ویلیام ان گوتزمن، یکی از استاتید مالی و مدیریت دانشگاه ییل، در مصاحبه با رسانهی Yale Insights، مصاحبهای را پیرامون رمزارزها و تأثیر آنها در ذخیرهی ارزش، انجام داده است. مصاحبه با او، با تمرکز بر هدف و ارزش پول انجام شد. دربرخی از مقالهی حاصل میخوانیم:
نوسان بیتکوین، موضوع مهم اعتماد برای توسعهی یک ارز عمومی و مشهور را زیر سؤال میبرد. البته، مزایای آن نوع از ارز، نشان میدهد که ارزهای سنتی با پشتوانهی دولتی، نتوانستهاند نیازهای مردم را بهطور کامل برطرف کنند.
استاد دانشگاه ییل در ادامهی صحبتهایش به این نکته اشاره میکند که بیتکوین بهخاطر تغییر شدید و دائمی ارزش، هیچگاه ابزار مناسبی برای ذخیرهی ارزش نخواهد بود. البته، نوسان بیتکوین، مسئلهای است که برای برخی یک مزیت و برای دیگران نقطهی ضعف آن رمزارزمحسوب میشود. دراینمیان، برخی افراد بهشدت مخالف نظر گوتزمن هستند و از نظر آنها، بیتکوین را میتوان طلای دییجیتال نامید که گزارهی اصلی آن، ذخیرهی ارزش خواهد بود. بهبیاندیگر، آنها میگویند که دیگر زمینههای ارزی بیتکوین، کاربردهای آن و هر مورد دیگر، در سایهی گزارهی اصلی یعنی ذخیرهی ثروت و ارزش قرار میگیرد.
گوتزمن در ادامهی صحبتهای خود، حتی بیتکوین را از تبدیل شدن به یک ارز قابلتوجه نیز دور میداند. او میگوید:
ارزها برای تبدیل شدن به عنصری کاربردی، باید برخی موارد پایهای را رعایت کنند. آنها باید هم ابزاری برای ذخیرهی ارزش باشند و هم روشی برای تبادل آن ارائه دهند. دربارهی بیتکویت، نوسان بالا باعث میشود تا نتوان از آن بهعنوان ابزاری برای ذخیرهی ارزش استفاده کرد. بهعنوان مثال شاید شما ۱۰۰ دلار پول را بهصورت بیتکوین ذخیره کنید و یک هفته بعد، ارزش آن به ۲۵ دلار برسد. درنتیجه، تا زمانیکه آن چالش بهصورت کامل حل نشود، نمیتوان بیتکوین را بهعنوان یک ارز شناخت.

برخی کارشناسان بازار ارز دیجیتال، اعتقاد دارند نظرات شبیه به گوتزمن، در دوران سقوط ارزش بیتکوین و دیگر رمزارزها اوج میگیرند و اگر قیمتها روند صعودی داشته باشند، دیگر کمتر چنین نگرانیها را پیرامون نوسان بیتکوین میشنویم. در آن شرایط، بیتکوین نهتنها روشی برای ارسال ارزش میشود، بلکه هر ۲ طرف ارسالکننده و دریافتکننده نیز از تراکنش سود میکنند، چون بازار روندی صعودی دارد.
بههرحال، همیشه اظهارنظرهای موافق و مخالفی برای نوسان بیتکوین و دیگر رمزارهای وجود دارد. برخی، نوسان آن را همیشگی میدانند که حتی میتواند یکی از قابلیتهای مفید باشد؛ قابلیتی که به خریداران و فروشندههای دائمی سود میدهد و اگر در روند صعودی باشد، چه بسا همه از آن لذت ببرند.
بلاکچین، سفری به گذشته
اظهارنظر جالب و جنجالی دیگر استاد دانشگاه ییل، بلاک را هدف قرار میدهد. او اعتقاد دارد بیتکوین بهنوعی بازگشت به روشهای سنتی فرایندهای کسبوکار است. پیش از اختراع پول کاغذی و سکه، مردم باتوجهبه دفاتر کل خود، معامله میکردند. آنها تلاش میکردند تا برای داراییها، کالاها و خدمات خود ارزش تعیین کنند و با پول واقعی، تجارت نمیکردند. او میگوید آن روال، شبیه به زیرساختهای بلاکچین در حوزههای مالی بود:
ما بهنوعی در حال سفر به زمانی هستیم که پول ناشناس، با قابلیت جابهجایی توسط فرایندهای فیزیکی، اختراع نشده بود. شاید این روند جذاب باشد چرا که در اثر آن، هر روش ذخیرهسازی و انتقال ارزش، مشکل منحصربهفردی را حل میکند.

گوتزمن در صحبتهای خود به ناشناس بودن اشاره میکند که میتوان آن را با رمزارزهایی همچون مونرو تحلیل کرد که قابلیت تعویض پذیری بیشتری دارند. در آن رمزارزها، مشخص کردن هویت برای داراییها تقریبا غیرممکن میشود. چنان وضعیتی برای دلار هم پیش میآید، اما در رمزارزهای دیگر، شناسایی هویت مالک دارایی بهسمت بهبود پیش میرود و شاید تعویضپذیری آنها را کاهش دهد.
نکتهی مهم اظهارات استاد دانشگاه ییل دربارهی مزایای بیتکوین، مقاومت آن دربرابر تقلب است. درمجموع نظرات او دربارهی رمزارزها، با تمام نگرانیهای درست و غلط، طبیعی بهنظر میرسند. درنهایت، او هم مانند بسیاری دیگر عقیده دارد که بیتکوین فعلا چیزی بیش از یک سرمایهگذاری یا کسب درآمد با بهرهگیری از نوسان، نیست.
«هشدار! کار احمقانهای انجام ندهید». جملهای که روی داشبورد تمام خودروهای آفرود ماهیندرا راکسور (Mahindra Roxor) نوشته شده است؛ خودرویی که گروه خودروسازی ماهیندرا هند در حومه شمال دیترویت در حال ساخت آن هستند. ممکن است این آخرین تلاش خودروساز هندی برای ورود به بازار خودرو ایالات متحده باشد. تلاشی که با پیشگامی ریک هاس، یکی از مدیران سابق فورد و تسلا پیگیری میشود.
یک دهه پیش، ماهیندرا تلاش کرد تا با پیکآپ ارزانقیمت وارد بازار ایالات متحده شود. طرح ماهیندرا در آن دوران به شکست انجامید و دادخواستی از طرف نمایندگیهای مجاز این شرکت به دادگاه فرستاده شد که خواستار دریافت هزینه سرمایهگذاری خود بودند.

ریک هاس، مدیرعامل این شرکت خودروسازی در آمریکای شمالی میگوید:
این بار ماهیندرا محتاطتر است و از استراتژی «پرداختن بهاندازهی درآمد»، پیروی میکند. بهجای شروع باکامیون یا خودرو سواری، ماهیندرا اینبار خودروی آفرود راکسور را معرفی کرده است که بسیار شبیه مدل قدیمی جیپ به نظر میرسد. ماهیندرا حدود ۳۰۰۰ دستگاه راکسور آفرود خواهد ساخت که قیمت آن حدود ۱۵ هزار دلار خواهد بود. چنین قیمتی برای نشان دادن حسن نیت به مصرفکنندگان و نمایندگیهای فروش آمریکایی است که بهطور دقیق از تجربیات گذشته ما آگاهی دارند. هماکنون ماهیندرا محصول قابل اعتمادی را به جادههای آمریکا فرستاده که بتواند پس از آن مدلهای اصلی خود را نیز روانه بازار آمریکا کند. یکبار سوختن باعث میشود تا بیشتر محتاط باشید.
چشمانداز وسیع، خطرات بزرگ
ماهیندرا یکی از خودروسازان اروپایی و آسیایی است که تلاش میکند تا وارد بازار ایالات متحده شود؛ آنها قصد دارند تا از این طریق فروش خوب و اعتبار زیادی به دست بیاورند که میتواند برند آنها را در بازار محلی تقویت کند. گروه خودروسازی PSA فرانسه، زوتی (Zotye) و GAC چین نیز همگی برنامههایی برای فروش در دومین بازار بزرگ جهان دارند و به همین دلیل وانت، شاسیبلند و کراساور برای بازار آمریکا تولید میکنند. اما بازار خودرو ایالات متحده به حد کامل بلوغ خود رسیده و اکثر مدیران این صنعت میگویند که دچار رکود شده است؛ زیرا هماکنون حدود ۳۰۰ مدل مختلف متعلق به بیش از ۴۰ برند خودروسازی در آن به فروش میرسد.

لری دومینیک، مدیرعامل شرکت پژو سیتروئن در آمریکای شمالی در این زمینه میگوید:
در آمریکای شمالی مردم برای خودروی جدید صف نکشیدهاند؛ کسی نمیگوید که «من بیصبرانه برای عرضه خودروی جدید این شرکت منتظر هستم».
گروه پژو سیتروئن ماه گذشته اعلام کرد که برند تجاری پژو قصد دارد بار دیگر بازگشت خود را به ایالات متحده جشن بگیرد؛ پژو کمتر از سه دهه قبل از آمریکا را ترک کرده بود.

تحلیلگران و مدیران صنعت خودرو معتقد هستند که خودروسازان تازهوارد به آمریکا باید ویژگی برجسته و نمایش خوبی داشته باشند؛ مانند تسلا. مارک ویکفیلد مدیرعامل شرکت الیکسپارتنرز (AlixPartners) گفت:
تولید و عرضهی خودروی ارزانقیمت بهتنهایی برای رقابت در بازار آمریکا کافی نیست. کیفیت بالا ساخت چالش بزرگی به شمار میرود، درحالیکه بسیاری از قانونگذاران و مصرفکنندگان آمریکایی تقاضای تجهیزات مهم ایمنی خودرو را دارند. اگر خودروساز این انتظارات را برآورده نکند، قطعاً شکست خواهد خورد.

خودروسازان میتوانند به تجربه خودروساز کرهای هیوندای نگاه کنند که توانست وارد بازار آمریکا شود و در این راه به موفقیت خوبی نیز برسد. در ابتدای راه و حدود سال ۱۹۸۶، هیوندای تنها مدلهای ارزانقیمت را در ایالات متحده به بازار عرضه میکرد؛ همانطور که تویوتا و هوندا قبلاً این کار را انجام داده بودند. هیوندای موفقیتهای ابتدایی به دست آورد، اما مشکلات کیفیت محصولات باعث زمینگیر شدن این برند تجاری شد و آنها مجبور شدند تا کیفیت را افزایش دهند. هماکنون استراتژی هیوندای برای ایالات متحده در حال تغییر است و از کلاس سدان به سمت تولید مدلهای شاسیبلند حرکت میکند. مشکل خودروسازان تازهوارد این است که اگر در بخش خاصی بازار بالقوه پیدا کنند، تحلیلگران و مشاوران انتظار دارند برندهای دیگر در آن بخش وارد شوند.
ایستادگی راکسور در بازار آمریکا
اولین تجربهی ماهیندرا در بازار خودرو ایالات متحده، یک فاجعه تمام عیار بود؛ این شرکت برنامههایی برای عرضهی پیکآپ ارزانقیمت با مصرف سوخت پایین داشت، اما بهدلیل عدم تطبیق با استانداردهای انتشار آلایندگی دولت فدرال آمریکا هیچگاه به تولید نرسید. در نتیجه نمایندگیهای این شرکت که برای فروش وانت اسکورپیو (Scorpio) قرارداد امضا کرده بودند، از ماهیندرا شکایت کردند.

پس از گذشت چند سال ماهیندرا به گروه خودروسازی بزرگتری تبدیل شد و باز هم در تمنای بازار آمریکا به این کشور بازگشت. ریک هاس، دفتر این شرکت در ایالات متحده را در سال ۲۰۱۳ با تعداد انگشتشماری کارمند راهاندازی کرد؛ ولی طی چند سال تعداد کارمندان ماهیندرا به ۴۵۰ نفر افزایش یافت. در ادامه این شرکت تصمیم گرفت که به رقابت مستقیم با خودروسازان اصلی وارد نشود و بازار بسیار کوچکتر و با قانونهای کمتر خودروهای آفرود تفریحی که عمدتاً در مناطق روستایی آمریکا فروخته میشوند را انتخاب کرد.
خودروی راکسور بسیار شبیه جیپ جنگ جهانی دوم به نظر میرسد. ماهیندرا از زمان پایان جنگ مجوز داشته تا چنین خودروهایی را در هند بسازد. شهرداریها، شرکتهای استخراج معدن و ساختوساز و بسیاری دیگر که بهدنبال وسایل نقلیه آفرود هستند، علاقهی زیادی به ماهیندرا راکسور نشان دادهاند.

راکسور در ادامه چشم مالک برند جیپ را نیز گرفت؛ گروه فیات کرایسلر (FCA) که رقیب بالقوهای برای ماهیندرا محسوب میشود. سال گذشته فیات کرایسلر از کمیسیون تجارت بینالمللی ایالات متحده خواست که فروش راکسور را در این کشور ممنوع کند؛ زیرا این مدل بسیار شبیه جیپ تولیدی این گروه است. کمیسیون یادشده تصریح کرد که فیات کرایسلر میتواند ادعای مالکیت معنوی خود را علیه راکسور تحقق بخشد، اما پس از مدتی ماهیندرا از این کمیسیون خواست حکم را بار دیگر بررسی کند.
هاس در زمینه نمایندگی فروش راکسور گفت:
ماهیندرا با شبکهای متشکل از ۳۹۰ نمایندگی مجاز در سراسر آمریکا برای فروش راکسور قرارداد امضا کرده است. هماکنون نمیتوانم بگویم برنامههایمان چیست اما طی یک سال تا ۱۸ ماه آینده شرایط مشخص میشود.

مقالههای مرتبط:
از جمله خودروهای ماهیندرا که برای بازار ایالات متحده مورد توجه قرار گرفته، میتوان به مینیون مارازو (Marazzo) اشاره کرد که برای فروش در بازار هند و ایمنی مناسب توسط مهندسان این شرکت در میشیگان طراحی شده است. بهجای تولید مدلهای ارزانقیمت، ماهیندرا قصد دارد روی ساخت خودروهای آفرود و بادوام برای جادههای هند تمرکز کند تا تصویر این شرکت در بازار محلی بهبود یابد.
هاس در پایان اضافه کرد:
ما خیلی سفت و سخت به هند چسبیدهایم. جمعیت بالای هند ارزش زیادی برای ما ایجاد میکند و همین عاملی است که باعث تلاش برای فروش در هند میشود. سرعت حضور ماهیندرا در آمریکا نهتنها به مصرفکنندگان خرده در بازار بستگی دارد، بلکه سرویس پست ایالات متحده نیز در این امر دخیل خواهد بود. شرکت پست آمریکا در حال جستوجو برای نسل آینده خودروها است و ماهیندرا یکی از پنج فینالیست برای پروژه ۶ میلیارد دلاری آن به شمار میرود؛ پروژهای که در سال ۲۰۱۹ برای آن تصمیمگیری میشود و امضای قرارداد باعث ورود آسانتر ماهیندرا به آمریکا خواهد شد. اگر چنین اتفاقی نیفتد باید در مورد برنامههای جدید تصمیمگیری کرد.
چند روز پیش هشتگی بهصورت جهانی با عبارت Facbookdown# در توییتر منتشر و بهسرعت به ترند تبدیل شد. غول شبکههای اجتماعی و اپلیکیشن زیرمجموعهاش، اینستاگرام، برای مدتی دچار قطعی شدند. برخی کاربران بهطور کلی دسترسی به حساب کاربری خود را از دست دادند و برخی دیگر نیز با چالشهای عملیاتی متعدد روبهرو شدند. رخداد پیش آمده برای فیسبوک، از سال ۲۰۰۸ بیسابقه بود. در آن زمان، آنها ۱۵۰ میلیون کاربر داشتند که امروز به ۲.۳ میلیارد کاربر فعال ماهانه تبدیل شده است.
در حین دورهی قطعی و پس از آن، احتمالات متعدد پیرامون رخ دادن حملهی سایبری، افزایش یافت. درنهایت، شبکهی اجتماعی مشهورسال بدی را پشت سر گذاشته بود که حملات هکری متعدد و درز اطلاعات کاربران، از چالشهای اصلی آن بود. اکثر تخمینهایی که پیرامون علت مشکل اخیر فیسبوک مطرح میشوند، احتمال حملهی DDoS را بالا میدانند. در آن حملههای سایبری، وبسایت بهخاطر حجم بالای ترافیکی که به سمتش روانه میشود، از کار میافند. فیسبوک قویا این احتمال را رد میکند.
سخنگوی فیسبوک در پاسخ به خبرنگاران امنیت سایبری پیرامون مشکل پیش آمده گفت:
ما میدانیم که درحالحاضر برخی افرد در دسترسی به خانوادهی اپلیکیشنهای فیسبوک با محدودیت مواجه هستند. ما در حال کار برای حل کردن مشکل در سریعترین زمان هستیم. درحالحاضر میتوانم بگویم که مشکل پیشآمده، قطعا بر اثر حملهی DDoS نبوده است.
اگر اختلال پیش آمده بر اثر DDoS نبوده است، پس چه مشکلی باعث آن شد. احتمالات گوناگونی در آن مورد بیان میشود که از مشکل سادهی تنظیمیاتی تا حملهی سایبری برنامهریزی شده از مجرمان حرفهای را پوشش میدهند.

احتمال حملهی سایبری
تنها زمان میتواند دلیل اصلی و واقعی چالش پیشآمده برای فیسبوک را مشخص کند، اما متخصصان، احتمال حملهی سایبری را بهطور کامل از تخمینهای خود خارج نمیکند. دکتر مکس ایزا، استاد رایانش در دانشگاه سنترال لنکشایر میگوید:
برخلاف گزارشهای اولیه که مشکل پیش آمده در فیسبوک و اینستاگرام را مرتبط با افزایش حجم داده در سرورها میدانند، احتمال زیادی وجود دارد که آنها بر اثر عملیات خرابکارانهی مجرمان صورت گرفته باشند.
ایزا در ادامه به این نکته اشاره میکند که قبلا، هفتهها طول کشید تا غولهای دنیای فناوری، تأیید کنند که قطعی در سرویسهایشان، بهخاطر حملات DDoS بوده است. البته، فیسبوک باز هم آن ادعا را رد میکند. بههرحال، ایزا اعتقاد دارد تا زمانیکه تحقیقات و بررسیهای عمیق روی چالش پیش آمده انجام نشود، نمیتوان اظهارنظری جدی دربارهی علت آن داشت.
استاد دانشکاه لنکشایر اعتقاد دارد حتی اگر قطعی، بهخاطر مشکلات داخلی ایجاد شده باشد، احتمال آنکه مجرمان سایبری از آن سوءاستفاده کرده و دادههای کاربران را تحت کنترل گرفته باشند، بالا است. او میگوید، احتمال دارد دادههای کاربران اینستاگرام و فیسبوک، اکنون در خطر باشند.

ادوارد ویتینگهام، مشاور امنیت و افسر پلیس بازنشسته، فرد دیگری است که با توضیحات فیسبوک قانع نشد و هنوز، احتمال حملههای سایبری را بالا میداند. از نظر او، توضیحات آن شرکت و رد صریح احتمال حملهی خارجی، قانعکننده نخواهد بود و همچنین، ابهام زیاد در اظهارات آنها، اعتماد را دشوارتر میکند. ویتینگهام میگوید قطعی پیش آمده، همهی نشانههای یک حملهی DDoS را دارد. فراموش نکنیم که هدف اکثر آن حملهها هم، قطع کردن دسترسی به وبسایت است.
بههرحال، ادوارد هم با وجود قانع نشدن از توضیحات فیسبوک، میگوید چنان سرویس عظیمی، باید دربرابر آن نوع از حملات، مقاوم باشد:
آنها آنچنان حجم بالایی از پهنای باند را استفاده میکنند که نمیتوان ادعا کرد نتوانند جلوی حملات بسیار بزرگ DDoS مقاومت کنند. من تصور میکنم که شاید مشکلات داخلی هم در قطعی پیشآمده مقصر باشند. البته، تا زمانیکه شواهد دیگر مشخص نشود، میتوان احتمال داد که همان مشکلات داخلی نیز بر اثر حملهی خارجی شکل گرفته باشند. انواع حملات از فیشینگ تا مهندسی اجتماعی یا موارد دیگر، میتوانند در رخ دادن آن چالشها تأثیر بگذارند. درنهایت، فیسبوک برای هر مجرمی، در صورت موفقیت، هدف بسیار بزرگی محسوب میشود.
اکنون این سؤال ایجاد میشود که چه کسی باید به فیسبوک حمله کند؟ اگر فرضیهی حملهی سایبری را بپذیریم، چند مورد را میتوان برای آن متصور شد. دکتر گای بانکر مدیر فناوری Clearswift اعتقاد دارد مجرمانی در سطح کشوری یا گروههایی با حمایت دولتهای مختلف، میتوانند در حمله نقش داشته باشند:
بهخاطر تأثیرات سیاسی و اثرگذاری بر انتخابات، توجه رسانههای زیادی به فیسبوک (و بازیگران دیگر) معطوف بود. حمله به فیسبوک و قطع کردن آن، به همه نشان میدهد که قدرت و کنترل در دستان چه کسی است. در این مورد خاص، متوجه شدیم که کنترل در دست فیسبوک نیست. بههرحال، هنوز شواهدی دال بر حملهی سایبری در آن رخداد، وجود ندارد.

کریستوفر موزس، مدیر بخش اطلاعات و تحقیقات Blackstone Consultancy احتمال آن که حملهی DDoS صورت گرفته باشد، با وجود دور بودن، غیرممکن نیست. او اضافه میکند:
متأسفانه، هنوز برای اظهارنظر بسیار زود است و مولفان تئوریهای توطئه باید از آن کنار بکشند. بهعلاوه تصور میکنم که بخش روابط عمومی فیسبوک، نهایت تلاش خود را بهکار گرفتهاند تا عواقب قطعی پیشآمده را به حداقل برسانند.
نظرات مخالف حمله سایبری
احتمالات زیادی پیرامون این نظریه شکل گرفتهاند که یک اشکال امنیتی در تنظیمات داخلی شرکت، باعث ایجاد قطعی در فیسبوک و اینستاگرام شد. چنان احتمالاتی باتوجهبه سابقهی فیسبوک و مشکلات قبلی شکل گرفتهاند. تیم مکی، مشاور فنی ارشد در Synopsys اعتقاد دارد دلیل اصلی مشکل پیش آمده، نزدیکتر و واضحتر از آن چیزی است که تصور میشود. او در میان دلیل مختلف برای قطعی میگوید:
شاید یک اشتباه در تنظیمات داخلی یا برخی نرمافزارها، سخت افزارها یا حتی اشتباه پیش رفتن یک بهروزرسانی نرمافزاری، دلایل اصلی قطعی مذکور باشد.

بانکر میگوید احتمالا اشتباه یک فرد (مثلا یک مدیر سیستم)، در داخل سازمان، باعث بهوجود آمدن چالش شده باشد. از نظر او شاید فردی تغییراتی در ساختارهای اصلی ایجاد کرده که عواقب فوق را بههمراه داشته و موجب از کار افتادن سیستم شده است. او انتخاب دیگری نیز بهعنوان جایگزین بیان میکند که شاید، اتفاق پیش آمده، در مقابل و برای جلوگیری از رخدادی مهمتر، مثلا یک حملهی عظیم سایبری، انجام شد. از نظر او، در چنان موقعیتی، تعطیل کردن لحظهای سیستمها و قطع کوتاهمدت برای حل کردن مشکل، راهکاری برای جلوگیری از نفوذ به سیستمها بود. او دربارهی دفاع دربرابر نفوذها میگوید:
امروزه شبکهها بهقدری پیچیده شدهاند که جدا کردن بخشی برای جلوگیری از نفوذ، دشواریهای زیادی دارد. بههمین دلیل، در بسیاری از اوقات، بهترین انتخاب آن است که همهچیز را تعطیل کنیم تا اینکه اجازهی ورود به عملگری خرابکارانه و نفوذ به همهی سیستم را بدهیم.
نامن هارت، معمار امنیت ابری Digital Guardian اعتقاد دارد قطعی پیشآمده یا به زیرساختهای IT فیسبوک مرتبط میشود یا آنکه اشکالی در اتصالات یکی از تأمینکنندههای شبکه پیش آمده است. او همچنین این چالش را مطرح میکند که چرا سرویسی به بزرگی و عمومیت فیسبوک، در مقال چنان اشکالات و بحرانهایی امن نیست. البته او اعتقاد دارد اگر سایر سرویسهای آن منطقه هم از کار افتاده بودند، میتوانستیم احتمال ایرادات شبکه را زیاد بدانیم، اما در رخداد پیش آمده، تنها فیسبوک و زیرمجموعههایش دچار مشکل شدند.

نتیجهگیری
درنهایت، همه میدانیم که پاسخ صریحی برای چالش ایجاد شده وجود ندارد. ازطرفی، در موارد اینچنینی، مهمترین رویکرد، شفافسازی است. فیسبوک در گذشته و در موقعیتهای گوناگون، خصوصا در بحث سوءاستفاده از دادههای کاربران، عملکردی غیر شفاف داشت. بههمین دلیل، امروز بیش از همه مهم است که آنها، اطلاعاتی روشن را دربارهی مشکل پیش آمده در اختیار کاربران قرار دهند. انتظار میرود که پس از پایان تحقیق و بررسیها، اطلاعات جزئی با کیفیت بالا در اختیار کاربران قرار گیرد.
مکی در پایان صحبتهایش میگوید:
من امیدوار هستم که فیسبوک شفافیت بالایی در عملکرد خود داشته باشد و جزئیات دلیل اصلی اتفاق پیش آمده را منتشر کند. چنان رویکردی، تأثیرات بلندمدت خواهد داشت و نشان میدهد که آنها هنوز به حریم خصوصی در پلتفرم خود اهمیت میدهند. بهعلاوه، اطلاعات مفیدی هم در اختیار دیگر سازمانها قرار میگیرد که با استفاده از آنها میتوانند از پیش آمدن موقعیتهای مشابه، پیشگیری کنند. درنهایت، آن اطلاعات منجر به بهبود کلی امنیت آنلاین خواهند شد.
گوگل اسیستنت قادر است کارهای مختلف انجام دهد. این مهمان نامرئی مبتنی بر هوش مصنوعی، قادر است به انواع سوالات کاربران پاسخ دهد، کنترل خانههای هوشمند را برعهده بگیرد، در برنامهریزی روزانه کمکمان کند و موسیقی مورد علاقهمان را پخش کند.
گوگل اسیستنت با اضافه شدن ویژگی «چهچیزی روی نمایشگر است؟» و همچنین گوگل لنز، قابلیتهای این دستیار هوشمند نسبت به قبل بیشتر هم شده است و میتواند به نمایشگر شما توجه کرده و در قالب محتوای متنی به سوالات شما پاسخ دهد.
شاید از این موضوع مطلع نباشید یا اصلا به چنین موضوعی فکر هم نکرده باشید، ولی گوگل اسیستنت، حتی زمانیکه ظاهرا فعال نیست میتواند نمایشگر گوشی هوشمند شما را بخواند. البته این قابلیت خیلی جدیدی نیست ولی ممکن است برخی کاربران نسبت به این موضوع بیاطلاع باشند. این قابلیت میتواند کاربردهای خوبی برای کاربران بههمراه داشته باشد.

گوگل اسیستنت نمایشگر دستگاه را میخواند تا به سوالات پاسخ میدهد
تصور کنید در حال چت کردن با دوستانتان در واتساپ هستید و آنها به تریلر جدید اَوِنجرز اشاره میکنند. شما به این موضوع علاقهمند هستید، اما نمیدانید چه بازیگرانی در این فیلم بازی میکنند و تمایل دارید از آن اطلاع پیدا کنید. میتوانید از گوگل اسیستنت سؤال کنید، «بازیگران این فیلم چه کسانی هستند؟»، نیازی نیست اطلاعات بیشتری دراختیار گوگل اسیستنت قرار دهید و دستیار هوشمند باتوجه به چت روی نمایشگر میتواند متوجه بشود که شما اطلاعات کدام فیلم مدنظرتان است. بگذارید مثال دیگری بزنیم. تصور کنید که دوستتان برای شما پیامی در مورد یک آهنگ ارسال کرده است. بدون اینکه وارد جزئیات شوید، از گوگل اسیستنت در مورد آخرین آهنگ خواننده سؤال میکنید و دستیار هوشمند باتوجه به اطلاعاتی که روی نمایشگر خوانده است، میتواند سؤال شما را پاسخ دهد.

مقالههای مرتبط:
مثالهای اینچنینی که گوگل اسیستنت بهراحتی توانسته با خواندن نمایشگر به آنها پاسخ دهد، کم نیستند. مثلا روی نمایشگر پیامی در مورد پاریس وجود داشته است، و بعد کاربر تنها از گوگل اسیستنت این سؤال را پرسیده است: «جمعیت آنجا چند نفر است؟» بدون اشاره به نام مکان، گوگل اسیستنت توانسته است با خواندن محتوای نمایشگر به سؤال پاسخ دهد. یا محتوای متنی پیام در مورد رئال مادرید بوده است و وقتی از دستیار هوشمند گوگل پرسیده شده که «آخرین نتیجه چیست؟» باتوجهبه اطلاعات موجود در پیام و قابلیت خواندن نمایشگر، گوگل اسیستنت توانسته به این سؤال پاسخ دهد.
البته در مواردی هم پیش آمده است که در پیامها نام رستورانی ذکر شده است و وقتی کاربر از گوگل اسیستنت در مورد فاصلهی رستوران تا موقعیت مکانی فعلی سؤال شده، گوگل اسیستنت نتوانسته دقیقا متوجه شود. البته چنین اتفاقاتی طبیعی است و ممکن است پیش بیاید.

اجازهی ضمنی یا اجازهی صریح دسترسی
قبل از آنکه پرچم حریم خصوصی افراشته شود، باید به دو نکتهی مهم اشاره کرد. اولین نکته آن است که وقتی با قابلیت «چه چیزی روی نمایشگر است؟» کار میکنیم بهصورت ضمنی به گوگل اسیستنت اجازهی خواندن نمایشگر را میدهیم. وقتی از کلماتی مانند، «این»، «آن»، «آنجا» استفاده میکنیم درواقع به این نکته اشاره دارد که میخواهیم به گوگل اسیستنت بفهمانیم میخواهیم اطلاعاتی در مورد موضوع مورد بحث در اختیار داشته باشیم. استفاده از این کلمات نشان میدهد منظور ما اشاره به مکالمهی در جریان است و چون پیش از طرح سوالات اینچنینی درخواست دیگری از دستیار هوشمند نداشتهایم، درنتیجه بهصورت ضمنی اشاره به محتوای نمایشگر داریم.
نکتهی دوم آن است که گوگل اسیستنت این آزادی را ندارد که نمایشگر را تحت هر شرایطی بخواند. وقتی کاربر برای اولینبار این سؤال را مطرح میکند که روی نمایشگر من چیست، در اصل مجوز خواندن نمایشگر به گوگل اسیستنت داده میشود. در نتیجه دستیار هوشمند گوگل محتوای متنی روی نمایشگر را میخواند و براساس درخواستهای بعدی کاربر، پاسخ میدهد. ممکن است برخی کاربران چنین مجوزی را چند ماه قبل تأیید کرده باشند و یادشان رفته باشد که چنین مجوزی را قبلا به گوگل اسیستنت دادهاند. البته امکان بررسی کردن این موضوع وجود دارد و کاربران میتوانند در صورت عدم تمایل مجوز خواندن نمایشگر را از گوگل اسیستنت غیرفعال کنند.

مزایا و معایب
جای بحث کردن در مورد چند موضوع مهم دیگر باقی میماند. باید ببینید با فعال کردن این ویژگی چه قابلیتهایی را بهدست خواهید آورد و غیرفعال کردن آن چه معایبی میتواند داشته باشد.
وقتی کاربران میتوانند در حین چت کردن یا دریافت پیام، سوالات خود را بهسرعت از گوگل اسیستنت بپرسند، واقعا گزینهی هوشمند خوبی در اختیار دارند که میتواند فوقالعاده راحت و خوب باشد. دیگر نیازی نیست کاربران برای طرح سؤال خود، برخی کلمات را کپی و پیست کنند. بلکه تنها با طرح یک سؤال گوگل اسیستنت نمایشگر را میخواند و پاسخ متناسب را ارائه میدهد. فرقی نمیکند موضوع بحث دربارهی فیلم، موسیقی، نتیجهی مسابقات ورزشی یا حتی در مورد یک رستوران باشد. بهراحتی اطلاعات مورد نیاز کاربر توسط گوگل اسیستنت ارائه میشود. و این همان هدفی است که ویژگی «چه چیزی روی نمایشگر من است؟» دنبال میکند.
با این وجود، این ویژگی نیز همچون بسیاری دیگر از ویژگیهای دستیار هوشمند گوگل، قبلا جایی توضیح داده نشده و بهنمایش گذاشته نشده است. شاید اگر گوگل در کنگره جهانی موبایل نسخهی دموی این ویژگی را بهنمایش نمیگذاشت، هیچ کس از آن مطلع نمیشد و در صدد تست کردن آن برنمیآمد.
یکی از مسایل مهمی که در مورد این ویژگی مطرح است، اطلاع داشتن از چنین ویژگی نیست. بلکه از همه مهمتر مجوز داشتن یا نداشتن گوگل اسیستنت برای خواندن نمایشگر خواهد بود. مشخص شد که گوگل اسیستنت میتواند نمایشگر دستگاه را بخواند. اما سوالات بسیاری هنوز بیپاسخ ماندهاند. پاسخ دو سؤال بسیار مهم است: اول اینکه چه عاملی باعث فعال شدن ویژگی خواندن نمایشگر توسط گوگل اسیستنت میشود؟ و ثانیا گوگل اسیستنت با اطلاعاتی که از روی نمایشگر میخواند، چه کار میکند؟
مقالههای مرتبط:
سؤال اول، درواقع سؤال نگرانکنندهی بسیاری از کاربران است که در دل خود سوالات دیگری را جای داده است. آیا گوگل اسیستنت هر بار که باز شود، حتی برای اپلیکیشنهای شرکتهای شخص ثالث، قادر به خواندن نمایشگر است؟ یا اینکه گوگل اسیستنت منتظر میماند تا برخی کلمات کلیدی که در متن بدانها اشاره شد را بشنود و بعد شروع به خواندن نمایشگر کند؟ آیا اپلیکیشنهایی که روی حفظ حریم خصوصی متمرکز هستند، میتوانند خود را از چشمان مخفی دستیار هوشمند در امان نگاه دارند و محافظت کنند؟
اما پاسخ سؤال دوم و در اصل نگرانی دوم یعنی سؤال که «گوگل اسیستنت با اطلاعاتی که از روی نمایشگر میخواند، چه کار میکند؟» تا حدی قابل حل خواهد بود. با بررسی سابقهی گوگل اسیستنت در myactivity.google.com، نشان میدهد که اثری از اطلاعات روی نمایشگر در آنجا نیست. مثلا در سؤال مربوطبه جمعیت پاریس، نام این شهر در هیستوری دیده نمیشود. بنابراین گمان آن میرود که اطلاعاتی که گوگل اسستنت مورد استفاده قرار میدهد، اطلاعات خواندنی هستند که بهصورت محلی مورد استفاده قرار میگیرند و اطلاعاتی روی سرورهای گوگل ذخیره نمیشود.
همانطور که گفته شد، ویژگی خواندن نمایشگر توسط گوگل اسیستنت، قابلیت جدیدی نیست. ولی بسیاری از کاربران از آن اطلاع ندارند. کاربرانی که نسبت به این ویژگی بیاطلاع بودند میتوانند ببینند آیا این مجوز خواندن نمایشگر را به دستیار هوشمند گوگل دادهاند یا خیر.
بنتلی کنتیننتال جیتی بهعنوان آخرین گرندتورر خودروساز بریتانیایی، پیشرانه جدید و قدرتمند V8 را دریافت میکند. بنتلی کنتیننتال GT V8 که بهتازگی رونمایی شده است، در دو مدل کوپه و کابریولت برای خریداران عرضه میشود و از پیشرانه تویین توربو هشت سیلندر ۴ لیتری با ۵۴۲ اسببخار قدرت و ۷۷۰ نیوتنمتر گشتاور بهره میبرد.

اعداد مربوطبه عملکرد نشان میدهند که مدلهای ارائهشده از نسخه V8 بنتلی کنتیننتال جیتی تنها کسری از ثانیه نسبت به مدلهای W12 کمتر هستند. کوپه کنتیننتال GT V8 فقط به ۳.۹ ثانیه نیاز دارد تا از حالت سکون به سرعت ۹۶ کیلومتربرساعت برسد، درحالیکه نسخه W12 کوپه در ۳.۷ ثانیه به چنین سرعتی میرسد. اما نسخهکانورتیبل بنتلی کنتیننتال جیتی V8 به ۰.۱ ثانیه اضافی نیاز دارد تا به ۹۶ کیلومتربرساعت دست یابد، ولی بیشینه سرعت هر دو مدل ۳۱۸ کیلومتربرساعت است.

بنتلی نهتنها عملکرد هیجانی در نسخه جدید کنتیننتال به ارمغان میآورد، بلکه بهلطف سیستم غیرفعال کردن سیلندرها بهرهوری بیشتری نیز ارائه میکند. سیستم غیرفعالسازی سیلندرها در شرایط مناسب، احتراق چهار سیلندر را غیرفعال میکند تا مصرف سوخت نیز کاهش یابد. خودروساز انگلیسی ادعا میکند که در این فرایند به کارکرد نرم و بدون لرزش پیشرانه لطمهای وارد نمیشود، زیرا تغییر بین دو حالت ۸ و ۴ سیلندر تنها در ۲۰ میلیثانیه اتفاق میافتد.

سیستم تطبیقی هوشمند تمام چرخ محرک، قدرت پیشرانه خورجینی هشت سیلندر مجهز به توربوشارژر دوگانه را به هر چهار چرخ انتقال میدهد. بنتلی میگوید این خودرو تا جایی که ممکن باشد از حالت عقب محرک برای راندمان مطلوب و عملکرد دینامیکی در هنگام رانندگی معمولی استفاده میکند.

بنتلی کنتیننتال GT V8 جدید تبدیل به یکی از بهترین مدلهای این شرکت برای سفارشیسازی میشود. بهعنوان گزینه استاندارد، هر دو نسخهی کوپه و کابریولت روی رینگهای ۲۰ اینچی ۱۰ پره سوار خواهند شد؛ اما ۹ طرح دیگر رینگ نیز با اندازههای تا ۲۲ اینچ هم در دسترس خریداران هستند. هفت رنگ بیرونی استاندارد و طیف گستردهای از رنگهای اضافی بهعنوان آپشن نیز برای مشتریان ارائه میشود. علاوهبر این، نسخه کانورتیبل بنتلی کنتیننتال جیتی V8 دارای هفت رنگ مختلف برای سقف تاشو خودرو است.

یکی از ویژگیهای طراحی چندگانه که مدلهای V8 را در بازار از W12 متمایز میکند، طرح اگزوز است. نسخه GT V8 از خروجیهای اگزوز چهارگانه بهره میبرد، درحالیکه نسخه ۱۲ سیلندر بنتلی کنتیننتال جیتی دارای دو خروجی بیضی بزرگ در عقب است. یکی دیگر از تفاوتهای درخورتوجه بین دو سری، لوگوی V8 در گلگیرهای جلو به شمار میرود.

بنتلی هماکنون سفارشهای مدل جدید را در ایالات متحده آمریکا با امکان تحویل طی سهماهه سوم سال جاری میلادی میپذیرد. سایر کشورهای جهان نیز بنتلی کنتیننتال جیتی V8 جدید را از سهماهه اول سال ۲۰۲۰ دریافت خواهند کرد.
اواسط اسفندماه، اوپو F11 پرو با دوربین ۴۸ مگاپیکسلی اصلی و دوربین سلفی پاپ آپ معرفی شد. اخیرا استفاده از دوربین پاپآپ در گوشیهای هوشمند شرکتهایی همچون اوپو و ویوو دیده میشود.
اما از آنجایی که تجهیز گوشیهای هوشمند به دوربینهای سلفی پاپآپ، بهتازگی رواج یافته است، برخی کاربران نسبت به دوام دوربین پاپآپ به دیدهی شک و تردید نگاه میکنند؛ اوپو چنین دیدگاهی در مورد دوربینهای پاپآپ را صحیح نمیداند. موتور دوربین پاپآپ گوشی هوشمند اوپو اف ۱۱ پرو، اگر بهمدت ۶ سال و هر روز ۱۰۰ مرتبه مورد استفاده قرار گیرد، مشکلی بهوجود نخواهد آمد.
این بدان معنی است که حتی در صورت استفادهی زیاد بهعنوان یک علاقهمند به عکاسی سلفی از گوشی اوپو اف ۱۱ پرو ، دچار هیچ مشکل مکانیکی نخواهد شد. اگر کاربران از حسگر اثرانگشت در پنل پشتی بهجای تشخیصچهره (که از دوربین سلفی بهره میبرد) استفاده کنند، طول عمر موتور دوربین پاپ آپ بیشتر هم خواهد شد.
صدایی در ویدئوی منتشر شده با این توییت به گوشی میرسد که در حقیقت صدای تولید شده توسط دستگاه است؛ این صداهای شخصیسازی شده جذابیت استفاده از این قابلیت را بیشتر میکند. معمولا در هنگام کار کردن با پرینتر، هارد دیسک، فلاپی دیسک نیز صداهای مختلفی شنیده میشود. ویدئوی بهاشتراک گذاشته شده سعی دارد صداهای مختلف را با ترکیب تصویر بهنمایش بگذارد.
یازده ماه پس از رونمایی اولین گوشی گیمینگ و پنج ماه پس از دومین نسخه، شیائومی دیروز سومین و قدرتمندترین محصول خود را در این حوزه با نام بلک شارک ۲ رونمایی کرد. در ادامه به معرفی ویژگیهای بلک شارک ۲، جدیدترین گوشی مخصوص بازی شیائومی میپردازیم.
همانطور که انتظار میرفت، بلک شارک جدید ترکیبی از دو نسخهی پیشین یعنی بلک شارک و بلک شارک هلو است. در پشت این دستگاه پنل متمایزی دیده میشود که طراحی خاص آن تلفیقی از شیشه و آلومینیوم است و لوگوی بزرگ بلک شارک در وسط قرار گرفته است که نور سبز اطراف آن شکل و شمایل یک رایانهی گیمینگ را به ذهن متبادر میکند.
اسپیکرهای استریو در جلوی دستگاه و نمایشگر بزرگتر
در جلوی گوشی شیائومی بلکشارک ۲ شاهد نمایشگر ۶.۴ اینچی از نوع AMOLED و ساختهی سامسونگ هستیم. بهلطف بهینهسازیهایی که شیائومی انجام داده است، نمایشگر مذکور تأخیر کمی دارد و این موضوع تجربهی گیمینگ حرفهای را بهبود میبخشد. نکتهی جالب حساسیت نمایشگر به فشار است. این یعنی کاربران به واسطهی قابلیتی به نام Magic Press میتوانند قسمتی از نمایشگر را به منظور اجرای برنامهی دلخواه یا وظیفهای خاص محکمتر فشار دهند.

همانند بلک شارک هلو، این نسخه نیز نسبت تصویر ۱۸ به ۹ دارد و این موضوع میتواند متأثر از وجود دو اسپیکر در بالا و پایین نمایشگر است.
وجود حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر که از ترندهای پرچمداران سال ۲۰۱۹ به حساب میآید در بلک شارک ۲ نیز وجود دارد و کاربران میتوانند با قرار دادن انگشت روی نمایشگر گوشی را انلاک کنند.
مقالههای مرتبط:
پردازندهای یکسان با گلکسی اس ۱۰
همانند شیائومی می ۹ و گلکسی اس ۱۰، بلک شارک ۲ نیز به اسنپدراگون ۸۵۵ مجهز شده است و میزان رم در نظر گرفته شده برای همراهی این پردازنده در نسخهی ۱۲۸ گیگابایتی ۶ گیگابایت است؛ درحالیکه با کمی هزینهی بیشتر نسخهای با رم ۸ گیگابایتی در دسترس خواهد بود؛ بهعلاوه نسخهی دیگری با رم ۸ گیگابایتی ترتیب داده شده که دو برابر حافظهی داخلی را در خود جای داده است؛ بااینحال، اگر همچنان راضی نشدید، بالاترین نسخهی بلک شارک ۲ با رم ۱۲ گیگابایتی پاسخگویی کمالگرایی شما خواهد بود.
در تمامی نسخههای یادشده، شرکت چینی از سیستم خنککنندهی Liquid Cool 3.0 استفاده کرده است. این ویژگی دمایی را برای محصول رقم میزند که ۱۴ درجه از حالت معمول پایینتر است. برای کسانی که دمای پایینتر میخواهند، شیائومی یک قاب خنککننده نیز ترتیب داده است که با هزینهی جدا قابل تهیه است. این قاب فن مجزایی دارد که انتقال گرما را بهبود بخشیده و دمای دستگاه را ۵ درجه بیشتر کاهش میدهد.

در حالت طبیعی، جدیدترین محصول بلک شارک کمی عملکرد هستههای پردازنده را محدود میکند تا عمر باتری افزایش پیدا کند؛ اما اگر اهمیتی به عمر باتری نمیدهید، میتوانید حالت ویژهی Ludicrous را فعال کنید تا از حداکثر توان دستگاه بهره ببرید.
بلک شارک ۲ با اندروید ۹.۰ پای عرضه میشود و باتری آن ۴۰۰۰ میلیآمپرساعتی با قابلیت شارژ سریع ۲۷ وات است.

دو حسگر دوربین در پشت و یکی در جلو
با وجود تمرکز بلک شارک ۲ بر گیمینگ، این گوشی هوشمند از دوربینهای قدرتمندی نیز بهرهمند است.
دوربین پشت این دستگاه، دارای دو حسگر ۴۸ و ۱۲ مگاپیکسلی است. حسگر دوم از نوع تلهفوتو بوده امکان زوم دوبرابری را به همراه میآورد.
شیائومی برای علاقهمندان به سلفی، سنسوری ۲۰ مگاپیکسلی را برای دوربین جلوی بلک شارک ۲ در نظر گرفته است.
| مشخصات فنی بلک شارک 2 شیائومی | |||||
| عرضه | |||||
|---|---|---|---|---|---|
| معرفی | 2019، مارس | ||||
| وضعیت | موجود. عرضه شده در مارس 2019 | ||||
| نمایشگر | |||||
| نوع | AMOLED لمسی خازنی، 16 میلیون رنگ | ||||
| سایز | 6.39 اینچ (~81.7% نسبت نمایشگر به بدنه) | ||||
| رزولوشن | 2340 در 1080 پیکسل، 19.5:9 (~403 پیکسل در اینچ تراکم پیکسلی) | ||||
| - صفحهی همیشه روشن (Always-on display) پوشش 100% فضای رنگی DCI-P3 | |||||
| بدنه | |||||
| ابعاد | 163.6 در 75 در 8.8 میلیمتر | ||||
| وزن | 205 گرم | ||||
| سیمکارت | دو سیمکارته (نانو-سیم، همزمان یکی فعال) | ||||
| پلتفرم | |||||
| سیستمعامل | اندروید 9.0 (پای) | ||||
| تراشه | Qualcomm SDM855 Snapdragon 855 (هفت نانومتری) | ||||
| پردازنده مرکزی | 8 هستهای (یک هستهی 2.84 گیگاهرتز Kryo 485 و سه هستهی 2.41 گیگاهرتز Kryo 485 و چهار هستهی 1.78 گیگاهرتز Kryo 485) | ||||
| پردازنده گرافیکی | 640 | ||||
| حافظه | |||||
| درگاه حافظه | خیر | ||||
| حافظه داخلی | 256 گیگابایت، 8/12 گیگابایت رم، 128 گیگابایت، 6/8 گیگابایت رم | ||||
| دوربین | |||||
| اصلی | 48 مگاپیکسل (0.8 میکرومتر سایز پیکسل، 1/2 اینچ سایز سنسور، f/1.8، فوکوس خودکار با تشخیص فاز) 12 مگاپیکسل (1.0 میکرومتر سایز پیکسل، لنز تلهفوتو، f/2.2، فوکوس خودکار تا تشخیص فاز، بزرگنمایی اپتیکال دوبرابری) | ||||
| قابلیتها | فلش LED، HDR، پانوراما | ||||
| ویدیو | 2160p@30fps، 1080p@30fps، 720p@120fps | ||||
| سلفی | 20 مگاپیکسل (0.9 میکرومتر سایز پیکسل، f/2.0) | ||||
| صدا | |||||
| جک ۳.۵ میلیمتری | خیر | ||||
| لغو نویز از طریق میکروفن اختصاصی | |||||
| باتری | |||||
| باتری | باتری غیر قابل تعویض لیتیوم یونی با ظرفیت 4000 میلی آمپر ساعت | ||||
| قابلیتها | |||||
| حسگرها | حسگر اثرانگشت (زیر نمایشگر)، شتابسنج، ژیروسکوپ، سنسور مجاورت، قطبنما | ||||
| شبکه | |||||
| فناوری | GSM / CDMA / HSPA / EVDO / LTE | ||||
| اتصالات | |||||
| شبکه بیسیم | Wi-Fi 802.11 a/b/g/n/ac، دو بانده، WiFi Direct، هاتاسپات | ||||
| بلوتوث | 5.0، A2DP، aptX HD، LE | ||||
| GPS | بله، با A-GPS، GLONASS، BDS | ||||
| رادیو | خیر | ||||
| USB | 2.0، Type-C 1.0 کانکتور ریورسبل | ||||
| متفرقه | |||||
| رنگها | مشکی، نقرهای، آبی | ||||
| محدوده قیمت | حدود 450 یورو | ||||
عرضه و قیمت گوشی
در مورد بازار عرضه، بلک شارک ۲ فعلا به بازار چین محدود است و با اینکه شیائومی جزئیات دقیقی ارائه نداد، عرضهی جهانی این محصول نیز کاملا محتمل است.
در مورد قیمت، بلک شارک ۲ در نسخهی پایه و ۶ گیگابایتی قیمتی معادل ۴۷۷ دلار خواهد داشت. همچنین، نسخهی ۸/۱۲۸ و ۸/۲۵۶ به ترتیب برچسب قیمت ۵۲۱ و ۵۶۵ دلاری دارند؛ اما اگر به رم کمتر از ۱۲ گیگابایت رضایت نمیدهید، باید هزینهای برابر با ۶۲۵ دلار را تقبل کنید که البته در مقایسه با پرچمداران ۲۰۱۹ سایر برندها ازجمه سامسونگ کاملا مقرونبهصرفه است. در نظر داشته باشید که این قیمت مختص چین است و چنانچه بلک شارک ۲ عرضهی جهانی شود، احتمالا قیمتها کمی بالاتر خواهند بود.

درنهایت، همانطور که در نسخههای قبلی دیدیم، بلکشارک ۲ نیز با لوازم جانبی مختلفی سازگار است که یکی از این موارد GamePad 3.0 است که به دو طرف گوشی وصل میشود.
از آغاز مهاجرت انسان به اروپا، شبهجزیره ایبری که اسپانیا و پرتغال امروزی را شامل میشود، محل اختلاط فرهنگهایی از آفریقا و آسیا و مدیترانه بوده است. در پژوهش جدیدی که در نشریهی علمی Science منتشر شده، تیمی متشکل از ۱۱۱ متخصص ژنتیک جمعیت و باستانشناس نقشهی ژنتیکی ۸,۰۰۰ ساله شبهجزیره ایبری را ترسیم کردند. نقشهای که پژوهشگران این تیم ترسیم کردند، بیانگر پیچیدگیهای ژنتیکی بسیاری است. همچنین، این نقشه مهاجرت مرموزی درحدود ۴,۵۰۰ سال قبل vh نشان میدهد که DNA منطقه را بهکلی دگوگون کرده است.
پژوهشگران شواهد DNA باستانی را بررسی کردند تا سرنخهایی از زمان و نحوهی ورود جمعیتهای مختلف به خزانهی ژنی شبهجزیرهی ایبری را مشخص کنند. آنها ژنوم ۲۷۱ انسان باستانی ایبری را توالییابی کردند و سپس، این اطلاعات را با شواهد قبلی مقایسه کردند که از ۱۳۲ ساکن باستانی ایبری بهدست آمده بودند. درنهایت، تصویری که پیش روی پژوهشگران قرار گرفت، از آنچه قبلا تصور میکردند، پیچیدهتر بود.

این اسکلتهای باستان شکارچیگردآوران به پژوهشگران کمک کردند منظره شگفتانگیز و پیچیدهای از شبهجزیره ایبری ترسیم کنند
ابتدای عصر برنز، آرایش ژنتیکی منطقه بهطور چشمگیری تغییر کرد. از حدود سال ۲,۵۰۰قم، ژنهای مربوطبه ساکنان استپها، همان رمهداران چمنزارهای اروپایشرقی و روسیه، در نزدیکی دریای سیاه و خزر در خزانهی ژنی ایبری مشاهده شدند. از حدود سال ۲,۵۰۰قم نیز، بسیاری از DNA مردم منطقه با ساکنان استپ جایگزین شدند.
فرضیهی استپ بیان میکند این گروه تقریبا در یک زمان بهسوی شرق در آسیا و بهسوی غرب در اروپا پراکنده شدند و حال، پژوهش فعلی نشان میدهد این مردمان به شبهجزیره ایبری نیز پای گذاشتند. اگرچه ۶۰ درصد DNA کل منطقه ثابت باقی مانده، کروموزومهای Y ساکنان درحدود سال ۲,۰۰۰قم تقریبا بهطور کامل جایگزین شدند. کروموزومهای Y از پدر به پسر منتقل میشود و این، هجوم گستردهی مردان استپ به این منطقه را نشان میدهد.
میگوئل ویار، ژنتیک انسانشناس و از اعضای انجمن نشنال جئوگرافیک میگوید:
بهنظر میرسد این نفوذ زیرسلطهی مردان بوده است.
براساس DNAهای باستانی مردانی که تقریبا همان زمان در این مکان دفن شدهاند، نشان میدهد در ابتدا، کشاورزان اروپایی درکنار کشاورزانی زندگی میکردند که قبلا در اسپانیا ساکن بودند. بااینحال در عرض چندصد سال، تقریبا تمام کروموزومهای Y کشاورزان شبهجزیرهی ایبری ناپدید و با DNAهای کشاورزان اروپای مرکزی جایگزین شدند. درواقع، مهاجران جدید ۴۰ درصد از میراث ژنتیکی اسپانیایی و پرتغالی را جایگزین کردند.
باوجوداین، این مردان چه کسانی بودند؟ آیا آنها در کمال صلح وارد شبهجزیرهی ایبری شدند؟ ویار که در این پژوهش حضور نداشته، گمان میکند مردان استپ ممکن است سوار بر اسبها با سلاحهای عصر برنز به منطقه وارد شده باشند. او این مهاجرت را با آنچه مقایسه میکند که بومیان آمریکای شمالی و جنوبی با ورود اولین اروپاییها در دههی ۱۴۹۰م به سرزمین خود شاهد بودند.

نگارهای از اقوام شکارچیگردآور اولیه. قدیمیترین DNA مربوطبه شکارچیگردآوران در شبهجزیرهی ایبری به ۱۹,۰۰۰ قبل در شمال اسپانیا بازمیگردد
بااینحال، اینیاگو اولالد دیدگاه دیگری دارد. وی متخصص ژنتیک جمعیت از آزمایشگاه دیوید رایش در دانشکده پزشکی هاروارد در بوستون است که رهبری پژوهش جدید را برعهده داشت. او میگوید:
اشتباه است نتیجهگیری کنیم مردان ایبری کشته شدند یا بهاجبار از سرزمینهای خود بیرون انداخته شدند؛ چراکه سوابق باستانشناسی مدرک روشنی از خشونت در این دوره به ما نشان نمیدهد.
شاید مهاجرانی که از استپهای اروپایشرقی آمده بودند، فرزندانی بسیار بیشتر از کشاورزان محلی داشتهاند و درنهایت، DNA ساکنان قبلی را محو کردند. اگرچه برنز در آن دوران در ایبری استفاده میشد، هنوز آثار مشخصی از فرهنگ استپ در منطقه پیدا نشده است.
افزونبراین، پژوهش مذکور نشان میدهد مردم باسک که به تنها زبان غیرهندواروپایی در اروپایغربی صحبت میکنند، نشانگرهای ژنتیکی بسیار نزدیکی به مردمان استپ دارند. برخلاف مردم کنونی اسپانیا، مردم باسک امروزی همان اختلاط ژنتیکی را نشان نمیدهند که در طول قرنها در شبهجزیره حاصل شده است. پژوهشگران همچنین فردی با DNA شمال آفریقا را از محل باستانشناسی در ایبری میانه پیدا کردند. قدمت استخوانهای این فرد به سال ۲,۵۰۰قم بازمیگردد.

این پژوهش، غور عمیقی در ژنومهای حدود ۴۰۰ نفر است که بین ۱۳۰۰۰ تا ۵۰۰ سال قبل در ایبری زندگی میکردند
اولالد میگوید در ابتدا، تصور کرده اشتباه میکند؛ اما وقتی یافتههای خود را تکرار کرد، متوجه درستی آن شد. حضور این آفریقایی فقط تبادل پراکندهی بین ایبری و شمال آفریقا را نشان میدهد و کشفهای باستانشناسی مانند عاج آفریقایی عصر مس در حفاریهای منطقه را توضیح میدهد. بااینحال، پژوهشگران فکر میکنند ۲,۰۰۰ سال قبل، جمعیتهایی با اجداد شمال آفریقایی در شبهجزیرهی ایبری بیشتر بودهاند.
این پژوهش تصویری پیچیده از تاریخ ژنتیکی اسپانیا ترسیم میکند که از یافتههای پژوهش دیگری حمایت میکند که در نشریهی Current Biology منتشر شده بود. در این پژوهش، پژوهشگرانی از اسپانیا و آلمان دریافتند شکارچیگردآوران و کشاورزان ساکن شبهجزیره ایبری بهلحاظ ژنتیکی متنوعتر از آنچه بودند که قبلا تصور میشد. آنها شواهدی پیدا کردند که فرهنگهای شکارچیگردآور متفاوتی با ساکنان ایبری اختلاط داشتهاند. در آن زمان، ایبری بهعنوان پناهگاه عصر یخ استفاده میشد و کشاورزان تازهوارد منطقه بعدها، با شکارچیگردآوران درآمیختند.
ونسا ویلالبا مووکو، متخصص ژنتیک باستانشناسی از مرکز تاریخ علوم انسانی مؤسسه ماکس پلانک در آلمان و دانشگاه ساراگوسا در اسپانیا، دراینزمینه میگوید:
این DNA باستانی غافلگیرمان کرد. سرنخهایی از اتفاقی که آن لحظه افتاد، میتواند به ما در درک تکامل دورهی بعدی کمک کند. برای ترسیم دقیقتر تاریخچه، باید نمونههایی از افراد بیشتری را بررسی کنیم.
مهاجران بیشتری در دورههای تاریخی بعدی وارد منطقه شدند: ابتدا، رومیان و سپس، مسلمانان شمال آفریقا. درحدود ۵۰۰ سال قبل، مردمان بیشتری با نیای شمال آفریقایی درمقایسهبا امروز در اسپانیا زندگی میکردند؛ یعنی قبل از اینکه پادشاهیهای مسیحینشین سرزمینهای خود را از مسلمانان بازپس بگیرند و آنها را بیرون کنند.
مقالههای مرتبط:
باوجوداین، DNAهای باستانی بررسیشده نشان میدهد مسلمانان و مهاجران اولیه نتوانستند به شمال اسپانیا کشور باسک نفوذ کنند. بهگفتهی اولالد، احتمالا آنها زبان هندواروپایی اولیه را با خود به منطقه آوردند که خانوادهای از زبانها متشکل از ۴۰۰ زبان و گویش زیرمجموعه آن هستند که امروزه، بیشترشان در آسیا و اروپا صحبت میشوند. بااینحال، مردم باسک که ریشههای آنها از مدتها پیش تاکنون بهصورت معما باقی مانده، یکی از معدود گروههای اروپایی هستند که حتی پس از ورود کشاورزان اروپایمرکزی به این سرزمین، زبان غیرهندواروپایی خود را حفظ کردهاند.

بهعقیدهی پژوهشگران، ساکنان کنونی باسک شباهت زیادی به مردمانی دارند که در عصر برنز در همین منطقه زندگی میکردند
ماتیاس یاکوبسون، متخصص ژنتیک جمعیت از دانشگاه اوپسالا در سوئد است که در هیچیک از این پژوهشها حضور نداشته است. دراینزمینه، وی میگوید:
تصرف کشور باسک بسیار دشوار است. نقلقولهایی از حاکمان فرانسوی در قرون وسطی در دست است که گفتهاند باسک سرزمین بسیار وحشتناکی برای لشکرکشی است.
اولالد که خود اهل باسک است، میگوید:
ساکنان کنونی باسک درست مانند مردمان عصر آهن ایبری هستند.
ویار میگوید:
پژوهش DNA باستانی به ما کمک میکند این ایده را بهکلی کنار بگذاریم که جمعیتهای متمایز مانند آفریقاییها یا آسیاییها یا اروپاییها هستیم. نهتنها کسانی که در مناطقی مانند ایبری زندگی میکنند، همنژاد نیستند؛ بلکه حاصل موجهای مختلف مهاجرت هستند.
برای اولالد این پژوهش فرصت بیسابقهای برای کشف تاریخچهی ژنتیکی منطقهای بود که وطنش میداند. او میگوید:
این رؤیایی است که بتوانیم این پژوهش را انجام دهم.
کار با شمار زیادی نمونه در پژوهشهایی که بر DNA استخراجشده از استخوانهای چندهزار ساله تکیه دارند، نادر بود؛ بههمیندلیل، برای اولالد پژوهشی بسیار هیجانانگیز بود.
اولالد میگوید:
تجزیهوتحلیل ۴۰۰ نفر دیوانهکننده بود. بهلطف آنها، اکنون تصویری بسیار غنی از ساکنان مختلف شبهجزیرهی ایبری و نحوهی شکلگیری جمعیت امروزی آن پیش روی خود داریم.
جئومه برترانپتیت بوسکتس، متخصص بومشناسی تکاملی از دانشگاه پومپه فابرا در بارسلونای اسپانیا میگوید:
این پژوهش، بررسی عمیقی در ژنومهای حدود ۴۰۰ نفر است که بین ۱۳,۰۰۰ تا ۵۰۰ سال قبل در ایبری زندگی میکردند و ازنظر شمار زیادی از اطلاعات ژنتیکی یافتشده خارقالعاده است.
کریستین کریستینسن، باستانشناس دانشگاه گوتنبرگ در سوئد است که در این پژوهش حضور نداشته است. وی دراینباره میگوید:
این پژوهش نمایانگر دقیقترین و درازمدتترین اسناد ژنتیکی منطقهای مجزا، یعنی شبهجزیره ایبری، از پیش از تاریخ تا تاریخ باستان است.
دانشمندان از دههی ۱۹۹۰، به وجود سیارهها در اطراف تپاخترها پی بردند. تپاخترها اجرام بهشدت متراکمی هستند که درنتیجهی انفجار ستارهها بهوجود میآیند؛ بنابراین، احتمال وجود سیاره در اطراف سیاهچاله منطقی بهنظر میرسد. برخلاف تصور، تأثیر سیاهچاله بر محیط کمتر از تپاخترها است. باتوجهبه آزمایشهایی مثل قراردادن موجودات زندهی زمین در موضعیتهای سخت، مثل دمای جوش یا انجماد و نیز محیطهای اسیدی و بهشدت نمکی و حتی رادیواکتیو، احتمال شکلگیری حیات روی بعضی از این سیارهها وجود دارد.
احتمال کشف سیارههای مسکونی در نزدیکی سیاهچالههای عظیم مرکز کهکشان بیشتر است. سیاهچالهی عظیمی بهنام ساگیتاریوس A* با جرمی چهار میلیون برابر خورشید، در مرکز راه شیری قرار گرفته است. داخلیترین مدار پایدار این سیاهچاله (ISCO) تقریبا هماندازه با مدار عطارد به دور خورشید است؛ اما چه عاملی باعث شکلگیری حیات روی چنین سیارهای میشود؟

قبل از پرداختن به خطرهای زندگی در نزدیکی سیاهچاله، به مزایای آن باید توجه کرد. برخی از مزایای زندگی در اطراف سیاهچاله عبارتاند از:
- با استفاده از سیاهچاله بهعنوان منبع انرژی پاک ازطریق ارسال زبالهها به دیسک برافزایشی (ساختار مدوّر تشکیلشده از گاز، پلاسما، غبار یا ذرات حول جرمی ستارهای) حول سیاهچاله تا ۴۲ درصد جرم باقیماندهی این زبالهها را میتوان به تشعشعات تبدیل کرد.
- با هماهنگکردن بعضی دستگاههای مهندسی با چرخش سیاهچاله، میتوان انرژی تولید کرد.
- موجسواری با نور روی جتهای نسبیتی در سرعتی نزدیک به سرعت نور
- افزایش طول عمر با مراجعه به سالنهای زیبایی نزدیک به افق رویداد سیاهچاله. در افق رویداد سیاهچاله، بهدلیل پدیدهی انتقال به سرخ گرانشی (در نظریهی نسبیت عام، به پدیدهی انتقال طولموج فوتون به طولموج طولانیتر گفته میشود)، زمان بهکندی میگذرد.
مقالههای مرتبط:
- تماشای کل کیهان که در تصاویر لنز گرانشی اطراف سیاهچاله منعکس شده است.
- ساخت شهربازی در بخشی موسوم به کرهی فوتونی. در این بخش، میتوان از آثار نسبیت برای تفریح استفاده کرد. برای مثال، بهدلیل خمشدن نور در سیاهچاله، درحالیکه به روبهرو نگاه میکنید، میتوانید پشتسر خود را ببینید.
- استفاده از فرصتهای جدید برای سفرهای فضایی. برای مثال، وقتی راه شیری و کهکشان خواهر آن پس از میلیاردها سال ادغام شوند، دو سیاهچالهی مرکز آنها بهصورتسیاهچالهای دودویی به یکدیگر وصل میشوند. این سیاهچالهی دودویی مثل تیرکمان جاذبهای عمل میکند و ستارهها و سیارههای دیگر را با سرعت نور بهداخل خود میکشد. با این پدیده، سازمانهای مسافرت فضایی میتوانند برای سفر در کل کیهان برنامهریزی کنند.
- انتقال مجرمان و جنایتکاران محکوم به مرگ بهداخل سیاهچاله بهعنوان آخرین زندان در مرکز تکینگی. جرم سیاهچاله زمان زندهماندن زندانیان را تعیین میکند. هرچه محکومیت مجرمان کمتر باشد، جرم سیاهچاله بیشتر خواهد بود و میتوانند باقی عمر خود را در دیوارهای افق رویداد سیاهچاله بگذرانند.
- استفاده از امواج گرانشی اجرام کوچکی که به دور سیاهچاله میچرخند، برای برقراری ارتباط. هیچ مادهای نمیتواند این سیگنالها را مسدود کند.
- بررسی جنبههای بنیادی جاذبهی کوانتومی ازطریق سفرهای سازمانیافته بهمنظور آزمایشهای فیزیک.
جزرومدهای گرانشی میتوانند برای فضانوردان خطرناک باشند. براساس آزمایش فرضی مشهور اینشتین، در آسانسور یا فضاپیمایی درحالسقوط هیچ جاذبهای وجود ندارد؛ اما هرگونه اختلاف در شتاب گرانشی بین سر و انگشتان میتواند بدن را به دو نیم تقسیم کند. اگر این جزرومدها نزدیک به سیاهچالهی ستارهای رخ دهند، میتوانند به مرگ انسان منجر شوند؛ ولی در سیاهچالهای عظیم مثل ساگیتاریوس A*، خطری انسان را تهدید نمیکند.
بههمینترتیب، تراکم ماده برای توسعهی خطی سیاهچاله درمقایسهبا منحنی فضا، زمان لازم است. سیاهچالههای کمجرم براثر فروپاشی هستهی ستارهای حجیم با چگالی بسیار بیشتری از هستهی اتمی تشکیل میشوند؛ اما برای ساخت سیاهچالهای غولآسا که نمونهی کمیابتری محسوب میشود، کافی است مدار سیارهی مشتری با آب مایع پر شود. شاید این پروژهی مهندسی ساده بهنظر برسد؛ اما کاربردی نیست؛ زیرا آب موردنیاز آن تقریبا برابر با ۱۰۰ میلیون جرم خورشیدی است و گرمای ناشی از ریختن آب میتواند هرگونه تأسیسات مرتبط را نابود کند.
درواقع، این گرمای سیاهچاله است که زندگی شهروندان را تهدید میکند. بخش درخورتوجهی از سیارههای جهان بهدلیل قرارگرفتن در موقعیتی نزدیک به هستهی کهکشان فعال درمعرض خطرهایی مثل جوشش آب اقیانوسها یا ازبینرفتن جوّ قرار دارند. برای اولینبار در تاریخ، انسان میتواند از فناوری برای تصویربرداری از سیاهچالههای عظیم مرکز کهکشان راه شیری و کهکشان بیضیشکل و غولآسای M87 استفاده کند. اولین تصاویر ازایندست در سال جاری منتشر خواهند شد.
براساس کنفرانس نوآوری سیاهچالهای در سال ۲۰۱۸، پیشرفتهای آینده در پیشرانهی فضایی امکان سفر به سیاهچالهی مجاور را فراهم میکنند. این پروژه فرصت بسیاری مغتنمی برای پیبردن به ماهیت سیاهچالهها است و میتواند نظریههای جاذبهی کوانتومی را متحول کند.
حفرههای امنیتی اسپکتر (Spectre) و ملتداون (Meltdown) که سال گذشته کشف شدند، جهان فناوری را بهشدت تکان داد و موجی از نگرانیهای مربوطبه مسائل امنیتی را در میان کاربران بهراه انداخت. در روزهای ابتدایی همین ماه نیز، پژوهشگران نقص امنیتی دیگری در پردازندههای اینتل کشف کردند که شباهتهای مهمی با اسپکتر داشت و آن را «اسپویلر» (Spoiler) نامیدند.
اسپویلر نیز مانند اسپکتر از پیشبینی عملیاتهای آتی پردازندهها سوءاستفاده میکند که با هدف بهبود عملکرد آنها انجام میشود. نرمافزارهای مخرب با اندازهگیری زمانبندی عملیاتهای حدسی برای بارگذاری و ذخیرهسازی، اختلاف بین آنها را محاسبه و مناطق مناسبِ حمله را شناسایی میکنند. این فرایند برای دستیابی به اطلاعاتی کارایی دارد که در حافظهی پنهان CPU ذخیره میشوند؛ مانند رمزهای عبور و سایر اطلاعات هویتی و امنیتی مهم.
پژوهشگران متوجه شدند اسپویلر برخلاف اسپکتر نمیتواند به پردازندههای AMD نفوذ کنند و درنتیجه، میتوان گفت این نقص امنیتی فقط مختص پردازندههای اینتل است. درحالحاضر، عملکرد اسپویلر فقط به پردازندههای Core اینتل محدود میشود که طیف وسیعی از محصولات این شرکت، مانند همهی پردازندههای Core 2 Duo تا مدلهای جدیدتری مانند Coffee Lake ،Kaby Lake ،Skylake و نیز محصولات آیندهی اینتل مانند Cascade Lake و Ice Lake را دربرمیگیرد.
اسپویلر شباهتهای مهمی با اسپکتر دارد؛ ولی آنها دو حفرهی امنیتی کاملا متمایز از یکدیگر هستند و درنتیجه، وصلههای امنیتی که برای اسپکتر توسعه یافتهاند، دربرابر اسپویلر بیاثر هستند.
امروز، AMD با تأکید بر اینکه پردازندههای آن دربرابر این حفرهی امنیتی آسیبپذیر نیستند، به اخبار مربوطبه اسپویلر واکنش نشان داد و گفت:
ما از گزارشهای مربوطبه کشف حفرهی امنیتی جدیدی موسوم به اسپویلر آگاهیم و میدانیم مهاجمان با سوءاستفاده از آن، زمانیکه پردازنده مشغول اجرای عملیاتهای بارگذاری است، به اطلاعات مربوطبه آدرسهای جزئی دست مییابند. معتقدیم محصولات ما دربرابر این مشکل ایمن هستند و این آسیبناپذیری حاصل معماری منحصربهفرد پردازندههای ما است.
اسپویلر اطلاعات آدرسها را بالاتر از بیت ۱۱ آدرس درحین عملیات بارگذاری بهدست میآورد. زمانیکه پردازندههای AMD مشغول حل اختلاف بار هستند، از هیچ آدرس جزئی استفاده نمیکنند که با بیت ۱۱ آدرس بالا تطابق داشته باشد؛ بههمیندلیل، معتقدیم محصولات ما درمقابل این موضوع آسیبپذیر نیستند.
بهعبارتِدیگر، این شرکت خوشبختانه مجبور نیست وصلهای برای محافظت از پردازندههای خود دربرابر اسپویلر طراحی کند. یکی از پژوهشگرانی که در کشف اسپویلر مشارکت کرده، میگوید استفاده از اینگونه وصلهها تأثیرات منفی بر عملکرد پردازندهها میگذارد؛ ولی اینتل بهاندازهی AMD خوشاقبال نبود و از کاهش عملکرد ناشی از نصب وصلههای محافظ دربرابر حفرههای امنیتی اسپکتر و ملتداون آسیب زیادی دیده است. AMD فقط باید برای مشکلات امنیتی موجود در معماری Zen 2 خود برای محافظت از آنها دربرابر اسپکتر چارهای میاندیشید؛ ولی اینتل باید طراحی معماریهای آیندهی خود را کاملا تغییر دهد تا مطمئن شود امنیت آنها را دربرابر اسپویلر تضمین خواهد شد.
.: Weblog Themes By Pichak :.
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید