربر تصمیمی به دخالت در روش کاری اپل نداشته باشد و فرایند جیلبریک هم انجام نشود، زنجیرهی امن بارگذاری مسیر همیشگی خود را ادامه میدهد. درنتیجه بدافزار در مرحلهی بعدی راهاندازی دستگاه توانایی دور زدن زنجیرهی امنیتی را ندارد.
کاربر نمیتواند با استفاده از Checkm8، عملیاتی دائمی در دستگاه خود داشته باشد. تنها راه دور زدن چرخهی بوت امن، اجرای دستی آن در هر مرتبه از بارگذاری است. درنتیجه وقتی دستگاه بارگذاری میشود، باید در حالت DFU باشید. بهعلاوه اتصال به کابل و اجرای عملیات نفوذ باید در هر مرحله انجام شود.
توماس: من از توضیحات شما نتیجه گرفتم که اگر فرد یا سازمانی بدون داشتن رمز عبور قصد دسترسی به دادههای گوشی را داشته باشد، بهخاطر ذخیرهسازی دادهها در Secure Enclave و رمزنگاری آنها، امکانات زیادی نخواهد داشت. درواقع روش Checkm8 برای چنین مقاصدی راهکار مناسب محسوب نمیشود. آیا تصور من صحیح است یا آنها میتوانند برخی کارها را با استفاده از این روش انجام دهند؟
axi0mX: اگر روش را بهعنوان یک راهکار تکی در نظر بگیریم، آنها تواناییهای زیادی با استفاده از آن نخواهند داشت. البته امکان دارد که چنین افرادی از ترکیب بیش از یک روش نفوذ استفاده کنند یا بهنوعی زنجیرهای از نفوذ را تشکیل دهند. در چنین احتمالی آنها میتوانند از Checkm8 بهجای روشهای دیگر استفاده کنند، چون سریعتر خواهد بود یا عملکرد آسانتری دارد. درنتیجه شاید از این روش بهعنوان یک مرحله در مسیر شکستن رمز عبور گوشی هوشمند استفاده شود.
روش جدید ابزار مستقیمی برای حدس زدن رمز عبور در اختیار مجرمان سایبری قرار نمیدهد. درواقع حتما باید از ترکیب آن را روشهای دیگر استفاده شود. من نمیدانم که مجرمان چه ابزارهایی در دست دارند. شاید ابزارهایی داشته باشند که بدون نیاز به Checkm8 همهی فرایندها را انجام دهد. درنهایت شاید هم از روش من برای بهبود مراحل نفوذ و حذف باگهای قبلی ابزارهای خود استفاده کنند.

توماس: با توجه به این حقیقت که ظاهرا اپل توانایی پچ کردن Checkm8 را ندارد، احتمالا مجرمان سایبری در صورت در اختیار داشتن مجموعهای از ابزارهای نفوذ، توانایی دسترسی به دستگاههای بسیار زیادی را خواهند داشت.
دن: در نتیجه دستاورد جدید را نمیتوان یک توسعهی ساده دانست و باید از آن بهعنوان یک روش انقلابی یاد کرد.
axi0mX: من تصور نمیکنم Checkm8 ابزاری بیش از تواناییهای گذشتهی مجرمان سایبری در اختیار آنها بگذارد. درواقع شاید تنها در گذشته، نفوذ با روشی متفاوت انجام میشد و ابزار جدید، توانایی خاصی در اختیار آنها قرار نمیدهد.
دن: دربارهی تراشههای جدید چه نظری دارید که از اجرای Checkm8 جلوگیری میکنند؟ آیا فردی میتواند با تغییر بخشهایی از ابزار شما، آن تراشهها را هم دور بزند؟
axi0mX: تصور نمیکنم چنین کاری ممکن باشد. تغییراتی در تراشههای جدید ایجاد شده است که آنها را غیر قابل بهرهبرداری و نفوذ میکند. من تنها میدانم که خودم توانایی نفوذ به تراشههای جدید را ندارم. من از باگهای متعدد در طراحی روش نفوذ استفاده میکنم. برخی از باگها نیز اهمیت بالایی ندارند، اما برای دسترسی به باگهای مهمتر استفاده میشوند. بههرحال اپل فعالیتهای متعددی برای رفع باگها انجام داده است و طبق اطلاعات من، نمیتوان بهرهبرداری زیادی از آنها داشت.
دن: در نتیجه شما احتمال نمیدهید که Checkm8 با کمی تغییر برای نفوذ به آیفونهای جدیدتر استفاده شود؟
axi0mX: من نمیگویم که چنین عملیاتی کاملا غیرممکن خواهد بود. بهعلاوه هکرهای حرفهای زیادی اکنون در دنیای امنیت حضور دارند. همهی رخدادها ممکن هستند، اما از نظر من چنین فعالیتی کمی سخت بهنظر میرسد. من تنها میدانم که خودم توانایی انجام این کار را ندارم، اما شانس آن همیشه وجود دارد.

انقلاب جیلبریک
توسعهدهندهی Checkm8 در پایان مصاحبه نکاتی را برای اطلاعرسانی بیشتر پیرامون فرایند نفوذ و استفاده از جیلبریک بیان میکند. او توضیحاتی را هم در ارتباط با لایههای امنیتی اپل ارائه میدهد که در ادامه به آنها اشاره میکنیم. مطالبی که در ادامه میخوانید، از زبان axi0mX نوشته شدهاند.
اپل همیشه انجام جیلبریک را دشوار کرده است. چنین فعالیتهایی در چند سال گذشته آسانتر بودند. پیش از سال ۲۰۱۶، روشهای متعدد جیلبریک وجود داشت و اکثر آنها هم آسان بودند. درواقع افراد زیادی توانایی جیلبریک کردن دستگاههای هوشمند اپل را داشتند. از زمان عرضهی iOS 9، شرایط فرق کرد و جیلبریکها دیگر پایداری همیشگی را نداشتند و در بسیاری از اوقات هم قابل اعتماد نبودند. درنتیجه کاربر پیش از اجرایی شدن فرایند خود، باید مراحل متعددی را طی میکرد.
با تغییر ساختار امنیتی اپل، درواقع بهمرور فرایند جیلبریک به کاری دشوار و غیر قابل دسترس برای اکثر افراد تبدیل شد. شما نمیتوانستید حتی یک گوشی قدیمی را جیلبریک کنید و پس از شخصیسازی، فعالیتهایی همچون نصب نرمافزارهای متفرقه یا کارهای دیگر را انجام دهید. افراد در آن سالها مرگ جیلبریک را پیشبینی میکردند، چون دیگر کاربردها و قابلیتهای گذشته را نداشت.
اکنون نکتهی جذاب در Checkm8، قابلیتی است که در اختیار کاربران قرار میگیرد. آنها حتی میتوانند یک گوشی تقریبا جدید مانند آیفون X را با روش جدید و با اجرای هر نسخه از iOS، جیلبریک کنند. امروز هر کسی میتواند با اتصال گوشی هوشمند خود به کامپیوتر و طی کردن مراحلی ساده، تعداد زیادی از دستگاههای اپل را در زمان کوتاه جیلبریک کند.
البته کاربران هنوز نمیتوانند با ابزارهایی همچون Cydia یا موارد مشابه و استفاده از روش نفوذ جدید، دستگاههای خود را بهصورت کامل جیلبریک کنند، اما این قابلیت هم بهزودی عرضه میشود. درنتیجه شما میتوانید در هر زمان دستگاه خود را جیلبریک و همچنین از جدیدترین نسخهی نرمافزارها استفاده کنید. در رویکردهای قبلی، کاربر باید با نسخهای قدیمی از سیستمعامل و نرمافزار کار میکرد تا آسیبپذیریهای مورد نیاز برای جیلبریک، در آن وجود داشته باشند.

روش جذاب و امن
همانطور که گفته شد، با روش جدید میتوان از آخرین نسخهی iOS در کنار جیلبریک استفاده کرد. درنتیجه کاربر میتواند هر نسخهی مورد نظر از سیستمعامل را در اختیار داشته باشد که جدیدترین پچهای امنیتی هم در آن حضور دارند. درنهایت نیازی به کار کردن با نسخههای قدیمی حاوی آسیبپذیری امنیتی نیست و برای آماده شدن جیلبریکها هم نباید صبر کنید. درنتیجه فرایند جیلبریک برای افراد بیشتری در دسترس خواهد بود و امنیت بیشتری هم دارد. همین امنیت یکی از دستاوردهای جذاب روش جدید برای من است.
دستهی کوچکی از مردم عملیات جیلبریک را روی گوشیهای هوشمند خود انجام میدهند. بسیاری از آنها تنها بهخاطر جنبههای سرگرمی و ایجاد تغییرات جزئی در سیستمعامل و نرمافزارهای iOS، آیفون یا آیپد را جیلبریک میکنند. دستهای دیگر با جیلبریک کردن بهدنبال اجرای فرایندهای امنیتی هستند. بهعنوان مثال شما تصور میکنید که حساب کاربری ایمیلتان هک شده است و برای شناسایی روش نفوذ و عملیات رخ داده در گوشی، نیاز به فایلهای سیستمی همچون ذخیرهسازی یا لاگ تغییرات دارید. برای دسترسی به چنین فایلهایی، باید به لایههای زیرین سیستم دست پیدا کنید که تنها از طریق جیلبریک ممکن خواهد بود.
در سالهای گذشته کاربران نمیتوانستند آیفون خود را با آخرین نسخه از iOS جیلبریک کنند. آنها باید منتظر ارائهی جیلبریک برای نسخهی کنونی سیستمعامل میشدند تا امکان پیادهسازی نهایی آن را داشته باشند. اکنون و با روش جدید، شرایط تغییر کرده است. کاربران میتوانند با اجرای Checkm8 به فایلهای سیستمی دسترسی پیدا کنند و یک کپی از آنها را برای بررسی نگه دارند.

نظارت زنده
برخی از کاربران جیلبریک را با هدف نظارت زنده بر عملیات مجرمان سایبری یا هر رخداد مشابه دیگر انجام میدهند. تصور کنید گوشی شما به محض مرور یک وبسایت، اطلاعاتی را به وبسرورهای متعدد ارسال کرده و فایلهایی را از آنها دریافت میکند. اگر نظارت زندهای بر رخدادها داشته باشید، همهی این فرایندها را مشاهده میکنید. اپل امکان مشاهدهی زندهی رخدادها را به کاربر نمیدهد و درنتیجه برای انجام رویکردهای مذکور، باید دستگاه خود را جیلبریک کنید.
با استفاده از روش Checkm8 میتوان دستگاه را در هر زمان مورد نیاز جیلبریک کرد و نظارت زندهای بر رخدادهای آن انجام داد. میتوان این کار را یک مرتبه یا به دفعات تکرار کرد. شاید با نظرات زندهی رخدادهای گوشی هوشمند، متوجه ارسال ترافیک به مقاصد نامشخص شوید و بتوانید از ادامهی حمله یا نفوذ مجرمان سایبری جلوگیری کنید. بههرحال چنین رخدادی قبلا در نسخههای بهروز iOS ممکن نبود.
نکات بالا، کاربردهایی جذاب از روش جیلبریک جدید بودند. جامعهی جیلبریک iOS هنوز اعضای زیادی دارد و قطعا از ابزارهای جدید سود خواهند برد. بهعلاوه محققان امنیتی که قصد بررسی امنیت iOS یا اپلیکیشنها را دارند، از Checkm8 کاربردهای مناسبی استخراج خواهند کرد.
بیژن زنگنه، وزیر نفت در حاشیهی مراسم امضای قرارداد تأمین الکتروپمپهای اصلی طرح انتقال نفت خام از گوره به جاسک در جمع خبرنگاران اظهار داشت:
شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی و سازمان استاندارد به مواردی که در خصوص بالا بودن گوگرد بنزین مطرح شده بود، جواب دادهاند اما مشخص نیست چرا این صحبتها مطرح میشود.

وزیر نفت در زمینهی کارت سوخت نیز گفت:
باید کاری انجام دهیم که مقدار بنزین تحویلی از سوی کارت جایگاهداران را به ۱۵ تا ۲۰ لیتر کاهش دهیم؛ البته تأکید میکنم که این سهمیهبندی نیست زیرا افراد با کارت شخصی خود میتوانند هر مقدار بنزینی که میخواهند دریافت کنند. بهزودی سهمیه کارت سوخت جایگاهداران به ۱۵ تا ۲۰ لیتر خواهد رسید. اکنون کمتر از یک میلیون نفر کارت سوخت ندارند و در شهرهای بزرگ همه کارتها صادر شده و برخی از کارتها در باجههای پست مانده است. روزی ۳۵ هزار کارت جدید صادر میشود تا آخر مهر همه کارت خواهند داشت اما باید این کارت استفاده شود تا اگر زمانی تصمیم بر سهمیهبندی شد، مشکلی نداشته باشیم.
جان باردین (John Bardeen)، مهندس برق و فیزیکدان آمریکایی بود که دو بار موفق به دریافت جایزهی نوبل شد. او اولین فردی محسوب میشود که به این افتخار نائل شده است. اولین جایزهی نوبل باردین در سال ۱۹۵۶ و بهصورت مشترک با ویلیام شاکلی و والتر براتین بهخاطر اختراع ترانزیستور اهدا شد. جایزهی دوم، در سال ۱۹۷۲ و بهصورت مشترک با لئون کوپر و جان رابرت شریفر بهخاطر نظریهی ابررسانایی (موسوم به نظریهی BCS) بهدست آمد.
اختراع باردین و دیگر دانشمندان را میتوان عنصر پایهای انقلاب در صنعت الکترونیک دانست. ترانزیستور، قطعهای بود که توسعهی همهی دستاوردهای مدرن دنیای امروز از تلفن تا کامپیوتر و دیگر محصولات مهم را ممکن کرد. بسیاری از مورخان، ترانزیستور را شروعکنندهی عصر ارتباطات میدانند. دستاورد دوم باردین یعنی نظریهی ابررسانایی هم تأثیرات عمیقی بر دنیای علم داشت. امروز از این پایهی علمی در مواردی همچون طیفسنجی رزونانس مغناطیسی هستهای و همچنین تصویربرداری MRI استفاده میشود.
مقالههای مرتبط:
تولد و تحصیل
جان باردین در ۲۳ مه سال ۱۹۰۸ در مدیسون ویسکانسین بهدنیا آمد. تاریخچهی خانوادهی او، ریشههای علمی و آکادمیک و ملیگرایی قوی دارد. پدر او، چارلز راسل باردین نام داشت و از فارغالتحصیلان دانشگاه پزشکی جان هاپکینز بود. چارلز دانشگاه پزشکی ویسکانسین را تأسیس کرد و بهعنوان اولین مدیر آن مشغول به کار شد. مادر جان، آلتی هارمر نام داشت و فارغالتحصیل رشتهی هنر از دانشگاههای نیویورک و شیکاگو بود. او تحصیلات خود را در رشتهی اقتصاد خانه ادامه داد و سپس در دبیرستان اختصاصی دانشگاه شیکاگو به تدریس همین رشته مشغول شد.
سالهای ابتدایی زندگی و تحصیل جان و تمامی خواهر و برادرهایش در مدیسون گذشت. مادر او برای جلوگیری از خستگی و دلزدگیاش در تحصیل در مدرسه، آموزش خصوصی را برای پسرش پیش گرفت. جان در ۹ سالگی موفق به اتمام کلاس هشتم شد و به دبیرستان دانشگاهی دانشگاه ویسکانسین رفت. پدر جان هم تأثیر عمیقی در پیشرفتهای علمی و تحصیلی او داشت. در دوران اپیدمی آنفولانزا در سال ۱۹۱۸ که تحصیل تا حدودی متوقف شده بود، جان به کمک پدرش مسائل ریاضی را در خانه حل میکرد. بهعلاوه او یک آزمایشگاه خانگی داشت که چارلز، نمونهها و تجهیزات لازم را برای آزمایش شیمی در آن برایش فراهم میکرد.
جان در کودکی فردی بسیار درونگرا محسوب میشد. او بهکمک برادر برونگرایش بیل، ارتباطات اجتماعی برقرار میکرد و در سالهای آتی نیز دوستان نزدیکش این وظیفه را بر عهده میگرفتند. از میان این افراد میتوان به همسر جان یعنی جین، همکارش در بللبز، والتر براتین و اولین دانشجویش نیک هولونیاک اشاره کرد.

مراسم دریافت جایزهی نوبل اول
مادر جان در سال ۱۹۲۰ و پیش از ۱۲ سالگی او بهخاطر سرطان سینه از دنیا رفت. او تحصیلات خود را با قدرت ادامه داد و در ۱۳ سالگی کلاسهای دبیرستان را به پایان رساند. جان هنوز برای ورود به دانشگاه جوان بود و بههمین دلیل دو سال آن را به تعویق انداخت. در طول این دو سال، دورههای آموزش و تحقیق متفرقه در رشتهی ریاضیات و در دبیرستان مرکزی مدیسون انجام شد. جان در نهایت برای تحصیلات دانشگاهی به دانشگاه ویسکانسین رفت.
مهندسی برق، رشتهای بود که برای شروع تحصیلات دانشگاهی از سوی جان انتخاب شد. او در این رشتهی تحصیلی تخصص بالایی کسب کرد و بهمرور به مفاهیم مکانیک کوانتوم هم علاقهمند شد. در آن سالها جان ون ولک، استاد مکانیک کوانتوم در دانشگاه ویسکانسین بود. جان در کلاسهای ولک شرکت میکرد و سمینارهای تحقیقاتی او را نیز از دست نمیداد. بااینحال دانشجوی جوان هنوز برای تبدیلشدن به یک فیزیکدان حرفهای آماده نبود.
جان باردین با وجود علاقهی فراوان به مکانیک کوانتوم و مفاهیم فیزیکی، تحصیلات دانشگاهی را در همان رشتهی برق ادامه داد. استاد او در دورهی تحصیلات تکمیلی، لئو جی پیترز بود که پایاننامهی جان را در موضوع اکتشاف نفت به کمک الکتریسیته هدایت کرد. پیترز پس از مدتی دانشگاه ویسکانسین را به مقصد آزمایشگاههای تحقیقاتی گلف در پیتسبورگ ترک کرد و جان نیز تصمیم به تغییر مسیر تحقیقات گرفت. او بررسی نظریهای در ارتباط با آنتنها را بهعنوان موضوع تحقیق و تحصیل انتخاب کرد که البته درنهایت جذابیت خاصی برایش نداشت.

در کنار شاکلی (وسط) و براتین (راست)
آزمایشگاه تحقیقیاتی گلف، مقصد بعدی مطالعات جان بود. او به استاد قدیمیاش ملحق شد و اکتشاف با استفاده از فناوریهای الکترومغناطیس، بار دیگر به موضوع فعالیتهای علمیاش تبدیل شد. باردین از تجربهی فعالیت در آزمایشگاه گلف لذت میبرد، اما ژئوفیزیک هیچگاه آنطور که باید و شاید موضوع تمرکز او نبود. او بیش از همه به شرکت در سمینارهای تحقیقاتی فیزیک مدرن در دانشگتاه پیتسبورگ علاقهمند بود. درنهایت جان در سال ۱۹۳۳ تصمیم گرفت تا از موقعیت امن خود در آزمایشگاه گلف خارج شود و با وجود بحران اقتصادی آن سالها، مسیر علمی و زندگی خود را به سمت دانشگه پرینستون تغییر دهد. باردین پیش از ترک پرینستون با جین مکسول آشنا شد که بعدها با او ازدواج کرد؛ ازدواجی که به ۵۵ سال زندگی مشترک انجامید.
تحقیق و تحصیل در دانشگاه پرینستون، پایههای علمی و تحقیقاتی جان را در رشتهی فیزیک تثبیت کرد. یکی از دوستان او بهنام فردریک سیتز در آن دانشگاه، اولین دانشجوی یوجین واینر بود. جان نیز مسیر دوستش را ادامه داد و تحصیل تحت راهنمایی واینر را انتخاب کرد. سیتز و باردین بههمراه کانیرز هرینگ، دانشجوی سوم واینر و گروهی از دانشجویان جان اسلیتر از دانشگاه MIT، اولین نسل از فیزیکدانها نظری آمریکا بودند که با هدف پیادهسازی مکانیک کوانتوم در کاربردهای واقعی فیزیکی و اجسام صلب تحصیل میکردند.
واینر و سیتز در سال ۱۹۳۳ تحقیقات خود را متمرکز بر عنصر سدیم پیش میبردند. آنها روشی ابتدایی و تقریبی برای محاسبهی ساختارهای اتصالی این عنصر کشف کردند. باردین هم در مسیر تحقیقات آنها، دستاوردهای تحقیقاتی خود در حوزهی فلزات را دخیل کرد. او قبلا روشی برای اندازهگیری انرژی مورد نیاز با هدف جداکردن یک الکترون از سطح فلز، تدوین کرده بود. باردین برای فرایند تحقیقاتی خود، هر الکترون را با استفاده از یک تابع موجی استفاده میکرد. او سپس برای تقریب زدن توزیع الکترونها در سطح فلز، هر الکترون را با یک تابع موجی تعریف کرد. باردین در سالهای بعد گفته بود که روش تجزیهی مسائل به اجزاء اولیهی تشکیلدهنده را برای اولینبار از واینر آموخت.

تحقیقات پیشرفتهی فیزیکی
جان در سال ۱۹۳۵ مصاحبهای شفاهی با مدیران ارشد انجمن علمی دانشگاه هاروارد داشت. او با وجود عملکرد نهچندان مناسب در پرسش و پاسخ شفاهی، در همان سال به عضویت ابتدایی انجمن دعوت شد. باردین سه سال به تحقیق و مطالعه در هاروارد پرداخت و موضوعات مرتبط با اتصال الکترونها، بخش اصلی فعالیتهای علمیاش را تشکیل میدادند. دنیای فیزیک در آن زمان هنوز ابزارهای نظری کاملی برای تحلیل مسائل مورد نظر باردین را نداشت و بههمین دلیل در بسیاری از فعالیتهای علمی خسته و سرخورده میشد. ابزارهای مورد نیاز او پس از جنگ جهانی دوم بهمرور به علم فیزیک افزوده شدند.
دانشگاه هاروارد، محل آشنایی باردین با ویلیام شاکی بود. او بعدا تز دکترای خود را هم در دانشگاه MIT و تحت نظارت اسلیتر تألیف کرد. زمانیکه باردین ترم دوم تحقیقاتی خود را میگذراند، شاکلی به کار در آزمایشگاه بل دعوت شد. آزمایشگاه بل، بازوی تحقیق و توسعهی شرکت American Telephone and Telegraph بود. شاکلی بعدها با استفاده از موقعیت خود، باردین را هم به بل لبز دعوت کرد.
یکی از افراد تأثیرگذار در زندگی باردین در دوران تحقیق در هاروارد، دانشمند فیزیک کاربردی بهنام پرسی بریجمن بود. او بیش از همه با مطالعات پیشگامانهی فیزیک مواد تحت فشار بالا شناخته میشد. بریجمن از پیشگامان توسعهی فلسفهی Operationalism هم محسوب میشد که در تاریخ علم، مرتبط با توسعهی نظریهی نسبیت اینشتین شناخته میشود. باردین از ترکیب نظریهی کوانتوم با دادههای بریجمن دستاوردهای قابلتوجهی داشت. بههمین دلیل او در سالهای آتی زندگی علمی خود، همکاری با یک دانشمند تجربی را همیشه مد نظر قرار میداد.

یکی از اساسیترین مسائل تحقیقی باردین در دانشگاه هاروارد، مفهوم ابررسانایی بود که او در آن سالها موفق به ارائهی توضیحی دقیق و کامل از آن نشد. ابررسانایی در تعریف ساده یعنی از دست دادن کامل مقاومت الکتریکی در برخی از فلزات و آلیاژها که پس از کاهش دما به پایینتر از حدی مشخص رخ میدهد. در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ نظریههای متعددی پیرامون ابررسانایی مطرح شده بود که همگی از نتایج توسعهی مفاهیم مکانیک کوانتوم بودند. البته همهی نظریهها در اثبات دقیق مفهوم مذکور ناموفق بودند.
فریتز و هاینتز لندن، دو برادر بودند که در سال ۱۹۳۵ نظریهای تجربی را برای ابررسانایی مطرح کردند. دستاورد آنها نقطهی عطفی در مسیر توسعهی نظریهی نهایی بود. باردین از اولین افرادی بود که متوجه اهمیت نظریهی برادران لندن شد. او تأثیر این نظریه را بر توضیح مفاهیم ابررسانایی درک میکرد، اما هنوز نمیتوانست آن را با استفاده از دانش پایهای خود توسعه دهد. دانشگاه مینهسوتا در سال ۱۹۳۸ پیشنهاد تدریس در دانشکدهی فیزیک را به باردین ارائه کرد. او علاوه بر تحصیل، مطالعه و تحقیق پیرامون مفهوم ابررسانایی را هم ادامه داد و نظریههایی هم منتشر کرد.
جان باردین در سال ۱۹۴۱ تصمیم گرفت تا دانش خود را در خدمت نیروهای متفقین در جنگ جهانی دوم قرار دهد. او در سال ۱۹۴۱ خانوادهی خود را به واشنگتن برد تا در آزمایشگاه Naval Ordance به تحقیق پیرامون سیستمهای دفاعی در برابر اسلحههای مغناطیسی ارتش نازی بپردازد. باردین در آن سالها سه فرزند داشت که بعدها همهی آنها به حوزههای علمی وارد شدند. جیمز و ویلیام تحقیقات فیزیک را در پیش گرفتند و بتسی نیز به حوزهی پردازش وارد شد.

مرکز آزمایشگاهی بل و اختراع ترانزیستور
فعالیت در مراکز تحقیقاتی ارتش پس از مدتی باردین را دلزده کرد. او از ساختارهای بروکراتیک نظامی و همچنین دور ماندن از موضوع اصلی تحقیقات فیزیکی خود خسته شد. به محض تمام شدن جنگ، دانشمند آمریکایی به ادامهی مطالعات فیزیک بنیادی پرداخت. در آن سالها شاکلی مدیر یک گروه تحقیقاتی در بل لبز بود که در حوزهی فیزیک حالت جامد فعالیت میکردند. باردین به عضویت در این گروه دعوت شد و به مرکز آزمایشگاهی بل رفت.
گروهی که باردین در آزمایشگاه بل به آن ملحق شد، بخشی از یک دپارتمان جدید متمرکز بر فیزیک حالت جامد بود که معاون ارشد آزمایشگاه، ماروین کلی آن را تأسیس کرد. گروه جدید که پیرامون نیمههادیها مطالعه میکردند، متشکل از دو فیزیکدان نظری یعنی باردین و شاکلی، دو فیزیکدان تجربی بهنامهای والتر براتین و جرالد پیرسون، یک شیمیدان بهنام رابرت گیبنی و یک متخصص مدار بهنام هلیبرت مور بود.
یکی از اهداف اصلی گروه تحقیقاتی شاکلی در بل لبز، جایگزینی لامپهای خلأ با قطعاتی جدید بود. لامپها قطعات اصلی توسعهی فناوری تلفن در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ بودند که باید در گروه جدید با فناوری نیمههادی جایگزین میشدند. باردین مطالعاتی روی تحقیقات زمان جنگ با موضوع سیلیکون و ژرمانیم داشت. در زمان جنگ جهانی دوم، نیمههادیها برای سیستمهای راداری توسعه یافته بودند و منابع تحقیقی برای توسعهی کاربرد آنها آماده شده بود.
شاکلی تحقیقاتی را روی یک آمپلیفایر اثر میدانی سیلیکونی انجام داد. او پس از ملحقشدن باردین به تیمش از همکار جدید درخواست کرد تا طراحی جدیدی برای کاربردی کردن طراحیهای اولیه انجام دهد. اولین نتایج طراحی باردین موفق نبودند، اما او پس از پنج ماه، به مفهومی برای توضیح دلیل شکست دست پیدا کرد. نظریهی باردین ادعا میکرد که تعداد قابلتوحهی از الکترونها در سطح فلز گرفتار میشوند و درنتیجه تأثیر زیادی در رسانایی نخواهند داشت. شاکلی علاقهی زیادی به این تحقیقات نشان داد و فعالیت گروهش در دو سال آینده، به مفهوم حالتهای سطح اختصاص یافت.

نمونهای ساختهشده از اولین ترانزیستور عملیاتی
ماه نوامبر سال ۱۹۴۷ بهعنوان شروع دورهی طلایی اختراع ترانزیستور شناخته میشود. در آن زمان، گروه شاکلی هنوز درگیر مطالعهی حالتهای سطح بود. براتین در جریان تحقیقات کاربردی خود متوجه یک قطره آب شد که روی دستگاه آزمایش تشکیل شده بود. این قطره، مشکلات عملکردی مغناطیسی برای دستگاه ایجاد کرد که منجر به آزمایشهای دیگر از سوی براتین شد. او دستگاه آزمایش را در میعانات متعدد وارد کرد و به این نتیجه رسید که اثر فتوولتایی مورد مطالعهاش، در زمان ورود دستگاه به مایع الکترولیت افزایش مییابد.
باردین با مشاهدهی نتایج آزمایش براتین ادعا کرد که یونهای موجود در الکترولیت، احتمالا میدان الکتریکی بزرگی ایجاد میکنند که اثر حالتهای سطح را خنثی میکند. گروه تحقیقاتی سپس نتیجه گرفت که در زمان استفاده از آب یا مادهی الکترولیت دیگر، میتوان نیروی محرکهی الکتریکی را در بازهی قابلتوجهی تغییر داد؛ درنتیجه آنها به روشی برای ساخت آمپلیفایر نیمههادی اثر میدان دست پیدا کردند. ارتباط باردین و براتین در جریان این تحقیقات بسیار نزدیک بود. باردین بهعنوان مغز و براتین بهعنوان دست تحقیقات علمی شناخته میشدند. این همکاری، شبیه به همکاری باردین با بریجمن بود.
در جریان آزمایشهای تجربی برای ساخت آمپلیفایر، باردین پیشنهادهای متعددی به گروه تجربی ارائه میکرد. از میان آنها میتوان به جایگزینی ژرمانیم بهجای سیلیکون اشاره کرد. پیشنهاد دیگر، جایگزینی الکترولیت با فیلم اکسیدی بود که روی سطح ژرمانیم تشکیل میشد. بههرحال آزمایشها با شرایط گوناگون ادامه پیدا کرد تا اینکه دستاورد بزرگ و مشاهدهی اولین آثار تشدید جریان در ۱۱ دسامبر ۱۹۴۷ رخ داد. البته جریان ایجادشده در مسیر خلاف برنامه و آزمایش مورد نظر بود. درنهایت با کمی تغییر در ساختار آزمایش، دستگاه موفق به تشدید جریان در مسیر صحیح شد. دستگاه مورد آزمایش باردین و براتین در ۱۶ دسامبر نتایج دلخواه را ایجاد کرد و بعدها به ترانزیستور تغییر نام داد.

اختراع ترانزیستور انقلابی در دنیای فناوری ایجاد کرد که در سالهای بعد منجر به تولد قطعات مهم دیگر همچون ریزپردازندهها شد؛ البته اختراع مذکور بهنوعی روح جاری در گروه نیمههادی بل لبز را از بین برد. شاکلی که پیشنهاد ساخت دستگاه آمپلیفایر را مطرح کرده بود، تلاش کرد تا پتنت ترانزیستور را بهصورت انفرادی بهنام خودش ثبت کند. رویکرد او تعجب و ناراحتی باردین و براتین را در پی داشت. البته تلاشهای شاکلی هم موفق نبود، چون جزئیات مذکور در پیشنهاد پتنت او، در سال ۱۹۳۰ توسط یک مخترع آمریکایی لهستانی ثبت شده بود.
شاکلی در تاریخ فناوری بهعنوان شخصی نهچندان محبوب شناخته میشود. او در ادامهی فعالیت باردین و براتین، از تحقیق آنها در مسیر ساخت ترانزیستور دوم جلوگیری کرد. قطعهی مورد نظر آن دو دانشمند، رویکردی تجاریتر به ترانزیستور میداد. چنین رخدادهایی حساسیت را در گروه نیمههادی آزمایشگاه به اوج رساند. دراینمیان باردین و براتین هم نگران ثبت پتنت توسط دانشمندان دیگر بودند. نگرانی آنها بیمورد هم نبود و کمی بعد دانشمندانی در فرانسه، دستگاهی مشابه را ثبت کردند. بههرحال شاکلی هم بهصورت مخفیانه به تحقیقات خود ادامه میداد و سعی در ثبت پتنت ترانزیستور داشت.
باردین در نتیجهی تنشهای ایجادشده در بل لبز تصمیم گرفت تا به پروژهی رآکتور هستهای در آزمایشگاه ملی اوک ریج بپیوندد. جیمز فیسک از دانشمندانی بود که به باردین نصحیت کرد تا فعالیت در آزمایشگاه بل را ادامه دهد. جان تصمیم گرفت تا مطالعات خود در حوزهی ابررسانایی را ادامه دهد. در آن زمان با وجود اهمیت بالای ابررسانایی، بل لبز علاقهای به فعالیت در آن حوزه نداشت و درنتیجه باردین بهتنهایی تحقیق و مطالعه را ادامه داد.
مطالعات باردین پیرامون مفهوم ابررسانایی با دستاوردهایی نظری همراه بود، اما او هنوز هم نمیتوانست دستاوردها را با پایههای علمی اثبات کند. او بهمرور تنهایی بیشتری را در فعالیتهای علمی حس کرد و در سال ۱۹۵۰، از سیتز خواست تا شغلی در حوزهی آکادمیک به او پیشنهاد دهد. سیتز که بهتازگی به دانشگاه ایلینوی رفته بود، بهسرعت با رئیس دانشگاه و مدیر دپارتمان فیزیک ارتباط برقرار کرده و پیشنهاد جذب باردین را ارائه کرد. درنهایت دعوتنامهی دانشگاه ایلینوی برای باردین ارسال شد و او در سال ۱۹۵۱ با خانوادهاش به آن شهر رفت.

دانشگاه ایلینوی و نظریهی ابررسانایی
نیک هولونیاک، اولین دانشجوی تحصیلات تکمیلی باردین بود که بعدها به دوستی صمیمی برای او تبدیل شد. ارتباط آن دو نفر شبیه به دوستی و ارتباطی بود که باردین در بل لبز با براتین برقرار میکرد. او فردی درونگرا و ساکت و دوستانش، افرادی برونگرا بودند. هولونیاک در آزمایشگاه نیمههادی کار میکرد که در سال ۱۹۵۲ تأسیس شده بود. او دربارهی باردین میگوید که مخترع ترانزیستور هیچگاه در آزمایشهای تجربی دخیل نمیشد، اما همیشه دانشجویان را به تحقیق آزمایشی و کشف حقایق با استفاده از تجربه تشویق میکرد.
باردین در کنار فعالیتهای دانشگاهی خود، ارتباط نزدیکی با فعالان صنعت داشت. او ابتدا با مدیران شرکت زیراکس همکاری میکرد و همچنین دوستان و همکارانی در جنرال الکتریک داشت. بهعلاوه Supertex هم که توسط یکی از دانشجویان باردین بهنام هنری پائو تأسیس شده بود، از مشاورههای او بهره میبرد. جان باردین همچنین در توسعهی مرکز تحقیقات Midwest Electronics همکاری داشت که بهعنوان واسطی بین فعالیتهای تحقیقی دانشگاهها با مراکز تحقیق و توسعهی صنعتی فعالیت میکرد.
ورود به دانشگاه ایلینوی، با افزایش تحقیقات باردین در حوزهی ابررسانایی همراه بود. او بهدنبال ابزارهایی جدید میگشت تا تعامل الکترونها را در نیمههادیها تحلیل کند. نظریهی ارتباطهای الکترون-الکترون دیوید بوم در مواد پلاسمایی، زمینهای بود که توسعهی تحقیقات باردین را ممکن میکرد.

در کنار کوپر و شریفر
باردین برای ادامهی تحقیقات ابررسانایی، یکی از دانشجویان بوم بهنام دیوید پاین را به ایلینوی دعوت کرد. پاین مطالعاتی پیرامون تعامل الکترونها در فاز سادهی قطبیت انجام داده بود و باردین بر پایهی همین مطالعات و با همکاری پاین، اتصال الکترونها را در لرزشهای شبکهای فرمولسازی کرد. آنها به این نتیجه رسیدند که در زمان کوچکبودن انرژی انتقالی، تعامل جذبی قویتر میشود و درنتیجه مکانیزمی برای توضیح ابررسانایی مطرح شد. دراینمیان باردین به مطالعهی تمامی تحقیقات انجامشده در حوزهی ابررسانایی ادامه داد و در سال ۱۹۵۶، مقالهای بلند در این موضوع در Handbuch der Physik منتشر کرد.
رابرت شریفر، از دانشجویان اسلیتر در MIT، سال ۱۹۵۳ به ایلینوی رفت. او باردین را بهعنوان استاد راهنما و نظریهی ابررسانایی را بهعنوان موضوع مطالعهی خود انتخاب کرد. لئون کوپر، همکار جدید دیگر باردین در مطالعات ابررسانایی بود که جایگزین پاین شد. همکاری کوپر با تیم باردین به نتایج امیدوارکنندهای در حوزهی ابررسانایی انجامید و آنها بیش از همیشه به راهکار نهایی شرح مفهوم نزدیک شده بودند.
زمانیکه باردین در دانشگاه ایلینوی مشغول مطالعه پیرامون ابررسانایی بود، خبر اهدای جایزهی نوبل به او، براتین و شاکلی در سال ۱۹۵۶ منتشر شد. او دانشجویان خود را به ادامهی تحقیقات مشغول کرد و خود برای دریافت جایزه به استکهلم رفت. باردین تمایل زیادی به دریافت جایزه نداشت. از یک سو او نگران جریان تحقیقات پیرامون ابررساناها بود و ازطرفی، ترانزیستور را لایق دریافت جایزهی نوبل نمیدانست. بهعلاوه باردین تاحدودی از دریافت جایزهی نوبل پیش از اساتیدش، یعنی واینر و ولک، خجالت میکشید.

در روزهای پایانی ژانویهی سال ۱۹۵۷، دستاورد بزرگ گروه تحقیقاتی باردین محقق شد. او چند روز قبل از استکهلم بازگشته بود و با قدرت، تحقیقات را ادامه میداد. ابتدا شریفر عبارتی تأثیرگذار به تابع موجی حالت پایه اضافه کرده و باردین با توجه به دستاوردهای این تغییر در تابع، تیم خود را بهسمت فعالیتهای جدیتر برای کشف ارتباط بین مفاهیم تجربی هدایت کرد. گروه سهنفره با جدیت بهدنبال اثبات مفاهیم رفتند و درنهایت نظریهی باردین-کوپر-شریفر (BCS) در ژوئیه سال ۱۹۵۷ منتشر شد. تابع آنها بهعنوان راهکاری برای یک مسئلهی ۴۵ ساله در تاریخ علم شاخته شد که بزرگترین دانشمندان نظریهپرداز تاریخ را به خود مشغول کرده بود.
باردین پس از موفقیت تیمش در ارائهی نظریهی BCS، به استاد بزرگ و قابل احترام دانشکدهی فیزیک دانشگاه ایلینوی تبدیل شد. او اکثر روزهای خود را به مشاوره به همکاران و دانشجویان اختصاص میداد و بهخاطر تجربهی بالا در علم فیزیک، اغلب راهکارهایی کاملا دقیق و کاربردی ارائه میکرد.
افتخار دوم باردین پس از جایزهی نوبل، در سال ۱۹۶۵ اتفاق افتاد و لیندون جانسون، رئیسجمهور وقت آمریکا، مدال ملی علوم را بهعنوان بزرگترین افتخار دستاورد علمی به او اهدا کرد. باردین در آن زمان نگران بود که آکادمی علوم سوئد به رسم همیشگی از اهدای جایزهی مجدد در یک حوزه خودداری کند و درنتیجه دستاوردها و تلاشهای شیفر و کوپر نیز ارج نهاده نشوند. البته در سال ۱۹۷۲ انجمن داوران جایزهی نوبل، رسم همیشگی را شکست و جایزهای مشترک را بهخاطر تألیف نظریهی ابررسانایی به شریفر، کوپر و باردین اهدا کرد.
باردین دو سال پس از دریافت جایزهی نوبل دوم، از فعالیتهای تدریس بازنشسته شد. البته او فعالیتهای تحقیقاتی را باجدیت دنبال میکرد و همیشه برای پاسخدادن به سؤالهای دانشجویان و انواع مشاورههای علمی آماده بود.

مخترع ترانزیستور در سالهای فعالیت در ایلینوی، علاوه بر تحقیق و تدریس بهعنوان مشاور علمی انجمنهای ملی متعدد فعالیت میکرد؛ بهعنوان مثال میتوان به فعالیت در دفتر تحقیقات نیروی دریایی (ONR) در سال ۱۹۵۱ اشاره کرد. بهعلاوه او از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۳ در کمیتهی مشاورهی علمی رئیسجمهور آمریکا (PSAC) در زمان ریاست جمهوری آیزنهاور و بعدا کندی فعال بود. او در سال ۱۹۶۸ بهعنوان رئیس انجمن فیزیک آمریکا (APS) انتخاب شد.
سالهای پایانی و مرگ
جان باردین در دههی ۱۹۸۰ تمرکز اصلی تحقیقات خود را روی مفاهیم مکانیک کوانتومی معطوف کرده بود و تلاش میکرد تا برخی از آنها همچون CDW را شبیه به نظریهی ابررسانایی اثبات کند. البته تلاشهای او با نظریههای مخالف از سوی دانشمندان دیگر روبهرو شد و باردین توانایی اثبات نظریههایش را در مجامع علمی پیدا نکرد. بههرحال مخترع ترانزیستور تا پایان عمر به نظریههای خود اصرار میکرد و مفاهیم CDW را مثالهایی عالی از مکانیک کوانتوم در سطح ماکروسکوپی میدانست.

در کنار باری و هایزنبرگ
دوستی باردین با هولونیاک در دههی ۱۹۸۰، مانند پادزهری بود که شکست آن سالها را تاحدودی برایش درمان میکرد. او به نصیحتهای دوست دانشمندش عمل کرد و از میانهی دههی ۱۹۸۰، بیشتر به استراحت و تفریح مشغول شد. منتهی شرایط سلامتی باردین در سالهای پایانی آن دهه رو به وخامت رفت و چشمانش به دژنراسیون ماکولا مبتلا شدند. بهعلاوه باردین از بیماری نقرس هم رنج میبرد و توانایی انجام تفریح مورد علاقهاش، گلف را نداشت. با وجود این او در سال ۱۹۸۷ و انتشار خبری پیرامون کشف ابررسانایی در دمای بسیار بالا، مانند بسیاری دانشمندان دیگر به نظریهپردازی مشغول شد تا توجیهی علمی برای پدیدهی مذکور ارائه کند.
در ماه دسامبر سال ۱۹۹۰، آزمایشی روی ریه و سینهی باردین انجام شد که شیوع سرطان را در بدن او تأیید کرد. پزشک معالج پیشنهاد رادیودرمانی داد، اما باردین در ۳۰ ژانویهی سال ۱۹۹۱، پیش از انجام هرگونه عمل درمانی، بر اثر حملهی شدید قلبی از دنیا رفت. خاکستر او به محل زادگاهش رفت و در مدیسون به خاک سپرده شد. همسرش جین در ۳۱ مارس سال ۱۹۹۷ از دنیا رفت.
سهم عمدهای از نوشتههای علمی و خانوادگی باردین توسط ویلیام و مارجری باردین در وارنویل ایلینوی نگهداری میشود. بسیاری از یادداشتهای علمی او نیز در آرشیو دانشگاه ایلینوی در اربانا ایلینوی قرار دارند. دفترچههای باردین در بل لبز اکنون تحت مالکیت Lucent Technologies هستند.
شرکت سونی به افتخار دستاوردهای جان باردین، با اهدای سه میلیون دلار، یک کرسی استادی در دانشگاه ایلینوی وقف کرد. سونی هم مانند بسیاری دیگر از شرکتهای کنونی دنیای فناوری، پیشرفتها و موفقیتهای خود را مدیون اختراع تاریخساز باردین و محققان ایلینوی و بل لبز است. در سال ۱۹۹۴، انجمن مواد، فلزات و مواد معدنی آمریکا جایزهای بهنام جان باردین معرفی کرد که به دستاوردهای بزرگ علمی در حوزهی مواد الکترونیکی اهدا میشود.
سونی از سال ۲۰۱۰ تاکنون، مشغول تولید و عرضهی گوشیهای هوشمندی است که از سیستم-روی-چیپ کوالکام بهعنوان قلب تپندهشان بهره میگیرند. درحالی که سال آینده قرار است وارد دههی جدید میلادی شویم، بهنظر میرسد که این غول ژاپنی قصد ندارد تغییری در استراتژیهای خود اعمال کند.
براساس آنچه رسانهی AndroPlus ادعا میکند، سونی وارد مراحل اولیهی آزمایش گوشی پرچمدار سال ۲۰۲۰ خود شده است. در حال حاضر جزئيات بسیار کمی درمورد پرچمدار بعدی ژاپنیها میدانیم. بااینحال براساس اطلاعات موجود در فایلهای فاششده از سرور توزیع فرمور سونی، اکسپریای بعدی از تراشهی کوالکام SM8250 استفاده خواهد کرد؛ تراشهای که پیشبینی میکنیم اواخر سال جاری میلادی تحت عنوان اسنپدراگون ۸۶۵ معرفی شود.

براساس جدیدترین شایعات، کوالکام هماکنون در حال توسعهی دو مدل متفاوت از تراشهی اسنپدراگون ۸۶۵ است. مدل اول بهعنوان مدل معمولی اسنپدراگون ۸۶۵ از فناوری 4G LTE پشتیبانی خواهد کرد، درحالی که طبق شنیدهها سونی قصد دارد در مدل دوم از یک مودم 5G استفاده کند. اتخاذ این تصمیم باعث خواهد شد که کوالکام بتواند تراشهی جدیدش را برای گوشیهای متنوعتری عرضه کند تا این تراشهی پرچمدار فقط مختص به گوشیهای ردهبالا نباشد.
در حال حاضر مشخص نشده است که سونی قصد دارد از کدامیک از مدلهای اسنپدراگون ۸۶۵ در گوشی اکسپریا ۲۰۲۰ استفاده کند؛ برخی رسانهها گفتهاند که ژاپنیها قصد دارند اکسپریای بعدی را در دو مدل 4G و 5G روانهی بازار کنند. بااینحال اگر قرار بر تولید تنها یک مدل باشد، پیشبینی میکنیم سونی در آن از تراشهی 5G اسنپدراگون ۸۶۵ استفاده کند. سونی بهوضوح امیدوار است که بتواند با اتکا به فناوری 5G جایگاه مهمی برای خود در بازار دستوپا کند تا کسبوکار گوشیاش اندکی رونق بگیرد. بنابراین منطقی است اگر انتظار داشته باشیم که این شرکت کرهای در اکسپریای سال ۲۰۲۰ از تراشهای با فناوری 5G بهره بگیرد.

پرچمدار بعدی سونی که فعلا از آن با نام تأییدنشدهی اکسپریا ۲ یاد میکنیم، احتمالا در اواخر ماه فوریهی پیشرو (اوایل اسفند ۱۳۹۸) در جریان برگزاری کنگرهی جهانی موبایل بارسلونا ۲۰۲۰ (MWC ۲۰۲۰) رونمایی خواهد شد. در ضمن پیشبینی میکنیم همچون دیگر محصولات سونی، عرضهی این دستگاه نیز در فاصلهی تقریبا طولانی پس از معرفی رسمی آن، آغاز شود. در واقع احتمال میدهیم که اکسپریا ۲ سه ماه پس از MWC در دسترس مصرفکنندگان قرار گیرد.
دیدگاه شما کاربران زومیت درمورد گوشی بعدی سونی چیست؟ انتظار دارید این محصول از چه مشخصاتی بهرهمند باشد؟
قیمت بهروز، مشخصات فنی و هر اطلاعاتی که برای خرید ارزان و آگاهانهی گوشی هوشمند نیاز دارید را در بخش محصولات زومیت بیابید. در این بخش، علاوهبر مشخصات فنی دقیق و پاسخ به سوالات شما، امکان مقایسهی دو یا چند محصول درکنار گالری تصاویر رسمی محصولات دردسترس شما خواهد بود. شما میتوانید برای اطلاع از آخرین قیمت گوشی سامسونگ، شیائومی، هواوی و آیفونهای اپل از بخش محصولات زومیت استفاده کنید.
بازی ویدئویی بدون شک جزو آن دسته از صنایع مرتبط به سرگرمی است که طی چند سال اخیر رشد درخورتوجهی بهخود دیده و همهگیرتر از قبل شده است. در واقع شرکتهای مختلف به دلیل تمایل بالای مردم به انجام بازیهای ویدئویی، سعی میکنند محصولاتشان را بهگونهای بسازند که تجربهی بازی روی آنها لذتبخش باشد. سامسونگ، اپل، گوگل و بسیاری دیگر از شرکتهایی که در حوزهی موبایل فعالیت دارند، به دفعات روی اهمیت ویژگیهای گیمینگ در محصولاتشان تأکید کردهاند.
آغازبهکار سرویسهای اپل آرکید (Apple Arcade) و گوگل پلی پس (Google Play Pass) جدیدترین نمونه از تلاش اپل و گوگل برای حضور پررنگتر در بازار گیمینگ است و رقابت بین این دو شرکت بزرگ آمریکایی را وارد مرحلهای جدید میکند. الجی یکی از شرکتهایی است که در بسیاری از محصولاتش اهمیت چندانی به قابلیتهای گیمینگ نداده؛ با این حال بهنظر میرسد که این شرکت میخواهد بهزودی تغییر رویکرد دهد.

مقالهی مرتبط:
اوایل ماه سپتامبر ۲۰۱۹ بود که الجی از گوشی پرچمدار جدیدش پردهبرداری کرد. این محصول که از آن با نام الجی جی ۸ ایکس تینکیو (LG G8X ThinQ) یاد میشود، موبایلی است که از دو نمایشگر بهره میگیرد و از سختافزار قدرتمندی استفاده میکند. جی ۸ ایکس تینکیو بهلطف بهرهمندی از قابلیتهایی نظیر نمایشگر دوگانه، یک محصول معمولی بهشمار نمیآید و پتانسیل تقریبا بالایی برای دیده شدن دارد؛ اما الجی از تلاش برای اطمینان از فروش خوب آن دست بر نداشته است. در واقع این غول کرهای مدعی است که جی ۸ ایکس تینکیو تمرکزی ویژه روی قابلیتهای گیمینگ دارد.
الجی در اطلاعیهای رسمی اعلام کرده که به حوزهی گیمینگ بهعنوان فرصتی بزرگ نگاه میکند و در همین راستا گوشی موردانتظار جی ۸ ایکس تینکیو که بهنوعی نسل جدید گوشی وی ۵۰ تینکیو (LG V50 ThinQ) محسوب میشود، در پی آن است تا تجربهی گیمینگ لذتبخشی را به کاربران ارائه دهد. در واقع الجی میگوید جی ۸ ایکس تینکیو آمادگی این را دارد که یک تجربهی بینقص از بازیهای موبایلی را تقدیم کاربران کند.
الجی با ذکر ۶ دلیل مدعی است که جی ۸ ایکس تینکیو کاملترین گوشی بازار برای عاشقان بازیهای موبایلی است. دلیل اول، فراهم بودن امکان سفارشیسازی گیم پد الجی (LG Game Pad) است؛ این گیم پد قرار است در کنار نمایشگر ثانویهی دستگاه حضور داشته باشد. نمایشگر دوگانهی الجی دارای یک کنترلر لمسی تمامصفحه است که میتوان از آن برای تجربههای بازیهای مختلف در سبک جنگی، مسابقهای، اکشن و ورزشی استفاده کرد. بهلطف این گیم پد، کاربر میتواند راحتتر با بازی ارتباط برقرار کند و لذت بیشتری از تجربهی آن ببرد.

دلیل دوم، اپلیکیشن گیم لانچر (Game Launcher) در نمایشگر ثانویهی الجی است که از میانبری خاص برای دسترسی سریع به کانالهای گیمینگ یوتیوب بهره میگیرد. افزون بر اینها، کاربران جی ۸ ایکس تینکیو بهلطف بهرهمندی این گوشی از دو نمایشگر مجزا، میتوانند روی یکی از آنها به تجربهی بازی بپردازند و روی نمایشگر دیگر با دیگر بازیکنان صحبت کنند و از آنها راهنمایی بگیرند. بهعلاوه، امکان جواب دادن به پیامهای مختلف از طریق نمایشگر ثانویه وجود خواهد داشت تا کاربر مجبور نباشد هنگام دریافت پیام، بازی را قطع کند.
دلیل چهارم، امکان اعمال تنظیمات مختلف در نمایشگر برای سفارشیسازی آن است. در واقع کاربر میتواند تغییراتی را در گزینههای مختلفی نظیر تصحیح گاما (Gamma Correction) اعمال کند. به لطف این قابلیت، کاربر میتواند روشنایی بخشهای تاریک صفحه را در بازیها بالا ببرد تا جزئیات بیشتری از آنها را مشاهده کند.
الجی همچنین در اطلاعیهی جدیدش به بهرهمندی جی ۸ ایکس تینکیو از دو اسپیکر ۱/۲ واتی در دو طرف نمایشگر اشاره میکند و مدعی است که این اسپیکرها تجربهی انجام بازیها را وارد مرحلهی جدیدی خواهند کرد. بهرهمندی از صدای فضایی (Spatial Audio) باعث میشود که کاربر هنگام انجام بازی روی پرچمدار جدید الجی بتواند تشخیص دهد که دشمنش از چه سمتی به او نزدیک میشود یا اینکه از چه سمتی به طرف او گلوله شلیک شده است.

مورد آخر، به سختافزار گوشی جدید الجی مربوط میشود. الجی مدعی است که جی ۸ ایکس تینکیو از قطعات سختافزاری بهروز و قدرتمندی بهره میگیرد تا بتواند بازیهای مختلف را بدون کوچکترین مشکلی اجرا کند. این موبایل پرچمدار از تراشهی اسنپدراگون ۸۵۵ کوالکام بهعنوان قلب تپنده بهره میگیرد. اسنپدراگون ۸۵۵ امکان انتقال دادهی سریع را بدون هیچگونه تأخیر و لگ فراهم میکند و میتواند بدون هیچ مشکلی، چندین اپلیکیشن را بهصورت همزمان روی نمایشگر دوگانهی دستگاه اجرا کند.
الجی در اوایل ماه جاری میلادی بهصورت رسمی اعلام کرد که جی ۸ ایکس تینکیو قرار است در سهماههی چهارم سال ۲۰۱۹ روانهی برخی از بازارهای منتخب شود. فعلا اطلاعاتی از تاریخ عرضهی دقیق این محصول در دست نیست.
شما کاربران زومیت چه دیدگاهی در این زمینه دارید؟
قیمت بهروز، مشخصات فنی و هر اطلاعاتی که برای خرید ارزان و آگاهانهی انواع گوشیهای الجی نیاز دارید را در بخش محصولات زومیت بیابید؛ مقایسهی مشخصات فنی انواع گوشیهای الجی در کنار گالری تصاویر رسمی محصولات همگی در این بخش در دسترس شما خواهد بود.
.: Weblog Themes By Pichak :.