نیوزیلند خانهی باستانی طوطیها و پنگوئنهای غولپیکر است. پژوهشگران بقایای پرندهای را پیدا کردهاند که قد آن به حالت ایستاده تقریبا بهاندازهی قامت یک انسان بوده است؛ یکی از بزرگترین پنگوئنهای روی زمین. دیرینهشناسان این پنگوئن را Crossvallia waiparensis نامیدهاند که به راستهی پنگوئنسانان تعلق دارد. استخوانهای فسیلشدهی پنگوئن در بستر فسیلی ویپارا گرینسند پیدا شده است؛ جایی که چندین گونهی دیگر از پنگوئنسانان نیز در آن کشف شده است. جرالد مایر، از موزهی تاریخ طبیعی زنکنبرگ آلمان میگوید:
فسیلهای کشفشده در آنجا، درک ما را از تکامل پنگوئنها بسیار شفافتر کرده است.

از روی شکل استخوانهای پا دیرینهشناسان میگویند گونهی تازه کشفشده از دیگر گونههای پنگوئنی کشفشده در محل متمایز است. آنها از روی طول استخوانها اندازهی پنگوئن را تخمین زدهاند: قدی درحدود ۱.۶ متر و وزنی حدود ۷۰ تا ۸۰ کیلوگرم. این حیوان حدود ۶۶ تا ۵۶ میلیون سال قبل و در عصر پالئوسن زندگی میکرده و یکی از اولین پنگوئنهای غولپیکر زمین بوده است. این جانور به گروه پنگوئنهای غولپیکری مانند Kumimanu biceae که در سال ۲۰۱۷ کشف شد و وزن آن ۱۰۰ کیلوگرم و قد آن ۱.۶۵ متر تخمین زده شد و Palaeeudyptes klekowskii با دو متر قد و ۱۱۵ کیلوگرم وزن میپیوندد. پنگوئن جدید همچنین خویشاوندی نزدیکی با پنگوئن منقرضشدهی دیگری دارد که در پالئوسن پسین در قارهای دیگر زندگی میکرد: C. unienwillia که بقایای آن در جزیرهی سیمور در جنوبگان کشف شده است. شواهد زمینشناسی و دیرینهشناسی نشان میدهد در آن زمان، ارتباط بین استرالیا و نیوزیلند و جنوبگان بسیار قوی بوده و پوشش گیاهی و حیاتوحش مشابهی داشتهاند. تشابه بین دو پنگوئن درک ما را از ارتباط قارهها در دهها میلیون سال پیش تقویت میکند. پائول اسکوفیلد، یکی از مسئولان موزهی کنتربری میگوید:
در زمان حیات گونههای Crossvallia، نیوزیلند و جنوبگان از آنچه امروز هستند، بسیار متفاوت بودهاند: جنوبگان پوشیده از جنگل بوده است و هر دو منطقه اقلیم بسیار گرمتری داشتهاند.

این شواهد از این فرضیه نیز حمایت میکند که پنگوئنها طی تاریخ تکاملی خود، در حال بزرگشدن بودند تا اینکه ناگهان شروع به کوچکشدن کردند. تصور میشود این کوچکشدن با پیدایش پستانداران دریایی همچون فکها و نهنگها و دیگر موجودات ارتباط داشته باشد که بر سر منابع غذایی و قلمرو در رقابت بودند. هرچه فسیلهای بیشتری پیدا کنیم، تصویر نحوهی تغییر اندازهی پنگوئنها واضحتر میشود. محوطهی گرینسند منبعی غنی از فسیل برای این دورهی عجیب تاریخ پرندگان است. مایر گفت:
فسیلهای بیشتری خواهد آمد که فکر میکنیم گونههای جدیدی محسوب میشوند که هنوز در انتظار توصیف هستند.
یافتههای پژوهشگران در مجلهی Alcheringa: An Australasian Journal of Palaeontology تشریح شده است.
31 مرداد ماه امسال بنا بر گفته وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، به مناسبت روز صنعت دفاعی، از مهمترین سامانه پدافند هوایی ساخت داخل یعنی «باور373» رونمایی خواهد شد. عملیاتی شدن این سامانه که در حوزه پدافند برد بلند محسوب میشود، یک جهش بزرگ در عرصه طراحی و ساخت سامانه های موشکی پدافند هوایی در ایران =-چه از حیث راداری و چه موشکی- خواهد بود.
به همین مناسب، پیش از رونمایی این دستاورد بزرگ؛ خبرگزاری تسنیم در چند قسمت به معرفی توان پدافندی جمهوری اسلامی ایران خواهد پراخت.
این گزارش ها به صورت مجزا در دو حوزه راداری و موشکی (هر کدام دو قسمت) تهیه شده و در دو بخش اول به برخی رادارهای مهم موجود در سیستم پدافند هوایی میپردازبم؛ رادارهایی که به دست متخصصان صنایع دفاعی کشورمان طراحی و ساخته شدهاند.
** رادار چیست و چه کار میکند؟
رادارها طی دهههای پس از جنگ جهانی دوم تاکنون، اصلی ترین عامل کشف و شناسایی تهدیدات هوایی در پدافند هوایی ارتش های جهان بوده اند. طراحی، ساخت، به کارگیری، تعمیر و نگهداری و بهسازی و روزآمدسازی رادارها، نیازمند دانش و مهارت بالایی در زمینه های مختلف علوم از جمله، مخابرات، الکترونیک، نرم افزار، مکانیک و ساخت و تولید است.
روند سریع طی شده در ایران در زمینه طراحی و ساخت انواع رادارهای مورد نیاز از نمونه های کوچک و سبک قابل حمل توسط نفر برای دیده بانی زمینی گرفته تا نمونه های استقراری و بسیار بزرگ با برد چند هزار کیلومتر و نمونه های با قابلیت ردگیری موشک های بالستیک و حتی ماهواره های مدار پائین نیز نشان دهنده ایجاد و به کارگیری توان مطلوب علمی و فنی مناسب در این زمینه است. گستره انواع رادارهای تولید داخل بسیار زیاد بوده اما در این گزارش، به معرفی چند نمونه مطرح از رادارهای ساخت داخل در زمینه پدافند هوایی میپردازیم.
* گام اول با «رادار ملی» برداشته شد
اولین نمونه راداری که به صورت بومی طراحی و ساخته شد، «رادار ملی» است که پروژه آن با هدف دستیابی به راداری دیجیتالی و ساخت داخل تعریف شد. برای این امر یک نمونه رادار خارجی با کارکرد عملیاتی مطلوب، به عنوان خط مبنا (Base line) در نظر گرفته شد؛ موضوعی که با توجه به عدم وجود هرگونه سابقه طراحی رادار در کشور، کاری مطابق با روش های مرسوم اکتساب فناوری و تولید محصول در کشورهای در حال توسعه است.
این امر در نهایت به ساخت رادار ملی با برد 450 کیلومتر در سال 1377 منجر شد که مراحل طراحی و ساخت آن تماماً توسط نیروهای داخلی به انجام رسید. پیش از این کار بزرگ، فرستندهها، گیرندهها و برخی از اجزای سامانههای راداری موجود توسط متخصصان تعمیر و در صورت عدم وجود قطعات لازم در اثر تحریمها، با طراحی آن بخش به صورت بومی، قطعه یا بخش (ماژول) ساخت ایران روی رادارهای خارجی موجود نصب میشد.

مهمترین مزیت رادار ملی، راحتی کار برای تیم فنی و فرآیند تعمیراتی است زیرا این رادار به دلیل استفاده از فناوریهای نوین به سرعت عیبیابی و رفع عیب میشود. مزیت دیگر آن آسایش تیم عملیاتی است چراکه این رادار علائم (اسکوپ) بسیار روشن و واضحی دارد و کاربر آن، اهداف مورد نظر را از بین عوارض ثابت به راحتی پیدا میکند.
مزیت دیگر رادار ملی، خودکار شدن بسیاری از عملکردهای آن است به طوری که به راحتی به شبکه مکانیزه و یکپارچه پدافند هوایی کشور متصل میشود.
محدودیت رادار ملی بویژه در مورد محدودیتهای راهاندازی، نسبت به رادارهای موجود تا پیش از آن کمتر است.
طبق برآوردها، این رادار حداقل در بسیاری نقاط مثل شرق، شمال و غرب کشور وارد خدمت شده و به عنوان بخشی از زنجیره نظارت هوایی در فواصل طولانی و هشدار زودهنگام به کار میرود.
* کاشف-1 و 2
سامانه راداری «کاشف-1» بعد از رادار ملی، جزو اولین دستاوردهای راداری کشور بود که شباهت هایی به یک نمونه مطرح خارجی داشت. این رادار برای اولین بار در دهه 1380 مشاهده شد.
کاشف-1 راداری تماماً متحرک، میانبرد، در باند S با برد بیشینه 150 کیلومتر و سقف ارتفاع قابل پوشش 14کیلومتر بوده و عملکرد آن 2 بُعدی است. این رادار همچنین نقشهای از کلاتر (بازتابهای عوارض سطحی) داده و میتواند مناطق حساس را به صورت تقویت شده در نمایشگرهای چندمنظوره خود نمایش دهد.
کاشف توانایی کشف اولیه بیش از 100 هدف و ردیابی در حین جستجوی 20 هدف را دارد.

کاشف-1
این رادار که با نام TM-ASR-1 نیز معرفی شده است توان خروجی 800 کیلوواتی داشته و با توجه به برد خود به عنوان رادار هشدار ثانویه، در فرایند کشف اهداف به کار میرود.
با توجه به فرکانس مورد استفاده، کاشف توانایی کشف اهداف با سطح مقطع راداری پائین مانند پهپادهای کوچک و موشکهای کروز را هم دارد. برای تضمین عملکرد بالای کاشف در فضای نبرد قابلیت مقابله با جنگ الکترونیک (ECCM) نیز برای آن ایجاد شده است.
آنتن این رادار که از نوع سهموی (Parabolic) است قابلیت گردش 360 درجه و با سرعتهای دورانی 3، 6 یا 12 دور بر دقیقه را به تناسب موقعیت راهکنشی (تاکتیکی) و حضور تهدیدات در منطقه دارد.
تمامی زیرسامانههای این رادار شامل مولد برق، اتاق خدمه و سامانههای پردازش و کنترل و ارتباطات و اجزای مکانیکی باز کردن و حرکت دادن رادار در یک کامیون مستقر شدهاند که یکی از عوامل تحرک بالای این مجموعه است.
قابلیت این رادار در آماده به کار شدن و یا خروج از وضعیت کاری برای حرکت به منطقهای دیگر بسیار بالا بوده و در مدت زمان کمتر از 30 دقیقه آماده به کار میشود.
«کاشف-2» با بهسازیهای مختلف بر روی کاشف-1 به وجود آمده است به طوری که برد نهایی این رادار تا 200 کیلومتر بوده که حدود 33% افزایش نسبت به نسل قبلی را نشان میدهد.
فرستنده و گیرنده در این رادار کاملاً از فناوری حالت جامد بهرهمند شدهاند که باعث افزایش قابلیتهای عملیاتی و همچنین افزایش اطمینانپذیری زیرسامانههای مربوطه میشود.
کاشف-2 توانایی ثبت اطلاعات هزار هدف را داشته و به مانند نمونه قبلی خود، از قابلیت اتصال به شبکه فرماندهی و کنترل هوشمند پدافند هوایی بهره مند است.

کاشف-2
آنتن کاشف-2 به دلیل مشبک بودن، جرم کمتری داشته و در نتیجه به توان الکتریکی کمتری برای چرخش نیاز دارد و دوام اجزای متحرک آن نیز بیشتر شده و مقاومت آن در برابر باد هم بهبود مییابد.
کاشف-2 همانند نسل قبلی، روی یک کامیون مستقر بوده و در نتیجه از قابلیت تحرک و جابجایی بالایی برخوردار است. آنتن این رادار نیز به صورت سه تکه ساخته شده و برای سهولت حرکت، به صورت خودکار باز شده و پشت کامیون حامل قرار می گیرد.
* مطلع الفجر؛ آغاز کشف پنهانکاران
رادار «مطلع الفجر-1» از اولین نمونههای رادارهای داخلی با توانایی مناسب در کشف اهداف پنهانکار بوده است. این رادار در زمره رادارهای با برد متوسط به بالا قرار میگیرد و در باند VHF کار میکند.
نحوه عملکرد سختافزاری آنتن رادار مطلع الفجر بدین صورت است که آنتنهای آن -که به فرم یاگی هستند- در حال حرکت به صورت جمع شده روی سقف کانتینر حاوی تجهیزات پردازش و کنترل قرار داشته و پس از استقرار در ناحیه مورد نظر باز میشوند. این رادار و سامانه های پردازش و کنترل و تولید توان آن مجموعاً 10 تن جرم دارند.
این مجموعه روی پایهای که به صورت تلسکوپی جمع شده است قرار دارد که با باز شدن این پایه مرکز آنتنها در ارتفاع حدوداً 8 متری سطح زمین قرار میگیرد. در مطلع الفجر-1 از 12 آنتن یاگی شکل که مشابه آنتنهای مرسوم گیرنده امواج تلویزیونی هستند استفاده شده است.

مطلع الفجر-1
برد این رادار که 360 درجه را پوشش میدهد، در حدود 300 کیلومتر بوده و سقف ارتفاع قابل پوشش آن 20 کیلومتر است که بیشتر از بالاترین سقف پرواز بسیاری از هواپیماهای نظامی معمول بوده و ارتفاع تاکتیکی اهداف را ارائه میدهد. مطلع الفجر-1 قابلیت ردگیری همزمان تا 100 هدف و نگهداری سابقه اهداف را دارد.
رادار مطلعالفجر به همراه مکانیزمهای استقرار، سامانههای پردازش و کنترل، نمایشگرهای کاربران، ادوات مخابراتی و سامانه تولید برق همگی توسط یک تریلر حمل میشوند که توان تحرک بالایی به آن میدهد. این رادار از سامانههای ضد جنگ الکترونیک نیز بهرهمند است و پایداری خوبی در فضای نبردهای مدرن خواهد داشت.
قابلیت کُد کردن پالسها بر اساس الگوهای بومی با احتمال کشف پائین، شبکه عیبیابی خودکار، قابلیت پرش فرکانسی هم به صورت تصادفی و هم تابع الگوریتم مورد نظر تا 100 پله در کنار طراحی بخشی (ماژولار) از دیگر ویژگیهای قابل ذکر سامانه مطلع الفجر-1 است. این رادار ضمن دارا بودن قابلیت عملکرد شبانهروزی امکان استفاده به صورت شبیهساز آموزشی را نیز داشته و کاربری و تعمیر و نگهداری آن آسان است.
رادار مطلعالفجر-2، یک رادار 3 بعدی، با قابلیت تحرک مناسب، برد بلند ویژه مراقبت هوایی و هشدار زودهنگام در باند VHF است که میتواند به طور مستقل عمل کرده ویا به عنوان بخشی از یک سامانه پدافندی و البته جزئی از شبکه یکپارچه پدافند هوایی باشد.
این رادار قابل استفاده در تمام شرایط آب و هوایی و یک رادار مدرن با پردازش کوهرنت بوده و تماماً از اجزای نیمه هادی بهرهمند است که میتواند اهداف هوایی را تا برد 480 کیلومتر و همچنین اهداف با سطح مقطع پایین را آشکارسازی و ردگیری کند.
به واسطه ویژگی های پردازشی مورد استفاده، مطلع الفجر-2 توانایی تشخیص کوچکترین تفاوت سرعت اهداف را دارد. در واقع باید گفت توانایی های این نسل نسبت به نسل اول، به صورت جهشی افزایش یافته است.

مطلع الفجر-2
استفاده از تجهیزات الکترونیکی پیشرفته نظیر نیمه هادیها باعث افزایش مدت زمان قابل کارکرد و کاهش احتمال بروز خرابی در این رادار شده و میزان زمان مورد نیاز برای تعویض و تعمیر قطعات آن را نیز کاهش داده است.
در مطلع الفجر-2 از 32 آنتن در دو طبقه و در هر طبقه دو ردیف استفاده شده و در هر ردیف 8 آنتن به طور متقارن حول تیرک نگهدارنده قرار گرفتهاند. بنابراین ارتفاع نهایی آنتنها از سطح زمین باید به حدود 12 تا 14 متر رسیده باشد که در افزایش پوششدهی ارتفاع پایین و نزدیک سطح زمین مؤثر است.
32 آنتن موجود در مطلع الفجر-2، دو کانال مجزا را تشکیل دادهاند که علاوه بر افزایش پایداری عملکردی رادار و قابلیت اطمینان بالا در زمینه شناسایی و ردگیری اهداف هوایی، با بهرهگیری از 2 کانال مجزا در صورت از کار افتادن یا بروز هر گونه مشکلی برای یکی از آنها، دیگری به کار خود ادامه میدهد.
طبق اعلام مسئولان مربوطه، مطلع الفجر-2 که عملکردی 3 بعدی دارد، از قابلیت اندازهگیری زاویه، جهت، سرعت و ارتفاع اهداف پروازی به روش مقایسه سیگنال بین 2 کانال مستقل موجود در رادار نیز برخوردار است.
مطلع الفجر-3 نیز به عنوان نمونه بهسازی شده از نسل های قبلی ساخته و در آبان 1395 در صنایع الکترونیک وزارت دفاع در شیراز رونمایی شد.
برد رادار مطلع الفجر-3 برابر 500 و ارتفاع قابل پوشش آن 30 کیلومتر بوده و قابلیت تشخیص فاصله، زاویه و میزان تغییر فاصله اهداف را دارد.
این رادار نیز در باند VHF عمل می کند. همانطور که پیشتر اشاره شد، این باند فرکانسی مناسب برای کشف اهداف با سطح مقطع راداری پائین است.

مطلع الفجر-3
از تفاوتهای این رادار نسبت به نسل قبلی یعنی مطلع الفجر-2، افزایش تعداد آنتن های یاگی هر ردیف در رادار از 8 به 10 عدد است در نتیجه مطلع الفجر-3 در مجموع دارای 40 آنتن است اما بر خلاف نسل قبل، این آنتن ها به جای 2 کانال، در 8 کانال ساماندهی شده اند.
سامانه تشخیص دوست از دشمن همانند مطلع الفجر-2 در این رادار نیز بین دو طبقه آنتن ها نصب شده است.
در نسل آخر رادارهای مطلع الفجر، از بیش از 10 تکنیک مختلف در زمینه ضد جنگ الکترونیک بهره گرفته شده است.
مطلع الفجر-3 قابلیت ردگیری همزمان 100 هدف را دارد.
* علیم؛ کشف اهداف دور از چشم دشمن
این رادار یکی از نمونههای رادارهای پسیو (Passive) ساخته شده در کشور است. رادارهای پسیو بدون انتشار امواج و با دریافت بازتابهای راداری ناشی از فرستندههای دیگر، کار کشف اهداف را به انجام میرسانند. این فرستندهها شامل انواع مختلفی از جمله امواج فرستندههای رادیو و تلویزیون است.
این نوع رادارها مزایای قابل توجهی دارند از جمله توانمندی ویژه در کشف اهداف با سطح مقطع راداری پائین و اهداف پروازی در ارتفاع و سرعت کم.
در عملکرد رادارهای بایاستاتیک و مولتیاستاتیک، دریافت امواجی که توسط هواگردهای پنهانکار به سمتی غیر از فرستنده منحرف شدهاند یکی از روش های کشف این گونه هواگردها است. رادارهای پسیو هم در واقع نوع خاصی از رادارهای مولتیاستاتیک بوده و در نتیجه در کشف این اهداف موفق هستند.

رادار پسیو علیم
از دیگر مزیتهای رادارهای پسیو، پایین بودن هزینه تولید و هزینه عملیاتی به دلیل نبود فرستنده و اجزای مکانیکی متحرک است. البته این نوع رادارها نیاز به توان پردازشی بالایی به دلیل ماهیت متنوع امواج دریافتی داشته و حداقل 6 مرحله کار پردازش دادههای دریافتی باید انجام شود تا کار ردگیری هدف به انجام برسد. بنابراین ساخت رادار علیم در وهله اول نشان دهنده توانمندی بالای متخصصان کشور در زمینههای رایانه و پردازش است.
همچنین رادارهای پسیو به دلیل اینکه انتشار امواج ندارند، توسط سامانههای دشمن کشف نشده و در نتیجه از حمله دشمن در راستای سرکوب پدافند هوایی مصون باقی میمانند. کمتر بودن اجزای مورد نیاز برای راهاندازی سامانه نیز به حفاظت و اختفای بهتر این نوع رادارها کمک میکند. بدین ترتیب این رادارها در نواحی نزدیک به دشمن نیز قابل استقرار هستند.
رادار علیم ساخت ایران، بردی بین 250 تا 300 کیلومتر دارد که برای کشف و کمک به شکار سریع اهداف ارزشمندی چون جنگندهها و هواپیماهای ضربتی و همچنین موشکهای کروز پنهانکار راداری که به طور معمول در ارتفاع کمتر از 20 متری سطح زمین پرواز میکنند ابزار ارزشمندی است.
* کاوش؛ عرصه برای پنهانکاران سخت تر میشود
«کاوش» نام یکی از سامانههای راداری نمایش داده شده در نمایشگاه کم نظیر دستاوردهای نیروی هوافضای سپاه در اردیبهشت 1393 است. هرچند هیچ گونه مشخصاتی از این رادار در آن زمان اعلام نشد اما شباهت بسیار بالای آن به یک رادار بسیار معروف خارجی گویای اهداف طراحی آن بود.
در واقع رادار کاوش مشابه بومی رادار روسی کاستا-2ئی2 است که در دهه 1380 در زمره تجهیزات پدافند هوایی خریداری شده از روسیه و از مهمترین اجزاء ایجاد کننده توان کشف اهداف پنهانکار راداری (رادارگریز) در شبکه پدافند هوایی خود کشور سازنده است.
کاستا-2ئی2 یک رادار جستجو و مراقبت برای پوشش ارتفاعات پائین است که برای کنترل آسمان و تشخیص خودکار برد، زاویه سمتی، ارتفاع و مشخص کردن مسیر پرواز اهداف طراحی شده و در باند UHF کار میکند.
این رادار روسی توانایی کشف اهداف کوچک و کمسرعت را نیز در فواصل مختلف دارد. طول موج این رادار در حدود دسیمتر بوده و توان پوشش بردهای 5 تا 150 کیلومتر را دارد. زاویه ارتفاعی تا 25 درجه، پوشش سمتی 360 درجه و ارتفاع پروازی اهداف تا 6000 متر سایر مشخصات عملکردی آن است.
با توجه به پیشرفت های کشور در زمینه نرم افزار و مخابرات، کار ساخت نمونه بومی رادار فوق با نام کاوش به انجام رسیده و با تولید تعداد مناسب این رادار، پوشش بهتری در یک باند فرکانسی مهم برای کشف اهداف پنهان کار راداری در کشور ایجاد شد.
آنتن رادار کاوش بر روی یک برجک با ارتفاع دستکم 10 متر قرار می گیرد که به کشف اهداف پروازی در ارتفاع پائین کمک میکند.

کاوش
رادار کاوش به طور کامل از فناوری حالت جامد در زیرسامانه های خود بهره مند است. این رادار ضمن برخورداری از توانایی جستجو در حین ردگیری، قابلیت کشف مؤثر اهداف با سطح مقطع راداری پائین مانند پهپادها و موشک های کروز را در شرایط وجود جنگ الکترونیک و پرواز هدف در ارتفاع پائین و در میان عوارض زمینی دارد.
یک نمونه از رادار کاوش که در فهرست محصولات صادراتی ایرانی مشاهده می شود، دارای قابلیت کشف اهداف به صورت دو بعدی، قله توان 6 کیلووات، توانایی کشف 200 هدف و برد 150 کیلومتر معرفی شده است.
* بشیر؛ همکار سوم خرداد در انهدام MQ-4 آمریکایی
این رادار نیز در نمایشگاه نیروی هوافضای سپاه در سال 93 مشاهده شد و سپس تصاویری از نمای نزدیک آن در رسانه ملی به نمایش درآمد. رادار بشیر دارای یک آنتن مسطح مستقر بر روی پایه بوده که قابلیت چرخش به صورت 360 درجه را دارد و از نوع آرایه فازی است.
در واقع رادار بشیر پویش محیط در افق را با چرخش مکانیکی آنتن انجام میدهد که ساختاری مرسوم در بسیاری از رادارهاست. به علاوه در رادارهای پیشرفته، پویش محیط در راستای ارتفاعی با تغییر زاویه امواج به انجام میرسد که قاعدتاً در رادار بشیر نیز از همین روش استفاده شده است.
شکل آنتن همچنین نشان میدهد در این رادار از طول موجهای کوچکتر مانند باندهای L و S استفاده شده است که دارای دقت بالاتری در تعیین موقعیت اهداف در مقایسه با باندهای HF/VHF/UHF هستند اما همچنان برای جستجو و ردیابی اهداف معمولی و پنهانکار راداری در بردهای متوسط و بلند استفاده میشوند.
در رادار بشیر ضمن مشابهت کلی طراحی رادار، آنتن و پایه آن و محل و شکل آنتن سامانه تشخیص دوست از دشمن، تفاوتهای قابل توجهی نیز در همین بخشها و اجزاء جانبی نسبت به یک نمونه رادار مطرح چینی دیده میشود.
سطح یکپارچه آنتن، تفاوت تعداد المانهای آنتن سامانه IFF و 3 جزء نصب شده در پشت و دو طرف جانبی آنتن از جمله این اختلافها است که نشاندهنده بومی بودن طراحی رادار بشیر ضمن الگوبرداری از رادارهای مطرح و موفق خارجی است.

از تصاویر پیداست که رادار بشیر روی یک برجک با ارتفاع حدود 7 متر نصب شده است
رادار پیشرفته و آرایه فازی بشیر کار آشکارسازی، ردگیری و شناسایی اهداف هوایی مانند انواع هواپیماها، بالگردها، موشکهای کروز و پهپادها، شناسایی اهداف در ارتفاع پست را با قابلیت کار در شرایط جنگ الکترونیک برای سامانه های پدافند هوایی به انجام می رساند.
رادار بشیر به عنوان رادار کشف اهداف با قابلیت ردگیری سه بعدی، به همراه آتشبارهای سامانه پدافند هوایی موشکی سوم خرداد (نظیر آنچه در عملیات انهدام پهپاد MQ-4 آمریکایی در تنگه هرمز صورت گرفت) به کار می رود. برد کشف این رادار 350 کیلومتر عنوان شده است.
* حافظ؛ آشکارسازی هدف در 250 کیلومتری
رادار حافظ یک رادار جستجوگر آرایه فازی فعال 3 بُعدی با برد متوسط است. این رادار می تواند انواع پرندههای مهاجم از جمله جنگندهها و پهپادها و موشکهای کروز را در ارتفاع پست و متوسط کشف کرده و موقعیت دقیق آنها را در 3 بُعد، شامل برد، زاویه سمتی و زاویه ارتفاع در اختیار رادار کنترل آتش سامانه سلاح قرار دهد.

رادار حافظ سمت راست تصویر و بالای موشک صیاد-3 مشاهده می شود
حافظ همچنین قادر است پرتو رادار را در 2 بُعد سمت و ارتفاع به صورت الکترونیکی و در زمان بسیار کوتاه تغییر داده، اهداف را از فاصله 250 کیلومتری آشکارسازی کرده و همزمان با جستجوی اهداف (قابلیت TWS) تعداد 100 هدف را ردگیری کرده و اطلاعات موقعیت آنها را در هر چند ثانیه برای سامانه سلاح به روز رسانی کند.
با توجه به حد تفکیک بالا در برد، زاویه و سرعت، رادار حافظ میتواند در مقابل تهدیدات گروهی که در حال پرواز نزدیک به هم هستند به خوبی عمل کند.
این رادار علاوه بر امکان تغییر زاویه امواج در جهت افقی (بنا بر اعلام مسئولان) قابلیت چرخش مکانیکی 360 درجه در این صفحه را نیز داشته و برای جستجو در راستای عمودی از قابلیت پویش (اسکن) الکترونیکی توسط تغییر زاویه امواج استفاده میکند. آنتن این رادار توسط دو جک هیدرولیکی که در دو طرف آن قرار گرفتهاند از موقعیت افقی (در زمان حرکت خودروی حامل) به موقعیت عملیاتی تغییر وضعیت میدهد.
رادار حافظ دارای توانایی کار به صورت 24 ساعته بوده و با توجه به استقرار آن بر روی کامیون از تحرک بسیار خوبی برخوردار و در زمان بسیار کوتاه قابل گسترش و آماده انجام عملیات است.
این رادار از روشهای پیشرفته و به روز ضد جنگ الکترونیک، بهرهمند بوده و قادر است در محیطهای دارای اختلال و جنگ الکترونیک و همچنین در شرایط جوی و آب و هوایی مختلف نقش مؤثری را ایفا کند.
* نجم 802؛ ستاره آسمان پدافندی ایران
رادار آرایه فازی نجم-802 ساخت ایران یکی از نمونههای پیشرفته در این دسته است که یک رادار آرایه فازی با قابلیت جستجو و ردگیری چندگانه اهداف هوایی بوده و برای استفاده در سامانههای پدافند هوایی برد متوسط طراحی و ساخته شده است. این رادار در حالت جستجو میتواند اهداف را در برد متوسط آشکارسازی و آنها را با بهرهگیری از قابلیت TWS ردگیری کند.
با استفاده از توانایی TWS در حالی که رادار مشغول ردگیری یک یا چند هدف شناسایی شده است بخشی از توان خود را نیز برای جستجوی مجدد اختصاص داده و در واقع هوشیاری مجموعه پدافند نسبت به فضای تحت پوشش بیشتر میشود زیرا با وجود این قابلیت در صورت حضور اهداف جدید در پهنه آسمان، سامانه از وجود آنها مطلع خواهد شد.

اولین نمونه رادار نجم 802 در نمایشگاه سال 1390
در حالت ردگیری با مدیریت منابع رادار و استفاده از روش شکلدهی دیجیتالی پرتو، رادار نجم قادر است اهداف را به صورت همزمان از فاصله متوسط ردگیری کند. با روش شکلدهی پرتو میتوان امواج را در جهات مورد نظر تقویت یا تضعیف کرده بهترین مسیر را برای سیگنالهای ارسالی و مشخصات دامنه و فاز آنها مطابق شرایط تنظیم کرد.
نمونه اول رادار نجم 802 که برنده جایزه در جشنواره بین المللی خوارزمی نیز شد، در سامانه موشکی پدافند هوایی صیاد در کنار موشک های صیاد-2 به کار گرفته شده است. این نمونه برای اولین بار در اول تیرماه سال 1390 و در نمایشگاه دستاوردهای دفاعی کشور مورد بازدید مقام معظم رهبری قرار گرفت.
ساختار کلی نجم802 مشابه رادار فوق پیشرفته روسی گاما-دی-ئی بوده که از دو بخش مستطیلی قرار گرفته بر روی هم تشکیل شده است. در رادار نجم802 این دو بخش مجموعاً دارای 5120 المان راداری کوچک هستند.

نجم802بی
همچنین در سامانه پدافند هوایی موشکی صیاد ساخت سپاه، رادار نجم802بی که تفاوت های زیادی با نمونه اول آن دارد در نمایشگاه اقتدار40 در مصلی تهران در سال 1397 مشاهده شد.
با توجه به هماهنگ شدن این رادار با موشک های صیاد-2 با برد 75 کیلومتر، برد رادار نجم802 دستکم 150 کیلومتر قابل گمانه زنی است.
* نجم804
رادار نجم 804 به عنوان جزئی از سامانه 15 خرداد، در بهار 1398 رونمایی شد. این رادار پیشرفته آرایه فازی که هم به عنوان رادار کشف هدف و هم ردگیری اهداف عمل می کند قابلیت شناسایی اهداف در برد 150 و ردگیری در برد 120 کیلومتر را دارد. همچنین این رادار توانایی شناسایی اهداف پنهان کار از فاصله 85 کیلومتری را دارد.
سامانه 15 خرداد به کمک این رادار می تواند از فاصله 45 کیلومتری با اهداف پنهان کار درگیر شود.

رادار نجم 804 مورد استفاده در سامانه 15 خرداد
رادار نجم804 که ساخت صنایع الکترونیک وزارت دفاع در شیراز است، ظرف مدت 5 دقیقه آماده به کار شده و توانایی درگیری همزمان با 6 هدف مختلف را برای سامانه 15 خرداد ایجاد می نماید.
آنتن صفحه تخت این رادار برای شرایط حرکت جاده ای، به صورت افقی در پشت کامیون و روی اتاقک خدمه جمع می شود.
ادامه دارد...

۱- بیماری عروق کرونر
اهمیت این بیماری در سراسر جهان به نحوی است که به دلیل افزایش طول عمر، تحولات اقتصادی و ورود عوامل خطرزا در سبک زندگی، هنوز هم علت اصلی مرگ و میر است، اما با آموزش بهتر بهداشت عمومی، دسترسی به مراقبتهای بهداشتی و پیشگیرانه قابل کاهش یافتن است.
از عوامل خطرساز برای ابتلا به این بیماری فشار خون بالا، کلسترول بالا، سیگار کشیدن، سابقه خانوادگی، دیابت، و داشتن اضافه وزن است. در صورت داشتن یک یا چند مورد از این عوامل خطر با پزشک خود مشورت کنید.
۲- سکته مغزی
در حقیقت، سکتههای مغزی علت اصلی معلولیت طولانی مدت است. افرادی که طی ۳ ساعت پس از سکته مغزی تحت درمان قرار میگیرند، کمتر دچار ناتوانی میشوند. مراکز معتبر کنترل و پیشگیری از بیماریها (CDC) گزارش داد که ۹۳ درصد از افراد بی حسی ناگهانی یک طرف از علائم سکته مغزی است. اما تنها ۳۸ درصد سایر علائمی که باید به دنبال آنها به دنبال مراقبتهای اضطراری باشند، را میدانستند.
۳- عفونتهای تنفسی تحتانی
عفونت تنفسی تحتانی یک عفونت در مجاری هوایی و ریهها است که میتواند آنفلوانزا یا ذات الریه، برونشیت و یا بیماری سل باشد. عوامل خطرساز برای ایجاد عفونت تنفسی تحتانی شامل سرماخوردگی، قرار گرفتن در معرض مکرر مواد تحریک کننده ریه، سیگار کشیدن، سیستم ایمنی ضعیف، آسم و اچ آی وی است.بیشتر بخوانید: زیاد چُرت زدن، خبر از آلزایمر میدهد؟
۴- بیماری انسداد مزمن ریوی
یک بیماری طولانی مدت و پیشرونده ریه است که تنفس را دشوار میکند. سیگار کشیدن یا در معرض قرارگرفتن آلایندههای شیمیایی و سابقه خانوادگی با احتمال ابتلا به این بیماری مرتبط است.
۵- سرطان ریه
سرطانهای دستگاه تنفسی شامل سرطان نای، حنجره، برونش و ریهها هستند. علل اصلی بروز آنها شامل سیگار کشیدن، آلایندههای شیمیایی و سموم محیطی است اما آلودگیهای خانگی مانند سوختها هم نقش دارند.۶- دیابت
دیابت نوعی بیماری است که بر تولید و استفاده انسولین در بدن تأثیر میگذارد. در دیابت نوع یک، لوزالمعده نمیتواند انسولین تولید کند و علت آن مشخص نیست. در دیابت نوع ۲، لوزالمعده انسولین کافی تولید نمیکند، یا از انسولین نمیتوان به طور مؤثر استفاده کرد. دیابت نوع ۲ میتواند در اثر عوامل مختلفی از جمله رژیم غذایی ضعیف، عدم تحرک و اضافه وزن ایجاد شود.۷- بیماری آلزایمر و زوال عقل
بیماری آلزایمر شایعترین نوع زوال عقل است. حدود ۶۰ تا ۸۰ درصد موارد زوال عقل در واقع همان آلزایمر است. این بیماری با ایجاد مشکلات خفیف حافظه ومشکل در فراخوانی اطلاعات و خطا در یادآوری شروع میشود و با گذشت زمان، بیماری پیشرفت میکند و ممکن است تا مدت زمان طولانی حافظه نداشته باشید. یک مطالعه در سال ۲۰۱۴ نشان داد که تعداد متوفیان در ایالات متحده به دلیل آلزایمر ممکن است بیشتر از موارد گزارش شده باشد. سن بالای ۶۵ سال، سابقه خانوادگی این بیماری، وراثت، سندرم داون، سبک زندگی ناسالم، ضربه مغزی قبلی در بروز این بیماری موثر است. این بیماری در زنان بیشتر شیوع دارد.

۸- کم آبی در اثر بیماریهای اسهالی
اگراین بیماریها بیش از چند روز طول بکشد، بدن بیش از حد آب و نمک از دست میدهد و این باعث کمبود آب بدن میشود که میتواند منجر به مرگ شود. اسهال معمولاً ناشی از ویروس روده یا باکتریهایی است که از طریق آب یا مواد غذایی آلوده منتقل میشوند. این بیماری به ویژه در کشورهای در حال توسعه با شرایط بهداشتی ضعیف رواج دارد.بیشتر بخوانید: تودهای سرطانی که در زنان شایعتر است
۹- بیماری سل
سل یک نوع از بیماری ریه است که توسط باکتریهایی به نام مایکوباکتریوم توبرکلوزیس ایجاد میشود. سل یکی از مهمترین دلایل مرگ و میر در افراد مبتلا به HIV است. حدود ۳۵ درصد مرگ و میر ناشی از ویروس HIV ناشی از سل است.۱۰- سیروز
ویروسها عمدتا بهخاطر طبیعت تهاجمی و عفونتزای خود معروف هستند. این موضوع البته حقیقت دارد؛ زیرا بیشتر ویروسها دارای ارتباط بیماریزایی با میزبانهای خود هستند، یعنی موجب بیماریهایی از سرماخوردگی خفیف گرفته تا مشکلات جدیتری مانند سندرم حاد تنفسی شديد (SARS) میشوند. آنها با حمله به سلول میزبان و تصاحب دستگاه سلولی و آزاد کردن ذرات ویروسی جدیدی که به سلولهای بیشتری وارد شده و موجب بیماری میشوند، کار میکنند؛ اما همهی ویروسها بد نیستند. برخی ویروسها میتوانند باکتریها را بکشند، درحالیکه برخی دیگر میتوانند علیه ویروسهای خطرناکتر مبارزه کنند. بنابراین مانند باکتریهای محافظتی (پروبیوتیکها) ما ویروس محافظتکنندهی متعددی در بدن خود داریم.
فاژهای محافظتکننده
باکتریوفاژها (یا فاژها) ویروسهایی هستند که باکتریهای خاص را تخریب و عفونی میکنند. آنها در غشای مخاطی پوشش مجاری گوارشی، تنفسی و تولیدمثلی دیده میشوند. مخاط، مادهی ضخیم و ژلهمانندی است که مانعی فیزیکی دربرابر باکتریهای مهاجم ایجاد میکند و از عفونی شدن سلولهای زیرین محافظت میکند. پژوهشهای اخیر نشان میدهد که فاژهای موجود در مخاط، بخشی از سیستم ایمنی طبیعی ما هستند که از بدن دربرابر باکتریهای مهاجم حفاظت میکنند. فاژها درواقع سالها برای درمان دیسانتری (اسهال خونی)، سپتیسمیناشی از استافیلوکوک اورئوس، عفونتهای سالمونلا و عفونتهای پوستی مورد استفاده قرار گرفتهاند. منابع اولیهی فاژها برای درمان شامل اجرام موجود در آبهای محلی، خاک، هوا، فاضلاب و حتی مایعات بدن بیماران آلوده بود. ویروس از این منابع جداسازی و خالصسازی شده و سپس برای درمان مورد استفاده قرار میگرفتند.
مقالههای مرتبط:
با مشاهدهی روند افزایشی ظهور عفونتهای مقاوم به دارو، توجه بیشتری به سمت فاژها جلب شده است. اخیرا نوجوانی دربریتانیا درحال مرگ بود؛ اما فاژها برای درمان عفونت شدید او که به آنتیبیوتیکها مقاوم شده بود، مورد استفاده قرار گرفتند و او نجات پیدا کرد. امروزه فاژها ازلحاظ ژنتیکی مهندسی میشوند. عملکرد سویههای جداگانهی فاژها دربرابر باکتریهای هدف مورد آزمایش قرار میگیرد و سویههای موثرتر خالصسازی میشوند. این سویهها بهصورت استوکهای (کوکتل) باکتریوفاژ ذخیره میشوند که حاوی یک یا چند سویه از فاژها بوده و میتوانند طیف وسیعی از باکتریها را مورد هدف قرار دهند، یا بهصورت باکتریوفاژهای اختصاصی آماده میشوند و فقط باکتریهای خاصی را مورد هدف قرار میدهند. قبل از درمان، ذراتی از قسمت آلودهی بدن بیمار جمعآوری میشود و برای شناسایی سویهی باکتریایی در آزمایشگاه کشت داده میشود و استوکهای فاژدرمانی روی آن آزمایش میشوند. درمان میتواند بهطور ایمن ازطریق خوراکی، استعمال مستقیم روی زخمها یا ضایعات باکتریایی یا حتی انتشار روی سطوح عفونی استفاده شود. آزمایشهای بالینی بهمنظور بررسی امکان استعمال داخل وریدی فاژها درحال انجام است.

عفونتهای ویروسی مفید
درگیری با عفونتهای ویروسی در سنین کم برای توسعهی مناسب سیستم ایمنی بدن ضروری است. علاوهبر این، سیستم ایمنی بهطور مداوم با ویروسهای سیستماتیکی که در مقادیر کم وارد بدن میشوند، تحریک میشود تا دربرابر دیگر عفونتها مقاومت حاصل کند. برخی از ویروسها که ما با آنها روبهرو میشویم، از بدن ما دربرابر عفونت حاصل از دیگر ویروسهای بیماریزا محافظت میکند. برای مثال، ویروسهای هرپس نهفته (بدون علائم) میتوانند به سلولهای کشندهی طبیعی بدن انسان (نوع خاصی از سلولهای سفید خون) کمک کنند تا سلولهای سرطانی و سلولهای آلوده با دیگر انواع ویروسها را شناسایی کنند. آنها سلولهای کشندهی طبیعی را با آنتیژن (یک مادهی خارجی که موجب آغاز پاسخ ایمنی در بدن میشود) مجهز میکنند و آنها را قادر میسازند تا سلولهای تومور را شناسایی کنند. اینها تاکتیکهای ویروس برای ماندگاری بیشتر درون بدن میزبان و رهایی از ویروسهای رقیب است. احتمال دارد در آینده، نسخههای اصلاح شدهی ویروسها بتوانند برای هدفگیری سلولهای سرطانی مورد استفاده قرار گیرد.
مقالههای مرتبط:
پگیویروس C یا GBV-C ویروسی است که موجب ایجاد علائم بالینی نمیشود. مطالعات متعددی نشان دادهاند که بیماران مبتلا به عفونت HIV که با پگیویروس C آلوده هستند، درمقایسهبا بیمارانی که این عفونت را ندارند، بهمدت طولانیتری زنده میمانند. ویروس یادشده، پیشرفت عفونت HIV را با مهار گیرندههای میزبان که برای وارد شدن ویروس به سلول نیاز است، کند میکند و موجب آزاد شدن اینترفرونها و سیتوکینهای شناسایی کنندهی ویروس میشود. پروتئینهای مذکور که بهوسیلهی سلولهای سفید خون تولید میشوند، موجب آغاز واکنش التهاب و حذف سلولهای عفونی یا پاتوژنها میشوند.
در مثالی دیگر، نشان داده شد که نوروویروسها از رودهی موشهایی که آنتیبیوتیک دریافت کردهاند، محافظت میکنند. باکتریهای محافظ روده بهوسیلهی آنتیبیوتیکها کشته و موجب میشدند که موش دربرابر عفونتهای رودهای حساس شود؛ اما درنبود باکتریهای سودمند، این نوروویروسها قادر بودند از میزبان خود محافظت کنند.
آینده درمانهای ویروسی
پیشرفت فناوری به ما این امکان را داده است که درزمینهی پیچیدگیهای جوامع میکروبی که بخشی از بدن انسان هستند، دانش بیشتری کسب کنیم. اکنون ما میدانیم که علاوهبر باکتریهای خوب، ویروسهای مفیدی در روده، پوست و حتی خون وجود دارند. درک ما از این جزء ویروسی در مراحل ابتدایی خود است. اما این دانش دارای پتانسیل عظیمی درزمینهی درک عفونتهای ویروسی و مهمتر از آن، نحوهی مبارزه با ویروسهای مضر است. این دانش میتواند در زمینهی درک تکامل انسان، بیماریهای ژنتیکی و توسعهی درمانهای ژنی نیز کمککننده باشد.
با فاصلهی کوتاهی از زمان رونمایی، اکنون زومیت با نمونهعکسهای اولیهی گلکسی نوت ۱۰ پلاس همراه شما است.
سامسونگ هفتهی گذشته با رونمایی گلکسی نوت ۱۰ به یک سال انتشار شایعات و گمانهزنیهای بیپایان در خصوص فبلت پرچمدار خود خاتمه داد. حال این گوشی موردانتظار در اختیار زومیت قرار دارد تا با بررسی عمیق آن، شما را از عملکرد، کارایی و تجربهی استفاده از پرچمدار جدید کرهایها آگاه کند. در شرایطی که هماینک در حال بررسی گلکسی نوت ۱۰ پلاس هستیم، تصمیم گرفتیم تا نمونهعکسهای اولیهی خود را با فبلت سامسونگ با شما بهاشتراک بگذاریم. در ادامه بازومیت همراه باشید.
دوربین پشتی گلکسی نوت ۱۰ در حالت کلی با نمونهی بهکاررفته در گلکسی اس ۱۰ تفاوتی ندارد؛ در حقیقت مهندسان کرهای تنها به ارتقاء دیافراگم لنز دوربین تلهفوتو از f/2.4 به f/2.1 برای ثبت عکسهایی روشنتر بسنده کردهاند. سامسونگ برای پررنگکردن مرز بین نسخهی پایه و نسخهی پلاس فبلت خود، ماژول سهبعدی ToF را نیز برای تشخیص بهتر عمق به گلکسی نوت ۱۰ پلاس اضافه کردهاند، استفاده از این حسگر بهلحاظ نظری میتواند در پیادهسازی طبیعیتر جلوهی بوکه در عکسهای پرتره کمک کند و زمینهساز اضافهشدن قابلیتهایی همچون Air Doodle به گلکسی نوت ۱۰ پلاس باشد که در بررسی گوشی به آن میپردازیم.
دوربین سهگانهی نوت ۱۰ از ترکیب دوربین اصلی و تلهفوتوی ۱۲ مگاپیکسلی در کنار دوربین اولتراواید ۱۶ مگاپیکسلی شکل گرفته است. دوربین اصلی در پسِ لنزی با دیافراگم دوگانهی F/1.5 و F/2.4 در کنار لرزشگیر اپتیکال تصویر قرار دارد، دوربین تلهفوتو لنزی با دیافراگم F/2.1 و لرزشگیر اپتیکال را مقابل خود میبیند و در نهایت دوربین اولتراواید از لنزی با زاویهی دید عریض ۱۲۳ درجه و دیافراگم F/2.2 استفاده میکند.
نمونهعکسهای اولیهی گلکسی نوت ۱۰ پلاس
گلکسی نوت ۱۰ پلاس برای ثبت عکسهای سلفی به دوربین ۱۰ مگاپیکسلی با فوکوس خودکار و لنز f/2.2 اتکا دارد. این دوربین برای ثبت عکسهای پرتره با جلوهی بوکه از الگوریتم نرمافزاری کمک میگیرد که نتیجهی آن را در دو عکس زیر مشاهده میکنید:
نرمافزار دوربین گلکسی نوت ۱۰ حالت عکاسی Night را نیز در بطن خود دارد که مانند آنچه از گوشیهای هواوی یا وانپلاس سراغ داریم، از طریق تجمیع چند فریم با نوردهیهای متفاوت، وضوح و جزئیات عکسها در محیطهای تاریک را بهبود میدهد.
اگر از تابهحال از دستیار صوتی مایکروسافت یعنی کورتانا (Cortana) استفاده و آن را با دستیار صوتی آمازونمعروف به الکسا (Alexa) مقایسه کرده باشید، احتمالا از عملکرد ضعیف کورتانا در مقابل الکسا ناامید شده باشید. البته این موضوع به این معنا نیست که کورتانا دستیار صوتی ضعیفی است، بلکه تجربهی کاری این دو رقیب باهم متفاوت است و هر دو شرکت، روزانه در حال تقویت دستیارهای هوشمند خود هستند. خوشبختانه آمازون از مدتها پیش الکسا را در قالب یک اپلیکیشن مستقل برای ویندوز ۱۰ عرضه کرده است. در این آموزش به فعالسازی الکسا در ویندوز ۱۰ میپردازیم.

برای شروع، اول باید اپلیکیشن الکسا را از این لینک دریافت کنید. برای دریافت الکسا در ویندوز ۱۰ به اکانت مایکروسافت نیاز دارید تا بتوانید اپلیکیشن را از فروشگاه نرمافزاری ویندوز ۱۰ دانلود کنید. بعدازاینکه وارد لینک بالا شدید روی Get کلیک کنید تا Microsoft Store باز شود. توجه داشته باشید اگر مرورگر سؤال کرد که آیا اجازه میدهید Microsoft Store باز شود، روی Open Microsoft Store کلیک کنید.

حالا بعد از نصب الکسا آن را بازکنید، اگر از قبل اکانت آمازون دارید آن را وارد کنید و اگر ندارید از این لینک اکانت بسازید.
پسازاینکه با اکانت وارد برنامه شدید، دستورالعملهای اولیه برای شما نمایان میشود. توجه داشته باشید برای استفاده از الکسا روی کامپیوتر حتما باید سیستم شما داری میکروفون باشد؛ در غیر این صورت الکسا وارد مرحله آمادهسازی نخواهد شد. اگر میخواهید الکسا همیشه منتظر دستورهای شما باشد، گزینهی hands-free mode را فعال کنید. در غیر این صورت باید بهصورت دستی از الکسا استفاده کنید. همچنین میتوانید الکسا را طوری تنظیم کنید که همزمان با بالا آمدن ویندوز فعالیت خود را شروع کند.

اگر روزی هم تصمیم به حذف دستیار صوتی آمازون از کامپیوتر خود گرفتید، بهسادگی چند کلیک میتوانید آن را از قسمت apps در بخش Settings ویندوز ۱۰ پاک کنید، یا از روش سنتی add or remove programs استفاده کنید. برای استفاده از این روش باید در بخش جستجوی ویندوز ۱۰ add or remove programs را تایپ کنید و بعد از باز کردن، برنامهی موردنظر خود را برای همیشه پاککنید.

آیا شما در کامپیوتر خود از کورتانا یا الکسا استفاده میکنید؟
نوام روتم، ران لوکار و شرکت تحقیقات امنیتی vpnMentor در جریان بررسیهای اخیر خود کشف کردهاند که اطلاعات شخصی بیشتر از یک میلیون کاربر جهانی شامل مشخصات چهره، نام کاربری، گذرواژهها و سایر اطلاعات شناسایی مرتبط با پلتفرم امنیتی Biostar 2 به دلیل یک نقص امنیتی بزرگ فاش شده است. این اطلاعات که شامل ۲۷.۸ میلیون مورد با حجمی نزدیک به ۲۳ گیگابایت است، روی یک دیتابیس عمومی مشاهده شده است. هنوز مشخص نیست این اطلاعات به سرقت رفته باشد؛ اما دیتابیسی که میزبان آنها بوده، کاملا ناامن گزارش شده است.
Biostar 2 یک پلتفرم امنیتی بینالمللی است که سازمانهایی از سراسر جهان برای محافظت از سیستمهای تبلیغاتی خود از آن استفاده میکنند. vpnMentor به این مسئله مهم اشاره کرده که تمام سیستم این پلتفرم کنترل امنیتی ساختمانهایی در آمریکا، بریتانیا، ژاپن، هندوستان و امارات را برعهده داشته است. از آنجایی که اطلاعات کشف شده شامل رمزهای عبور و نامهای کاربری کاربران بوده، ممکن است هکرها از این اطلاعات برای تغییر دادن یا ایجاد حسابهای کاربری افراد از آنها استفاده کرده باشند. این کار به آنها اجازه میدهد به هر مجموعهای که شرکت Biostar 2 آن را مدیریت میکند، دسترسی پیدا کنند.
درز کردن این اطلاعات ممکن است برای همهی کاربرانی که در این پلتفرم ثبتنام کردهاند پیامدهایی داشته باشد. نامهای کاربری و رمزهای عبور میتوانند در کلاهبرداریهای هویتی استفاده شوند. همچنین این اطلاعات میتوانند برای دسترسی به هر سیستم دیگری که از این اطلاعات بیومتریک برای شناسایی افراد صاحب حساب استفاده میکنند نیز استفاده شود. بدترین نکته این است که برخلاف نام کاربری و رمزعبور، کاربر نمیتواند اثر انگشت خود را تغییر دهد و لو رفتن اثر انگشت در این درز گستردهی اطلاعات، حسابهای کاربری افراد را با خطر جدی مواجه کرده است.

بنابر گزارش روزنامهی انگلیسی گاردین، شرکت سوپریما اخیرا اعلام کرده پلتفرم Biostar 2 بهزودی در سیستم امنیتی AEOS نیز استفاده میشود. این سیستم در ۸۳ کشور جهان و در سازمانهایی شامل سازمانهای دولتی، بانکها و پلیس بریتانیا استفاده میشود.
باوجود اینکه حفرهی امنیتی که باعث درز این اطلاعات شده در حال حاضر رفع شده؛ اما محققان امنیتی میگویند شرکت سوپریما که مسئولیت این اتفاق را برعهده داشته، واکنش مناسبی به یافتههای آنها نشان نداده است.
سازمان جهانی مبارزه با دوپینگ (WADA) در پی یافتن راهکاری برای شناسایی و مبارزه با نوع جدید و پیچیدهای از دوپینگ است که در آن با ایجاد تغییراتی در ژنهای یک ورزشکار، توانمندیهای وی افزایش پیدا میکند. این سازمان، قانون منع دوپینگ از طریق ویرایش ژنتیکی را که از سال ۲۰۰۳ میلادی اجرایی و ابلاغ شده، تمدید کرده است؛ اما چگونگی اجراییشدن آن هنوز مشخص نیست. در سال ۲۰۰۰، جری لانگمن مقالهای در روزنامهی نیویورک تایمز نوشت و در آنجا سوالاتی را عنوان كرد كه بحثهای متعددی را در كمیتـهی بینالمللی المپیک و سازمان مبارزه با دوپینگ به راه انداخت. او در این مقاله سؤال كرد:
آیا در آینده ممكن است با تزریق ژنی به عضلات ورزشكاران، تارهای انقباضی عضلهی آنها را افزایش داد، و دوندهی سرعتی را قادر ساخت تا مسافت ۱۰۰ متر را در ۶ ثانیه بدود، یا از طریق همین روش بـا تزریق ژنی دیگـر ظرفیت حمل اكسیژن را در ورزشكاران را طوری افزایش داد كه یک دوندهی ماراتون مسافت ۲۶.۲ مایل را در كمتر از یک ساعت و نیم بدود؟
پیش از این، کمیتهی بینالمللی دوپینگ هر نوع دخالت در ساختار ژنتیکی انسان را که موجب افزایش توانمندیهای انسان شود، ممنوع کرده بود. از سال ۲۰۱۸ استفاده از هر نوع ژن ویرایش یا طراحیشده برای تغییر توالی ژنوم، تنظیم رونویسی، تولید مصنوعی بیان ژنهای انسانی بهکلی ممنوع شده است. دوپینگ ژنتیکی در تعریف علمی به ایجاد تغییرات در ژنهای انسان و افزودن ژنهای جدید به بدن یک فرد، گفته میشود. این فناوری از سال ۲۰۱۲ با جهشی خیرهکننده و سریع روبهرو بوده و با بهرهگیری از روش کریسپر (CRISPR) بهسادگی امکانپذیر شده؛ آزمایشهای رسمی نخستین نمونهی انسانی نیز در حال انجام است. در همین زمینه مگی دوراند سخنگوی کمیتهی بینالمللی دوپینگ اعلام کرد:
افرادی که از این روش درمانی استفاده میکنند، در رقابتهای ورزشی از توانمندی و استقامت بیشتری برخوردار خواهند بود. میزان و اندازهی این توانمندیها به نوع روش درمانی استفادهشده مرتبط است.
بهطور کلی افزایش عملکرد توسط دوپینگ ژنی، فراتر از توانایی عادی فرد است و در واقع امکان اثبات این نوع از دوپینگ اصلا آسان نیست. در دوپینگهای غیرژنتیکی اغلب مواد پروتئینی مانند اریتروپویتین (Erythropoietin) به ورزشکاران تزریق میشود که هورمونی طبیعی در بدن است و از کلیه ترشح و باعث افزایش سلولهای قرمز خون و افزایش اکسیژنرسانی به عضلات میشود و بدون تردید با افزایش غلظت خون شخص را مستعد بیماریهایی مانند گرفتگی عروق و سکته، میکند. در دوپینگ ژنتیکی، با وارد کردن مواد پیشساز غیرپروتئینی یعنی RNA وDNA، سعی میکنند توان فیزیکی ورزشکاران را افزایش دهند.

مواد غیرپروئتینی مانند کد دستوری عمل میکند و باید طی یک سری مراحل در سلول به پروتئین ترجمه شود. کنترل ورود این مواد به سلولهای خاص، تنظیم و ترجمهی آنها کار سختی است و ممکن است عوارض آنها خیلی بیشتر از مواد دوپینگ پروتئینی باشد. دوپینگ ژنتیکی با تجویز مستقیم مواد ژنتیکی به شخص یا بیوپسی بخشی از سلولهای شخص و اضافه کردن مواد ژنتیکی به سلولها و بازگردانی آنها به بدن میتواند انجام بگیرد. از جمله روشهای تشخیص آن ردیابی پروتئینهای نوترکیب است که حاصل ترجمهی این مواد ژنتیکی یا ردیابی حامل آنها است.
بخش مهمی از عملکرد هر شخص در ورزش تحت تأثیر ژنوم او است. بهطور معمول ۵۰ درصد از تفاوتهای افراد در استعداد ذاتی یا نحوهی پاسخ او به تمرینها، میتواند توسطژنتیک توضیح داده شود. در هر زمینهی ورزشی، دادن بهترین نسخه از هر ژن، عملکرد ورزشکار را بهطور قابل توجهی افزایش خواهد داد. حتی بهتر از آن اگر بتوانیم بهراحتی ژنها را دستکاری کنیم (که این عمل با ظهور تکنولوژی کریسپر بهسادگی انجامپذیر خواهد بود) میتوانیم حتی نسخهای بهتر از حالت طبیعی ژن بسازیم، بدین ترتیب مقدار فرافیزیولوژیکی از محصولات یک ژن کلیدی را به ورزشکار دادهایم. به عبارتی میتوانیم ورزشکارانی با تواناییهای ابرانسانی بهوجود آوریم.
نتیجهی اصلاح ژنتیکی بستگی به نوع ژنی دارد که به بدن شخص منتقل میشود، بنابراین انتخابهای فراوانی وجود خواهد داشت. درواقع، دوپینگ ژنی برای تمامی رشتههای ورزشی قابل استفاده است و میتواند توانایی ورزشکار را در زمینههای متعدد افزایش دهد. با کشف تکنیک کریسپر، پژوهشها روی ایجاد جهش در ژنها با این روش آغاز شد و دانشمندان بهجای اضافه کردن مواد ژنتیکی به فکر تغییر ژنتیک خود فرد افتادند. این کار گرچه روشی ساده و سریع به نظر میرسد؛ اما عوارض آن هنوز کاملا شناختهشده نیست و به زمان بیشتری برای پژوهشها نیاز دارد. ارو مانتورانتا، اسکیباز فنلاندی برندهی هفت مدال المپیک، در گیرندهی اریتروپویتین خود یکجهش ژنتیکی (بیماری پلیسیتمی) داشت که باعث افزایش توان بدنی او میشد.
تشخیص جهشهای ژنتیکی ارثی و غیرارثی ممکن است با روش جدید سخت باشد، ولی کسی که جهش ارثی دارد اغلب این جهش را در تمام سلولهای بدن دارد ولی کسی که دوپینگ ژنتیکی انجام داده است تنها در بخش کوچکی از سلولهایش آن جهش را خواهد داشت. به هرحال انجام این روش دوپینگ سخت و پرمخاطره و تشخیص آن امکانپذیر است. امروزه مشخص شده است كه ژنهای متعددی با انجام ورزش مرتبط هستند (حدود ۹۰ ژن) كه با توجه به گسـترهی ورزش و علاقهی روزافزون جهانی به آن، استفاده از این ژنها برای دوپینگ ژنی دور از انتظار نیست.

از فناوری ژنی میتوان بهرههای ارزشمندی نیز برد، مثلا برای درمان آسیبهای ورزشی شدید كه میتواند باعث كنارهگیری ورزشكار از صحنهی ورزش شود. مواد نیروزا میتوانند قدرت و استقامت ورزشکاران را بالا ببرند، با این وجود استفاده از این مواد خطرات زیادی به همراه دارد. اخیرا پژوهشگران در حال انجام پژوهشهایی روی دوپینگ ژنتیکی هستند تا ببینند آیا این تغییرات ژنتیکی روی انسان قابل انجام است یا خیر. اگر هیچ محدودیتی برای استفاده از داروهای نیروزا وجود نداشت، بدن انسان تا کجا پیش میرفت؟ این سوالی است که هنگام بازیهای المپیک مطرح شد.
گلن گاسمن، یکی از پزشکان یونان باستان به این اکتشاف خود که کارایی ورزشکاران با خوردن بعضی گیاهان بالا میرود، افتخار میکرد. اما حتی با استفاده از بهترین مواد نیروزا تا چه حد میتوان پیش رفت؟ با بالا رفتن هورمونها میتوان تا چهار درصد توانایی در دویدن را افزایش داد که همین تفاوت میتواند نفر اول و دوم را در مسابقات دوی ۱۰۰ متر جابهجا کند. در ورزشهای استقامتی قضیه متفاوت است، قدرت در این ورزشها زیاد مهم نیست و با مواد نیروزا استقامت افراد بالا برده میشود؛ این داروها میتوانند تا ۳۴ درصد استقامت را بالا ببرند. گلن و همکارانش در دانشگاه زوریخ دریافتند که اریتروپوییتن روی مغز تأثیرگذار است و میتواند انگیزهی فرد برای دویدن را افزایش دهد. ارنست، فیزیولوژیست ورزش از دانشگاه باث میگوید:
مواد نیروزا باعث سنتز ATP میشود و در نتیجه کارایی هشت درصد بالا میرود؛ با این وجود همهی این مواد عوارض جانبی دارند.
استروییدها بهطرز خطرناکی فشار خون را بالا میبرند که باعث مشکلات قلبی - عروقی میشود، همچنین این مواد رویاندامهای جنسی نیز تأثیرات مخربی دارند. بیشتر از ۱۰ سال است که صحبت از دوپینگ ژنتیکی است، به این ترتیب که با دستکاری ژن ورزشکاران کارایی آنها را بالا ببرند. پژوهشگران که در حال انجام پژوهش روی موشهای آزمایشگاهی هستند، توانستهاند با دستکاری ژن موشها قدرت عضلاتشان را تا ۱۴ درصد افزایش دهند، اما پیاده کردن این تغییرات روی انسانها کار سادهای نیست، زیرا تغذیه و بسیاری از فاکتورهای دیگر روی انسانها تأثیرات بیشتری دارد.
ممکن است در آیندهای نهچندان دور، ورزشکارانی که امروزه سعی در بالا بردن کارایی آنها است، از ابتدا بهوسیلهی تغییرات ژنتیکی کارایی بالایی پیدا کرده باشند. كامل شدن پروژهی ژنوم انسانی در سالهای اخیر و شـناسایی بـیش از ۲۰ تا ۲۵ هزار ژن مختلف و وظایف آنها، همچنین پیشرفتهای انجامشده در زمینهی ژندرمانی، عرصهی تازهای از روش دوپینـگ ژنی را در جوامع پیشـرفته بهویژه آمریكا پدید آورده است كه سبب بالا بردن توان و قدرت بدنی و افزایش عملكرد جسمانی ورزشكاران بهمقدار بسیار زیاد و بـاورنكردنی شده است.
در چند سال گذشته در كشور آمریكـا نـوعی از دوپینگ بـا مصرف مادهای شناساییناپذیر بهوجود آمده است كه به رسوایی چند ورزشكار بزرک انجامید. یک شركت آزمایشگاهی در کالیفرنیا با نام بالکو، شروع به ساختن هورمونهای استروئیدی طراحیشـدهای بـرای ورزشكاران مطرح جهان كرد كه در آزمایشهای دوپینگ قابل شناسایی نبودند. بهدنبال افشای این قضیه، معلوم شد كه بسیاری از ورزشکاران معروف آمریكا در رشتههای دومیدانی و بیسبال از این ماده استفاده کردهاند.

تخلفهای ورزشکاران نشان میدهد كه در آیندهای نزدیک، ممكن است از روشهای دوپینگی كه در آزمایشها قابل تشـخیص نیستند، به عرصهی ورزشی راه یابد و بهطور غیراخلاقی باعـث برتری استفادهكنندگان در مسابقات ورزشی شوند. با توجه به غيرقانونى بودن ژندرمانى برای بالا بردن توان جسمى و عضلانى و با تاكيد بر احتمال بروز حوادث جدى، به برخى از خطرات ايجادشده در پى انجام دوپينگ ژنى در ورزشكاران در زير اشاره مىشود:
۱. احتمال ايجاد شوکهاى شديد يا خفيف ايمنى يا سمى در پى استفاده از ناقلهاى ژنى و يا حساسيت به روش انتقال ژن.
۲. افزايش غيرطبيعى اريتروپويتين در افراد سالم ممكن است سبب بالا رفتن خطر بروز حملههاى قلبى شود، زيرا افزايش گلبولهاى قرمز باعث تغليظ خون میشود و احتمال ايجاد لختههاى خونى در رگها را بيشتر مىکند.
۳. در كسانى كه از روش دوپينگ نوع دوم براى تقويت ماهيچههاى خود استفاده مىكنند، ماهيچهها بهطور غيرطبيعى بزرگ میشوند و تاندونها و استخوانها را احاطه مىكنند كه ممكن است سبب پارگى يا شكستگى آنها شود.
۴. ژن انتقاليافته امکان دارد به درون DNA بيمار رسوخ كند و با تحریک پروتوانكوژن يا مختل كردن ژن سركوبگر تومور به ايجاد تومور منجر شود. البته بيان غيرمجاز يک ژن سرطانزا با نسل كنونى ناقلهاى ويروسى كه توانايى پروموترشان براى به حداقل رساندن بيان ژن هاى مجاور ميزبان تغيير يافتهاند، چندان محتمل نيست.
۵. غيرفعالسازى توالىهاى رمزكننده مىتواند يک عملكرد ضرورى ژن ميزبان را مختل كند. البته اين حالت فاقد اثر چشمگير است، زيرا چنين جهشهاى كشندهاى نادر هستند و فقط يک سلول را از بين مىبرند. بهدلیل اینکه محل اتصال يک ناقل ويروسى كم و بيش اتفاقى است، احتمال كمى وجود دارد كه يک ژن در بيش از يک سلول مختل شود.
الیزابت پریش از شرکت ضدپیری بایوویوا (BioViva) ادعا میکند که دو نوع ژندرمانی روی خودش انجام داده است که یکی از آنها مانع از تحلیل بافتهای ماهیچه میشود. به عبارت دیگر، حتی اگر ورزش نکنیم، ماهیچههایمان قدرتمند باقی میمانند و اگر ورزش کنیم زودتر رشد میکنند. معلوم نیست که آیا پریش واقعا چنین کاری را کرده است یا نه. با این حال، بایوویوا از همین حالا تماسهای زیادی از طرف ورزشکاران دریافت کرده است که میخواهند این نوع ژندرمانی را امتحان کنند.
کارشناسان ژندرمانی که روی روشهایی ژندرمانی کار میکنند میگویند که اغلب اوقات چنین تماسهایی دارند. هنوز هیچ موردی از ورزشکاری که به روش ژنتیکی بدنش را قویتر کرده باشد، مشاهده و تأیید نشده است، اما شاید علت این موضوع این باشد که هیچ یک از این روشها هنوز آزمایش نشدهاند. مقامهای ورزشی نسبت به این اقدام احتمالی کاملا جدی هستند.
ژندرمانی زمينهی آغاز دوپينگ ژنی

با ظهور تكنولوژی ژندرمانی امكان درمان هرگونه وضعیت خطرناک یا كشندهی بالینی، از راه تولید ژنهای مرتبط در بافت زندهی درون بدن و انتقال مواد بیوشیمیایی شامل پروتئینها و هورمونها به بافـت آسیبدیده و معیوب امکانپذیر شد. بهدنبال این پیشرفتها، بحـث در مـورد دوپینگ ژنی در سال ۲۰۰۱ آغاز شد. یعنی زمانی كـه كمیسـیون پزشكی كمیتهی بینالمللی المپیک، گروه متخصصان ژندرمانگر را برای برگزاری جلسهای در مور تأثیر ژندرمانی بر آیندهی ورزش فراخوانـد. خلاصهی مطالب گفتهشده در این جلسـه به این صـورت بـود: گـروه ژندرمانی، اسـتفاده از ژندرمـانی را بـرای جلـوگیری و درمـان برخـی از بیماریهای انسانی تأیید میكنند، هرچند این واقعیت را نمیتوان انکار کرد كـه ایـن روش ممكن است مورد سواستفادهی ورزشكاران قرار بگیرد. این گروه در تلاش هستند با طراحی شیوههایی از سواستفاده از این روش جلوگیری كنند.
در ســال ۲۰۰۲ نیــز سازمان مبارزه با دوپینگ، كنفرانسی را در رابطه با موضوع دوپینگ ژنی برگزار كرد. همچنین این موضوع یكی از بحثهای اصلی كنگرهی اروپا در مورد برنامههای آینده در سیاست ضددوپینگ در آرنهم هلند بود. در این كنگره مسئولان به این نتیجه رسیدند كه برای اقـدامات پیشـگیرانه در مورد این روش جدید دوپینـگ، همـهی دانشـمندان، پزشـكان معـالج، دولتها، سازمانهای ضددوپینگ و صنایع دارویی باید تلاش كننـد و تمام اطلاعات موجود شامل نظرات آموزشی، مقررات، نتایج پژوهشـی و روشهای تشخیصی بین این مراكز رد و بدل گردد.
كمیتـهی بینالمللـی المپیـک (IOC) روش دوپینـگ ژنـی را در سال ۲۰۰۳ در لیست طبقهبندیشده مواد و روشهای ممنوعهی خود قرارداد. بعد از این تصمیمگیریها، پژوهشهای زیادی در زمینهی عملكرد ورزشـی و علم ژنتیک انجام شد كه دستاوردهای متعددی را بهدنبال داشت. فرایند شناسایی و تفكیک ژنهای مـورد نظـر بـرای ویژگـیهـای مرتبط با اجرای ورزشی در طی سالهای اخیر شـتاب گرفـت و از سـال ۲۰۰۱ با پژوهشهای مختلف بـه روز شـد. طـرح بررسـی نقشـهی ژنـوم انسانی مرتبط با اجرا و آمادگی و همچنین بهداشت بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۴ زمینههای متعددی از ارتباط ژنها با عملكـرد ورزشـی را نشـان میدهند.
درست است كه دوپینگ ژنی بر پایهی ژندرمانی بنا شده و یک روش درمان بالینی و مستلزم استفاده از اصلاح ژنی در بیماران است؛ اما در هـر حـال غیراخلاقـی است و پیامـدهـای خطرناكی را بـه دنبال خواهد داشـت. به دلیل مرگ چند نفر و آسیبهایی كه در پی ژندرمانی رخ داده است، ژندرمـانی خودبهخود خطرات بالقوهای را بهدنبال دارد، بهطور مثال مرگ نوجوان ۱۸ ساله كه بیماری كلیـوی داشـت و در دانشـگاه پنسـیلوانیا گلسینگر تحت ژندرمانی قرار گرفت، تـاكنون هـیچ پروتكـل ژندرمانیای برای عمل بالینی بـه تأییـد و تصـویب سازمان غذا و داروی آمریكا (FDA) نرسیده است.

طبق نظر كارشناسان، ژندرمانی را میتوان این طور تعریـف كـرد: انتقال مادهی ژنتیكی به سلولهای انسانی بـرای درمـان یـا پیشـگیری از بیماریها و ناهنجاریها كه این مواد میتوانند شامل DNA یا RNA یا سلولهای تغییریافته از نظر ژنتیكی، باشند. با توجه بـه ایـن تعریـف ژندرمانی را میتوان از طریق سه روش انجام داد، این روشها عبارتنـد از:
- تزریق DNA بهطور مستقیم به درون بدن: از این راه تنها تعداد معدودی از سلولهای بدن بهویژه سلولهای عضلانی قادر هستند بـهطـور مستقیم DNA را بگیرند یا جذب كنند.
- وارد كردن سلول دستكاریشده به بدن: در این روش در ابتـدا در آزمایشگاه، ژن جدید را وارد سلولها میكنند و بعد از آن سـلولهـای تغییر یافته را به بدن وارد میكنند.
- در روش سوم با یک ویروس اصلاحشده عفونت ایجاد و از آن طریق ژن جدید برداشت میشـود. انتقـال ویـروسهـا بـه تفنگ ژنی نیاز دارد كه از آن راه بتوان DNA خارجی را به داخل سلول منتقل كرد.
انتقال مستقیم ژن، ساده است ولی كارایی كمی دارد و محدود به سلولهای خاصی اسـت. اسـتفاده از ویـروس كـارایی بسـیار بالایی دارد چون همهی انواع سـلولهـای بـدن قـادر بـه دریافـت DNA مصنوعی هستند ولی اثرات جانبی بیشتری را بهدنبال دارد. هر كدام از روشهای بالا ممكن است در دوپینگ ژنی استفاده شود و از آن طریق ورزشكار توانایی خود را افزایش دهد. همانطور که گفته شد، حدود ۹۰ ژن با توان ورزشی ارتباط دارند و اسـتفاده از ایـن ۹۰ ژن به منظور دوپینگ ژنی میتواند بهطور بالقوه خطرناک باشند. با ایـن حـال تنها برخی از این ژنها بیشتر مورد بررسی قرار گرفتهاند كه در اینجا به توضیح برخی از آنها میپردازیم.
۱. عامل بیانكنندهی اندورفین (اندورفین و انكفالین)
درد عاملی هشداردهنده است كه نباید از آن چشمپوشی كرد. خسـتگی مفرط عضلانی منجر به افـزایش اسیدیتهی خون میشـود؛ عـوامل اسیدی و تولیدات جانبی سیستمهای انرژی، باعث تولیـد درد میشـوند که رهایی از آن میتواند به ورزشكاران در اجرای بهتر یا طولانیتر فعالیت ورزشـی كمك كند. اكثر ورزشكاران از برخی تسكیندهندههای موجود، برای رهایی از درد استفاده میكنند که اندورفین و انكفالین میتوانند جایگزینی برای اینگونه داروهای شیمیایی باشند. ژن بیانكنندهی ایـن عوامل ضددردی ممكن است برای رهـایی از درد سـودمند باشـد.

مطالعات جانوری پیشبالینی، نشان میدهد كه كـد كـردن این پپتیدها، اثراتی بر درک دردهای التهابی دارد. البته استفاده از ژنهای اندروفین برای رهایی از درد در مراحل ابتدایی است و زمان زیادی بـاقی مانده تـا از این ژنها برای كاهش فوری درد بیماران مبتلا به دردهای شـدید اسـتفاده شود. ژنهـای بیـانكننـدهی انـدورفین و انكفـالین عوامـل مسـدودكننـدهی گیرندههای درد را بیان میكنند. این عوامل با مسدود كـردن گیرنـدههـای درد، سطح تحمل فردرا افزایش میدهند و باعث تسكین درد میشوند.
۲. ژن بیانكنندهی هورمون اریتروپوئتین (EPO)
در سال ۱۹۶۴، مانتیرانتا توانست دو مدال طـلا را در بازیهای اسكی نوردیک المپیك اتریش دریافت کند. بعدا مشـخص شـد كه او بهطور طبیعی با جهش در ژن بیانكننـدهی اریتروپـوئتین بهدنیا آمده است. این ویژگی باعث شده بود كه سلولهای قرمـز خـونش بـه میزان ۲۵ تا ۵۰ درصد بیشتر از ورزشكاران دیگـر باشـد و از ایـن طریـق ظرفیت انتقال اكسیژن او نیز افزایش یابد. این كار ممكـن اسـت بـا وارد كردن یك كپی از ژن بیانكنندی EPO به داخل بدن یـک فـرد بـهمنظـور افزایش گلبولهای قرمز خون نیز انجام شـود.
زو و همكارانش برای اولینبار بهطور موفقیتآمیـزی توانستند ژن بیـانكننـدهی اریتروپوئتین را به سلولهای میمونها و موشها وارد كنند که در نتیجه، هماتوكریت (نسبت حجم گلبولهای قرمز به حجم سلولهای خـونی) این حیوانات تا ۸۰ درصد افزایش یافت بهطوری كه آنها مجبور شدند برای جلوگیری از تلف شدن حیوانات خون آنها را رقیق كنند. بیمارانی كه از كمخونی شدید رنج میبرند، مثل بیماران ایدزی و سرطانی بعد از شیمیدرمانی، یا بیمارانی كه دچار نقایص حاد كلیوی هستند، بهدلیل اینكه بدن آنها بهمقدار كافی گلبول قرمز تولید نمیكنـد، ممكـن اسـت از ایـن روش درمانی بهرههای زیادی ببرند. حال ممكن است برخـی از ورزشـكاران نیـز بهطور ناعادلانه برای افـزایش ظرفیـت انتقـال اكسـیژن خـود از ایـن ژن استفاده كنند.
۳. میوستاتین بلاكرها

میوستاتین تنظیمگر منفی رشد عضلانی است و بهوسیلهی سـلولهـای عضلانی سنتز میشود و بهصورت پاراكرین واتوکرین در قلب و عضلات اسكلتی عمل میكند. نقش كامل فیزیولوژیكی آن هنوز بهطور كامل شناخته نشده است، ولی عاملی است كه از رشد و توسعه بافت عضلانی جلوگیری میكند. بهتازگی برخی از پژوهشـگران دسـتهای از مـواد مسدودكنندهی میوستاتین را تولیده كردهاند كه از عمل این فاكتور ضدرشدی، جلوگیری میکند و باعث افزایش بسیار زیادبافت عضلانی از طریـق هایپرتروفی، هایپرپلازی، کاهش چربی و بافت پیوندی در عضله میشوند.
۴. عامل رشد اندوتلیال عروق (VEGF)
این عامل با گسترش دادن شـبكهی عـروق محیطـی مـیتوانـد باعـث افزایش خونرسانی به بافتها، افزایش فراهم اكسیژن و دیگر مواد مغذی، بهتر كار كردن عضلات قلب، ریه و دیگر بخشهای بدن شود. همهی این عوامل باعث به تعـویق افتادن خستگی و افـزایش اسـتقامت فـرد میشـوند. البته این عامل در اصل بهمنظور كمک به بیمارانی كه دچار ایسكمیک قلبی شدهاند، برای ترمیم و گسترش عروق كرونری ساخته شده است. همچنـین این ژن ممكن است به افراد مسنی كه دچار بیماریهـای عـروق محیطـی هستند كمك كند.
۵. عامل رشدی شبهانسولین (IGF-1)
براساس پژوهشهای اخیر، پژوهشگران برای درمان برخی از بیماریهـا، مثل دیستروفیهای عضلانی، دوشـن كـه موجـب ضـعیف شـدن عضلات فرد میشوند، برخـی از فاكتورهـای ژنـی رشـددهنده عضـلات را كشف كردهاند. البته با پا گذاشتن به سنین ۷۰ الی ۸۰ سالگی، بهطور طبیعـی بافتهای عضلانی ضعیف میشوند كه یكی از دلایل اصلی آن ناتوانی بدن در فعال كردن فاكتورهای رشددهندهی عضلانی مثل IGF1 اسـت. ایـن فاكتور رشد ارتباط تنگاتنگی با هورمـون رشـد دارد و بـرای بـروز اثـرات هورمون رشد، نقش واسطهای ایفا میكند.
IGF1 از كبد، بافت عضـلانی و مغز ترشح میشود و طبق پژوهشهای انجامشده، تزریق آن به عضله (همـراه با فعالیت ورزشی حدود ۴۰ درصد، بدون فعالیت ورزشی حـدود ۱۵ درصـد) باعث افزایش تودهی عضلانی میشود. علاوه بر ایـن امـروزه عملكردهای دیگری را برای این عامل رشدی برشمردهاند كه میتوان به ارتباط آن بـا فراینـد پیـری، اسـترس و افسـردگی، درمـان برخـی از بیمـاریهـا مانند MS، آتروفی عضلانی-نخاعی، آلزایمر، سـكته و صـدمات مغـزی اشاره كرد.
شبیهسازی ورزشکاران

فنـاوری شـبیهسـازی بـرای نخسـتین بـار در اوایـل سـال ۱۹۹۷ بـا ایجـاد گوسـفندی بـه نـام دالی اتفاق افتاد كـه از نظـر اخلاقـی سؤالات گـونـاگونی را بـرای مـردم جهـان مطـرح كـرد و بـا اعتراضـات وسیع مواجـه شـد. بـهطـوری كـه سـازمان جهـانی فنـاوری پـس از آن، شـبیهسـازی در انسـان را محكـوم کرد و آن را عملـی غیـراخلاقـی خوانـد. بعدا نظرات متعددی در جهان مطرح شد، یکی از آنها نظریهی آزادی در تولیدمثل اسـت. ایـن نظریـه ممكـن اسـت منجـر به انواع مختلف شبیهسازی شود كه از نظر روبرتسون این مـوارد شامل شبیهسازی جنینهای جفتی، شبیهسـازی كودكـان، شـبیهسازی پارتیز (شبیه مدال طلاآوران المپیک) و شبیهسازی خود فرداست.
بحثهـای مختلـف و مشـكلات متعـددی بـا هـر یـك از ایـن شبیهسازیها همراه است. به همین دلیل مسؤلیت بر دوش اشخاص مسؤل یعنی زوجها و وابستگان آنها است. یک فـرد شـبیهسـازیشـده درک طبیعـی و همچنین پدر و مـادر نـدارد. از سـوی دیگـر شـبیهسـازی ممكـن اسـت ورزشكارانی با تواناییهای ذاتی بیشتر و نخبهی استثنایی را با توانایی مـا فوقانسانی به وجود آورد. تصور میکنید ورزشکاران متقلب هرگز موفق نبودهاند اما تعدادی از آنها از جمله لنس آرمسترانگ هفت مرتبه در «دوچرخهسواری تور دو فرانس» برنده شد.
مانی رامیرز دو دوره برندهی مسابقات قهرمانی بیسبال جهان شد و بن جانسون نیز یک بار توانست برندهی مدال طلای المپیک دوی سرعت شود. اما در نهایت مقامات به تقلب آنها و استفاده از داروهای نیروزا پیبردند و آنها را جریمه کردند هرچند برخی ورزشکاران هم نجات پیدا کردند و کسی متوجه تقلب آنها نشد. دانشمندان بهتازگی گفتهاند در آیندهای نه چندان دور ورزشکاران میتوانند بدون اینکه کسی متوجه شود از داروهای نیروزا برای برنده شدن استفاده کنند بهطوری که کسی متوجه این کار نشود.
دانشمندان بهعنوان مثال برای تغییر ژنهای گیاهی از نوعی ویروس برای تزریق ژن مفید استفاده میکنند. آنها در تئوری میتوانند چنین فرایند مشابهی را برای بهبود ژنتیک ورزشکاران مورد استفاده قرار دهند. پژوهشگران، ویروسی را داخل یک ژن تزریق میکنند که بدن را به تولید پروتئین اریتروپویتین ترغیب میکند که این پروتئین کار اکسیژنرسانی را به بافت انجام میدهد. تشخیص تزریق این پروتئین ساده است و کارشناسان با آزمایشهایی که انجام میدهند بهراحتی میتوانند وجود آن را شناسایی کنند، اما تشخیص حجم بالای این پروتئین که بدن تولید میکند بسیار دشوارتر است.

مقامات مسئول برای شناسایی پروتئین اریتروپویتین بررسی کپیهای بیشتری از این ژن در خون و سایر نمونههای بیولوژیکی بدن ورزشکاران نیاز دارند. این کار در صورتی امکانپذیر است که آنها به کدهای ژنتیکی تغییریافته ورزشکاران آگاه باشند. برخلاف تغییر ژنتیکی که شامل افزودن ژنها است، ویرایش ژنتیکی تنها روی برش و اتصال ژنهایی تمرکز میکند که فرد از قبل داشته است. ژن ویرایششدهی ورزشکار، هیچ ژن اضافی ندارد که مقامات بتوانند آن را پیدا کنند. سازمان مبارزه با دوپینگ برای مقابله با این مسئله، از تمام ورزشکاران المپیک خواسته است تا کپی تمام کدهای ژنتیکی خود را ثبت کنند.
البته درخواست این سازمان مانع از تغییرات ژنتیکی درتمام ورزشها نمیشود زیرا پژوهشگران پیش از اعمال تغییرات ژنتیکی در انسانها، به کپیهای کد ژنتیکی هر ورزشکار نیاز دارند. این سازمان آزمایشهای علمی دقیقی برای کنترل ورزشکاران در اختیار دارد. متخصصان این سازمان پیوسته روشهای تازهای برای ردیابی مواد نیروزا پیدا میکنند. مواد نیروزا به شکلهای مختلف مصرف میشوند و کسانی که برای موفقیت در مسابقات ورزشی با استفاده از این مواد بهصورت خوراکی، تزریق عضلانی، داخل وریدی یا بهصورت شیاف بهدنبال افزایش نیروی بدنی خود و موفقیت بیشتر هستند، کم نیستند.
مواد نیروزا امور مختلفی را در بدن تحت تأثیر قرار میدهند، بهعنوان مثال، دوپینگ هورمونی موجب افزایش رسوب چربی در عضلات قسمت بالا تنه میشود. این سازمان آزمایشهایی در اختیار دارند که رد این مواد را در خون پیدا میکند. البته تولیدکنندگان مواد نیروزا هم بیکار نمیمانند و با استخدام متخصصان ماهر، ترکیبات تازهای تهیه و تولید میکنند. دستهای از این مواد هورمونهای رشد هستند که با دستکاری ژنتیکی برخی از بافتهای بدن میتوان ترشح آنها را افزایش داد.
هورمونهای دوپینگی رشد

گروهی از پژوهشگران بلژیکی موفق شدند با دستکاری ژنتیکی عضلات گوساله، رشد این عضلات را تا جایی تحریک کنند که به رشد خود ادامه دهند و در نهایت بسیار تنومند شوند. در مقابل، گروهی از پژوهشگران آلمانی که با سازمان مبارزه با دوپینگ همکاری میکنند روشی برای پیداکردن رد این هورمون رشد پیدا کردند که در اثر دستکاری ژنتیکی تولید آن افزایش پیدا کرده است. پروفسور پریکلس سیمون از مرکز پژوهشی دوپینگ در دانشگاه ماینز میگوید:
ما میتوانیم رد هورمونهایی را که ترشح آنها افزایش یافته است پیدا کنیم. یعنی رد هورمونهایی که پس از دستکاری ژنتیکی یک عضله، بیشتر شدند. با این روش، حتی ماهها بعد هم هورمونها در خون قابل ردیابی هستند.
به نظر میرسد روشی که پژوهشگران آلمانی ابداع کردهاند راه مطمئنی برای کنترل هورمونهای رشد در خون ورزشکاران است. البته نکتهی قابلتوجه اینجا است که این روش تنها برای ردیابی یک نوع از صدها نوع دستکاری ژنتیکی ممکن در عضلات، تهیه شده است. در نتیجه، بهعقیدهی متخصصانی مانند پروفسور پاتریک دیل، نمیتوان از یک آزمایش مطمئن و راهحلی قطعی صحبت کرد. پروفسور پاتریک دیل، متخصص بیوشیمی است و با مدرسهی ورزش شهر کلن همکاری میکند. او میگوید:
با این روش، مشکل پیدا کردن دوپینگ ژنتیکی حل نشده است. در این روش تنها یک مدل از ژن دستکاریشده در عضلات کشف میشود. از آن مهمتر اینکه ما هنوز هیچ نشانی از موفقیتآمیز بودن استفاده از آن نداریم.
مسئله این است که دستکاری ژنتیکی عضلات، تاکنون تنها در آزمایش روی حیوانات موفقیتآمیز بوده است. در نتیجه، ابتدا باید مراحل عملی آزمایش آن روی انسان طی شود. گام بعد، صدور مجوز قانونی است که در مجموع چندین سال طول خواهد کشید. پروفسور پاتریک دیل میگوید که در مورد ردیابی هورمونهای رشد باید بگویم که براساس تجربهی ما، از زمان ابداع یک روش برای پیداکردن رد این هورمونها در خون، تا مرحلهی صدور مجوز، حداقل هشتسال طول میکشد.
ژندرمانی ورزشكاران و مشكلات اخلاقی آن

در طول دو دههی گذشته درمان آسیبهای ورزشی، بهوسیلهی برنامههـای بازتوانی نوین، روشهای آزمایشگاهی جدیـد و پیشـرفتهـای صـورتگرفته در پژوهشهای بیومكانیكی، توسعه پیدا كرده است. بهدلیل ظرفیت محدود تـرمیم برخـی از آنهـا ماننـد پـارگی مینیسـک داخلی، لهیـدگی غضـروف و شكسـتگیهـای اسـتخوانی، درمـان ایـن آسیبها با محـدودیتهـایی روبهرو اسـت و در برخـی از مـوارد باعـث كنارهگیری مادامالعمر ورزشكاران از صـحنه ورزش مـیشـوند. به همین علت روشهای درمانی جدید سعی دارند تا فراینـد تـرمیم را بـا فـاكتورهـای رشدی تسریع بخشند.
یكی از این روشهای درمانی، ژن درمانی است كـه امكـان درمان آسیبهای شدید و در برخی مواقع غیرقابل برگشـت ورزشـی را بهوجود آورده است. اخیرا پژوهشگران ژندرمانی توانسـتهانـد از طریق تزریق فاکتورهای رشد (BFGF، NGF، BMP-2، IGF-1، TGF-beta، EGF، 24 CDMP، PDGF-AB) به بافــتهــای آسیبدیده به درمان آنها كمک زیادی كننـد. هـماكنـون در سراسـر جهان مراكـز درمـانی متعـددی هسـتند كـه بـرای كمـک بـه درمـان بیماریهای لاعلاجی مانند سـرطان خـون، دیسـتروفی عضـلانی، بیماری شدید وابسته به كروموزوم X همراه بـا بیمـاری نقـص سیسـتم ایمنی و بیماران هموفیلی B، در دست بررسیهای گستردهای در آزمایشگاهها روی حیوانات هستند كه برخـی از ایـن پـژوهشهـا بـه درمـان منجـر شـدهانـد.
در آینـده ای نـه چنـدان دور ممكـن اسـت ورزشكاران نیز برای درمان آسیبهـای ورزشـی خـود از تكنولـوژی ژندرمانی استفاده كنند و به بهانهی استفاده درمانی از این تكنولـوژی بـرای افزایش اجرای خود نیز از آن استفاده كنند یا مسـئولان ورزشـی یـک كشور با آگاهی از این موضوع و بـدون اطـلاع از عواقـب خطرنـاک آن برای ورزشكار، جامعهی ورزشی، رقابتهای ورزشی و ورزشـكارانی كـه از این روشها استفاده نمیكنند، از این روشها بـرای كسـب مـدالهـای بیشتر، بهرهمند شوند.
مشکلات تشخیص دوپینگ ژنی و موضوعات اخلاقی

مهمترین سوالی که در این میان مطرح میشود، سازوکار اجرایی سازمان مبارزه با دوپینگ برای شناسایی این نوع از دوپینگ است، زیرا تشخیص استفاده از روش ویرایش ژنتیکی بسیار دشوار است و امری پیچیده محسوب میشود. این سازمان هنوز به این سؤال که آیا امکان تشخیص این نوع دوپینگ وجود دارد یا نه، پاسخی نداده است؛ به باور کارشناسان، انجام این محدودیت و کنترل آن بسیار دشوار است. همچنین این سازمان از یک دهه پیشتر مطالعات مربوط به شناسایی و تشخیص این روش دوپینگ را آغاز کرده است.
با وجود تلاشهای زیاد، نمونهگیری ژنتیکی از ورزشکاران تنها از چند سال پیش شروع شد. در این فرایند، از نمونههای خون ورزشکاران که در المپیک سال ۲۰۱۶ ریو حضور داشتند آزمایش گرفته شد و مواردی مانند افزوده شدن هورمونها یا ویرایش ژنتیکی در آنها بررسی شد و هنوز هیچ نمونهی مثبتی شناسائی نشده است. بهگفتهی دانشمندان این موضوع بسیار پیچیده است و امکان ایجاد تغییری کوچک در ژنهای انسان بهگونهای وجود دارد که شناسایی آن ممکن نیست یا بهسختی میتوان شواهد آن را پیدا کرد اما این تغییرات کوچک ژنتیکی منجر به افزایش بسیار زیاد عملکرد انسان شود.
در تئوری، گذرنامههای بیولوژیکی که توسط سازمان جهانی مبارزه با دوپینگ در سال ۲۰۰۹ معرفی شده است، میتواند تغییرات غیرمنتظره را در بدن ورزشکار نشان دهد، حتی اگر ژن تغییریافته قابل شناسایی نباشد، میتوان شواهد انجام این عمل را شناسائی کرد. سازمان بهداشت جهانی (WHO) که یکی از نهادهای سازمان ملل متحد است، در تلاش است تا از کارهای دانشمندان در زمینهی تغییر ژنوم انسانی سر در بیاورد تا بتواند از انجام آزمایشهای ژنتیکی غیرمجاز در زمینههای انسانی جلوگیری کند.

سازمان بهداشت جهانی اخیرا اعلام کرد که کمیتهی مشورتی، دستور منع پژوهشهای ژنتیک انسانی را اعلام نکرده، اما معتقد است که پژوهشگران باید قبل از شروع آزمایش، آزمایش خود را به ثبت برسانند. بسیاری از توصیههای این سازمان، نشاندهندهی روشهای پژوهشی بالینی هستند که در حال حاضر در ایالاتمتحده مدیریت میشوند و دانشمندان مجبور هستند تاییدیهی این سازمانهای نظارتی را بهدست بیاورند و مجوز انتشار مطالعات خود را در یک پایگاهدادهی قابل دسترسی دریافت کنند. تدروس آدامان گبریسوس، مدیر کل سازمان جهانی بهداشت، در این رابطه میگوید:
ویرایش ژنها تحولات باور نکردنیای را برای سلامتی انسانها بههمراه خواهد داشت، اما از نظر اخلاقی و پزشکی خطراتی را نیز به همراه دارد.
گبریسوس در ادامهی سخنانش میگوید که سازمان بهداشت جهانی در این راستا به نتایج مختلفی دست یافته و از دانشمندان خود خواسته است تا بهطور موقت پژوهشهای خود را در زمینهی ژنتیک انسانی متوقف کنند؛ بنابراین رهبران در این زمینه میتوانند راههای مسئولانه و اخلاقی را در پیش بگیرند تا از ممنوع شدن دائم این نوع پژوهشها جلوگیری شود، اما این بدان معنی نیست که سازمان جهانی بهداشت میخواهد دانشمندان تمام پژوهشهایشان را تعطیل کنند. مارگارت هامبورگ، مامور کمیتهی پژوهش، در نشست خبری گفت:
کمیته بر این باور است که در حال حاضر عملکرد هر کسی که از عملیات بالینی ویرایش ژنوم زایشی انسان فراتر رود، غیر معتبر خواهد بود؛ هرچند این توصیهها ممکن است تغییر کنند. کارشناسان در طول دو سال آینده، به مشورت با سایر کارشناسان و رهبران برای بررسی نحوهی ویرایش ژنوم انسان خواهند پرداخت تا بتوانند مجموعهی نهایی استانداردهای بینالمللی را در این زمینه اعلام کنند.
یكـی از چـالشهای اخلاقی دوپینـگ ژنی، روشهای تشــخیص آن است كه بهاندازه ی كافی كـارایی ندارنـد و بسـیار مشـكل هسـتند. از طرفی، همواره پیشرفت فناوری داروها و روشهای افزایشدهنده جلــوتر از روشهــای تشــخیص هستند. بــهگفتــهی لاری بــاورز، كارشـناس تشـخیص دوپینـگ آژانـس و رئیس بخش سـمشناسـیمبارزه با دوپینگ آمریكا، با فناوریهای موجـود، تشـخیص دوپینـگ ژنـی كـار بســیار مشــكلی اســت كــه یكــی از دلایل آن شــبیه بــودن بافــت اسـت.
در اصـل، یكـی از مـواردی كه باعث میشود توجه ورزشكاران به دوپینگ ژنی جلب شـود، سـخت بودن تشـخیص آن اسـت و در صـورت انجـام آن توسـط ورزشـكاران، سلامتی آنها به خطر خواهد افتاد، درست مانند پیامـدهـایی كـه بـرای برخی از حیوانات سالم آزمایشگاهی در حین ژن درمانی به وجـود آمـده است. از عواقب وخیم اسـتفاده از ناقـل آدنـوویـروس (rAd) و ناقل همراهبا آدنوویروس (rAAV)، پاسخهای ایمنی و ایمنـی-هومورال است كه در پی تزریق درونغـدهای، درونپوسـتی و درونشـریانی، غلظت پـادتنی سـرم بـه میـزان ۱۰ تـا ۱۰۰۰ برابـر یـا بیشـتر در پـی تزریق rAAV و به میزان ۴ تا ۱۷۰۰ برابر بعـد از تزریـق rAd، افـزایش پیدا میکند.

در سالهای اخیر پژوهشهای گسـتردهای بـرای یـافتن راههای تشخیص دوپینگ ژنی صورت گرفته است. از ویژگیهای مهمی كه هر یک از روشهای تشخیصی باید داشته باشـند ایـن اسـت كه به آسانی در دسترس، تا حد ممكن غیر تهاجمی، نسبتا سریع و ایمن باشند، همچنین باید بین ورزشكارانی كه به دلیـل تركیـب ژنتیكـی، تركیب ژنتیكی تغییریافته بهدلایل طبیعی، تركیب ژنتیكی اصلاحشده با دخالت بشر، دارای ظرفیت افزایشیافته بـرای اجـرای ورزشـی هستند، تفاوت قائل شوند، اما رعایت همهی این موضوعات كـار آسـانی نیست و هزینه و تلاش زیادی را میطلبد.
بهطور خلاصه میتوان كلیه روشهای تشخیص دوپینـگ ژنـیرا بـه دو دسـتهی كلـی تقسـیم كـرد: روشهای تشخیصی مستقیم و غیرمستقیم. روش مستقیم عبارت است از: تشـخیص پروتئین تراژنی و تشخیص ناقل (شـامل ویـروس ضعیفشده یا آدنوویروسها و ناقلهای پلاسمیدی). روش غیرمستقیم نیز شامل اندازهگیری اثرات دوپینگ ژنی بر سلولها، بافتهـای هـدف یـا همگی اندامها هستند.
حال هر یک از این روشها ممكن اسـت مشـكلاتی را بـه همـراه داشته باشند، مثلاً برای تشخیص مستقیم نیاز به نمونهبـرداری از بافـت عضلانی است و با توجه به این موضوع كه همهی ورزشكارانی كه تحـت این آزمایش قرار میگیرند ممكن است اصلا دوپینگ نكرده باشند، ایـن روش تهاجمی ممكن است به توان ورزشی آنها صدمه وارد كند كه این كار نیز غیـراخلاقـی اسـت.
از طرفـی روشهای تشخیص دوپینگی هنـوز در مراحـل آزمایشگاهی هستند و تا اثبات بیخطری آنها و وارد شـدن بـه میـادین ورزشی، راه درازی در پیش است. همچنین اغلب این روشها به تجهیزارت گرانقیمت و هزینههای جانبی بسیار زیاد و متخصصان كارآزمودهای نیاز دارد و زمانبر هستند كه این ویژگیها با اصول اولیهی گفتـهشـده در مـورد هـر یـک از روشهـا مغـایرت دارنـد. در نتیجه چـالشهـای تشخیصی مرتبط با دوپینگ ژنی، هنوز به قوت خود بـاقی هسـتند و بـا وجود پیشرفتهای انجامشده در این زمینه، هنوز تشخیص دوپینگ ژنی كار بسیار مشكلی است.

در نتیجه با توجه به مباحث گفتهشده و براساس نظــر سازمان مبارزه با دوپینگ، دستكاری ژنتیكی در ورزش اگـر بـا هـدف افـزایش توانایی ورزشكار و كسب پیروزی در رقابـتهـا انجـام شـود، مغـایر بـا ارزشهای اخلاقی، حقـوقی و اجتمـاعی در ورزش است و باید ممنوع شود و سلامتی ورزشكاران یكی از مواردی است كه بهدلیل آن حتما از بهكارگیری دوپینگ ژنـی جلـوگیری و بـا آن مبـارزه شود. هر چند كه ممكن است بهعلت استفادههای مفیدی كه در آینـده از دستكاری ژنی برای رفع آسیبهای ورزشی انجام شود، تبصرههـایی برای این موضوع در نظر گرفته شود كه البته تـاكنون این امر تحقق نیافته است.
تشخیص دوپینگ، همیشه چالش بزرگـی پـیش روی مجـامع ضـددوپینگ بوده و است، زیرا همانطور که گفته شد، همـواره روشهـای دوپینگـی جلـوتر از روشهای تشخیصی هستند. در مورد دوپینگ ژنی نیز به خاطر نو بودن، مطمئنا همین مسئله وجود خواهد داشت مگر بـا كمـک فنـاوریهـای موجود، تا حدودی قبل از شیوع زیاد آن روشهایی كشف شـوند تـا از بروز این روش دوپینگی جلوگیری كنند. با این حال آزمـایش ژنتیكـی و نمونهگیری عضلانی (بیوپسی) از ورزشكاران، خود معضل اخلاقی اسـت كه اغلب ورزشكاران به انجام آن تن در نمیدهند و چون این كـار یـک روشی تهاجمی است، ممكن است به توان ورزشكاران صدمه وارد كنـد.
بدون تردید چالشی كه دوپینگ ژنی به وجود آورده و خواهد آورد، چهرهی ورزش را خدشهدار مـیكنـد و در صـورت بـروز ایـن مشـكل در آینـده، شركتهای ساخت ورزشكار هسـتند كـه بـا هـم رقابـت مـیكننـد نـه ورزشكاران. در این صورت اخلاق، برابری و عدالت در ورزش جایگاهی نخواهد داشت.
چندسالی میشود که مایکروسافت بیسروصدا روی نسخهی متفاوتی از ویندوز ۱۰ کار میکند؛ نسخهای که تاکنون با نام ویندوز Core OS شناخته میشود.
تاکنون مایکروسافت هیچگونه صحبتی دربارهی وجود یا عدم وجود چنین سیستمعاملی انجام نداده است؛ اما فعالیتهای اخیر مهندسان بخش سیستمعامل مایکروسافت در شبکههای اجتماعی، بهویژه در لینکدین و اشارات مستقیم آنها به کار روی پروژهی ویندوز Core OS، تقریبا وجود چنین سیستمعاملی را انکارناپدیر کرده است.
پدر دنیای ویندوز روی ساخت سیستمعاملی با ساختاری کاملا دگرگونشده و مدرن کار میکند که روی نسل جدید دستگاههای رایانشی نظیر رایانههای تاشدنی، دستگاههای اینترنت اشیاء و دیگر دستگاههای الکترونیکی با قدرت پردازشی محدود و مشخصات سختافزاری بهخصوص کار میکند؛ افزونبراین، طبق شایعات ظاهر این سیستمعامل هم با آنچه که اکنون انتظار داریم، تفاوتهای آشکاری دارد و مایکروسافت روی سادهسازی و ماژولاربودنش تمرکز زیادی کرده تا توسعهدهندگان شخصثالث براساس نوع نیازشان، برنامههای کارآمدی را برای آن توسعه دهند.
ویندوز ۱۰ که هماکنون از آن استفاده میکنیم، سیستمعامل کاملی محسوب میشود که مایکروسافت به پشتیبانی از آن و بهبود مستمرش ادامه خواهد داد؛ بااینحال، تمام دستگاههای الکترونیکی کشش اجرای چنین سیستمعامل کاملی را ندارند. بسیاری از دستگاهها بهصورت سفارشی ساخته شدهاند و تنها به بخش کوچکی از عملکردهای یک سیستمعامل نیازمند هستند.
دراینمیان، آندسته از کاربرانی که به سیستمعاملی قدرتمند برای انجام کارهای حرفهای نیازمند هستند، دستخالی نخواهند ماند. رشد روزافزون مفهوم ابری در حوزهی رایانش و توانایی بالای سرویسهای ابری در پردازشهای سنگین، به مایکروسافت این اجازه را میدهد تا نسخهای از ویندوز ۱۰ را مبتنیبر ویندوز Core OS و با معماری ماژولار و ساده برای ایندسته از کاربران منتشر سازد.
در گزارشی که بهتازگی منتشر شده، از عرضهی دستگاههای تاشدنی سرفیس پیسی با نام رمز سنتروس یاد شده که از سیستمعامل Windows Core OS استفاده میکند؛ همچنین طبق این گزارش، بهنظر میرسد که دستگاه یادشده از اپلیکیشنهای اندرویدی نیز پشتیبانی خواهد کرد؛ بااینحال مشخص نیست که آیا این دستگاه از فروشگاه پلیاستور برای دانلود و بهروزرسانی مستقیم اپلیکیشنها پشتیبانی خواهد کرد یا خیر؛ اما اگر چنین اتفاقی واقعیت داشته باشند و حتی مایکروسافت و گوگل نیز به توافقی دست پیدا نکنند، کاربران بهراحتی میتوانند بهصورت جداگانه برنامهها را دانلود و نصب کنند.

باایناوصاف، اگر فکر میکنید که تمام اخبار حول ویندوز Core OS چیزی بیشتر از یک شایعه یا گمانهزنی نیست، سخت در اشتباه هستید؛ زیرا توضیحات موجود در پروفایل برخی مهندسان بخش سیستمعامل مایکروسافت، صراحتاً به کار روی Windows Core OS اشاره میکنند. بهتازگی پروفایلی در لینکدین منتسببه یکی از مهندسان نرمافزاری مایکروسافت بانام جان فالکون توجهها را بهخود جلب کرده که توضیحات پایین را دررابطهبا حوزهی فعالیت و شغل ارائه میکند:
من در گروه سیستمعامل برای توسعهی پلتفرم اپلیکیشنهای یونیورسال کار کردهام؛ پلتفرمی که بخشی از ویندوز و Windows Core OS محسوب میشود.
مقالههای مرتبط:
اگرچه توضیحات بالا جزئیاتی را ارائه نمیکند؛ اما نامبردن از ویندوز Core OS خود مهر تأییدی بر وجودِ سیستمعامل جدید مایکروسافت است؛ بنابراین بهنظر میرسد که Windows Core OS همان سیستمعامل مدرنی خواهد بود که چندیپیش نیک پارکر، معاون امور مشتریان و فروش دستگاههای مایکروسافت دربارهی آن در رویداد کامپیوتکس صحبت کرد.
طبق تعریف ردموندیها، سیستمعاملی مدرن نامیده میشود که روی طیف گستردهای از دستگاهها توانایی سرویسدهی داشته باشد و تولیدکنندهها را در خلق دستگاههایی با فرمفکتور جدید محدود نسازد.
ویندوز Core OS چگونه کار میکند؟

سیستمعامل جدید مایکروسافت احتمالاً تفاوتهایی با ویندوز ۱۰ و بهطورکل سیستمعاملهای کنونی خواهد داشت. Windows Core OS برخلاف نمونههای فعلی، ماژولار خواهد بود؛ بدینمفهوم که توسعهدهندگان و تولیدکنندگان میتوانند برحسب نیازِ خود تنها بخشیاز کارایی سیستمعامل را مورداستفاده قرار دهند.
چنین تغییری موجب میشود تا دستگاههایی با سختافزاری ضعیف؛ اما متناسببا نیاز کاربران تولید شوند تا هزینهی بسیار کمتری را به خریداران متحمل سازند.
همانطور که پیشتر اشاره کردیم، ویندوز Core OS روی طیف وسیعی از دستگاهها عمل خواهد کرد؛ بااینحال، برخلاف ویندوز ۱۰ که از یک هستهی مشترک در نسخههای متفاوتی نظیر ویندوز ۱۰ دسکتاپ، ویندوز ۱۰ موبایل و ایکسباکس بهره میبرد، سیستمعامل مدرن ردموندیها تنها یک نسخه خواهد داشت و تنها ماژولاربودنِ آن امکان استفاده در دستگاههای مختلف را میسر میسازد.
باتوجهبه اشارهی مهندس تیم سیستمعامل به کار روی توسعهی پلتفرم یونیورسال، انتظار میرود که شاهد عرضاندام دوباره اپلیکیشنهای یونیورسال در Windows Core OS باشیم؛ بهعلاوهاینکه فناوریهای مبتنیبر وب نظیر وباپلیکیشنهای پیشرونده (PWA) نیز نقش پررنگی را ایفا خواهند کرد.
اگرچه فعلاً اطلاعات اندکی دربارهی ویندوز Core OS وجود دارد؛ اما طبق ادعای یک مهندس نرمافزار، مایکروسافت روی ساخت انواع مختلف اکشنسنتر (نوار اعلانیهها) کار میکند. انتظار میرود که اکشنسنتر جدید بهمراتب سادهتر و عملکرد پایدارتری را روی دستگاههای مختلف داشته باشد. این احتمال وجود دارد که علاوهبر بخش فنی، ظاهر اکشنسنتر نیز دستخوش این سادهسازی ردموندیها شود.
باایناوصاف، گمانهزنیها و شایعات مختلفی وجود دارد. عدهای باور دارند که مایکروسافت قصد دارد سیستمعامل سبکی را برای رقابت با کروم او اس روانهی بازار سازد؛ این سیستمعامل که از آن با نام رمز پروژه اندرومدا یاد میشود، صرفاً دستگاههای قابلحمل را هدف قرار میدهد؛ دراینمیان، توضیحات پروفایل برخی از کارمندان مایکروسافت نیز نشان میدهد که هنوز پروژهی یادشده درحال توسعه قرار دارد.
در اخباری که سال گذشته راجعبه پروژهی اندرومدا منتشر شد، بهنظر میرسد که مایکروسافت بهدلیل عدم ورود به حوزهی دستگاههای قابلحمل، توسعهی این پروژه را کنار گذاشته است؛ اما ازآنجایی که دستگاههای روزبهروز بهسمت سبکترشدن و قابلحملترشدن نزدیکتر میشود، مایکروسافت نیز گویا دیدگاه پیشین خود را اصلاح کرده و باریدیگر آستینها را برای ورود به حوزهی یادشده بالا زده است.
بهنظر شما Windows Core OS پروژهی بعدی اهالی ردموند در حوزهی سیستمعاملها خواهد بود؟ دیدگاه خود را دراینرابطه با ما و دیگر کاربران بهاشتراک بگذارید.
هوواوی بهصورت رسمی تائید کرد که درحال کار روی سرویس نقشه اختصاصی خود است تا با توجه به تحریمهای آمریکا از مقدار وابستگی خود به سرویسهای گوگل بکاهد. درحال حاضر شرکت هواوی از بهکارگیری فناوریهای آمریکایی بدون مجوزهای ویژه محروم شده است و اینطور که به نظر میرسد، هنوز هم مجوز استفاده از Google Maps در تلفنهایش در خارج از خاک چین را ندارد. بنابراین سرویس نقشه اختصاصی هواوی با نام مپکیت Map Kit را وارد این بازی کرده است. اما این سرویس نه برای استفادهی مستقیم کاربر، بلکه بهعنوان یک رابط برنامهنویسی (API) میتواند بهوسیلهی توسعهدهندههای دیگر برای ساخت نرمافزارهای ناوبری استفاده شود.
مپکیت میتواند اطلاعات را از ۱۵۹ کشور و منطقه سراسر جهان جمعآوری کند و باوجود تازهکار بودن هووای در این عرصه، ایستگاههای مخابراتیاش در بیش از ۱۶۰ کشور جهان میتواند بسیار برایش تسهیلکننده و سرعتبخش باشد.

ریچارد یو، ریاست «گروه کسب و کارهای مرتبط با مصرفکنندگان» این شرکت میگوید که مپکیت میتواند ویژگیهای پیشرفتهای شامل جابهجایی خودروها بین خطوط، مسیریابی واقعیت افزوده و خدماتی همچون اطلاعات زندهی ترافیکی ارایه دهد. منابع مطلع میگویند که شرکت ارایه دهندهی اینترنت و نقشهی روسی Yandex و هولدینگ آمریکائی Booking Holdings از اولین شرکای علاقهمند به سرویس نقشهی هوواوی هستند. بهزودی اطلاعات بیشتری در این خصوص در ماه اکتبر ارائه خواهد شد.
.: Weblog Themes By Pichak :.



