کریس هدفیلد، فضانورد کانادایی، پس از بازگشت از ایستگاه فضایی بینالمللی، دربارهی اهمیت حیاتی تصمیمگیریدرست در وضعیت محیطی پرفشار اینگونه توضیح میدهد:
اغلب اوقات، تنها یک فرصت برای انجام اقداماتی در موقعیت بحرانی دارید و عواقب آن جز مرگ و زندگی نخواهد بود.
بشر درحالآمادهشدن برای آغاز عصر جدید فضایی است. مأموریتهای انسانی در مریخ، دیگر رؤیایی دستنیافتنی نیست و سرمایهگذاری تجاری چشماندازی بهروی ما گشوده که در آن، حتی افراد غیرفضانورد نیز بهزودی به سیارههای دیگر سفر خواهند کرد. دراینمیان، یکی از پرسشهای اصلی پیش رو که کمتر بدان پرداخته شده، این است: بود یا نبود گرانش چه تأثیری میتواند بر روند تصمیمگیریهای ما بگذارد؟
از این نکته غافل نمانید که تمام ارگانیزمهای زندهی روی کرهی زمین تحتتأثیر میدان گرانشی ثابت تکامل یافتهاند. بههمیندلیل، جاذبه ازجمله ویژگیهایی است که همیشه وجود داشته و بخشی جداییناپذیر از جهان درککردنی ما موجودات خاکی است. ما نمیتوانیم آن را ببینیم یا ببوییم یا لمس کنیم. بااینحال، جاذبه همواره نقشی اساسی در رفتار انسانی و قدرت شناخت ما ایفا کرده است.

سیستم عصبی مرکزی ما به حسگر مخصوصی برای تشخیص جاذبه مجهز نیست. درعوض، ازطریق ادغام چندین سیگنال حسی و در فرایند شناختهشده بهنام Graviception میتوانیم این پدیده را درک کنیم. این سازوکار شامل حس بینایی و سیستم تعادلی و اطلاعات دریافتی از مفصلها و ماهیچههای ما میشود.
در این فرایند، اندامهای پیچیدهی مستقر در گوش داخلی از اهمیت ویژهای برخوردار هستند. در وضعیت جاذبهی زمین، وقتی سر در بالا قرار میگیرد، کریستالهای کوچکی با نامVestibular Otoliths بهشیوهای متعادل درون مایع غلیظ درون گوش داخلی شناور خواهند ماند. وقتی ما سر خود را حرکت میدهیم، مثلا بالا را نگاه میکنیم، جاذبه باعث حرکت این مایع میشود و این سیگنالی به مغز میفرستد که میگوید سر ما دیگر در وضعیت روبهبالا قرار ندارد.
قرارگرفتن طولانیمدت درمعرض وضعیت بیوزنی، مانند آنچه در مأموریتهای فضایی رخ میدهد، به ایجاد تغییراتی ساختاری و عملکردی در بدن انسان منجر میشود. تأثیر وضعیت بیوزنی بر عملکرد فیزیکی ما تاحدزیادی بررسی شده است. این درحالی است که عواقب این وضعیت بر نحوهی تصمیمگیریهای ما هنوز کاملا شناسایی نشدهاند. باتوجهبه وجود محدودیتهای فنی و اختلاف زمانی چنددقیقهای در ارتباطات مخابراتی میان زمین و مریخ، بسیار مهم است بدانیم که تغییر در وضعیت جاذبه، چه اثرهایی بر نحوهی تصمیمگیری ما خواهند گذاشت.
تنوعپذیری درمقابل رفتار روزمره
بهطور خلاصه، میتوان گفت رفتار انسانیِ نتیجهی مصالحه میان بهرهبرداری از گزینههایی آشنا، ولی نهچندان بهینه و کشف جایگزینهای جدید و بالقوه سودآورتر است. برای مثال، در رستوران میتوانید با سفارشدادن کیک شکلاتی همیشگیتان از حق انتخاب گزینههای آشنای خود بهرهبرداری کنید یا اینکه میتوانید با امتحانکردن تیرامیتسو، جایگزینهای تازهای کشف کنید. بنابراین «بهرهبرداری» دربرگیرندهی رفتار روزمرهی ما میشود؛ درحالیکه «کشف» بهمعنای تنوع در انتخاب خواهد بود.

کریس هدفیلد خود مشکلات ناشی از تصمیمگیری در فضا را تجربه کرده است
دراینزمینه، پژوهشگران سعی کردهاند این موضوع را بررسی کنند که تغییر در جاذبه میتواند در انتخابهای ما بین رفتار روزمره و رفتار جدید تأثیر بگذارد یا خیر. آنها از شرکتکنندگان خواستند در محیط آزمایشگاهی تلاش کنند تاحدامکان از اعداد تصادفی توالی تولید کنند. وضعیت آزمایش اینگونه بود که هربار صدای بوق شنیده میشد، شرکتکنندگان باید بین ۱ تا ۹ شمارهای انتخاب کنند. فرصتی برای فکرکردن یا شمارش دراختیار شرکتکنندگان نبود و آنها مجبور بودند فقط یک عدد را انتخاب کنند. چنین وظیفهای مستلزم آن است که مغز ما بقواند با سرکوبکردن پاسخهای روزمره، پاسخهای بدیع بدهد؛ از اینرو، میتواند معیار مناسبی برای بررسی رفتار انطباقی موفقیتآمیز افراد در نظر گرفته شود.
بااینحال، چنین انتخابهایی چگونه میتواند تحتتأثیر بود با نبود گرانش قرار گیرد؟ پژوهشگران با تغییر وضعیت جهتگیری بدن شرکتکنندگان درمقایسهبا گرانش زمین سعی کردند سیگنالهای ارسالی کریستالهای شناور در گوش داخلی به مغز شرکتکنندگان را تغییر دهند. وقتی سر ما در وضعیت روبهبالا قرار دارد، بدن و کریستالهای مایع گوش داخلی ما با جهت گرانش همخوانی دارد؛ ولی وقتی در وضعیت درازکش هستیم، این دو در وضعیتی عمود قرار میگیرند.
این آزمایشگاهی بهطرز بسیار کارآمدی به پژوهشگران اجازه داد بتوانند سیگنالهای ارسالی به مغز را درصورت تغییر وضعیت گرانشی شبیهسازی کنند. درحقیقت، بسیار بهتر است بتوانیم بهروشی اثرهای بیوزنی را روی زمین مطالعه کنیم تا اینکه آن را واقعا در فضا آزمایش کنیم؛ چراکه وقتی در فضا هستیم، علاوهبر بیوزنی، تحت اثرهای جانبی ناشی از تشعشع و انزوا نیز قرار میگیریم و تفکیککردن اثرهای ناشی از فقدان جاذبه از سایر اثرهای جانبی امری بس دشوار است.
نتایج این پژوهش نشان میدهد درازکشیدن افراد بر نحوهی تصمیمگیری آنها در انتخاب اعداد تصادفی مؤثر است. این آزمایش بهروشنی نشان داد افراد در وضعیت بیوزنی، توانایی کمتری در بُروز رفتارهای بدیع از خود نشان میدهند.
این نتایج ممکن است برای برنامهریزی مأموریتهای فضایی در موقعیت واقعی اهمیت فراوانی داشته باشند. افراد در فضا با وضعیت بسیار مشکلسازی مواجه هستند که در آن نیاز مبرمی به تصمیمگیریهای سریع و کارآمد وجود دارد. اولویتدهی خودکار به گزینههایی معمول یا کلیشهای ممکن است نتواند کمکی به حل مشکلات پیچیده کند و این قضیه حتی میتواند زندگی افراد را درمعرض خطر قرار دهد.
علاوهبراین، نتایج حاکی از آن است که افراد در وضعیت بیوزنی، با تغییراتی در قوهی شناخت و ادراک خود مواجه میشوند. نبود جاذبه ممکن است موضوعی بهشدت نگرانکننده باشد و حتی سطح عملکرد افراد را به روشهای گوناگونی تحتتأثیر قرار دهد. این مطالعه نشان میدهد شاید فضانوردان به انواعی از آموزشهای تقویت شناختی نیاز داشته باشند تا به آنها در غلبه بر اثرهای تغییرات گرانشی در مغز کمک کند و شرایط را برای انجام ایمن و موفقیتآمیز مأموریتهای فضایی فراهم کند.
موادغذایی اصلاحشدهی ژنتیکی را اغلب بهعنوان تراریخته (GMO) میشناسند. در اصلاح ژنتیکی مدرن، گیاهان دربرابر آفتکشها و علفکشها مقاومت نشان میدهند و با تغییرات وضعیت محیطی سازگار میشوند.
مزیت اصلی غذاهای اصلاحشدهی ژنتیکی یا تراریخته این است که دسترسی جمعیت بیشتری را به موادغذایی فراهم میکند. بنابر گزارش مؤسسهی آکسفام، درحالحاضر بهازای هر فرد ۲۰ درصد کالری غذایی بیشتری درمقایسهبا کالری موردنیاز در جهان تولید میشود.
بااینحال، موادغذایی تراریخته با زیانها و معایبی هم همراه هستند. بررسیهای پژوهشگران دانشگاه براون نشان داده در غذاهای تراریخته، پروتئینهایی وجود دارد که پیشازاین، انسانها استفاده نمیکردهاند. ازاینرو، استفاده از این نوع موادغذایی میتواند واکنشهای آلرژیک را افزایش دهد. از سال ۱۹۹۹، میزان حساسیت غذایی در کودکان از ۳.۴ به ۵.۱ درصد افزایش پیدا کرده است. درادامه، برخی از مزایا و معایب موادغذایی تراریخته را معرفی خواهیم کرد.
مزایای غذاهای تراریخته چیست؟
بههرحال، در نگاهی خوشبینانه و به دور از درنظرگرفتن منافع اقتصادی، موادغذایی تراریخته برپایهی هدفی بهمنظور افزایش بهبود کیفیت زندگی بشر تولید شدهاند. این دسته از محصولات غذایی چه مزایایی میتوانند داشته باشند؟

۱. تأمین ذخیرهی غذایی پیشبینیپذیر میشود
وقتی مقدار محصول پیشبینیپذیر باشد، بههمان نسبت عرضهی موادغذایی هم پیشبینیپذیر میشود. این قدرت پیشبینی باعث میشود کمبود غذا در دیگر نقاط جهان به سطح کمتری کاهش پیدا کند و جمعیت بیشتری تغذیه شوند.
۲. موادغذایی مغذیتر شوند
اصلاح ژنتیکی در موادغذایی تراریخته چیزی بیشتر از مقاومسازی محصولات کشارزی دربرابر آفات و وضعیت آبوهوایی است. بهدنبال این اصلاح ژنتیکی، ویتامینها و موادمعدنی موجود در موادغذایی هم میتوانند افزایش پیدا کنند. ازاینرو، در آینده افراد به حجم غذای کمتری نیاز پیدا خواهند کرد. سازمان غذا و کشاورزی سازمان ملل متحد اعلام کرده که برنج تراریخته از ویتامین A بیشتری برخوردار است که همین امر به رفع کمبود ویتامین در سطح جهانی کمک کرده است.
۳. غذاهای تراریخته عمر طولانیتری دارند
درواقع، موادغذایی تراریخته بههمراه افزایش کیفیت طبیعی غذا عمر بیشتری دارند و برای حفظ تازگی آنها به استفاده از مواد نگهدارنده نیازی نیست. باتوجهبه گزارش Environmental Nutrition، برخی از نگهدارندهها عامل ابتلا به بیماریهایی مانند سرطان و بیماریهای قلبی و حساسیت هستند.
۴. محصولات تراریخته خواص مفید دارویی دارند
با استفاده از اصلاح ژنتیکی، طی فرایندی میتوان پروتئینها و واکسنهای خاصی درکنار دیگر محصولات دارویی تولید کرد. چنین روندی میتواند روشهای ارزانتری برای بهبود سلامت شخصی ارائه دهد و تغییراتی در نحوهی مصرف دارو برای بیماران را فراهم کند. برای مثال، تصور کنید شامی که میخورید، نقش تزریق واکسن کزاز را برایتان ایفا کند.
۵. اصلاح ژنتیکی ظاهر موادغذایی را جذابتر میکند

در اصلاح ژنتیکی، میتوان رنگ موادغذایی را تغییر یا بهبود داد و بهدنبال آن، ظاهر مطلوبتری به غذا بخشید. هرچه رنگ غذا شدیدتر باشد، مغز درک بیشتری درمقایسهبا طعم آن پیدا میکند. برای مثال، قرمزترشدن مادهی غذایی باعث میشود شیرینتر از حالت معمول بهنظر برسد؛ حتی اگر میزان شیرینی آن فرقی نکرده باشد. افزونبراین، موادغذایی دارای رنگ روشن مغذیتر هستند.
۶. حملونقل غذاهای تراریخته آسانتر است
ازآنجاکه موادغذایی تراریخته عمر طولانی دارند، امکان حملونقل آنها در فواصل طولانیتر آسانتر خواهد بود. چنین قابلیتی کمک میکند مازاد موادغذایی منطقهای به منطقهی دیگر منتقل شود و مشکل کمبود غذا ایجاد نشود. همچنین، استفاده از غذاهای تراریخته زبالههای ناشی از موادغذایی را در کشورهای درحالتوسعه کاهش میدهد و گرسنگی را کمتر میکند.
۷. از کودهای شیمیایی و آفتکشهای کمتری استفاده میشود
آفتکشها و کودهای شیمیایی میتوانند خسارتهای جبرانناپذیری به خاکهای کشاورزی وارد کنند. دراینمیان، کشاورزانی که محصولات غذایی تراریخته را پرورش میدهند، به استفاده از کودهای شیمیایی نیازی ندارند و خاک زمین آنها این امکان را دارد تا موادمغذی خود را بازیابی کند.
معایب موادغذایی تراریخته چیست؟
هر سکه روی دیگری هم دارد. دستکاریهای ژنتیکی همیشه هم پیامدهای کاملا مطلوبی ندارند و حتی در مواقعی میتوانند اثر منافع اثباتشده را هم کمرنگ کنند. بااینحال، موادغذایی تراریخته چه زیانهایی ممکن است داشته باشند؟
۱. موادغذایی تراریخته دربرابر آنتیبیوتیک مقاوم هستند
پژوهشهای دانشگاه ایالتی آیووا نشان داده موادغذایی تراریخته، شامل آنتیبیوتیکها و دیگر ترکیبات ضدمیکروبی، اثربخشی آنتیبیوتیکها و دیگر داروها را کاهش میدهند. ازآنجاکه این موادغذایی حاوی مقادیر بسیار کمی آنتیبیوتیک هستند، درمقایسهبا دیگر آنتیبیوتیکها مقاومت ایجاد و روند درمان بعضی از بیماریها را دشوارتر میکنند.
۲. پرورش موادغذایی تراریخته با مسئولیتهای قانونی بیشتری همراه است

محصولات تراریخته بذرهای تراریخته هم ایجاد میکنند؛ حتی دراینمیان، امکان گردهافشانی بین محصولات تراریخته و غیرتراریخته هم وجود دارد. ازاینرو، کشاورزانی که این محصولات را پرورش میدهند، مسئولیتهای قانونی بیشتری دارند؛ زیرا ممکن است این گردهافشانی بین محصول زمین آنها با محصول زمین مجاور انجام شود.
۳. ژنهای تراریخته به علفهای هرز سرایت میکند
محصولات کشاورزی همسایگانی با عنوان علفهای هرز دارند. بنابراین، امکان وقوع مهاجرت ژنتیکی وجود دارد. وقتیژنها از محصولی مقاوم دربرابر آفتکش به علفهای هرز میرسند، چه اتفاقی میافتد؟ انجام تعاملاتی در سطح سلولی میتواند به شکلگیری عواقب پیشبینی منجر نشده شود. بهعنوان مثال، درحال حاضر دهها گونه علف هرز وجود دارد که به مادهی علفکش آترازین مقاوم هستند.
۴. اجازهی پژوهشهای مستقل وجود ندارد
درحالحاضر، تنها ۶ شرکت بازار موادغذایی تراریخته را در سطح هستهای کنترل میکنند. ازآنجاکه بیشتر موادغذایی تراریخته از ذرت یا گندم یا سویا تولید میشوند، این موادغذایی در اولویت تولید این شرکتها قرار دارند. بیش از ۵۰ درصد تولیدکنندگان بذرهای تراریخته بهمنظور حفاظت از سود مالی خود، هرگونه تحقیق دربارهی محصول نهایی را ممنوع اعلام کردهاند.
۵. موادغذایی تراریخته میتوانند سرطانزا باشند
طی نتایج مقالهای که دوبار منتشر شده و یکبار رد شده، محصولات کشاورزی مقاوم به آفتکشها خطر ابتلا به سرطان را بهطور درخورتوجهی در موشها افزایش میدهد. هرچند اطلاعات این پژوهش محدود بوده، این نتیجه درحد گسترده اعلام شده و این ذهنیت را در سطح عموم ایجاده کرده است که موادغذایی تراریخته بهصورت بالقوه خطرناک هستند.
مزایا و معایب غذاهای تراریخته میتواند جرقهی شروع بحثی جنجالی باشد. مزیت اصلی تولید این نوع محصول افزایش دسترسی مردم جهان به موادغذایی است؛ بااینحال تولید غذای بیشتر نباید به قیمت بهخطرانداختن سلامت افراد تمام شود. درضمن، همهی ما این حق را داریم که از نحوهی تولید غذایی که میخوریم، آگاهی کافی داشته باشیم.
مردم به بهانههای مختلف ارزش رمزارز را با پولهای سنّتی (فیات) مقایسه میکنند. در آن مقایسهها، یک نکته عموما از ذهن دور میماند و آنهم بیاعتمادی به ارزهایی است که دولتها از آنها پشتیبانی میکنند. درواقع، حامیان رمزارزها اعتقاد دارند ارزهای سنّتی هیچگاه اعتماد لازم در حوزههای مختلف، همچون امنیت و ثبات را برای مردم فراهم نخواهند کرد.
در سال ۱۹۷۱ و با دستور رئیسجمهور وقت آمریکا، نیکسون، دلار این کشور از استاندارد وابستگی به طلا جدا شد. او اعتقاد داشت دلار درمقایسهبا شرکتهایی که با قیمت طلا در ارتباط نیستند، بهمرور با کاهش ارزش روبهرو میشود. بهبیانِدیگر، دلار با آن وضعیت نمیتوانست به ارزی پایهای و مهم تبدیل شود.
مردم همیشه تصور میکنند ارزش پول به دارایی فیزیکی وابسته است؛ اما چنان تصوری دیگر نمیتواند صحیح باشد. پول احتمالا ساختار معنوی مشابه به رمزارز ندارد؛ اما اکثر ما میدانیم ارزش آن ساختار سنّتی هم بسیار به اعتماد و باور مردم به ارزش وابسته است. بهعبارتِدیگر، مردم در بسیاری از موقعیتها تصور میکنند چون دولت یا حکومت بهعنوان پشتیبان ارز عمل میکند، مباحث امنیتی و کنترلی آن دقیقتر هستند. البته، این باور صحیح است؛ اما تفاوت پول سنّتی با ارز دیجیتال درزمینهی کنترل و امنیت روزبهروز کمتر میشود.
ارزش کلی پولهای فیات به احتمالات و اعتقاد به یک کشور و تصور آیندهی مثبت یا موفقیت آن مشروط است. ازلحاظ تأمین و توزیع نیز تصمیمهای کلاهبردارانهی بانک مرکزی میتواند ساختارها را بهنفع خود تغییر دهد. بهعلاوه، چاپ و تزریق پول اضافه نیز یکی از فرایندهایی محسوب میشود که در پولهای سنّتی شاهد هستیم. درنتیجهی همهی اینها، تورمها و رکودهایی رخ میدهند که در سرتاسر جهان شاهد آن بودهایم.

با نگاهی کلی به آنچه گفته شد، به این نتیجه میرسیم هر حکومت میتواند در کوتاهترین زمان ارزش داراییهای مختلف را در کشورش تغییر دهد. برای مثالی از آن تصمیمها، سیاستها و راهکارهای متنوع سهامداری را میتوان نشان داد که در مناطق مختلف جهان اجرا شدهاند.
یکی از نمونههای دخالت دولتها در ساختارهای سهام پس از بحران مالی سال ۲۰۰۸ در آمریکا رخ داد که حکومت کنترل کامل اوضاع را در دست گرفت و بازیگران و کارشناسان سیاسی توانایی ایجاد تغییرات آنچنانی نداشتند. البته، آن راهکارها از بیشترشدن وخامت اوضاع اقتصادی در کشور جلوگیری کرد؛ اما کمترین ارتباط را با مردم عادی داشت؛ چراکه از ابتدا، آنها عامل ایجاد رکود و بحران مالی نبودند.
تولد رمزارزها در بحران ۲۰۰۸
برخی کارشناسان همزمانی تولد رمزارزها و محبوبیت آنها در دوران نزدیک به بحران اقتصادی آمریکا را بررسی میکنند. برخی میگویند اتفاق یا ارتباط مهمی در آن تولد دخیل نبوده است. دلیل آنها برای چنان استدلالی، ابتدا بر غیرمتمرکزبودن ارز دیجیتال استوار میشود. رمزارزهای واقعی را شبکهای غیرمتمرکز و توزیعشده از کاربران کنترل میکنند که قدرتی برابر برای کنترل دارند. فرایندهای آنها بهصورت اجماعی انجام میشود که خود، نوآوری انقلابی در صنعت و بازار است. بههرحال، کنترلکنندگان ارز دیجیتال افراد منتخب مردم مانند نمایندگان مجلسها نیستند که بهجای آنها تصمیمگیری میکنند. درنهایت، میتوان استدلال کرد در آن صنعت، مردم درصورت تمایل، خودشان تصمیمگیرندهی فرایندها هستند.
امروزه، بیان میشود دلار، یکی از ارزهای مهم جهانی، تأثیری از نوسان دنیای رمزارز نمیپذیرد که البته، نظری صحیح است. دلار به رمزارز وابسته نیست و درمقابل، رمزارزها با خرابکاریها و اشتباههای دولتها مقابله میکنند. درواقع، آنها از همان زمینه رشد یافتهاند. صنعت رمزارز جایگزینی برای اعتماد مردم به دولتهایی است که در مسیر علاقهمندیها و آیندهی روشن حرکت نکردهاند. درنهایت، میتوان نتیجهگیری کرد وقتی جایگزینی برای داراییهای دولتی وجود داشته باشد، مردم میتوانند آیندهی خود را در دست بگیرند.

قبل از تولد بیتکوین، هیچ جایگزینی برای ارزهای سنّتی وجود نداشت. البته، مردم میتوانستند پول خود را به داراییهای مختلف همچون سهام تبدیل کنند؛ اما از نقدینگی در آن خبری نبود. مردم پول خود را در حالتی با دسترسی سریع نیاز دارند؛ ولی در بسیاری از کشورها، با وجود اَبَرتورم نگهداری پول بهصورت پول هم عاقلانه نبود.
اعتماد و مسئولیت شخصی مالی
گسترش رمزارزها وابستگی مردم به دولت را از بین میبرد. درواقع، آنها توانایی و قدرت مردم را نیز دربرابر ساختارهای سنّتی افزایش میدهند. تنها بههمیندلیل، شاید بتوان رمزارز را فناوری بسیار مهم و حیاتی آینده نامید. اگرچه اکثر قیمتهای کنونی در آن بازار بهاحتمال زیاد حباب هستند، فراموش نکنید حباب داتکام نیز چند دهه پیش وجود داشت و ترکیدنش باعث مرگ اینترنت نشد. آن حباب دورانی خلق کرد که شاید بتوان از آن بهعنوان بزرگترین دورهی نوآوری تاریخ برای مصرفکنندگان یاد کرد. شاید بلاکچین و ارز دیجیتال نیز بتوانند انقلابهایی مشابه را شکل دهند.
کارشناسان مختلف رمزارزهای کنونی را با اولین وبسایتهای دوران داتکام مقایسه میکنند. بهعنوان مثال، آنها بیتکوین را شبیه به وبسایت خریدوفروش Pets.com میدانند و اتریوم، شاید مایاسپیس دوران حاضر باشد. البته، هنوز جوانههایی شبیه به فیسبوک، گوگل، آمازون واپل متولد نشدهاند که آیندهی صنعت را مانند دوران کنونی اینترنت رقم بزنند. شاید آن جوانهها روزی در اتاق کوچک خوابگاهی در چین یا هر کشور دیگر متولد شوند؛ دقیقا شبیه به غولهای امروزی دنیای فناوری.

مردم باید حقیقت ارز دیجیتال و آیندهی درانتظار آن را درک کنند. همان مقایسه با دوران حباب داتکام، میتواند زیرساختی مطمئن برای تحلیل و درک جهان جدید باشد. آنها باید بدانند صنعت مدنظر، درحالتولد است و هنوز کاربردهای واقعی آن درک نشدهاند. فراموش نکنید هر نوآوری انقلابی در طول تاریخ، چنین روندی طی کرد. در همهی آنها، انفجاری اولیه و سپس، رشدی پایدار وجود داشت.
رشد پایدار فناوریها، به بلوغ و درک ظرفیتهای آنها وابسته میشود. در دنیای ارز دیجیتال، هنوز به آن بلوغ و درک نزدیک هم نشدهایم و کاربردهای واقعی صنعت را نیز درک نکردهایم. قطعا در آن مسیر، شکستهای بزرگ هم رخ خواهد داد.
کسانی که با حدس و گمان سودهای چندینبرابری به صنعت رمزارز وارد میشوند، شاید حتی زندگی خود را در آن مسیر از دست بدهند. بههرحال، کاربرد واقعی آن مسئلهی اساسی است که باید کشف شود و نوسانهای قیمتی و موارد مشابه، تأثیر و ارتباطی با آن ندارند. با نگاهی به گذشته، میتوان ظرفیتهای توسعهای و کنترلی فناوری جدید را درک کرد. همه بهیاد داریم نسخهی یک وب، اینترنت را به شهرت جهانی رساند و نسخهی دوم باعث ظهور غولها و سلطهی آنها بر اینترنت شد و نسخهی سوم (وب 3.0) احتمالا به شبکههای توزیعشده قدرت میدهد و اینترنت را از دست غولها پس خواهد گرفت.
غذاخوردن نیاز بدن به موادمغذی را برطرف میکند و لازمهی بقای انسان است. اختراعات از گذشته تا امروز صنعت غذا را متحول و غذاخوردن را برای انسان راحتتر و لذتبخشتر کرده است. تحولات صنعت غذا همچنان ادامه دارد و در عصر دیجیتال، سرعت آن بیشتر از هر زمانی احساس میشود.
امروزه، استارتاپهای زیادی در صنعت غذا فعالیت میکنند و با ایدههای خلاقانهی خود قصد دارند این صنعت را بهکلی متحول کنند. اینها استارتاپهایی هستند که محصولات خود را با هدف افزایش راحتی انسان ارائه میدهند یا اهداف بزرگتری مانند حفظ محیطزیست دارند و با کمک فناوری پیشرفتهی خود از شکار بیرویه و انقراض گونههای حیوانی جلوگیری میکنند.
ساختن گوشت ماهی در آزمایشگاه، پیداکردن درختان و گیاهان آلوده به آفت بهکمک هوش مصنوعی، افزایش طول عمر موادغذایی و تهیهی غذای مایع، تنها برخی از ایدههای جالب استارتاپهایی هستند که در چند سال آینده، روش غذاخوردن ما را بهکل تغییر میدهند.
در این مقالهی زومیت، ابتدا استارتاپهایی را معرفی میکنیم که به تهیهی موادغذایی سالم کمک میکنند. سپس، ایدهی خلاقانهی سایر استارتاپها و تلاش آنها برای تبدیل دنیا به جایی بهتر را بررسی میکنیم.
۱. استارتاپ HERE

تهیهی موادغذایی تازه، همیشه یکی از دغدغههای بزرگ ما محسوب میشود. استارتاپ HERE مستقیما با کشاورزان مستقل کار میکند تا محصولات آنها را بهشکل آبمیوه و دیپ و سس سالاد بهدست مصرفکنندگان برساند. در سال ۲۰۱۷، ناتان لورل این استارتاپ را در آمریکا بنیانگذاری کرد و محصولات کشاورزان مستقل را بدون مواد افزودنی بستهبندی میکند؛ بههمیندلیل، تمام این محصولات در یخچال نگهداری میشوند. تمام محصولات زائد این استارتاپ به کود تبدیل میشوند و ۲۰ درصد مواداولیه از محصولات ناقص یا بدشکل تشکیل شده است. همچنین، ۱ درصد درآمد سالانهی شرکت برای حمایت به خانوادهی کشاورزان محلی اهدا میشود.
۲. استارتاپ Hello Fresh

مقالهی مرتبط:
سفارشدادن غذا از رستوران اگرچه در زمان صرفهجویی میکند و راحت است، هیچ چیزی جای غذای خانگی را نمیگیرد؛ غذایی که میدانیم از چه مواداولیهای درست شده و سالم است. بااینحال، موضوع فقط پختن غذا نیست. تهیهی مواداولیهی تازه و پیداکردن دستور تهیهی غذا، یکی دیگر از فرایندهای زمانبری است که آشپزی را سخت میکند. بنابراین، شرکتی که مواداولیهی تازه را همراهبا دستور پخت چند غذا بهطور مرتب برای مشتریهای ارسال کند، ایدهی جالبی بهنظر میرسد.
استارتاپ Hello Fresh با تولید کیتهای غذایی، مشکل تهیهی مواداولیه و پیداکردن دستور پخت غذا را برای کاربرانش حل کرده است. این شرکت هر هفته بستههایی حاوی مواداولیه و دستور تهیهی غذا برای مشتریانش ارسال میکند که برای پختن دو تا چهار وعدهی شام کافی است. رشد ۵۲ درصدی مشتریان شرکت در بازهی زمانی سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ نشان میدهد مردم از این ایده استقبال کردهاند.
در سال ۲۰۱۱، دامینیک ریچر و توماس گریسل و جسیکا نیلسون استارتاپ Hello Fresh را در برلین آلمان بنیانگذاری کرد. Hello Fresh یکی از اولین شرکتهای تولید کیت غذایی بود و شرکت راکت اینترنت روی آن سرمایهگذاری کرد. این استارتاپ کارش را در سایر کشورها مانند آمریکا، استرالیا، اتریش، کانادا و انگلستان گسترش داد. اگرچه تا سال ۲۰۱۵، بیش از ۲۵۰,۰۰۰ مشتری داشت، هنوز به سوددهی نرسیده بود. این استارتاپ در همان سال با جذب سرمایهی ۷۵ میلیون دلاری به ارزش ۲.۶ میلیارد دلاری رسید و یونیکورن (استارتاپهایی با ارزش بیش از یک میلیارد دلار) شد.
شرکتهایی مانند Blue Apron و Plated رقبای اصلی Hello Fresh هستند؛ اما وضعیت چندان مناسبی در بازار ندارند؛ زیرا سرمایهگذاران دیگر علاقهی زیادی به سرمایهگذاری روی استارتاپهای تولیدکنندهی کیت غذایی ندارند. باوجوداین، Hello Fresh همچنان به رشد خود ادامه میدهد و در سال ۲۰۱۷، سهام آن بهصورت عمومی در آلمان عرضه شد.
۳. استارتاپ Beyond Meat

استارتاپهایی که تا اینجا بررسی کردیم، نحوهی تهیه و تحویل موادغذایی یا نحوهی استفاده از آنها را هدف قرار داده بودند اما برخی استارتاپها موادغذایی را با روش متفاوتی تولید میکنند. استارتاپ Beyond Meat یکی از این استارتاپها است که گوشتهای گیاهی تولید میکند و ازنظر مزه و بو به گوشت واقعی شبیه هستند. این استارتاپ طرفداران زیادی دارد و حتی چهرههای شناختهشدهای مانند لئوناردو دیکاپریو روی آن سرمایهگذاری کردهاند. درحالحاضر، محصولات این استارتاپ فقط در آمریکا عرضه میشود؛ اما بهزودی به سایر نقاط دنیا نیز ارسال خواهد شد.
در سال ۲۰۰۹، ایتان براون استارتاپ Beyond Meat را در کالیفرنیا بنیانگذاری کرد. این استارتاپ انواع گوشتهای پروتئینی خود را با ترکیب الیاف پروتئین و مخمر و سایر مواداولیه تهیه میکند. گوشت مرغ این استارتاپ نیز از ترکیب سویا، الیاف پروتئین، فیبر و سایر مواداولیه تهیه میشود و جایگزین سالمی برای گوشت مرغ است.
روش تهیهی گوشت مرغ استارتاپ Beyond Meat بدینترتیب است که ابتدا مواداولیه کاملا با یکدیگر ترکیب و سپس، وارد دستگاهی میشوند که با استفاده از بخار و فشار و آب سرد بافتی شبیه به گوشت مرغ واقعی پیدا میکنند. سپس، گوشتهای گیاهی برش داده و ادویههای لازم به آنها اضافه و قبل از بستهبندی گریل میشوند. تهیهی هر بسته گوشت مرغ گیاهی حدود ۹۰ دقیقه زمان میبرد.
در اینجا، این سؤال مطرح میشود: «گوشتهای پروتئینی ازنظر بافت و مزه با گوشتهای واقعی یکسان هستند؟» پاسخ این سؤال دقیقا دلیل تفاوت این استارتاپ از سایر برندهای تولیدکنندهی گوشت گیاهی است.
مارک بیتمن، روزنامهنگار نیویورکتایمز، بعد از چشیدن مزهی محصولات Beyond Meat گفته نتوانسته تفاوتی بین مرغهای Beyond Meat و مرغهای واقعی تشخیص دهد و از این بهبعد، از گوشتهای گیاهی این برند استفاده خواهد کرد.
۴. استارتاپ Finless Foods

استارتاپ Finless Foods با استفاده از زیستشناسی سلولی، ماهی و سایر محصولات دریایی را در محیط آزمایشگاه با قیمت مقرونبهصرفه تولید میکند و معتقد است با استفاده از این فرایند، دیگر نیازی به ماهیگیری نیست.
در سال ۲۰۱۷، برایان ویرواس و مایکل سلدن استارتاپ Finless Foods را در کالیفرنیا بنیانگذاری کردند. هدف Finless Foods این است که غذای سالم دریایی را بدون نیاز به تخریب محیطزیست یا خطرهای بهداشتی ناشی از ماهیگیری سنّتی و آبزیپروری دراختیار تمام مردم قرار دهد.
این استارتاپ از پیشرفتهترین فناوری سلولی کشاورزی برای رشد سلولهای حیوانات دریایی استفاده و محصولات پرطرفدار دریایی را در آزمایشگاه تولید میکند. این، یعنی مردم سراسر دنیا میتوانند محصولات دریایی را با قیمت مناسب و بدون نیاز به ماهیگیری تهیه کنند.
روش تهیهی ماهی آزمایشگاهی بدینترتیب است که ابتدا سلولهای ماهیِ باکیفیت جمعآوری و سپس، با موادمغذی تغذیه میشوند تا رشد کنند. پسازآن، سلولها با استفاده از امکانات تأییدشده تکثیر میشوند و ساختارشان بهشکل گوشت ماهی واقعی درمیآید. درنهایت، گوشتهای تولیدشده به مصرفکنندهها و رستورانها و فروشگاههای موادغذایی عرضه میشود.
استارتاپ Finless Foods کار خودش را با ساخت گوشت ماهی تن بلوفین شروع کرده و قصد دارد با گسترش این روش به اکوسیستم اقیانوسها کمک کند. درحالحاضر، آنها در مرحلهی بذری هستند و ۳.۵ میلیون دلار سرمایه دریافت کردهاند. ماهی تن بلوفین نوعی ماهی است که بهدلیل صید بیرویه در خطر انقراض قرار دارد.
۵. استارتاپ Apeel Sciences

تمام موادغذایی طبیعی پوستهای دارند که از آنها دربرابر سایر عناصر محافظت میکند. استارتاپ Apeel Sciences از این واقعیت استفاده کرده و با اضافهکردن پوستهی موادغذایی ماندگاری آنها را افزایش داده است. این کار باعث میشود میوهها ماندگاری بیشتری داشته باشند و حجم میوههای فاسد کم و از میزان آب موردنیاز برای رشد آنها کاسته شود.
استارتارتاپ Apeel Sciences با اضافهکردن پوشش خوراکی بیمزهای که از مواداولیهی گیاهان تشکیل شده روی میوههایی مانند آواکادو و سایر مرکبات، عمر آنها را دو تا سهبرابر افزایش میدهد. فرمول این استارتاپ میتواند روی میوههایی مانند توتفرنگی، انبه، سیب، موز، کوموکات، مرکبات و مارچوبه اعمال شود.
استارتاپ Apeel Sciences را جیمز راجرز در سال ۲۰۱۲ در گولتا کالیفرنیا بنیان گذاشت. بنیاد بیل و ملیندا گیتس ۱۰۰,۰۰۰ دلار روی این استارتاپ سرمایهگذاری کرده تا میزان فساد موادغذایی در کشورهای درحالتوسعهای را کاهش دهند که با کمبود یخچال مواجه هستند. این استارتاپ بعد از دریافت سرمایه از افرادی مانند بیل گیتس، همبنیانگذار مایکروسافت و شرکت سرمایهگذاری Andreessen Horowitz، تاکانن ۱۱۰ میلیون دلار سرمایه جذب کرده است.
صنعت میوه و سبزیجات بیش از ۵۷.۲ میلیارد دلار در آمریکا ارزش دارد و استارتاپ Apeel Sciences میتواند عمر این مواد را دو تا سهبرابر افزایش دهد.
۶. استارتاپ BrightFarms

استارتاپ BrightFarms یکی دیگر از استارتاپهای فعال درزمینهی کشاورزی مبتنی بر فناوری و نوآوری است. این استارتاپ از لامپها و حسگرهای LED برای پرورش سبزیجاتی مانند گوجهفرنگی و کاهو در گلخانه استفاده و محصولات خود را به فروشگاههای بزرگی مانند والمارت عرضه میکند.
درواقع، استارتاپ BrightFarms تلاش میکند شرایط آبوهوایی و خاک مناطق برای پرورش نوع خاصی از سبزیجات را از بین ببرد. بهعنوان مثال، برای رشد و پرورش کاهو شرایط خاصی نیاز است و این باعث میشود کاهو فقط در منطقهای خاص کاشته و پرورش داده شود و سپس، ماشینهای مخصوص آن را به شهرهایی با چندین کیلومتر فاصله عرضه کند. BrightFarms با تولید گلخانههای مخصوص، به میزان درخورتوجهی در انرژی و سوخت صرفهجویی میکند؛ زیرا موادغذایی در هر منطقه میتوانند کاشته و پرورش داده شوند.
در سال ۲۰۱۱، این استارتاپ در نیویورک بنیانگذاری شده و پیش از ۱۰۰ میلیون دلار سرمایه جذب کرده است. هدف آنها این است که با مصرف کمتر آب، زمینهای کشاورزی و سوخت فسیلی ردپای کربن را کاهش و دنیا را بهسمت کشاورزی سبزتر هدایت کنند.
۷. استارتاپ Aerobotics

استارتاپ Aerobotics را بنجی ملتزر و جیمز پترسون در سال ۲۰۱۴ در جنوب آفریقا بنیانگذاری کردند. این استارتاپ با ارائهی پلتفرمی هوشمند به کشاورزان کمک میکند آفات و بیماری درختان را تشخیص دهند. سیستم این استارتاپ تمام درختان مزرعه را بررسی میکند و مشکلات آنها را در مراحل اولیه تشخیص میدهد و به کشاروز اعلام میکند.
پلتفرم Aerobotics دادههای ماهوارهای و دادههای جمعآوریشدهی پهبادها را بهصورت هفتگی با یکدیگر ترکیب و سپس، با استفاده از یادگیری ماشین، آفت و بیماری درختان را مشخص میکند. سپس، کشاورزان به محل مشخصشده مراجعه و وضعیت درخت را بررسی میکنند. کشاورزان میتوانند درست یا اشتباه بودن تشخیص پلتفرم را ثبت و با این کار، به پیشرفت تکنولوژی آن کمک کنند. هرقدر کشاورزان بازخورد بیشتری بدهند، این پلتفرم هوشمندتر میشود و این بهنفع همهی مصرفکنندگان است.
۸. استارتاپ Olio

همهی ما فارغ از اینکه چگونه آشپزی میکنیم یا غذا سفارش میدهیم، گاهی اوقات نمیتوانیم موادغذایی را پیش از تاریخ انقضای آنها استفاده کنیم و این معضلی جهانی در قرن بیستویکم است. هدف استارتاپ Olio این است که با تسهیل اشتراکگذاری غذاها، میزان هدررفتن آنها را تا جای ممکن کاهش کند.
در سال ۲۰۱۵، تسا کوک و ساشا سلستیالوان استارتاپ Olio را در لندن بنیانگذاری کردند. اپلیکیشن Olio افرادی که غذای اضافه دارند، با افرادی آشنا می:ند که نیازمند غذا هستند تا از هدررفتن موادغذایی جلوگیری کند. موادغذایی میتوانند خام یا پخته و بستهبندی یا باز باشند.
اهداکنندگان غذا میتوانند شخص یا شرکت تولید موادغذایی و رستوران یا فروشگاه باشند. بهعنوان مثال، برخی فروشگاههای غذایی زنجیرهای در لندن مانند Tesco بهکمک استارتاپ Olio حجم دورریز موادغذایی خود را کاهش میدهند.
البته امکانات اپلیکیشن این استارتاپ فقط به موادغذایی محدود نمیشود و کاربران میتوانند هر محصول دیگری مانند لوازمآرایشی بیاستفاده و محصولی که تاریخ انقضایشان باقی نمانده را به فردی اهدا کنند که علاقهمند به استفاده است. تنها کافی است تصویری از محصول مدنظر و توضیح کوتاهی دربارهی آن را بارگذاری کنند. سپس، اپلیکیشن این محصول را به افرادی نشان میدهد که در نزدیکی کاربر هستند و درصورت تمایل، میتوانند نحوهی دریافت محصول را در بخش پیغامهای خصوصی با یکدیگر هماهنگ کنند. تاکنون، این استارتاپ ۲.۲ میلیون دلار سرمایه جذب کرده و حدود ۳۲۰,۰۰۰ نفر کاربر دارد.
۹. استارتاپ Mimica

استارتاپ Mimica یکی دیگر از استارتاپهایی است که درزمینهی کاهش دورریز موادغذایی تلاش میکند. در انگلستان، ۶۰ درصد موادغذایی درحالی دور انداخته میشوند که هنوز سالم هستند و بهدلیل نزدیکشدن به تاریخ انقضا محتاطانه انتخاب شدهاند.
برچسبهای هوشمند Mimica که روی بستهبندی موادغذایی چسبیده میشوند، این مشکل را حل کرده و دقیقا به مصرفکنندگان میگوید چقدر تا فاسدشدن مادهی غذایی فرصت دارند. اگر برچسب نرم باشد، یعنی محصول هنوز تازه است و اگر ناهموار شود، یعنی چند ساعت بیشتر به فاسدشدن آن مادهی غذایی باقی نمانده است. این استارتاپ به مردم کمک میکند در مصرف موادغذایی صرفهجویی کنند و هزینههای خود را کاهش دهند.
برچسبهای Mimica دو قسمت دارند: ۱. قسمتی که همیشه نرم میماند تا مصرفکننده تغییر حالت قسمت دیگر برچسب را با آن مقایسه کند؛ ۲. قسمتی که برچسب همان قسمت فعال است که با فاسدشدن مادهی غذایی ناهموار میشود.
برچسبهای هوشمند Mimica مانند موادغذایی داخل آن به تغییرات آبوهوا واکنش نشان میدهند؛ بههمیندلیل، تازگی محصولات را دقیق نشان میدهند. این برچسبها با یخزدن از کار میافتند؛ بنابراین، روی محصولاتی کار نمیکنند که داخل فریزر نگهداری میشوند. همچنین، این برچسبها درحالحاضر بازیافتشدنی نیستند؛ اما از روی بستهبندی مادهی غذایی کنده میشوند و اختلالی در فرایند بازیافت بستهبندی موادغذایی ایجاد نمیکنند. از برنامههای آیندهی استارتاپ Mimica آن است که برچسبها را تجزیهشدنی تهیه کند.
هر برچسب هوشمند Mimica برای یک مادهی غذایی تهیه میشود؛ بنابراین، روی سایر موادغذایی نباید چسبانده شود؛ زیرا دراینصورت، عملکرد صحیحی ندارد.
۱۰. استارتاپ Soylent

غذاخوردن فرایندی چندمرحلهای شامل تهیهی موادغذایی، پختن، جمعشدن اعضای خانواده یا دوستان دورهم و خوردن آن است. عدهای از این فرایند لذت میبرند و ساعتها زمان برای آن صرف میکنند؛ اما عدهای دیگر تنها دنبال این هستند که موادغذایی ضروری را به بدن خود برسانند و همیشه حوصلهی آشپزی یا سفارشدادن غذا را ندارند. استارتاپ Soylent نیز برطرفکردن نیاز همین افراد را هدف قرار داده است.
Soylent پودرهای خوراکی و گیاهی تولید میکند که جایگزین موادغذایی هستند و فرایند غذاخوردن را تاحدممکن ساده میکند. از دیگر محصولات این استارتاپ، غذاهای مایعی هستند که در بطریهای بازیافتشدنی عرضه میشوند.
محصولات Soylent تمام موادغذایی ضروری برای حفظ بقای انسان را به آسانترین شکل ممکن تأمین میکند و برای افرادی مناسب است که زمان کافی برای آشپزی ندارند؛ اما خوردن غذاهای سالم را به فستفود و سایر غذاهای ناسالم ترجیح میدهند.
در سال ۲۰۱۳، راب رینهرت این استارتاپ را در آمریکا بنیانگذاری کرد و در سال ۲۰۱۴ بعد از جمع آوری ۱.۵ میلیون دلار ازطریق سرمایهگذاری جمعی (CrowdFunding) به بازار معرفی شد. فرمول تهیهی محصولات Soylent از غذاهای اصلاحشدهی ژنتیکی استفاده میکند که تأییدشدهی آکادمی ملی پزشکی است و برچسب چاپشدهی سازمان غذا و دارو روی محصولات نشان میدهد معیارهای سلامتی در تهیهی محصول رعایت شده است. محصولات Soylent فاقد هرگونه مصرف بیشازحد شکر یا چربی اشباع یا کلسترول و برای رژیم غذایی سالم مناسب هستند.
باوجوداین، این ایده چگونه بهذهن سازندهاش رسید؟ راب مهندس نرمافزار است و براساس مطالعات قبلیاش دربارهی بیوشیمی و کسب اطلاعات از وبسایت دولت آمریکا، تصمیم گرفت کل موادغذایی لازم برای بدن را یکجا تهیه کند. او ۳۵ مادهی شیمیایی ازجمله گلوکونات پتاسیم، کربنات کلسیم، فسفات مونوسدیم، مالتودکسترین، روغن زیتون و... را با آب ترکیب کرد.
او یک ماه فقط از مادهای تغذیه کرد که تهیه کرده بود و تا دو ماه بعد، مقدار مواداولیه را تغییر داد تا بهترین فرمول را ازنظر ارزش غذایی پیدا کند. او از محصول نهایی بسیار راضی بود و با این روش، هزینهای که ماهانه صرف غذا میکرد، از ۴۷۰ دلار به ۵۰ دلار کاهش داد. علاوهبراین، زمان غذاخوردن بهحداقل کاهش یافته بود؛ درحالیکه کنترل موادمغذی لازم برای بدن افزایش پیدا کرده بود.
محصولات Soylent اولینبار بهصورت اینترنتی عرضه شد. سپس، در ۸,۰۰۰ فروشگاه در سراسر آمریکا دردسترس مردم قرار گرفت. برنامهی آیندهی شرکت این است که در آینده، در فروشگاههای والمارت نیز عرضه شود.
بیامو M5 با وجود سروصدای زیاد از زمان ورود به بازار، همواره خطری جدی درمقابل خود دارد و آن مرسدس بنزE63S است. درادامه، نگاهی دقیقتر به مدل استیشن واگن این خودرو با نام E63S خواهیم انداخت.
امروزه، بیشتر خریداران خودرو بهدنبال کراساور هستند و کراساورها محبوبیت بسیاری پیدا کردهاند. درحالحاضر، استیشنها محبوبیت سالهای پیش خود را ندارند؛ اما کارایی آنها درمقایسهبا کراساورها آنقدر بهتر است که شاید لازم است دوباره به آنها روی بیاوریم.
کراساورها با ارتفاع زیادشان جذابیت ظاهری زیادی دارند؛ اما استیشن واگنها نیز امروزه دیگر خودروهای بدون هیجان نیستند و پیشرفت زیادی کردهاند. این قضیه وقتی برایتان جذابتر خواهد شد که بدانید استیشن واگنی که میخواهیم آن را بررسی کنیم، به پیشرانهی V8 تویینتوربو با قدرت ۶۰۳ اسببخار مجهز شده است. همچنین، با داشتن فضایی جادار و سیستم چهارچرخ محرک میتواند همهی مزایای کراساورها را نیز باهم داشته باشد. بله، این شما و این مرسدس بنز AMG E63S 4Matic استیشن.
قیمت
مرسدس بنز E63S ازنظر قیمتی اصلا خودرویی رقابتی محسوب نمیشود. مدل پایهی این خودرو ۱۰۶,۰۰۰ دلار قیمت دارد و قیمت مدل آزمایششده نیز باتوجهبه آپشنها به ۱۴۰,۰۰۰ دلار میرسد. مدل استیشن هیچ آپشن اضافهتری درمقایسهبا مدل سدان E63S ندارد و هر دو خودرو با آپشنهایی یکسان دردسترس قرار دارند، با این تفاوت که مدل استیشن حدود ۲,۰۰۰ دلار گرانتر است.
آپشن پکیج فیبرکربن در این خودرو بهتنهایی ۸,۵۰۰ دلار قیمت دارد و قاب آینههای جانبی و تریم داخلی و پوشش روی موتور را شامل میشود. افزونبراین، بیشتر خریداران E63S واگن ترمزهای کربن سرامیکی را برای خودروِ خود سفارش میدهند که این ترمزها بهتنهایی ۹,۰۰۰ دلار قیمت دارند. این ترمزها بهجز قدرت فراوانی که دارند، بهدلیل رنگ طلایی کالیپر ظاهر بسیار زیبایی هم برای خودرو ایجاد میکنند.
پکیج آپشنی نیز با نام پریمیوم نیز برای E63S واگن به قیمت ۳,۶۰۰ دلار آمادهی سفارش است که سیستمهای کمکی ایمنی و دوربین ۳۶۰ درجه و HUD را دربر میگیرد. پکیج Advanced Lighting نیز با قیمت ۱,۵۰۰ دلاری شامل چراغهای اصلی LED هوشمند است. برای کسانی که بیصدابودن کابین خودرو برایشان اهمیت زیادی دارد، مرسدس بنز پکیجی ۱,۱۰۰ دلاری بهنام آکوستیک عرضه میکند که شامل شیشههای عایق صدا و پوششهای صداگیر درون درها میشود و میتواند کابین ساکتتری برای سرنشینان ایجاد کند.
افراد دوستدار سروصدای اگزوز خودرو و لذت رانندگی میتوانند پکیج ۱,۲۵۰ دلاری AMG Performance را سفارش دهند تا روی خودرو سیستم اگزوز اسپرت نصب شود. درکنار این، پکیج صندلیهای اسپرت ۲,۵۰۰ دلاری نیز وجود دارند. در انتها نیز، سیستم تهویهی سهگانه به قیمت ۷۵۰ دلار سفارشدادنی است.
طراحی
مرسدس E63S سدان طراحی بسیار جذابی دارد؛ اما طراحیاش بهعنوان استشین حتی بهتر است. از هر سمتی که به این محصول اروپایی نگاه کنید، فوقالعاده است و بهخصوص رینگهای مدل AMG تأثیر بسیار مثبتی روی نمای جانبی E63S واگن گذاشتهاند. گرچه نمای جلو بسیار مشابه مدل سدان است، در نمای عقب با چراغهایی کاملا متفاوت و افقی روبهرو هستیم که بیشتر یادآور مدل اس کلاس کوپه هستند.

بزرگترین برگ برندهی مرسدس نه در طراحی بدنه، بلکه در طراحی کابین است جایی که همیشه آلمانیها کار خود را به بهترین شکل انجام میدهند. طراحی کلی کابین E63S بسیار مدرن است و پنلی شیشهای در سرتاسر بالای کنسول وجود دارد که دو نمایشگر ۱۲ اینچی را درون خود جای داده است. یکی از این نمایشگرها نقش سیستم اطلاعات و سرگرمی روی کنسول وسط را بازی میکند و دیگری هم که مقابل راننده قرار دارد، بهعنوان نشاندهندهی دیجیتالی عمل میکند.

کابین مرسدس E63S درعین زیبایی، بسیار راحت است و از مواداولیهی باکیفیتی هم در ساخت ان استفاده شده است.
راحتی
صندلیهای E63S استیشن، بهویژه مدل AMG، بهخوبی از بدن سرنشینان حمایت میکند. این صندلیها درعین اسپرتبودن، بسیار راحت هستند و در مسافرتها اصلا حس کمجابودن را به سرنشینان منتقل نمیکنند. علاوهبراین در بخش عقب، هم فضای پا و هم فضای شانهها و بالای سر کاملا بزرگ و کافی است. بااینحال، اگر E63S استیشن برای مسافرتهای طولانی و با حداکثر تعداد سرنشینان استفاده شود، صندلیهای اسپرت مناسب نیستند و این صندلیها بهدلیل کمی ابعاد بزرگتر از جای پای سرنشینان عقبی میکاهند.
فضای بار E63S استیشن واقعا فوقالعاده است و حتی با تاکردن صندلیهای ردیف دوم این فضا بازهم افزایش پیدا میکند. فضای صندوق این خودرو بهحدی بزرگ است که در هنگام اسبابکشی بهعنوان وانت میتوان از آن استفاده کرد. کف صندوق بار کاملا مسطح است و از طرفی ارتفاع خودرو کم است و درِ صندوق نیز کاملا بهسمت بالا بازمیشود؛ بدینترتیب، قراردادن و برداشتن اشیاء از درون صندوق E63S بهسادگی انجام میشود. در مرسدس E63S برخلاف اصلیترین رقیبش، یعنی پورشه پانامرا اسپرت توریزمو، قسمت چرخها اصلا به فضای صندوق بار لطمه نزده است؛ درحالیکه در پورشه بخشی از گِلگیرها به درون صندوق بار آمده و از کاربردیبودن صندوق کاسته است.
فناوری
مرسدس E63S همانند بسیاری از محصولات امروزی مرسدس بنز به سیستم MBUX مجهز است. همچنین، درون کابین بهجرئت بهترین نورپردازی داخلی در این کلاس بهچشم میخورد. نمایشگر مرکزی همهی امکانات خودرو را میتواند کنترل کند و به اپل کارپلی و اندروید اتو نیز مجهز است. امکانات این سیستم بهقدری زیاد است که از گرمکن و سردکن صندلیها گرفته تا چراغهای LED و در صندوق عقب و سیستم صوتی حرفهای را کنترل کند.
عملکرد فنی
این خودرو پیش از اینکه استشین باشد، AMG E63S است و این، یعنی اصلیترین سلاح آن زیر کاپوت نهفته است. پیشرانهی بهکاررفته V8 تویینتوربو با حجم ۴ لیتر است که میتواند ۶۰۳ اسببخار قدرت و ۸۵۰ نیوتونمتر گشتاور تولید کند. با چنین پیشرانهای، E63S میتواند در ۳.۴ ثانیه سرعت خود را از صفر به ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برساند. این شتاب فوقالعاده با کمک سیستم چهارچرخ محرک 4Matic بهدست آمده است. باایناوصاف، E63S استیشنی خانوادگی با قابلیت حمل وسایل زیاد است که یکدهم ثانیه نیز از سوپر اسپرت مرسدس بنز، یعنی AMG GTR سریعتر است.
مقالههای مرتبط:
این پیشرانه آنقدر قوی است و عملکرد مناسبی دارد که هم در دورهای میانی و هم در دورهای زیاد، موتور بهخوبی دور میگیرد و تأخیری در عملکرد آن بهچشم نمیخورد. عملکرد جعبهدنده نیز درضمن سریعبودن، کاملا بدون نقص است و در رانندگی روزمره نیز بسیار راحت ظاهر میشود و از دردسرها و اذیتهای جعبهدندههای دوکلاچه خبری نیست. این جعبهدنده هم از حالت Comfort برای استفاده روزمره برخوردار است و هم میتوان آن را در حالت دستی قرار داد و از پدالهای پشت فرمان استفاده کرد.
یکی دیگر از بخشهای مهم E63S استیشن سیستم تعلیق آن است. این سیستم تعلیق بادی تنظیمات مختلف و عملکردی عالی دارد و حتی با وجود رینگهای بزرگ ۲۰ اینچی AMG، بهخوبی از پس دستاندازها برمیآید. با قراردادن سیستم تعلیق در حالت اسپرت خودرو بهشدت خشک میشود و حرکات بدنه در پیچها بهحداقل کاهش پیدا میکند. با چنین سیستم بینقصی، با وجود وزن بیش از ۲.۲ تن، بهراحتی میتوانید پیچها را با سرعت پشتسر بگذارید. دراینبین، تنها ایراد موجود مربوطبه فرمان E63S است که اطلاعات چندان زیادی از مسیر را منتقل نمیکند.
ایمنی
با سفارش پکیج ۳,۶۰۰ دلاری پریمیوم برای E63S، این خودرو به امکانات ایمنی زیادی مجهز خواهد شد. این امکانات شامل سیستم رادار بین خطوط، سیستم هشدار نقطهی کور، سیستم کمکی رانندگی بین خطوط، سیستم کمکی فرمان و کروزکنترل هوشمند هستند. گرچه سازمان IIHS هنوز آزمایش تصادف را روی مدل E63S واگن انجام نداده، نتایج مدل سدان بسیار عالی بوده و توانسته امتیاز درخورتوجهی دریافت کند. مؤسسهی NHTSA نیز در آزمایش تصادفی که روی این خودرو انجام داد، ۵ ستارهی ایمنی کامل را به E63S داد.
مصرف سوخت
مرسدس E63S واگن نیز همانند هر محصول دیگر AMG به سوخت باکیفیت نیاز دارد. در آزمایشهای EPA، این خودرو مصرف سوخت شهری ۱۴.۷ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر و مصرف سوخت بزرگراه ۱۰.۶ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر و مصرف ترکیبی ۱۳ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر را از خود برجای گذاشت.
کریس اسکینر یکی از کارشناسان مشهور بریتانیا در حوزهی فناوری و مسائل مالی مرتبط با آن محسوب میشود. او در مقالهای، مقالهی منتشرشدهای در وبسایت مدیوم با عنوان «فیسبوک میخواهد به بزرگترین بانک مرکزی جهان تبدیل شود» نوشتهی لنس انجی را بررسی میکند. آن مقاله در پی گزارشی از نیویورکتایمز منتشر شد که موضوع عرضهی رمزارز اختصاصی فیسبوک را بررسی کرده بود.
مقالهی نیویورکتایمز با همکاری ناتانیل پاپر، نویسندهی Digital Gold: The Untold Story of Bitcoin نوشته شده است. آن مقاله به این نکته اشاره میکند که اجرای رمزارز و هماهنگکردن آن با سرویسهایی همچون واتساپ، درنهایت به جهانیشدن ارزهای دیجیتال منجر میشود. در آن مقاله میخوانیم:
پروژهی بزرگی که همه انتظارش را میکشیم، در فیسبوک بهصورت محرمانه درحالپیگیری است. آن شرکت تلاش میکند سکهای تولید کند که کاربران واتساپ بتوانند بهراحتی برای یکدیگر ارسال کنند. این اخبار از قول ۵ نفر مرتبط با پروژه بیان شدند که بهدلیل قوانین حفظ اسرار، نام خود را فاش نکردند. چهار نفر دیگر نیز در مصاحبههایی گفتند پروژهی فیسبوک بهحدی جدی است که آنها مذاکره با صرافیهای رمزارز برای فروش آن سکه به عموم مردم را نیز شروع کردهاند.
طبق ادعای ۳ فرد آشنا به موضوع، فیسبوک ۵۰ مهندس را برای آن پروژه بهکار گرفته است. وبسایتی بهنام The Block پیگیر آگهیهای استخدام فیسبوک برای پروژهی جدید بود. آن پروژه با رهبری دیوید مارکوس، مدیر قبلی پیپال، پیگیری میشود.

لنس در بررسی مقالهی نیویورکتایمز مینویسد:
در اپلیکیشنهای مسنجر و واتساپ و اینستاگرام که دراختیار فیسبوک هستند، ۲.۷ میلیارد کاربر فعالیت میکنند. اگر فیسبوک تصمیم بگیرد سکهی دیجیتال خود را با سبدی از ارزهای بینالمللی پشتیبانی کند، قطعا به بزرگترین بانک مرکزی جهان تبدیل خواهد شد؛ چراکه آن نوع از پشتیبانی فقط کار بانکهای مرکزی است. آنها پول را با پشتوانهی اقتصاد کشورشان و ذخیرههای ارزی بینالمللی چاپ میکنند.
فعالیت فیسبوک نهتنها در تاریخ اقتصاد جهان جاودانه خواهد شد؛ بلکه تهدیدی برای غولهای کنونی مالی در جهان هم خواهد بود.
بههرحال، نگارندههای مقالهی نیویورک تایمز هشداری نیز در نوشتههای خود گنجاندهاند:
شرکتهای پیامرسان هم با موانع بسیار و مشابهی روبهرو میشوند که بیتکوین را نیز از تبدیلشدن به پدیدهای مرکزی و مشهور دور کرد. نبود نظارت و کنترل مرکزی روی رمزارزها همچون دولت یا بانک، آنها را برای مجرمان جذاب و مفید میکند. بهعلاوه، طراحی شبکههای کامپیوتری که آنها را مدیریت میکند، مدیریت تعداد زیاد تراکنش را دشوار میکند.
کریس اعتقاد دارد شاید برنامههای پیش رو در فیسبوک، بتواند بهعنوان سیستم تبادل استفاده شود؛ اما قطعا بهعنوان دارایی برای ذخیرهی ارزش کارایی نخواهد داشت. اگر آن برنامه اجرا شود و کاربران بتوانند با هزینههای ارزان برای دوستان خود در سرتاسر جهان ازطریق واتساپ یا اینستاگرام یا مسنجر پول واریز کنند، قطعا استقبال چشمگیری درانتظار فیسبوک خواهد بود. چنان وضعیتی، تهدیدی جدی هم برای شرکتهایی همچون Western Union و Transwise محسوب میشود.

در بحث ذخیرهسازی ارزش، فیسبوک و زیرمجموعههایش با مشکل بزرگ بهنام بیاعتمادی مردم روبهرو هستند. آنها تقریبا هیچ اعتمادی از مردم دریافت نمیکنند. رخدادهای متنوع نقض حریم خصوصی و فروش دادههای کاربران، تاکنون به دفعات به غول شبکههای اجتماعی ضربه زدهاند. بهعلاوه، گسترش اخبار دروغین ازطریق شبکههای فیسبوک، مشکلی اساسی برای آنها محسوب میشود.
مقالههای مرتبط:
با آنکه فیسبوک میگوید مشغول کار روی مسائل حریم خصوصی و دادههای شخصی کاربران است، اکثر مردم و کارشناسان آن را برنامهای برای بهبود روابطعمومی میدانند و اعتماد جدیدی در پی آن نخواهد بود. درواقع، بهاحتمال زیاد همهی آن مانورهای تبلیغاتی دربارهی احترام به حریم خصوصی، با هدف افزایش ارزش سهام شرکت انجام شدهاند.
یکی از مشکلات اصلی در اجرای رمزارز اختصاصی فیسبوک، خودِ آن شرکت و مدل ورود به بازار است. ساختار هستهای کسبوکار آنها بهرهگیری از دادههای کاربران برای فروش بیشتر محسوب میشود. بههمیندلیل، آن شرکت بارها حریم خصوصی را نقض کرد و هرروز بیشازپیش، با نگرانی و گاه نفرت آنها روبهرو میشود.
بههرحال، فیسبوک، بهویژه در زمینهی تمرکز اصلی خودش، یعنی شبکههای اجتماعی و پیامرسانی، با مشکلات متعددی روبهرو میشود. تبلیغات متعدد و سیاستهای درآمدزایی آنها نرخ بازدید و استفاده از سرویسهای اجتماعی را از ۵۳ درصد در سال ۲۰۱۶ به ۴۴.۶ درصد در سال ۲۰۱۹ رساند. بهعلاوه، مشکلات قانونی هم هنوز آنها را تهدید میکنند که آیندهی فیسبوک را در هالهای از ابهام قرار میدهد.
درنهایت، مشکلات قانونی مانع بزرگی محسوب میشوند که بر سر راه فیسبوک در مسیر احتمالی مالی قرار دارند. اگر آنها بخواهند سرویسی بیش از امکان جابهجایی پول به کاربران ارائه دهند و بهنوعی وارد تجارتهای مالی شوند، با قانونگذاریهایی بهمراتب دشوارتر روبهرو خواهند بود که قطعا از قوانین و محدودیتهای کنونی در حوزهی شبکههای اجتماعی بیشتر است.
ردیابی اطلاعات مختلف در گوشیهای هوشمند یکی از موضوعاتی است که با وجود مزایایش، با مشکلات بسیاری نیز همراه است. امکان موقعیتیابی در یافتن مسیرها بسیار مفید است و درعینحال، باعث میشود اطلاعاتتان دراختیار کسانی قرار گیرد که برای ارسال تبلیغات یا اهداف ناشناختهی دیگر از آن استفاده میکنند. بااینحال، راههایی برای جلوگیری از استفادههای ناصحیح از این اطلاعات وجود دارد.
گوشی هوشمند شما میداند که درحالحاضر، کجا ایستاده یا نشستهاید. خیلی از مردم این موضوع را میدانند؛ اما راه بهتری هم برای استفاده از GPS وجود دارد؟ ویژگی موقعیتیابی در گوشیهای هوشمند برای یافتن مسیرها بسیار مفید است؛ اما باعث میشود برخی از شرکتهای بزرگ تکنولوژی بتوانند با استفاده از این اطلاعات، محصولات خود را به شما بفروشند.
«آگهیهای تبلیغاتی هدفدارشده» انواعی از تبلیغات هستند که هرروز صفحهی نمایش گوشی شما را مملو از تبلیغات میکنند. این تبلیغات از روزی به روز دیگر و از مکانی به مکان دیگر متغیر خواهند بود. فیسبوک، اپل،مایکروسافت، آمازون، گوگل و شرکتهای بسیار دیگری از این تبلیغات درآمد دارند و اطلاعات مکانی کاربران گوشیهای هوشمند در میزان درآمد آنها تأثیر بسیار دارد.
مقالههای مرتبط:
بااینحال، چرا گوشی هوشمند این اجازه را دارد که بتواند این اطلاعات را به دریافتکنندگانی تحویل دهد که نمیشناسید؟ پاسخ ساده است: شما خودتان این اجازه را دادهاید. قوانین و قراردادهای اشتراکگذاری داده برای هر نرمافزار معمولا در چندین صفحه نوشته میشود.
برخی شرکتها توضیحات معقولی برای ردیابی اطلاعات فردی کاربران ارائه میدهند. باری مثال، شرکت اپل به بهانهی جلوگیری از تقلب، این اجازه را درخواست میکند؛ اجازهای که بهنوعی نقض حریم خصوصی است.
درهرحال، از هر گوشی هوشمند با هر سیستمعاملی که استفاده میکنید، وقتی به اینترنت وصل میشوید، ممکن است ردیابی شوید. اگر این موضوع آزارتان میدهد، باید تدبیری برای این مشکل بیندیشید. در این مقاله، تعدادی از راهحلها را معرفی میکنیم.
۱. غیرفعالسازی تنظیمات موقعیتیابی در گوشی هوشمند

هم در سیستمعامل اندروید و هم در IOS، این امکان وجود دارد که موقعیتیابی را غیرفعال کنید؛ اما این امکان بهراحتی دردسترس نیست و در لایههایی از تنظیمات حریم خصوصی پنهان شده است. در این سیستمعاملها، حالت پیشفرض این است که موقعیتهای مکانی روزانهی شما را ثبت کند. این عملکرد با عنوان «مکانهای معمول» (Frequent Locations) موقعیت مکانی شما و زمانی را ثبت میکند که در هر مکان میمانید. حتی این سیستم براساس زمانی که در هر مکان ماندهاید و تعداد دفعاتی که به آنجا رفتهاید، میداند محل زندگی و کارتان کجا قرار دارد.
اگر تاکنون این بخش از نرمافزار را تنظیم نکردهاید، میتوانید آن را غیرفعال کنید. در اینجا، روش غیرفعالکردن آن را آموزش میدهیم؛ اما ممکن است براساس نوع گوشی هوشمند و سیستمعامل آن، نیاز داشته باشید قدری بیشتر در بخشهای مختلف آن جستوجو کنید.
- به بخش تنظیمات بروید.
- قسمت حریم خصوصی را انتخاب کنید.
- سرویس موقعیت مکانی را انتخاب کنید.
- در این صفحه، سرویسهای مربوطبه سیستم را بیابید.
- «مکانهای معمول» (Significant Locations) را انتخاب کنید تا گزارش ثبتشده از مکانهایی را ببینید که معمولا در آنجا بودهاید. این ویژگی را از حالت انتخاب خارج کنید تا غیرفعال شود.
- در اینجا، میتوانید با کلیک روی «حذفکردن سابقه» (Clear History) گزارش موجود از مکانهای خود را حذف کنید.
تغییر تنظیمات موقعیت مکانی در سیستمهای اندرویدی
- به بخش تنظیمات بروید.
- قسمت «موقعیت مکانی» را پیدا کنید.
- در این قسمت، «تنظیمات مکانی گوگل» را انتخاب کنید.
- روی «گزارش موقعیت مکانی» و «سابقهی مکانی» بزنید و آن را به حالت غیرفعال درآورید.
- برای حذف سابقهی مکانی خود، روی گزینهی «حذف سابقهی مکانی» در پایین صفحه و بعد از «سابقهی مکانی» کلیک کنید.
- برای هریک از حسابهای کاربری گوگل موجود در گوشی خود، این روند را تکرار کنید.
۲. محدودسازی تبلیغات مبتنی بر موقعیت مکانی

اینکه بدانید موقعیت مکانی شما را شرکتهایی ناشناس ردیابی و از آن استفاده میکنند، بسیار آزاردهنده خواهد بود و باعث میشود بخواهید تبلیغات بهنمایشدرآمده در گوشی خود را حذف کنید. در بخش تنظیمات داخلی سیستمعاملهای اندروید و iOS این امکان وجود دارد که بتوانید ردیابی موقعیت مکانی و فعالیت گوشی را بهحداقل برسانید.
این تنظیمات نمیتوانند باعث شوند شرکتهای تبلیغاتی از ادامهی ردیابی فعالیتهایتان بازبمانند و حتی تعداد تبلیغات نمایشدادهشده را کاهش نمیدهند. باوجوداین، اجازه میدهند شناسهی کاربری خود را تغییر دهید که در تبلیغات بهکار میرود. با این کار، دیگر با تبلیغات هدفدار مرتبط با نرمافزارهای نصبشده روی گوشی هوشمند ارتباط نرمافزاری نخواهید داشت و محدودیتهای اعمالشده بهتر عمل خواهند کرد.
روش اعمال این محدودیتها در اندروید و iOS بدینترتیب است:
برای آیفون یا آیپد یا آیپد لمسی
- بخش تنظیمات را بازکنید.
- به قسمت حریم خصوصی بروید.
- قسمت «محدودسازی ردیابی توسط تبلیغات» را غیرفعال کنید.
در این قسمت، همچنین میتوانید شناسهی کاربری خودتان را تغییر دهید تا دیگر ارتباطی با تبلیغاتی نداشته باشید که پیشازاین دریافت کردهاید؛ چون شناسهی کاربری شما مشخصهای است که برای ارسال تبلیغات بهکار گرفته میشود. درواقع، با این کار شما کاربر متفاوتی درمقایسهبا حالت قبل خواهید بود.
برای اندروید
- به بخش تنظیمات بروید.
- گوگل را انتخاب کنید.
- قسمت تبلیغات را انتخاب کنید.
- قسمت تنظیمات مربوطبه « شخصیسازی تبلیغات» را غیرفعال کنید.
۳. اجازه ندهید گوگل همهی تغییر مکانهای شما را ردیابی کند
اخیرا گوگل متهم شده حتی وقتی سرویس «موقعیتیابی» را در گوشیهایتان غیرفعال میکنید، بازهم موقعیت مکانی شما را ردیابی میکند. اگر میخواهید سیستم موقعیتیابی گوگل را به بهترین شکل غیرفعال کنید، به شما شیوهای را معرفی میکنیم که امتحانکردنش ضرر ندارد.
فعالیتهای نرمافزارها و اینترنت را خاموش کنید

- وارد حساب کاربری گوگل خود شوید.
- در بخش «اطلاعات شخصی و حریم خصوصی» روی «اطلاعات شخصی» کلیک کنید.
- در سمت چپ، روی «مدیریت فعالیت در گوگل» (Manage your Google activity) کلیک کنید و سپس، «کنترل فعالیت» (Go to Activity Controls) را انتخاب کنید.
در اینجا، میتوانید ذخیرهشدن اطلاعات مختلف را متوقف کنید. فعالبودن این گزینه باعث ذخیرهی اطلاعات مختلف شما در حساب کاربریتان خواهد شد. درواقع، خاموشکردن «سابقهی مکانی» کاملا موقعیتیابی گوگل را متوقف نمیکند. با این کار، تغییرات مکانی شما در اطلاعات روزانهی مکانی شما ذخیره نمیشود؛ اما همچنان در بخش فعالیتهای مربوطبه اینترنت و نرمافزارها دسترسی به موقعیت مکانی وجود دارد. بنابراین، با غیرفعالکردن تنظیمات «فعالیتهای نرمافزاری و اینترنتی» ذخیرهسازی موقعیت مکانی شما بهوسیلهی سرویسهای گوگل در گوشی هوشمندتان کاملا متوقف خواهد شد.
۴. از مرورگر حافظ حریم خصوصی برای بازکردن صفحات وب استفاده کنید

بسیاری از کاربران اینترنت با مرورگرهای حافظ حریم خصوصی برای صفحات وب آشنا هستند. نمونههای کمتر شناختهشدهی آنها به شما اجازه میدهند با گوشی هوشمند خود بهصورت ناشناس در اینترنت جستوجو کنید. یکی از این مرورگرها Mozilla Firefox Focus app است که رایگان دراختیار کاربران قرار میگیرد. این نرمافزار به شما اجازه میدهد بهصورت ناشناس در اینترنت فعالیت کنید. علاوهبراین، تبلیغها و تحلیلها و ردیابیهای اجتماعی را متوقف میکند و پس از هربار بستهشدن، تمام رمزعبورهایی که استفاده کردهاید و سابقهی فعالیت شما را از مرورگر حذف میکند. علاوهبر این مرورگر، نسخههای موبایلی گوگلکروم و مایکروسافت اِج (Microsoft Edge) هم حالتهایی با عنوان Incognito یا InPrivate دارند که در آنها، ناشناس و خصوصی میتوان فعالیت کرد.
اگر نمیخواهید از مرورگرهای مربوطبه شرکتهای بزرگ استفاده کنید که امکان ردیابی اطلاعات را دارند، از مرورگرهایی مانند دلفین (Dolphin Browser) میتوانید بهره ببرید. اگر از گوشیهای هوشمند سامسونگ استفاده میکنید، از مرورگرهای داخلی مخصوص این گوشیها استفاده کنید. مرورگرهای سامسونگ از وجود تنظیمات داخلی بهره میبرند که باعث میشود وبسایتهای دیگر نتوانند فعالیتهای شما را ردیابی کنند. اگر دوست ندارید مرورگر شما مانند گوگل تمام آنچه را ذخیره کند که در اینترنت جستوجو کردهاید، میتوانید از مرورگرهایی مانند Yippy و DuckDuckGo و lxquick استفاده کنید که کمتر از گوگل تاریخچهی جستوجو را ذخیره میکنند.
۵. حسابهای کاربری آنلاین خود را بررسی کنید

واقعیت این است که از لحظهای که حساب کاربری در وبسایت یا شبکهای مانند گوگل یا فیسبوک یا مایکروسافت ایجاد میکنید، به آنها اجازه میدهید اطلاعاتی دربارهی موقعیت مکانی و ویژگیهای شخصی و انتخابهایتان بهدست آورند. الگوریتمی که آنها استفاده میکنند، باعث میشود همهی کلیکهای شما را ثبت و ضبط کنند. دادههای بهدستآمده از آنها در تبلیغات و پستهای مرتبطی بهکار میرود که گاهی به شما پیشنهاد داده میشود.
خوشبختانه همهی این شرکتها این امکان را به شما میدهند که بتوانید تنظیماتی انجام دهید تا ردیابی اطلاعاتتان برای ارسال تبلیغات مرتبط محدود شود. بهعنوان مثال، گوگل و مایکروسافت در بخش «حریم خصوصی» امکان کنترل حساب کاربری را فراهم کردهاند. در این بخش، همچنین میتوانید بفهمید این شرکتها چه اطلاعاتی از شما دراختیار دارند. گوگل اخیرا سعی کرده تنظیمات مربوطبه تبلیغات در حساب گوگل را سادهتر کند تا آسانتر بتوانید ردیابیهایی را کنترل و محدود کنید که برای شرکتهای تبلیغاتی انجام میشود.
فیسبوک هم این امکان را ایجاد کرده که بتوانید امکان ردیابی را از آن سلب کنید تا فعالیتهایتان در اینترنت را این شرکت ردیابی نکند. همچنین، این شرکت درحالتوسعهی نرمافزارهای کمکی است که باعث میشود کنترل و محدودسازی ردیابی در فیسبوک راحتتر و بهتر شود.
۶. دریافتنکردن تبلیغات

خوشبختانه این امکان وجود دارد که بتوانید از فهرست دریافت تبلیغات موضوعی خارج شوید. البته، شاید دربارهی همهی آنها کارایی نداشته باشد؛ اما میتوان دریافت بیشتر آنها را متوقف کرد. اتحاد تبلیغات دیجیتال (Digital Advertising Alliance) بخشی با عنوان «انتخاب کاربران» دارد که در این بخش، میتوانید متوجه شوید کدامیک از اعضای این اتحاد روی کامپیوتر یا گوشی هوشمندتان تبلیغات میفرستند.
وقتی اولینبار این وبسایت را بازمیکنید، بهصورت خودکار کامپیوترتان اسکن میشود و پس از اتمام اسکن، فهرستی از شرکتهای ارسالکنندهی تبلیغات به شما نشان داده خواهد شد. با استفاده از این فهرست میتوانید از روشهایی مطلع شوید که این شرکتها برای ارسال تبلیغات مرتبط با علایق کاربران استفاده میکنند و با حذف اطلاعاتی که بهعنوان علایق شما در مروگر شخصی خودتان ذخیره شده، دریافت این تبلیغات را محدود کنید.
نکتهی مهم این است که با این کار، دریافت تبلیغات آنلاین کاملا متوقف نمیشود؛ بلکه شرکتها دیگر نمیتوانند تبلیغات هدفدار یا مرتبط با علایق شخصیتان را ارسال کنند. گفتنی است علایق شما براساس دادههایی تشخیص داده میشوند که به این شرکتها داده میشود.
۷. دستیار مجازی خود را بررسی کنید

امروزه، استفاده از دستیارهای مجازی مانند سیری (Siri) و دستیار گوگل (Google assistant) روبهافزایش است و باعث شده گوشیهای هوشمند، تنها برای تماس و چت استفاده نشوند. این دستیارها این امکان را به ما میدهند که با فرمان صوتی با آنها ارتباط برقرار کنیم.
وقتی کلمات خاصی ادا میکنید که برای فعالکردن این دستیارها لازم است، فایل صوتی شما در سرورهای اپل یا آمازون یا گوگل ذخیرهسازی و پردازش میشود. مانند همهی روشهای ردیابی اطلاعات موجود، ممکن است فایل صوتی شما هم احتمالا بهصورت ناشناس دقیقتر پردازش شود و سپس، برای تشخیص الگوی رفتاری و نهایتا ارسال تبلیغات هدفدار برایتان استفاده شود.
۸. دسترسیهای موجود در نرمافزارهای استفادهشدهی خود را کنترل کنید

برای نصب هر اپلیکیشن دسترسیهایی لازم است که در گوگلپلی یا اپاستور قید شدهاند. قبل از نصب اپلیکیشن، این دسترسیها را کنترل کنید. گوشیهای اندروید هنگام نصب اپلیکیشن دسترسیهای موردنیاز را به شما نمایش میدهند. در گوشیهای iOS، ازطریق Pop-up با اعلان اینکه دسترسیهای خاصی لازم است، به شما اعلام میکند باید اجازهی دسترسی بدهید.
برخی اپلیکیشنها هنگام نصب از شما درخواست میکنند اجازهی دسترسی به اطلاعات بیشتری را بدهید. اطلاعات حاصل از این دسترسیها ممکن است برای ارسال تبلیغات استفاده شوند. بههمیندلیل، بررسی «اجازهی دسترسیهایی که به اپلیکیشنها دادهاید»، میتواند نتایج خوبی داشته باشد. این کار باعث میشود بر «حریم خصوصی» گوشی خود نظارت بیشتری داشته باشید و از جاسوسی برخی اپلیکیشنها جلوگیری کنید که از اعتمادتان سوءاستفاده میکنند. علاوهبراین، میتوانید اپلیکیشنهای فعال در پسزمینه را متوقف کنید تا زمان شارژدهی باتری گوشی بیشتر شود.
در سال ۲۰۱۸ به سر میبریم و تکنولوژی تلفن همراه کاملا وارد زندگی همهی ما شده است. همهی ما زمان زیادی را با گوشی هوشمندها، تبلتها و گجتهای پوشیدنی میگذرانیم و گاهی بهراحتی فراموش میکنیم، زمانی هیچکدام از اینها وجود نداشتند. باتوجهبه افزایش روز افزون استفاده از تلفن همراه و دیگر دستگاههای مشابه، تاثیر تابش آن بر سلامت انسان موضوع پژوهشهای مختلفی در سراسر جهان بوده است. از سال ۲۰۱۵، حدود ۷٫۴ میلیارد دستگاه تلفن همراه فروخته شده، هر چند کاربران واقعی باتوجهبه اینکه برخی بیش از یک دستگاه تلفن دارند، از این کمتر است. اما همین مسئله باعث نگرانی بسیاری از پژوهشگران شده است.
در این گزارش با یک نگاه کلی، به طبقهبندی امواج الکترومغناطیس به دو دسته مضر وغیرمضر برای انسان پرداخته و معیارهای مورد استفاده در دستهبندی امواج را مورد ارزیابی قرار میدهیم.
تابشهای یونیزان و تابش های غیریونیزان
تابش الکترومغناطیس درواقع شامل هر نوع موج الکترومغناطیس (و همچنین برخی امواج گسیل شده از ذرات رادیواکتیو) همچون اشعه گاما، اشعه ایکس، نور ماوراء بنفش، نور مرئی، نور مادون قرمز، موج میلیمتری، مایکروویو و امواج در طیف فرکانسهای کم رادیویی میشود.
امواج طیف الکترومغناطیس بسته به انرژی موج، و مضر بودن یا مضر نبودن آن برای سلامتی انسان، قابل تفکیک به دو دسته بزرگ است: تابش یونیزان و تابش غیریونیزان. تابشهای یونیزان (اشعه ماوراء بنفش، اشعه ایکس و پرتو گاما) دارای انرژی کافی در یک فوتون (کوچکترین بسته انرژی) برای جدا کردن الکترونها از اتمها یا شکستن پیوندهای شیمیایی هستند. به همین علت است که اشعه ایکس از نوع موج - پیوسته استفاده نمیشود و نوع پالسی آن با برهههای زمانی بسیار کوتاه (مثلا در یک نوع قدیمی، عرض پالس ۸٫۳۳ میلیثانیه نیز بوده است) مورد استفاده قرار میگیرد، همچنین هنگام تصویربرداری اشعهی ایکس در مطب دندانپزشکی از جلیقهی مخصوص استفاده میکنیم یا توصیه میشود که هنگام قرار گرفتن در معرض تابش نور خورشید از کرمهای ضد آفتاب استفاده کنیم، چرا که انتهای طیف نور مرئی اشعه مافوق بنفش وجود دارد که جزو تابشهای یونیزان است و بافتهای زنده را تخریب میکند.
مقالههای مرتبط:
واضح است که نمیتوان از منابع تابشهای یونیزان طبیعی (رادون، پرتوهای کیهانی در هنگام پرواز در هواپیما) و مصنوعی (اشعه ایکس) بهطور کامل اجتناب کرد، اما توصیه میشود که میزان قرار گرفتن در معرض این تشعشعات را به حداقل برسانیم. تابشهای یونیزان با فرکانس بالا، انرژی کافی برای شکستن پیوندهای شیمیایی را دارند. پرتوهای ایکس و گاما دارای فرکانس بسیار بالایی هستند که از محدودهی ۱۰۰ میلیارد میلیارد هرتز شروع میشوند. این تابشها، طول موجهای بسیار کوتاهی در حدود ۱ میلیون میلیونم متر دارند. این نوع تابشها، انرژی کافی برای حتی ازبینبردن الکترونها را دارند و تابشهای بسیار پرانرژی از آنها نیز توانایی شکافتن هستهی اتم را دارد.
تابش غیریونیزان شامل اکثر طیف نوری است که ما در معرض آن قرار میگیریم: نور قابل مشاهدهی لامپها، نور مادون قرمز اجاق، امواج وایفای، تلفنهای همراه و امواج رادیویی در پایین طیف الکترومغناطیس همگی در این دسته قرار میگیرند. دوزهای کوچکی از تابشهای غیریونیزان برای سلامتی بافتهای زنده مضر نیستند، زیرا یک فوتون، انرژی کافی برای یونیزه کردن اتمها یا تجزیهی مولکولها را ندارد.

توان تابشی ساطعشده در جادهها و مناطقی که دسترسی پایین گوشی به اولین سایت BTS وجود دارد، بالا است.
اشعههای غیریونیزان از اشعههایی با فرکانس بسیار پایین تا اشعهی مایکروویو و اشعهی مافوق بنفش را شامل میشوند. تابشهای الکترومغناطیس با فرکانس بسیار پایین، طول موجهای بسیار طولانی (یک میلیون متر یا بیشتر) دارد و دارای فرکانسهایی در محدودهی ۱۰۰ هرتز یا کمتر هستند. امواج با فرکانسهای رادیویی دارای طول موج بین ۱ تا ۱۰۰ متر و فرکانسهایی در محدودهی ۱ میلیون تا ۱۰۰ میلیون هرتز هستند. مایکروویوهایی که ما برای گرم کردن غذا از آن استفاده میکنیم، طول موجهایی حدود ۱ سانتیمتر دارند و دارای محدودهی فرکانس ۲٫۵ میلیارد هرتز هستند.
حتی تابش غیریونیزان نیز میتواند در دوزهای بسیار زیاد، مضر باشد. بهعنوان مثال، نور لیزر مرئی با انرژی کافی (حداقل چند صد برابر بیشتر از اشارهگرهای لیزری که مورد استفاده عموم است) اگر در یک نقطه به اندازهی کافی متمرکز شود، پوست را میسوزاند و اگر روی چشم قرار بگیرد، قطعاً باعث آسیب دیدن دائمی پرده شبکیه چشم میشود.
تلفنهای همراه چه فرکانسهایی ساطع یا دریافت میکنند و منبع تابش آنها چیست؟
فرکانسهای امواج مرتبط با تلفنهای همراه (در شبکههای سلولار تا نسل 4.5G) بین ۸۰۰ تا ۲۶۰۰ مگاهرتز متغیرند؛ اما فرکانسهای ۹۰۰ تا ۱۸۰۰ مگاهرتز (شبکههای سلولار 2G و 3G) رایجترین آنها هستند. میزان توان تابشی ساطعشده از یک تلفن همراه در طول یک تماس و بسته به اینکه نزدیکترین سایت BTS در چه فاصلهای از آن قرار دارد، متغییر است. هنگام برقراری تماس اگرچه تنها چند ثانیه طول میکشد، و همچنین هنگامی که دسترسی گوشی به اولین سایت BTS بسیار زیاد است مانند جادهها، بیشتر است. این مقدار شاید در شروع یک تماس تا ۲ وات باشد و میتواند در حالتهای بهینه به اعداد بسیار کوچک تا یک ده هزارم وات برسد. البته، اکثر مردم دیگر خیلی کم از تلفنهای همراه برای برقراری تماس صوتی استفاده میکنند و بیشتر زمان آنها صرف انجام کارهای دیگری با گوشی هوشمندشان میشود (مانند حضور در شبکههای اجتماعی یا انجام بازیهای اینترنتی برخط)؛ اما اجازه دهید که از این مثال بهعنوان بدترین حالت ممکن استفاده کنیم.
آیا تابش تلفن همراه میتواند به انسان صدمه وارد کند؟
تابشهای ناشی از اجاقهای مایکروویو، روی مرکز دایره چرخان درون اجاق که غذا در آنجا قرار میگیرد، حدود ۷۰۰ وات انرژی متمرکز میکنند که صدها برابر بیشتر از حداکثر تابش یک تلفن همراه است (و هزاران بار بیشتر از چیزی است که تلفنهای همراه در طول اکثر تماسهای شما ساطع میکنند. خوشبختانه این انرژی فقط روی محل غذای درون اجاق متمرکز میشود که باعث گرم شدنکردن غذا میشود، و فقط مقدار بسیار بسیار ناچیزی از آن از بدنه اجاق به بیرون درز پیدا میکند که مخاطرات ناشی از آن هم با فاصله گرفتن از اجاق در حال کار، قابل حل است.
برای ارزیابی میزان تاثیر امواج بر بافت زنده از معیاری با نام چگالیِ سطحیِ توانِ موجِ الکترومغناطیس استفاده میشود. در این ارزیابی، سطح مقطع مؤثر برابر با آن مساحتی است که در راستای عمود بر جهت تابش قرار میگیرد. به تعبیر ساده، اگر بهصورت عمودی ایستاده باشید و تابش از روبهرو و عمود بر قامت شما اعمال شود، میزان چگالی سطحی توان موج الکترومغناطیس مؤثر بر بدن شما، با حالتی که مثلاً در همان ناحیه و بهصورت مستقیم و در راستای تابش، روی زمین دراز کشیده باشید، متفاوت خواهد بود.

اجاقهای مایکروویو در هنگام کار انرژی تابشی تا صدها برابر بیشتر از تلفنهای همراه متمرکز میکنند
در تاثیر تابشها بر بدن، برآوردِ «عمق نفوذ» تابش الکترومغناطیس با توان مشخص بر یک موجود زنده، بهطور عمومی دو عامل تعیینکننده وجود دارد: میزان رطوبت بافت زنده و مقدار فرکانس موج تابشی. اگر بخواهیم روی تعبیر بافت زنده اندکی دقیقتر شویم، باید به لایههای بیرونی در بدن انسان اشاره کنیم. برای مثال روی ساعد دست خود را در نظر بگیرید. فرض میکنیم امواج الکترومغناطیس بر این بخش از بدن فرد تابانده میشود. امواج برای تاثیر بافت زندهی واقع در زیر این ناحیه، بایستی بتوانند از لایههای مو، پوست، چربی زیرین پوست (و درمورد مغز، از استخوان) عبور کنند و درنهایت به مواردی همچون گوشت برسند که دارای رگهای خونی هستند، و در این توضیح از آنها با تعبیر بافت زنده یاد کردیم، توجه داشته باشید که خون در جریان، قادر به تهویه گرمایی است که در اثر تابش موج در محل تابش ایجاد میشود.
اما در مورد تابش امواج الکترومغناطیس بر چشم انسان، باید در نظر داشته باشیم که چشم انسان اگرچه دارای پوست نیست، ولی خود عدسی چشم بهنوعی یک چربی شفاف است، اما از هیچ نوع رگهای خونی در عدسی خبری نیست، چرا که جلوی دید را میگیرند، بنابراین عدسی چشم با حرکت خون درون رگهای خونی قادر به تهویه گرما نیست، و در بدترین حالت در اثر تابش ممتد، مانند حالتی که کاربر خوابش برده باشد و تلفن همراه او زیر متکا درست در مقابل چشم او قرار گرفته باشد و پلکهای او هم نیمهباز مانده باشد، امکان بروز آب مروارید وجود دارد.
بنا بر رابطهی فیزیکی اولیه بین توان و انرژی، احتمالا همهی ما میدانیم که انرژی خالص مؤثر بر یک سطح باتوجهبه مدت زمان تابش موج روی سطح و توان موج و عمق نفوذ میتواند محاسبه شود. انرژی ناشی از امواج غیریونیزانی که توان تخریب بافت را ندارند، تاثیر خود را در این بخشهای بدن بهصورت افزایش انرژی حرارتی و افزایش دما نشان میدهند.
نتایج پژوهشهای اخیر که در مورد تلفنهای همراه انجام گرفته و شواهدی از بروز سرطان در موشها کشف کردهاند، به هیچوجه نمیتوان مستقیما به انسان تعمیم داد. در یکی از این پژوهشها، موشهای مورد بررسی در معرض چگالی تابشی از ۱٫۵، ۳ یا ۶ وات بر کیلوگرم قرار گرفتند. میزان نرخ جذب ویژه (SAR)، مقادیر جذب فرکانسهایی رادیویی توسط بافتهای بدن است و بر حسب وات بر کیلوگرم اندازهگیری میشود، و بالاترین نرخ جذب ویژه مجاز در ایالات متحده، ۱٫۶ وات بهازای هر کیلوگرم از وزن بدن است، بنابراین قابل درک است که شرایط آزمایش موش قابل تعمیم روی شرایط پرتوگیری انسان از تلفنهای همراه نیست.
اگر بخواهیم این میزان تابشی را که موشها در معرض آن قرار گرفتند، برای انسان محاسبه کنیم، مقدار مورد نظر ما میتواند معادل یک فرد ۱۰۰ کیلوگرمی تا انرژی تابشی ۶۰۰ وات باشد. اما همانطور که قبلا گفته شد، تلفنهای همراه، انرژی تابشی تا صدها برابر ضعیفتر ایجاد میکنند.
تلفنهای همراه چه نوع تابشهایی پدید میآورند؟
گوشیهای هوشمند که در اختیار ما قرار دارند، تابش غیریونیزان ایجاد میکنند، آن هم در سطح فرکانس فوقالعاده پایین، نسبت به امواج یونیزان، یعنی حدود یک میلیون بار کمتر! فرکانسهای ورودی و خروجی تلفن همراه، متغییر هستند. ارتباطات وایفای بین پنج فرکانس اصلی کار میکنند: ۲٫۴، ۳٫۶،۴٫۹، ۵، ۵٫۹ گیگاهرتز. بلوتوث هم در محدوده فرکانس ۲٫۴ گیگاهرتز کار میکند. اتصال با شبکهی مخابراتی تلفن همراه دارای امواج با فرکانسهای مختلفی از ۸۰۰ مگاهرتز تا ۲٫۶ گیگاهرتز است. تمامیفرکانسهای خروجی و ورودی تلفنهای همراه حتی به فرکانسهای رادیویی موجود در اشعهی ایکس یا پرتوهای فرابنفش که ضرری ندارند، نزدیک هم نیستند.
تابشهای تلفن همراه چه ضرری برای انسان دارند؟
با اطمینان بسیار بالایی میتوان گفت که اثراتی که امواج با فرکانسهای رادیویی میتوانند بر بدن انسان داشته باشد، هیچ ارتباطی با سرطان یا تومور ندارد. در این مورد، چگونگی افزایش دمای بافتهای زنده انسان در اثر تابش امواج رادیویی از گوشی هوشمند اهمیت دارد. بنابراین و با گذشت زمان، انرژی جذب شده در بافت زنده بالا میرود، بااینحال، اگر فکر میکنید این افزایش انرژی میتواند منجر به آسیب شود، باید بگوییم که اینطور نیست. چرا که بیشتر انرژی تولیدشده توسط امواج با فرکانس رادیویی تلفنهای همراه، توسط پوست و دیگر بافتهای سطحی جذب میشود، مقداری نیز در اثر جابهجایی گرما در بدن انسان به هوای اطراف منتقل شود.

بیشتر انرژی امواج با فرکانس رادیویی بهوسیله پوست و بافتهای سطحی جذب میشود
این منجر به افزایش ناچیز دما در مغز و بخشهای مهم دیگر از بدن میشود، البته این مقدار تابع مدت زمان مکالمه، و سطح سلامتی اولیه کاربر است، بهعنوان مثال، کاربران بیمار، مسن، کودک، یا فرد در حالت تعریق، مدت مکالمه خود را بایستی بسیار بسیار کوتاه کنند، چرا که عمق نفوذ موج به لایههای پایینتر زیر پوست در این دست افراد بیشتر است.
تا به امروز، پژوهشهای انجامگرفته، نتوانستهاست ارتباطی قوی بین زمان قرار گرفتن در معرض میدانهای الکترومغناطیس فرکانس رادیویی با مخاطرات جدی در سلامتی فرد پیدا کنند، بهجزء آنکه پرتوگیری تنها باعث گرم شدن بافتهایی از بدن میشوند که تحت تابش قرار دارد، و برای حصول نتایج قطعی و علمی لازم است پژوهشهای بیشتری بهصورت همهگیرشناسانه انجام گیرد.
چند روز پس از رونمایی از جدیدترین محصول فراری یعنی مدل F8 Tributo ویدیوهایی از جزییات فوقالعادهی این خودرو در بخش آیرودینامیک منتشر شده است که بسیار جالب توجه بوده و اوج مهندسی فراری را نشان میدهد.
اصلیترین مشخصهی این ساختهی جدید فراری را باید پیشرانهی آن دانست. این پیشرانه نمونهی ارتقاءیافته از پیشرانهی ۳.۹ لیتری V8 تویین توربوی فراری است و با اصلاحات انجامشده روی آن میتواند ۷۱۰ اسببخار قدرت تولید کند که با قدرت مدل 488 پیستا برابری میکند. با این مشخصات بیدلیل نیست که این پیشرانه برای سه سال متوالی در فهرست موتورهای برتر سال قرار دارد.

پس از پیشرانه، دیگر برگه برندهی F8 Tributo را باید اقدامات سازنده در کاهش وزن این خودرو دانست. در مقایسه با فراری 488 GTB این مدل دارای ۴۰ کیلوگرم وزن کمتری است. این کاهش وزن به کمک موتور سبکتر، شیشهی عقب از جنس Lexen و اسپویلر عقب ساختهشده از جنس الیاف کربن به دست آمده است.
فراری بسیاری از فناوریهای فرمول یک خود را در این مدل به کار برده است که از بین آنها میتوان به سیستم F1-Trac، E-Diff و SCM-E اشاره کرد. در این بین جالبترین سیستم Ferrari Dynamic Enhamce Plus نام دارد که میتواند فشار ترمزها درون کالیپر ترمز را تنظیم کند تا کنترل بهتر با بالاترین دینامیک رانندگی را به راننده ارائه کند.

دیگر قسمت کلیدی F8 Tributo آیرودینامیک آن است و فراری در هنگام طراحی این مدل به آیرودینامیک توجه زیادی کرده است. در بخش عقبی این مدل از یک سری خطوط برای هدایت هوا استفاده شده است تا نیروی رو به پایین ایجاد کنند. همچنین کف خودرو کاملا صاف بوده و در انتها نیز یک دیفیوزر قرار داده شده است. مجراهایی نیز برای هدایت هوا به سمت ترمزها پیشبینی شدهاند که با وجود آنها خنک کاری ترمزها بهتر انجام میشود و در نتیجه به بهبود عملکرد ترمزها کمک میکنند. زیر خودرو بهگونهای طراحی شده است تا در نقاطی شاهد تولید جریانهای گردابی هوا باشیم. این جریانها در انتها به یک دیفیوزر هوشمند می رسند که در پیچها فعال شده و نیروی رو به پایین در عقب خودرو را افزایش میدهد. این دیفیوزر در مسیرهای مستقیم نیز بهگونهای قرار میگیرد که نیروی درگ خودرو کاهش پیدا کند و بتواند به سرعت بالاتری دست پیدا کند.

فراری F8 Tributo نیز همانند مدلهای گذشته قرار نیست عنوان سریعتری خودروی V8 فراری را برای مدت زیادی در اختیار داشته باشد و فراری بهزودی مدلی قوی تر را رونمایی خواهد کرد. اصلیترین رقیب این خودرو را باید مک لارن 720S عنوان کرد.
مقالهی جدید سازمان ملل نشان میدهد که حتی اگر ما همین فردا تمام انتشارت کربنی را متوقف کنیم، دستهایمان درنهایت بسته است. قطب شمال هنوز درحال گرم شدن است و تا پایان قرن، ۵ درجهی سانتیگراد افزایش دما را تجربه خواهد کرد. واقعیت این است که ما بهسادگی گازهای گلخانهای زیادی تولید کردهایم و دیگر راهی برای فرار از پیامدهای آن نیست. براساس نتایج پژوهش جدیدی، حتی اگر اهداف توافقنامهی پاریس برآورده شود، دمای زمستانهای قطب شمال تا سال ۲۰۵۰ حداقل ۳ درجه و تا سال ۲۰۸۰ تا ۹ درجه افزایش خواهد داشت (درمقایسه با سطح قبل از صنعتی شدن).
اگرچه قطب شمال هدف واقعی این تغییرات اقلیمی خواهد بود اما این بدان معنا نیست که سایر جهان جان سالم به در میبرد. وقتی بالاترین نقطهی سیارهی ما شروع به ذوب شدن کند، پیامدهای آن به دیگر نقاط زمین سرازیر خواهد شد. پژوهشهای بیشماری وجود دارند که نشان میدهند تغییرات اقلیمی در منطقهی قطب موجب افزایش سطح دریا در سرتاسر جهان میشود و نیز منجر به ایجاد سیلابهای ساحلی، فرسایش و وارد آمدن آسیب به ساختمانها و زیرساختارها میشود. این امر همچنین تغییرات شدید در اکوسیستمها و آلودگی آب آشامیدنی را در پی دارد و مهاجرتهای انسانی عظیمی را بهدنبال خواهد داشت. جویس امسویا، مدیر اجرایی برنامه محیط زیست سازمان ملل میگوید:
مقالههای مرتبط:
چیزی که در قطب شمال اتفاق میافتد، در قطب شمال باقی نخواهد ماند. ما علم داریم؛ در حال حاضر ما نیاز به اقدامات بسیار فوری داریم تا از نقاط سرازیری که میتوانند برای این سیاره بدتر از تصور اولیهی ما باشند، دوری کنیم.
بخش عمدهی مشکل این است که این تغییرات در حال تخریب منطقهای هستند که از قبل ویران شده است. پژوهشها نشان میدهند که قطب شمال، از سال ۱۹۷۹ حدود ۴۰ درصد از یخ دریای خود را از دست داده و یخی که باقی مانده، نازکتر و آسیبپذیرتر شده است. برخی از مدلهای اقلیمی حتی پیشبینی میکنند که کلاهک یخ قطب شمال بهطور کامل در تابستانهای دههی ۲۰۳۰ از بین خواهد رفت. همانطور که ذوب شدن عمیقتر میشود، این فرایند میتواند موجب بیدار شدن یک غول خفته شود؛ یک نقطهی سرازیری که میتواند تمام اهداف اقلیمی ما را از مسیر خود خارج کند. انتظار میرود حتی اگر اهداف توافقنامه پاریس برآورده شود، خاک منجمد دائمی قطب شمال دچار ۴۰ درصد کاهش دیگر شود و میلیاردها تنکربن و متان را وارد اتمسفر کند. این امر درنهایت موجب افزایش بیشتر دما و ذوب شدن یخهای بیشتری میشود. پیامد این رویدادها بروز آتشسوزیهای بیشتر، کاهش زیستگاهها و آسیب زیرساختارها خواهد بود.

مطالعهای دیگر نشان میدهد که تا سال ۲۰۵۰، با ذوب شدن لایهی منجمد خاک، ۴ میلیون نفر و حدود ۷۰ درصد از زیرساختارهای فعلی قطب شمال مورد تهدید قرار خواهند گرفت. دانشمندان عقیده دارند که درست مانند یک دومینو که به کناری خود ضربه میزند و موجب افتادن سایرین میشود، این نقطهی سرازیری موجب ایجاد یک نقطهی سرازیری دیگر خواهد شد. در این گزارش توضیح داده میشود که وقتی لایهی منجمد خاک ذوب میشود، مقدار زیادی مواد آلی همراهبا آبهای سطحی وارد اقیانوس میشود و این امر اسیدی شدن اقیانوس را بهدنبال خواهد داشت. آزاد شدن متان در اثر ذوب شدن لایهی منجمد زیر دریا نیز به میزان چشمگیری در اسیدی شدن اقیانوسها نقش خواهد داشت.
اسیدی شدن اقیانوس که هماکنون نیز در این منطقه اتفاق افتاده است، موجودات زنده را تهدید خواهد کرد. گونههای دریایی این منطقه آسیبپذیر هستند زیرا آب سردی که آنها در آن زندگی میکنند، کربندیاکسید محلول را در خود حفظ کرده و منجر به اسیدی شدن بیشتر اقیانوس میشود.
امروزه آبهای سطحی این منطقه نسبتبه دوران پیش از صنعتی شدن، ۳۰ درصد بیشتر اسیدی شدهاند. این امر موجب ایجاد اختلال در زنجیره غذایی موجودات زنده دریایی شده است. در این شرایط، مرجانها، نرمتنان، توتیای دریایی و پلانکتونها مجبور هستند که برای ساخت پوسته و اسکلت خود انرژی بسیار بیشتری مصرف کنند.
چیزی که هماکنون در قطب شمال در حال اتفاق افتادن است، یک علامت هشداردهنده به منظور ضرورت پیشگیری از گرم شدن بیشتر است. اگر ما سریعا کاری انجام ندهیم، بهزودی در معرض نابودی قرار میگیریم و راهی برای فرار نداریم. کیمو تیلیکاینن، وزیر محیط، انرژی و مسکن فنلاند میگوید:
ضرورت دستیابی به اهداف توافقنامهی پاریس آشکارا در قطب شمال قابل رویت است زیرا این منطقه یکی از آسیبپذیرترین مناطق جهان محسوب میشود که بهسرعت در حال تغییر است. ما باید سریعا درجهت کاهش قابلتوجه انتشار گازهای گلخانهای، کربن سیاه و دیگر آلایندههای اقلیمی درسرتاسر جهان، کاری انجام دهیم.
.: Weblog Themes By Pichak :.






ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید