بیشتر جانوران و گیاهان از دو جنس نر و ماده هستند. ما انسانها نیز از دو جنس زن و مرد هستیم. بیش از ۹۹ درصد موجودات پرسلولی روی زمین دو جنس دارند. در عین حال، برخی از موجودات روی زمین تکجنسی هستند و بهصورت تولید مثل غیرجنسی زادآوری میکنند. چارلز داروین در سال ۱۸۶۲ گفته بود ما دلیل دو جنس بودن بسیاری از موجودات را هنوز نمیدانیم که چرا فرزندان حاصل باید از ترکیب دو مادهی جنسی متولد شوند؟ او میگوید این مسئله هنوز در هالهای از ابهام است. کل هدف زندگی موجودات زندهای که نر و ماده دارند، تولید مثل جنسی است و برای این منظور باید جفتگیری کنند.
برای فهم بیشتر و روشن شدن سؤال اصلی این مطلب باید به مواردی مثل انواع تولید مثل جنسی، انتخاب جنسی وانتخاب طبیعی، عوامل بازدارندهی تولید مثل گونهها با یکدیگر، فرگشت تولید مثل جنسی و کروموزومهای جنسی، بپردازیم. در ادامه با زومیت همراه باشید تا به بررسی پاسخ سؤال یادشده بپردازیم. تولید مثل فرایندی زیستشناختی است که در آن ارگانیسمهای جدید و منفردی بهوجود میآیند. زادآوری از خصوصیتهای اساسی تمام حیات است؛ هر ارگانیسمی که وجود دارد نتیجهی یک زادآوری است. روشهای شناختهشدهی زادآوری را در دو گروه طبقهبندی میکنند: تولید مثل جنسی و تولید مثل غیرجنسی.
تولید مثل جنسی به تولید مثلی که برای تولید نسل جدید گونهی مورد نظر، به بیش از یک جنس نیاز باشد، میگویند. مثلا تولید مثل در انسانها در دستهی تولید مثل جنسی قرار میگیرد زیرا برای تولید نسل جدید به دو جنس نر و ماده نیاز است. تولید مثل جنسی بهوسیلهی سلولهای جنسی یعنی گامت نر و گامت ماده انجام میگیرد و برای تولید مثل، باید سلولهای جنسی با هم ترکیب شوند و چون تولید مثل جنسی در پستانداران بهصورت لقاح داخلی است، ترکیب گامت نر و ماده باید در بدن جاندار ماده انجام پذیرد.
انواع تولید مثل جنسی عبارتاند از: لقاح خارجی و لقاح داخلی. در لقاح خارجی، جانوران گامتهایشان را از بدن خارج میکنند و گامتها در بیرون از بدن والد خود لقاح میکنند. این نوع لقاح در ماهیها، دوزیستان و بسیاری از بیمهرگان آبزی و فقط در آب امکانپذیر است. تعداد گامتهایی که در لقاح خارجی تولید میشود بسیار زیاد است چون احتمال به هم رسیدن گامتها در آب کم است برای همین والد ماده تخمکهای بیشتری تولید میکند تا احتمال لقاح بیشتر شود. در برخی جانوران آبزی و پستاندار مثل وال و دلفین و یک نوع کوسهماهی، لقاح از نوع داخلی است.

نوع دیگر لقاح، لقاح داخلی است که در آن لقاح اسپرم وارد بدن والد ماده میشود و در بدن والد ماده، لقاح انجام میشود. در خزندگان، پرندگان و پستانداران لقاح از نوع داخلی است. احتمال زنده ماندن نوزادان در لقاح داخلی بیشتر است چون درون بدن والد خود رشد میکنند و محافظت و تغذیه میشوند. سلول تخم در رحم شروع به رشد میکند؛ رحم در بیشتر پستانداران وجود دارد. در رحم، خون جنین به واسطهی بندناف با خون مادر مواد غذایی، اکسیژن و مواد دفعی را تبادل میکند. ما معمولا عادت داریم در مورد خود یا گونههای اهلی (گاو و گوسفند) جنس را با نر و ماده بودن برابر بدانیم.
گیاهان نیز دارای جنس هستند و حداقل میدانیم که گلها دارای بخشهای نر و ماده هستند. همهی موجودات زنده دارای دو جنس نیستند و برخی از سادهترین اشکال گیاهان و جانوران ممکن است چند جنسی باشند. بهعنوان مثال در یک نوع از تکسلولهای مژکدار به نام پارامسی، هشت جنس یا هشت نوع جفتگیری وجود دارد که همگی از نظر شکل ظاهری یکسان هستند. حتی در جانداران پیچیده که دو جنس وجود دارد نیز ممکن است این دو جنس هر دو در یک نفر وجود داشته باشد. به این نوع جانوران که دارای هر دو اندام جنسی نر و ماده هستند اصطلاحا هرمافرودیت گفته میشود.
نرماده یا هرمافرودیت موجودی که بهطور طبیعی هر دو اندام تناسلی نر و ماده را دارد و میتواند هم اسپرم و هم تخمک پدید آورد، مانند شتهها، حلزونها و کرم خاکی. تولید مثل غیرجنسی بهصورت فردی صورت میگیرد. به این معنا که در اینگونهها نر و ماده وجود ندارد و اگر هم وجود دارد تولید مثل فقط وابسته به آمیزش جنسی نر و ماده با یکدیگر نیست.
در تولید مثل غیرجنسی وقتی جاندار به مرحلهی معینی از رشد برسد میتواند تكثیر یابد و افراد جدیدی را به وجود آورد. بسیاری از موجودات زنده از جانداران ساده، مثل باكتریها و تکسلولیها تا بعضی از گیاهان و جانوران به این روش تولید مثل میكنند. بسیاری از جاندارانی که تولید مثل غیرجنسی میکنند، توانایی تولید مثل جنسی نیز دارند و انتخاب روش تولید مثلشان به شرایط محیطی بستگی دارد. برای مثال گونهی کوسهی سرچکشی در نبود جنس نر، تنها کوسهی ماده قادر به تولید مثل غیرجنسی خواهد بود. در برخی از حشرات، گیاهان، بیمهرگان و حتی مهرهدارانی از دسته خزندگان، دوزیستان و پرندگان هم رایج است که ماده یک تخم را بدون اسپرم جنس نر، تولید میکند.
عوامل بازدارندهی تولیدمثل گونهها با یکدیگر

اگر سدی فیزیکی میان افراد یک جمعیت قرار بگیرد که باعث تقسیم یک جمعیت به دو جمعیت شود، به صورتی که جمعیتهای تازه تشکیلشده نتوانند با یکدیگر تولید مثل کنند، انتخاب طبیعی بعد از هزاران سال ممکن است باعث شکلگیری و تقویت سدهای جدایی تولید مثلی میان این دو جمعیت شود تا حدی که اگر سد فیزیکی برداشته شود، این دو جمعیت نتوانند باهم تولید مثل کنند. به اینگونهزایی، گونهزایی دگرمیهنی گفته میشود. برای مثال در یک جمعیت موشها اگر سدی فیزیکی مانند یک رود قرار گیرد، باعث میشود موشها به دو جمعیت تقسیم شوند که هر جمعیت خزانه ژنی خودش را داشته باشد و شارش و مبادلهی ژن میان این دو جمعیت صورت نگیرد.
حال فرض کنیم یک شکارچی که در روز فعالیت میکند در یک طرف رود قرار گیرد؛ فشار انتخاب طبیعی طی نسلهای متوالی باعث میشوند که این جمعیت موشها بیشتر در شب فعالیت کنند. طی هزاران سال اگر این رود خشک هم بشود، چون سد تولید مثل زمانی میان این دو جمعیت شکل گرفته است، این دو جمعیت موشها نمیتوانند باهمدیگر تولید مثل کنند. البته این یک مثال انتزاعی و ساده بود و گونهزایی دگرمیهنی به وضوح و به فراوانی مشاهده شده است. در گونهزایی هممیهنی نیازی به سد فیزیکی نیست. یکی از مکانیسمهایش، پلیپلوییدی یا دوبرابر شدن کوروموزمها است که بیشتر در گیاهان اتفاق میافتد. جدایی زیستگاهی و انتخاب جنسی نیز در این نوع گونهزایی اثر دارند و دیده شدهاند.
تفکر غلطی که رواج دارد میگوید در روند فرگشت، اعضا فرگشت مییابند. در فرگشت موجودات طی انتخاب طبیعی در هزاران سال تغییر میکنند و اعضا تغییرات اندکی را متحمل میشوند. چه سد یا عاملی باعث میشود گونههای مختلف نتوانند با گونههای دیگر تولید مثل کنند؟ سدهای پسزیگوتی که در صورت لقاح میان افراد دو گونه متفاوت باعث میشوند که فرزند نتواند زنده بماند یا نازا باشد یا فرزندان او نازا شوند. برای مثال میتوان به نازایی دورگهی قاطراشاره کرد. سدهای پیشزیگوتی به عواملی میگوییم که لقاح را قبل از اینکه اتفاق بیافتد متوقف میکنند و باعث عدم جفتگیری دو گونهی متفاوت میشوند، از این نوع سدها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
جدایی زیستگاهی: برای مثال دو گونه از مارهای غیرسمی از جنس Thammophis در یک منطقه زندگی میکنند اما زیستگاه یکی از این دو گونه آب است و دیگری در خشکی زندگی میکنند، پس عملا اعضا این دو گونه نمیتوانند باهم تولید مثل کنند.
جدایی زمانی: برای مثال دو گونه راسوی خالدار شرقی در آمریکای شمالی وجود دارد که در یک زیستگاه مشترک زندگی میکنند اما اعضا یک گونه در اواخر زمستان جفتگیری میکند و اعضا گونه دیگر در اواخر تابستان جفتگیری میکنند. پس این دو گونه عملا هیچ وقت نمیتوانند باهم تولید مثل کنند.
جدایی رفتاری: افراد هرگونه برای جفتیابی از خود رفتارهایی بروز میدهند که تفاوت این رفتارها حتی در گونههای خویشاوند سد بزرگی محسوب میشود، برای مثال چکاوک شرقی و چکاوک غربی رنگ و شکل مشابهی دارند، اما رفتارهای جذب جفت آنها متفاوت است و در نتیجه نمیتوانند با همدیگر تولید مثل کنند و این باعث میشود خزانهی ژنی متفاوتی داشته باشند.
جدایی مکانیکی: تفاوتهای ساختاری بدن اعضا گونه باعث میشود آنها نتوانند با گونه دیگری تولید مثل داشته باشند، برای مثال دو نوع حلزون وجود دارد که یکی از آنها پیچش پوستهاش در جهت عقربههای ساعت است و گونه دیگر در خلاف جهت عقربههای ساعت است که باعث میشود منافذ تناسلی آنها برهم منطبق نشود، پس این اعضا این دو گونه حلزون باهم دیگر تولید مثل نمیکنند و خزانه ژنی متفاوتی دارند.
فرگشت تولیدمثل جنسی

اگرچه تولید مثل اغلب در راستای زادآوری در گیاهان و جانوران به کار میرود، ولی این مفهوم بنیادیتر از چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد. برای درک این موضوع باید به مبدا حیات برگشت. یکی از نخستین ویژگیهایی که موجب پیدایش حیات شده است باید توانایی واکنشهای شیمیایی در زمین اولیه در تولید کپی از خودشان، بوده باشد. تولید مثل در پایهایترین سطح درواقع بازتولید شیمیایی است. در طول فرگشت حیات، باید سلولهایی با سطح فزایندهای از پیچیدگی پدید آمده باشند. آنهایی که به هر دلیل قادر به تولید حداقل یک کپی موفق از خودشان نباشند ادامه نمییابند.
در جانداران تکسلولی، تولید مثل یعنی توانایی یک سلول در بازتولید یک سلول جدید از خودش ولی در جانداران چندسلولی بهمعنی رشد و باززایی است. یک راه هر موجود زنده برای تولیدمثل این است که یک کپی همانند خودش بسازد. موجودات زندهای که به این شکل تولید مثل غیرجنسی دارند قادر هستند با سرعت و بهسادگی تکثیر شوند. تولید مثل جنسی، بسیار پیچیده است؛ یک موجود زنده نهتنها باید اسپرم یا تخمک تولید کند، بلکه او باید یک فرد از جنس مخالف پیدا و معیارهای انتخاب شریک را برآورده و سپس با موفقیت جفتگیری کند.
پس از همهی اینها، ارگانیسم فقط نیمی از ترکیب ژنتیکیاش را به فرزند منتقل میکند. بعد از پذیرش گستردهی نظریهی فرگشت، دانشمندان شروع به پرسش کردند. اگر تولید مثل جنسی این اندازه سخت و از لحاظ زیستشناسی پرخرج است، پس چرا اینقدر رواج دارد؟ تولید مثل جنسی هرگز شروع به رشد و تکامل نمیکرد و هرگز به این رشد و تکامل تا رسیدن به این درجه از پیچیدگی که امروزه در بسیاری از حیوانات و گیاهان وجود دارد، ادامه نمییافت مگر اینکه فواید فرگشتی قابل توجهی در اختیار بگذارد.

اینکه این فواید چه میتوانند باشند، به هر روی، همچنان موضوع گفتگوهای مجامع علمی است. تولید مثل جنسی هزینههای دیگری هم دارد؛ یعنی حتما یک تخم باید بارور شود. درضمن ترکیب کردن دو ژنوم مختلف نیاز به فرایندی کاملا متفاوت از تقسیم شدن صرف دارد. تولید مثل جنسی همچنین بدین معنی است که هر والد تنها نیمی از ژنهایش را به فرزند منتقل میکند. این درحالی است که در تولید مثل غیر جنسی، والد فرزندانی بهوجود میآورد که همهی ژنهایش را به او منتقل میکند و تقریبا کپی خودش هستند.
در نگاه اول به نظر میرسد تولید مثل غیر جنسی در دنیایی که گفته میشود ژنها تماما در تلاش برای تضمین بقای خود هستند، کارآمدتر است. نظریهها در مورد فرگشت جنسیت باید توسط آزمونهای تجربی بسیار مشکل اثبات شوند، پس درهای پاسخ به این موضوع همچنان به روی گمانهزنیها باز است. مشهورترین نظریه در میان زیستشناسان این است که تولید مثل جنسی اجازهی نوترکیبی ژنتیکی را میدهد. نوترکیبی ژنتیکی یعنی:
- جهشهای موفق و سودمند از نسلهای مستقل میتوانند با هم ترکیب شوند.
- جهشهای موفق و سودمند میتوانند از جهشهای مضر جدا شوند.
- ویژگیهای ژنتیکی ناموفق میتوانند بهسادگی از یک جمعیت موجود حذف شوند.
بدون تولید مثل جنسی، انتخاب طبیعی روی کل آرایش ژنتیکی یک ارگانیسم عمل میکند، ولی با وجود تولید مثل جنسی، انتخاب طبیعی روی صفات ژنتیکی فرد عمل میکند. با تولید مثل جنسی، شمار کمتری از فرزندان بهترین صفات ژنتیکی را از هر دوی پدر و مادر دریافت میکنند. هر چند به نظر میرسد انتخاب طبیعی در حذف تغییرات کمتر بسیار مؤثر است، بهویژه در شرایط طاقتفرسای وحشی و جنگلی، جایی که تنها جزئی از فرزندان به سن تولید مثل میرسند.
افزایش آهنگ فرگشت

تولید مثل جنسی به ارگانیسمها کمک میکند که سریعتر فرگشت یابند، زیرا آنها میتوانند با سرعت بیشتری به تغییرات شرایط سازگار شوند و در رقابت با تغییرات موفقتر باشند. سرعت رشد هر ارگانیسم وابسته به نرخ جهشهای آن است. به هر حال، بیشتر جهشها مضر هستند. بسیار به ندرت جهشی اتفاق میافتد که برای بقای فرزند و تولید مثل او بیش از پدر و مادرش سودمند و موفقیتآمیز باشد. با تولید مثل غیرجنسی، احتمال اینکه جهشهای مضر انباشته شوند بیشتر است. بنابراین در تولید مثل غیرجنسی، انتخاب طبیعی عموما کمترین نرخ جهش را موجب میشود.
از طرفی، با تولید مثل جنسی، جهشهای سودمند میتوانند از جهشهای مضر جدا شوند، و بنابراین دستگاههای تناسلی ارگانیسمهای دارای تولید مثل جنسی میتوانند برای حفظ نرخ بالای جهش رشد و نمو کنند. جمعیتهای بزرگتر شانس بیشتری برای ظاهر شدن جهشهای سودمند دارند، ولی برای ارگانیسمهای تولید مثل غیرجنسی، زمان قابل توجهی نیاز است تا اینکه جمعیت تغییرپذیر به اندازۀ کافی رشد کند و شانسی برای ظاهر شدن دومین جهش سودمند بهوجود آید.
تولید مثل جنسی این محدودیت سرعت را بهوسیلهی اجازه دادن به جهشهای سودمند برای منتشر شدن در جمعیت موجود برای ترکیب شدن با دیگر جهشهای سودمند میدهد و این کار آهنگ فرگشت را بسیار افزایش میدهد. احتمال داشت که بدون تولید مثل جنسی، همهی جهشهای مفید برای متراکم شدن روی یک نسل آنقدر زمان صرف میشد، و آهنگ فرگشت آنقدر آرام بود که زندگی روی زمین فراتر از شکل باکتریایی نمیبود. مکانسیمهای تولید مثل غیرجنسی خیلی بهینه و کمهزینهتر از تولید مثل جنسی هستند.
گونهای که تولید مثل غیرجنسی میکند، لازم نیست وقت و انرژی زیادی برای تحت تاثیر قرار دادن جنس مقابل صرف کند. آنها صرفا رشد میکنند و به دو نیم تقسیم میشوند. این را مقایسه کنید با فرایند خطرناک و پرهزینهی جذب جفت برای تولید مثل جنسی. هر چند باکتریها بهسادگی با دونیمشدن تکثیر میشوند، آنها اغلب مواد ژنتیکی را هم مبادله میکنند. معمولا توسط آزاد کردن بخشهای کوچکی به نام پلاسمید که میتوانند توسط باکتری مجاور جذب شوند این کار انجام میشود؛ در این مسیر، جهشهای سودمند تقسیم میشوند.

این تصویر، پیدایش لقاح داخلی را در مهرهدارن نشان میدهد. نقاط زرد اندامهای تناسلی موجودات را نشان میدهد که نقش انها انتقال اسپرم به ماده ازطریق آمیزش جنسی است.
این میتواند احتمالا بهعنوان پیشدرآمد جنسیت در نظر گرفته شود. پس از ظهور گیاهان و حیوانات در اقیانوسها در ۶۰۰ میلیون سال پیش، تنها راه عملی برای این چندسلولیهای آبزی جدید برای تولید مثل، آزاد کردن دانهها و تخمها بود. سلولهایی که شروع به تقسیم شدن کردند، به هم چسبیدند و هر بار که تقسیم میشدند تغییر میکردند، تا اینکه درنهایت یک بالغ جدید تشکیل میدادند. تنها زمان عملی برای پذیرش بالقوهی مواد ژنتیکی خارجی سودمند، پیش از شروع رشد تخمها و دانهها بود.
بسیاری از گیاهان و حیوانات دریایی امروزه گرده یا اسپرم در داخل آب آزاد میکنند تا توسط دانهها و تخمهای نزدیک (تا زمانیکه آنها بارور نشوند، شروع به رشد نخواهند کرد)، جذب شوند. هنگامیکه گیاهان روی زمین پدیدار شدند، گردههای آنها یا توسط باد حمل میشد یا بهطور مستقیم توسط حشرات به تخمها میرسید. در مورد اغلب حیوانات زمینی و بسیاری از حیوانات دریایی، اسپرم بهطور بسیار کارآمدی با وارد شدن درون حفرهای در بدن که حاوی تخمکها است، تحویل داده میشود. فرگشت عموما طرفدار هر جهشی است که محرک پیدا کردن شریک جنسی را افزایش دهد.
در حالیکه موجودات ساده مانند حشرات از الگوهای رفتاری برنامهریزیشده پیروی میکنند، حیوانات پیچیدهتر مانند پستانداران دارای عصبهای حساس در اندامهای تناسلی خود هستند که مرکز لذت قدرتمندی را در مغزشان تحریک میکند. یکی از معروفترین نظریههای جایگزین برای فرگشت جنسیت این ایده است که میگوید تولید مثل جنسی گوناگونی ژنتیکی گستردهتری بهوجود میآورد. این مورد بهویژه در محیطهایی که به سرعت تغییر میکنند اهمیت دارد، جاییکه برخی از تغییرات ممکن است به خاطر شرایط جدید از بین بروند اما دیگر تغییرات ممکن است برای بقای جاندار مناسبتر باشند.
شاید متعارفترین شکل این نظریهها فرضیهی ملکه سرخ(Red Queen) باشد که میگوید تغییرات ژنتیکی بزرگتر به گونههای تولید مثلی جنسی مقاومت بهتری دربرابر بیماریها و انگلهایی که سرعت سازگاری زیادی دارند، میدهد. مشکل این نظریهها این است که ارتباط و پیوند میان تولید مثل جنسی و گوناگونی ژنتیکی بسیار کم است، زیرا گوناگونی و تنوع یک جمعیت میتواند وابسته به آهنگ جهشها باشد و نه شیوهی تولید مثل. برای یک آهنگ جهش معین، تولید مثل جنسی ممکن است تنوع جمعیت را بهدلیل همگرا شدن رفتارهای ژنتیکی سودمندتر کاهش دهد.
تنها دلیل اینکه چرا تنوع یک جمعیت غیرجنسی کمتر است این است که فرگشت، جمعیتی که کمترین آهنگ جهش را داشته باشند انتخاب میکند به این منظور که انباشت جهشهای مضر را کاهش دهد. یکی از جنجالیترین نظریههای جایگزین، این ایده است که میگوید مردها اساسا انگل هستند. تولید مثل جنسی زمانی آغاز میشود که برخی اندامهای انگلی مانند ویروس، شروع به تزریق مواد ژنتیکی خود به درون بدن یک میزبان بیاطلاع به منظور استفاده از دستگاه تولیدمثل او، میکنند.
بهدلیل مواد ژنتیکی تقسیمشده و فواید تولید مثل جنسی، در طول تاریخ فرگشت، انگلها یک همزیستی باهمفرگشت را با میزبانهای خود بهوجود میآورند. از این لحاظ، ممکن است مردها شبیه میزبانهای والدینشان باشند ولی آنها همچنان اصولا انگل هستند. نظریههای دیگری در مورد فرگشت تولید مثل جنسی وجود دارد، ولی بیشتر نظریههای دیگر معمولا از نظریههای منتشرشده و بهسادگی قابل رد کردن هستند.
فرگشت کروموزومهای جنسی

تاریخ کروموزمهای جنسی XX در جنس ماده و XY در جنس نر به اولین پستانداران برمیگردد، اما این کروموزومها چگونه فرگشت یافتند و چطور مانند کروموزومهای امروزی شدند؟ درحالیکه کروموزوم Y، کروموزوم تعیینکنندهی جنسیت نر از توجه زیادی برخوردار است، یک زیستشناس روی کروموزوم X متمرکز شد و دریافت که داستان جالبی در پی کوچک شدن آن به Y وجود دارد. در نخستین مطالعهی تکاملی کروموزوم مرتبط با جنس ماده، زیستشناس دوریس بچتراگ و همکارانش از دانشگاه کالیفرنیا، نشان دادند که تاریخ کروموزوم X جالبتر از مقدار مطالعات صورتگرفته مربوطبه کروموزوم Y در تعیین جنسیت نر بوده است و سرنخهای مهمی نسبت به منشا و مزایای تولید مثل جنسی ارائه میدهد. بچتراگ استادیار بیولوژی یکپارچه و عضو مرکز دانشگاه برکلی میگوید:
برخلاف دیدگاه سنتی با نقش منفعل، کروموزوم X نقش بسیار فعالی در روند تکاملی تمایز کروموزومهای جنسی داشته است.
بچتراگ از دانشگاه برکلی با همکار فوق دکترای خود جفری دیجنسن و ژی ژانگ اکنون در دانشگاه مونیخ، یافتههای خود را در ژورنال زیستشناسی PLoS منتشر کردند. او میگوید در این مقاله، اولین تلنگر پازل تکامل کروموزوم جنسی را نشان دادیم؛ کروموزوم X تحت دورهی سازگاری شدید در روند تکاملی ایجاد بخشهای جدیدی از ژنوم نقش داشته است که تمایز جنسی را در بسیاری از گونهها، از جمله خود ما تعیین کرده است. برای تعیین نر یا ماده بودن جنین، همه حیوانات و گیاهان، ژنها را به کار نمیبرند.
برای مثال بسیاری از خزندگان، به نشانههای محیطی مانند دما برای مشخص کردن جنس نر یا ماده تکیه میکنند. بهگفتهی بچتراگ، در موجودات زندهای که یک جفت از کروموزومها برای مشخص شدن جنسیت کنار گذاشته میشود، از مگسهای میوه تا پستانداران و برخی از گیاهان، دو کروموزوم X به ارث برده شده توسط جنس ماده، تقریبا مشابه کروموزومهای غیر جنسی یکسان یا به اصطلاح اتوزوم، هستند. بااینحال کروموزوم Y، که توسط جنس نر با یک کروموزوم X به ارث برده میشود، نسخهای کوچکشده از کروموزوم X است و با از دست دادن بسیاری از ژنها تا زمانیکه با کروموزوم X ترکیب شود، متوقف میگردد.
در پستانداران، کروموزومهای جنسی احتمالا حدود ۱۵۰ میلیون سال پیش ایجاد شدند درحالیکه در مگس میوهی دروسوفیلا ملانوگاستر (یک مگس آزمایشگاهی)، کروموزومهای جنسی بهطور مستقل در حدود ۱۰۰ میلیون سال پیش بهوجود آمدند. هم در انسانها و هم در مگسهای میوه، کروموزوم Y از چند هزار ژن به چند ده ژن، کاهش یافته است. به همین دلیل دانشمندان بهدنبال این هستند که بدانند چرا و چگونه کروموزوم Y وقتی که تعامل خود را با کروموزوم X متوقف کرد، ژنهایش را از دست داده است.

دانشمندان دریافتند بهعنوان تنها جفت کروموزومی که نشکسته است و هر بار با تقسیم سلولی نوترکیب میشود، جفت کروموزوم XY در جنس نر که قادر به استفاده از راه اصلی جهشهای ژنتیکی مخرب نیست، حذف میشود. جفت کروموزوم XX در جنس ماده هم نوترکیب میشود اما برای Y، تنها راه برای خلاص شدن از یک جهش بد در یک ژن، غیرفعال کردن یا حذف کل ژن است. بهگفتهی پژوهشگران در طول میلیونها سال، ژنهای غیرفعال از دست رفتند و کروموزوم Y، این چنین شکسته شده است. بهگفتهی بچتراگ اگر شما هیچ نوترکیبی نداشته باشید، انتخاب طبیعی در ازبینبردن ژن مضر، چندان مؤثر نیست.
کروموزوم Y یک کروموزوم غیر جنسی است و بهای نگه داشتن ژنهای از دسترفته را میپردازد. بچتراگ که عمدتا حرفهاش حول مطالعهی نابودی یا تغییر کروموزوم Y است، چند سال پیش تصمیم گرفت تا روی کروموزوم X تمرکز کند و در مورد جفت کروموزوم جنسی به کاوش بپردازد. او اهداف مقالهاش را حول مطالعهی سه کروموزوم جنسی در مگس میوهی غربی نادر، مگس سرکهی میراندا و پسرعموی تیرهرنگتری از مگس سرکه بهنام دروسوفیلا ملانوگاستر (Drosophila melanogaster) گذاشت.
بسیاری از موجودات بیش از یک جفت کروموزوم جنسی دارند؛ بهعنوان مثال پلاتیپوس، پنج جفت دارد که همهی آنها با یکدیگر به ارث برده شدهاند. درحالیکه یکی از کروموزومهای جنسی مگس میراندا، از کروموزومهای جنسی اصلی است که نزدیک به ۱۰۰ میلیون سال پیش در مگس دروسوفیلا پدیدار شد، منشا دومین کروموزم آن شاید مربوطبه ۱۰ میلیون سال پیش باشد و سومی در حدود یک میلیون سال پیش است که دو منشا قدیمیترش بسیار مشابه هستند. کروموزوم Y در هر جفت، برای تبدیل شدن به گذشتهی خود، ژنهایش را از دست داده است، درحالیکه دو کروموزوم X دیگر، غیر قابل تشخیص از یکدیگر هستند.
اما سومین و جوانترین کروموزوم متفاوت است. کروموزوم Y هنوز چینخورده نیست، هر چند شامل بسیاری از ژنهای غیرعملکردی است، اما حدود نیمی از کل آن درنهایت از دست خواهد رفت. درواقع کروموزوم X، که لقب نئو-X را دارد، تغییر سریع داشته است. بهگفتهی پژوهشگران در حدود ۱۰ برابر میزان عادی در اتوزوم، سازگاری دیده میشود. بنابه مقالهی بچتراگ، توالی ژن در کروموزوم X در حال ثابت شدن است درواقع جهشهای تصادفی باعث چند تغییر مفید در کروموزوم Y میشود.

بین ۱۰ تا ۱۵ درصد از ژنهای نئو-X در مقایسه با تنها ۱ تا ۳ درصد از ژنهای غیر جنسی این سازگاری را نشان میدهند. این موضوع تعجبآور نیست، نئو-X با چالش بسیار بیشتری از اتوزومها مواجه است زیرا کروموزوم Y آندر حال کوتاه شدن است. ژنهای آن، دیگر پروتئین تولید نمیکنند، بنابراین نئو-X مجبور به جبران تنظیم ژن آن است. ما تعداد زیادی از ژنهای دخیل در جبران دز را روی کروموزوم X شناسایی کردیم.
یکی دیگر از تغییرات در نئو-X این است که گمانهای بچتراگ در از بین رفتن ژنهایی که برای جنس ماده مضر بوده، در حال وقوع است. زیستشناسان متوجه شدند که برخی از ژنها اثرات مخالفی در جنس نر و ماده دارند و تکامل، تقلای جنگ بین ژنهای کنار گذاشتهای از جنس نر است که تنها برای جنس ماده مضر بوده است تا سبب شود آنها عقبنشینی کنند و بالعکس. یک مکان خوب برای قرار دادن ژنهای متضاد جنسی که در یک جنس مفید است اما برای دیگری مضر است، در کروموزوم جنسی قرار دارد. کروموزوم Y، همیشه در جنس نر به پایان میرسد، طوری که ژنها روی کروموزوم Y روی جنس ماده تاثیری ندارد.
در مقابل، کروموزوم x حاوی ژنهایی است که در فنوتیپ مادگی نقش دارند که برای جنس ماده مفید و برای جنس نر مضر هستند. او افزود که کروموزوم X، ژنهایی را که تنها در جنس نر استفاده میشود، از دست میدهد. برای درک بیشتر تکامل کروموزوم X، بچتراگ گفت او بهدنبال گونههای مگس میوه با کروموزومهای جنسی پیرتر و جوانتر است تا تکامل کروموزومهای جنسی را در عمل، مطالعه کند. شواهد نشان میدهد که سازگاری با یک کروموزوم جنسی بین ۱ و ۱۰ میلیون سال پس از شروع آن شدیدتر بوده است. همچنین او در حال تکمیل جمعبندی توالی ژنوم مگس میراندا دروسوفیلا است که اخیرا در میان ۱۲ گونهی مگس سرکه توسط انجمن تعیین توالی ژنوم، قرار نگرفت.
او امیدوار است که این مگس تبدیل به یک مدل مطالعاتی همانند مگس ملانوگاستر دروسوفیلا، شود. او گفت درنهایت ما به مطالعهی مدلهایی مانند مگس میراندا دروسوفیلا پرداختیم که چند سال پیش به آن نمیتوانستیم فکر کنیم و پیشبینی میکنیم که تمام مقایسههای ژنوم، میتواند زیستشناسی تکاملی، محیط زیست و بسیاری از رشتههای دیگر را متحول سازد. این پژوهشها توسط مؤسسهی ملی بهداشت، دانشکده پژوهشی آلفرد پی اسلوان در بخش مولکولی و زیستشناسی محاسباتی و بنیاد دیوید و لوسیل پاکارد ارائه شد. این پژوهش در ژورنال PLoS Biology منتشر شده است.
انتخاب جنسی مکمل انتخاب طبیعی

چرا در تولید مثل جنسی فقط یک جنس قادر به فرزندآوری است؟ چرا نرها وجود دارند؟ چون نیمی از جمعیت نمیتوانند فرزندآوری کنند و این یک زیان بزرگ به حساب میآید. در مطلب، داروین، تکامل و انتخاب طبیعی، بهطور مفصل در مورد انتخاب طبیعی پرداختیم. اما نوعی دیگر از انتخاب نیز در کار است که مکمل و درواقع، زیرمجموعهی انتخاب طبیعی است. چارلز داروین، جنبههای بقا و تولید مثل را از یکدیگر تفکیک کرده است و خصایصی را که منجر به جفتگزینی موفق میشوند، به انتخاب جنسی مربوط میدانست که این در تمایز با انتخاب طبیعی بود.
اما امروزه، انتخاب طبیعی معنای وسیعی دارد که هر دو جنبه را شامل میشود یعنی حفظ خصایصی که به هر شیوهی ممکن، برای رسیدن ژنهای ارگانیسم به نسل بعد، سازنده هستند. انتخاب جنسی، نمیتواند مستقل از انتخاب طبیعی عمل کند. این انتخاب طبیعی است که تعیین میکند که هر یک از دو جنس یکگونه، چه صفاتی را باید در جنس مقابل خود موردتوجه قرار دهد تا موفقیت تولیدمثلی خود را به حداکثر برساند. افراد هر جنس، نمیتوانند بدون درنظرگرفتن چالشهایی که انتخاب طبیعی پیش پای آنها گذاشته است، اقدام به عمل بر مبنای ترجیحات خود کنند.
البته این به معنای این نیست که در طول فرگشت، واقعا چنین چیزی یعنی انتخاب برخلاف قواعد انتخاب طبیعی، برای هر جنس مقدور نبوده است، بلکه به معنای این است که اگر تصمیمات هر جنس با انتخاب طبیعی هماهنگ نباشد، ژنهای آنها نیز انتخاب نمیشود و بقای تولیدمثلی نیز، نخواهند داشت. بهعبارت دیگر، در طی قرنها فرگشت، ترجیحاتی که هماهنگ با ترجیحات انتخاب طبیعی نبودهاند، محکومبه نابودی میشدند زیرا این ترجیحات، احتمال بقا و موفقیت تولیدمثلی فرد انتخابکننده و فرزندان او را، کم میکردهاند. انتخاب جنسی، خود به دو نوع دیگر، طبقهبندی میشود.
در انتخاب بینجنسی، اعضای یک جنس، صفاتی را در جنس دیگر ترجیح میدهند که در طی فرگشت، منجر به افزایش میزان آن صفت در جمعیت آن جنس و ترجیح آن صفت در جنس ترجیحدهنده خواهد شد. در نوع دیگری از انتخاب جنسی که انتخاب درون جنسی نام دارد، اعضای یک جنس بر سر به دست آوردن جنس مقابل یا منابعی که به دست آوردن جنس مقابل را تسهیل میکند، باهم دیگر رقابت میکنند. اغلب بین انتخاب درونجنسی و برونجنسی نیز، ارتباط وجود دارد.

انتخاب طبیعی، انتخاب جنسی را در جهتهای معینی سوق میدهد زیرا هر جنس، برای اینکه زادآوری و تولیدمثل موفق داشته باشد، نمیتواند به الزامات انتخاب طبیعی، بیتوجه بماند. حال این سؤال مطرح است که چه زمانی تولید مثل جنسی فرگشت پیدا کرد؟ کدام موجودات زنده تولید مثل جنسی کردند؟ تاریخچهی تکامل تولید مثل جنسی در ماهی باستانی بهنام مایکروبراکیوس دیکی (Microbrachius dicki) پنهان شده است (شکل بالا). مایکروبراکیوس دیکی اولین موجود شناختهشدهای است که تولیدمثل به شیوهی تخمریزی را متوقف کرد و بهجای آن، به جفتگیری با آمیزش جنسی روی آورد.
این ماهی در حدود ۳۸۵ میلیون سال پیش در دریاچهای زندگی میکرد که در سرزمین اسکاتلند کنونی قرار داشت. این ماهی عضو بازومانندی دارد و از زمان پیدا شدن آن جزو مباحث مورد بحث دانشمندان بوده است. اما یافتههای جدید نشان میدهد احتمالا این ماهیها هنگام آمیزش جنسی بازوهای همدیگر را میگرفتند. مایکروبراکیوس دیکی از رده ماهیهای استخوانی بوده و حدود ۸ سانتیمتر طول داشته است. پژوهشگران در بررسیهای فسیل این ماهی به عضوی «L شکل» رسیدند که مطالعات بیشتر نشان داد این عضو، اندام جنسی ماهیهای نر بوده است.
اولین مهرهدارانی که ازطریق لقاح داخلی تولید مثل میکردند، همین ماهیها بودند. لقاح داخلی درست همان کاری است که ما انسانها انجام میدهیم. این ماهیها جزو اولین گونههایی بودند که جنس نر و مادهی آنها از نظر ظاهری تفاوت داشتند. این تفاوت ظاهری به دودیسی جنسی مشهور است. اکثر ماهیها امروزی با آزاد کردن تخمها و اسپرمهای خود در آب، تولید مثل میکنند.. پژوهشگران هنوز دلیل وجود لقاح داخلی این موجودات را نمیدانند. اما این ماهی اولین جانداری بود که تولید مثل جنسی را انجام داد و ما آن را به شکل امروزی میبینیم.
برای فهم منشا اصلی تولید مثل جنسی باید به زمانهای بسیار دور برویم. Bangiomorpha pubescens یک جاندار پرسلولی است که روی صخرههایی (این صخرهها ۱.۲ میلیارد سال سن دارند) که در کانادا یافت شده است، قرار دارد. این جاندار یک جلبک قرمز است و میتوان گفت اولین جانداری که تولید مثل جنسی میکرد یک جلبک دریایی بود. جلبک قرمز بیش از ۵ هزار گونه دارند و بسیار متنوع هستند. با مطالعهی تاریخ فسیل آنها که میتوان به آنها لقب فسیل زنده را داد چون ظاهرا خود را طی ۱/۲ میلیارد سال حفظ کردهاند، مشخص میشود که ما از کجا آمدهایم.
بهدلیل محیط خشن و متغیر جلبک B. pubescens، باعث شد به توانایی تولید مثل جنسی برسد. به نظر میرسد از صدها میلیون سال پیش که شرایط محیطی مثل اکسیژن و کربن دچار نوساناتی شد، فسیلهای این جلبکها ظاهر شدند. در آن زمان تولید مثل جنسی برای فرگشت موجودات زندهی پرسلولی ضروری بوده است. اینکه چه ارتباطی بین تولید مثل جنسی، پرسلولی بودن، اکسیژنزایی و چرخهی کربن وجود دارد هنوز مشخص نیست. اما این رخدادها ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند و با مطالعهی این صخرهها میتوان پی به راز بهوجود آمدن وجودات پرسلولی برد. این پژوهش در ژورنال نیچر منتشر شده است.
کوتاه شدن کروموزم Y

کروموزوم Y بهنوعی نماد مردانگی است اما در حال نقش باختن و ضعیف شدن است. اگرچه این کروموزوم، ژن SRY، تعیینکنندهی جنسیت پسر یا دختر را درون خود دارد اما ژنهای خاص دیگری روی آن نیست و تنها کروموزومی است که برای زندگی الزامی نیست. از سوی دیگر، زنان بدون این کروموزوم هیچ مشکلی پیدا نخواهند کرد. SRY در نزدیکی ناحیهی اتوزومی کاذب بازوی کوتاه کروموزوم Y قرار گرفته است و پروتئینی حاوی ۲۴۰ آمینواسید را کد میکند. ژنها بدون این کروموزم هم راحت زندگی میکنند.
کروموزم Y بهسرعت در حال از بین رفتن است. ژنها با دو کروموزم X که کاملا سالم هستند، باقی میمانند درحالیکه مردان با یک کروموزم X و یک کروموزم Y نامناسب، با مشکل مواجه میشوند. اگر نرخ از بین رفتن کروموزم Y به همین روال ادامه پیدا کند، کروموزم فوق ۴/۶ میلیون سال دیگر کاملا از بین خواهد رفت. این زمان شاید خیلی طولانی به نظر برسد؛ ولی وقتی عمر حیات روی زمین را بررسی میکنیم (۳/۵ میلیارد سال) چنین زمانی چندان طولانی نیست. کروموزم Y همیشه به این شکل نبوده است. اگر به ۱۶۶ میلیون سال پیش و زمان اولین پستانداران برگردیم، داستان کاملا متفاوت میشود.
کروموزم اولیهی Y، درابتدا بهاندازه کروموزم X بود و تمامی ژنهای یکسان با آن را در بر داشت. اما کروموزم Y یک نقص اساسی دارد؛ کروموزم Y برخلاف سایر کروموزمها که دو نسخه در هر سلول دارند، تنها یک نسخه دارد که از پدران به پسران منتقل میشود. این بدین معنا است که ژنهای موجود در کروموزم Y نمیتوانند نوترکیبی ژنتیکیانجام دهند؛ نوترکیبی ژنتیکی عبارت است از آمیختن ژنهای هر نسل برای کمک به حذف جهشهای ژنتیکی مضر. ژنهای کروموزم Y که از مزایای نوترکیبی محروم هستند، باگذشت زمان از بین میٰروند و درنهایت از ژنوم حذف خواهند شد.
با وجود این مشکلات، پژوهشها نشان میدهند که کروموزم Y درحال توسعهی مکانیزمهای متقاعدکنندهای برای کند کردن نرخ از دست دادن ژنها تا حد ممکن است. بهعنوان مثال، در مطالعهای که در ژورنال Plos Genetics شد، بخش توالی کروموزم Y از ۶۲ مرد مختلف نشان داد که این امر مستلزم تغییرات ساختاری در مقیاس بزرگ است و امکان تقویت ژن (دریافت نسخههای متعدد از ژنهایی که عملکرد اسپرم سالم را تقویت میکنند و مقدار از دست رفتن ژن را کاهش میدهند) را فراهم میکند.
این مطالعه همچنین نشان داد که کروموزم Y با ایجاد ساختارهایی غیرطبیعی به نام پالیندروم، توالیهای DNA که از دو طرف یکسان خوانده میشوند، از تباهی بیشتر خود جلوگیری میکند. آنها نرخ عظیمی از رویدادهای مربوط به تبدیل ژنی را در توالیهای پالیندرومی روی کروموزم Y ثبت کردند. این روند که اساسا یک عمل کپی و چسباندن است، باعث میشود ژنهای آسیبدیده با استفاده از یک کپی پشتیبان بهعنوان الگو، اصلاح شوند. شواهد بهدستآمده از گونههای دیگر کروموزم Y، در پستانداران و چندین گونهی دیگر، نشان داد که تقویت ژن کروموزم Y، یک اصل کلی در این مجموعه است.
ژنهای تقویتشده، نقشی اساسی در تولید اسپرم و تنظیم نسبت جنسیت فرزندان، حداقل در جوندگان، بازی میکنند. پژوهشگران اخیرا با انتشار مقالهای در ژورنال Molecular Biology And Evolution شواهدی نشان دادند مبنی بر اینکه این افزایش کپی ژن در تعدادی از موشها، نتیجهی انتخاب طبیعی است. جامعهی علمی در پاسخ به سؤالی در مورد اینکه آیا کروموزم Y در آینده ناپدید خواهد شد یا خیر، به دو دسته موافقان و مخالفان تبدیل شده است. مخالفان معتقدند که مکانیزم دفاعی کروموزم Y کارهای مهمی انجام میدهد و کروموزم Y را نجات خواهد داد. اما موافقان معتقدند که این مکانیزم دفاعی تنها برای مدت کوتاه جواب خواهد داد و سرانجام کروموزم Y از بین خواهد رفت.
جنی گریوز، یکی از موافقان نابودی کروموزم Y از دانشگاه لاتروب استرالیا، ادعا میکند که اگر به این موضوع در طولانیمدت نگاه کنیم، کروموزم Y قطعا نابود خواهد شد؛ حتی اگر زمان این نابود شدن کمی بیشتر از حد انتظار طول بکشد. او در مقالهای در سال ۲۰۱۶ میگوید که موشهای صحرایی ژاپنی و ولحفارها بهطور کامل کروموزم Y خودشان را از دست دادهاند و معتقد است که روند تولید یا از بین رفتن ژنها در کروموزم Y قطعا مشکلاتی در باروری بهوجود میآورد. این امر نهایتا موجب تشکیل گونههای کاملا جدید میشود.
از بین رفتن جنسیت مرد

حتی اگر کروموزم Y در انسانها ناپدید شود، لزوما به این معنا نیست که مردان به پایان راه خود میٰرسند. حتی در گونههایی که کروموزم Y خود را بهطور کامل ازدست دادهاند، وجود نرها و مادهها، برای تولید مثل ضروری است. در این موارد، ژن SRY که مسئول مشخص کردن مرد شدن جنین بود به کروموزم دیگری وارد میشود؛ به این معنا که اینگونه بدون نیاز به کروموزم Y جنسیت نر تولید میکند. اما این کروموزم جدید که SRY قرار است به آن برود، بازهم به دلیل عدم نوترکیبی که قبلا موجب از بین رفتن کروموزم Y شده بود، شروع به از بین رفتن میکند.
نکتهی جالب توجه درمورد گونهی انسانها این است که با وجود ضروری بودن کروموزم Y برای تولید مثل، بسیاری از این ژنهایی که این کروموزم در خود دارد، اصلا برای تولید مثل ضروری نیستند؛ بدین معنا که مهندسی ژنتیک ممکن است در آیندهای نزدیک بتواند چیزی را جایگزین عملکرد ژنها در کروموزم Y کند و به زوجهای همجنس زن یا مردان نابارور اجازهی باروری دهد. البته حتی اگر این روش باروری برای همه ممکن شود، بعید به نظر میرسد که انسانهای بارور تولید مثل طبیعی را متوقف کنند.
اگرچه این موضوع بسیار جالب و یکی از بحثهای داغ این روزهای پژوهشهای دنیای ژنتیک است، جای نگرانی زیادی وجود ندارد. ما حتی نمیدانیم که اصلا کروموزم Y ناپدید خواهد شد یا خیر و حتی اگر چنین چیزی رخ دهد، بهاحتمال زیاد هنوز هم به جنس مرد برای ادامه روند تولید مثل عادی نیاز خواهد بود. درواقع این ایدهی سیستم کتاب مزرعهی حیوانات که تعداد کمی از مردان خوششانس برای تبدیل شدن به پدر اکثر جامعه بچهها شانس دارند، مطرح نیست و ۴/۶ میلیون سال دیگر، نکات حائز اهمیت دیگری وجود خواهند داشت.
چندی پیش، سی و پنجمین سالگرد معرفی اولین کامپیوتر مکینتاش اپل بود؛ کامپیوتری که آغازگر انقلاب کامپیوترهای شخصی امروزی شد. از زمان عرضه در ۲۴ ژانویهی سال ۱۹۸۴، مکینتاش و دیگر مکهایی که پس از آن عرضه شدند، تأثیر بزرگی بر کامپیوترهای شخصی و لپتاپهایی که استفاده میکنیم داشتند. به مناسبت این رویداد، در این مطلب به تاریخچهی این کامپیوترهای همواره در حال پیشرفت Apple میپردازیم که اولین کامپیوترهای شخصی تیراژ بالا با رابط کاربری گرافیکی بودند.
۱۹۸۴ - سالهای اولیهی کامپیوترهای All-In-One
مقالههای مرتبط:
روز بیست و چهارم ژانویه، استیو جابز اولین کامپیوتر مک را به دنیا معرفی کرد؛ کامپیوتری All-In-One با پردازندهی ۸ مگاهرتزی 68k موتورولا، به همراه نمایشگر ۹ اینچی، فلاپی درایو ۳.۵ اینچی و ۱۲۸ کیلوبایت رم. بزرگترین عامل فروش این محصول رابط کاربری گرافیکی آن بود که با موس کنترل میشد و شامل المانهایی از شرکت تحقیقاتی افسانهای پالو آلتو، زیراکس پارک (Xerox PARC، که اکنون PARC یا Palo Alto Research Center نام دارد) بود. همچنین اولین مک دو نرمافزار MacPaint و نرمافزار پردازش متن MacWord را به همراه داشت که در آن زمان انقلابی بودند.

استیو جابز به همراه اولین مک
قیمت مکینتاش ۲۴۹۵ دلار بود و ۳۵ سانتیمتر ارتفاع و ۷.۵ کیلوگرم وزن داشت، که با جعبهی حمل آن که بهصورت جداگانه عرضه میشد، به حدود ۱۰ کیلوگرم میرسید. در ادامه قسمتی از اولین نمایش مکینتاش را میبینیم؛ پیش از این مردم تنها تصاویری از آن را دیده بودند و در این ویدئو میبینید که چقدر از تواناییهای آن شگفتزده میشوند.
علاوهبراین معرفی مکینتاش با تبلیغ معروف یک و نیم میلیون دلاری سوپر بول، ساختهی ریدلی اسکات، همراه بود.
۱۹۸۵ - آفیس برای مک عرضه میشود
بسیاری مایکروسافت را دشمن مک میدانند. اما این شرکت درواقع یک سال پس از عرضهی مک، یکی از اولین شرکای بزرگ آن بود. مایکروسافت دو اپلیکیشن را، با نامهای ورد و اکسل، برای مک عرضه کرد (در آن زمان اکسل بهطور اختصاصی برای مک عرضه شد). همچنین مایکروسافت در این زمان، پاورپوینت را از شرکتی به نام Forethought خرید.

Word

Excel
علاوهبراین سال ۱۹۸۵، سال عرضهی اولین پرینتر لیزری اپل و نرمافزار نشر رومیزی Aldus PageMaker بود؛ دو محصولی که آغازگر انقلاب نشر رومیزی، که کامپیوترهای مک به خاطرش شهرت دارند، شدند. تا پایان ۱۹۸۵ هر دو بنیانگذار اپل یعنی استیو جابز و استیو وزنیاک این شرکت را ترک کردند و مایکروسافت هم Windows 1.0 را معرفی کرد؛ حرکتی که به نقطهی عطفی در روند تکامل کامپیوترهای شخصی تبدیل شد.

پرینتر LaserWriter
۱۹۸۶ - SCSI اهمیت زیادی دارد
مک ارتقای بزرگی در قالب مکینتاش پلاس به خود دید. این دستگاه ۱ مگابایت رم و پورت SCSI (اِسکازی) داشت که استاندارد جدیدی برای اتصال دستگاههای جانبی بود و امکان اتصال زنجیرهای دستگاههایی مانند پرینتر و هارد اکسترنال را فراهم میکرد. سیستمعامل مک به نسخهی 3.0 رسید و شامل بهبودهایی مانند امکان قرار دادن فولدرها داخل یکدیگر بود.

پورت SCSI در Macintosh Plus
۱۹۸۷ - کسبوکارها هدف قرار میگیرند
مکینتاش پلاس کنار رفت و راه را برای دو مک جدید باز کرد: Macintosh SE، که انتخاب بین دو فلاپی درایو یا یک هارد دیسک داخلی را به کاربر میداد، و Macintosh II که کاربران کسبوکارها را هدف قرار داده بود.

مکینتاش SE با دو فلاپی درایو
Mac II نمایشگر ۱۳ اینچی ۲۵۶ رنگ و پردازندهی ۱۶ مگاهرتزی داشت و میتوانست تا ۱۲۸ مگابایت رم داشته باشد. Mac OS نیز به نسخهی ۵.۱ رسید و امکان پرینت در پسزمینه را مهیا کرد.

Macintosh II
یک نکتهی جالب Macintosh SE این بود که بهدلیل افزایش ظرفیت رام به ۲۵۶ کیلوبایت، تیم سازنده توانست ویژگی پنهان جالبی در آن قرار دهد؛ با رفتن به آدرس 0x41D89A رام، چهار عکس از تیم سازنده مشاهده میشد:

چهار عکس پنهانشدهی تیم سازندهی Macintosh SE
در برخی دیگر از پروژههای اپل نیز چنین ویژگیهای پنهانی مشاهده میشود که طرفداران اپل علاقهی زیادی به آنها دارند.
۱۹۸۸ - ظهور CD-ROM
در ادامه اپل Macintosh IIx را با سیستمعامل نسخهی 6.0 معرفی کرد. همچنین درایو CD-ROM اکسترنال AppleCD SC معرفی شد تا به این ترتیب اپل یکی از اولین تولیدکنندگان کامپیوتری باشد که از این تکنولوژی استفاده میکند.


AppleCD SC (شکل اول) - درگاه سیدی به این دلیل بزرگ است که در گذشته معمولا سیدیها در قابی مخصوص مانند شکل دوم قرار میگرفتند و قاب را داخل درایو قرار میدادند
مقالهی مرتبط:
در همین زمان استیو جابز اولین ثمرهی شرکت کامپیوتری جدیدش، NeXT را رونمایی کرد. این محصول با نام Next Computer، طراحی مکعبی داشت (به همین دلیل برخی آن را The Cube خطاب میکردند) که همراهبا یک درایو مغناطیسی-نوری (Magneto-Optical)، بهجای فلاپی، و یک مانیتور ۱۷ اینچی، عرضه میشد. در این محصول شاهد نگاه آیندهنگرانهی استیو جابز در مورد تکنولوژیهای پیش رو هستیم که بعدا در مکها نیز آن را میبینیم.

NeXT Computer
۱۹۸۹ - اولین لپتاپ مک
اپل سه مک جدید معرفی کرد: SE/30 و Mac IIc و Mac IIci که در میان آنها Mac IIci از سایر جذابتر است. این مدل یک مک ماژولار با مانیتور رنگی جدا و یک کیس جمعوجورتر است و پردازندهی ۲۵ مگاهرتزی 68k دارد که آن را به سریعترین مک در زمان خود تبدیل کرد.

Mac IIci
همچنین اپل اولین لپتاپ خود، Macintosh Portable را با وزن ۷.۲۵ کیلوگرم، و قیمت ۶۵۰۰ دلاری، در ماه سپتامبر معرفی کرد. در شرکت نکست نیز استیو جابز از سیستمعامل مبتنی بر یونیکس NeXTSTEP رونمایی کرد که بعدها تأثیر زیادی در مسیر مکها داشت.

Macintosh Portable
۱۹۹۰ - رقابت بر سر سهم بازار
اپل سریعترین کامپیوتر خود تا به آن روز را معرفی کرد: Macintosh IIfx با پردازندهی ۴۰ مگاهرتزی. این محصول برای مبارزه با این تصور غلط که کامپیوترهای شخصی با سیستمعامل DOS بسیار سریعتر از رقبای مک خود با رابط کاربری گرافیکی هستند، طراحی شده بود. Windows 3.0 مایکروسافت هم در همین سال به بازار آمد، که در این زمان سهم اپل از بازار کامپیوترها ۲۰ درصد بود.

مکینتاش IIfx
۱۹۹۱ - نکتهی کلیدی توان پردازشی است
اپل به رقابت شدیدتری با پیسیها پرداخت. این شرکت شش مک جدید را معرفی کرد که شامل دو کامپیوتر ردهبالا با نام Quadra بود؛ دو کیس با پردازندهی Motorola 68040 که تا ۲.۵ برابر سریعتر از نسلهای قبلی بودند.

Macintosh Quadra 700
علاوهبراین اپل سری جدید Mac Portable را با نام PowerBook معرفی کرد که اولین لپتاپهایی بودند که مثل لپتاپهای امروزی کیبورد در عقب و ترکپد در جلو قرار داشت. مک اواس نیز به نسخهی 7.0 رسید.

PowerBook 170
۱۹۹۲ - روند پیشرفت کند میشود
شرایط برای اپل دیگر چندان خوب نبودند. این شرکت سری کامپیوتر Performa را عرضه کرد که باتوجهبه زمان خود قدرت پایینی داشتند. در این بین مایکروسافت با همکاری اینتل راه را برای کامپیوترهای شخصی x486 با کارآیی بهتر و سیستمعامل Windows 3.1، که محبوبیت آن روزبهروز در حال افزایش بود، هموار کردند. همچنین اوضاع نکست بهتر شده بود و نسخهی 3.0 سیستمعامل NeXTSTEP بهجز پردازندههای Motorola 68k از پردازندههای اینتل نیز پشتیبانی میکرد که این پشتیبانی در سال بعد اضافه شد.

Macintosh Performa 600CD
۱۹۹۳ - سهم ویندوز افزایش مییابد
اپل ۱۹ مک جدید در ۶ ردهی مختلف معرفی کرد: سری Color Classic، سری پایینردهی LC، میانردهی Centris و بالاردهی Quadra، و همچنین کامپیوترهای Performa و PowerBook. اپل اعلام کرد که تاکنون ۱۰ میلیون کامپیوتر مک فروخته است. اما رقابت سنگینتر شده بود و مایکروسافت اعلام کرد که ویندوز بیش از ۲۵ میلیون کاربر دارد.

Macintosh Color Classic
۱۹۹۴ - مهاجرت به PowerPC
اپل اولین مهاجرت بزرگ خود در تاریخ ۲۵ سالهی مک را انجام داد و دستگاههایی با پردازندههای PowerPC که از معماری RISC بهره میبردند، معرفی کرد. پردازندههای PowerPC به مقدار بسیار زیادی سریعتر از پردازندههای بر پایهی CISC بودند که تا پیش از آن در محصولات این شرکت استفاده میشد، و نتیجهی همکاری میان اپل، IBM وموتورولا بودند. همچنین در این سال سیستمعامل اپل به نسخهی ۷.۵ رسید.

پردازندهی پاورپیسی
۱۹۹۵ - مک توان رقابت ندارد
مقالهی مرتبط:
این بار اپل دو اتفاق ناگوار را تجربه کرد: Windows 95 و ادامهی موفقیت پردازندههای بسیار محبوب پنتیوم اینتل. فروش مکهای مجهز به پردازندههای PowerPC مناسب بود اما سایر دستگاهها فروش ناامیدکنندهای را تجربه کردند. اپل حق استفاده از سیستمعامل خود را عرضه کرد تا با تأخیر وارد رقابت با سیستمهای ویندوز و اینتل شود. در ماه سپتامبر استیو جابز به مجلهی Fortune گفت که راه نجات اپل را میداند اما هیچکس در این شرکت به حرف او گوش نمیدهد.
۱۹۹۶ - بازگشت جابز
در ماه فوریه استیو جابز در صحبت با Fortune، با سخنانش بسیاری را شگفتزده کرد. او گفت:
اگر من مدیریت اپل را بر عهده داشتم، تا جای ممکن از مکینتاش سود میبردم و درکنار آن مشغول کار روی محصول بزرگ بعدی میشدم. نبرد کامپیوترهای شخصی به پایان رسیده است. تمام شد. مایکروسافت مدتها پیش پیروز شد.
اپل بالاخره استفاده از پردازندههای قدیمی 68k را کنار گذاشت و کار روی نسخهی هشتم Mac OS را آغاز کرد. تا پایان این سال اپل شرکت جابز، NeXT و سیستمعاملش NeXTSTEP را تصاحب کرد. استیو جابز به اپل بازگشت که این موضوع سرآغاز تبدیل شدن اپل به شرکتی که امروز میشناسیم بود.

Twentieth Anniversary Macintosh به مناسبت بیست سالگی اپل، که محصولی بسیار ناموفق بود
۱۹۹۷ - جابز به اصول اولیه باز میگردد
اپل سری محصولات بیشازحد زیاد و مشتریان بسیار کمی داشت و در حال ضرر بود. جابز که اکنون مدیرعامل موقت این شرکت بود در ماه اکتبر در مصاحبه با Time شرایط نامساعد اپل را شرح داد. او گفت:
اپل داراییهای فوقالعادهای دارد، اما به نظرم بدون مقداری توجه، این شرکت ممکن است، ممکن است، ممکن است ... ممکن است، ممکن است از بین برود.
اپل بیل گیتس را برای خرید سهام این شرکت به ارزش ۱۵۰ میلیون دلار متقاعد کرد. جابز استفاده از سیستمعامل مک در کامپیوترهای غیر اپل را متوقف کرد. Mac OS به نسخهی هشت رسید و اپل کار روی Rhapsody، نسل پیش از Mac OS X را آغاز کرد. تا پایان این سال اپل مکهایی با چیپ PowerPC G3 عرضه کرد که قدرت بسیار بیشتری نسبت به نسلهای پیشین خود داشتند.
۱۹۹۸ - iMac نوید دورانی تازه را میدهد
استیو جابز به مبارزه با محصولات اپل ادامه داد و تولید دستیار دیجیتال شخصی (PDA) اپل را که نیوتون نام داشت، متوقف کرد.

Newton MessagePad
او تمرکز شرکت را روی محصول جدیدی قرار داد که اپل را به روزهای اولش باز میگرداند: iMac. رویای جابز در قالب یکی سیستم All-In-One با پردازندهی ۲۳۳ مگاهرتزی PowerPC G3، ۳۲ مگابایت رم، هارد ۴ گیگابایتی و نمایشگر ۱۵ اینچی، رنگ حقیقت به خود گرفت. این محصول فاقد درایو فلاپی یا درگاههای قدیمی بود و بهجای آنها اتصال آسان به اینترنت و درگاه USB، فناوری جدید اینتل برای اتصال دستگاههای جانبی، ارائه میداد. آیمک به محبوبیت زیادی در میان کاربران سراسر جهان دست پیدا کرد.

استیو جابز به همراه آیمک G3
۱۹۹۹ - G4 با سرعت پیش میرود
آیمک سریعتر شد و در رنگهای جذاب بیشتری به بازار عرضه شد. کیس پاور مکینتاش با رنگ مشابه آبی فیروزهای و پردازندهی PowerPC G3 با فرکانس تا ۴۵۰ مگاهرتز، وارد بازار شد.

Power Macintosh G3
همچنین اپل سری جدیدی از لپتاپهایش را با پردازندهی G3 راهی بازار کرد، که iBook نام داشت.

iBook
اما بزرگترین شگفتی اپل در این سال Power Mac G4 بود که اپل آن را «اولین سوپرکامپیوتر رومیزی جهان» نامید.

Power Mac G4
نهایتا در این سال اپل اولین روتر وای-فای 802.11b را با نام AirPort به نمایش گذاشت و معرفی Mac OS X Server، نمایشی را از یک تغییر بزرگ در رابط کاربری مک، به جهانیان ارائه کرد.

ایرپورت
۲۰۰۰ - OS X ظاهر میشود
استیو جابز نوید نسخهی مصرفکنندهی Mac OS X (مک اواس تِن بخوانید) را داد و اولین نسخههای آزمایشی آن در اواخر این سال منتشر شدند. این سیستمعامل بهطور کلی خوب به نظر میرسید، اما از نظر برخی ویژگیها کمبود داشت و مقدار زیادی کند بود. با این وجود، با نسخهی ۹ تفاوت زیادی داشت؛ Mac OS X یک سیستمعامل مبتنیبر Unix بود که بر پایهی NeXTSTEP و دیگر فناوریهای توسعهیافته در NeXT ساخته شده بود.

بتای عمومی Mac OS X با اسم رمز Kodiak - نسخهی نهایی با اسم رمز Cheetah منتشر شد
کامپیوترهای مک موجود؛ آیمک، آیبوک، پاور مک و پاوربوک، صرفا افزایش سرعت و تغییر رنگ را تجربه کردند و تغییر اساسی نداشتند. همچنین Power Mac G4 Cube عرضه شد؛ یک کامپیوتر بدون نمایشگر و جمعوجور که یادآور دوران استیو جابز در NeXT بود. البته این محصول بهدلیل قیمت بیش از حد و مشکل ایجاد شکستگی در قاب آن، شکست خورد.

Power Mac G4 Cube
۲۰۰۱ - دوران توپ ساحلی چرخان
اپل Mac OS X 10.1 را با ترکیب رنگ Aqua، جلوههای شفاف و جای خالی برخی ویژگیها، عرضه کرد. هنوز بسیار کند بود و عبارت «توپ ساحلی چرخان مرگ» به اصطلاحی آشنا برای کاربران مک تبدیل شد (در زمان انتظار، نشانگر موس مک به شکل توپ ساحلی چرخان نمایش داده میشود). از نظر طراحی این نسخه ویندوز ویستای اپل محسوب میشد؛ محتوا و طراحی خوبی که کندتر از آن بودند که قابل استفاده باشند.
اپل همچنین با نسل جدید پاوربوک طراحی کاملا جدیدی را برای لپتاپهایش به نمایش گذاشت. این لپتاپ حالا نمایشگر عریض ۱۵ اینچی و پردازندهی G4 را در قالب بدنهی تیتانیومی با ضخامت ۱ اینچ (۲۵ میلیمتر) جای میداد.

PowerBook G4 Titanium Mercury
آیبوکهای جدید نیز عرضه شدند و آیمک هم با ظاهر جدیدش یک فاجعه بود و طرحهای Blue Dalmation و Flower Power باعث شدند خریداران به سمت آن نروند. نهایتا اپل موزیک پلیر پنج گیگابایتی خود را با نام iPodمعرفی کرد. در این حین مایکروسافت Windows XP را، که هنوز هم استفاده میشود، عرضه کرد.

آیمک با طرح Flower Power
۲۰۰۲ - OS X بهروزرسانی خوبی دریافت میکند
اپل نسخهی بازطراحیشدهی آیمک را با بدنهی نیمکره و نمایشگری تخت که با پایهی کرومی در بالای بدنه معلق بود، عرضه کرد.

iMac G4
علاوهبراین چند نسخهی جدید آیبوک، نسخهی جدید Power Mac G4 و eMac، که با هدف مدارس ساخته شده بود، را معرفی کرد.

eMac
OS X 10.2 Jaguar نیز با ۱۵۰ ویژگی جدید و افزایش سرعتی که کاربران مدتها انتظارش را میکشیدند، وارد میدان شد.

OS X 10.2 Jaguar
۲۰۰۳ - همهی محصولات بهروز میشوند
دستگاههای جدید دیگر قادر به اجرای نسخههای قبل از Mac OS X نبودند. همچنین همهی محصولات مک؛ آیبوکها، پاوربوکها، کیسهای پاور مک G4، آیمک و ایمک، دستخوش تغییر شدند. Power Mac G5 در ماه ژوئن، افزایش سرعت بزرگی را برای خانوادهی مک به ارمغان آورد؛ این محصول از دو پردازندهی ۶۴ بیتی PowerPC G5 شرکت IBM استفاده میکرد که هرکدام با فرکانس ۲ گیگاهرتز فعالیت میکردند. حافظهی آیپاد به ۴۰ گیگابایت افزایش یافت و نرمافزار iTunes معرفی شد که درکنار مک روی ویندوز نیز اجرا میشد و استفاده از آیپاد با ویندوز را ممکن کرد.

Power Mac G5 با قیمت پایهی ۱۹۹۹ دلار
۲۰۰۴ - آیمک، به شکلی که امروزه میشناسیم
این سال بیشتر در سلطهی آیپاد بود تا مک؛ حتی اپل محصولات مک را با شعار «محصولی از سازندگان آیپاد» تبلیغ میکرد. آیمک بازطراحی بزرگی را تجربه کرد؛ نمایشگر معلق و بدنهی نیمکرهای جای خود را به طراحی جدیدی دادند که همهی این کامپیوتر All-In-One را پشت یک پنل LCD تخت جمع میکرد و شباهت زیادی به آیمک کنونی پیدا کرد. به این ترتیب بیش از یک دهه است که طراحی آیمک دستخوش تغییر آنچنانی نشده است. اپل در این زمان به سلامتی کامل بازگشته بود؛ اما سهمش از بازار کامپیوترهای شخصی به پایینترین حد خود رسیده بود و تنها سه درصد از بازار جهانی را در اختیار داشت.

iMac G5 20-inch
اولین اپل استور انگلستان در خیابان ریجنت لندن افتتاح شد. در ماههای بعد و همینطور که کامپیوترها، لپتاپها و دستگاههای iOS اپل روزبهروز معروفتر شدند، این فروشگاهها به روشی باارزش برای اپل جهت ارتباط با مشتریان، تبدیل شدند.

اپل استور خیابان ریجنت لندن
۲۰۰۵ – G5 از راه میرسد اما توان رقابت ندارد
IBM چیپهای دو هستهای PowerPC G5، را به اپل داد تا کامپیوترهای Power Mac G5 را با پردازندهی دو هستهای به مشتریان خود ارائه دهد. با این وجود IBM موفق به برآورده کردن نیاز اصلی اپل نبود؛ آنها یک چیپ سریع و کممصرف PowerPC G5 لازم داشتند که بتوان از آن در سریهای ضعیفتر آیبوک و پاوربوک استفاده کرد.
نهایتا در ماه ژوئن اتفاقی که غیرممکن میکرد رنگ واقعیت به خود گرفت و جابز در WWDC ۲۰۰۵ اعلام کرد که اپل سومین مهاجرت بزرگ خود (اولی گذار از 68k به PowerPC و دومی از Mac OS 9 به Mac OS X بود) را انجام میدهد و از پردازندههای اینتل استفاده خواهد کرد. بنابراین سختافزار اپل دیگر تفاوتی با پیسیها نخواهد داشت. OS X 10.5 Tiger نیز در ماه آوریل معرفی شد.
همچنین در ژانویهی این سال Mac mini هم با پردازندهی PowerPC G4 عرضه شد. این سری در طول زمان دستخوش تغییرات بسیاری شده است و اکنون دستگاهی بسیار قدرتمند با پردازندهی Core i7 اینتل است.
۲۰۰۶ - مک در سلطهی اینتل
همهی مکهای اپل چیپهای PowerPC را کنار گذاشتند و به سراغ پردازندههای Intel Core Duo رفتند. این مهاجرت با آیمک، مک مینی و MacBook Pro آغاز شد و نهایتا در ماه اوت با Mac Pro کامل شد. تا پایان سال مکبوک پرو دستخوش تغییر شد و این بار از پردازندهها Core 2 Duo بهره میبرد.

نسل اول مکبوک پرو؛ که در اندازههای ۱۵ و ۱۷ اینچ تولید میشد
یک سری ردهی مبتدی هم با نام MacBook و نمایشگر ۱۳.۳ اینچی در این سال عرضه شد که تا ۲۰۱۲ نسخههای مختلفی را از آن میبینیم. جنس بدنهی نسل اول مکبوک ترکیبی از پلی کربنات و فایبرگلاس بود و در دو رنگ سفید و مشکی تولید میشد.

مکبوک ۲۰۰۶
در این سال Boot Camp نیز معرفی شد. این ابزار امکان بوت ویندوز را درکنار OS X، برای کابران مکهایی که پردازندهی اینتل دارند، فراهم میکند. اپلیکیشنهایی که هم با پردازندههای PowerPC و هم Intel سازگار باشند چندان رایج نبودند، اما کاربران مکهای اینتلی میتوانستند با استفاده از برنامهی Rosetta اپل از اپهای مخصوص PowerPC استفاده کنند.

Boot Camp
همچنین در این سال کمپین تبلیغاتی Get a Mac اپل آغاز شد که هدف آن نمایش مزایای مک در مقایسه با پیسیهای ویندوزی و ترغیب کاربران به خرید کامپیوترهای اپل بود.
۲۰۰۷ - مکهای قابل حمل بسیار قوی میشوند
این سال با یک عمل غافلگیرانه شروع شد و اپل مک پروهای هشت هستهای را، که به شکل سفارشگذاری قابل خرید بودند، معرفی کرد. در ماه اوت اپل از معماری Santa Rosa اینتل برای مکبوک پرو استفاده کرد و آیمک هم طراحی جدید آلومینیومی و شیشهای، و پردازندهی Core 2 Duo اینتل را به خود دید.

آیمک ۲۰۰۷ که دو نمونهی ۲۰ و ۲۴ اینچی داشت
سال ۲۰۰۷، سال معرفی iPhone هم بود و در کنفرانس Macworld در ماه ژانویه بنرهایی با اشاره به پیشینهی اپل و شعار «۳۰ سال اول تنها آغاز راه بودند. به ۲۰۰۷ خوش آمدید.» به نمایش گذاشته شد.

بنر اپل در کنفرانس سالانهی Macworld
علاوهبراین در ۲۰۰۷ عرضهی ویندوز ویستا را داشتیم که بسیار مورد انتقاد قرار گرفت؛ و پس از آن OS X 10.5 Leopard در ماه اکتبر عرضه شد که تبدیل به پرفروشترین بهروزرسانی OS X شد.

Mac OS X Leopard
۲۰۰۸ - MacBook Air از پاکت نامه بیرون میآید
موفقترین سال اپل تا به آن زمان، با معرفی مک پرو با نسخهی پایهی هشت هستهای، درکنار آیمک، مکبوک و مکبوک پروهای سریعتر آغاز شد. علاوهبراین اپل مکبوک ایر را معرفی کرد؛ لپتاپی بسیار سبک با ترکپد مولتیتاچ برای ژستهای حرکتی.
تا پایان سال دوباره نسخهی جدیدی از مکبوک و مکبوک پرو معرفی شد که از طراحی بدنهی جدید آلومینیوم یکپارچه استفاده میکردند و قسمت پایینی آنها از یک قطعه آلومینیوم برش خورده بود.

بدنهی یکپارچهی مکبوک پرو
۲۰۰۹ - مکبوک پرو کوچکتر
استیو جابز در ماه ژوئن اعلام کرد که OS X 10.6 Snow Leopard استفاده از توان پردازندههای چند هستهای را برای تمام اپلیکیشنها ممکن میکند. با این وجود این سال بیشتر به عرضهی مکبوک پروی ۱۳.۳ اینچی شناخته میشود. این محصول که کاربران مدتی زیادی منتظر آن بودند، جایگزینی برای نسخهی ۱۲ اینچی PowerBook G4 محسوب میشد.

اولین نسل مکبوک پروی ۱۳ اینچی
به مرور همهی مکها به سمت بدنهی آلومینیوم یکپارچه رفتند که این اتفاق برای آیمک در اواخر این سال رخ داد.

iMac اواخر ۲۰۰۹، که مانند آیمکهای امروزی دو مدل ۲۱.۵ و ۲۷ اینچ داشت
۲۰۱۰ - آینده دانلود است
ظهور اپ استور مک آیندهی بدون دیسکهای نوری را برای مکها نوید داد. برای دسترسی به آن به نسخهی 10.6.6 سیستمعامل Snow Leopard نیاز بود که این موضوع باعث مقداری دشواری در بهروزرسانی به OS X Lion در سال بعد شد.

اپ استور مک
مکبوک ایر ۱۱ اینچی در حالی معرفی شد که حدس و گمانها میگفتند اپل دستگاهی فوقالعاده برای رقابت با تمام لپتاپهای پیسی ارزانقیمت آن زمان معرفی خواهد کرد؛ ظاهرا اپل تصمیم گرفت این کار را بهجای مکبوک باiPad انجام دهد.

نسل اول مکبوک ایر ۱۱ اینچی درکنار مدل ۱۳ اینچی
۲۰۱۱ - آغاز دوران درگاههای سریعتر با تاندربولت
OS X Lion در ماه ژوئیه در اختیار مشتریان قرار گرفت و اولین نسخهی OS X بود که روی هیچگونه دیسکی عرضه نمیشد. البته کمی بعد برای کسانی که با اتصال به اینترنت مشکل داشتند و نمیتوانستند از اپ استور استفاده کنند، روی فلش USB هم ارائه شد. خیلی افراد هم چون به Snow Leopard بهروزرسانی نکرده بودند با مشکل مواجه شدند، زیرا به اپ استور مک دسترسی نداشتند.

فلش USB حاوی OS X Lion
همچنین در این سال اپل اولین مکبوک پروهای مجهز به تکنولوژی Thunderbolt اینتل را عرضه کرد؛ که از همان درگاه Mini DisplayPort استفاده میکرد. با اینکه این تکنولوژی هنوز آنقدر محبوب نشده بود، روی تمام مکهای جدید قرار گرفت.

تاندربولت در مکبوک پرو
علاوهبراینها آخرین نسخه از مکبوک پروی ۱۷ اینچی در این سال ارائه شد و دیگر شاهد مکبوکی در این ابعاد نبودیم. نسل جدید Mac mini هم بدون درایو نوری معرفی شد.

Mac mini Server - Mid ۲۰۱۱
۲۰۱۲ - نمایشگر رتینا به مک میآید
در تابستان OS X 10.8 Mountain Lion ازطریق اپ استور عرضه شد. این نسخه مانند نسل قبلی، به اضافه کردن حسوحال مشابه iOS به OS X، ادامه داد و از نامگذاریهای مشابه برای برخی اپلیکیشنها بهره میبرد.

Mountain Lion
در اواخر سال، مک مینی و آیمک جدید معرفی شدند. نمایشگر iMac اکنون حتی از قبل هم باریکتر بود و ضخامت آن در حاشیهها به ۵ میلیمتر میرسید.

iMac - Late ۲۰۱۲
مکبوک پرو نیز ارتقای خوبی را در قالب نمایشگر رتینا و بدنهی باریک یکپارچه بدون درایو نوری، تجربه کرد. هر دو مدل ۱۵ و ۱۳ اینچ در ۲۰۱۲ عرضه شدند و اوایل سال بعد هم نسخهی بهبودیافتهی آنها به بازار آمد. علاوهبراین یکی از ویژگیهای جالب توجه سری جدید، وجود درگاه HDMI بود.

مکبوک پرو ۱۵ اینچی میانهی ۲۰۱۲ با نمایشگر رتینا
۲۰۱۳ - ورود مک پرو
معرفی نسخهی جدید مک پرو، که برای مدت زیادی مورد بیتوجهی قرار گرفته بود، طرفداران این سری را به وجد آورد.

Mac Pro
پس از تغییرات مکبوک پرو، نسخهی جدید مکبوک ایر نیز معرفی شد. مکهای جدید و OS X 10.9 Mavericks (اپل گفت اسمهای گربهسانان بزرگ تمام شدهاند)، باعث شدند اپل این سال را با شرایط خوبی به پایان ببرد. Mavericks تحول بزرگی نبود و مشکلات خود را داشت اما همچنان موفقیت بزرگی برای این شرکت بود.

معرفی OS X Mavericks در WWDC 2013
۲۰۱۴ - طراحی جدید OS X
در این سال از نظر سختافزار، محصول چندان متفاوتی عرضه نشد و صرفا برخی محصولات، ارتقاهای جزئی دریافت کردند. اما از نظر نرمافزاری OS X 10.10 Yosemite بهدنبال تغییر زبان طراحی iOS در نسخهی هفتم، طراحی جدیدی، شبیه به iOS، به خود دید.

OS X Yosemite
۲۰۱۵ - بازگشت به اصول اولیه با MacBook
در سال ۲۰۱۵ اپل چشمانداز جدید خود را برای لپتاپهای این شرکت، با معرفی MacBook به نمایش گذاشت. این محصول برخی قسمتهای طراحی خود را از آیفونها و آیپدهای زمان خود الهام گرفته بود و تلفیقی از گذشته، حال و آیندهی این شرکت در خود داشت؛ و در نوع خود لپتاپ بسیار خوبی بود.

MacBook با نمایشگر ۱۲ اینچی
اپل همچنین سریهای مکبوک پرو و ایر را بهروز کرد و سری جدید آیمک نیز از نمایشگرهای رتینای 4K و 5K بهره میبرد.

iMac 5K
۲۰۱۶ - تاچ بار؛ تلاش اپل برای ایجاد تحولی دیگر
اپل در WWDC اعلام کرد که از نامگذاری مشابه سیستمعاملهای دیگر خود؛ iOS و watchOS و tvOS، برای سیستمعامل دسکتاپش استفاده میکند و از این پس آن را macOS میخواند. همچنین macOS Sierra معرفی شد که سیری را به مک آورد. در پاییز، از سری جدید مکبوک پرو، با طراحی جمعوجورتر، کیبورد مشابه MacBook سال گذشته، حذف پورتهای مختلف و جایگزین کردن آنها با تاندربولت ۳ (که درگاهش مثل USB-C است و از آن پشتیبانی میکند)، تشخیص اثر انگشت Touch ID و ویژگی جدید Touch Bar، رونمایی شد.

MacBook Pro با تاچ بار و تاچ آیدی
۲۰۱۷ - آیمک حرفهای میشود
در روزهای پایانی ۲۰۱۷، اپل عرضهی iMac Pro را آغاز کرد. این نسخهی بسیار قدرتمند All-In-One آیمک بهطور خاص برای افراد حرفهای طراحی شده است و مشخصاتی بسیار قوی، از جمله پردازندهی زئون اینتل، ۳۲ گیگابایت رم و کارت گرافیک AMD Radeon Pro Vega 56، دارد. این محصول همچنین با قیمت پایهی ۴۹۹۹ دلاری، یکی از گرانقیمتترین دستگاههای اپل تا به امروز است.

iMac Pro
۲۰۱۸ - ملاقات دوبارهی دو محصول کلاسیک اپل
۲۰۱۸ سالی بود که اپل به حرف طرافدارانش گوش داد و برخی از محبوبترین محصولاتش را که اخیرا به آنها بیتوجهی شده بود، بهروز کرد. یکی از آنها بهروزرسانی دیر اما بسیار خوب مک مینی، کامپیوتر کوچک اپل بود و ویژگیهای بسیار خوبی را به این دستگاه افزود که آن را به انتخابی مناسب برای افراد حرفهای و هنرمندان تبدیل میکند.

Mac mini 2018
مکبوک ایر هم با طراحی باریکتر، نمایشگر بهبودیافته و سختافزار بهروزشده، آپدیتی را که بسیار نیازمندش بود، دریافت کرد.

MacBook Air 2018
۲۰۱۹ - اپل برای امسال چه برنامهای دارد؟
اکنون که مکینتاش ۳۵ ساله شده، آیا اپل امسال هم مثل سال گذشته صرفا برخی محصولات قبلی خود را بهروز میکند؟ یا ۲۰۱۹ سالی ماجراجویانه برای آنها خواهد بود؟ باید صبر کنیم و ببینیم، اما اپل تا همین الآن هم تجربهی خوبی از CES 2019 داشته است؛ درحالیکه حتی در آن حضور نداشت!
نستله (Nestlé S.A) شرکت سوئیسی با حوزهی فعالیت بینالمللی است که مرکز آن در شهر وُوه کانتون وو در سوئیس قرار دارد. آن شرکت در فاکتورهای درآمد و تولید، بزرگترین شرکت صنایع غذایی جهان محسوب میشود. نستله در سالهای متعدد در فهرست برترین برندها و شرکتهای جهان قرار گرفت و تاریخچهای مملو از محصولات و زیربرندهای مشهور و محبوب همچون نسکافه دارد.
محصولات شرکت سوئیسی نستله شامل انواع غذای کودک، مکملهای دارویی، آب معدنی، صبحانههای بستهبندی شده، قهوه و چایی، شیرینی، لبنیات، بستنی، غذای منجمد، غذای حیوانات خانگی و انواع محصولات غذایی بستهبندی شده میشود. زیربرندهای مشهور از این برند سوئیسی، سالانه درآمدی بیش از یک میلیارد دلار دارند. از میان مشهورترین آنها میتوان به نسپرسو، نسکافه، کیتکت، سرلاک، اسمارتیز و نسکوئیک اشاره کرد.
نستله در ۱۸۹ کشور جهان، ۴۴۷ کارخانه دارد و علاوهبر محصولات غذایی، یکی از بزرگترین سهامداران برند بزرگ آرایشی بهداشتی لورآل هم هست. اگرچه تاریخجهی تأسیس رسمی شرکت کنونی نستله به ابتدای قرن بیستم باز میگردد، اما بنیانگذار افسانهای برند یعنی هنری نستله، شرکتی با این نام را در سال ۱۸۶۶ تأسیس کرد. آنها در دوران ۲ جنگ جهانی گذشته، رشد قابل توجهی را تجربه کردند و بهمرور، با خرید شرکتهای متعدد، به جایگاه بزرگ امروزی رسیدند.

مرکز مدیریت نستله در شهر وُوه
تاریخچهی تأسیس
داستان نستله به ۲ کارآفرین باز میگردد که هر کدام در صنایع غذایی و در اروپا کار خود را شروع کردند. چارلز پیج، دیپلمات آمریکایی در زوریخ بود که پس از چند سال فعالیت، متوجه ظرفیت بالای بازار سوئیس برای تأسیس کارخانهی شیر غلیظ شد. سوئیس، منابع سرشار لبنیات و دسترسی آسان به بازار اروپا داشت که زمینهها را برای شروع یک کسبوکار سودده فراهم میکرد.
صنعت تولید شیر بستهبندی شده یا شیر غلیظ شده (Condensed Milk) برای اولینبار در آمریکا و توسط گیل باردن متولد شد. پیج تصمیم گرفت تا با کسب مجوز از باردن، محصولات او را تحت عنوان Borden Milk به بازار اروپا عرضه کند. او در کسب مجوز موفق نشد و بههمین دلیل در سال ۱۸۶۶ شرکت مسئولیت محدود خود را بهنام Anglo-Swiss Condensed Milk در شهر شم سوئیس تأسیس کرد.

اولین تبلیغات آنگلو سوئیس
پیج بازار بریتانیا را یکی از مقاصد اصلی محصولات خود میدانست. بههمین دلیل او از پیشوند آنگلو در نام شرکت خود استفاده کرد تا بهنوعی توجه انگلیسیهای مشکلپسند را نیز جلب کند. آنگلو سوئیس، اولین توسعهی خارج از مرزهای سوئیس را در سال ۱۸۷۲ و با تأسیس کارخانهای در چیپنهام انگلستان انجام داد. بهمرور، محصولات آنها در سرتاسر اروپا پخش شده و شیر بستهبندی شدهی غلیظ، محصولی الزامی در کابینت هر اروپایی شد. حتی بحرانهای اقتصادی در سالهای ۱۸۷۲ و ۱۸۷۵ هم تأثیری در فروش شرکت آنگلو سوئیس نداشت.
بنیانگذار آنگلو سوئیس در سال ۱۸۷۳ از دنیا رفت و شرکت به برادرش جورج و دیگر سرمایهگذاران رسید. یک سال بعد، آنها با خرید شرکتی مشابه در انگلستان، کسبوکار خود را توسعه دادند. پیشرفتها تا سال ۱۸۷۶ بهحدی بود که فروش آنگلو سوئیس تقریبا ۴ برابر سال ۱۸۷۲ شد.

هنری نستله و اولین محصولش
در سالهایی که پیج به فکر تأسیس و پیشرفت شرکت آنگلو سوئیس بود، در شهر وُوه و در سال ۱۸۶۷، هنری نستله، داروساز معروف، فروش محصول جدید خود را شروع کرد. او نوعی از شیر گاو را تولید میکرد که برای نوزادان با مشکلات دریافت شیر مادر، مناسب بود. او نام محصول خود را Farine Lectee Nestle گذاشت که بهمرور، با استقبال بالایی در بازار روبهرو شد. در خلال سالهای ۱۸۷۱ تا ۱۸۷۳، تولید روزانهی محصولات نستله، دوبرابر شد و از کمتر از ۱۰۰۰ قوطی در روز به ۲۰۰۰ قوطی رسید.
نستله تصمیم داشت تا شیر مخصوص نوزادان خود را تا حد امکان در بازار پخش کند. او تلاش زیادی میکرد تا پزشکان و مادران را از مزایای محصول خود مطلع کند. دراینمیان، با آنکه او تلاش زیادی برای توسعهی کسبوکار خود میکرد، وضعیت اقتصادی و سرمایهگذاریها روی محصولش، آنچنان خوب نبود. تا سال ۱۸۷۳، تقاضا برای محصولات نستله بیش از توان او در تولید شیر شده و بههمین دلیل، سفارشات مشتریان با تأخیر آماده میشد.
اسناد فروش نستله
بنیانگذار شرکت نستله در ۶۱ سالگی دیگر توان لازم برای ادامهی فعالیت را نداشت و بهنوعی خود را برای بازنشستگی آماده میکرد. جولز مونرات، یکی از نمایندههای مجلس سوئیس در آن سالها بود که برای مدت طولانی، فکر خرید شرکت نستله را در سر میپروراند. درنهایت او در سال ۱۸۷۵ موفق شد با پیشنهاد یک میلیون فرانکی، هنری را متقاعد به فروش کسبوکار کند. بنابراین، شرکت در سال ۱۸۷۵ به Farine Lectee Henri Nestle تغییر نام داد و مونرات نیز بهعنوان رئیس هیئتمدیره، مسئولیت هدایت آن را بر عهده گرفت.
در سال ۱۸۷۷، رقابت آنگلو سوئیس و نستله وارد فاز جدی شد. آنگلو سوئیس که در آن زمان پیشگام بازار شیر غلیظ در اروپا محسوب میشد، در آن سال تصمیم گرفت تا پنیر و شیر مخصوص کودکان و نوزادان را به سبد محصولات خود اضافه کند. نستله نیز در پاسخ به رقیب هموطن، شیر غلیظ را با برند خود به بازار عرضه کرد. جورج پیج، اولین پیشنهاد خرید و همکاری را به نستله ارائه کرد، اما با پاسخ منفی برند رقیب روبهرو شد.

ورود پیج به بازار آمریکا
پیج که موفق نشد رقیب هموطن خود را با فرایند خرید و ادغام از بین ببرد، مسیر خود را تغییر داد و اولین کارخانهی آنگلو سوئیس (در آمریکا) را در سال ۱۸۸۱ خریداری کرد. آن کارخانه، در میدلتاون نیویورک و با هدف استفاده از مزایای قوانین واردات، تأسیس شد بود. موفقیت آن مرکز بهحدی بود که بهمرور، برتری بوردن را در بازار آمریکا کمرنگ کرد.
خرید و تمرکز روی کارخانهی آمریکایی، عواقب بدی را نیز برای شرکت آنگلو سوئیس بههمراه داشت. جورج پیج بهحدی روی آن بازار متمرکز شده بود که بازار خود را در اروپا ضعیفشده میدید که رقیب دیرینه یعنی نستله، بهمرور در آن رشد کرده بود. پیج در سال ۱۸۹۹ از دنیا رفت و شرکت آنگلو سوئیس در سال ۱۹۰۲ تصمیم گرفت تا کارخانهی آمریکا را به بوردن بفروشد و روی بازار اورپا متمرکز شود.

تبلیغات غذای کودکان
در سوی دیگر بازار، نستله تا سال ۱۸۹۸ روی تولید در سوئیس و فروش به بازارهای بینالمللی مترکز بود. آنها در آن سال تصمیم گرفتند تا با خرید شرکتی مشابه در نوروژ، تولید توزیع را به کشورهای دیگر اروپایی نیز توسعه دهند. با ورود به قرن بیستم، توسعهی بینالمللی نستله نیز سرعت گرفت و آنها ابتدا در آمریکا و سپس در بریتانیا، آلمان و اسپانیا کارخانههایی را خریداری یا تأسیس کردند.
ورود به صنعت شکلات در سال ۱۹۰۰ در تاریخچهی نستله ثبت شد. حرکت آنها، تصمیمی منطقی برای شرکتی بود که در وُوِه، مرکز شکلات سوئیس فعالیت میکند. نستله برای شروع کار در آن صنعت، با تولیدکنندهی برندهای مشهوری همچون Peter و Kohler، یعنی Swiss General Chocolate Company وارد شراکت شد. طی آن همکاری، اولین شیرهای شکلاتی با برند نستله تولید شدند. نستله نیز روی توزیع و فروش برندهای کوهلر و پیتر به شرکت همکار کمک کرد.
ادغام بزرگ و تولد نستله مدرن
در سال ۱۹۰۵، بالاخره رقابت شدید نستله و آلگلو سوئیس به پایان رسید و آنها به ادغام رضایت دادند. شرکت جدید، ترکیبی از نام ۲ رقیب بود و با ۲ دفتر مدیریتی یکی در شهر وُوه و دیگری در شم، فعالیت میکرد. رئیس هیئتمدیره، امیل لوئیس روسی نام داشت. شرکت بزرگ حاصل از آن ادغام، ۷ کارخانه در سوئیس، ۶ کارخانه در بریتانیا و ۳ کارخانه در نروژ داشت. بهعلاوه، کشورهای آمریکا، آلمان و اسپانیا نیز هر کدام میزبان یک کارخانهی نستله آنگلو سوئیس بودند.

نقاشی اولین ساختمان مشترک نستله آنگلو سوئیس
استرالیا در سال ۱۹۰۶ قوانین مالیاتی خود را سختگیرانهتر کرد. آن منطقه دومین بازار بزرگ صادرات نستله محسوب میشد و به همین دلیل سوئیسیها تصمیم گرفتند تا کارخانهای را برای تولید محصولات در آنجا راهاندازی کنند. تصمیم نستله با خرید یکی از شرکتهای بزرگ تولید شیر غلیط در بریسبین بهنام Cressbrook Dairy عملی شد. سالهای بعد، با افزایش تولید و فروش در کشورهای مختلف جهان و خصوصا آسیا همراه بود که اضافه کردن شرکتهای زیرمجموعه، تأثیر زیادی در آن داشت.
اکثر کارخانههای نستله در دهههای ابتدایی قرن بیستم در اروپا فعالیت میکردند. با شروع جنگ جهانی اول، خصوصا در کشورهایی همچون آلمان و انگلستان، خسارتهای زیادی به کارخانههای برند سوئیسی وارد شد. در ماههای ابتدایی جنگ، تولیدات نستله با قدرت ادامه داشت، اما بهمرور، شرایط دشوارتر شد. در سال ۱۹۱۶، تولید شیر تازه خصوصا در سوئیس بهقدری کاهش داشت که نستله تنها میتوانست نیازهای بازارهای محلی را برآورده کند. موانع تحویل و باربری، افزایش هزینههای تولید و عملیات و محدودیتهای استفاده از تجهیزات و زیرساختهای تولیدی درکنار کمبود تجهیزات سادهای همچون ظرف انتقال شیر، همگی در سالهای بعدی فروش و توزیع را برای نستله دشوارتر کردند.

طرحی از اولین دفاتر و کارخانههای نستله
نستله در سالهای جنگ با افزایش درخواست، خصوصا از سوی دولتها روبهرو بود که از محصولات بستهبندی شدهی آنها برای تأمین نیازهای غذایی سربازان استفاده میکردند. آنها تصمیم گرفتند تا برای رفع مشکلات جدید و پاسخگویی به نیازهای مشتریان، کارخانههایی را در کشورهایی تصاحب کنند که درگیری کمتری در جنگ داشتند. آمریکا، یکی از اصلیترین مقاصد نستله برای راهاندازی کارخانههای جدید شد. سوئیسیها برای توسعهی فرایندهای تولید، در آن کشور با شرکتهای بزرگ وارد همکاری شدند.
فعالیت در کشورهای (تقریبا) بیطرف جنگ جهانی اول، تعداد کارخانههای نستله را تا سال ۱۹۱۷ به ۴۰ عدد رساند و در سال ۱۹۱۸، تولیدات آنها دوبرابر تولید سال ۱۹۱۴ شده بود. همین روند، در استرالیا هم پیگیری شد و سوئیسیها در سال ۱۹۲۰، مالک سهام کنترلی عظیمی در ۳ شرکت مشهور استرالیایی شدند. در همان سال، ورود به بازار آمریکای جنوبی نیز با تأسیس کارخانهای در آراراس برزیل کلید خورد. تا سال ۱۹۲۱، تعداد کارخانههای نستله به ۸۰ عدد رسید و ۱۲ شرکت نیز بهعنوان زیرمجموعهی آنها فعالیت میکردند. در آن سال محصول جدیدی نیز توسط نستله به بازار معرفی شد. پودر شیر با برند Lactogen، محصولی بود که نوید دوران مدرنی را در محصولات لبنیاتی میداد.

نستله در جنگ جهانی اول
اولین بحرانها
توسعهی سریع و گستردهی فعالیت، اولین آثار خود را در سال ۱۹۲۱ به سوئیسیها نشان داد. آنها برای اولینبار در آن سال، در گزارشهای مالی خود خسارت اعلام کردند که بازار سهام نیز در واکنش به آن، با نگرانی بیشتر فعالیت کرده و اوضاع را وخیمتر کرد. نستله، برای توضیح خسارت ۱۰۰ میلیون مارکی خود در آن سال، افزایش قیمت مواد اولیه همچون شکر و زغال سنگ، بحرانهای اقتصادی و کاهش قدرت خرید مصرفکنندهها و کاهش نرخ کارمزد پس از جنگ و افزایش قیمت محصولات در اثر آن را بهعنوان عوامل دخیل بیان کرد.
مدیران نستلهی جدید برای مقابله با طوفان اقتصادی ایجاد شده، تغییراتی اساسی را در مدیریت و تولید خود لحاظ کردند. آنها در سال ۱۹۲۲ با تعطیلی برخی از کارخانههای خود در آمریکا، بریتانیا، استرالیا، نروژ و سوئیس، تولید را با فروش همسوتر کردند. لوئیس داپلز، یکی از استخدامهای مهم آن سال بود که بهعنوان یک مدیر مالی، وظیفهی بازگرداندن شرکت به دوران عملیات حرفهای را بر عهده گرفت. داپلز با قدرت فرایندهای اصلاحی را شروع کرده و تغییراتی اساسی در سیستم مدیریت ایجاد کرد.

یکی از مراکز توزیع شیر در سالهای ابتدایی قرن بیستم
با شروع سال ۱۹۲۳، بهبود روندهای مالی نستله بهضوح دیده شد. بدهی شرکت به بانکها از ۲۹۳ میلیون فرانک سوئیس در سال ۱۹۲۱ به ۵۴.۵ میلیون فرانک در سال ۱۹۲۳ رسیده بود. درهمان حال، مراکز تولیدی در فرانسه، بلژیک، ایتالیا، آلمان و آفریقای جنوبی توسعه یافتند. برخی از فرایندهای عملیاتی شرکت متمرکزتر شدند و توسعه در بخشهای دیگر انجام گرفت و در نتیجه، توزیع محصولات در حوزههای گستردهتری ادامه پیدا کرد.
با وجود بحرانهای ابتدایی، انتهای دههی ۱۹۲۰ با افزایش سود برای نستله همراه بود. علاوهبر اضافه کردن چند محصول جدید همچون پودر شیر مالت بهنام Milo و پودر شیر مخصوص کودکان با مشکلات گوارشی بهنام Eledon، سهام بسیاری از مراکز تولیدی در سرتاسر جهان نیز در آن سالها توسط نستله خریداری شد.

Milo محصول جدید نستله در دههی ۱۹۲۰
در میان شرکتهایی که در دههی ۱۹۲۰ توسط نستله خریداری شدند، مراکز مخصوص تولید کره و پنیر نیز وجود داشتند. بهعنوان مثال، Sarotti یک شرکت آلمانی در برلین بود که در صنعت شکلات فعالیت میکرد. آنها تولید شکلاتهای با برند نستله، پیتر، کایلر و کوهلر را بر عهده گرفتند. محصول دیگر، متعلق به شرکتی سوئیسی بود و Chocolat Suisses نام داشت. شرکتی که از ادغام Generel Chocilate Company و Cailler تشکیل شده بود و ۱۳ کارخانهی شکلاتسازی در اروپا، آفریقای جنوبی و استرالیا داشت.
بقا در دوران رکود بزرگ
نستله پس از سالها فعالیت به استحکامی رسیده بود که بهنظر نمیرسید رکود بزرگ هم تأثیری روی روند موفقیت آن داشته باشد. زیرمجموعهی آنها در آمریکا بهنام Nestle Food Company کمترین تأثیر را از شکست بازار در سال ۱۹۲۹ متحمل شد. در سال ۱۹۳۰، برند سوئیسی زیرمجموعههایی را در آرژانتین و کوبا تأسیس کرد. درواقع، با وجود شدت گرفتن بحرانهای مالی در آن سالها، نستله با تأسیس مراکز تولیدی جدید در سرتاسر جهان، با قدرت به کار خود ادامه میداد. کارخانههای تولید شکلات در کپنهاگ دانمارک و مواری چکاسلواکی، بخشی از برنامههای توسعهای بودند. مقاصد بعدی، شیلی و مکزیک بودند که در دههی ۱۹۳۰ میزبان نستله شدند.

دفتر نستله در دهههای ابتدایی قرن ۲۰
رکود بزرگ اقتصادی، کمترین تأثیر را در روند کاری نستله داشت. آنها کاهش سود ۱۳ درصدی را در سال ۱۹۳۰ تجربه کردند، اما کارخانهها با قدرت، تولید و فروش خود را ادامه دادند. حتی زیرمجموعهی آمریکا نیز که بیش از سایر بخشها خسارت دید، فروشی ثابت را در سالهای ابتدایی دههی ۱۹۳۰ ثبت کرد. البته، در آن سالها فرهنگ صرفهجویی بهشدت در جامعهی آمریکا جای خود را باز میکرد که بهمرور، مشکلاتی را برای برند باسابقه و البته گرانی همچون نستله ایجاد کرد. بههرحال، حاشیهی سود شرکت کاهش یافت و نستله مجبور به کاهش قیمت در آمریکا شد. درنهایت، در سال ۱۹۳۳ قوانین جدید قیمتگذاری، رقابت را برای سوئیسیها در آمریکا آسانتر کرد.
بازارهایی همچون آمریکا که اولین خسارتها را از رکود بزرگ دیده بودند، در خروج از آن نیز پیشقدم شدند البته، رکود در مناطق دیگر همچون سوئیس ادامه داشت. مشکل اساسی در آن سالها، ارزش بالای پول ملی سوئیس در مقایسه با کشورهای دیگر بود که تبدیل آن و فروش در مناطق دیگر را برای کسبوکارها دشوار میکرد. در سالهای ابتدایی دههی ۱۹۳۰، کشورهای مختلف اقدام به تغییر ارزشگذاری پول ملی خود کردند و سوئیس چند سال بعد و در ۱۹۳۶ این تصمیم را اجرا کرد. همین دوران، برای کاهش درآمد برندهای آن شرکت در صحنههای بینالمللی کافی بود. در نتیجهی شرایط مذکور، شرکت تصمیم گرفت تا تولید خود را متمرکزتر کرده و ۲ کارخانهی اولیه و قدیمی خود در شم و وُوه را تعطیل کند.

زنجیرهی توزیع در دوران جنگ جهانی اول
در دوران رکود بزرگ اقتصادی، سیاستهای تمرکززدایی بهمرور خود را در سطوح مدیریتی نستله نشان میدادند. در سالهای بعد نیز همان برنامهها ادامه یافتند و بهمرور، زیرساختهای برند سوئیسی را تغییر دادند. تمرکز تولید و توزیع در خود شرکت نستله آنگلو سوئیس، کمتر از زیرمجموعههای متعدد و شرکتهایی بود که سهام کنترلیشان خریداری شد. درواقع، نستله بهمرور به شرکتی با ساختار هولدینگ تبدیل شده بود که بهنوعی تنها شرکتهای زیرمجموعه را کنترل میکرد.
درنتیجهی تغییر تمرکز مدیریتی، شرکت مسئولیت محدودی با همان نام نستله آنگلو سوئیس تأسیس شد که تولید و فروش را در بازار سوئیس بر عهده گرفت. شرکت اصلی نیز بهنام هولدینگ به کار خود ادامه داد و مدیریت همهی زیرمجموعهها را بر عهده گرفت. شرکتی دیگر نیز در پاناما و بهنام Unilac تأسیس شد تا برخی از فعالیتهای بینالمللی نستله را مدیریت کند.

یکی از انبارهای نستله در دوران جنگ
مقالههای مرتبط:
نسکافه متولد میشود
لوئیس داپلز، مدیر افسانهای نستله در سال ۱۹۳۷ از دنیا رفت و تیمی از مدیران، مسئولیت را بهعهده گرفتند که همگی بهنوعی در خود شرکت تربیت شده بودند. در سال ۱۹۳۸، اولین محصول غیرلبنیاتی نستله معرفی شد که در سالهای بعد نامش در جهان بهعنوان برندی مستقل شناخته شد. نسکافه، قهوهی فوری برند نستله بود که پس از ۸ سال تحقیق و توسعه به بازار راه پیدا کرد.

اولین تبلیغات نسکافه
نسکافه، حاصل درخواست یک نمایندهی انجمن قهوهی برزیل از داپلز بود. او از مدیر نستله خواسته بود تا حبههای قهوه تولید کند تا مازاد تولید قهوهی کشور را با استفاده از آن توزیع کنند. اگرچه انواع دیگری از چنین محصولی قبلا آزمایش شده بودند، هیچکدام مانند نسکافه، طعم واقعی قهوه را با آن سرعت به مصرفکننده منتقل نمیکردند.
نستله بهجای تولید قهوهی سریع بهصورت حبه، محصول خود را بهشکل پودر عرضه کرد که کنترل مقدار مصرف را به مشتری میداد. آنها تصمیم گرفتند تا Nescafe را ابتدا در برزیل تولید کنند، اما ممنوعیتهای متعدد مدیریتی، باعث شد تا آن محصول جاودان، در سوئیس متولد شد. ظرفیتهای محدود تولید باعقث شد تا روشهای بازاریابیگسترده برای چنان محصولی با آن ظرفیت بالا، پیادهسازی نشود.

آزمایشگاه کنترل کیفی در میانهی قرن بیستم
نسکافه در سال ۱۹۳۹ به بازار آمریکا رسید و درکنار آن کشور، در مناطق بسیاری از جهان شهرت بالایی کسب کرد. در ابتدای دههی ۱۹۴۰ نیز محصولی مشابه بهنام Nestea (پودر چایی) معرفی شد که آن هم موفقیتهای قابل توجهی داشت.
جنگ جهانی دوم و دوران پس از آن
دومین جنگ جهانی، برخلاف جنگ اول، تأثیرات شدیدی روی نستله گذاشت. در سال ۱۹۳۹ سود شرکت به ۶ میلیون دلار کاهش یافت که در مقایسه با ۲۰ میلیون دلار سال قبل، یک فاجعه محسوب میشد. در جنگ دوم نیز مشکلت متعددی همچون کمبود مواد اولیه، سوئیسیها را تهدید میکرد. مدیران برای مقابلهی نسبی با مشکلات پیش آمده، مدیریت را به ۲ بخش یکی در وُوه و دیگر در کنتیکت آمریکا تقسیم کردند. با آن اقدام، مدیریت کسبوکارها در مناطق دورتر آسانتر شد. این سبک مدیریتی تا سال ۱۹۴۵ در نستله ادامه داشت.

تبلیغات در دوران جنگ
با وجود تمام چالشهای ایجاد شده بر اثر جنگ جهانی دوم، نستله منافعی نیز از آن دوران برد. با درگیر شدن آمریکا در سال ۱۹۴۱، نسکافه و پودر شیر با تقاضای بسیار از سوی نیروهای نظامی آن کشور روبهرو شدند. درنهایت، فروش نستله از ۱۰۰ میلیون دلار پیش از جنگ جهانی دوم، به ۲۲۵ میلیون دلار در سال ۱۹۴۵ رسید. سهم عمدهی افزایش فروش نیز در منطقهی آمریکای شمالی رخ داد و ۱۴ میلیون دلار به ۶۰ میلیون دلار رسید.
پس از جنگ جهانی دوم، بخشهای مدیریتی اروپا و آمریکا برای ادامهی فعالیت وارد مذاکره شدند و برنامهها برای بازسازی مراکز تخریب شده بر اثر جنگ، شروع شد. آنها بار دیگر نسکافه را در بازارها معرفی کردند و همچنین، تحقیقات برای تولید محصولات جدید نیز با شدت ادامه یافت. تحقیقات در ۳ حوزه، بیش از همه متمرکز بود. حوزههایی که نستله بهعنوان عوامل تأثیرگذار در آیندهی صنایع غذایی میدید: افزایش جمعیت جهانی، بهبود استانداردهای زندگی در کشورهای صنعتی و تغییرات در شرایط اقتصادی و اجتماعی کشورهای تولیدکنندهی مواد اولیه.

تبلیغات زیربرند Galak
در سال ۱۹۴۷، یکی از مهمترین فرایندهای ادغام در نستله انجام شد و Alimentana، تولیدکنندهی برند معروف سوپهای آمادهی Maggi به آن شرکت پیوست. در نتیجهی آن ادغام، شرکت اصلی به نستله آلیمنتانا تغییر نام داد. کارل آبگ، مدیری بود که پس از مرگ رئیس قبلی هیئتمدیره یعنی ادوارد مولر در سال ۱۹۴۸، ریاست هولدینگ جدید را بر عهده گرفت.

تبلیغات سوپ آمادهی مگی
روندهای خرید و ادغام در سالهای پس از جنگ جهانی دوم با سرعت و شدت در نستله ادامه مییافتند. Crosse and Blackwell، تولیدکنندهی بریتانیایی غذاهای کنسرو شده، خرید بزرگ سال ۱۹۵۰ بود. نستله امیدوار بود که سرمایهگذاری ۲۴ میلیون دلاری، در توسعهی کانالهای بازاریابی و فروش مگی در بریتانیا مفید واقع شود، اما حضور رقیب بزرگی همچون H.J Heinz در آن بازار، سوئیسیها را سرخورده کرد. در سالهای بعد و در دههی ۱۹۶۰ نیز خریدها و شکستهای نسبی مشابهی برای نستله رقم خورد.

انواع شکلاتهای نستله
فعال دیگر صنایع غذایی که به نستله اضافه شد، Libby نام داشت که در صنعت آبمیوه در آمریکا فعالیت میکرد و در سال ۱۹۷۱ توسط برند سوئیسی خریداری شد. در سال ۱۹۷۳، Stouffer به نستله اضافه شد که ورود آنها به صنعت هتل و رستوران را سرعت بخشید. درنتیحهی آن خرید، برند Lean Cusine توسعه یافت که محصولاتی موفق در حوزهی غذاهای منحمد با کالری پایین به بازار عرضه میکرد.
مقالههای مرتبط:
جدیترین حرکت نستله در بازارهای خارج از مواد غذایی، در سال ۱۹۷۴ انجام شدو آنها سهم عمدهای از برند فرانسوی L'Oreal را در آن سال خریداری کردند که امروز بهعنوان یکی از برترین برندهای آرایشی بهداشتی جهان شناخته میشود.
ورود به حوزههای دیگر در سالهای بعد هم ادامه داشت و در سال ۱۹۷۷، شرکت آمریکایی Alcon Laboratories فعال در حوزهی محصولات چشمپزشکی به نستله پیوست. ۲ سال بعد، شرکتی دیگر در آمریکا توسط نستله خریداری شد که در تولید لنزهای تماسی فعالیت میکرد. در پایان دههی ۱۹۷۹، اتفاق مهم بازاریابی در نستله اتفاق افتاد و نام کنونی Nestle S.A برای شرکت انتخاب شد.

تبلیغات نسکافه
دهههای پایانی قرن بیستم
در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی، سهم عمدهای از فعالیتهای نستله در کشورهای درحال توسعه متمرکز بود. از ۳۰۳ مرکز تولیدی آنها، ۸۱ عدد در کشورهای درحال توسعه قرار داشتند که ۲۱ درصد از فروش شرکت را به خود اختصاص میدادند. البته، در میانههای دههی ۱۹۷۰ و بر اثر برگزاری کمپینهای مختلف بازاریابی، مشکلاتی نیز برای نستله ایجاد شد. در سال ۱۹۷۷، کمپینی برای تحریم محصولات نستله در آمریکا شروع شد.
جامعهی آمریکایی اعتقاد داشت شرکت سوئیسی با تبلیغات گستردهی غذاهای مخصوص کودکان خود، مادران را در کشورهای درحال توسعه به اشتباه میاندازد. شهروندان آن کشورها که تحصیلات مناسب نداشتند، بدون خواندن دستورالعملهای محصولات و تنها تحت تأثیر تبلیغات گسترده، با روشهای اشتباهی غذا و شیر خشک را برای کودکان خود آماده میکردند که درنهایت منجر به بیماری در آنها میشد. تخمینها نشان میدهد که دوران تحریم تا ابتدای دههی ۱۹۸۰، خسارتی نزدیک به ۴۰ میلیون دلار به نستله تحمیل کرد.

چای آمادهی Nestea
هلمت ماخر، مدیر اجرایی بود که در سال ۱۹۸۱ سکان نستله را در دست گرفت. او با حامیان تحریم محصولاتش در آمریکا دیدار کرد و حل آن چالش را در اولویت اصلی خود قرار داد. باتوجهبه ملاقات انجام شده، تغییراتی در روندهای تبلیغاتی نستله ایجاد شد که بهبود اوضاع را برای برند سوئیسی به همراه داشت. ماخر در ادامهی سالهای فعالیت، خریدهای مهمی را هم برای نستله انجام داد و البته، با کاهش ابعاد تیمهای مدیریتی، ساختار را نیز بهینهسازی کرد.
شرکت آمریکایی Carnation، یکی از خریدهای مهم نستله در دههی ۱۹۸۰ بود. آنها این شرکت صنایع غذایی را به مبلغ ۳ میلیارد خریداری کردند که در زمان خود، یکی از بزرگترین خریدهای تاریخ صنعت محسوب میشد. از شرکتهایی که در سالهای بعد و در پی آمادهسازی اروپا برای تشکیل اتحادیه انجام شد، میتوان به Hills Brothers، Rowntree Mackintosh و Buitoni اشاره کرد که در صنایع مختلف از قهوه تا غذای آماده و پاستا فعالیت میکردند.

طعمدهندهی Fondor
با شروع دههی ۱۹۹۰، فعالیتهای اتوماسیون و دیجیتالسازی در نستله هم به اوج رسید. هزینههای عملیاتی شرکت بیش از ۲.۸ میلیارد دلار شد که سهم عمدهی آنها به تهیه و نصب سیستمهای اتوماسیون و پردازش داده خصوصا در اروپا و آمریکا اختصاص یافت. توسعهی زیرساختهای تولیدی در شرق دور و آمریکای لاتین نیز دلایل دیگری بر افزایش هزینههای عملیاتی بودند. نستله در سال ۱۹۹۱، ۳۱ خرید و ادغام انجام داد و از همه مهمتر، کارخانهی تولیدی خود در چین را نیز تأسیس کرد.
یکی از مهمترین فعالیتهای همکاری نستله در سالهای پایانی قرن بیستم، در سپتامبر ۱۹۹۱ و با کوکا کولا رقم خورد. آن ۲ غول صنایع غذایی، شرکتی با سهام ۵۰-۵۰ تأسیس کردند که تولید و توزیع کنستانتره برای تولید سریع نوشیدنیهای قهوه را انجام میداد. ۱۰۰ میلیون دلار سرمایهگذاری اولیه روی آن شرکت انجام شد و محصولات، تحت برندهای نسکافه و نستی، و توسط شبکهی توزیع گستردهی کوکاکولا به سرتاسر جهان ارسال میشدند.

برندهای مختلف بستنی نستله
با ادامهی توسعهی فعالیتهای نستله در بازار صنایع غذایی، تلاش آنها برای متمرکز شدن هرچه بیشتر بر آن بازار افزایش یافت. بهمرور، فعالیتهای متفرقه از حوزهی تمرکز سوئیسیها خارج شدند که البته، یکی از دلایل آن، عدم موفقیت آنچنان در آن حوزهها بود. بخشهایی از شرکتهای خارج از صنعت غذایی فروخته شدند و تنها شرکت Alcon و سهام لورال باقی ماند که سوئیسیها، هنوز امیدوار به خرید آن بودند.
از شرکتهایی که در سالهای پایانی قرن بیستم توسط نستله خریداری شدند، میتوان به Contadina در آمریکا، Sarotti، برند Dany در آلمان، Locatelli در ایتالیا و Libby اشاره کرد که بهترتیب در صنایع بستهبندی مواد غذایی، ساندویچهای آماده، پنیر و غذاهای کنسروی فعالیت میکردند. بخش دیگری از تمرکز اصلی خرید و ادغام نستله، روی شرکتهای تولید آب معدنی، غذای حیوانات خانگی و بستنی متمرکز بود که در نتیجهی آن، شرکتهایی در آمریکا، ایتالیا، آلمان، لهستان، اسپانیا، استرالیا، مصر، کانادا، فیلیپین و آفریقای جنوبی خریداری شدند.

نسپرسو، برند مشهور قهوهی آمادهی کپسولی نستله
فرایندهای خرید و ادغام در سالهای منتهی به قرن ۲۱ کاهش یافتند و نستله روی رشد ارگانیک متمرکز شد. خریدهای قبلی، سلطه بر بازارهای متنوع و محصولات مختلف را برای نستله بههمراه داشت و آنها دیگر محصولی جدید برای اضافه کردن به پورتفولیوی خود در نظر نداشتند. قوانین ضد تراست و افزایش هزینهی فرایندهای خرید و ادغام نیز دلیل دیگری بر کاهش آن فعالیتها بود.
چالشها و بحرانها
نستله هم مانند هر شرکت بزرگ و بینالمللی دیگر، قطعا در تاریخچهی خود با چالشهای متنوعی روبهرو بوده است. زمینهی فعالیت برند سوئیسی یعنی صنایع غذایی هم، بهخاطر حساسیت سلامتی و دارویی، چالشهای متعددی را برای شرکتهای فعال (خصوصا با چنین ابعادی)، بهدنبال خواهد داشت. بههرحال، نستله با انواعی از بحرانهای کوچک و بزرگ در تاریخ خود روبهرو بوده است که در ادامه به اختصار به آنها میپردازیم.
علاوهبر تحریمی که در بخشهای قبل به آن اشاره کردیم، اتهام نقض قوانین رقابت برای همان محصولات مکمل غذایی نوزادان، چالش بزرگ دیگر نستله در بازار بود. اینبار منطقهی آسیا و سازمانهای مردمنها خصوصا در چین، چالشهایی را برای نستله ایجاد کرد و اتهام اصلی، محتوای تبلیغاتی برای آن محصولات بود. بهعلاوه، کارمندان نستله به پرداخت رشوه به نیروهای بیمارستانی برای تجویز مکملها هم متهم و حتی برخی از آنها، به یک تا ۶ سال زندان محکوم شدند.

در خلال گردهمآیی انجمن جهانی آب در سال ۲۰۰۰، نستله و دیگر شرکتها فشار زیادی بر مدیر مجمع آوردند تا در متن بیانیه، «حق» دسترسی به آب آشامیدنی را به «نیاز» تغییر دهد. شاید همین تغییر کوچک، لزوم ادامهی کنترل نستله بر آبخوانهای بزرگ جهان را تضمین میکرد که شرکت سوئیسی با چنان فشاری، به تصویب طرح اصرار میکرد. بههرحال تولید آبهای بستهبندی شده توسط برند سوئیسی، همیشه تحت انتقادات شدید قرار داشته است.
صنعت کاکائو، یکی از مهمترین زمینههای فعالیت نستله در تمام تاریخ بوده است. آن صنعت، در سالهای اخیر مورد انتقادهای متعددی قرار گرفت که یکی از مهمترین آنها، سوءاستفاده از کودکان در وظایف دشوار کاری بود. سازمانهای مختلف حقوق بشری در این سالها تلاش کردهاند تا توجهات را به شرایط نامناسب کار و زندگی کودکان در صنعت کاکائو آشنا کنند و در نتیجه، نستله هم از آن برنامهها در امان نماند.
از آخرین چالشهای پیش آمده برای نستله در سالهای اخیر، میتوان به بحران پرورش کاکائو در غنا و ساحل اشاره کرد. سازمان مردمنهاد Mighty Earth در سال ۲۰۱۷ تحقیقاتی انجام داد و اعلام کرد که کاکائوی مورد استفاده در محصولات نستله و چند شرکت بزرگ دیگر، در مناطق ممنوعه و محافظتشدهی پارکهای ملی آن کشورها کشت شدهاند. کشورهایی که بزرگترین تولیدکنندههای کاکائو در جهان هستند. انتقاد اصلی آن NGO، جنگلزدایی برای کشت کاکائو عنوان شد که سطح زیادی را خصوصا در کشور ساحل عاج از بین برده بود.
درنهایت باید به این نکته اشاره کنیم که نستله هم در پاسخ به بسیاری از انتفادات مطرح شده، خصوصا در بحث محیط زیست، برنامههای متعددی را اجرا کرده است. آنها طرحهای گوناگونی را با همکاری سازمانهای کوچک و بزرگ اجرا کردهاند که تعهد به کشت سالم کاکائیا بهبود اوضاع نیروی کاری شاغل در صنایع مرتبط، بخشی از آنها بود. یکی از برنامههای مهم مشترک آنها، همکاری با سازمان صلیب سرخ جهانی برای ارائهی آب آشامیدنی به مناطق دورافتادهی جهان است.
سالهای اخیر و وضعیت کنونی برند نستله
در پایان قرن بیستم میلادی، نستله ۵۰۰ کارخانه در ۷۸ کشور جهان داشت. فروش آنها رکورد ۷۰ میلیارد مارک سوئیس را شکسته بود و برند سوئیسی، به تنها بازیگر بزرگ صنعت غذایی جهان تبدیل شد. محصولات آنها با بیش از ۸۵۰۰ برند در سرتاسر جهان به فروش میرفت.

چند عدد از مشهورترین زیربرندهای نستله
با شروع قرن ۲۱، مدیر جدید شرکت یعنی برابک لتماته با احتساط بیشتر و پرهیز از خرید و ادغامهای سرسمآور، نستله را مدیریت میکرد. اولین خرید بزرگ او، Ralston Purina بود که با هزینهای ۱۰.۳ میلیارد دلاری، نستله را به پیشگام بازار غذای مخصوص حیوانات خانگی تبدیل کرد. خریدهای بعدی باز هم برای افزایش سهم از بازار بستنی انجام شد که آنها را در سال ۲۰۰۶ به پیشگام آن بازار (با ۱۷.۵ درصد سهم) تبدیل کرد. بههرحال، افزایش حضور در آن بازارها باعث شد تا نستله فعالیت خود را در صنایع آرایشی بهداشتی کمتر کند و سهام خود در Alcon را نیز در سال ۲۰۱۰ بفروشد.
از سال ۲۰۱۰، نستله فعالیتهای تولیدی و بازاریابی خود را تاحدودی تغییر داد تا هویتی در حوزههای مواد غذایی درکنار سلامت پیدا کند. درواقع، کاهش فروش محصولات حوزهی شیرینی و شکلات از آن سالها و افزایش قوانین حکومتی پیرامون آن دسته از محصولات، باعث شد تا سوئیسیها روندهایی را برای تغییر مسیر خود در نظر بگیرند. بهعنوان مثال انجمن Nestle Institute of Health Science فعالیت خود را شروع کرد تا نشاندهندهی تلاش سوئیسیها برای تعهد بیشتر به سلامت مصرفکنندهها باشد. یکی از اهداف آن مؤسسه، طراحی و تولید محصولاتی غذایی با تمرکز بر سلامت است که حلقهی واسط بین غذا و دارو خواهد شد. تاکنون، محصولات متنوعی نیز توسط آن مجموعه عرضه شدهاند که از میان آنها میتوان به نوشیدنیها و شیکهای پروتئینی برای مبارزه با سوءتغذیه، دیابت، مشکلات گوارشی، چاقی و غیره اشاره کرد.

نمای بیرونی مرکز تحقیقات علمی نستله
مقالههای مرتبط:
زیرمجموعهی علوم غذایی و سلامت نستله، در سالهای اخیر خرید و ادغامهای متعددی را نیز در حوزههای دارو و غذا انجام داده است تا گستردگی خدمات خود را هرچه بیشتر افزایش دهد. علاوهبر صنایع بهداشتی، همکاریهای مهمی هم در صنایع غذایی انجام شد که میتوان همکاری با استارباکس را مهمترین آنها نامید. همکاری ۷.۱۵ میلیارد دلاری غولهای بزرگ صنعت غذایی، مجوز توزیع و فروش قهوههای برند استارباکس را در سرتاسر جهان و ازطریق شبکهی گستردهی نستله، فراهم کرد.
درحال حاضر، پائول بولک بهعنوان رئیس هیئتمدیره و اولف مارک اشنایدر بهعنوان مدیرعامل نستله مشغول به کار هستند. آخرین آمارها، درآمد شرکت را در سال ۲۰۱۸ حدود ۹۱ میلیارد دلار بیان میکنند و تعداد کارمندان برند سوئیسی در سرتاسر جهان نیز ۳۰۸ هزار نفر عنوان میشود. از میان دستهبندیهای متنوع محصولات نستله، نوشیدنیهای پودری و مایع بیشترین سهم را به خود اختصاص میدهند و در ادامه، بستنی و فراوردههای شیر، غذاهای آماده و مواد اولیهی پختوپز، مکملهای غذایی و دارویی، غذای حیوانات خانگی، شیرینی و شکلات و آب بستهبندی شده قرار دارند. آمریکا با ۴۳ درصد فروش، اکنون بزرگترین بازار نستله محسوب میشود و در پی آن، اروپا با ۲۸ و آسیا، اقیانوسیه و آفریقا با ۲۹ درصد قرار دارند. برند نستله اکنون در فهرست برترین برندهای وبسایت فوربز در رتبهی ۵۴ و پایینتر از زیربرند خود یعنی نسکافه دیده میشود.
در مهر ماه سال ۱۳۴۱ شمسی و پس از تأسیس شرکت خودروسازی مرتب و مونتاژ لندرور، دو برادر مشهدی به نام احمد و محمود خیامی، شرکت ایران ناسیونال را برای تولید اتوبوس و با سرمایهی ۱۰ میلیون تومانی بنا نهادند. آنها برای تأسیس کارخانه، قطعه زمینی در جادهی مخصوص کرج به قیمت متری ده ریال خریداری و کار ساخت کارخانه را آغاز کردند. در انتهای سال ۱۳۴۲، بنای کارخانه به اتمام رسید و خط تولید کارخانه به منظور تولید اتوبوس افتتاح شد. برادران خیامی برای تولید اتوبوس، با شرکت مرسدسبنز آلمان قراردادی منعقد کرده بودند تا موتور، جعبهدنده و شاسی از اروپا وارد و اتاق در شرکت ایران ناسیونال ساخته شود. شرکت ایران ناسیونال، در ابتدا ظرفیت تولید یک اتوبوس در هفته را داشت.
تاریخچه
بعد از شروع تولید اتوبوس، احمد خیامی بهعنوان برادر بزرگتر و یکی از مالکان شرکت ایران ناسیونال، با هدف توسعهی شرکت و تولید محصولات جدید، همواره در نمایشگاههای خارجی شرکت میکرد. او در وهلهی اول خواستار تولید محصولی برای پاسخگویی نیاز قشر متوسط جامعه بود، چون نیاز قشر ضعیف را شرکت ایرانی تولید سیتروئن (سایپا)، با تولید خودروی دوسیلندر ژیان (Dyane6) پاسخ داده بود و همچنین قشر متوسط توانایی خرید خودروهای گرانقیمت و لوکس وارداتی از آلمان و آمریکا را نداشتند. بدین منظور، او با شرکتهایی مثل فولکسواگن، مرسدسبنز، فیات، پژو، رنو و فورد مذاکره کرد. درنهایت او با شرکت انگلیسی تالبوت که زیر مجموعهی روتس بود، به توافق رسید.

تالبوت که در آن زمان در آستانهی ورشکستگی قرار داشت، خودرویی سدان در محصولات خود داشت که با نامهای هیلمن هانتر و روتس آرو به بازار عرضه میشد. این نامها برای بازار ایران مناسب نبود، به همین دلیل احمد خیامی که با بستن این قرارداد توانسته بود قدمی در جهت پیشرفت کارخانه و فعالیتش بردارد، بعد از کمی بررسی به کلمهی پیکان رسید. در ۲۲ اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۶، خط تولید پیکان افتتاح گردید. در این سال دو مدل پیکان روی خط تولید قرار داشتند که یکی لوکس و دیگری دولوکس نام داشت. هر دوی این مدلها از موتور ۱۷۲۵ سیسی بهره میبردند و با قیمت ۱۷ هزار تومان به بازار عرضه میشدند.
پیکان در چند تیپ و مدل مختلف قبل و بعد از انقلاب تولید شد:
- کارلوکس
- دولوکس
- جوانان
- استیشن
- کار
- وانت
- اتومات
- تاکسی
- سپرجوشن
بیشترین مدل پیکانهای تولید شده تا به حال از مدل کارلوکس و دولوکس است که بررسی تغییر و تحولات این دو تیپ پیکان در دوران تولید مقالهی جداگانهای را میطلبد.
طراحی داخلی و خارجی
کارلوکس و دولوکس
در سال ۱۳۴۶ که خط تولید پیکان شروع به کار کرد، دولوکس و کارلوکس تنها تیپها بودند. در نمای ظاهری مدل دوکولس از زههای کناری کروم بهره میبرد ولی کارلوکس فاقد آن بود. سپر این دو مدل هم به سپر شمشیری معروف بود. پیکان در نمای جلو و عقب در دوران تولید تغییراتی زیادی داشته است. برای مثال نمای پشت تیپ کارلوکس، مدل سال ۱۳۶۳ با تیپهای دولوکس و کارلوکس تولیدی سال ۱۳۵۵ یکسان بود.

دولوکس طی ۱۰ سال سه مدل داشبورد را به خود دید که اولین مدل با دولوکس یکسان است. در سال ۱۳۵۹ تولید پیکان با ظاهری جدید (معروف به چراغ بنزی) که طراحی کرایسلر با استفاده از یکی از محصولات خود به نام سانبیم بود، در ایران آغاز شد. دلیل این کار کرایسلر، در اختیار داشتن مالکیت تالبوت بود. مونتاژ خودرو در ایرانخودرو به همین ترتیب تا سال ۱۳۶۴ ادامه یافت و تا این سال کماکان قطعات اصلی از خارج وارد و شرکت ایرانخودرو آنها را مونتاژ میکرد و درکنار آن قسمتهایی چون بدنه، رادیاتور، شیشه و کمک فنر عقب و جلو در ایران ساخته میشدند. در سال ۱۳۶۴ خط تولید پیکان در کرایسلر انگلستان متوقف شد و در نتیجه ایرانخودرو با کاهش واحد انتقال قدرت اصلی مواجه شد و تولید پیکان از سقف بیش از ۷۰ هزار دستگاه در سال ۱۳۶۳ به سه هزار دستگاه در سال ۱۳۶۸ سقوط کرد.

کرایسلر سانبیم
جوانان
پیکان جوانان، شاید محبوبترین خودرو در ایران برای چندین سال متوالی بود. تفاوت این تیپ با تیپهای دولوکس و کارلوکس، در نمای جلو و رینگها است. در نمای جلو، جلو پنجره تغییر کرده و چراغها از مستطیلی یک تکه، به دو چراغ گرد در هر طرف تغییر یافته بود. در داخل اتاق هم تغییراتی صورت گرفته بود که از آن جمله میتوان به داشتن آمپر باتری و فشار روغن درکنار درجه بنزین و دمای موتور اشاره کرد.

استیشن
شاید بتوان به جرات گفت تنها خودرویی که در کلاس استیشن که در طول حیات ۱۰۰ سال صنعت خودرو در ایران مورد استقبال خانوادههای ایرانی قرار گرفت، پیکان استیشن است. پیکان استیشن در دوران تولید قیمتی کمتر از پیکان جوانان داشت.

در نمای ظاهری تفاوت اصلی این تیپ با سایر تیپها حذف صندوق عقب طرح سدان و اضافه شدن صندوق عقب طرح استیشن و در پنجم است که با این کار ستون D هم به خودرو افزده شده و طول سقف بیشتر شده است. اضافه شدن برف پاککن شیشهی عقب و تغییر چراغهای عقب هم از دیگر تغییرات است.
کار
این مدل پیکان دارای امکانات چندانی نبود. برای مثال فاقد زه کروم، لاستیک دور سفید، جلو پنجره و دور شیشه کروم و قطعات چوبی دکراتیو بود. در این مدل چراغ دنده عقب از چراغهای ترمز و خطر و راهنما جدا بود.
وانت
از ویژگیهای بارز پیکان وانت، داشبورد ساده و پلاستیکی و لاستیکهایی با دیوارهی بلند و عرض کم بود.چراغها ابتدا گرد بودند، اما زمانیکه پیکان دولوکس را شرکت کرایسلر تغییر داد، ایرانخودرو تصمیم به تغییر شکل ظاهری ظاهری وانت کرد و نمای جلوی وانت با دولوکس تغییر شکل داده شده توسط کرایسلر، یکی شد. نام پیکان وانت نیز بعدها به وانت "باردو" تغییر کرد.
اتوماتیک
پیکان جعبهدنده اتوماتیک، لوکسترین مدل پیکان بود که بهدلیل قیمت بالا فروش چندانی نداشت. این خودرو در طراحی خارجی با دولوکس یکی بود و در داخل نیز از یکی از زیباترین داشبوردها بین تیپهای مختلف پیکان بهره میبرد. دولوکس نیز در دورهای کوتاه از این داشبورد بهرهمند بود. داشبورد چوبی و فرمان سه شاخهی فلزی و دسته دندهی اتوماتیک از اصلیترین تفاوتها بود. در عکس زیر همانطور که مشاهده میکنید کلید شیشه بالابر برقی در کنسول میانی دید میشود.
تاکسی
در آن زمان ایران ناسیونال پیکان تاکسی را بدین گونه توصیف کرد:
تاکسی در اقتصاد مملکت نقش موُثری دارد تاکسی باید از پیشرانهای کم خرج و قوی برخوردار شود. تاکسی باید کارمند، کارگر، بازرگان و پیشه و را به موقع به محل کارش برساند بیآنکه بین راه دچار نقص فنی شود. تاکسی باید برای مسافر خستهای که از کار روزانه بازمیگردد راحت و مطمئن باشد. تاکسی که در روز بیش از چهارده ساعت کار میکند باید راننده خود را راضی نگه دارد و پیکان تاکسی با برخورداری از تمام امتیازات فنی پیکان و رنگهای مخصوص برای شهرستانهای مختلف یک تاکسی ایمن و ایدهآل برای عموم رانندگان کشور است.

سپرجوشن
این نسخه از پیکان دولوکس با سپر پهن و سفید عاری از فلز، اواخر دههی ۷۰ خورشیدی، تولید میشد.
پیشرانه و قوای فنی
کارلوکس و دولوکس
این دو مدل هر دو از پیشرانهای با حجم ۱۷۲۵ سیسی معروف به موتور کج، نیرو میگرفتند. کارتل درکنار پیشرانه قرار داشت. بعد از مدتی پیشرانهی مدل کارلوکس تغییر کرده و به نمونهی ۱۶۰۰ سیسی مجهز شد که به پیشرانهی تخت معروف است. کارتل نیز در بخش زیرین پیشرانه موتور قرار داشت.
بعد از این کاهش تیراژ تولید و مشکلات تولید پیکان، ایرانخودرو با پیشنهاد پژو تصمیم میگیرد که از سیستم تعلیق و موتور پژو ۵۰۴ روی پیکان استفاده کند. موتور پژو ۵۰۴، ۱۸۰۰ سیسی بود. این تیپ پیکان که در ایران به پیکان پژویی معروف شد، تا ۶ سال تولید گشت و بعد از آن و با تأسیس شرکت ایپکو، موتور ۱۶۰۰ سیسی پیکان که تقریبا از ابتدای تولید تا آن سال روی تیپهای مختلف پیکان نصب میشد، توسط این شرکت و بهعنوان اولین پروژهی دانش بنیان در حوزهی صنعت خودرو ایران، ارتقا و بهبود یافت و انژکتوری شد و تقریبا از اواخر سال ۸۱ روی پیکان (سواری و وانت) نصب شد. موتور ۱۶۰۰ سیسی انژکتوری پیکان تا سال ۹۰ به همین صورت تولید گشت و بعد از اعمال تغییراتی از جمله افزایش ۱۰۰ سیسی حجم و بهبود و افزایش قدرت و گشتاور و بهبود شرایط آلایندگی و ارتقا به سطح آلایندگی یورو ۴، تا سال ۹۳ روی پیکان وانت نصب میشد، که با توقف تولید، در وانت آریسان به بقای خود ادامه داد.
جوانان
پیکان جوانان، از همان پیشرانهی ۱۷۲۵ سیسی، اما با دو کاربراتور بهره میبرد. داشتن دو کاربراتور تاثیر زیادی در آفزایش راندمان و خروجی موتور داشت و همین باعث شده بود خواهان بسیار زیادی چه در گذشته و چه حالا داشته داشته باشد.

موتور ۱۷۲۵ سیسی با دو کاربراتور پیکان جوانان
استیشن
پیشرانهی این تیپ با سایر مدلها به جز جوانان تفاوتی نداشت.
کار
پیشرانهی پیکان کار همان نمونهی تخت کارتل زیر بود.
وانت
پیشرانهی پیکان وانت در ابتدا همان نمونهی تخت کارتل زیر بود. بعدها که پیشرانهی ۱۶۰۰ سیسی ارتقا پیدا کرد، وانت پیکان به آن مجهز شد و در اواخر حیات خود نیز به نمونهی ارتقا یافتهی همان پیشرانهی ۱۶۰۰ سیسی که ۱۷۰۰ سیسی مجهز شد. در ادامه توضیحاتی دربارهی موتور ارتقا یافتهی ۱۷۰۰ سیسی خواهد آمد.
اتومات
پیکان با جعبهدنده اتوماتیک هم تولید شد، ولی تیراژ آن چندان بالا نبود و به دلایل مختلف اعم از قیمت و علاقهی مردم به دندههای دستی، چندان مورد اقبال واقع نشد. پیشرانهی به کار رفته نیز همان نمونهی کج بود.
تاکسی
پیشرانهی پیکان تاکسی با وانت و کار فرقی نداشت و همان موتور تخت کارتل زیر، بود.

سپرجوشن
این پیکان هیچ تفاوتی در بخش پیشرانه با دیگر پیکانهای تولیدی بعد از دههی شصت نداشت و از همان نمونهی ۱۶۰۰ سیسی همیشگی بهره میبرد.
دستاوردها و دلایل محبوبیت پیکان
توقف تولید و زمزمههای تولید دوباره
بیست و پنجمین روز از اردیبهشتماه ۸۴، روزی است که خودروسازی ایران با فرزند ارشد و سر به راهش وداع کرد. بهگفتهی بسیاری از مسئولان، خودروسازی ایران وامدار و مديون پيكان است و حالا هم که توفيقاتی در عرصهی طراحی و ساخت خودرو به دست آمده، نمیتوان نقش پیکان را در این اتفاقات خوب انکار کرد. بهعبارت بهتر، کارشناسان معتقدند اگر امروز میتوانيم در طراحی، ساخت خودرو و قطعهسازی نقشی داشته باشیم بهخاطر آن است كه از وجود پيكان بهعنوان پايه و اساس اين صنعت بهره بردهايم.
المان پیکان در آستانه اشرفیه
با همه کشو قوسهایی که بر سر تولید پیکان در ایران بهوجود آمد، این میهمان انگلیسی، سالها در «جاده مخصوص» زندگی کرد و دست آخر نیز محترمانه و در شرایطی که خیلیها راضی به رفتنش نبودند، راهی موزه شد. «پیکان ارابهای بود که صنعت خودرو ایران بر دوش آن شکل گرفت و امروز به موزه میرود تا نظارهگر اعتلای این صنعت کشور باشد»؛ این جمله را اسحاق جهانگیری وزیر وقت دولت در اردیبهشت ماه ۱۳۸۴ روی آخرین پیکان تولیدی نوشت تا این خودرو با صندوقی پر از خاطرات برای ایرانیها، با «جاده مخصوص» وداع کند.
چرا پیکان رفت؟
در مورد حذف پیکان از خودروسازی ایران، روایات مختلفی وجود دارد؛ برخی میگویند پیکان رفت تا جا برای تندر ۹۰ باز شود و برخی نیز تاکید میکنند که مصرف سوخت و آلایندگی بالا و همچنین نداشتن امکانات، دلایل اصلی رفتن پیکان محسوب میشوند. این بین روایت دیگری نیز وجود دارد که میگوید یک سری حواشی و اتفاقات غیرصنعتی، حذف پیکان از خودروسازی ایران را رقم زده است. هرچه هست، پیکان با به جا گذاشتن تیراژی حدود ۲ میلیون و ۳۰۰ هزار دستگاهی، به موزه رفت و این در حالی است که برخی از کارشناسان پیشین و فعلی ایرانخودرو هنوز هم از رفتن پیکان گله کرده و معتقد هستند تولید این خودرو باید ادامه مییافت.
استدلال آنها این است که با رفتن پیکان، نهتنها خودروسازی کشور سرمایهای ملی را از دست داد، بلکه ایرانخودرو نیز به لحاظ مالی بسیار متضرر شد؛ زیرا نه ایرانخودرو و نه هیچ خودروسازی دیگری نتوانست جایگزین مناسبی برای پیکان بیاورد. اما ایرانخودروییها ازآنجاکه میدانستند پیکان دیر یا زود از خط تولیدشان حذف خواهد شد، زودتر دست به کار شده و در اواخر دهه ۷۰، پروژه طراحی و تولید پیکان جدید را کلید زدند. پروژه موردنظر «X11» نام داشت و قرار بود طی آن خودرویی جدید روی پلتفرم پیکان ساخته شود، خودرویی که در عین داشتن قیمتی مناسب، از امکاناتی به روز هم بهره ببرد.
این پروژه در دوران مدیریت منوچهر غروی در ایرانخودرو و با مسوولیت حمیدرضا کاتوزیان آغاز میشود، اما آنطور که کاتوزیان در گفتوگوی چند سال پیش خود با ایسنا، عنوان میکند، با وجود به سرانجام رسیدن پروژه موردنظر در سال ۸۱، مدیریت جدید ایرانخودرو آن را به حالت تعلیق درمیآورد. اظهارات کاتوزیان در شرایطی است که سه سال بعد از توقف پروژه پیکان جدید، ایرانخودروییها مجبور به حذف پیکان از خطوط تولید خود میشوند و در مقابل،وزرات نفت تعهد میدهد که بابت این اتفاق، ۳۱۰ میلیون دلار به حساب آبیهای جادهمخصوص واریز کند. بااینحال و به ادعای انجمن خودروسازان و مسئولان ایرانخودرو، وزارت نفت تا ۳ سال و اندی پس از حذف پيكان از چرخه توليد، تنها ۹۰ ميليون دلار به ایرانخودرو میپردازد و ۲۲۰ میلیون دلار آن باقی میماند.
احمد نعمت بخش، دبیر انجمن خودروسازان در همان دوران، اعلام میکند که طبق توافقنامه منعقد شده ميان وزرای نفت و صنايع و معادن و شركت ايرانخودرو، باید ۳۱۰ ميليون دلار بابت خروج پيكان از خط توليد، به ایرانخودرو پرداخت شود، اما با گذشت بیش از سه سال از رفتن پیکان، هنوز ۲۲۰ میلیارد تومان از این پول پرداخت نشده است. هر چند مشخص نیست سرانجام این پول طی سالهای گذشته به حساب بزرگترین خودروساز ایران واریز شده یا نه، اما به هر حال ازآنجاکه به ادعای ایرانخودروییها، وزرات نفت تعهد مالی خود را انجام نمیدهد، آنها (مسئولان ایرانخودرو) تصمیم میگیرند پروژه پیکان جدید را در سال ۸۴ دوباره فعال کنند. درکنار بدعهدی وزارت نفت و عدم پرداخت ۲۲۰ میلیون دلار به ایرانخودرو، افتادن این شرکت در گرداب مالی (پس از رفتن پیکان) از یک سو، شکست پروژه L90 (پروژهای که قرار بود از دل آن خودرویی ارزانقیمت بیرون بیاید)، از سویی و یکهتازی پراید سایپا در بازار خودروهای ارزان نیز از سویی دیگر، همه و همه آبیهای جاده مخصوص را به فکر بازگشت پیکان میاندازد. از همین رو در اواخر سال ۸۴ و تنها چند ماه پس از رفتن پیکان، پروژه X11 دوباره به راه میافتد تا خودروسازی ایران در آستانه بازگشت پیکان قرار گیرد.
بسیاری از کارشناسان معتقدند بحران مالی که ایران خودروییها در اواسط دهه ۸۰ به آن مبتلا شدند، از خروج پیکان و عدم پرداخت ۳۱۰ میلیون دلار وعده داده شده از سوی وزارت نفت، سرچشمه میگیرد. بهگفته آنها، تا سال ۸۴ كه ايران خودرو از وجود پيكان بهعنوان محصولي پرتيراژ و پرفروش، بهره كافي را میبرد، با بحران مالي مواجه نبود؛ زیرا پیکان «گاوی شیرده» به حساب میآمد و با وجود آن، بحران مالی اصلا معنایی برای آبیهای جاده مخصوص نداشت.

چه کسی پیکان جدید را رد کرد؟
بهگفته یکی از مسئولان ارشد ایرانخودرو، پروژه پیکان جدید در سال ۸۵ به نتیجه میرسد و حتی علیرضا طهماسبی وزیر صنایع وقت دولت نهم نیز موافقت و حمایت خود را از آن اعلام میکند. طهماسبی طی یکی از اظهارنظرهایش در این مورد، تاکید میکند که وزارت صنایع امکانات مناسب و وام برای طراحی و تولید پیکان جدید در نظر گرفته است. او اشاره کرده بود؛ پروژه پیکان جدید، سرمایهی بالایی جدب کرده و پس از سه سال توقف و با انجام اصلاحات، احیا شده است.
اما بدون تردید برگ برنده ایرانخودروییها در پروژه پیکان جدید، قیمت آن بود، چه آنکه این خودرو قرار بود قیمتی بین ۸ تا ۱۴ میلیون تومان داشته باشد. هر چند ایرانیها آخرین پیکانهای تولیدی را با قیمتی حدود ۷ میلیون تومان خریده بودند، اما بهگفته کارشناسان، اگر پیکان جدید با قیمتی بالاتر از اینها روانه بازار میشد، باتوجهبه تغییر ظاهر و اضافه شدن امکانات رفاهی و ایمنی به آن، باز هم مورد استقبال مشتریان قرار میگرفت. اما برگردیم به روایت یکی از مسئولان ارشد ایرانخودرو در مورد داستان پیکان جدید. وی میگوید: با وجود آنکه طهماسبی وزیر وقت صنایع نیز از پروژه پیکان جدید حمایت به عمل میآورد، اما این خودرو درنهایت مجوز ورود به خط تولید ایرانخودرو را دریافت نمیکند.
این مقام ارشد، دلیل ناکام ماندن پروژه موردنظر را مخالفت علی اکبر محرابیان، دیگر وزیر صنایع دولت نهم با تولید پیکان جدید، عنوان کرده و تاکید میکند:پس از آنکه محرابیان جای طهماسبی را در وزارت صنایع دولت نهم گرفت، پروژه پیکان جدید را نزد وی بردیم تا مجوز تولید آن را بگیریم، اما محرابیان از آینده پروژه اظهار نگرانی و اجازه تولید را صادر نکرد. بهگفته وی، نگرانی محرابیان از این بوده که پروژه موردنظر به اصطلاح نگیرد و مشتریان از پیکان جدید استقبال نکنند و شکستی سخت در کارنامه وزارت صنعت و خودروسازی ایران ثبت شود. این مقام ارشد ایرانخودرو تاکید میکند که در پروژه X11، چند مدل محصول روی پلتفرم پیکان ساخته شده و عکسی که در فضای مجازی با نام «پیکان جدید» منتشر شده نیز واقعیت دارد و یکی از آن مدلها است.

مقالههای مرتبط:
پروژهی پیکان جدید که به آن پرداختیم، اگر عملی میشد، به احتمالا خیلی زیاد، محصولی بود که هنوز هم در حال تولید بود. به همین علت هم قیمت پیکان احتمالا خط کشی برای قیمتگذاری سایر خودروهای تولیدی میشد.
درسال ۱۳۸۲، قیمت پیکان انژکتوری پلاک تهران، ۶ میلیون تومان بود. در سال ۱۳۸۴، قیمت به نزدیک به ۷ میلیون تومان میرسد. (البته در این سال اختلاف ۶۰۰ تا ۹۰۰ هزار تومانی بین قیمت بازار و قیمت کارخانه وجود داشتهاست). تحلیل قیمت از سال ۸۴ به بعد را باید با پیکان وانت پیگیری کرد. پیکان وانت پلاک تهران در سال ۸۲، حدود ، ۵٬۳۰۰٬۰۰۰ تومان قیمت داشت. قیمت پیکان وانت تا سال ۹۱ تغییر چندانی نمیکند و با اندکی افزایش به ۶٬۶۵۰٬۰۰۰ میرسد تا اینکه با شوک ارزی و تورم، قیمت به ۱۴٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان میرسد. وانت پیکان که بعد از توقف تولید پیکان سواری، با نام وانت باردو نامگذاری شده بود، تا اسفند ۹۳ تولید میشد و پس از توقف تولید، وانت آریسان جایگزین این خودرو شد. قیمت وانت آریسان ۲۵٬۳۰۰٬۰۰۰ تومان در بدو ورود به بازار بود که تا همین الان به ۳۶٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان در قیمت کارخانه رسیده است.

با این توصیفات، اگر همان پیکان سال ۸۴ همچنان روی خط باقی میماند، قیمتی کمتر از ۲۸.۰۰۰.۰۰۰ با فرمولهای ایرانخودرو نداشت. البته باتوجهبه سلیقهی اکثریت مردم، پیکان سنتی نمیتوانست جذابیت ظاهری و فنی برای بازار امروز داشته باشد. اما اگر پیکان جدیدی وجود میداشت، قریب به یقین چیزی در حد و اندازههای وانت آریسان میبود (بهدلیل محدودیتهای اساسی در پلتفرم پیکان بهدلیل قدیمی بودن) و قیمت ۳۳٬۰۰۰٬۰۰۰ تا ۳۸٬۰۰۰٬۰۰۰ تومان بنابر فرمولهای ایرانخودرو میداشت.
محمدعلی اسفنانی، مدیر کل تعزیرات حکومتی استان تهران از جریمهی ۱۳ میلیارد و ۶۴۳ میلیون ریالی متهمی خبر داد که بهطور غیرقانونی ۹۰۴ گوشی همراه را در سامانهی مسافری گمرک و سامانهی همتا رجیستر کرده بود.
بهگفتهی وی گزارش این تخلف برای رسیدگی به شعبهی ۲۲ بدوی رسیدگی به تخلفات قاچاق کالا و ارز تعزیرات حکومتی تهران ارجاع شد و فرد متهم ۱۳ میلیارد و ۶۴۳ میلیون ریال، معادل یک برابر ارزش کالای قاچاق و بهای مال ازدسترفته بهنفع صندوق دولت جریمه شد.
اسفنانی همچنین اعلام کرد این حکم قطعی است و مبلغ جریمه به حساب دولت واریز میشود.
پس از معیوب بودن کیسه هوا در برخی مدلهای آکورا MDX، هوندا آکورد و CR-V، خودروساز ژاپنی بار دیگر بافراخوانی خودرو دیگری روبهرو شده است که شامل حدود ۱.۱ میلیون دستگاه میشود.
صنعت خودروسازی دنیا طی سالهای اخیر بهطور کلی با مشکل معیوب بودن ایربگهای ساختهشده توسط شرکت ژاپنی تاکاتا سروکار داشته است. مشکل خطرناک کیسههای هوای خودرو ابتدا در سال ۲۰۱۳ کشف شد و با صدمات و مرگ و میرهای زیادی ارتباط داشت. پس از آن تعداد زیادی از خودروسازان مانند بیامو، کرایسلر، فورد، هوندا،مزدا، نیسان و تویوتا فراخوان خودرو اعلام کردند.

هوندا تاکنون ۱۲.۹ میلیون دستگاه خودرو را در آمریکا فراخوانده است؛ اما فراخوانی اخیر این شرکت بهدلیل تعمیر کیسههای هوای معیوب با قطعاتی بوده که خود نیز معیوب بودهاند. مورد جدید عیب ایربگ خودروهای هوندا زمانی مشخص شد که مینیون هوندا اودیسه مدل ۲۰۰۴ تصادف کرد و برخورد بادکننده کیسه هوا با بازوی راننده، باعث مجروح شدن او شد.

ایربگهای دارای واحدهای بادکننده معیوب در خودروهای هوندا که بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۶ به فروش رسیدند، مورد استفاده قرار گرفتند. تاکاتا این کیسههای هوای معیوب را در کارخانه مونکلوا مکزیک تولید میکرد و فرایند ساخت آنها دارای خطاهای اساسی بود.
در همین راستا نمایندگی هوندا در استرالیا نیز اعلام کرد که حدود ۹۵ درصد از ایربگهای معیوب تاکاتا در این کشور جایگزین شدهاند. هوندا همچنان نسبت به امتناع هزاران مالک خودروهای معیوب از مراجعه به نمایندگیهای مجاز برای تعمیر و جایگزینی کیسه هوا هشدار داد.

مقالههای مرتبط:
استفن کالینز، رئیس بخش استرالیا هوندا گفت:
ما تقریباً به هر کدام از مالکان خودروهای هوندا در استرالیا، چهار بار فراخوان دادیم تا برای تعمیر مراجعه کند. در تمام مواردی که ما فراخوان اعلام کردیم، تنها موفق به یافتن ۷۰ درصد خودروهای معیوب شدیم. همچنین از این میزان خودروهای یافتهشده، تنها یکسوم مالکان برای تعمیر ثبتنام کرده و به نمایندگی مراجعه کردند؛ یکسوم دیگر نیز با وجود ثبتنام به نمایندگیها مراجعه نکردند، درحالیکه یکسوم دیگر از ثبتنام و مراجعه حضوری به نمایندگی خودداری کردند. برخی مشتریانی که برای تعمیر ایربگ خودروهای خود مراجعه نمیکنند، دلایل جالبی برای کار خود دارند؛ مشغله کاری زیاد و تکسرنشین بودن خودرو از جمله مواردی هستند که مشتریان مطرح میکنند.

هوندا همچنان تلاش میکند تا ۳۴ هزار ایربگ دارای مکانیزم بادکننده معیوب را در استرالیا مکانیابی کند؛ از جمله ۴۲۰۰ خودرو که از ایربگ سبک نوع آلفا بهره میبرند و شانس عملکرد کیسه هوای آنها تقریباً ۵۰ درصد است. اواخر سال جاری هوندا ۴۶ هزار خودروی معیوب دیگر را نیز فرا میخواند که از مکانیزم بادکننده نوع بتا استفاده میکنند. برخی مشتریان بر این باورند که کیسه هوای نوع بتا تاکاتا کمتر خطرناک هستند؛ اما مدارک موجود نشان میدهد که کیسه هوای نوع بتا تاکاتا سهم زیادی از میزان مرگومیر و جراحات را به خود اختصاص میدهد.
احتمالا در مرورهای روزانهی خود در دنیای وب، با عبارت «لورم ایپسوم» یا «Lorem Ipsum» برخورد داشتهاید. عبارتی که معنی خاصی ندارد و عموما در محتوای طراحی گرافیک همچون تم وبسایتهای وردپرسی یا نمونههای آمادهی فایلهای چاپی دیده میشود. در اولین نگاه به آن متن، متوجه بیمعنی بودن آن میشویم و این سؤال را از خود میپرسیم که چرا چنین عبارتی، اینقدر مشهور شده است؟
در این مقالهی زومیت قصد داریم به بررسی متن مذکور بپردازیم و تاریخچه و کاربردهای آن را معرفی کنیم. بهعلاوه، ابزارهایی هم برای تولید آن متن بهمنظور استفاده در طراحیهای مختلف معرفی میکنیم.
مقالههای مرتبط:
لورم ایپسوم چیست؟
لورم ایپسوم، نام متنی است که بهعنوان نگهدارنده و نشاندهندهی مکان متن در طراحیهای گرافیکی استفاده میشود. نام «پرکننده» یا «متن احمقانه» هم برای آن به کار میرود. همانطور که گفته شد، کاربرد آن پر کردن یک بخش با متن است که لزوما معنای خاصی هم نباید داشته باشد. آن متن باوجود بیمعنی بودن، نمایی از طراحی نهایی را در حالت پیادهسازی متن نشان میدهد. لورم ایپسوم انگلیسی و فارسی، ظاهری شبیه به متون زیر دارند:
لورم ایپسوم، متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی است.
Lorem ipsum dolor sit amet, consectetur adipiscing elit, sed do eiusmod tempor incididunt ut labore et dolore magna aliqua. Egestas purus viverra accumsan in nisl nisi.

چرا از لورم ایپسوم استفاده میشود؟
شاید از خود بپرسید که یک طراح چرا بهجای استفاده از چند پاراگراف متنی، باید از عبارتی بیمعنی استفاده کند؟ چرا متنی را از یک کتاب قدیمی یا یک وبسایت در طراحی خود کپی نکند؟ دلیل اصلی آن است که متن ساختگی، افراد را از تمرکز کردن بر متن دور نگه میدارد. وقتی یک طراح بهعنوان مثال برای وبسایت تم طراحی میکند و بهدنبال دریافت بازخورد برای آن است، نمیخواهد که افراد روی متنهای موجود متمرکز شوند و تنها نظرشان را دربارهی طراحی جویا میشود.
علاوهبر نکتهی بالا، لورم ایپسوم، شباهت زیادی به متن (بهمعنای واقعی) دارد. اگر طراح چند متن و کلمهی دیگر را بهحای لورم ایپسوم چندین بار برای جانمایی آزمایشی کپی کند، شاید توزیع حروف بهصورت مناسب انجام نشود. با استفاده از لورم ایپسوم، میتوان شکل فونت، اندازه و جانمایی متن را با حروفی که بهخوبی توزیع شدهاند، بررسی کرد.
در تعریف ساده، میتونان لورم ایپسوم را شبیه به متن پیشفرض ویندوز برای نشان دادن تفاوت فونتها تعریف کرد. متنیکه از تمامی حروف الفبای انگلیسی در آن استفاده میشود:
The quick brown fox jumps over the lazy dog
تاریخچهی لورم ایپسوم
باوجود آنکه متن اصلی (انگلیسی) لورم ایپسوم کاملا بیمعنی بهنظر میرسد، اما تاریخچهای در یک پروژهی واقعی و متن حقیقی لاتین دارد. آن متن از کتاب سیسروس در سال ۴۵ قبل از میلاد بهنام «De finibus bonurum et malorum» استخراج شد که کتابی با موضوع اخلاقیات است.

متن لورم ایپسومی که امروز ما در پروژههای طراحی استفاده میکنیم، بهزبان لاتین کامل نیست. درواقع، در مقایسه با اثر سیسروس، متن کنونی ما کاملا بیمعنی و بیهدف محسوب میشود. تغییرات متعددی در کلمات، حروف و عبارتهای آن متن ایجاد شد که نسخهی کنونی را بسیار متفاوت از متن اصلی کتاب میکند. دکتر ریچارد مککلینتاک در جریان تحقیقات پیرامون ریشهی لاتین کلمهی consectetur در متون ادبی کهن، متن کتاب سیسروس را پیدا کرد.
مشخص نیست که چه کسی برای اولینبار متن کتاب را بهصورتی تغییر داد که به وضعیت کنونی تبدیل شود. شاید در حدود سال ۱۵۰۰ میلادی، یک متخصص چاپ، کلمات را به هم ریخته باشد که نتیجهی آن، به دوران دیجیتال رسیده است.
معنی لورم ایپسوم
نسخهی فارسی لورم ایپسوم که برای طراحان فارسیزبان آماده میشود، لزوما معنی متن انگلیسی نیست. آن متن معنای خاصی ندارد و با نگاه اولیه متوجه ترکیب بدون نظم کلمات در آن میشویم. نسخهی انگلیسی نیز معنای خاصی نمیدهد چون ترجمهی کامل کتاب سیسروس نیست و کلمات آن بههمریختهاند. البته، جملهی لاتین اصلی که لورم ایپسوم انگلیسی از آن استخراج شد، معنای مشخصی دارد:
هیچ کس درد را بهخاطر خودش دوست ندارد. هیچکس تنها به خاطر ماهیت درد، بهدنبال آن نمیرود و آن را طلب نمیکند.
ترجمهی کامل انگلیسی متن اصلی، در وبسایت Lipsum.com وجود دارد که خدمات دیگری همچون ساختن متن را نیز به کاربران عرضه میکند.

چگونه متن لورم ایپسوم بسازیم؟
اگر طراح هستید و برای پروژههای خود به متون ساختگی نیاز دارید، وبسایتها و سرویسهایی متعددی دراینترنت هستند که متن تصادفی لورم ایپسوم را در ابعاد مختلف (کلمه، جمله و پاراگراف) تولید میکنند. برای پیدا کردن سرویس لورمساز فارسی، تنها کافی است عبارت لورم ایپسوم را در گوگل جستوجو کنید. نسخههای انگلیسی متعددی نیز وجود دارند که Lipsum.com مشهورترین آنها است.
وبسایت Lipsum ادعا دارد که تمیزترین ترکیب لورم ایپسوم را برای طراحان عرضه میکند. طبق ادعای آنها، دیگر سرویسها، بخشهای طنز به متن اضافه میکنند یا بخشهایی را نیز کپی میکنند. برای استفاده از سایت مذکور کافی است تعداد پاراگرافها، کلمات یا فهرستهای مورد نظر را وارد کرده و روی دکمهی Generate Lorem Ipsum کلیک کنید. حتی میتوانید با استفاده از جعبهی انتخابی، بخش اول متن یعنی Lorem Impsum dolor sit amet را حذف کنید.
سرویس دیگر، generator.lorem-ipsum.info نام دارد که متن مورد مورد نظر را در زبانهای دیگر (به جز فارسی) و حتی زبانهای ساختگی هم تولید میکند. در این سرویس هم میتوان محدودیت کلمات و پاراگراف را مشخص کرده و متن نهایی را دریافت کرد. اگر هم بهدنبال متن آزمایشی غیر از لورم هستید، میتوانید از وبسایت meettheipsums استفاده کنید. در آن وبسایت نمونههای متنوع و طنزآمیز از متون آزمایشی طراحی وجود دارند.
نکتهی نهایی دربارهی متن ساختگی لورم ایپسوم آن است که برخی طراحان، خصوصا پس از پیادهسازی تمهای آمادهی خریداریشده یا رایگان، فراموش میکنند که متن لورم را از تمامی بخشهای وبسایت حذف کنند یا تغییر دهند. بههمین دلیل، بعضا (خصوصا در وبسایتهای فارسی) با متنهای بیمعنی لورم در صفحات متعدد وبسایتها و فروشگاههای اینترنتی روبهرو میشویم که نشاندهندهی دقت پایین طراح هستند.
نسخهی ۷۳ مرورگر گوگل کروم اخیرا منتشر شده است. درکنار برخی بهبودهای امنیتی و تغییراتی جزئی، یکی از مهمترین نکات مرتبط به این نسخه، اضافهشدن موتور جستوجوی داکداکگو (DuckDuckGo) به فهرست موتورهای جستوجوی پیشفرض گوگل کروم و قرارگیری درکنار نامهایی همچون گوگل، یاهو و بینگ است؛ داکداکگو بیش از هر چیز، بهخاطر امنیت بالا و اهمیت زیادی که برای حریم خصوصی کاربر قائل میشود، محبوب است.
طبق ادعای سایت تککرانچ، این موتور جستوجو در سکوت کامل خبری به کروم اضافه شده است و کاربرانی با بررسی فهرست تغییرات موجود در بهروزرسانی جدید، از آن مطلع شدهاند. داکداکگو هماکنون در ۶۰ کشور دنیا برای کاربران کروم در دسترس قرار گرفته است.
موتور جستوجوی داکداکگو که آغازبهکارِ آن به سال ۲۰۰۸ میلادی مربوط میشود، همواره بهخاطر تمرکز ویژه روی حریم خصوصی کاربر، زبانزد بوده است. توسعهدهندگان این مرورگر، اکتبر سال گذشته اعلام کردند که روزانه ۳۰ میلیون جستوجو در داکداکگو صورت میپذیرد. این موتور جستوجو - طبق ادعای سازندگان - بههیچوجه کاربر را ردیابی نمیکند و تمایلی هم بهذخیرهی اطلاعات شخصی آنها ندارد.

حساب توییتر داکداکگو دقایقی پیش با انتشار توییتی جدید، بهطور رسمی این خبر را تأیید کرد: «ما خوشحالیم که گوگل بالاخره متوجه اهمیت ارائهی یک موتور جستوجوی امن در مرورگر گوگل کروم شده است.»
موتور جستوجوی دیگری بهنام کوانت (Qwant) هم اخیرا به فهرست موتورهای پیشفرض کروم اضافه شده است. این موتور هم تمرکز ویژهای روی قابلیتهای حریم خصوصی دارد. البته کوانت فعلا تنها در فرانسه در دسترس قرار گرفته است.
برای تغییر موتور جستوجوی پیشفرض گوگل کروم به داکداکگو، در ابتدا باید مرورگر خود را به نسخهی ۷۳ بهروزرسانی کنید. سپس وارد تنظیمات شوید و در بخش Search engine used in the address bar، مرورگر داکداکگو را پیدا و انتخاب کنید. البته فراموش نکنید که از قبل میشد بهصورت دستی، داکداکگو را بهعنوان موتور پیشفرض گوگل کروم انتخاب کرد.
گفتنی است که موتور جستوجوی اصلی مرورگر کروم (یعنی گوگل) در حال حاضر بیرقیب است و با در دست گرفتن ۹۰ درصد از سهم بازار، باقدرت میتازد.
ناسا قصد دارد برای پرتاب کپسول جدید اوریون به دور ماه در سال ۲۰۲۰، بهجای بهرهگیری از سامانهی پرتاب فضایی(SLS) چند میلیارد دلاری آتی خود، از راکتی تجاری استفاده کند. جیم برایدنستاین، مدیر ناسا نخستینبار این ایده را روز چهارشنبه در جریان یک جلسهی استماع در سنا مطرح کرد. هرچند این موضوع فعلا در حد ایده است؛ اما احتمال تحقق آن وجود دارد؛ زیرا به احتمال بسیار فراوان سامانهی پرتاب فضایی برای به پرواز درآوردن کپسول سرنشیندار ناسا تا ژوئن ۲۰۲۰ آماده نخواهد شد.
برایدنستاین استدلال کرد که ناسا باید به تعهد خود مبنی بر ارسال کپسول سرنشیندار اوریون به دور ماه در سال آینده پایبند بماند. یک راه برای انجام این کار، استفاده از راکتی بهغیر از SLS خواهد بود. مدیر ناسا در جریان جلسهی استماع گفت:
ما بهعنوان یک سازمان، باید تمام گزینهها را برای دستیابی به این هدف درنظر بگیریم. برخی از این گزینهها شامل پرتاب کپسول سرنشیندار اوریون روی راکتی تجاری خواهد بود.
ناسا از مدتها پیش برنامهریزی کرده است که کپسول سرنشیندار اوریون را در سفری سههفتهای و در غالب ماموریتی بهنام Exploration Mission 1 یا EM-1 به دور ماه پرتاب کند. این پرواز قرار بود بهعنوان نخستین پرتاب SLS انجام شود؛ سامانهای که در یک دههی گذشته در دست توسعه قرار داشته است و وقتی ساخت آن به اتمام برسد، قدرتمندترین راکت موجود در زمان خود خواهد بود. اما تاریخ مورد نظر برای مأموریت EM-1 بهدلیل چالشهای فنی پیشروی توسعهی SLS و افزایش بیش از حد هزینههای آن، همواره به تعویق افتاده است. ناسا یکبار، ۲۰۱۷ را نخستین سال پرواز اوریون تعیین کرد؛ اما این سازمان اکنون در تلاش برای رسیدن به تاریخ ژوئن ۲۰۲۰ (خرداد یا تیر ۹۹) است. مقامات ناسا بهتازگی اذعان کردند که مشغول ارزیابی مجدد تاریخ ۲۰۲۰ هستند؛ زیرا سامانهی پرتاب فضایی احتمالا برای پرواز در سال آیندهی میلادی نیز آماده نخواهد بود.
این تغییر تاریخ احتمالی، مسئلهای بود که برایدنستاین حین جلسهی استماع سنا به آن اشاره کرد. مدیر ناسا هنگامی که در مورد چگونگی حفظ سلطهی ایالات متحده در عرصهی فضا صحبت میکرد، با اشاره به توسعهی SLS گفت:
ما اکنون میزان دشواری این پروژه و زمان بیشتر مورد نیاز برای توسعهی آن را بهتر درک میکنیم.

رندری هنری از پرتاب سامانهی پرتاب فضایی از مرکز فضایی کندی در فلوریدا
بااینحال، برایدنستاین اشاره کرد که هماکنون هیچ راکت تجاری موجودی از قدرت فوقالعادهی لازم برای پرتاب اوریون و ماژول سرویس اروپایی آن برخوردار نیست. این ماژول، قطعهای استوانهایشکل است که پشتیبانی و نیروی مورد نیاز کپسول را در پرواز به دور ماه تأمین خواهد کرد. برایدنستاین گفت:
چالش پیشرو این است که ما در حال حاضر راکتی نداریم که بتواند اوریون و ماژول سرویس اروپایی آن را پرتاب کند. این راکت وجود ندارد و هدف از ساخت SLS نیز همین است.
ناسا در عوض در اندیشهی آن است که مأموریت EM-1 را در غالب دو پرتاب با دو راکت سنگین تجاری انجام دهد. یک راکت، اوریون و ماژول سرویس اروپایی را بههمراه یکدیگر پرتاب خواهد کرد و در مدار قرار خواهد داد و راکت دیگر سپس یک مرحلهی بالایی را از زمین بلند خواهد کرد. این مرحله درواقع راکتی مجهز به یک موتور قدرتمند است که میتواند نیروی کافی را برای بهپیش راندن کپسول و ماژول به سمت ماه تأمین کند. مرحلهی بالایی بهمنظور تکمیل مأموریت، در مدار به اوریون و ماژول سرویس متصل خواهد شد.
برایدنستاین اشاره نکرد که کدام راکتها برای پرتاب اوریون درنظر گرفته شدهاند؛ اما در حال حاضر دو راکت سنگین در ایالات متحده موجود است که میتوانند حجم بالایی از محموله را به مدار زمین بفرستند. این راکتها شامل فالکون هوی اسپیسایکس و دلتا ۴ هوی ساخت ائتلاف پرتاب و راهاندازی هستند.
بااینحال، تحقق تمام این اهداف تا سال ۲۰۲۰ همچنان نیازمند دستاوردهای بزرگ مهندسی است. بهعنوان مثال، کپسول اوریون در حال حاضر نمیتواند به هیچ چیزی در مدار متصل شود. برایدنستاین در اینباره گفت:
از همین لحظه تا ژوئن ۲۰۲۰، فرصت داریم تا این هدف را به واقعیت تبدیل کنیم.
مدیر ناسا اشاره کرد که بهکارگیری یک راکت تجاری ایدهآل است؛ زیرا این راکتها برخلاف سامانهی پرتاب فضایی هماکنون در دسترس هستند. وی گفت:
ما ظرفیت بینظیری داریم که هماکنون موجود است و میتوانیم بهمنظور دستیابی به هدفمان، بلافاصله از آن بهره ببریم.
اگر ایدهی ناسا برای استفاده از راکت تجاری عملی شود، نخستینبار نخواهد بود که اوریون سوار بر پرتابگری تجاری به فضا فرستاد میشود. در سال ۲۰۱۴، راکت دلتا ۴ هوی کپسول ناسا را در غالب پروازی آزمایشی بهنام Exploration Flight Test-1 و در سفری چهارساعته درون مداری کشیدهشده به دور زمین پرتاب کرد.

راکت دلتا ۴ هوی، کپسول سرنشیندار اوریون را در سال ۲۰۱۴ پرتاب کرد
استفاده از راکتی تجاری برای مأموریت EM-1 بهمعنای به تعویق افتادن بیشازپیش SLS خواهد بود که هماکنون بهدلیل افزایش بیش از حد هزینهها و روند کند توسعه زیر ضرب انتقادات شدید قرار دارد. برآورد میشود که ناسا ۱۴ میلیارد دلار برای توسعهی این سامانه خرج کرده است. هرچند SLS قدرتمندترین راکت ساختهشده تاکنون خواهد بود؛ اما ظرفیت آن از دیگر پرتابگرهایی که هماکنون در بازار موجود هستند، آنچنان بیشتر نیست. بهعنوان مثال، فالکون هوی قادر به حمل حداکثر ۶۳/۸ تن محموله به مدار نزدیک زمین است؛ درحالیکه سامانهی پرتاب فضایی میتواند ۹۵ تن بار را به همان منطقه از فضا برساند.
علاوهبر این، آیندهی SLS با انتشار بودجهی درخواستی رئیسجمهور در هفتهی جاری بیشازپیش در هالهای از ابهام فرو رفت. دولت آمریکا خواستار توقف توسعهی نسخهی دوم SLS شده است که ناسا قصد ساخت آن را داشت؛ راکتی که قرار است بهمراتب از نسخهی کوچکتر خود قدرتمندتر باشد. ناسا از مدتها پیش همواره بر قدرت بینظیر نسخهی دوم سامانهی پرتاب فضایی تاکید داشت؛ اما اکنون با لغو ساخت آن، SLS دیگر قادر نخواهد بود قدرت بینظیر خود را به رخ بکشد.
مدیر ناسا در جریان جلسهی استماع اظهار داشت که ناسا بهزودی بر سر استفاده از راکت تجاری برای مأموریت EM-1 تصمیمگیری خواهد کرد. وی خطاب به راجر ویکر، سناتور ایالت میسیسیپی گفت:
من تصور میکنم که این امر قابل انجام است؛ زیرا میخواهم صریح باشم: ناسا در نرسیدن به تاریخهای تعیینشده برای پرتاب سابقهدار است و من در تلاش برای تغییر این موضوع هستم.
برایدنستاین با وجود این تغییر اعلام کرد که SLS همچنان برای آیندهی اقدامات فضایی ناسا ضروری است. او گفت:
سامانهی پرتاب فضایی (SLS)، یعنی بزرگترین راکتی که تابهحال در تاریخ آمریکا ساخته شده، بخشی حیاتی از آنچه است که ایالات متحده باید بسازد.
گوگل ساعاتی پیش اولین نسخهی پیشنمایش اندروید کیو (Android Q) را برای توسعهدهندگان در دسترس قرار داد. طی چند سال اخیر، گوگل (Google) همواره در اوایل ماه مارس اقدام به انتشار نسخهی پیشنمایش اندرویدجدید برای توسعهدهندگان کرده و ظاهرا امسال هم از این قاعده مستثی نیست. البته همانطور که اشاره کردیم، این نسخه فعلا تنها مخصوص توسعهدهندگان است و کاربران عادی نمیتوانند به آن دسترسی پیدا کنند.
درضمن جالب است بدانید که اکثر تغییرات حاصلشده در اندروید Q فعلا در نسخهی پیشنمایش در دسترس نیستند؛ بااینحال گوگل میگوید که این نسخه، تغییرات جالب متعددی - نظیر کنترل بهتر روی حریم شخصی و پشتیبانی از گوشیهای تاشدنی - را در سیستمعامل اندروید اعمال میکند.

نخستین نسخهی پیشنمایش اندروید کیو هماکنون برای تمامی گوشیهای سری پیکسل گوگل در دسترس قرار گرفته است. این فهرست، حتی گوشیهای پیکسل و پیکسل ایکسال نسل اول را نیز شامل میشود. گوگل میگوید که دلیل پشتیبانی این گوشیها از اندروید کیو، تقاضای زیاد کاربران بوده است. البته اگر کاربر پیکسل هستید، بهتر است نسخهی پیشنمایش اندروید کیو را روی دستگاه اصلی خود نصب نکنید؛ چرا که این نسخه هنوز کامل نیست و ممکن است با مشکلاتی دستوپنجه نرم کند.
گرچه گوگل طبق پیشبینیها قصد دارد در جریان برگزاری کنفرانس I/O جزئيات بیشتر مربوطبه تغییرات اندروید کیو را با رسانهها بهاشتراک بگذارد، اما همین نسخهی پیشنمایش هم میتواند تا حد زیادی به ما بفهماند که قرار است با چه نوع سیستمعاملی روبهرو شویم.
یکی از تغییرات مهم حاصلشده در اندروید کیو، اضافهشدن تنظیماتی جدید برای کنترل بهتر حریم شخصی است. این تنظیمات جدید کاربر را قادر میسازد تا کاری کند که اپلیکیشنهای مختلف فقط وقتی که باز هستند، بهردیابی موقعیت مکانی بپردازند. پیشتر، روند به این صورت بود که اپلیکیشنها یا توانایی ردیابی داشتند یا نداشتند؛ بهعبارتی، اگر امکان ردیابی را فعال میکردید، اپلیکیشنها همواره در حال ردیابی موقعیت مکانی بودند.

گوگل افزونبراین، محدودیتهایی را نیز برای دسترسی اپلیکیشنهای مختلف به موارد حساسی نظیر گالری، ویدیوها، فایلهای صوتی و حتی فایلهای دانلودشده، اعمال کرده است که جزئيات دقیق مربوطبه آنها در آینده اعلام خواهد شد.
یکی از مهمترین نکات مرتبط به اندروید کیو، پشتیبانی این سیستمعامل از گوشیهای تاشدنی است. گوگل از ماه نوامبر گذشته، نوید این اتفاق را داده بود. دیگر اینکه اندروید جدید در زمینهی جلوگیری از اجرای اپلیکیشنها در پسزمینه و همچنین قابلیت اسپلیت اسکرین بهبودهایی بهخود دیده است. این موارد میتوانند برای گوشیهایی نظیر گلکسی فولد سامسونگ و میت ایکس هواوی بسیار کاربردی باشند.
قابلیت جذاب دیگر مربوطبه اندروید کیو، API جدید پنل تنظیمات است که به توسعهدهندگان امکان میدهد بهصورت آنی و در قالب یک منوی پاپآب، به تنظیماتی نظیر بلوتوث، وایفای و NFC دسترسی پیدا کنند. اندروید کیو درکنار اینها - طبق اعلام رسمی گوگل - از کدک ویدیویی نسل بعدی AV1 هم پشتیبانی میکند. وقتی ارائهدهندگان محتوای ویدیویی، پشتیبانی از این کدک را آغاز کنند، کیفیت استریم محتوای آنها بهتر خواهد شد.
.: Weblog Themes By Pichak :.
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید