خبرگزاری رویترز در گزارشی از هدف قرار گرفتن گوشی‌های هوشمند برخی از مقامات کشورهای متحد آمریکا از طریق اپلیکیشن واتس‌اپ خبر داده است.

 

برخی از منابع آگاه اخیرا در گفت‌و‌گو با رسانه‌ی رویترز مدعی شده‌اند که مقامات ارشد دولتی شماری از کشورهای متحد با ایالات متحده‌ی آمریکا در اوایل سال ۲۰۱۹ میلادی توسط ابزار خاصی که برای هک کردن گوشی‌هایشان طراحی شده بوده است، موردهدف قرار گرفته‌اند. رویترز می‌‌گوید که ابزار موردبحث از طریق اپلیکیشن واتس‌اپ (WhatsApp) به گوشی مقامات دولتی منتقل شده است.

منابع خبرگزاری رویترز که ظاهرا از تحقیقاتی انجام‌شده به‌دست فیسبوک دراین‌زمینه باخبر هستند، می‌گویند شمار درخورتوجهی از قربانیانِ شناخته‌شده، مقاماتِ «عالی‌رتبه‌ی» دولتی و نظامی به‌شمار می‌آیند و همین موضوع، حساسیت آن را بالا می‌برد. ظاهرا این مقامات عالی‌رتبه متعلق به حداقل ۲۰ کشور در پنج قاره هستند. در ضمن بسیاری از کشورهای موردبحث، جزو متحدان آمریکا به‌شمار می‌آیند.

در ابتدا تصور می‌شد که هک گوشی‌های مقامات ارشد دولتی از طریق واتس‌اپ به‌شکلی محدودتر صورت پذیرفته باشد؛ اما اخبار جدید نشان می‌دهد که این هک به‌شکلی گسترده صورت گرفته است؛ موضوعی که می‌تواند عواقب سیاسی و دیپلماتیک گسترده‌ای را به‌دنبال داشته باشد.

هک

نمایندگان واتس‌اپ روز سه‌شنبه‌ دادخواستی را علیه NSO Group ثبت کردند و این شرکت را عامل اصلی هک گوشی مقامات دولتی از خطاب کردند. واتس‌اپ مدعی است که NSO Group پلتفرم هک ویژه‌ای را تولید کرده و به‌فروش رسانده است. افرادی سودجو از طریق این ابزار توانسته‌اند نفوذ‌پذیری خاصی را در سرورهای واتس‌اپ پیدا کنند و از طریق آن وارد گوشی قربانیان شوند. در دادخواست واتس‌اپ آمده که در روزهای بین ۲۹ آوریل ۲۰۱۹ (۹ اردیبهشت ۱۳۹۸) تا ۱۰ می ۲۰۱۹ (۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۸) افراد سودجو توانسته‌اند گوشی حداقل ۱٬۴۰۰ نفر را هک کنند که در بین آن‌ها مقامات عالی‌رتبه‌ی دولتی هم به‌چشم می‌خورد.

شمار نهایی کاربرانی که از طریق نفوذپذیری واتس‌اپ هک شده‌اند، احتمالا بیشتر از ۱٬۴۰۰ نفر است. یکی از وکلای حوزه‌ی حقوق بشر که در لندن حضور دارد و ظاهرا در بین قربانیان این هک بوده است، تصاویری را در اختیار رسانه‌ی رویترز قرار داده که در آن‌ها به‌وضوح می‌توان دید ابزاری خاص قصد نفوذ به درون گوشی‌اش را دارد؛ ظاهرا این اتفاق در تاریخ ۱ آوریل ۲۰۱۹ (۱۲ فروردین ۱۳۹۸)‌ رخ داده است.

به‌طور دقیق مشخص نیست چه کسی (یا چه گروهی) از طریق نفوذپذیری واتس‌اپ به هک گوشی‌های مقامات ارشد دولتی پرداخته است؛ با این حال NSO Group در اطلاعیه‌ای جداگانه می‌گوید جاسوس‌افزار‌هایش را تنها به مشتریان دولتی می‌فروشد. 

هک

براساس ادعاهای مطرح‌شده از سوی منابع رویترز، برخی از قربانیان هک واتس‌اپ در ایالات متحده‌ی آمریکا و برخی دیگر در امارات متحده‌ی عربی، بحرین، مکزیک، پاکستان و هند حضور دارند. فعلا مشخص نیست که در بین افراد هک‌شده در کشورهای موردبحث مقامات دولتی هم حضور داشته‌اند یا خیر. برخی از شهروندان کشور هند طی چند روز اخیر مدعی شده‌اند که آن‌ها نیز در بین قربانیان هک واتس‌اپ حضور داشته‌اند. در بین این افراد روزنامه‌نگار، دانشجو، وکیل و مدافع جامعه‌ی دالیت دیده می‌شوند. 

NSO در واکنش به ادعاهای مطرح‌شده از سوی واتس‌اپ، در اطلاعیه‌ای جداگانه گفته است که نمی‌تواند اطلاعات مشتریانش را فاش کند؛ در ضمن این شرکت می‌گوید قصد ندارد به تشریح نحوه‌ی استفاده از فناوری‌اش توسط مشتریان بپردازد. NSO Group پیش‌تر به‌دنبال وجود نوعی آسیب‌پذیری خاص در اندروید،‌ هرگونه وابستگی به این‌نوع ابزارها را انکار کرده و مدعی شده بود که در تولید آن‌ها نقشی ندارد؛ این شرکت در آن زمان گفته بود که محصولاتش بدین منظور طراحی شده‌اند تا به دولت‌ها برای دستگیری تروریست‌ها و جنایت‌کاران کمک کنند.

محققان حوزه‌ی امنیت سایبری طی سال‌های اخیر ادعاهای NSO Group را نپذیرفته و به گفته‌های مطرح‌شده از سوی این شرکت، مشکوک بوده‌اند. این محققان می‌گویند که محصولات ساخته‌شده توسط NSO طی سال‌های اخیر برای اهداف خاصی مانند سرکوب مورداستفاده قرار گرفته‌اند.

واتساپ / Whatsapp

واتس‌اپ به‌منظور شناسایی قربانیان هک اخیر با شرکتی مستقل به‌نام Citizen Lab همکاری کرده است. Citizen Lab روز سه‌شنبه در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که حداقل ۱۰۰ نفر از قربانیان، در بین جنایت‌کاران قرار نمی‌گیرند و افرادی نظیر روزنامه‌نگاران هستند. البته در بین آن‌ها برخی از مخالفان دولت هم دیده می‌شوند. 

جان اسکات-ریلتون، از محققان ارشد شرکت Citizen Lab، می‌گوید از هدف قرار گرفتن مقامات دولتی کشورهای خارجی، به‌هیچ‌وجه متعجب نشده است. او می‌گوید همه می‌دانند بسیاری از فناوری‌‌هایی که از آن‌ها به‌عنوان ابزاری برای کمک به‌دولت به‌منظور قانون‌گذاری یاد می‌شود، در حقیقت برای اهداف دیگری نیز نظیر جاسوسی مورداستفاده قرار می‌گیرند. 

واتس‌اپ می‌گوید کسانی که از این هک متأثر شده‌اند، پیام ویژه‌ای را دریافت کرده‌اند تا از آن مطلع باشند. این شرکت تاکنون نخواسته است به نام مشتریان احتمالی NSO Group اشاره کند. 

 
 


تاريخ : شنبه 11 آبان 1398 | 09:17 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

مطالعات جدیدی نشان می‌دهند که سرعت گسترش جهان هستی بسیار بیشتر از تصور دانشمندان است. کشف این پدیده سبب شده دانشمندان به‌دنبال فیزیک جدیدی برای درک کیهان باشند.

 

جهان هستی بسیار سریع‌تر از آنچه که دانشمندان تصور می‌کردند در حال گسترش است و هیچکس نمی‌داند که علت این امر چیست. گروهی از پژوهشگران این پدیده‌ی عجیب را با به‌کارگیری فناوری جدید آینه‌های انعطاف‌پذیر در تلسکوپ‌ها تأیید می‌کنند. براساس مطالعه‌ای که ماه گذشته در ماهنامه‌ی مجله‌ی Royal Astronomical Society منتشر شد، پژوهشگران موفق شدند تا سرعت دقیق گسترش جهان را اندازه‌گیری کنند. آن‌ها همچنین نشان دادند که تصور دانشمندان از سرعت گسترش جهان مبنی بر مدل استانداردی که ده‌ها سال به آن رجوع می‌کردند، درست نبوده است. کریس فسناخت، اختر فیزیکدان و از نویسندگان این پژوهش، در بیانیه‌ی مطبوعاتی گفت: 

این پدیده از بحرانی در دل کیهان‌شناسی به ما خبر می‌دهد.

سایر پژوهش‌ها هم که در اوایل سال جاری منتشر شده‌اند، به نتایج مشابهی دست یافتند. آدام ریس، از زمره‌ی دانشمندان برنده‌ی جایزه نوبل و از محققین مطالعه‌ای که در ماه آوریل منتشر شد، در بیانیه‌ی مطبوعاتی گفت:

اطلاعات به‌دست آمده، با آنچه که دانشمندان پیش‌تر تصور می‌کردند تفاوت چشمگیری دارد و همواره این اختلاف در حال افزایش بوده است؛ به‌طوری که اکنون نادیده گرفتن آن غیر ممکن به‌نظر می‌رسد. 

آدام ریس همچنین افزود:

 احتمالا با کشف این پدیده، به هیجان‌انگیزترین پیشرفت در کیهان‌شناسی در دهه‌های اخیر دست یافته باشیم.

راز و رمز ثابت هابل

جهان دائما در حال گسترش بوده و با بزرگتر شدن خود، کهکشان‌ها را از یکدیگر دور می‌سازد. برای ده‌ها سال دانشمندان تلاش کردند تا ببینند دنیا با چه سرعتی رشد و گسترش می‌یابد؛ سرعتی که آن‌را ثابت هابل یا آهنگ گسترش گیتی می‌خوانند. پژوهشگران سعی دارند تا قطعات مختلفی از تاریخ کیهان را همچون یک پازل جمع‌آوری و سرهم کنند. آن‌ها این کار را با استفاده از درخشش باقیمانده از بیگ بنگ یا انفجار بزرگ انجام می‌دهند. بیگ بنگ در حدود ۱۳.۸ میلیارد سال پیش اتفاق افتاده و دانشمندان نام درخششی را که هنوز از آن باقی مانده است، تابش زمینه‌ی کیهانی (CMB) نام‌گذاری کرده‌اند. 

درواقع دانشمندان با بررسی تابش زمینه‌ی کیهانی علاوه‌بر مشاهده‌ی فواصل بسیار دور، به گذشته‌های بسیار دوردستی نگاه می‌کنند؛ زیرا نور با سرعت ثابتی حرکت می‌کند. برای مثال، زمانی‌که به آسمان نگاه کرده و خورشید را مشاهده می‌کنیم، درواقع تصویر هشت دقیقه قبل خورشید را می‌بینیم. زیرا نوری که از سطح خورشید حرکت می‌کند تا به زمین برسد و در چشمان ما تصویری را تشکیل می‌دهد، هشت دقیقه در مسیر بوده است. بنابراین، زمانی‌که دانشمندان در حال مشاهده‌ی اجرامی در فواصل بسیار دوری هستند، تصویری که نور از آنان ارائه می‌کند، به زمانی تعلق دارد که جهان متولد می‌شد. براساس این مشاهدات، دانشمندان کشف کردند که پس از بیگ بنگ جهان با سرعت بسیار زیادی گسترش یافت. سپس سرعت گسترش جهان کاهش پیدا کرد. گفته می‌شود کاهش سرعت تحت تأثیر جاذبه‌ی ناشی از ماده‌ی تاریک که نیرویی نامرئی و مرموز به‌حساب می‌آید، رخ می‌دهد. ماده‌ی تاریک ۸۵ درصد از کل مواد موجود در دنیا را تشکیل می‌دهد.

سرعت گسترش جهان

اخیرا دانشمندان با مشکل  جدیدی رو‌به‌رو شده‌اند. اندازه‌گیری‌های کنونی نشان می‌دهد که جهان با سرعت بسیار بالایی در حال گسترش است، به‌طوری که با مدل‌های پیش‌بینی استاندارد مطابقت ندارد. مطالعه‌ی ریس در ماه آوریل نشان داد که جهان ۹ درصد سریع‌تر از آنچه که براساس تابش زمینه‌ی کیهانی پیش‌بینی شده بود، در حال گسترش است. وی در این باره می‌گوید:

 تعداد زیادی از آزمایش‌ها این اختلاف را تأیید می‌کنند. ما در آزمایش‌ها و اندازه‌گیری‌های خود اختلافی اساسی را شاهد هستیم. در یکی از آزمایش‌ها بررسی کردیم که جهان امروزی با چه سرعتی در حال گسترش است. طی آزمایش دیگری، براساس پیش‌بینی‌های فیزیک جهان اولیه، تخمین زدیم که سرعت گسترش جهان امروزی چقدر باید باشد. اگر نتایج به دست آمده از این دو آزمایش با یکدیگر همخوانی نداشته باشند، به احتمال زیاد محاسبات ما مشکل دارد. 

فناوری جدید به‌کار رفته در تلسکوپ‌ها، وجود چنین اشکالی را تأیید می‌کند؛ اما راهی برای مرتفع ساختن آن پیش روی دانشمندان قرار نمی‌دهد.

در پژوهش اخیر از سیستمی استفاده شده که در آن آینه‌هایی با گوشه‌ها و کناره‌های کروی‌شکل و صیقل داده شده به کار گرفته شده است. این سیستم در رصدخانه کِک، هاوایی قرار دارد. در دستگاه یادشده آینه‌های انعطاف‌پذیری وجود دارد که قادر به اصلاح تحریفات ناشی از جو زمین هستند و در نهایت تصاویر فوق‌العاده‌ای را با وضوح بالا از اجرام فضایی ارائه می‌کند. در تصویر زیر، تلسکوپ‌های Keck I و Keck II در Mauna Kea در هاوایی را مشاهده می‌کنید.

رصدخانه کک هاوایی

پژوهشگران با استفاده از تلسکوپ‌ها اختروَش یا کوازارهای فعال و بسیار درخشانی را رصد کردند. آن‌ها با استفاده از روشی به‌نام عدسی گرانشی، کوازارها را مورد مطالعه قرار دادند و میزان خمش نوری را که به سمت زمین حرکت می‌کرد، هنگام عبور از کنار اجرام عظیم اندازه گیری کردند. یک جسم عظیم (مانند کهکشانی غول پیکر) می‌تواند نور را به سوی جهات مختلفی منحرف کند. دانشمندان با استفاده از همین پدیده می‌توانند نسخه‌های متفاوت و تحریف شده‌ای از کوازار مورد مطالعه‌ی خود را کمی عقب‌تر در محور زمان مشاهد کنند.

سپس دانشمندان می‌توانند با مقایسه‌ی تصاویر به دست آمده، مدت‌زمانی را که نورِ برخاسته از کوازارها در سفر است تا به زمین برسد، محاسبه کنند و اطلاعاتی را درباره‌‌ی میزان گسترش جهان در همین مدت‌زمان به‌دست آورند. 

کوازارها

همچون پژوهش‌های گذشته، نتایج جدید نشان می‌دهند که سرعت گسترش جهان بیشتر از پیش‌بینی دانشمندان براساس مدل‌های استاندارد است. پژوهشگران نتایج خود را با اطلاعات به‌دست آمده از  تلسکوپ فضایی هابل (HST) مقایسه کردند؛ نتایج به دست آمده با این اطلاعات مطابقت داشت. اخترفیزیکدانی به‌نام شری سووی، در بیانیه‌ی مطبوعاتی درباره‌ی تحقیقات اخیر گفت:

تفاوت در میزان ثابت هابل میان محاسباتی که در زمان‌های گذشته و محاسبات جدید وجود دارد، نشان می‌دهد که مدل استاندارد امروزی دچار اشکال است.

به‌عنوان مثال، ممکن است چنین اشکالی ناشی از راز و رمزهایی در انرژی تاریک باشد یا شاید هم یک ذره‌ی نسبیتی جدید یا اساسا دنیای جدیدی از فیزیک باشد که هنوز کشف نشده است.

دانشمندان هنوز نمی‌دانند که قطعه‌ای از پازل که در محاسبات مدل‌های استاندارد امروزی گم شده است، چیست. بعضی از دانشمندان معتقدند این قطعه می‌تواند انرژی تاریک باشد؛ اصطلاحی که برای نیروی نامرئی و مرموز به‌کار گرفته می‌شود که ۶۸ درصد از جهان را شکل می‌دهد. شاید این انرژی عاملی باشد که در مقابل جاذبه‌ی ماده‌ی تاریک مقاومت کرده است و درنتیجه، سرعت گسترش جهان را افزایش داده باشد. 

فاسناخت امیدوار است دانشمندان با به‌کارگیری فناوری جدید آینه‌های انعطاف‌پذیر در تلسکوپ‌ها اطلاعات دقیق‌تری در جست‌وجو برای یافتن قطعه‌ی گمشده‌ی پازل به‌دست آورند که سبب اشکال در درک دانشمندان از جهان می‌شود. وی در این مورد می‌گوید:

 احتمالا، بروز این اشکال، دانشمندان را به سوی تشکیل مدل جامع‌تری از کیهان‌شناسی سوق خواهد داد.



تاريخ : شنبه 11 آبان 1398 | 09:10 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

بنتلی یکی از خودروسازان اصیل انگلستان است که امروزه به‌عنوان یکی از بهترین تولیدکنندگان مدل‌های سوپرلوکس و لوکس اسپرت فعالیت می‌کند.

 

بهبود شرایط اقتصادی در بازار جهانی، تنوع بی‌سابقه‌ای از برندهای مختلف ایجاد کرده است. حالا برای کلاس بدنه‌های متفاوت، سازندگان متعدد از کشورهای آسیایی، اروپایی و امریکایی وجود دارند. این شرایط، هرچند به نفع خریدار خواهد بود؛ اما رقابت برای خودروسازان را سخت کرده و نیاز به نوآوری در محصولات را افزایش داده است. بنتلی، نمونه‌ای از شرکت‌های برجسته‌ در صنعت جهان محسوب می‌شود که هماهنگ با نیاز بازار، روند رو به رشد خود را ادامه می‌دهد و سالیانه هزاران دستگاه از محصولات گران‌قیمت خود را به‌فروش می‌رساند.

Bentley LOGO

 

از ابتدای تأسیس، خودروهای بنتلی بر ویژگی‌های اسپرت و حضور در مسابقات سرعت تمرکز داشتند؛ اما به مرور زمان و خصوصا با مالکیت رولزرویس در سال‌های ۱۹۳۰، ویژگی‌های لوکس و امکانات رفاهی تجملی هم به این محصولات اضافه شد تا برند بنتلی، ترکیبی نادر از کلاس اسپرت و لوکس را با کیفیتی بسیار بالا ارائه دهد. این شرکت اصیل انگلیسی، طی یک قرن فعالیت خود، بحران‌های مالی و مدیریتی متنوعی را پشت سر گذاشته است تا امروزه یکی از برندهای سودآور و ارزشمند زیرمجموعه‌ی فولکس‌واگن باشد. مجموع فروش انواع خودروهای بنتلی در سال ۲۰۱۸ به ۱۰,۵۶۶ دستگاه رسید که کاهش ۱۳/۶ درصد نسبت به سال قبل را نشان می‌داد. طی سال‌های گذشته، حدود نیمی از ظرفیت تولید و فروش بنتلی در اختیار شاسی‌بلند بنتایگا قرار دارد. همچنین ۴۶ درصد بازار فروش، مربوط به اروپا، ۳۲ درصد آسیا اقیانوسیه و ۲۲ درصد در اختیار کشورهای شما قاره امریکا است.

 

بنتلی در موتوراسپرت

برخلاف بسیاری از خودروسازان لوکس انگلیسی که از ابتدا برای تولید خودروهای لوکس پهن‌پیکر تأسیس شدند؛ مؤسس و مهندسان بنتلی بر دنیای سرعت و مسابقات اتومبیل‌رانی متمرکز بودند. موفقیت این برند در رقابت‌های متنوع، منحصر به دهه‌ی ۱۹۳۰ و برادران بنتلی نیست. هرچند که ۵ قهرمانی در لمان ۲۴ ساعته‌ی ۱۹۲۴، ۱۹۲۷، ۱۹۲۸، ۱۹۲۹ و ۱۹۳۰ بسیار باشکوه و شایسته‌ی احترام به نظر می‌رسد؛ موفقیت‌های بنتلی در مسابقات مختلف سال‌های اخیر هم دارای اهمیت است.

Bentley speed 8

پس از ۷۳ سال، بنتلی مجددا به قهرمانی لمان ۲۴ ساعته رسید. خودروهای بنتلی اسپید 8، رتبه‌های اول و دوم کلاس LMGTP را در لمان ۲۰۰۳ به‌دست آوردند. بعد از این تاریخ، بنتلی از حضور در لمان کناره گرفت.

Bentley gt3

امروزه، نسخه‌ی GT3 از بنتلی کنتیننتال در رقابت‌های اتومبیل‌رانی استقامت حضور دارد. مدل ۲۰۱۹ از کنتیننتال GT3 با پیشرانه‌ی ۸ سیلندر ۴ لیتری، ۵۵۰ اسب‌بخار قدرت و ۷۰۰ نیوتن‌متر گشتاور دارد. وزن خالص خودرو نسبت به مدل استاندارد جاده‌ای کنتیننتال، ۹۴۴ کیلوگرم کاهش یافته و در حدود ۱۳۰۰ کیلوگرم است. کنتیننتال GT3 برای سال ۲۰۱۹ در رقابت‌های اروپایی بلنک‌پین (Blancpain GT Series Endurance) و چند رقابت فصلی مربوط به کلاس GT انگلستان حضور دارد.

مؤسس بنتلی

مشابه رولزرویس، شرکت بنتلی هم در ابتدای کار خود، نماینده‌ی فروش خودروهای فرانسوی بود. برادران بنتلی با نام‌های والتر و هوریس،اوایل دهه‌ی ۱۹۱۰ میلادی در شمال لندن، خودروهای برند DFP فرانسه را عرضه می‌کردند.

W O Bentley

والتر اٌون بنتلی (Walter Owen Bentley) که بیشتر با نام WO بنتلی شهرت دارد؛ متولد ۱۸۸۸ شهر لندن بود. او در یک خانواده‎ی متمول با اصالت استرالیایی متولد شد و از کودکی به مهندسی موتورهای بخار علاقه داشت. والتر بنتلی در سن ۱۶ سالگی به شرکت راه‌آهن GNR انگلستان پیوست تا دوره‌های مرتبط با لوکوموتیو‌ها و طراحی ریل‌های قطار را بیاموزد. بعد از ۵ سال، والتر ۲۱ ساله به خدمت شرکت GNR درآمد و مدت ۷ سال سمت‌های مختلف در قطارهای انگلستان را تجربه کرد که اغلب آن‌ها، جزئی و دون‌پایه بوند. والتر بنتلی در سال ۱۹۱۰ از شرکت حمل‌و‌نقل ریلی استعفا داد. علاقه‌ی او به مسابقات سرعت، حضور در رقابت‌های متنوع موتورسواری را در پی داشت که البته با مقام قهرمانی در کلاس حرفه‌ای همراه نشد. والتر ترجیح داد به کینگ کالج لندن برود و تحصیلات خود در زمینه‌ی مهندسی موتورها را تکمیل کند.

 

هم‌زمان با افتتاج نمایندگی فروش خودروهای فرانسوی، والتر بنتلی تصمیم به ساخت پیشرانه‌های احتراقی گرفت. او به ویژگی‌های فلز آلومینیوم علاقه‌ نشان داد و اولین پیشرانه‌ی بنزینی جهان با پیستون‌های آلومینیومی را تولید کرد.  پیشرانه‌ی ساخت بنتلی روی خودروی فرانسوی DFP نصب شد و در مسابقات مختلف سال ۱۹۱۳ و ۱۹۱۴، افتخارات و رکوردهای متنوع کسب کرد. جنگ جهانی اول، بین سال‌های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ هم فرصت مناسبی برای والتر بنتلی بود تا دانش خود را در هواپیماهای نظامی به کار گیرد. ضمن همکاری او با مهندسان رولزرویس، فناوری پیستون‌های آلومینیموم وارد پیشرانه‌های ۱۲ سیلندر سری ایگل شد. همچنین، موتورهای BR1 و BR2 با طراحی والتر بنتلی تا سال ۱۹۱۸ در هواپیماهای مختلف ارتش بریتانیا به خدمت گرفته شدند.

 

تأسیس شرکت خودروسازی بنتلی

 اتمام جنگ جهانی اول با پیروزی انگلستان، فرصت مناسبی برای برادران بنتلی بود تا کارخانه‌ی خود را افتتاح کنند. منطقه‌ی کریکلوود (Cricklewood) در شمال غرب لندن برای شروع کار انتخاب شد. این محل، امروزه هنوز هم دفتر اصلی بنتلی است؛ اما ۱۰۰ سال قبل، محلی برای تولید پیشرانه‌های هواپیما محسوب می‌شد.

Bentley 3 Litre

هدف از تأسیس شرکت بنتلی موتورز (Bentley Motors Limited) ساخت خودروهای اسپرت تورر با کیفیت عالی و قدرت بالا بود. چند مهندس برجسته، از جمله کلایو گالوپ که سابقه‌ای درخشان در طراحی پیشرانه‌های هواپیما داشت به بنتلی پیوستند. این شرایط، منجر به ساخت پیشرانه‌ی ۴ سیلندر خطی ۳ لیتری بنتلی شد که به جهت نصب ۴ سوپاپ در هرسیلندر، برتری‌هایی نسبت به رقبا از جمله بوگاتی داشت. محصول نهایی، روی اولین خودروی بنتلی با نام ۳ لیتر (Bentley 3 Litre) نصب شد تا قدرت ۷۰ اسب‌بخار فراهم کند. نسخه‌ی پایه، به سرعت ۱۳۰ کیلومتربرساعت می‌رسید؛ اما نسخه‌های سفارشی با نام سوپراسپرت، نهایت سرعت ۱۶۱ کیلومتربرساعت داشتند که در سال ۱۹۲۱، خبرساز بود. تا سال ۱۹۲۹، تعداد ۱۶۲۲ دستگاه بنتلی ۳ لیتر تولید شد که امروزه، حدود یک میلیون دلار ارزش کلکسیونی دارد.

Bentley 6 0.5 Litre

فروش خوب بنتلی 3 لیتر، سرمایه لازم برای محصولات جدید را فراهم کرد. بنتلی ½6 لیتر و مدل اسپرت آن با نام اسپید ۶، همراه پیشرانه‌ا‌ی قوی‌تر و بدنه‌ای بزرگ‌تر در سال ۱۹۲۶ رونمایی شد. نسخه‌ی جاده‌ای برای عرضه‌ی عمومی، محصولی لوکس در حد و اندازه‌های یک لیموزین پهن‌پیکر بود که با ۸ نوع  فاصله محور و اتاق متفاوت تولید می‌شد. پیشرانه‌ی ۶.۵ لیتری ۶ سیلندر خطی، قدرت ۱۴۷ اسب‌بخار فراهم می‌کرد. نسخه‌ی مولینر با فاصله محورهای ۳.۸۱ متر، فروش بیشتری نسبت به دیگر نمونه‌های بنتلی  ½6 لیتر داشت و با خودروهای سوپرلوکس آن‌رمان، مثل میباخ و رولزوریس رقابت می‌کرد.

پسران بنتلی و موفقیت در لمان

برنامه‌ریزی والتر بنتلی برای ساخت خودروهای مناسب برای پیست و استفاده‌ی عمومی، با پیروزی‌های پیاپی در مسابقات مختلف، نتیجه داد. گروه موسوم به پسران بنتلی (Bentley Boys)، تعدادی از رانندگان حرفه‌ای و افراد متمول بودند که همراه‌با خودروهای بنتلی، چهارسال متوالی به مقام قهرمانی در مسابقات ۲۴ ساعته‌ی لمان رسیدند. در میان پسران بنتلی، ۱۷ نفر از جمله مهندسان شرکت سازنده، پزشک و هوانورد نیز وجود داشت.

Bentley 4 0.5 Litre

در سال ۱۹۲۹، نسخه‌ای کوچک‌تر و ارزان‌تر از بنتلی  ½6 لیتر با نام  ½4 لیتر رونمایی شد . بنتلی بلوئر (Blower Bentley) نسخه‌ی اسپرت از مدل  ½4 لیتر بود که به جهت استفاده از سوپرشارژر (بلوئر به‌معنی دمنده) روی پیشرانه‌ی ۴.۵ لیتر با قدرت ۱۷۵ اسب‌بخار و قهرمانی در لمان ۲۴ ساعته سال‌ ۱۹۲۸ مشهور شد. نمونه‌های کلکسیونی از بنتلی بلوئرامروزه حدود یک میلیون دلار ارزش دارند.

Bentley 4 0.5 Litre

 مدل‌های جاده‌ای بنتلی  ½4 لیتر با قدرت ۱۱۰ اسب‌بخار، جایگاه خاصی در تاریخ خودروسازی ندارند؛ اما تک‌نمونه‌ی سوپرشارژ با قدرت ۲۴۲ اسب‌بخار علاوه‌بر حضور در لمان ۲۴ ساعته و کسب مقام پنجم، با رسیدن به رکورد سرعت ۲۲۲ کیلومتربرساعت، به شهرت رسید. این محصول به دلیل تولید بسیار محدود (یک دستگاه توسط کارگاه شخصی تیم برکین)، با قیمت ۵ میلیون پوند (معاد ۶.۵ میلیون دلار) در سال ۲۰۱۲ حراج شد و رسما، گران‌ترین خودروی ساخت انگلستان در تاریخ لقب گرفت.

Bentley six

بنتلی اسپید سیکس (Speed Six)، نسخه‌ی اسپرت بنتلی  ½6 لیتر بود که علاوه‌بر فروش عمومی، در سال‌های ۱۹۲۹ و ۱۹۳۰ به مقام قهرمانی لمان ۲۴ ساعته رسید. این خودرو مجهز به پیشرانه‌ی تقویت‌شده ۶.۶ لیتری، ۱۸۰ اسب‌بخار قدرت داشت و در زمانی حدود ۱۰ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت می‌رسید. اسپید سیکس، با نهایت سرعت ۱۳۵ کیلومتربرساعت، در سری مسابقات قطار آبی (Blue Train Races) هم شرکت داشت تا مسیر شمال فرانسه تا لندن را، سریع‌تر یک قطار بخار طی کند. تنها ۱۸۲ دستگاه بنتلی اسپید سیکس تولید شد که امروزه، بیش از ۵۰۰ هزار دلار ارزش کلکسیونی دارد.

بحران جهانی اقتصاد و فروش سهام بنتلی به رولزرویس

سقوط بازار سهام نیویورک در سال ۱۹۲۹، سرآغازی بر تحولات اقتصادی بزرگ برای شرکت‌های اروپایی و امریکایی بود. دهه‌ی ۱۹۳۰، بیکاری و تعطیلی کارخانه‌ها در کشورهای مختلف جهان را در‌پی داشت و بیش از همه به برندهای لوکس با محصولات گران‌قیمت، ضربه زد. کاهش فروش و سررسید بازپرداخت وام‌های بانکی، خیلی زود بنتلی را به ورطه‌ی ورشکستگی کشاند تا سرانجام در سال ۱۹۳۱، بخش اصلی سهام این شرکت به رولزرویس فروخته شود. براساس شنیده‌های غیررسمی، والتر بنتلی تا آخرین لحظات اتمام معامله‌ی فروش شرکت بنتلی با قیمت ۱۲۵ هزار پوند، هویت واقعی خریداران و شرکت متبوع آن‌ها را نمی‌دانست. والتر بنتلی تا سال ۱۹۳۵ به فعالیت خود در زیرنظر مدیران رولزرویس ادامه داد؛ اما با نارضایتی از شرایط به شرکت لاگوندا پیوست.

Bentley 8 Litre

بنتلی 8 لیتر، آخرین محصول قبل از تغییر مالکیت شرکت سازنده بود. این خودروی سوپرلوکس، با فاصله محورهای نزدیک به ۴ متر و طول بدنه‌ی ۵ تا ۵.۴ متر در مدل‌های مختلف، بزرگ‌ترین محصول بنتلی تا آن زمان محسوب می‌شد. پیشرانه‌ی ۸ لیتری، ۲۲۰ اسب‌بخار قدرت و فناوری‌هایی مثل، رادیاتور، پمپ آب و ترموستات داشت. در مجموع، ۱۰۰ دستگاه بنتلی 8 لیتر بین سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۲ با مدیریت بنتلی و رولزرویس تولید شد.  بسیاری از مالکان این خودرو که فقط با بدنه‌ی تمام‌فلزی قابل خرید بود، بعدا سقف را از بدنه حذف کردند تا صاحب یک بنتلی اسپرت شوند. ارزش کلکسیونی بنتلی ۸ لیتر امروزه در حدود ۹۰۰ هزار دلار است.

Bentley 3 0.5  Litre

بحران مدیریتی در بنتلی و شرایط نابه‌سامان اقتصاد جهانی، کارخانه را به تعطیلی کشاند. بعد از ۲ سال توقف تولید، اولین محصول بنتلی با مدیریت رولزرویس در سال ۱۹۳۳ رونمایی شد. بنتلی ½3  لیتر که بعدا با پیشرانه‌ی قوی‌تر و کد ¼4 لیتر هم در خط تولید حضور داشت؛ محصولی لوکس و پهن‌پیکر بود؛ ولی کاهش اندازه و قیمت نهایی نسبت به مدل‌های قبلی بنتلی فراهم می‌کرد. بنتلی ½3  لیتر و ¼4 لیتر به ترتیب ۱۱۰ و ۱۲۶ اسب‌بخار قدرت داشتند تا نهایت سرعت‌های ۱۴۵ و ۱۶۰ کیلومتربرساعت داشته باشند. تولید این خودروها تا سال ۱۹۳۳ به تعداد ۲۴۱۱ دستگاه ادامه داشت. قیمت نسخه‌ی کلکسیونی از بنتلی ½3  لیتر و ¼4 لیتر در مدل‌های مختلف از ۲۰۰ هزار تا ۸۰۰ هزار دلار متغییر است.

Bentley André Embiricos

اولین محصول رسمی بنتلی با نام کنتیننتال (Continental) سال ۱۹۵۲ رونمایی شد؛ اما سال‌ها پیش از آن، یک نمونه‌‌ی سفارشی توسط ژرژ پائولین و شرکت پرتوت (Portout) به تولید رسید که زمینه‌ساز خودروهای اسپرت بنتلی، از جمله کنتیننتال شد. یکی از مشهورترین طرح‌های پائولین، براساس بنتلی ¼4 لیتر در سال ۱۹۳۹ عرضه شد تا ضمن استفاده از پیشرانه‌ی تقویت‌شده با قدرت ۱۴۰ اسب‌بخار، بدنه‌ی ۲در کوپه با کاهش وزن ۱۵۲ کیلوگرم داشته باشد. این خودروی ویژه امروزه با نام سفارش‌دهنده‌ی متمول خود (André Embiricos) شناخته می‌شود که با مصرف سوخت ۱۱ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر به نهایت سرعت ۱۹۵ کیلومتربرساعت می‌رسید. بنتلی امبیرکاس، سال ۲۰۱۷ با قیمت ۶۱۷ هزار دلار معامله شد.

دهه‌ی ۱۹۴۰ و جنگ جهانی دوم

طی سال‌های جنگ جهان دوم (۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵)، بخش هوانوردی رولزرویس با توانایی عالی در تولید پیشرانه‌های هواپیما، نقش مهمی در پیروزی نیروهای انگلیسی داشت. کارخانه‌ی بنتلی که تحت مالکیت رولزرویس اداره می‌شد هم، به محلی مخفی برای ساخت پیشرانه‌های هواپیما، تغییر کاربری داد. توقف تولید خودروهای بنتلی تا سال ۱۹۴۶ ادامه یافت.

Bentley mark VI

بنتلی مارک سیکس (Bentley Mark VI)، اولین محصول بعد از جنگ جهانی دوم بود و سودآوری را باز گرداند. مارک فایو (Bentley Mark V) سال ۱۹۳۹ رونمایی شد؛ اما با شروع جنگ تنها تعداد ۱۱ دستگاه تولید داشت. شاسی و بسیاری از متعلقات فنی مارک سیکس با رولزرویس سیلور داون مشترک بود تا هزینه‌های تولید کاهش یابد. این خودرو با پیشرانه‌های ¼4 و ۴.۶ لیتر بنتلی، ۸۰ و ۸۵ اسب‌بخار قدرت داشت. از سال ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۲، بیش از ۵۲۰۰ دستگاه بنتلی مارک سیکس تولید شد تا پرفروش‌ترین محصول شرکت تا آن زمان باشد.

دهه‌ی ۱۹۵۰؛ ظهور کنتیننتال و بازگشت به کلاس اسپرت‌های لوکس

شروع دهه‌ی ۵۰ میلادی با بهبود شرایط اقتصادی در بازار جهانی همراه بود. مناطق پیروز در جنگ جهانی دوم و خصوصا امریکا بیش از دیگر کشورهای دنیا به خودروهای لوکس و پرمصرف علاقه نشان می‌دادند. این فرصت برای رولزرویس و بنتلی مغتنم بود؛ اما تشابه محصولات این برندها توجیه اقتصادی نداشت. پس مدیران این شرکت‌های باتوجه به منافع مشترک، تصمیم به ایجاد تغییر در تولیدات بنتلی گرفتند تا ضمن افزایش فروش و ایجاد تنوع در سبد محصولات، اصالت این خودروها با روحیه‌ی اسپرت را احیا کنند.

bentley continental s2بنتلی کنتیننتال S2 مدل ۱۹۵۹

 

نسل اول بنتلی کنتیننتال با شاسی اختصاصی و متفاوت از محصولات رولزرویس در سال ۱۹۵۱ به تولید رسید. هدف از تولید این خودرو، ایجاد شرایط یک سفر لوکس با راحتی عالی و سرعت بالا عنوان شد. واژه‌ی کنتیننتال، پیش‌تر توسط رولزرویس برای چند مدل تولید محدود با بدنه‌ی سبک‌وزن و پیشرانه‌ی تقویت‌شده هم استفاده شده بود اما برای بنتلی، محصولی مناسب سفرهای قاره‌ای (Continental) معنی می‌داد. اولین مدل با پسوند R تایپ، چهاردر و مجهز به پیشرانه‌ی ۴.۶ لیتری با قدرت ۱۳۰ اسب‌بخار بود؛ اما از سال ۱۹۵۵ به بعد کنتیننتال با بدنه‌ی ۲‌در به سبد بنتلی اضافه شد. به بیان بهتر، نسخه‌ی ۲‌در از مدل‌های ۴در S1 و S2 و S3، با نام کنتیننتال به دست مصرف‌کننده می‌رسید و از نظر فنی، تفاوتی با محصول اصلی نداشت.

 bentley continental s3بنتلی کنتیننتال S3 مدل ۱۹۶۲ 

 

بعد از R تایپ، سری S1 و S2 و S3 به‌ترتیب در سال‌های ۱۹۵۵، ۱۹۵۹ و ۱۹۶۲ تولید شدند. مدل S3، آخرین نسل کنتیننتال کلاسیک محسوب می‌شود که به جهت استفاده از چراغ‌های دوگانه در طرفین، متفاوت از نمونه‌های قدیمی با تک چراغ دایره‌ای است. این محصول با پیشرانه‌ی ۸ سیلندر ۶.۲ لیتری و جعبه‌دنده‌ی خودکار ۴ سرعته، ۲۲۰ اسب‌بخار قدرت داشت. قیمت بنتلی S3 با بدنه‌ی ۴در و S3 کنتیننتال امروزه در حدود ۲۰۰ هزار دلار است. این خودروها در سال‌های دهه‌ی ۶۰ میلادی، سه تا چهار برابر پرفروش‌ترین مدل‌های لوکس اروپا مثل جگوار مارک X و مرسدس بنز کلاس S قیمت داشتند.

دهه‌ی ۱۹۷۰ و دومین بحران مالی بنتلی

تقریبا تمامی خودروسازان کلاس لوکس و سوپرلوکس، هم‌زمان با مشکلات اقتصادی در بازار جهانی، کاهش فروش و بحران مالی را تجربه کردند. بنتلی هم، چنین شرایطی در سال‌های دهه‌ی ۷۰ میلادی داشت و البته به جهت مالکیت رولزرویس، بیش از رقبا ضربه خورد.

Bentley Cornish بنتلی کورنیش مدل ۱۹۷۵

 

علاوه‌بر افزایش قیمت نفت در سال‌های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ که منجر به کمبود سوخت و بحران در اقتصاد جهانی شد؛ سرمایه‌گذاری سنگین رولزرویس بر صنعت هوانوردی هم، شرکت‌های خودروسازی رولزرویس و بنتلی را با کمبود منابع مالی رو‌به‌رو کرد. به‌مرور زمان تا اواخر دهه‌ی ۷۰ میلادی، تولید محصولات بنتلی به ۱۰۰ دستگاه در سال کاهش یافت. تقریبا تمامی خودروهای تولیدشده با برند بنتلی در این بازه‌ی زمانی؛ تفاوت خاصی با تولیدات رولزرویس نداشتند. بنتلی کورنیش و سری T، حتی در ظاهر هم مشابه رولزرویش کورنیش و سیلور شادو (Silver Shadow) تولید شدند.  

دهه‌ی ۱۹۸۰ و مالکیت ویکرز

گروه سرمایه‌گذاری ویکرز در سال ۱۹۸۰، بخش اصلی سهام گروه رولزرویس را خریداری کرد. با این شرایط، بنتلی هم زیرمجموعه‌ی ویکرز شد. صنایع نظامی، هوانوردی، ساخت کشتی و خودرو، اهم فعالیت گروه ویکرز را در دهه‌ی ۸۰ میلادی تشکیل می‌داد که نهایتا در سال ۲۰۰۴ با تقسیم به شرکت‌های کوچک‌تر منحل شد.

Bentley Eight

بنتلی ایت (Bentley Eight) نسخه‌ی ارزان‌قیمت مولسان (ساخت ۱۹۸۱) با امکانات ساده‌تر بود که البته پیشرانه‌ای مشابه داشت. این محصول، به افزایش صادرات و سودآوری بنتلی در بازارهای خارج از اروپا کمک کرد. یکی از نکات جالب در بنتلی ایت، استفاده از جلوپنجره‌ی مشبک به‌جای نمونه‌ی استیل با ستون‌های عمودی بود. این ترفند که در ابتدا با هدف کاهش هزینه‌ها اعمال شد؛ به دلیل تفاوت ظاهری با محصولات رولزوریس، مورد توجه طرفداران بنتلی قرار گرفت و مدتی بعد، روی نسخه‌های اسپرت مثل کنتیننتال نصب شد. بنتلی ایت بین سال‌های ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۲، آستانه قیمت ۹۰ هزار دلار و مجموع تیراژ تولید ۱۷۳۶ دستگاه داشت. ارزش کلکسیونی این خودرو، امروزه در حدود ۲۰ هزار دلار است.

دهه‌ی ۱۹۹۰ و تقویت ویژگی‌های اسپرت

ایجاد تفاوت بین محصولات بنتلی و رولزرویس در دهه‌ی ۹۰ میلادی، بیش از گذشته جدی گرفته شد. با این شرایط، بنتلی برای بهبود مشخصه‌های اسپرت تلاش کرد و رولزرویس هم، تولید مدل‌های سوپرلوکس با امکانات رفاهی تجملی را گسترش داد. از سویی دیگر، تفاوت قیمتی بین محصولات مختلف این برندهای انگلیسی، افزایش یافت تا تولیدات بنتلی، آستانه قیمت کم‌تر از ۳۰۰ هزار دلار و خودروهای رولزرویس با قیمت بالاتر عرضه شوند.

bentley continental 1991

کنتیننتال مدرن که به بیان بهتر، پیش‌درآمد بنتلی کنتیننتال امروزی محسوب می‌شود؛ سال ۱۹۹۱ رونمایی شد. این خودروی ۲در پهن‌پیکر، در ۲ نسخه‌ی R و T فاصله محورهای ۳ متر و طول بدنه‌ی ۵.۳۴ متر داشت. نخستین نمونه‌ از کنتینتال مدرن در نمایشگاه خودروی ژنو ۱۹۹۱ رونمایی و با قیمتی در حدود ۲.۵ میلیون لار به سلطان برونئی فروخته شد. پیشرانه‌ی توربوشارژ ۶.۷۵ لیتری با قدرت ۳۲۵ اسب‌بخار و گشتاور ۶۱۰ نیوتن‌متر، این بنتلی ۲۴۰۰ کیلوگرمی را در زمان ۶.۶ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت می‌رساند و نهایت سرعت ۲۳۳ کیلومتربرساعت فراهم می‌کرد. نسخه‌ی T، با پیشرانه‌ی قوی‌تر و کاهش وزن ۲۰۰ کیلوگرم، سال ۱۹۹۵ به سبد بنتلی اضافه شد تا قدرت ۴۲۰ اسب‌بخار و گشتاور ۸۸۰ نیوتن‌متر با نهایت سرعت ۲۷۴ کیلومتربرساعت داشته باشد. در مجموع، ۱۸۰۰ دستگاه بنتلی کنتیننتال R و T تا سال ۲۰۰۳ تولید شد که امروزه ۵۰ هزار تا ۲۵۰ هزار دلار ارزش کلکلسونی دارد.

شروع همکاری بنتلی با ZF و بی‌ام‌و

پیش از آنکه شرکت ویکرز، اقدام به فروش شرکت‌های خودروسازی رولزرویس و بنتلی به سرمایه‌داران آلمانی کند؛ پیشرانه و تجهیزات فنی ساخت بی‌ام‌و به محصولات این برندهای انگلیسی اضافه شد. پیشرانه‌ی ۶.۷۵ لیتری رولزرویس، رقیبی آلمانی با حجم کم‌تر و استهلاک پایین‌تر داشت. علاوه‌بر‌این، تقریبا تمامی خودروهای رولزرویس و بنتلی در دهه‌ی ۹۰ میلادی، با جعبه‌دنده‌های خودکار ZF آلمان (و بعضا جنرال موتورز امریکا) تولید می‌شدند.

Bentley Arnage

بنتلی آرنیج (Arnage) در سال ۱۹۹۸ رونمایی شد. این سدان سوپرلوکس با طول ۵.۴ متر، مجهز به پیشرانه‌ی ۴.۴ لیتری V۸ طراحی بی‌ام‌و بود که در شرکت کاز‌ورث انگلستان به تولید می‌رسید. این محصول، ۳۷۰ اسب‌بخار قدرت و ۵۷۰ نیوتن‌متر گشتاور داشت تا بتواند در زمان ۵.۵ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت برسد. بنتلی آرنیج با وزتن ۲۵۰۰ کیلوگرم، نهایت سرعت ۲۹۰ کیلومتربرساعت داشت و سریع‌ترین خودروی دنیا در کلاس سوپرلوکس محسوب می‌شد. این مدل تا سال ۲۰۰۹ تولید شد. ارزش نسخه‌های کلکسیونی از بنتلی آرنیج، امروزه در حدود ۵۰ هزار دلار است.

Bentley Azureبنتلی آزور مدل ۱۹۹۸ 

دیگر محصولات بنتلی در سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰، همگی نسخه‌هایی ارتقاءیافته از مولسان و کنتیننتال با پیشرانه‌های ۸ سیلندر ۶.۷۵ لیتری بودند. بنتلی توربو R و بروکلند و RT مولینر، سدان‌های سوپرلوکس ۴در محسوب می‌شدند؛ درحالی‌که انواع کنتیننتال و آزور (Azure)، خودروهای ۲در اسپرت با ویژگی‌های لوکس بودند. در مجموع، سال‌های منتهی به قرن بیست و یکم سودآوری بنتلی را در مقایسه با رولزرویس افزایش داد. همچنین، شهرت بنتلی و محبوبیت این برند در کشورهای متمول، مثل امریکا با رشد چشم‌گیر مواجه شد.

قرن ۲۱ و مالکیت فولکس‌واگن

در سال ۱۹۹۷، شرکت ویکرز از عزم خود برای فروش گروه خودروسازی رولزرویس خبر داد که البته شامل بنتلی نیز می‌شد. مدتی بعد، مناقصه‌‌ای برگزار شد که درنتیجه‌ی آن، گروه فولکس‌واگن با قیمت ۴۳۰ میلیون پوند (حدود ۹۰ میلیون پوند بیش از مبلغ پیشنهادی بی‌ام‌و) مالکیت دپارتمان‌های طراحی و مهندسی رولزرویس را تصاحب کرد. با این معامله، فولکس‌واگن اجازه استفاده از لوگو و ساخت خودرو با نام رولزرویس را در اختیار نداشت. پس از مذاکرات گسترده، بین مدیران ویکرز، فولکس‌واگن و بی‌ام‌و، سرانجام حق استفاده از برند و نام تجاری بنتلی در اختیار فولکس‌واگن قرار گرفت؛ درحالی‌که مالکیت رولزرویس هم به بی‌ام‌و واگذار شد.

 

از سال ۲۰۰۳ با حضور مدیران فولکس‌واگن در راس بنتلی، تزریق سرمایه آغاز شد. کارخانه‌ی اصلی بنتلی در ناحیه‌ی کرو (Crewe) با هزینه‌ی ۸۳۰ میلیون دلار، مطابق استانداردهای روز دنیا تغییر کرد. تا سال ۲۰۱۰، تعداد کارگران این کارخانه از ۱۵۰۰ به ۳۵۰۰ نفر افزایش یافت. در مجموع، فولکس‌واگن حدود ۲ میلیارد دلار برای بهینه‌سازی بنتلی و طراحی مدل‌های جدید، هزینه کرد.

bentley state limosin

بنتلی استیت لیموزن، اولین محصول جدید شرکت در قرن ۲۱ بود که برای خاندان سلطنتی انگلستان با تولید محدود به ۲ دستگاه ساخته شد. این محصول، به مناسبت پنجاه‌امین سالگرد آغاز سلطنت ملکه در اخیتار الیزابت دوم قرار گرفت. بنتلی استیت لیموزن هنوز هم، گران‌ترین خودروی دنیا در کلاس سوپرلوکس ۴‌در محسوب می‌شود و ارزش کلکسینونی بیش از ۱۲ میلیون دلار دارد. این خودروی ۶.۲۲ متری، روی شاسی بنتلی ارنج با پیشرانه‌ی تقویت‌شده‌ی ۶.۷۵ لیتری، ۴۰۰ اسب‌بخار قدرت و ۸۳۵ نیوتن‌متر گشتاور داشت. هر ۲ دستگاه بنتلی استیت لیموزن امروزه در کلکسیون خودروهای سلطنتی نگه‌داری می‌شوند.

تحول در طراحی بنتلی با حضور درک وان بریکل

اضافه شدن درک وان بریکل (Dirk van Braeckel) به تیم طراحی بنتلی، برگ‌برنده‌ی فولکس‌واگن برای توسعه‌ی این شرکت بود. این طراح مشهور بلژیکی که از گذشته تاکنون برای شرکت‌های مختلف زیرمجموعه‌ی فولکس‌واگن، مثل آئودی و اشکودا کار کرده است؛ خالق بنتلی کنتیننتال GT، فلاینگ اسپور و بنتلی مولسان محسوب می‌شود. شاسی‌بلند بنتایگا هم براساس طرحی از وان بریکل روی خودروی مفهومی EXP 9 F ساخته شد.

درک وان بریکل Dirk van braeckel

درک وان بریکل متولید ۱۹۵۸ در شهر دنیز کشور اتریش است. او بعد از اتمام تحصیلات در رشته‌ی مهندسی برق به استخدام یکی از دپارتمان‌های طراحی فورد در آلمان درآمد. با حمایت مالی و بورسیه‌ی اهدایی فورد، درک وان بریکل وارد رویال کالج لندن شد تا هنر و علم طراحی خودرو را در یکی از بهترین دانشگاه‌های جهان بیاموزد. سال ۱۹۸۴ به فولکس‌واگن پیوست و طراحی بیرونی A۸ و A۳ را به اتمام رساند. با نظر شخصی فردیناند پیچ (Ferdinand Piëch) مدیرعامل وقت گروه فولکس‌واگن، وان بریکل به سمت طراح ارشد اشکودا منسوب شد. با حضور وان بریکل در بنتلی، از سال ۱۹۹۸ نوسازی محصولات این شرکت انگلیسی هم جهت تازه‌ای گرفت که درنتیجه‌ی آن، کنتیننتال GT و مولسان به‌ترتیب در سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۹ متولد شدند. به عقیده‌ی بسیاری از کارشناسان، تولید بسیار موفق کنتیننتال GT با تیراژ نزدیک به ۶ هزار دستگاه در سال، تحول در طراحی و سودآوری اقتصادی بنتلی را در پی داشت.

آغاز عصر جدید با معرفی کنتیننتال GT

خودروهای بنتلی کنتیننتال به ۳ گروه تقسیم می‌شود. نسخه‌های کلاسیک در ۳ نسل، بین سال‌های ۱۹۵۲ تا ۱۹۶۵ تولید شدند. مدل‌های کلاسیک جدید (Modern Classic) هم، تولیدات کنتیننتال از ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۳ را شامل می‌شوند؛ درحالی‌که محصولات مدرن بنتلی با کد GT؛ از سال ۲۰۰۳ تا امروز روی خط تولید هستند. نسخه‌ی ۴‌در از کنتیننتال GT با نام فلاینگ اسپور (Flying Spur)، از سال ۲۰۰۹ تاکنون توسط بنتلی تولید می‌شود.

bentley continental GT

رونمایی از کنتیننتال GT در سال ۲۰۰۳، آغازی بر موفقیت بنتلی در کلاس اسپرت لوکس بود؛ ضمن اینکه نخستین محصول مدرن شرکت سازنده با تکیه بر فناوری‌های روز و ظاهر آینده‌نگر محسوب می‌شد. ظاهر مدرن و آیرودینامیک کنتیننتال GT، شاهکاری از طراحی درک وان بریکل که مورد تحسین کارشناسان در نمایشگاه ژنو، لمان و فستیوال سرعت گودوو قرار گرفت. پیشرانه‌ی ۶ لیتری W12 ساخت فولکس‌واگن، قدرت ۵۶۰ اسب‌بخار و گشتاور ۶۵۰ نیوتن‌متر برای کنتیننتال GT فراهم می‌کرد تا این خودروی لوکس ۲‌در، نهایت سرعت ۳۲۰ کیلومتربرساعت و سرعت‌گیری صفر تا ۱۰۰ کیلومتربرساعت ۴.۸ ثانیه داشته باشد.

bentley continental GT

نسل اول کنتیننتال GT تا سال ۲۰۱۱ روی خط تولید باقی ماند. نسل دوم هم، با کمی تغییر چهره از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۸ تولید شد تا این محصول موفق، حدود ۱۷ سال در بازار جهانی حضور داشته باشد. از سال ۲۰۰۹ با معرفی بنتلی کنتیننتال سوپراسپرتز (Supersports) و نسخه‌های مختلف نسل دوم (سال ۲۰۱۱ به بعد)، زمان‌ سرعت‌گیری صفر تا ۱۰۰ کیلومتربرساعت کمتر از ۴ ثانیه به توانایی‌های کنتیننتال GT اضافه شد. البته مدل توربودیزل این خودرو هم از سال ۲۰۱۰ عرضه می‌شود که با پیشرانه‌ی ۴ لیتری ۵۰۰ اسب‌بخار روی نسل دوم، حدود ۴.۸ ثانیه بعد از شروع حرکت به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت می‌رسید.

bentley continental GT

از سال ۲۰۱۹، نسل سوم کنتیننتال GT در بازار جهانی فروخته می‌شود. این محصول با تغییر چهره‌ی گسترده نسبت به مدل‌های پیشین، در تمامی نسخه‌های دیزلی، بنزینی، سقف ثابت یا پارچه‌ای (کانورتیبل)، می‌تواند سرعت‌گیری صفر تا ۱۰۰ کیلومتربرساعت ۳.۸ ثانیه یا کمتر، فراهم کند. این کوپه‌ی ۴‌نفره، با پیشرانه‌ی بنزینی ۶ لیتری W12، قدرت ۶۳۵ اسب‌بخار و گشتاور ۹۰۰ نیوتن‌متر دارد؛ درحالی‌که مدل توربودیزل ۴ لیتری V۸، قدرت ۵۵۰ اسب‌بخار و گشتاور ۷۷۰ نیوتن‌متر تولید می‌کند.

Bentley Mulsanne

 

در کنار کنتیننتال GT و فلاینگ اسپور، نسل جدید سدان سوپرلوکس و پرچم‌دار بنتلی مولسان، از سال ۲۰۱۰ تولید می‌شود. این خودرو با طول بدنه‌های ۵.۷۵ و ۵.۸۲ متری، در نسخه‌های مختلف بیش از ۲۶۵۰ کیلوگرم وزن دارد. تنها پیشرانه‌ی قابل سفارش برای مولسان، ۶.۷۵ لیتری بنزینی است که قدرت ۵۱۲ اسب‌بخار و گشتاور ۱۰۰۰ نیوتن‌متر دارد تا رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت در زمان ۵.۳ ثانیه و نهایت سرعت ۳۰۰ کیلومتربرساعت داشته باشد.

 

شاسی‌بلند بنتایگا؛ آغازگر موج جدید تحولات

رونمایی از یک مدل شاسی‌بلند مفهومی با نام EXP 9 F در نمایشگاه ژنو ۲۰۱۲، هوادارن بنتلی را متعجب کرد. خیلی زود، موافقان و مخالفان متعددی نسبت به پروژه‌ی جدید بنتلی جهت‌گیری کردند. اضافه شدن یک شاسی‌بلند به سبد یکی از لوکس‌ترین و اصیل‌ترین خودروسازان انگلستان، شخصیت این برند را تحت تأثیر قرار می‌داد و البته یک ریسک مهم برای بنتلی محسوب می‌شد. موفقیت بنتایگا در بازار جهانی، اولین مدل پلاگین هیبرید بنتلی را به‌دنبال داشت که میانگین مصرف سوخت ۳.۵ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر فراهم می‌کرد.

Bentley Bentayga Hybrid

بنتایگا در سال ۲۰۱۵ به نمایشگاه فرانکفورت رسید. پلتفرم این شاسی‌بلند لوکس، مشابه آئودی Q۷، پورشه کاین و فولکس‌واگن توارگ است. پیشرانه‌ی ۶ لیتری و W12 روی بنتایگاه هم نصب شد تا قدرت ۶۰۰ اسب‌بخار و گشتاور ۹۰۰ نیوتن‌متر فراهم شود.  این مدل، سرعت‌گیری صفر تا ۱۰۰ کیلومتربرساعت ۴ ثانیه و نهایت سرعت ۳۰۰ کیلومتربرساعت دارد.

Bentley Bentayga Hybrid

استقبال بازار جهانی از بنتایگا، منجر به عرضه‌ی این خودرو با پیشرانه‌های ۴ لیتری بنزینی، ۴ لیتری دیزل و پلاگین هیبرید کرد که به ترتیب، ۵۴۲ و ۴۳۰ و ۴۵۶ اسب‌بخار قدرت دارند. سال ۲۰۱۹، بنتایگا اسپید هم به سبد بنتلی اضافه شد تا رسیدن به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت در زمانی کم‌تر از ۴ ثانیه برای این شاسی‌بلند لوکس ۲۵۰۰ کیلوگرمی فراهم شود.

 

محصولات بنتلی در سال ۲۰۱۹

نسخه‌ی پلاگینی هیبرید از شاسی‌بلند بنتایگا، ارزان‌ترین محصول در سبد بنتلی با آستانه قیمت ۱۵۰ هزار است. مدل W12 از بنتایگا با قیمتی بیش از ۲۰۰ هزار دلار فروخته می‌شود. نسخه‌های پایه از کنتیننتال GT، فلاینگ اسپور و مولسان هم، به‌ترتیب ۲۰۰، ۱۹۲ و ۳۰۷ هزار دلار قیمت دارند.

بنتلی در آینده

مشابه بسیاری دیگر خودروسازان دنیا، بنتلی هم برای ساخت مدل‌های تمام‌الکتریکی در آینده‌ی آماده می‌شود. هرچند که تولید این قبیل محصولات، احتمالا تا سال ۲۰۲۵ محقق نخواهد شد؛ می‌توان امیدوار بود نسخه‌های پلاگین هیبرید از کنتیننتال GT و فلاینگ اسپور تا سال ۲۰۲۱ وارد چرخه‌ی تولید شوند.

Bentley EXP 100 GT

تابستان ۲۰۱۹ به مناسبت ۱۰۰ سالگی برند بنتلی، یک مدل مفهومی با کد EXP 100 GT رونمایی شد. این خودروی آینده‌نگر، با تکیه بر طراحی بدنه‌ی کنتیننتال GT به‌صورت ۲‌در کوپه چهارنفره، نمایی از این محصول در سال ۲۰۳۵ را شبیه‌سازی کرد. براساس طرح بلندپروازانه‌ی بنتلی، خودرویی مشابه EXP 100 GT می‌تواند با استفاده از موتورهای برقی، ۱۶۰۰ نیوتن‌متر گشتاور داشته باشد و در زمانی حدود ۲.۵ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت برسد. بنتلی، امیدوار است ظرفیت باتری‌ در چنین محصولاتی را برای سفر تا مسافت ۷۰۰ کیلومتر، بالا ببرد.



تاريخ : شنبه 11 آبان 1398 | 09:07 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

اپل فصل چهارم سال مالی ۲۰۱۹ را با کسب درآمد ۶۴ میلیارد دلاری پشت‌سر گذاشت.

 

اپل گزارش مالی فصل چهارم ۲۰۱۹ منتهی به ۲۸ سپتامبر را منتشر کرد. کوپرتینشین‌ها با تجربه‌کردن رشدی ۲ درصدی نسبت به بازه‌ی زمانی مشابه در سال گذشته و کسب درآمدی ۶۴ میلیارد دلاری، بهترین فصل چهارم تاریخ خود را رقم زدند. بدین ترتیب درآمد فصل‌به‌فصل به ازای هرسهم نیز با جهشی ۴ درصدی به ۳.۰۳ دلار رسید. فروش بین‌المللی اپل ۶۰ درصد از درآمد فصل چهارم آن را حاصل کرده است.

آیفون 11 پرو مکس / iPhone 11 Pro Max

تیم کوک، مدیرعامل اپل می‌گوید:

ما در سال ۲۰۱۹ سال مالی شگفت‌انگیزی را با بالاترین درآمد فصل چهارم تاریخ خود به‌لطف افزایش نرخ فروش سرویس‌ها، پوشیدنی‌ها و آیپد سپری کردیم. باتوجه به تحسین نسل جدید آیفون از سوی کاربران و منتقدان، از راه رسیدن هدفون‌های مبتنی بر حذف نویز ایرپاد پرو و سرویس موردانتظار اپل تی‌وی پلاس در کنار بهترین خانواده از محصولات و سرویس‌ها، درباره‌ی فصل تعطیلات بسیار خوش‌بین هستیم.

از سوی دیگر، لوکا مائستری، مدیرمالی ارشد اپل می‌گوید: «عملکرد قدرتمند کسب‌وکارمان درآمد به‌ازای هرسهم تاریخی ۳.۰۳ دلار و جریان نقدینگی رکوردشکن ۱۹.۹ میلیارد دلاری برای فصل چهارم رقم زد. در مسیر رسیدن به نقدینگی خالص خنثی در طول زمان، بیش از ۲۱ میلیارد دلار شامل حدود ۱۸ میلیارد دلاری خریداری مجدد سهم و ۳.۵ میلیارد دلار سود سهم را به سهام‌داران بازگرداندیم».

آیپد پرو 11 2018 اپل / Apple iPad Pro 11 2018

درحالی‌که فروش گوشی آیفون نسبت به بازه‌ی زمانی مشابه در سال گذشته کاهش یافته، درآمد حاصل از سرویس‌ها به بالاترین مقدار تاریخ اپل رسیده است. به‌بیانی دیگر به‌نظر می‌رسد که استراتژی اپل برای اتکای کمتر به سخت‌افزار و تمرکز بیشتر روی سرویس‌های اشتراکی، کارگذار بوده باشد.

در هر صورت نباید فراموش کرد که فروش گوشی آیفون به‌عنوان پولسازترین محصول اپل، باز هم کاهش یافته است؛ درآمد حاصل از آیفون در فصل چهارم ۲۰۱۹ به ۳۳.۳۶ میلیارد دلار می‌رسد که نسبت به بازه‌ی زمانی مشابه در سال سال ۲۰۱۸، کاهشی ۹.۲ درصدی را تجربه می‌کند. از سویی دیگر سران کوپرتینو می‌گویند با کسب درآمد ۱۲.۵ میلیارد دلاری از سرویس‌های خود در فصل چهارم نسبت به آمار ۱۱.۴۶ فصل گذشته و ۱۰.۶ میلیارد دلاری سال گذشته، رکوردشکنی کرده‌اند. اپل اکنون ۴۵۰ میلیون کاربر سرویس‌های پولی دارد که نسبت به آمار ۳۳۰ میلیون نفری سال گذشته، رشدی ۲۶.۷ درصدی را نشان می‌دهد.

مک بوک پرو ۱۳ ۲۰۱۸ / Macbook Pro 13 2018

درآمد حاصل از فروش کامپیوترهای مک نیز با کاهش حدود ۵ درصد به ۶.۹۹ میلیارد دلار می‌رسد؛ هرچند که آیپدها با درآمد ۴.۶۵ میلیارد دلاری و واحد پوشیدنی‌ها/خانه/لوازم جانبی اپل با درآمد ۶.۵۲ میلیارد دلاری، هر دو جهشی چشمگیر را نسبت به بازه‌ی زمانی مشابه در سال ۲۰۱۸ تجربه می‌کنند.

اپل برای فصل نخست سال مالی ۲۰۲۰ شرایط زیر را پیش‌بینی می‌کنند:

  • درآمد بین ۸۵.۵ تا ۸۹.۵ میلیارد دلار نسبت به درآمد ۸۴.۳ میلیارد دلاری فصل نخست ۲۰۱۹
  • حاشیه‌ی سود ناخالص بین ۳۷.۵ تا ۳۸.۵ درصد
  • هزینه‌های عملیاتی بین ۹.۶ تا ۹.۸ میلیارد دلار
  • درآمد/(هزینه) دیگر بالغ بر ۲۰۰ میلیون دلار
  • نرخ مالیات تقریبا ۱۶.۵ درصد

فصل مالی بعدی اپل از این حیث که فروش ایرپاد پرو، سرویس جدید اپل تی‌وی پلاس و احتمالا محصولی همچون مک پرو را شامل می‌شود و فصل تعطیلات سال نوی میلادی را نیز دربرمی‌گیرد، احتمالا بسیار جالب‌توجه خواهد بود.



تاريخ : شنبه 11 آبان 1398 | 09:05 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

تویوتا از مدل مسابقه‌ای سوپرا با نام GT4 رونمایی کرد. سوپرا GT4 پیشرانه‌‌ای ۴۲۹ اسب‌بخاری دارد و از سال ۲۰۲۰ در مسابقات شرکت خواهد کرد. 

 

تویوتا سوپرا حالا با رونمایی از مدل GT4 آماده‌ی شرکت در مسابقات اتومبیلرانی است. تویوتا به‌طور رسمی مشخصات مدل مسابقه‌ای GR سوپرا با نام GT4 را منتشر کرد. این خودرو پیش‌تر به‌عنوان خودرویی مفهومی رونمایی شده بود که حالا نسخه‌ی نهایی آن آماده‌ی تولید است. فروش سوپرای مسابقه‌ای از ماه مارس سال ۲۰۲۰ در اروپا، از ماه اوت در بازار آمریکای شمالی و از ماه اکتبر در بازار آسیا شروع خواهد شد. ژاپنی‌ها در حال حاضر مشخصات و قیمت نسخه‌ی سفارش اروپا را منتشر کرده‌اند. مدل سفارش اروپای سوپرا GT4 با قیمت ۱۷۵ هزار یورو یا ۱۹۴ هزار و ۳۹۵ دلار وارد بازار خواهد شد.

Toyota Supra GT4

خودروهای کلاس GT4 نسخه‌های مسابقه‌ای از خودروهای تولید انبوه خیابانی هستند. سوپرا GT4 از پیشرانه‌ی ۶ سیلندر خطی ۳ لیتری مجهز به توربوشارژر استفاده می‌کند که قدرت و گشتاور آن به ۴۲۹ اسب‌بخار و ۶۵۰ نیوتن‌متر می‌رسد. برای مقایسه با نسخه‌ی استاندارد تویوتا سوپرا باید اشاره کنیم که مدل عادی این خودرو ۳۳۵ اسب‌بخار قدرت و ۴۹۵ نیوتن‌متر گشتاور دارد. سیستم اگزوز اسپرت Akrapovic نیز روی مدل GT4 نصب شده است که باید صدای جذابی داشته باشد. در بخش انتقال نیروی سوپرا GT4 از جعبه‌دنده‌ی ۷ سرعته‌ی خودکار و دیفرانسیل لغزش محدود مکانیکی بهره گرفته می‌شود. سیستم کنترل کشش و ترمز ABS نیز به‌صورت استاندارد روی سوپرا GT4 موجود هستند.

Toyota Supra GT4

برای افزایش قابلیت‌های سوپرا GT4 در پیست، مهندسان تویوتا مدل GT4 را به کمک فنرهای تنظیم شونده‌ی KW مجهز کرده‌اند. سیستم ترمز نیز از سوی برمبو تأمین می‌شود. ترمزهای جلو از نوع ۶ پیستون و ترمزهای عقب از نوع ۴ پیستون هستند. مدل مسابقه‌ای سوپرا از لاستیک‌های مسابقه‌ای پیرلی استفاده می‌کند که روی رینگ‌های ۱۸ اینچی ساخت OZ سوار شده‌اند. به‌گفته‌ی تویوتا این مدل ۱۳۵۰ کیلوگرم وزن دارد که در مقایسه با وزن ۱۵۱۴ کیلوگرمی نسخه‌ی عادی سوپرا کم‌تر است.

Toyota Supra GT4

درون کابین تویوتا سوپرا GT4 مجموعه‌ای از تجهیزات ایمنی مانند رول‌کیج، صندلی‌های استاندارد FIA با کمربند ایمنی ۶ نقطه‌ای و سیستم اطفا حریق وجود دارد. کلیدهای کنترلی داخل کابین هم روی یک پنل از جنس فیبر کربن سوار شده‌اند. با اینکه مدل GT4 یک خودروی مسابقه‌ای است ولی تویوتا همچنان یک سری آپشن‌ها مثل دوربین دید عقب، سیستم هشدار فشار باد تایر، حسگر ارتفاع سیستم تعلیق، سیستم آبخوری مخصوص راننده، نورپردازی عدد خودرو در بدنه و پکیج مخصوص مسابقات استقامت را عرضه می‌کند.



تاريخ : شنبه 11 آبان 1398 | 09:03 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

یکی از ویژگی‌های معرفی‌شده برای اندروید ۱۰، قابلیت زیرنویس خودکار بدون نیاز به اتصال اینترنت است؛ اما این قابلیت چگونه عمل می‌کند؟

 

وجود زیرنویس در محتوای صوتی برای ناشنوایان و کم شنوایان ضروری است، اما برای عموم مردم نیز وجود آن عاری از بهره نیست. تماشای ویدیوهای بی‌صدا در قطار، جلسات، هنگامی که کودکان خوابیده‌اند و مواردی از این قبیل معمولا امر رایجی است و همچنین مطالعات نشان‌ می‌دهند که وجود زیرنویس، مدت زمانی‌ را که کاربر صرف تماشای فیلم می‌کند، حدود ۴۰ درصد افزایش می‌دهد. در حال حاضر قابلیت پشتیبانی از زیرنویس به‌صورت یکپارچه در میانِ برنامه‌ها و حتی در درون آن‌ها وجود ندارد. به همین دلیل در حجم قابل توجهی از محتوای صوتی از جمله وبلاگ‌های پخش ویدیوهای زنده، پادکست‌ها، ویدیوهای محلی، پیام‌های صوتی و رسانه‌های اجتماعی، امکان دسترسی به زیرنویس وجود ندارد.

Live Caption، یکی از نوین‌ترین و جالب‌ترین ویژگی‌های سیستم‌عامل اندروید است که به کمک شاخه‌ای وسیع و پر کاربرد از هوش مصنوعی با نام یادگیریِ ماشین، جهت تولید زیرنویس برای انواع ویدیوهای تحت وب و محلی در گوشی‌های هوشمند مورد استفاده قرار می‌گیرد. تولید زیرنویس، به‌صورت آنی و با استفاده از اطلاعات محلیِ خود گوشی، بدون نیاز به منابع آنلاین صورت می‌گیرد که نتیجه‌ی آن حفظ بیشتر حریم خصوصی و کاهش زمان ایجاد زیرنویس خواهد بود. گوگل در وبلاگ رسمیِ این شرکت پستی را منتشر کرده‌ که جزئیات دقیقی از نحوه‌ی عملکرد این ویژگیِ عالی را نشان می‌دهد. عملکرد یاد شده با استفاده از مدل‌‌‌های ژرف یادگیری ماشین در سه مقطع مختلف در این فرایند ایجاد می‌شود.

live caption

 

در وهله‌ی نخست مدلی به‌صورت RNN-T، یا همان هدایت دنباله‌ی شبکه عصبی بازگشتی برای تشخیص گفتار وجود دارد. RNN، به‌معنیِ شبکه‌ی عصبی بازگشتی یا مکرر، کلاسی از شبکه‌های عصبی مصنوعی است که در آن اتصالات بین، گره‌هایی از یک گراف جهت‌دار در امتداد یک دنباله‌ی زمانی هستند و این امر سبب می‌شود تا الگوریتم بتواند موقتا رفتار پویایی را به نمایش بگذارد. برخلاف شبکه‌های عصبی رو به جلو، شبکه‌های عصبی مکرر می‌توانند از وضعیت درونی خود برای پردازش دنباله‌ی ورودی‌ها استفاده کنند که این ویژگی آن‌ها را برای مواردی نظیر تشخیص صوت، یا تشخیص دست‌نوشته‌های غیربخش‌بندی شده‌ی متصل مناسب می‌کند.

برای انجام پیش‌بینی‌های نگارشی نیز گوگل از شبکه‌ی عصبی مکرر مبتنی بر متن استفاده می‌کند. سومین استفاده از مدل‌های یادگیری ماشین شامل یک CNN، یا همان شبکه‌ی عصبیِ پیچشی برای تحلیل رویدادهای صوتی نظیر آواز پرندگان، کف زدن افراد و موسیقی است. شبکه‌های عصبی پیچشی یا همگشتی رده‌ای از شبکه‌های عصبی مصنوعی ژرف هستند که معمولاً برای انجام تحلیل‌های تصویری یا گفتاری در یادگیری ماشین استفاده می‌شوند. گوگل چنین عنوان کرد که این مدل از یادگیریِ ماشین، برگرفته شده از تلاش‌ آن‌ها در جهت ارتقاء نرم‌افزار accessibility Live Transcribe است. نرم‌افزار یادشده در سیستم‌عامل اندروید به کاربران اجازه‌ی تبدیل گفتار به متن را می‌دهد. در نهایت Live Caption، در جهت ایجاد یک زیرنویس واحد، سیگنال دریافتی از سه مدل یادگیریِ ماشین شامل: RNN-T ،RNN و CNN را با یکدیگر ادغام می‌کند و زیرنویس به‌صورت بی‌وقفه و درنتیجه‌ی جریان صدا نمایش داده می‌شود.

گوگل می‌گوید اقدامات بسیاری برای کاهش توان مصرفی و همچنین بر طرف کردن نیاز‌های عملکردیِ Live Caption انجام شده است. برای اولین‌بار، موتور تشخیص خودکار صدا «ASR»، فقط در هنگام شناساییِ گفتار اجرا می‌شود و در پس‌زمینه غیرفعال خواهد بود. گوگل در وبلاگ خود مسئله را این‌گونه تشریح می‌کند:

به‌عنوان مثال زمانی‌که صوت دریافتی به‌عنوان موسیقی تشخیص داده‌شود و جریان صدا عاری از گفتار باشد، برچسب MUSIC در صفحه‌نمایش داده شده و موتور تشخیص خودکار صدا بارگذاری نمی‌شود. ASR تنها زمانی در حافظه بارگذاری می‌شود که گفتار مجددا در جریان صدا به وجود آید.

گوگل همچنین از تکنیک‌‌‌‌های هوش مصنوعی مانند هرس اتصال عصبی (neural connection pruning) که به وسیله‌ی کاهش اندازه‌ی مدل گفتار انجام می‌گیرد نیز استفاده کرده‌‌ و فرایند را به‌صورت کلی بهینه‌سازی کرده است. به همین دلیل توان مصرفی در حدود ۵۰ درصد کاهش می‌یابد که همین امر سبب اجرای مداوم Live Caption می‌شود. با وجود تمامیِ بهینه‌سازی‌ها در مصرف انرژی، این ویژگی در بیشتر حالات از جمله تشخیص جریان‌های کوتاه صدا و مکالمات تلفنی با پهنای باند کمِ دامنه‌ی صوتی و نیز در هنگام وجود سروصدا در پس‌زمینه‌ی محتوای صوتی، از عملکرد خوبی برخوردار است.

live caption

گوگل تشریح می‌کند که مدل نگارشیِ مبتنی بر متن، در جهت اجرای مداوم و به‌صورت محلی روی گوشیِ هوشمند، به یک معماریِ معادل کوچک‌‌‌‌‌تر از فضای ابری مجهز شده و سپس به کمک قابلیت TensorFlow Lite، برای کار روی سخت‌افزار بهینه شده‌است. به دلیل شکل گیریِ زیرنویس، نتایج تشخیص گفتار چندین بار در هر ثانیه به‌روزرسانی می‌شوند و به منظور کاهش نیاز به منابع، پیش‌بینی‌های نگارشی بر دنباله‌ی متن، از تجزیه و تحلیل آخرین جمله‌‌ی شناسایی شده از گفتار صورت می‌گیرد.

هم‌اکنون Live Caption، در گوشی‌های هوشمند گوگل پیکسل 4 در دسترس قرار دارد و گوگل اعلام کرده است که این ویژگی به‌زودی برای پیکسل‌های سری 3 و سایر دستگاه‌ها نیز منتشر خواهد‌ شد. این شرکت در تلاش است تا Live Caption را در سایر زبان‌ها نیز کاربردی کند و ویژگی مذکور را برای پشتیبانی از محتوای دارای قابلیت multi-speaker، یا همان پخش‌کننده‌ی  چندگانه‌ی صدا ارتقا دهد.



تاريخ : شنبه 11 آبان 1398 | 09:01 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

پس از مدت‌ها گمانه‌زنی درباره‌ی مذاکرات پشت پرده‌ی PSA و فیات کرایسلر، بالاخره خبر موثق نهایی شدن توافق میان پژو - سیتروئن و فیات-کرایسلر، منتشر شد.

 

مدت‌ها بود که شایعاتی پیرامون مذاکرات برای ادغام گروه خودروسازی PSA (گروه مادر پژو و سیتروئن) با فیات کرایسلر منتشر می‌شد و با وجود تأیید مذاکرات از سوی هر دو شرکت، هیچ کدام حاضر به اعلام رسمی رسیدن به توافق نهایی نبودند. بر همین اساس فیات کرایسلر طبق بیانیه‌ای اعلام کرد:

پیگیری گزارش‌های اخیر احتمال شراکت گروه PSA و فیات کرایسلر تأییدی بر مذاکرات انجام شده میان ما جهت ایجاد چهارمین گروه خودروسازی بزرگ در دنیا است و فعلا مطلب دیگری جهت افزودن به این موضوع وجود ندارد.

 

در حال حاضر دو گروه خودروسازی PSA و فیات کرایسلر طی شراکتی در اروپا به تولید ون مشغول هستند که خود دلیل دیگری بر جدی بودن مذاکرات ادغام است. ادغام این دو گروه خودروسازی ارزش بازار آن‌ها را به حدود ۵۰ میلیارد دلار می‌رساند که پس از تویوتا، گروه فولکس‌واگن و اتحاد رنو نیسان میتسوبیشی در جایگاه چهارم قرار می‌گیرد. بخش اعظم درآمد گروه فیات کرایسلر از بازار آمریکا و ایتالیا تأمین می‌شود؛ در‌حالی‌که گروه PSA دومین برند پرفروش اروپا با زیر مجموعه‌های پژو در فرانسه و اوپل در آلمان هستند. هر دو شرکت منافع بالقوه‌ی بسیاری در شراکت خواهند داشت که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به دستیابی فیات کرایسلر به پلتفرم‌های کوچک پژو، نقدینگی ۱۰.۲ میلیارد دلاری و از همه مهم‌تر توسعه‌ی معماری الکتریکی و سیستم‌های هیبرید اشاره کرد. از سوی دیگر گروه PSA به‌لطف ادغام با فیات‌کرایسلر می‌تواند دسترسی ساده‌تری به بازار آمریکا و برندهای پر فروش جیپ و رم داشته باشد.

ادغام پژو با فیات کرایسلر

خبر ادغام گروه خودروسازی PSA و فیات کرایسلر (FCA) بالاخره پس از شایعات بسیار به‌طور رسمی منتشر شد. دو خودروساز برای شراکتی ۵۰/۵۰ به توافق رسیده‌اند که سبب شکل‌گیری چهارمین گروه خودروسازی بزرگ جهان می‌شود. آمار سالانه‌ی فروش گروه خودروسازی جدید به ۸.۷ میلیون دستگاه خواهد رسید که در مقایسه با آمار فروش ۱۰ میلیونی تویوتا و ۱۱ میلیونی اتحاد رنو نیسان میتسوبیشی رقم چشمگیری است. سهام‌داران این دو گروه خودروسازی ۵۰ درصد از سهام هر شرکت را تصاحب خواهند کرد. براساس برنامه‌ریزی‌های انجام شده، پس از گذشت چهار سال ظرفیت همکاری‌ها باید به ۸۰ درصد ارتقا یابد و حدود ۳.۱۲ میلیارد دلار (معادل ۲.۸ میلیارد یورو) کاهش در هزینه‌های تولید صورت پذیرد.

اتحاد نیسان - رنو - میتسوبیشی

براساس نتایج به‌دست آمده در سال ۲۰۱۸ میلادی، ادغام PSA و FCA می‌تواند درآمدی ۱۸۹.۷ میلیارد دلاری (معادل ۱۷۰ میلیارد یورو) برای شرکت تازه تأسیس فراهم کند و سود عملیاتی ۱۲.۲ میلیارد دلاری (معادل ۱۱ میلیارد یورو) محقق سازد. اخبار منتشر شده حاکی از آن است که ادغام این دو غول خودروسازی تحت یک شرکت مادر هلندی صورت می‌پذیرد و سهام آن در بازار بورس نیویورک، بورسا ایتالیانا (میلان) و یورونکست (پاریس) معامله خواهد شد.

طبق توافق حاصل شده ادغام PSA و FCA سبب تعطیلی هیچ‌یک از کارخانه‌های دو خودروساز نخواهد شد و هیئت مدیره‌ی یازده نفره‌ای شامل پنج نماینده از PSA و پنج نماینده از FCA سکان هدایت را بر عهده خواهند داشت. علاوه بر این، کارلوس تاوارس (Carlos Tavares) برای پنج سال سمت مدیر اجرایی مجموعه را بر عهده دارد و هم‌زمان عضو هیئت مدیره نیز خواهد بود. تاوارس که از سال ۲۰۱۴ میلادی سکان هدایت پژو را بر عهده دارد تاکنون کارنامه‌ی درخشانی داشته است.

Renault Fiat Chrysler / رنو فیات کرایسلر

تحت سرپرستی تاوارس دو برند اوپل و واکسهال در سال ۲۰۱۷ میلادی از جنرال موتورز خریداری شدند و زیر چتر مجموعه‌ی خودروسازی پژو قرار گرفتند. به‌طور حتم توافق جدید PSA و FCA تغییرات گسترده‌ای در این صنعت ایجاد خواهد کرد؛ چراکه هر دو طرف به‌دنبال کاهش هزینه‌های تولید و بهینه‌سازی در تمام محصولات موجود در چتر حمایتی‌شان هستند. فیات کرایسلر چند ماه قبل از این توافق به‌دنبال شراکتی ۵۰/۵۰ با گروه خودروسازی رنو بود که در نهایت به دلیل عدم شفافیت‌های سیاسی فرانسه به سرانجام نرسید. به همین دلیل با وجود سهم ۱۲ درصدی دولت فرانسه در پژو احتمال مشکلاتی برای ادامه‌ی این همکاری وجود دارد، اما باتوجه به نفوذ کم دولت فرانسه در این شرکت نسبت به شرکت رنو، احتمالا مشکل حادی برای توافق ایجاد نخواهد شد.



تاريخ : شنبه 11 آبان 1398 | 08:59 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

اگرچه به‌نظر می‌رسد شیوع چاقی در میان افراد سالخورده زیاد باشد، راه‌هایی برای گریز از چاقی و داشتن پیری سالم‌تر وجود دارد.

 

یکی از ناامیدکننده‌ترین مسائل درمورد پیر شدن این است که همراه‌با افزایش سن، وزن نیز اضافه می‌شود. پیشگیری از افزایش وزن می‌تواند یک چالش باشد، اما ناامید نشوید؛ پیری ممکن است اجتناب‌ناپذیر باشد؛ اما چاق شدن لزوما گریزناپذیر نیست.

براساس گزارش مرکز کنترل و پیشگیری بیماری (CDC)، چاقی حدود ۴۰ درصد از افراد بزرگ‌سال آمریکایی، ازجمله افراد جوان و میان‌سال را درگیر کرده و حدود ۹۳/۳ میلیون فرد بزرگ‌سال آمریکایی دچار این وضعیت هستند. چاقی مشکل سلامتی عمومی جدی است و موجب افزایش خطر ابتلا به دیابت نوع ۲، بیماری قلبی، سکته و سرطان‌های خاص می‌شود. دونالد هنسرود، استاد تغذیه و پزشکی پیشگیرانه در دانشکده‌ی پزشکی کلینیک مایو می‌گوید:

یکی از دلایل اصلی چاق شدن همراه‌با افزایش سن آن است که ما به‌تدریج و تقریبا به میزان یک درصد در سال، توده‌ی ماهیچه‌ای خود را از دست می‌دهیم.

کاهش توده‌ی ماهیچه موجب کاهش نرخ متابولیسم پایه یعنی روند سوزاندن کالری در زمان استراحت می‌شود. هرچه نرخ متابولیکی پایین‌تر باشد، کالری کمتری سوزانده خواهد شد. هنسرود در این باره می‌گوید:

این تغییر [کاهش توده‌ی ماهیچه] ممکن است به‌صورت سال به سال غیرمحسوس باشد؛ اما با مقایسه‌ی مقدار توده‌ی عضلانی در ۸۰ سالگی، با توده‌ی عضلانی ۲۰ سالگی، نمایان می‌شود. هرچه مقدار توده‌ی عضلانی بیشتر باشد، نرخ متابولیکی زمان استراحت نیز افزایش می‌یابد.

ورزش

به‌گفته‌ی هنسرود، فعالیت بدنی خودبه‌خود (به غیر از ورزش) نیز اغلب با افزایش سن کم می‌شود. او می‌گوید:

به‌طور کلی، یک فرد ۸۰ ساله، در‌مقایسه‌با فردی ۲۰ ساله، از تحرک کمتری برخوردار است و ورزش نیز احتمالا کاهش پیدا می‌کند، اگرچه این عامل (ورزش) در گروه کوچکی که به‌طور منظم ورزش می‌کنند، تأثیر زیادی دارد.

جسیکا مورگوییتیو، متخصص تغذیه بتسدا نیز با این موضوع موافق است. او می‌گوید:

بسیاری از بیماران من قبول دارند که با افزایش سن، کمتر حرکت می‌کنند و اولین چیزی که من برای کاهش وزن توصیه می‌کنم، تمرین با وزنه (حداقل دو تا سه روز در هفته) به‌منظور کاهش روند کم‌ماهیچگی (کاهش ماهیچه‌ها در اثر افزایش سن) و نیز یکی دو روز ورزش‌های قلبی‌عروقی است.

مورگوییتیو کار کردن با یک مربی شخصی را به‌ویژه درمورد وزنه‌ها توصیه می‌کند تا فرد یاد بگیرد به‌طور ایمن و مؤثر وزنه‌ها را بلند کند. او توضیح می‌دهد:

... من بیماران خود را تشویق می‌کنم تا روزانه ۱۰ هزار قدم راه بروند و در کل طول روز در حال پیاده‌روی یا انجام کارهای خانه و حیاط باشد نه اینکه از باشگاه به خانه آمده و کل روز را بنشینند. این عامل نیز روی نرخ متابولیکی تأثیر می‌گذارد.

هنسرود می‌گوید:

تغییر در هورمون‌ها (کاهش در تستوسترون در مردان و استروژن و پروژسترون در زنان) نیز روی وزن اثر می‌گذارد؛ اما این فرضی نادرست است که افزایش وزن در زنانی که یائسه می‌شوند، بیشتر از مردان به‌چشم می‌خورد.

درواقع، هر دو جنس دچار افزایش وزن می‌شوند؛ اما توزیع مجدد وزن در زنان سریع‌تر از مردان رخ می‌دهد و اغلب به منطقه‌ی شکم ختم می‌شود و این امر یکی از دلایل چنین تصور غلطی است. او می‌گوید:

به‌نظر می‌رسد که افزایش وزن به‌طور مشابهی زنان و مردان را تحت‌تأثیر قرار دهد و میزان آن حدود یک پوند (۴۵۰ گرم) یا بیشتر در طول سال است. این حد افزایش وزن شاید زیاد به‌نظر نرسد؛ اما حالت تجمعی دارد و طی ۲۰ یا ۳۰ سال، جمع می‌شود. در دوران یائسگی، افزایش وزن (در هر دو جنس) تقریبا یکسان اتفاق می‌افتد؛ اما (در زنان) افزایش وزن بیشتر به سمت ناحیه شکم می‌رود، بنابراین به‌نظر می‌رسد که افزایش وزن در آن‌ها بیشتر رخ می‌دهد. همین وضعیت درمورد مردان نیز اتفاق می‌افتد؛ با افزایش سن، وزن در ناحیه شکمی زیاد می‌شود؛ اما روند آن تدریجی‌تر است.

ورزش

ممکن است تأثیر فیزیولوژیکی نیز وجود داشته باشد. نتایج یک مطالعه‌ نشان داده است که تغییر و تبدیل چربی در بافت چربی با افزایش سن، کاهش پیدا می‌کند؛ یعنی حذف چربی از سلول‌های چربی کم شده و این امر موجب افزایش وزن می‌شود. پژوهشگران طی دوره‌‌ای ۱۳ ساله، سلول‌های چربی ۵۴ مرد و زن را مورد مطالعه قرار دادند و دریافتند که سرعت تغییر و تبدیل چربی در آن‌ها کاهش پیدا کرد. پیتر آرنر از مؤسسه‌ی کارولینسکا در سوئد و یکی از نویسندگان مطالعه می‌گوید:

نتایج نشان می‌دهد که فرایندهای موجود در بافت چربی، به‌صورت مستقل از عوامل دیگر، تغییرات وزن بدن را در جریان افزایش سن تنظیم می‌کنند.

کارشناسان در این رابطه به افراد توصیه می‌کنند که: به‌طور منظم ورزش کنند، کالری مصرفی را کنترل کنند، تمرین‌های وزنه‌برداری انجام دهند، در طول روز حرکت کنند و تا جایی که ممکن است از نشستن پرهیز کنند. هنسرود می‌گوید:

تمام این فعالیت‌های بدنی موجب سوزاندن چربی شده و مهم هستند. تمرین‌های مقاومتی (وزنه‌برداری) به کاهش چربی‌های شکمی کمک می‌کنند. ورزش، موثرترین روش برای سوزاندن کالری است، مخصوصا تمرین‌های فاصله‌ای شدید یا HIIT (دوره‌های متناوب و کوتاه از ورزش شدید و استراحت). تمرین‌های فاصله‌ای شدید به کاهش چربی شکمی نیز کمک می‌کنند. داشتن تحرک در کل طول روز به‌جای نشستن، موجب سوزاندن مقدار زیادی کالری می‌شود.

مورگوییتیو می‌گوید که اگر فرد نتواند به‌اندازه‌ی کافی ورزش کند، باید برای جبران، میزان مصرف کالری خود را کاهش دهد. او می‌گوید:

من بیماران خود را تشویق می‌کنم تا حجم بیشتری از غذاهای کم‌کالری مانند میوه‌ها و سبزیجات تازه را مصرف کنند، زیرا آن‌ها کالری کمتری به ما می‌رسانند و نیز برای پیری سالم، سرزندگی و پیشگیری از بیماری مهم هستند.

 به‌نظر می‌رسد روند افزایش وزن پس از اواسط دهه‌ی هفتم زندگی تثبیت شود. به‌گفته‌ی هنسرود، علت آن است که افراد در این سن معمولا کمتر غذا می‌خورند. براساس گزارش CDC، چاقی در میان افراد دارای سن بیش از ۶۰ سال، حدود ۴۱ درصد، در افراد دارای سن ۴۰ تا ۵۹ سال حدود ۴۳ درصد و در افراد دارای سن ۲۰ تا ۳۹ حدود ۳۶ درصد است. او می‌گوید:

اگرچه فعالیت فیزیکی احتمالا با افزایش سن کم می‌شود، مصرف کالری نیز اغلب در سالخوردگی کاهش پیدا می‌کند.



تاريخ : شنبه 11 آبان 1398 | 08:55 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

لینکسیس ولوپ وای‌فای ۶ روتر مش جدیدی است که از پردازنده‌ای چهار هسته‌ای بهره می‌گیرد و امکان اتصال هم‌زمان بیش از ۵۰ دستگاه به آن وجود دارد.

 

لینیکس روز گذشته به‌صورت رسمی از نخستین روتر مش مجهز به استاندارد وای‌فای ۶ پرده‌برداری کرد؛ وای‌فای ۶ استاندارد جدیدی است که به‌صورت ویژه برای افزایش تعداد دستگاه‌‌های متصل به اینترنت در خانه، بهینه‌سازی شده است. روتر مش جدید لینیکس که از آن با نام ولوپ وای‌فای ۶ (Linksys Velop WiFi 6) یاد می‌شود، هم‌اکنون با قیمت ۳۹۹ دلار به‌صورت مستقل قابل‌تهیه است؛ در ضمن کاربر می‌تواند دو دستگاه از این روتر را با تخفیف ۱۰۰ دلاری با قیمت ۶۹۹ دلار تهیه کند. 

لینکسیس می‌گوید هر یک از نودهای روتر مش ولوپ وای‌فای ۶ می‌توانند ناحیه‌ای با وسعت ۳ هزار فوت مربع (معادل حدود ۲۷۹ متر مربع) را تحت‌پوشش قرار دهند؛ در ضمن امکان اتصال بیش از ۵۰ دستگاه به‌صورت هم‌زمان به روتر جدید لینکسیس وجود دارد که در نوع خود جالب‌توجه است.

روتر مش ولوپ وای فای 6 لینکسیس / Linksys Velop WfFi 6

روتر جدید لینکسیس درحالی معرفی می‌شود که چندین ماه از رونمایی رسمی بزرگ‌ترین رقیب آن می‌گذرد؛ نت‌گیر (Netgear) مدتی پیش جدیدترین عضو روترهای مش خانواده‌ی Orbi را به وای‌فای ۶ مجهز کرده بود. نت‌گیر نیز دو دستگاه از روترهای مش جدیدش را در قالب بسته‌ای ویژه با قیمت ۶۹۹ دلار به‌فروش می‌رساند. روترهای نت‌گیر و لینکسیس قیمت مشابهی دارند، اما روتر نت‌گیر می‌تواند به‌صورت هم‌زمان پذیرای اتصال بیش از ۱۰۰ دستگاه باشد.

از طرفی گرچه شرکت Eero (که تحت مالکیت گوگل و آمازون قرار دارد) مدتی پیش دو مدل جدید از روترهای مش خود را عرضه کرد، اما انتظار نمی‌رود این روتر بتواند رقیب مهمی برای روترهای نت‌گیر و لینکسیس باشد؛ زیرا روترهای جدید تولیدشده توسط Eero از استاندارد 802.11ac (یا همان وای‌فای ۵) بهره می‌گیرند.

روتر مش جدید لینکسیس از چهار درگاه اترنت گیگابیتی (Gigabit Ethernet) در کنار یک ورودی بهره می‌گیرد. ولوپ وای‌فای ۶ افزون بر این از یک درگاه USB 3.0 Type-A بهره می‌گیرد که به‌صورت ویژه برای حافظه‌ی تحت‌شبکه (NAS) طراحی شده است. روتر موردبحث همچنین از پردازنده‌ای چهار هسته‌ای با فرکانس ۲/۲ گیگاهرتز بهره می‌برد. لینکسیس می‌گوید ولوپ وای‌فای ۶ از لحاظ تئوری می‌تواند سرعتی بالغ بر ۵/۳ گیگابیت‌برثانیه را ارائه دهد (البته سرعت واقعی ارائه‌شده، بسیار کمتر خواهد بود). لینکسیس ادعا می‌کند که روتر جدیدش در مقایسه با نسل قبل روترهای سری ولوپ، چهار برابر سرعت بیشتری دارد که عدد درخورتوجهی به‌شمار می‌آید. 

روتر مش ولوپ وای فای 6 لینکسیس / Linksys Velop WfFi 6

بسیاری از وسایل الکترونیکی که هم‌اکنون در خانه دارید، امکان بهره‌مندی از مزیت‌های متعدد روتر مش جدید لینکسیس را نخواهند داشت؛ زیرا قطعا بسیاری از دستگاه‌های موردبحث از استاندارد وای‌فای ۶ پشتیبانی نمی‌کنند. بنابراین به‌شما پیشنهاد می‌کنیم اگر دستگاه‌ مجهز به وای‌فای ۶ ندارید، سراغ روترهای ارزان‌قیمت‌تر لینکسیس که از استاندارد وای‌فای ۵ بهره می‌گیرند بروید.

لینکسیس روتر وای‌فای ۵ خود را با قیمت ۱۲۹ دلار به‌فروش می‌رساند؛ در ضمن کاربر می‌تواند بسته‌ی ویژه‌ای را شامل دو دستگاه از این روتر با تخفیفی عالی به‌قیمت ۱۹۹ دلار تهیه کند. از طرفی اگر تمامی دستگاه‌هایی که دارید به‌روز هستند یا اینکه به‌طور کلی به تهیه‌ی روتر مجهز به وای‌فای ۶ علاقه‌مند هستید،‌ می‌توانید نسبت به خرید لینکسیس ولوپ وای‌فای ۶ اقدام کنید.



تاريخ : شنبه 11 آبان 1398 | 08:53 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

اسپاتیفای صنعت موسیقی را از سقوط نجات داد؛ حال سؤال این است که نقش آن در آینده‌ی صنعت موسیقی چه خواهد بود؟

 

برای یک لحظه تصور کنید که تیلور سوئیفت درباره‌ی تصمیمی که گرفته اشتباه می‌کرده است. ستاره‌ی دنیای موسیقی در تصمیمی تعجب‌آور و ناگهانی در سال ۲۰۱۴ از توقف همکاری‌اش با اسپاتیفای، حکم‌فرمای عصر جدید دنیای موسیقی، خبر داد. به‌دنبال این تصمیم، درست چند روز پس‌از انتشار آلبوم جدیدش تحت‌عنوان ۱۹۸۹، تمامی آثار خود را از این سرویس استریم موسیقی آنلاین بیرون کشید؛ سرویسی که به‌زعم وی تهدیدی برای ادامه‌ی حیات صنعت موسیقی حساب می‌شد.

تیلور سوئیفت در آن زمان با انتقاد از مدل درآمدی فیریمیوم اسپاتیفای، گفت:

میل به مشارکت با جایی ندارم که [حس یک پروژه] آزمایشی دارد؛ پروژه‌ای که حقوق ترانه‌سرا، تهیه‌کننده، هنرمند و سازنده‌ی اثر را به‌درستی برآورده نمی‌کند. علاوه‌بر این، ادعایی که موسیقی را فاقد ارزش مادی می‌داند و آن را شایسته‌ی انتشار رایگان می‌داند، نه درک کرده‌ام و نه قبول می‌کنم.

حرکتی که تیلور سوئیفت انجام داد، موجب شد تا بسیاری از هنرمندان سراسر جهان که باور مشابهی با این خواننده داشتند و سرویس‌های استریم موسیقی را عاملی برای کاهش درآمد‌های خود می‌دانستند، لب به تحسین حرکت این هنرمند آمریکایی بگشایند؛ اما به‌دلیل کاهش استقبال از سی‌دی، فروش مستقیم موسیقی در طول پانزده سال گذشته مدام در حال کاهش بوده است. 

پس‌از بالاگرفتن انتقادات هنرمندان از اسپاتیفای، دنیل اِک، هم‌بنیان‌گذار و مدیرعامل اسپاتیفای در مقاله‌ای مجزا از شرکت خود درمقابل تمام هجمه‌ها دفاع کرد؛ با‌وجود‌این، کاری که تیلور سوئیفت انجام داد، موجب شد تا جدیدترین آلبوم او یک میلیون کپی تنها درعرض یک تا سه هفته به فروش برساند؛ اتفاقی که سوئیفت را در صدر پردرآمدترین هنرمندِ سالِ فهرست بیلبورد قرار داد. نکته‌ی مهم آنکه سوئیفت تنها هنرمندی محسوب می‌شد که بدون اتکا به اسپاتیفای به چنین مؤفقیتی دست پیدا کرده بود. 

در اینجا مسلما سوئیفت و تمامی هنرمندانی که از جنبش وی پشتیبانی می‌کنند، درمقابل اسپاتیفای دست بالاتر را پیدا کردند. 

در‌حالی‌که آن روز تیلور سوئیفت پیروز از میدان خارج شد، اسپاتیفای با مشکل بزرگی دست‌و‌پنجه نرم‌ می‌کرد. درواقع سال ۲۰۱۴ به‌سبب فروش بسیار پایین آثار موسیقی، یکی‌از بدترین سال‌ها برای این صنعت محسوب می‌شد؛ اما چنین اتفاقی درنهایت موجب شد تا صنعت موردبحث خود را برای یک تغییر و تحول اساسی آماده کند؛ تحولی که این‌بار برخلاف خواسته‌ی تیلور سوئیفت‌ها، توسط اسپاتیفای و سرویس‌های مشابهی که روز‌به‌روز بر تعدادشان افزوده می‌شد، تحت رهبری قرار می‌گرفت.

از آن زمان تاکنون درآمد صنعت موسیقی به‌صورت روز‌افزون افزایش پیدا کرده؛ درواقع از ۱۴/۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۴، به ۱۸/۱ میلیارد دلار تا پایان سال ۲۰۱۸ میلادی رسیده است؛ اتفاقی که طبق برآورد‌ها و تحلیل‌های فدراسیون جهانی صنعت آوایی یا همان IFPI، به‌لطف سرویس‌های استریمینگ بود. امروزه سرویس‌های استریم موسیقی پولی و رایگان (با نمایش تبلیغات) نیمی از درآمد جهانی صنعت موسیقی را تشکیل می‌دهند (۲۵ درصد بقیه ازطریق فروش مستقیم آثار و مابقی نیز از راه اجرا‌های خوانندگان در کنسرت‌ها و دیگر رویداد‌ها تأمین می‌شود). اسپاتیفای با چیزی نزدیک‌به ۲۵۰ میلیون کاربر ماهانه و ۱۱۳ میلیون نفر مشترک سرویس پولی خود، بیش‌از یک‌سوم بازار استریم را منحصرا به‌خود اختصاص داده است.

Music Industry Stats

مقایسه میزان افزایش درآمد سرویس‌های استریم موسیقی (سمت چپ) و افزایش استقبال کاربران به استفاده از آثار موسیقیایی دیجیتال (سمت راست)

اکنون کار به‌جایی رسیده که حتی تیلور سوئیفت که آن موضع محکم را در ابتدا نسبت‌به سرویس‌های استریم موسیقی و به‌ویژه اسپاتیفای گرفته بود، به‌ناچار برای بقای خود در صنعت نوین موسیقی لب به ستایش از اسپاتیفای و مزایایش باز کند. امروزه تمامی آثار تیلور سوئیفت ازجمله آلبوم ۱۹۸۹ در اپلیکیشن‌های استریم موسیقی و اسپاتیفای قرار دارد.

اسپاتیفای و هم‌بنیان‌گذارش، دنیل اک به همه مزایای پلتفرمشان را ثابت کردند. طبق آخرین آمار، اسپاتیفای اکنون نزدیک‌به ۲۱ میلیارد دلار ارزش بازار دارد و سود خالص دنیل اک نیز چیزی نزدیک‌به ۲ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. طبق برآورد تحلیلگران، سال ۲۰۱۹ با درآمدی ۷ میلیارد دلاری برای شرکت سوئدی به‌ پایان خواهد رسید. طبق تحلیل BCG که اسپاتیفای را در جمع پنج شرکت نخستِ فهرستِ پنجاه‌تایی شرکت‌های احتمالیِ آینده‌ی فورچن قرار داده، چشم‌انداز آتی اسپاتیفای بسیار قوی است. 

هیچ ضمانتی وجود ندارد که اسپاتیفای جایگاه فعلی خود را برای همیشه در بالای فهرست حفظ کند. با‌توجه‌به افزایش تب‌و‌تاب سرویس‌های استریم موسیقی و ورود بازیگران بزرگی همچون اپل و آمازون به این حوزه، احتمال می‌رود که رقابت در آینده‌ی نزدیک بیش‌از پیش افزایش پیدا کند. اپل از پشتوانه‌ی قدرتمندی به‌اسم طرفداران و گوشی‌های آیفون بهره می‌برد و آمازون نیز به‌لطف محبوبیت بالای بلندگوهای هوشمند اکو، راه هموارتری برای متقاعدکردن مشتریانش به استفاده از سرویس استریم موسیقی خود دارد. موفقیت سرویس‌هایی همچون اسپاتیفای در بازار‌های ایالات‌متحده آمریکا و انگلیس باعث شده تا فرصت‌های نوظهوری در بازار‌های بکری نظیر برزیل، مکزیک، هند، آلمان و ژاپن پیش بیاید.

البته گفته‌های بالا بدین معنی نیست که اسپاتیفای خیلی راحت به سود دست پیدا می‌کند؛ اتفاقا برعکس. درطول ماه‌های گذشته، اسپاتیفای به‌سختی توانسته خود را سودده نگه دارد. پس‌از اینکه برای نخستین‌بار سوئدی‌ها در سه‌ماهه‌ی سوم و چهارم ۲۰۱۸ از سوددهی خود خبر دادند، نیمه‌ی نخست سال ۲۰۱۹ شرایط دوباره برای وایکینگ‌های دنیای موسیقی بد شد تا باری‌دیگر شاهد ضرردهی باشیم؛ اتفاقی که موجب نگرانی برخی از سهام‌داران شد. اتفاقات اخیر صنعت موسیقی و ورود بازیگران جدیدی همچون اپل موزیک باعث کاهش ۱۵ درصدی ارزش سهام اسپاتیفای در شاخص نزدک شده است؛ همچنین اسپاتیفای که سعی داشت با امضای قراردادی با شرکت‌های بزرگ موسیقی همچون سونی، یونیورسال و وارنر، سوددهی خود را افزایش دهد، عملا نتوانسته تفاوتی را ایجاد کند. 

اسپاتیفای ناجی دنیای موسیقی بوده است؛ اما اکنون سوئدی‌ها به ورطه‌ای رسیده‌اند که نیاز به اثبات دوباره‌ی این مدعا دارند.

راه طی‌شده از سوی اسپاتیفای برای رسیدن به جایگاه فعلی بسیار دشوار به‌نظر می‌رسد؛ آن‌ هم با‌توجه‌به اینکه صنعت موسیقی در ابتدای هزاره‌ی جدید در اوج موفقیت و درآمد سرشار قرار داشت. در انتهای سال ۱۹۹۹، صنعت موسیقی تنها ازطریق فروش فیزیکی آثار موسیقی (نوار کاست، دیسک‌های فشرده و...) توانست ۲۵.۲ میلیارد دلار درآمد کسب کند. (برای درک بهتر ابتدا درآمد سال ۹۹ را با سال گذشته میلادی مقایسه کنید و سپس به فروش ۲۵ میلیارد دلاری استارباکس فکر کنید که به‌وضوح از تضعیف صنعت موسیقی در طول سال‌های گذشته خبر می‌دهد).

گسترش اینترنت و راه‌اندازی سرویس‌های اشتراک‌گذاری فایل دسترسی غیرقانونی به آثار موسیقی را برای افراد راحت‌تر ساخت؛ اتفاقی که اگرچه همواره همراه دنیای موسیقی بوده است، با راه‌اندازی سرویس‌های یادشده به‌طرز فزاینده‌ای افزایش یافته بود. در‌این‌بین، حتی سرویس آیتونز هم نتوانست گره چندانی از این مشکل باز کند؛ زیرا درست در سال ۲۰۰۳ که اپل به عرصه‌ی فروش دیجیتالی موسیقی پا گذاشت، درآمد صنعت با کاهش ۴ میلیارد دلاری دست‌و‌پنجه نرم‌ می‌کرد. 

تا زمان راه‌اندازی اسپاتیفای در سال ۲۰۰۶، درآمد حاصل از فروش دیجیتال یک میلیارد دلارِ دیگر نیز سقوط داشت؛ اما با‌ تمامی این اوصاف، همچنان شرکت‌های بزرگ موسیقی درباره‌ی سرویس‌های استریم سیاستی محتاطانه داشتند. صنعت موسیقی به اسپاتیفای اجازه نمی‌داد که از آثار موسیقی در خاک آمریکا استفاده کند؛ اما طولی نکشید که کاربران آمریکایی نیز بالأخره در سال ۲۰۱۱ توانستند طعم سرویسی که اسپاتیفای ارائه می‌کرد، بچشند. 

زنگ خطری که برای بقای صنعت به‌صدا درآمده بود، شرکت‌های بزرگ را وادار به امضای قرار با اسپاتیفای کرد؛ اتفاقی که به قیمت دریافت ۱۴ درصد از سهام اسپاتیفای توسط همین شرکت‌های بزرگ تمام شد (یونیورسال، وارنر و سونی برای ارائه‌ی توضیحات در‌این‌رابطه امتناع کردند).

آریانا گرانده / Ariana Grande

با بیش‌از ۴۸ میلیون شنونده‌ی ماهانه، آریانا گرانده یکی‌از پر‌استریم‌ترین خواننده‌‌های زنِ موجود در اسپاتیفای است.

ارول کولوسین، رئیس پیشین شرکت ضبط Astralwerks و استاد دانشگاه نیویورک می‌گوید:

شرکت‌های بزرگ موسیقی در زمان ظهور مفهوم استریمینگ دست‌روی‌دست گذاشتند. صنعت موسیقی در بازه‌ای دچار شک و تردید بود؛ تردیدی که ریشه در درک‌نکردن ماندگاری پدیده‌ی استریمینگ در سال‌های آینده داشت؛ اما اکنون این واقعیت موردقبول قرار گرفته است.

در عصری که گوشی‌های هوشمند و اینترنت بی‌سیم روز‌به‌روز به نفوذ خود در جامعه می‌افزودند، اسپاتیفای توانست با ارائه‌ی تجربه‌ی جدید و والا، دقیقا نیاز کاربران را هدف قرار دهد. طبق عقیده‌ی جف پِرِتز، استاد و تهیه‌کننده‌ی موسیقی، دسترسی کاربران به تمام آرشیو موسیقی تجربه‌ی فوق‌العاده و شگفت‌انگیزی  محسوب می‌شد که پیش‌تر کسی برای ارائه‌ی آن قدم برنداشته بود. با‌این‌حال، دسترسی‌دادن بیشتر به شنوندگان به‌معنی بازنگری کلی در مدل درآمدی صنعت موسیقی بود. 

اسپاتیفای به دو روش درآمدزایی می‌کند. کمتر از یک‌دهم درآمد اسپاتیفای یا ۲۹۱ میلیون دلار در نیمه‌ی نخست سال جاری میلادی ازطریق نمایش تبلیغات در سرویس رایگان به‌دست آمده که دسترسی رایگان، اما محدود را به کاربران ارائه می‌کند. در سوی دیگر، مشترکین پولی قرار می‌گیرند که با پرداخت حق اشتراک ماهانه دسترسی نامحدود و بدون تبلیغات را به تمامی محتوای صوتی پیدا می‌کنند؛ مشترکینی که تنها در نیمه‌ی نخست سال ۲۰۱۹، ۹۱ درصد یا ۲/۸۹ میلیارد دلار برای اسپاتیفای درآمد ایجاد کرده‌اند. 

با‌این‌اوصاف، شاید برایتان سؤال شود که دلیل وجود سرویس رایگان چیست؟ طبق گفته‌ی اسپاتیفای، سرویس رایگان به‌مانند قیفی برای سوق‌دادن کاربران به‌سمت خرید اشتراک عمل می‌کند. طبق داده‌ها، بیش‌از ۶۰ درصد مشترکین پولی اسپاتیفای پیش‌تر از سرویس رایگان استفاده می‌کردند. نکته‌ی مهم اینکه در هر دو دسته‌بندی، اسپاتیفای به‌طور متوسط سالانه ۳۰ درصد رشد را تجربه می‌کند. 

اگرچه تمامی موارد یادشده حاکی از افزایش درآمد است، طبق گفته‌ی بن تامپسون، یکی‌از تحلیلگران مطرح صنعت موسیقی، هزینه‌های حاشیه‌ای اسپاتیفای این شرکت را محدود می‌کند؛ هزینه‌هایی که بخش عمده‌ی آن‌ها شامل امتیاز‌هایی می‌شود که سوئدی‌ها برای حفظ آثار موسیقایی به شرکت‌های بزرگ موسیقی می‌پردازد. به‌بیانی دیگر، هرچه درآمد‌های اسپاتیفای افزایش پیدا می‌کند، هزینه‌های این شرکت نیز به‌همان نسبت با رشد همراه می‌شود. 

Spotify revenue

مقایسه‌ی میزان درآمد و میزان هزینه‌های اسپاتیفای در فصول مالی مختلف

تقریبا اکثر تحلیلگران ازجمله تحلیلگران وال‌استریت بر این باور هستند که اسپاتیفای باید برای پیشرفت در بازاری رقابتی، هزینه‌های جانبی خود را کاهش دهد. اسپاتیفای هم‌اکنون در حین مذاکراتش با شرکت‌های بزرگ موسیقی قرار داد تا آثار تولیدی آن‌ها را برای دو سال آینده در سرویس خود حفظ کند. در‌حالی‌که وایکینگ‌های دنیای موسیقی امروز بزرگ‌تر از هر زمان دیگری هستند؛ اما وجود رقبایی همچون آمازون و اپل به شرکت‌های موسیقی قدرت انتخاب و به اسپاتیفای احساس خطر را می‌دهد.

سیسیلیا ویس، مدیر بازار جهانی اسپاتیفای در گفت‌و‌گویی تصویری با کارشناس سایت فورچن از فرصت‌‌های بالقوه‌ای که در بازار ژاپن به‌عنوان دومین بازار بزرگ موسیقی در دنیا سخن گفت؛ بازاری که برعکس فروش مستقیم آثار موسیقیایی، چندان استقبالی از سرویس‌های استریم موسیقی نشان نداده است. حال «ویس» با اشاره به همین موضوع، ژاپن را فرصت بزرگ و بکری برای اسپاتیفای می‌داند. 

او می‌گوید: 

 ژاپن یک بازار خیلی فیزیکی بوده است. ما این فرصت و توانایی را داریم تا به آن‌ها چیزی را که پیش‌تر ندیده‌اند [و لذت تجربه‌ی آن را نچشیده‌اند] نشان دهیم. 

با‌این‌حال سرزمین خورشید تابان تنها جایی نیست که چنین شرایطی دارد. نزدیک‌به یک‌سوم ۱۰ بازار برتر جهانی موسیقی تاکنون علاقه‌ای به تطبیق خود با جریان اپلیکیشن‌های استریمینگ نداشته‌اند؛ علت این موضوع را در برخی بازار‌ها مانند ژاپن می‌توان در علاقه مردم به دیسک‌های فیزیکی جست‌و‌جو کرد و در بازار‌های دیگر همچون برزیل به نبود زیرساخت فنی مناسب نسبت‌ داد. 

چنین چیزی برای اسپاتیفای که هم‌اکنون تحت فشار زیادی برای ادامه‌ی سلطه‌اش بر بازار قرار دارد، خبر خوبی قلمداد می‌شود. ویس که جزو وظایفش توسعه‌ بین‌الملل و بومی‌سازی محصول نیز تعریف شده است، به‌کارگیری استراتژی‌های سه‌گانه را عامل مهمی برای رسیدن و به‌تعادل‌رساندن رشد می‌داند. او می‌گوید: 

چند راه برای رشد ما وجود دارد؛ رشد در بازار‌های موجود، گسترش به قلمرو‌های جدید و بهبود مزایای محصولمان. [درواقع] فقط یک عامل واحد وجود ندارد؛ بلکه باید به اندازه‌ای تخم‌مرغ داشت که به تمام سبد‌ها برسند. 

تا‌به‌امروز اسپاتیفای به ۷۹ بازار ورود پیدا کرده که از آمازون موزیک با ۳۶ کشور بالاتر قرار دارد؛ اما نسبت‌به اپل موزیک با ۱۱۰ کشور، به‌طرز فاحشی عقب‌تر قرار دارد. اسپاتیفای در ماه ژوئیه میلادی از نسخه‌ی کم‌حجم اپلیکیشن خود تحت‌نام Spotify Lite‌ رونمایی کرد؛ اپلیکیشنی که به‌سبب سبک‌بودن، سرعت بالاتر و ساده‌سازی ویژگی‌‌ها، عملکرد روان و سریع‌تری روی دستگاه‌های قدیمی و اینترنت‌های کم‌سرعت دارد. سوئدی‌ها این نسخه از اپلیکیشن خود را در ۳۶ بازار نوظهور ازجمله آرژانتین، برزیل، کانادا، هند و مکزیک منتشر کردند. ویس درهمین‌رابطه می‌گوید:

نزدیک‌به ۵ میلیارد گوشی‌هوشمند در سراسر جهان وجود دارد؛ فکر کنید چه فرصت بالقوه‌ای وجود دارد. 

در‌این‌بین یک نام مهم از قلم افتاده است؛ چین! 

اسپاتیفای به‌صورت رسمی در پرجمعیت‌ترین کشور جهان فعالیتی ندارد؛ اگرچه در سال ۲۰۱۷ تبادل سهامی با تنسنت موزیک انجام داد تا پای خود را به‌نوعی در این بازار نیز باز کند. میدیا، مؤسسه‌ی تحلیلی بازار تخمین می‌زند که تنسنت موزیک ۸ درصد از بازار جهانی استریم موسیقی را به‌خود اختصاص داده بود که آن را درست پشت‌ سر اسپاتیفای، اپل موزیک و آمازون موزیک قرار می‌دهد. اسپاتیفای و تنسنت با یکدیگر بخش اعظمی از بازار جهانی استریم موسیقی را هدایت می‌کنند. این امر موجب شده تا اسپاتیفای در مقابل بزرگان فناوری حاشیه‌ی امن بیشتری داشته باشد.

مدیر بازار جهانی اسپاتیفای از تمرکز نداشتن آن‌ها روی اقدامات رقبا می‌گوید. طبق گفته‌ی او، اسپاتیفای بیش‌از اینکه چشمش به حرکت رقبا باشد، به‌فکر تدابیری برای پیشرفت تجارت خود و ورود به بازارهای جدید است. در ادامه او با مبارزه‌طلبی خاصی می‌گوید:

ما یک سرویس جهانی هستیم؛ با اختلاف زیاد، بزرگ‌ترین! ما به‌طور ویژه روی محتوای صوتی تمرکز کرده‌ایم و این تفاوتی است که [اسپاتیفای نسبت‌به رقبا] رقم می‌زند.

اسپاتیفای / اپل موزیک

تاریخچه‌ای خلاصه از سرویس‌های استریم موسیقی

هشت سال پس‌از آغاز فعالیت اسپاتیفای در بازار آمریکا، اکنون وایکینگ‌های دنیای موسیقی در بازار جهانی استریمینگ حکم‌فرمایی می‌کنند؛ با‌این‌حال، آن‌ها نخستین کسانی نبوده‌اند که پا به حوزه‌ی موسیقی‌های دیجیتال گذاشته‌اند؛ زیرا پیش‌تر نیز بازیگرانی وجود داشته‌اند.

۱۹۹۳

پلتفرم Internet Underground Music Archive راه‌اندازی شد تا محلی برای انتشار کار‌های خواننده‌هایی باشد که نام‌و‌نشانی در عرصه‌ی موسیقی ندارند و کمتر کسی با هنر آن‌ها آشنا است. این سرویس آثار موسیقی را در فرمت MP3‌ منتشر می‌کرد و هزینه‌ای را نیز به کاربران متحمل نمی‌ساخت. 

۱۹۹۹

شان پارکر و شاون فانینگ نپستر را بنیان‌گذاری کردند؛ سرویسی نظیر‌به‌نظیر برای اشتراک‌گذاری فایل‌ها که به مردم اجازه‌ی دسترسی به‌ فایل‌های MP3 را به‌رایگان می‌داد. این وب‌سایت پس‌از شکایتی که گروه متالیکا از آن‌ها انجام داد، در سال ۲۰۰۱ برای همیشه از دسترس خارج شد. 

۲۰۰۳

اپل سرویس آیتونز (iTunes Music Store) را راه‌اندازی کرد تا امکان خرید دیجیتالی آثار موسیقیایی برای همه‌ی مردم فراهم باشد. آیتونز نه‌تنها به کاربران اپلی، بلکه به کاربران پلتفرم‌های دیگر نیز اجازه‌ی استفاده از خدمات خود را می‌داد.

۲۰۰۵

سرویس رادیویی پاندورا (Pandora) رونمایی شد. پاندورا از پلی‌لیست‌هایی ساخته‌شده توسط الگوریتم‌های هوش‌مصنوعی میزبانی می‌کرد که در آن زمان موضوع جدید محسوب می‌شود. کاربران می‌توانستند به‌صورت رایگان به‌همراه تبلیغات از این سرویس استفاده کنند؛ اما اگر خواهان استفاده‌‌ی بدون‌مزاحم از پاندورا بودند، باید هزینه‌ی ماهانه‌ای را به‌عنوان حق اشتراک پرداخت می‌کردند.

۲۰۰۸

دنیل اک، کارآفرین سوئدی از اسپاتیفای در اروپا رونمایی کرد. به‌جای پرداخت ثابت به خوانندگان بابت هر ترانه یا آلبوم، اسپاتیفای براساس میزان پخش ترانه‌ها به صاحبین اثر حق و حقوقشان را پرداخت می‌کرد.

۲۰۱۱

اسپاتیفای در آمریکا شروع به کار کرد.

۲۰۱۴

اسپاتیفای به ۴۰ میلیون شنونده‌ و ۱۰ میلیون مشترک پولی ماهانه دست پیدا کرد؛ اما اقدام تیلور سوئیف تأثیر منفی روی تجارتش گذاشته بود.

۲۰۱۵

اپل موزیک و تایدل به‌عنوان دو سرویس جدید پا به عرصه‌ی رقابت با اسپاتیفای گذاشتند. 

۲۰۱۸

اسپاتیفای عرضه‌ی عمومی را تجربه کرد؛ در‌همین‌حین، دریک (Drake) به نخستین‌ خواننده‌ای در تاریخ تبدیل شد که بیش‌از ۵۰ میلیارد‌بار آثارش در پلتفرم‌های مختلف گوش داده شده است.

۲۰۱۹

آمازون از سرویس جدیدی به‌نام آمازون موزیک HD رونمایی کرد که صدای با کیفیت بسیار بالا را ارائه می‌کرد تا دراین‌زمینه به سرویس تیدال بپیوندد.

حال اسپاتیفای بزرگ‌تر از هر زمان دیگری شده و اخیرا نیز به حوزه‌ی پادکست ورود پیدا کرده است. وارد‌شدن انواع دیگر محتوای صوتی به پلتفرم اسپاتیفای ابدا امر غیرمنتظره‌ای نبود؛ زیرا کسب‌و‌کار‌ها همواره به‌دنبال گسترش کار خود و افزایش درآمد‌هایشان هستند. هم‌اکنون وجود پادکست‌ها در این پلتفرم دلیل قانع‌کننده‌ای برای علاقه‌مندان به پادکست‌ها است تا از اشتراک ماهانه اسپاتیفای را تهیه کنند. 

در ماه فوریه، اسپاتیفای گیملت مدیا را که به مجموعه پادکست‌هایش با نام‌های Reply All و Crimetown‌ مشهور بود، با ۲۳۰ میلیون دلار به تصاحب خود درآورد؛ درست یک‌ماه بعد این‌بار با پرداخت ۵۶ میلیون دلار Parcast را تصاحب کرد. حال اسپاتیفای به دومین پلتفرم پخش پادکست در جهان تبدیل شده است. وجود پادکست‌ها در اسپاتیفای باعث شد تا رهایی حدودی از دنیای موسیقی حاشیه‌ی سود این شرکت سوئدی را نیز با افزایش رو‌به‌رو سازد. 

یکی‌از مدیران ارشد صنعت موسیقی که نخواست نامش فاش شود، ورود اسپاتیفای به حوزه‌ی پادکست را لزوما به‌معنای غرق‌شدن در استخر پول نمی‌داند. صرف‌نظر از محبوبیتی که پادکست‌ در سال‌های اخیر به‌دست آورده، هنوز تجارت در این حوزه نسبت‌به موسیقی بسیار کوچک‌تر است. او می‌گوید:

با احترام به جایگاه [اسپاتیفای] در تجارت موسیقی، عالی‌بودن در حوزه‌ی پادکست همه‌ی مشکلات را یک‌جا حل نمی‌کند. [با‌این‌حال] فرصت جالبی است و می‌توانم دلیل رفتنِ آن‌ها به این سمت را درک کنم؛ اما [پادکست] چیزی نیست که بتواند شرایط را یک‌شبه عوض کند.

داون استروف، مدیر ارشد محتوای اسپاتیفای نظر دیگری دارد. او پادکست را یکی‌از ستون‌های جدید در چشم‌انداز‌ آینده اسپاتیفای می‌داند. استروف باور دارد که شرایط فعلی اسپاتیفای در زمینه‌ی پادکست نمایان‌گر همان‌ چالش‌هایی است که این شرکت در اوایل دهه‌ی ۲۰۰۰ در صنعت موسیقی با آن‌ها دست‌و‌پنجه نرم‌ می‌کرد. 

در سال ۲۰۱۷ تنها ۲۷ درصد از افراد یک‌بار در ماه به پادکست گوش داده بودند؛ اما اکنون این آمار به ۴۰ درصد در سال جاری رسیده است. او در ادامه‌ی صحبت‌هایش می‌گوید:

در تمام این سال‌ها پادکست وجود داشته؛ اما هنوز برای بسیاری پدیده‌ای نوظهور به‌نظر می‌رسد؛ زیرا این حوزه‌ به‌طرزی باورنکردنی‌ غیریکپارچه و تکه‌تکه بوده است. اکنون فرصتی برای اسپاتیفای وجود دارد تا هم‌زمان با افزایش تقاضا برای پادکست‌ها، صنعتی را بسازیم و آن را یکپارچه سازیم.

افزون‌بر موردی که بالاتر به آن اشاره شد، هم‌اکنون سوئدی‌ها این فرصت را دارند تا در زمینه‌ی پادکست محتوای اختصاصی خود را تولید کنند تا بدین‌ترتیب، پولی بابت خرید حق امتیاز به دیگران پرداخت نکنند. چنین موردی قطعا باعث خواهد شد تا درآمد اسپاتیفای در آینده‌ی نزدیک بیش‌از پیش افزایش پیدا کند و این پلتفرم برای افرادی که به‌دنبال محتوای صوتی به‌غیر از موسیقی هستند، ارزش پیشنهادی داشته باشد.

سیاست‌های جدید اسپاتیفای به‌ همین‌جا خلاصه نمی‌شود؛ زیرا این شرکت سال گذشته امکانی را برای هنرمندان فراهم آورد تا آثار خود را مستقیما به درون پلتفرم سوئدی‌ها آپلود کنند؛ اتفاقی که موجب حذف یک بازیگر میانی، یعنی شرکت‌های پخش می‌شوند؛ همان‌هایی که بیش‌ترین پول را بابت فروش حق امتیاز یک اثر دریافت می‌کنند. در‌این‌مسیر، گلایه‌هایی از سوی بازیگران بزرگ صنعت موسیقی مطرح شد تا درنهایت، وایکینگ‌های دنیای موسیقی سرویس موردبحث را به بهانه‌ی تمرکز روی همکاری با خوانندگان و شرکت‌های پخش در ماه ژوئیه از‌ دسترس خارج کنند. 

با‌این‌اوصاف، فردی که پیش‌تر از افشای نامش امتناع کرد، نظر متفاوتی در‌این‌رابطه دارد. او می‌گوید: «من فکر می‌کنم [قابلیت آپلود مستقیم] هنوز بخشی از چشم‌انداز بلند‌مدت آن‌ها است؛ اما فعلا زمان مناسبش نبود.» 

اسپاتیفای به‌ همه‌ی این موارد چنگ زده تا خلأ ابزار کلیدی که رقبایش، یعنی اپل و آمازون از بهره‌مند هستند، بپوشاند؛ خلأ نداشتنِ سخت‌افزار. طبق جدیدترین آمار، اپل نزدیک‌به ۱/۴ میلیارد آیفون، آیپد، اپل تی‌وی و رایانه‌ی مک فعال در سراسر جهان دارد که همگی فرصتی برای ارتقاء جایگاه اپل موزیک هستند. در‌ سویی دیگر، آمازون تاکنون بیش‌از ۱۰۰ میلیون بلندگو الکسا به‌فروش رسانده؛ همچنین تعداد کاربران سرویس پرایم آن‌ها از ۱۰۰ میلیون نفر فراتر رفته است. هر دو مورد یادشده به کاربران آمازون اجازه می‌دهد تا به آرشیو موسیقی‌های موردعلاقه‌شان به‌راحتی دسترسی پیدا کنند. باتوجه‌به این موضوع، رقبا برای افزایش سهم خود در بازار به‌سبب بهره‌مندی از محصولات سخت‌افزاری کار راحت‌تری نسبت‌به اسپاتیفایی دارند که تنها روی قابلیت‌های نرم‌افزاری تمرکز کرده است.

رقابت در حوزه‌ی استریم موسیقی

daniel ek

اسپاتیفای هم‌اکنون با ۱۱۳ میلیون مشترک پولی نسبت‌به اپل موزیک که نزدیک‌ترین رقیب وی به‌شمار می‌رود، با اختلافی ۵۰ میلیون نفری دست بالاتر را دارد. با‌این‌حال، اپل موزیک تنها رقیبی نیست که اسپاتیفای با آن رقابت می‌کند. بازار سرویس‌های استریم موسیقی پرشده از بازیگرانی که برای سهم بیشتر می‌جنگند؛‌ اتفاقی که نگرانی اسپاتیفای را بیشتر می‌کند. 

اپل موزیک

یکی‌از مدیران اجرایی ارشد اپل در ماه ژوئن از وجود ۶۰ میلیون مشترک پولی در سرویس اپل موزیک خبر داد. اپل با سرمایه‌گذاری روی محبوبیت دستگاه‌های آیفون بین اقشار مختلف جامعه برای پیشرفت هرچه بیشتر سرویس استریم موسیقی خود برنامه‌ریزی مهمی کرده است. با پرداخت ۹/۹۹ دلار، کاربران می‌توانند علاوه‌بر دسترسی به ترانه‌های بیشتر، تجربه‌ی اختصاصی روی دستگاه‌های ساخت اپل دریافت کنند که با اسپاتیفای ممکن نیست.

آمازون موزیک آنلیمیتد

اگرچه آمازون با ورودش در سال ۲۰۱۶، خیلی دیر به بازار استریم موسیقی پا گذاشت، این شرکت هم‌اکنون رشدی سریع‌تر را نسبت‌به حکم‌فرمای بازار، یعنی اسپاتیفای تجربه می‌کند. تعداد مشترکین سرویس آمازون با رشد ۷۰ درصدی به ۳۲ میلیون نفر رسیده است. در مقام مقایسه، خوب است بدانید که اسپاتیفای تنها در سال گذشته توانست ۲۵ درصد بر تعداد کاربرانش بیافزاید. برتری بزرگ آمازون، بلندگو‌های هوشمندِ اکو محسوب می‌شود که به‌صورت پیش‌فرض از آمازون موزیک برای پخش ترانه‌ها استفاده می‌کند. سرویس پریمیوم آمازون موزیک برای کاربران پرایم تنها ۷/۹۹ دلار ماهانه هزینه دارد.

پاندورا

سرویس رادیویی پاندورا که بیش‌از یک‌دهه از عمرش می‌گذرد، در ماه فوریه با مبلغ ۳/۵ میلیارد دلار توسط SiriusXM Satellite Radio خریداری شد. درآمد حاصل از تبلیغات و خرید اشتراک افزایش داشته؛ اما تعداد کاربران فعال ماهانه در یک سال گذشته از ۷۱ میلیون به ۶۴/۵ میلیون نفر کاهش پیدا کرده است. 

تنسنت موزیک

با رقم سرسام‌آور ۶۵۲ میلیون نفر برای تعداد کاربران فعال ماهانه در بازار چین و ۳۱ میلیون مشترک پولی، تنسنت موزیک بخش اعظمی از بازاری را به‌ خود اختصاص داده که اسپاتیفای در آن حضوری ندارد؛ هرچند سوئدی‌ها ۹ درصد از سهام این رقیب چینی را خریداری کرده‌اند. تنسنت موزیک که سال گذشته عرضه‌ی عمومی سهامش را تجربه کرد، افزون‌بر موسیقی، از سرویس‌های دیگری نظیر Karaoke و پخش زنده نیز درآمدزایی می‌کند.

یوتیوب موزیک

گوگل از مدت‌ها پیش درگیر ساخت سرویس استریم موسیقی بوده؛ اما تاکنون اهالی مانتین‌ویو موفق به ساخت سرویسی نشده‌اند که کاربران را به خود جذب کند. با‌این‌وجود، غول دنیای فناوری سال گذشته باری‌دیگر شانس خود را با معرفی یوتیوب موزیک امتحان کرد. کاربران با پرداخت ۹/۹۹ دلار به‌عنوان اشتراک ماهانه، علاوه‌بر آرشیو موسیقی هنرمندان موردعلاقه‌شان، به ریمیکس‌ها، کاور‌ها، اجرا‌های زنده و موزیک ویدئو‌ها نیز دسترسی پیدا می‌کنند. طبق گفته‌ی گوگل، سرویس یوتیوب موزیک هم‌اکنون ۱۵ میلیون مشترک پولی دارد.

تایدل

صرف‌نظر از پشتیبانی هنرمندان مطرح از تایدل، این سرویس هنوز راه زیادی برای رفتن دارد. اگر خواهان گوش‌دادن به موسیقی‌ها با کیفیت Hifi با بالاترین کیفیت هستید، باید ماهانه ۱۹/۹۹ دلار به تایدل پرداخت کنید؛ هرچند قیمت سرویس معمولی همچون رقبا ۹/۹ دلار است. هم‌اکنون سرویس موردبحث ۳ میلیون مشترک پولی دارد. تایدل قصد دارد به‌زودی سرویس خود را به پلتفرم روکو اضافه کند که قطعا چنین اتفاقی گزینه‌ی سرگرمی مناسبی برای استفاده‌کنندگان از وسایل خانه‌ی هوشمند خواهد بود. 


دنیل اِک با اضطراب به اطراف نگاه می‌کند. گایل کینگ، مجری برنامه‌ی This Morning در شبکه‌ی CBS از مدیرعامل اسپاتیفای از چگونگی پیوند‌دادن رابطه‌ی شرکت با تیلور سوئیفت پس‌از ۳ سال تنش‌زا و سرد پرسید.

دنیل اِک با مکث کوتاهی که انجام می‌دهد، حل‌شدن این ماجرا را پیچیده‌تر از یک گفت‌و‌گوی ساده بین این هنرمند مطرح آمریکایی و نمایندگان اسپاتیفای می‌داند. او با خنده‌ای بر لب از این می‌گوید که آن‌ها برای متقاعدکردنِ این ستاره‌ی پاپ بار‌ها‌و‌بارها به نشویل (Nashiville)، محل سکونت تیلور سوئیفت سفر کرده‌اند.

درواقع مدیرعامل اسپاتیفای و تیم تحت مدیریتش همواره دست بالاتر را داشته‌اند. قرارداد‌هایی که خوانندگان بزرگ با شرکت‌های بزرگ موسیقی به‌امضا می‌رسانند، بعضا به شرکت‌ها اجازه می‌دهد تا آثار خوانندگان را در هر پلتفرمی منتشر کنند. تیلور سوئیفت هم با‌توجه‌به قراردادی که با شرکت یونیورسال موزیک گروپ به امضاء رسانده بود، از این قائده مستثنی نبود. به‌بیانی‌دیگر، اسپاتیفای کار چندانی به‌غیر از مذاکره با شرکت پخش‌کننده‌ آثار تیلور سوئیفت انجام نداده است. در خلال همین مدت، فروش مستقیم آلبوم‌ها رو‌ز‌به‌روز کاهش پیدا می‌کرد؛ این اتفاقات باعث شد تا ستاره‌ی دنیای پاپ برای فرار از فشار مالی با رویی باز به‌سمت اسپاتیفایی برود که همواره آغوشش برای پوشش آثار موسیقی خوانندگان باز است.

با‌این‌اوصاف، هنوز یک معظل بزرگ برای اسپاتیفای حل‌نشده باقی مانده است؛ معظل پرداخت به هنرمندان. طبق محاسبات اسپاتیفای، دو‌سوم از درآمد این شرکت به هنرمندان، شرکت‌های پخش، صاحبین امتیاز و کسب‌و‌کار‌های مرتبط با آثار موسیقی اختصاص می‌یابد. سوئدی‌ها تاکنون از فاش‌کردن آمار و ارقام پرداختی‌شان طفره‌ رفته‌اند؛ اما طبق گزارش‌ها، بین سه‌دهم تا هشت‌دهم سنت بابت هربار پخش به صاحب اثر پرداخت می‌شود که با ۱ میلیون پخش به ۸۰۰۰ دلار می‌رسد؛ البته توجه داشته باشید که مقدار یادشده ممکن است برای خوانندگان مختلف متغییر باشد. بخش مهمی از این مقدار به دارنده‌ی حق امتیاز اثر اختصاص داده می‌شود و ترانه‌سرا (منظور تمام هنرمندانی که در ساخت موسیقی موردنظر دخیل بوده‌اند) مقدار کمتری را دریافت می‌کند.

آمار یادشده تنها به اسپاتیفای خلاصه نمی‌شود و اپل و آمازون نیز مبالغ مشابهی را پرداخت می‌کنند. در‌این‌بین، تنها تایدل مقداری نسبتا بیشتر به هنرمندان پرداخت می‌کند و در آن سو، پاندورا به‌طرز فاحشی مقدار کمتری را می‌پردازد. 

اگر سرویس‌های استریم موسیقی را به‌مانند یک گروه واحد در نظر بگیریم، باید قبول کنیم که این گروه نقش مهمی در ارتقاء تجربه‌ی موسیقیایی کاربر و افزایش درآمد‌های شرکت‌های موسیقی شده است. یکی‌از فعالان مطرح حوزه‌ی موسیقی می‌گوید:

ما دوستِ دشمن هستیم. ما به یکدیگر احتیاج داریم و این موضوع به میزان وابستگی هرکدام از ما به یکدیگر ربط دارد. در‌این‌میان خوانندگان تا‌جای‌ممکن به‌دنبال دیده‌شدن توسط افراد جدید هستند.

اسپاتیفای باید تعادل را بین دوست و دشمنان خود و ارتباطش با شرکت‌های موسیقی حفظ کند. هم‌اکنون سرویس‌های استریم موسیقی به جایگاهی رسیده‌اند که تقریبا توسط عموم هنرمندان و مردم پذیرفته‌‌شده‌اند؛ اما اگر قرار باشد باری‌دیگر درگیری به‌مانند درگیری اسپاتیفای با تیلور سوئیفت دربگیرد، قطعا پیامد‌های منفی هم برای سرویس‌های یادشده و هم برای صنعت موسیقی به‌بار خواهد داشت.



تاريخ : شنبه 11 آبان 1398 | 08:52 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...4445464748...3357صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران