شرکت‌های تولیدکننده‌ی گوشی هوشمند در سال‌های اخیر تمام تلاش خود را به کار گرفته‌اند تا محصولات خود را باریک‌تر و ساده‌تر کنند. در بازاری مشابه، استارتاپی پیش‌گام فعالیت کرده که هدف خود را توسعه‌ی فناوری موسوم به سطوح «تعریف شده توسط نرم‌افزار» بیان می‌کند. آن‌ها از امواج مافوق صوت و هوش مصنوعی استفاده می‌کنند تا هر سطح و ماده‌ای را به سطحی با قابلیت پاسخ به لمس و حسگرهای حرکتی تبدیل کنند. این استارتاپ تلاش می‌کند تا پس از بالغ شدن فناوری، محصول نهایی را به تولیدکننده‌های گوشی و دیگر فعالان سخت‌افزاری ارائه کند؛ محصولی که احتمالا انقلابی در تعامل با دستگاه‌های هوشمند ایجاد خواهد کرد.

استارتاپ Sentons ساکن در سیلیکون‌ولی، فناوری سطوح تعریف‌شده توسط نرم‌افزار را توسعه می‌دهد و آن را SurfaceWave می‌نامد. محصول مورد نظر، یک پردازنده و موتور حسگر حرکتی دارد که در گوشی‌های هوشمند و دیگر سخت‌افزارها قابل استفاده است. سطح نهایی، دکمه‌ها و چرخ‌های مجازی می‌سازد که برای کنترل و ناوبری اپلیکیشن‌ها و قابلیت‌های دیگر دستگاه هدف، کاربرد دارد. پردازنده و موتور حرکتی SurfaceWave برای همه‌ی تولیدکننده‌های موبایل در دسترس خواهد بود.

پیش از عرضه‌ی نهایی محصول، نمونه‌های اولیه برای آزمایش و بررسی تمایل بازار عرضه شدند. سه گوشی هوشمند مبتنی بر فناوری Sentons تولید شد که دو عدد از آن‌ها تنها در آسیا به فروش رفتند. البته مدل و تعداد خریداران گوشی از سوی استارتاپ بیان نشد. یکی دیگر از گوشی‌ها توسط ایسوس و با همکاری تنسنت ساخته شد که در دسته‌بندی Republic of Gamers قرار گرفته و قابلیت Air Triggers آن توسط Sentons توسعه یافته است.

جس لی، مدیرعامل استارتاپ مذکور می‌گوید که ۱۰ تا ۱۲ دستگاه دیگر مبتنی بر فناوری جدید در دست توسعه قرار دارند. او اشاره‌ای به مدل و سازنده‌ی محصولات جدید نداشت و مشخص نیست که آیا کارفرمای قبلی خودش، نمونه‌ای از آن‌ها را خواهد ساخت یا خیر.

Jess Lee

Sentons از سال ۲۰۱۱ فعالیت خود را شروع کرد و تا سال جاری حضور خاصی در اخبار و رسانه‌ها نداشت. شرکت امسال اعلام کرد که لی به‌عنوان مدیرعامل، هدایت امور را به دست خواهد گرفت. او ابتدا شرکتی نوآور در حوزه‌ی تصویربرداری به‌نام InVisage داشت که توسط اپل خریداری شد. لی پس از فروش استارتاپ، مدتی را در اپل مشغول به کار بود.

مدیرعامل Sentons تجربه‌ی کار در اپل را هم دارد

استارتاپ توسعه‌دهنده‌ی SurfaceWave تاکنون ۳۷ میلیون دلار سرمایه جذب کرده است. سهم عمده‌ای از آن، توسط دو سرمایه‌گذار تأمین شد: شرکت NEA و شرکت چینی-آمریکایی Northen Light Venture Capital. به‌علاوه Khosla هم بخشی از سهام استارتاپ را در اختیار دارد. لی در مصاحبه‌ای می‌گوید که آن‌ها برنامه‌ای جدید برای جذب سرمایه‌ی جدی و بزرگ‌تر در سر دارند. با توجه به همکاری این استارتاپ با ایسوس و تنسنت، شاید بتوان آن‌ها را به‌عنوان سرمایه‌گذارهای احتمالی در دور جدید جذب سرمایه تصور کرد.

صدای سکوت

ایده‌ی اصلی Sentons بر مبنای امواج صوتی، خصوصا فراصوت شکل گرفت. سیستم اصلی مبتنی بر یک پردازنده است که پینگ‌‌های را به‌صورت فراصوت منتشر می‌کند. شرکت می‌گوید این پینگ‌ها شبیه به سیگنال‌های ردیاب آوایی هستند که مثلا در زیردریایی‌ها برای ارتباط و مسیریابی استفاده می‌شوند. امواج مذکور برای شناسایی حرکت و نیرو روی سطح یک جسم استفاده می‌شوند. Sentons می‌گوید روش مذکور، پیچیدگی‌هایی بسیار بیشتر از فناوری لمس خازنی دارد که اکنون در گوشی‌های هوشمند استفاده می‌شود. فناوری کنونی در ترکیب با الگوریتم‌های Sentons می‌توانند علاوه بر لمس، فشار و مقصد تعامل لمسی را هم تشخیص دهند.

Sentons

پردازنده‌ی این استارتاپ، علاوه بر انتشار پینگ و میزبانی از موتور حرکتی، ار ماژول‌های حسگر نیز در اطراف دستگاه استفاده می‌کند تا تداخل در پینگ‌ها را متوجه شود. سیستم ترکیبی توانایی آموزش‌پذیری دارد و دکمه‌های موقتی یا تغییر مکان لمس کاربر را هم با عملکرد خود تطبیق می‌دهد.

بازی که به‌عنوان کاربرد اصلی گوشی‌های ایسوس سری ROG بیان می‌شود، یکی از حوزه‌های اصلی بهره‌مندی از سطوح تعریف‌شده با نرم‌افزار است. دنیای بازی همیشه به‌دنبال راه‌هایی برای تجربه‌ی عمیق‌تر می‌رود. با افزایش تولید بازی‌های اختصاصی و پورت کردن بازی‌های مشهور به اکوسیستم موبایل، تولیدکننده‌ها و ناشران بازی هم تلاش می‌کنند تا راه‌هایی برای توسعه‌ی اکوسیستم بازی موبایلی ارائه دهند. کارشناسان متعدد، درحال حاضر اکوسیستم بازی‌های موبایلی را محدود می‌دانند که باید با سرعتی بهتر توسعه یابد. فناوری و برنامه‌های توسعه‌ای Sentons را می‌توان متمرکز بر استفاده از تمامی بخش‌های دستگاه، برای انتقال تجربه‌ی حرکت و دیگر تجربه‌های فیزیکی به کاربر دانست.

تاکنون چند نمونه گوشی هوشمند ازجمله Asus ROG با این فناوری تولید شده‌اند

علاوه بر بازی‌های موبایلی، حوزه‌های دیگر هم به‌عنوان تمرکز استارتاپ مذکور مطرح می‌شوند. به‌عنوان مثال می‌توان به عکاسی و توسعه‌ی ابزار‌های بهینه‌ی دوربین اشاره کرد. کاربردهای دیگری همچون استفاده از فناوری در خودروهای خودران، لباس و حتی سطح بدن انسان هم در این حوزه مطرح هستند. شایان ذکر است، فناوری Sentons توانایی عملکرد روی پوست انسان و حتی عبور از آن را دارد.

لی می‌گوید هر سطحی فرصت بهره‌برداری از فناوری جدید را دارد. او اعتقاد دارد هنوز زمان مناسبی برای بحث پیرامون کاربردهای سلامت و فناوری‌های پزشکی نیست، اما حوزه‌های دیگر همچون گجت‌های پوشیدنی و خودروهای خودران، درحال‌حاضر استقبال خوبی را از سوی کاربران تجربه می‌کنند. از نگاه او، در کابین یک خودرو، مواد و قطعات بسیار مناسبی برای پیاده‌سازی فناوری به چشم می‌خورد. از داشبورد چرمی تا دکمه‌های فلزی، همگی برای لی و تیمش جذاب هستند و ظرفیت تبدیل شدن به رابط‌ لمسی را دارند.

Sentons

با وجود ظرفیت‌های بالا، نزدیک‌ترین فرصت پیاده‌سازی فناوری برای لی و Sentons، همان صنعت موبایل است. در سال‌های اخیر سرعت فروش گوشی‌های هوشمند کاهش یافته و برای برخی تولیدکننده‌ها سقوط را تجربه کرده است. بخشی از کاهش فروش، به‌خاطر افزایش قیمت گوشی‌های پرچم‌دار به نظر می‌رسد و دلیلی دیگر، افزایش نفوذ گوشی‌های هوشمند در مقیاس جهانی را بیان می‌کند. دراین‌میان، برخی کاربران و کارشناسان، کمبود نوآوری را به‌عنوان دلیل کاهش فروش بیان می‌کنند. بسیاری از گوشی‌های هوشمند جدید، فناوری‌هایی را عرضه نمی‌کنند که کاربر احساس الزام به خرید آن‌ها را داشته باشد. درنتیجه کاربر نیازی به تعویض دستگاه کنونی و خرید گوشی جدید حس نمی‌کند.

برخی بر این باور هستند که اگر فناوری جدید در اختیار همه‌ی تولیدکننده‌ها قرار بگیرد، دیگران تمایل زیادی به استفاده از آن برای حرفه‌ای‌تر کردن محصولات خود نخواهند داشت. درواقع فناوری دیگر به قابلیتی همگانی می‌شود که داشتن آن، مزیت خاصی برای یک برند نخواهد بود. لی در پاسخ به چنین اعتقادی می‌گوید: «بله، قطعا خاص بودن و کمیاب فناوری امتیازهای زیادی خواهد داشت. ما همین رویکرد را در شرکت قبلی داشتیم.» او به شرکت InVisage اشاره می‌کند که تا پیش از خرید توسط اپل، عملکردی تقریبا مخفیانه و به دور از هیاهوی خبری داشت.

لی با وجود امتیاز دادن به کمبود فناوری، نیاز به رویکردی جدید را در فناوری کنونی الزامی می‌داند. او اعتقاد دارد عرضه یا عدم عرضه‌ی عمومی فناوری دیگر مهم نیست. به‌هرحال اخبار و جزئیات منتشر شده‌اند و آن‌ها دیگر باید به‌دنبال فرصت‌های بیشتر برای محصول خود باشند. مدیرعامل Sentons در ادامه می‌گوید عرضه‌ی فناوری برای همه، به توسعه‌ی کاربری آن کمک می‌کند. به‌هرحال او و تیمش رویکرد ارائه‌ی گسترده را در نظر دارند و از ظهور رقبا و تکرار فناوری هم نگران نیستند.



تاريخ : یکشنبه 28 مهر 1398 | 09:08 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

موتورولا برای ۱۳ نوامبر (۲۲ آبان) از رسانه‌ها دعوت کرده تا در رویدادی که در مرکز شهر لس‌آنجلس برگزار خواهد شد، حضور پیدا کنند. موتورولا زمان رونمایی گوشی موبایل جدید خود را با یک فایل ویدیویی اعلام کرده که در این ویدئو، نو شدن یک گوشی قدیمی را به تصویر می‌کشد اما هنوز اطلاعات زیادی در مورد RAZR جدید تاشو منتشر نکرده است. البته جزییاتی از این محصول جدید فاش شده و به هر حال برای اطلاعات دقیق‌تر باید منتظر معرفی و رونمایی این محصول باشیم.

 

 

براساس شایعات منتشر شده، احتمالا گوشی موتورولا  RAZR 2019 با دو نمایشگر عرضه می‌شود و نمایشگر آن ۶/۲ اینچی خواهد بود. این گوشی تاشو می‌تواند با تا شدن در حالت عمودی، در جیب هم قرار گیرد و فضای زیادی را اشغال نخواهد کرد. همچنین شایعه شده که پردازنده اسنپدراگون 710 در این مدل جدید ریزر قرار گرفته است. این گوشی هوشمند احتمالا در دو مدل یکی با رم ۴ گیگابایتی، حافظه ذخیره‌سازی ۶۴ گیگابایتی و دیگری با رم ۶ گیگابایتی، حافظه ذخیره‌سازی ۱۲۸ گیگابایتی ارائه می‌شود و از یک باتری ۲۷۳۰ میلی‌آمپر ساعتی نیز برخوردار خواهد بود.

RAZR موتورولا

پیش از این، گزارش شده بود که نسخه به‌روزرسانی شده گوشی RAZR، یک مدل تاشو عمودی با صفحه‌نمایش ۶/۲ اینچی است و به‌طور قابل توجهی کوچکتر از هر گوشی تاشویی است که تا به امروز از این شرکت رونمایی شده است. به‌طور کلی Motorola RAZR جدید در قالب متفاوتی بازخواهد گشت.

از سوی دیگر شایعه شده است که این گوشی RAZR 2019 با قیمت ۱۵۰۰ دلار عرضه خواهد شد و در ۱۳ نوامبر جزییاتی از مشخصات، زمان انتشار و قیمت دقیق آن در اختیارمان قرار خواهد گرفت. البته برخی منابع، ماه سپتامبر اشاره کرده بودند که قرار بود این گوشی تاشو موتورولا در تابستان رونمایی شود اما اکنون تاریخ رونمایی آن به نوامبر ۲۰۱۹ رسیده است و موتورولا تأیید کرده که تا قبل از پایان سال ۲۰۱۹ این محصول عرضه خواهد شد.

 


تاريخ : یکشنبه 28 مهر 1398 | 09:06 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

اپل یک بار دیگر توانسته است از نگاه مؤسسه‌ی Interbrand لقب ارزشمندترین برند دنیا را از آن خود کند. با این موفقیت، اپل برای هفتمین سال متوالی توانسته است لقب ارزشمندترین برند دنیا را برای خود نگه دارد. در رتبه‌بندی مؤسسه‌ی Interbrand تا حد زیادی به وضعیت مالی شرکت‌ها توجه می‌شود، اما این مؤسسه تمرکز بیشتری روی فاکتورهایی دارد که باعث می‌شوند خود برند (صرف‌نظر از وضعیت مالی‌اش) یک برند ارزشمند باشد.

Interbrand در این رابطه می‌گوید: «ما درک عمیقی از تأثیراتی که یک برند قدرتمند روی گروه‌های مهم ذی‌نفعش می‌گذارد داریم. این گروه‌ها به‌طور مستقیم روی رشد یک کسب‌و‌کار تأثیر می‌گذارند و از میان آن‌ها می‌توان به مصرف‌کنندگان، کارمندان خود شرکت و همچنین سرمایه‌گذاران اشاره کرد. برندهای قدرتمند روی انتخاب مشتریان اثرگذار هستند و باعث بروز وفاداری در آن‌ها می‌شوند.»

این مؤسسه در ادامه‌ی بیانیه‌اش می‌گوید: «افزون بر موارد یادشده، برندهای قدرتمند بیشتر جلب‌توجه می‌کنند، توانایی بیشتری در زمینه‌ی حفظ مشتریان دارند و بیشتر از بقیه‌ی برندها برای شکوفاکردن استعدادها، در افراد مختلف انگیزه ایجاد می‌کنند. در ضمن این برندها به‌طور کلی می‌توانند هزینه‌های مربوط به سرمایه‌گذاری را کاهش دهند. روش ما برای شناسایی ارزش برندهای مختلف به‌‌طور ویژه به‌گونه‌ای طراحی شده است که تمامی فاکتورهای یادشده را پوشش دهد.»

در جدول زیر می‌توانید نظاره‌گر ارزشمندترین برندهای دنیا از نگاه مؤسسه‌ی Interbrand باشید:

تیم کوک

ارزشمندترین برندهای دنیا از نگاه مؤسسه‌ی Interbrand در سال ۲۰۱۹ 
ردیفنام برند
۱ اپل
۲ گوگل
۳ آمازون
۴ مایکروسافت
۵ کوکا کولا
۶ سامسونگ
۷ تویوتا
۸ مرسدس
۹ مک‌دونالدز
۱۰ دیزنی

مؤسسه‌ی اینتربرند، اسامی ارزشمندترین برندها را با درنظرگرفتن ۱۰ فاکتور انتخاب می‌کند که هر یک از این فاکتورها مواردی کلیدی برای مشتریان به‌شمار می‌آیند تا با اتکا به آن‌ها، محصولات آن شرکت خاص را به محصولات شرکت‌های رقیب ترجیح دهند. ۱۰ فاکتور موردبحث شامل این موارد هستند: شفافیت با کاربران، متعهد بودن، نحوه‌ی اداره‌ی برند، میزان پاسخ‌گویی، میزان ارتباطات، میزان تعامل با مشتریان، میزان تفکیک‌سازی، میزان ثبات، میزان اعتبار و میزان حضور در بازار.

در سال ۲۰۱۸ میلادی اپل توانست در سه مورد از فاکتورهای بالا بهترین امتیاز ممکن را کسب کند و بالاتر از بقیه‌ی برندها قرار گیرد، این شرکت در سال ۲۰۱۷ نیز توانسته بود در دو مورد از این سه فاکتور، بالاترین امتیاز را کسب کند. این دو فاکتور، میزان تفکیک‌سازی و میزان تعامل با مشتریان بودند. در ضمن فاکتور میزان ثبات در سال ۲۰۱۸ به این دو فاکتور اضافه شده بود. با این‌حال امسال فاکتور نحوه‌ی اداره‌ی برند، جایگزین میزان ثبات شده است. 

گوگل

گوگل، دومین برند باارزش دنیا در سال ۲۰۱۹ است

مؤسسه‌ی اینتربرند در انتهای گزارشش مدعی شده است که اپل هم‌اکنون ارزشی معادل ۲۳۴ میلیارد دلار آمریکا دارد؛ این میزان در مقایسه با رقم سال گذشته‌ی میلادی، ۹ درصد افزایش یافته است. داشتن چنین ارزشی باعث می‌شود اپل در سال ۲۰۱۹ نیز ارزشمندترین برند دنیا باشد.

در ضمن گوگل با ارزش ۱۶۷ میلیارد دلار در رده‌ی دوم، آمازون با ارزش ۱۲۵ میلیارد دلار در رده‌ی سوم، مایکروسافت با ارزش ۱۰۸ میلیارد دلار در رده‌ی چهارم و کوکاکولا با ارزش ۶۳ میلیارد دلار در رده‌ی پنجم جای گرفته‌اند. ارزش گوگل در مقایسه با سال قبل به‌میزان ۸ درصد، آمازون به‌میزان ۲۴ درصد و مایکروسافت به‌میزان ۱۷ درصد افزایش پیدا کرده است. این درحالی است که شاهد افت ۴ درصدی ارزش برند کوکا کولا در مقایسه با سال گذشته‌ی میلادی هستیم.



تاريخ : یکشنبه 28 مهر 1398 | 09:04 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

مهاجمان سایبری پشت عملیات سرقت بیت کوین از کابران دارک وب، سال‌ها است که نسخه‌ای مخرب از مرورگر Tor را پخش و توزیع می‌كنند تا از طریق این نسخه به زیرساخت‌های اینترنت دسترسی پیدا کنند. این نسخه تقلبی توزیع‌شده یک سرقت رمزنگاری را نیز به همراه دارد که منجر به سرقت ۴/۸ بیت کوین شده است.

 

ورود به شبکه Tor یک الزام برای دسترسی به وب سایت‌های زیرزمینی دارک وب است؛ در نتیجه اپراتورهای کلاهبردار از این فرصت استفاده کردند و نسخه خود از بسته Tor را در انجمن‌ها و سایت‌هایی چون PasteBin به‌عنوان «نسخه رسمی روسی زبان مرورگر Tor» تبلیغ کردند. طبق گزارش ESET، در طول سال‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸، توزیع این مرورگر تقلبی در حال انجام بوده است.

بازدیدکنندگان از طریق این تبلیغات به یک وب‌سایت دیگر که حاوی نسخه‌ی تقلبی یادشده از مرورگر Tor بود، هدایت می‌شدند و نسخه ویندوز مرورگر تقلبی را دریافت می‌کردند. در حال حاضر، هیچ گزارشی از نصب این مرورگر تقلبی در سیستم‌عامل مک، لینوکس یا نسخه‌های موبایل وجود ندارد.

مرورگر Tor

پس از نصب نسخه‌ی تقلبی از مرورگر Tor، تغییراتی در تنظیمات و افزونه‌ها اعمال خواهد شد و استاندارد کاربر را مقداری تغییر می‌دهد که می‌تواند از سوی سرور به سرقت اطلاعات کاربر بپردازد. از سوی دیگر تنظیمات xpinstall.signatures.required نیز با دستکاری رو‌به‌رو خواهد شد. در نتیجه قابلیت بررسی امضای دیجیتالی که توسط سرویس قانونی Tor انجام می‌شود تا از برنامه‌های مخربی که می‌توانند ایمنی و ناشناس بودن کاربر را به خطر بیاندازد نیز در این نسخه تقلبی غیرفعال خواهد شد. در واقع این نسخه‌ی مخرب از مرورگر Tor به مهاجمان امکان اصلاح، تغییر یا بارگیری افزونه‌ها را خواهد داد.

نسخه‌ی مخرب مرورگر Tor، به مهاجمان امکان تغییر یا بارگیری افزونه‌ها را خواهد داد.

از سوی دیگر این نسخه‌ی مخرب، افزونه‌ی HTTPS Everywhere به‌صورت پیش‌فرض افزودن اسکریپتی را که در هر صفحه قرار دارد بارگذاری می‌کند و فعالیت کاربر را مستقیماً به سرور فرمان و کنترل (C2) که توسط مهاجمین کنترل می‌شود، ارسال خواهد کرد. C2 که در دارک وب واقع شده، میزبان یک payload بوده که برای اجرا در مرورگر طراحی شده است. این حمله JavaScript به‌طور خاص، سه بازار بزرگ دارک وب روسی زبان را هدف قرار داده است.

خریدهای انجام‌شده در این بازارها معمولاً با استفاده از ارز دیجیتال مانند بیت‌کوین انجام می‌شود. اگر یک کاربر از این دامنه‌ها بازدید کرده و اقدام به خرید کند، اسکریپت فعال شده و تلاش می‌کند تا آدرس کیف پول را تغییر دهد، در نهایت وجه پرداختی به کیف پول دیگری انتقال خواهد یافت.

نمی‌توان گفت که میزان تبلیغات چقدر گسترده بوده است، اما محققان می‌گویند که صفحات PasteBin برای ارتقاء این مرورگر، حداقل نیم میلیون بار بازدید شده‌اند؛ کیف‌های پول متعلق به این مجرمان سایبری نیز دارای ۴/۸ بیت‌کوین معادل تقریبا ۴۰/۰۰۰ دلار بوده است اما ارزش واقعی صندوق‌های سرقت‌شده احتمالاً بالاتر خواهد بود.

به هر جهت تاکتیک دستکاری نرم‌افزارهای قانونی برای مقاصد مخرب یک امر رایج است و برای کاهش خطرات، همیشه باید از منابع معتبر و رسمی برای دریافت نرم‌افزارهای جدید استفاده کرد.

 


تاريخ : یکشنبه 28 مهر 1398 | 09:03 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

پانوس پانای، مدیر ارشد محصول گروه Microsoft Device در رویدادی در فروشگاه بزرگ این شرکت در لندن، دلیل انتخاب اندروید به‌عنوان سیستم‌عامل سرفیس دوئو را شرح داد. او به‌نوعی از زبان ردموندی‌‌ها اعتراف کرد که اندروید، بهترین سیستم‌عامل برای چنین دستگاه‌ها و گوشی‌های هوشمند محسوب می‌شود.

صحبت‌های مدیر ارشد مایکروسافت، اهمیت زیادی در دنیای فناوری دارند. سیستم‌عامل موبایلی گوگل، اندروید، یکی از رقبای بزرگ مایکروسافت محسوب می‌شود. آن‌ها در گذشته تلاش‌های زیادی کردند تا اندروید را در بازار شکست دهند و در این مسیر ناموفق بودند. ویندوز موبایل، سلاح ردموندی‌ها در برابر گوگل بود که درنهایت سرنوشتی جز خروج از بازار نداشت.

ویندوز ۱۰ موبایل، از نگاه بسیاری از کارشناسان به‌عنوان تلاش جدی دیگر مایکروسافت برای احیای سیستم‌عامل موبایل به‌نظر می‌رسید. بسیاری تصور می‌کردند که مالک ویندوز، برای دستگاه تاشدنی خود از این سیستم‌عامل استفاده کند که استراتژی جدید، به‌نوعی پایان عمر آن را هم رقم زد. به‌هرحال استفاده‌ی مایکروسافت از اندروید، قابل ستایش است. به‌‌علاوه اذعان آن‌ها به برتری اندروید هم نکته‌ی جالب‌توجهی محسوب می‌شود.

به نظر می‌رسد مایکروسافت دشواری رقابت با اندروید را درک کرده باشد. سیستم‌عاملی که امروز به‌عنوان پرکاربرترین سیستم‌عامل جهان شناخته می‌شود. این عنوان، قبلا به سیستم‌عامل ویندوز مایکروسافت تعلق داشت. ویندوز ۱۰ موبایل، گوشی‌های هوشمند ویندوزی و شکست این پروژه‌ها، تلاش ردموندی‌ها برای رقابت با اندروید بودند که قطعا مدیران تمایلی به تکرار آن ندارند.

پانای در بخش‌ دیگری از صحبت‌های خود به نکته‌ی جالبی برای انتخاب اندروید اشاره می‌کند: «ما می‌خواستیم مشتریان را در جایی ملاقات کنیم که حضور دارند.» اگر مشتریان احتمالی اکنون از اندروید استفاده می‌کنند، آیا ساختن یک راهکار رقیب از پایه و تلاش برای پیروزی در رقابت، منطقی به‌نظر می‌رسد؟ قطعا مایکروسافت چنین برداشتی ندارد. پانای برای دستگاه دیگر یعنی سرفیس نئو، اظهارنظر متفاوت و البته قابل انتظاری داشت. او ویندوز را بهترین سیستم‌عامل برای دستگاه دیگر شرکتش عنوان کرد.

Surface Duo / سرفیس دوئو

به‌روزرسانی و تعمیر بهتر دستگاه‌ها

صحبت‌های پانای علاوه بر اذعان به برتری اندروید، نکته‌ی مهم دیگری را هم در پی داشت. او گفت که دستگاه‌های شرکتش در آینده سرویس‌پذیری بهتری خواهند داشت. اظهارنظر او، خبری عالی برای کاربران محسوب می‌شود. اخبار و جزئیات دستگاه‌های کنونی همچون سرفیس لپ‌تاپ 3 و سرفیس پرو ایکس هم نشان می‌دهد که آن‌ها قابلیت بیشتری (نسبت به دستگاه‌های سرفیس قبلی) برای به‌روزرسانی و تعمیر دارند. به‌عنوان مثال، درایو SSD آن‌ها به‌راحتی قابل جداشدن و ارتقاء است.

تعمیرپذیری دستگاه‌های سرفیس، واکنشی عملی به بازخورد و انتقاد کاربران محسوب می‌شود

مایکروسافت در گذشته به‌خاطر تعمیرپذیری بسیار دشوار دستگاه‌ها، هدف انتقادهای شدید قرار داشت. درواقع تعمیر دستگاه‌های مایکروسافت در برخی اوقات تنها با ارسال به خود شرکت ممکن بود و در بسیاری موارد، چالش‌های متعددی برای کاربران داشت. تجربه‌ی تعمیر دستگاه‌های سرفیس، عموما برای مصرف‌کننده هزینه‌بر و ناخوشایند بود. ردموندی‌ها اکنون با ارائه‌ی قابلیت باز کردن و تعمیر دستگاه‌ها و تعویض قطعه‌ها به مصرف‌کننده (یا شرکت‌های متفرقه)، به‌نوعی به انتقادها گوش داده‌اند.

کارشناسان، اظهارنظر پانای مبنی بر قابل تعمیر بودن دستگاه‌های سرفیس را بسیار ارزشمند می‌دانند. احتمالا در آینده‌ی نه‌چندان دور شاهد تبلت‌های سرفیس پرو با قابلیت‌ تعمیر و به‌روزرسانی آسان خواهیم بود. به‌علاوه دستگاه‌های All in One همچون سرفیس استودیو هم احتمالا چنین امکانی را در اختیار مصرف‌کننده قرار می‌دهند. طبق گفته‌های پانای، قابلیت‌های مذکور در دسته‌ی قابلیت‌هایی قرار می‌گیرند که بیش از همه از سوی کاربران درخواست شدند. او پاسخ به درخواست تعمیرپذیری دستگاه‌ها را نمونه‌ای عالی از اهمیت دادن به بازخورد مشتری می‌داند.

مایکروسافت سرفیس نئو / Microsoft Surface Neo

پانای در بخش دیگری از صحبت‌های خود، قابلیت تعمیرپذیری را نکته‌ای فراتر از جذب مشتری می‌داند. از نظر او، تعمیرپذیری، دلیل کاملی برای خرید دستگاه نیست و کاربران به‌خاطر دلایل متعدد دیگر به اکوسیستم سرفیس رجوع می‌کنند. ازطرفی، تعمیرپذیری آسان، مایکروسافت را به شرکتی سبزتر (حامی محیط‌زیست) تبدیل می‌کند. طبق گفته‌های پانای، این رویکرد، تأثیر آن‌ها بر محیط زیست را کمتر کرده و انتشار کربن را کاهش می‌دهد.

تعمیرپذیری آسان، فرایند را برای نمایندگی‌های رسمی مایکروسافت هم تسهیل می‌کند. آن‌ها به‌راحتی می‌توانند قطعات متعدد همچون کیبورد، نمایشگر و بخش‌های دیگر را با سرعت بالا تعمیر و جایگزین کنند. پانای در این‌باره می‌گوید:

ما می‌توانیم کیبورد، نمایشگر و SSD را با سرعت بالا جابه‌جا کنیم. دیگر نیازی به ارسال دستگاه به نقاط مختلف جهان و تلاش برای پیداکردن تعمیرگاه مناسب نخواهد بود. این رویکرد، بهترین واکنش ما به بازخورد مشتری محسوب می‌شود.



تاريخ : یکشنبه 28 مهر 1398 | 09:02 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

از زمانی که تسلا مدل 3 موفق به دریافت بالاترین جایزه‌ی ایمنی از سازمان بیمه‌ی ایمنی بزرگراه در آمریکا (IIHS) شد، ویژگی‌های ایمنی خودروهای تسلا بیش از پیش مورد توجه همگان قرار گرفت.

آزمایشگاه تست تصادف تسلا

سال گذشته تسلا مدل ۳ موفق به دریافت بالاترین جایزه‌ی ایمنی از IIHS و درجه‌ی بالاترین ایمنی از اداره‌ی ملی امنیت ترافیک و بزرگراه در آمریکا (NHTSA) شد. پیش از آن نیز این خودروی الکتریکی توانسته بود با کسب ۵ ستاره‌ی ایمنی از سازمان NCAP اروپا و استرالیا لقب ایمن‌ترین خودرو در کلاس خود را کسب نماید. خیلی زود این دستاوردها باعث شد نحوه‌ی دستیابی به چنین سطحی از ایمنی و طراحی‌های بی‌نقص تسلا مورد پرسش قرار گیرد. حالا پس از گمانه‌زنی‌های بسیار، تسلا درهای آزمایشگاه مدرن تست تصادفات خود را گشوده است تا به بخشی از سوالات علاقه‌مندان پاسخ دهد.

تسلا مدل 3

تا پیش از این تسلا هرگز به‌طور رسمی وجود چنین زیرساخت آزمایشگاهی را اعلام نکرده بود و بسیاری از افراد از وجود آن بی‌اطلاع بودند. این آزمایشگاه در ایالت کالیفرنیا و شهر فرمانت (Fremont) واقع شده است. اجازه‌ی افشای مکان دقیق این آزمایشگاه داده نشده اما ساختمان آن چندان دورتر از کارخانه‌ی تسلا نیست و برخلاف سایر ساختمان‌های این شرکت خبری از لوگوی تسلا روی ورودی و دیوارهای آن نیست؛ این اولین باری است که اجازه‌ی ورود یک خبرنگار به درون آن داده شده است.

درباره‌ی آزمایشگاه

این آزمایشگاه میان تعدادی از ساختمان‌های دیگر برندهای خودروسازی نظیر ولوو واقع شده است و از بیرون شبیه به یک انبار بزرگ به‌نظر می‌رسد. برخلاف سایر آزمایشگاه‌ها که برای کشیدن خودرو روی مسیر آزمایش به سمت مانع از موتورهای بزرگ و چندمنظوره استفاده می‌کنند، تسلا از دو پیشرانه‌ی الکتریکی تسلا مدل ۳ نسخه‌ی پرفورمنس استفاده می‌کند. این پیشرانه‌ها با کمک کابل‌های فولادی متصل به یک اسکیت، خودروی تحت آزمایش را به سمت مانع می‌کشند. این پیشرانه‌ها به یک مجموعه‌ی باتری ۱۰۰ کیلووات ساعتی متصل شده‌اند و می‌توانند گشتاوری معادل ۱۲۰۰ نیوتن‌متر تولید نمایند.

آزمایشگاه تست تصادف تسلا

در نگاه اول شاید هدف تسلا از استفاده از این مکانیزم واضح نباشد، اما کافی است توجه داشته باشید که با استفاده از این مکانیزم مهندسان تسلا می‌توانند با دقت خارق‌العاده‌ای میزان گشتاور خودرو هنگام تصادف را شبیه‌سازی کنند. به‌علاوه شتاب‌گیری خودرو به نرمی حالت واقعی خواهد بود و سرعت در هنگام برخورد در مقایسه با سرعت تنظیمی با دقت باورنکردنی ۰/۰۳۷ کیلومتربرساعت در سرعت ۸۰ کیلومتربرساعت رعایت می‌شود.

آزمایشگاه تست تصادف تسلا

روحیه‌ی خلاقیت در این آزمایشگاه به همین مورد محدود نمی‌شود، یک بازوی روباتیک FANUC R-2000iB به‌جای مونتاژ قطعات خودرو، وظیفه‌ی جابه‌جایی آدمک‌های تست تصادف را بر عهده دارد. همچنین، آرایه‌ای از پیستون‌های هیدرولیکی جهت یافتن نقطه‌ی شکست در مهم‌ترین قسمت خودرو، یعنی صندلی‌های منحصربه‌فرد تسلا را بر عهده دارند. این کار به دلیل اهمیت بالای صندلی و ساختار آن در ایمنی خودرو هنگام تصادفات انجام شده است. بر اساس ادعای تسلا، صندلی‌های ردیف میانی مدل ایکس می‌توانند نیرویی معادل ۹۶ کیلونیوتون را تاب بیاورند.

شبیه‌سازی

تسلا تاکنون صدها آزمایش تصادف روی سدان الکتریکی مدل 3 انجام داده است و هنوز نیز با هر تغییر در این خودرو آزمایشات دوباره انجام می‌شوند. این شرکت در خلال مراحل توسعه و طراحی جهت صرفه‌جویی در پول و وقت با ایجاد مدل‌های سه بعدی دقیق از تک‌تک اجزای خودرو تصادفات را شبیه‌سازی می‌کند. هر شبیه‌سازی کامل تصادف به لطف بهره‌گیری از یک کلاستر پردازشی قدرتمند مجهز به ۱۴۴ پردازنده و حل معادلات ریاضی شبیه‌سازی فیزیک تصادف بیش از یک روز به طول می‌انجامد. اگرچه استفاده از شبیه‌سازی‌های کامپیوتری برای تسلا امری جدید محسوب نمی‌شود، اما این شرکت از زمان شروع آزمایش‌ها روی مدل ایکس و اس بیش از پیش به آن متکی بوده است. اولین شبیه‌سازی‌ها روی تسلا مدل 3 به سال ۲۰۱۵ میلادی و یک سال پیش از رونمایی از نمونه‌ی تولید انبوه انجام شده است.

آزمایشگاه تست تصادف تسلا

همکاری مهندسان بخش‌های مختلف تسلا بسیار تنگاتنگ و وابسته به یکدیگر است. به همین منظور مهندسان بخش طراحی در ارتباط کامل با مهندسان ایمنی و شبیه‌سازی فعالیت می‌کنند و نتایج بی‌نظیر طراحی‌ها حاصل این همکاری‌ها و تبادل نظر مستقیم و بی‌وقفه است. همین همکاری در سایر بخش‌های تولید نیز به چشم می‌خورد. برای مثال تأمین‌کنندگان قطعات باید تست‌های مختلف و سخت‌گیرانه‌ای روی قطعات انجام دهند تا هر جزء دقیقا به همان شکلی که در طراحی‌ها پیش‌بینی شده است عمل کند. برای کاهش زمان تست‌ها و اعمال تغییرات کارخانه‌ی اصلی تسلا در فاصله‌ی نزدیکی از امکانات آزمایشگاهی واقع شده تا همه‌چیز به بهترین شکل و در سریع‌ترین زمان انجام شود. نتیجه‌ی شبیه‌سازی‌های کامپیوتری و تمامی زحمات تغییرات طراحی این است که دقت شبیه‌سازی‌ها با آزمایش‌های واقعی تصادفات دقتی بی‌نظیر است. با مقایسه‌ی شبیه‌سازی‌های کامپیوتری و نتایج واقعی خطاهای موجود در حد میلی‌متر گزارش شده که نشان از قابلیت اطمینان بی‌نظیر شبیه‌سازی‌های کامپیوتری می‌دهد.

آزمایشگاه تست تصادف تسلا

‌‌‌تست تصادف واقعی

در بیش‌تر آزمایشگاه‌های تست تصادف محل نظارت فاصله‌ی زیادی تا محل آزمایش دارد. این مسئله در مورد آزمایشگاه تسلا صادق نیست. اتاقک نظارت در این آزمایشگاه در فاصله‌ی ۱۵ متری از مسیر آزمایش و ۶۰ متری از محل برخورد واقع شده و به‌خوبی با دیوارهای بتنی و شیشه‌های لکسان محصور است. در این آزمایش یک تسلای مدل X به سمت یک دیوار بتنی ۹۰ تنی کشیده می‌شود. مهندسان تصادف می‌توانند روی این دیوار انواع مختلفی از موانع را برای شبیه‌سازی برخورد مستقیم و جانبی و زاویه‌دار نصب کنند. در این آزمایش خاص، تسلای مدل ایکس با سرعت ۴۰ کیلومتربرساعت به‌صورت مستقیم با دیوار بتنی برخورد می‌کند. فضای آزمایشگاه در ثانیه‌های قبل و بعد از برخورد در سکوتی مرگبار فرو می‌رود و تنها در لحظه‌ی برخورد است که صدای گوش‌خراش ناشی از خرد شدن قطعات به گوش می‌رسد. شاید سرعت خودرو کم به‌نظر برسد، اما باید توجه داشته باشید که خودرویی با وزن بیش از دو تن در کسری از ثانیه به حالت سکون می‌رسد که این امر نیروی زیادی آزاد خواهد کرد.

آزمایشگاه تست تصادف تسلا

بلافاصله پس از برخورد دو مهندس برای آزمایش باتری‌ها به خودرو نزدیک می‌شوند. اولین نفر بزرگ‌ترین مولتی‌متر قابل تصور را در دست دارد و دیگری قلابی پلاستیکی به اندازه‌ی یک انسان را حمل می‌کند تا در صورت وقوع برق‌گرفتگی (علی‌رغم پوشیدن کفش‌های ایمنی) بتواند نفر اول را بلافاصله از صحنه دور کند. پس از اعلام امن بودن صحنه‌ی آزمایش مهندسان مختلفی برای بازیابی اطلاعات از حسگرهای نصب‌شده روی خودرو به محل آزمایش می‌روند. قسمت عقب خودرو هیچ نشانی از تصادف ندارد. با نزدیک‌تر شدن به خودرو قسمت‌های جانبی نیز اثری از برخورد ندارند و ستون‌های خودرو بدون تغییر شکل کاملا مستحکم به نظر می‌رسند. درهای خودرو بدون مشکل باز می‌شوند، اما قسمت جلوی خودرو آسیب زیادی دیده است.

360p / 720p

این تنها یک نمونه از خودروهای تست شده در این آزمایشگاه است و در اطراف آن می‌توان خودروهای آزمایش‌شده‌ی دیگری نظیر مدل 3 را مشاهده کرد. در میان این خودروها تسلای مدل 3 که موفق به دریافت ۵ ستاره‌ی ایمنی از موسسه‌ی NHTSA شده است به چشم می‌خورد. ضربه‌ی ناشی از تصادف در این خودرو باعث شده تا برای جلوگیری از انتقال نیرو به کابین پیشرانه به سمت پایین جابه‌جا شود. اگرچه این صحنه‌ها پایانی غم‌انگیز برای ایمن‌ترین خودروی سدان است، اما امید می‌رود با پیشرفت بیشتر تکنولوژی و تغییر در سیاست‌های NHTSA در آینده‌ای نه چندان دور شبیه‌سازی‌های کامپیوتری بتوانند جایگزین آزمایش‌های واقعی شوند.



تاريخ : یکشنبه 28 مهر 1398 | 09:00 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

فضاپیمای کرو دراگون اسپیس‌ایکس (SpaceX) اولین فضاپیمای این شرکت خصوصی بود که قابلیت حمل سرنشین را داشت؛ با‌این‌حال، اسپیس‌ایکس تاکنون انسانی را با آن به فضا نفرستاده است. درحقیقت، کرو دراگون شامل کپسول حامل بار و سرنشین بود که روی موشک فالکون ۹ سوار شده است. چندی پیش، این شرکت برادر بزرگ‌‌تر این فضاپیما را با نام استارشیپ (Starship) معرفی کرد؛ فضاپیمایی غول‌‌پیکر که در بوکاچاینا، دهکده‌‌ای ساحلی در جنوب‌شرقی ایالات تگزاس آمریکا، ساخته شده است و گفته می‌‌شود قرار است به‌‌زودی ۱۰۰ نفر سرنشین را با خود به سفرهای میان‌‌سیاره‌‌ای ببرد. باوجوداین، گویا جریان‌های اخیر چندان به‌مذاق مدیر ناسا خوش نیامده است.

دلیل این نارضایتی ناسا از آنجا ناشی می‌‌شود که از دیدگاه این سازمان، حتی پروژه‌‌ی فضایی سابق اسپیس‌ایکس، یعنی کرو دراگون، با وجود تلاش‌‌های بسیار، هنوز از برنامه‌‌ی زمانی مقرر خود بسیار عقب است. در سال ۲۰۱۴، ناسا قرادادی با اسپیس‌ایکس بست و این شرکت را در آن زمان متعهد کرد که اولین فضاپیمای عملیاتی خود با قابلیت حمل فضانورد را تا سال ۲۰۱۷ آماده کند؛ اما این اتفاق هرگز نیفتاد. در مارس ۲۰۱۹، شرکت اولین مأموریت بدون سرنشین خود را با کرو دراگون به‌‌ مقصد ایستگاه فضایی بین‌‌المللی انجام دهد. این شرکت قرار بود تا اواخر سال ۲۰۱۹، اولین مأموریت سرنشین‌‌دار خود را نیز ترتیب دهد؛ اما با وقوع اولین انفجار کپسول کرو دراگون در مراحل آزمایش موتوری در آوریل سال جاری، اسپیس‌ایکس و ناسا تصمیم گرفتند انجام مأموریت سرنشین‌‌دار را فعلا به‌‌تعویق بیندازند.

در ۳۰ سپتامبر، ایلان ماسک در مصاحبه‌‌ای با سی‌ان‌ان اعلام کرد فضاپیمای کرو دراگون در سه‌چهار ماه آینده قادر خواهد بود فضانوردان را با خود به فضا ببرد؛ اما اندکی بعد، جیم برایدنستاین، مدیر ناسا، به سی‌ان‌ان گفت صحبت‌‌های ماسک وی را قانع نکرده است و تأخیر شرکت‌‌های اسپیس‌ایکس و بویینگ باعث شده است ناسا تمایل بیشتری به همکاری با سازندگان کپسول‌‌های فضایی روسی پیدا کند. گفتنی است شرکت بویینگ نیز روی پروژه‌‌ای مشابه به‌نام استارلاینر کار می‌‌کند.

StarShip / استارشیپ

البته آغاز علنی اختلافات میان برایدنستاین و ماسک به چند روز پیش از این مصاحبه برمی‌‌گردد؛ یعنی زمانی‌که برایدنستاین در توییتی، اظهارات مبالغه‌‌آمیز ایلان ماسک درباره‌ی نمونه‌‌ی تکمیل‌‌شده‌‌ی استارشیپ را به باد انتقاد گرفت. برایدنستاین در توییتش گفته بود:

منتظر اعلامیه‌‌ی اسپیس‌ایکس هستم. فعلا پروژه‌‌ی کامرشیال کرو (Commercial Crew) چندین سال از برنامه‌‌ی زمانی خود عقب است. ناسا انتظار اهتمام بیشتری روی سرمایه‌‌گذاری‌‌های مالیات‌‌دهندگان آمریکایی دارد. زمان ارائه‌‌ی [نتیجه] فرارسیده است.

مدیر ناسا در این سخنان، به برنامه‌‌ی کامرشیال کرو اشاره می‌کند که با سرمایه‌‌گذاری مستقیم ناسا و هدف تسهیل سفرهای سرنشین‌‌دار فضایی شکل گرفته است. پرسش اینجا است که چرا اسپیس‌ایکس هم‌زمان در حال ساخت دو فضاپیما است و برنامه‌‌های این شرکت به‌‌صورت علنی با مدیر ناسا این‌‌چنین زاویه گرفته است؟

کرو دراگون راه‌‌حل پیشنهادی اسپیس‌ایکس برای خلأیی بود که پس از بازنشستگی رسمی پروژه‌‌ی شاتل فضایی ناسا در ژوئیه‌‌ی ۲۰۱۱ به‌‌وجود آمد. در آن زمان، آژانس فضایی ایالات متحده‌ی آمریکا گزینه‌‌ی ثانویه‌‌ای برای اعزام افراد یا ارسال محموله به مدارهای کم‌‌ارتفاع زمین نداشت؛ از‌این‌رو، ناسا از آن زمان برای ارسال محموله‌‌های خود به‌ مقصد ایستگاه فضایی بین‌‌المللی به فضاپیماهای روسی روی آورد.

شایان ذکر است استارشیپ مفهومی کاملا مجزا است؛ فضاپیمایی که درصورت پرتاب موفقیت‌‌آمیز می‌‌تواند به رؤیای دیرین ماسک برای سکونت انسان در مریخ رنگ واقعیت بخشد. ساخت این فضاپیما ربطی به اهداف ناسا و مفاد قراردادهای این سازمان با اسپیس‌ایکس ندارد. فضاپیمای مذکور حتی قرار نیست از ساختگاه‌‌های ناسا پرتاب شود و به‌‌نظر می‌‌رسد بخش عمده‌‌ی سرمایه‌‌‌ی آن را میلیاردری ژاپنی تأمین کرده است.

ناسا می‌گوید پروژه‌ی کرو دراگون هنوز از برنامه‌‌ی زمانی مقرر خود بسیار عقب است

در دوران ریاست‌‌جهوری باراک اوباما، ناسا چشم‌‌انداز آینده‌‌ی عملیات فضایی ایالات متحده‌ی آمریکا را در مدارهای کم‌‌ارتفاع زمین در قالب برنامه‌‌ی کامرشیال کرو تعریف کرد. مطابق این برنامه، ناسا تصمیم گرفت برای ارسال نیرو و کالا به فضا قراردادهایی با شرکت‌‌های خصوصی منعقد و ساخت فضاپیماهای موردنیاز برای چنین مأموریت‌‌هایی را به آن‌‌ها محول کند. درحقیقت، ناسا شرکت‌‌هایی مانند اسپیس‌ایکس و بویینگ را استخدام کرد تا خدماتی مشابه تاکسی‌‌های فضایی را زیرنظر این سازمان ارائه کنند. توجیه ناسا برای تصمیم مذکور این بود که شرکت‌‌های خصوصی  به‌‌صورت کاراتری در مقایسه با سازمان‌های فضایی بروکراتیک می‌توانند چنین وظایفی را انجام دهند. در‌این‌میان، ناسا نیز می‌‌توانست انرژی بخش مهندسی خود را به پروژه‌‌ی متفاوت‌‌تری به‌‌نام سیستم پرتاب فضایی (SLS) معطوف کند؛ موشکی عظیم با قابلیت حمل سنگین که قرار است سنگ‌‌بنای مأموریت‌‌های سرنشین‌‌دار در فضایی فراتر از مدار کم‌‌ارتفاع زمین باشد. احداث پایگاه در ماه و مأموریت مریخ و بازدید از سیارک‌‌ها بخشی از اهداف آتی این پروژه‌‌ی ناسا خواهند بود.

StarShip / استارشیپ

پس از آنکه دونالد ترامپ، برایدنستاین را به سِمَت ریاست سازمان فضایی منصوب کرد، انجام این دو پروژه همچنان با جدیت پیگیری شد. ناسا می‌خواهد پروژه‌‌ی کامرشیال کرو هم‌‌اکنون وارد مرحله‌ی عملیاتی شود. در مارس امسال نیز مایک پنس، معاون اول ریاست‌‌جمهور آمریکا، از عزم این کشور برای بازگشت مجدد به ماه و فرودآوردن اولین زن روی سطح ماه تا سال ۲۰۲۴ سخن گفت. در چشم‌‌انداز ناسا، مأموریت سال ۲۰۲۴ به‌‌منزله‌‌ی اولین گام به‌منظور احداث پایگاهی دائمی در مدار ماه و سپس در قطب جنوب این قمر محسوب خواهد شد.

با تمام این‌ها، چشم‌‌انداز کوتاه‌‌مدت سیستم SLS چندان روشن نیست. در اکتبر ۲۰۱۸، دفتر بازرسی کل ناسا گزارش داد هزینه‌‌ی این پروژه از بودجه‌‌ی مقرر فراتر رفته و از برنامه‌‌ی زمانی نیز عقب افتاده است. برایدنستاین نیز در مارس گذشته اعلام کرد چنانچه SLS نتواند به‌‌موقع راه‌‌اندازی شود، ناسا ممکن است برای انجام مأموریت‌‌های قمری به‌‌ گزینه‌‌های دیگری نظیر موشک‌‌های تجاری متوسل شود. بااین‌حال، تمامی این سخنان به قبل از حادثه‌‌ی انفجار کپسول دراگون کرو و به‌‌تعویق‌افتادن برنامه‌‌ی کامرشیال کرو مربوط بود. درادامه نیز، حتی نگرانی‌‌هایی درباره‌ی ایمنی چترهای فضاپیمای کرو دراگون نیز مطرح شد.

پرسش این است: هدف از ساخت فضاپیمایی مانند استارشیپ آن‌هم در حضور پروژه‌‌های نیمه‌‌کاره‌‌ای مانند کرو دارگون چه می‌‌تواند باشد؟ ازلحاظ نظری، پروژه‌‌ی کرو دراگون باید به‌‌همان اندازه اقتصادی و کارا می‌‌بود که پیش‌‌تر وعده‌‌ی آن داده شده بود. این فضاپیما قابلیت استفاده‌‌ی مجدد را دارد و می‌‌تواند حداکثر هفت نفر مسافر را به مداری فراتر از محدوده‌‌ی دسترسی موشک‌‌های فالکون ۹ بفرستد. کرو دراگون قرار بود با هزینه‌‌ای بسیار کمتر از ۸۵ میلیون دلار در ازای هر نفر (یعنی هزینه‌‌ی فعلی اجاره‌‌ی هر صندلی در فضاپیماهای فعلی روسی) بتواند فضانوردان را به مدار زمین بفرستد؛ اما آنچه در عمل از این فضاپیمای اسپیس‌ایکس می‌‌بینیم، تنها نسخه‌‌ای بزرگ‌‌تر از کپسول‌‌های گرد و کوچکی بود که دهه‌‌هاست در صنایع فضایی استفاده می‌‌شود.

ماسک سال‌‌ها است که پروژه‌‌ی استارشیپ را در سخنان خود یاد می‌‌کند؛ فضاپیمایی که کمابیش همان اهدافی را دنبال می‌‌کند که ناسا با سیستم SLS خود در پی آن است. سرانجام در شب ۲۸ سپتامبر، ماسک نمونه‌‌ی MK-1 از این فضاپیما را در جنوب تگزاس رونمایی کرد. عرض و ارتفاع استارشیپ به‌ترتیب ۹ و ۵۰ متر است. این ابعاد جدا از ابعاد موشک بوستری محسوب می‌شود که قرار است روی آن سوار شود. این فضاپیمای غول‌‌پیکر از جنس فولاد ضدزنگ و با قابلیت استفاده‌‌ی مجدد، تصویری تمام‌‌عیار از آینده‌‌ی سفرهای دوردست به اعماق فضا ارائه می‌‌کرد. زمانی‌که این فضاپیما روی موشک اَبَرسنگینی سوار شود که بعدها قرار است ساخته شود، ارتفاع کل سازه به بیش از ۱۱۵ متر خواهد رسید.

اسپیس‌ایکس می‌‌گوید استارشیپ در شکل نهایی خود می‌‌تواند تا ۹۰ تُن محموله را با خود به مدار کم‌‌ارتفاع زمین حمل کند و درصورت استفاده از محموله‌‌های سبک‌‌تر، می‌‌تواند حتی تا سطح ماه برود و دوباره به زمین بازگردد. این شرکت می‌‌گوید استارشیپ توانایی حمل ۱۰۰ مسافر را نیز خواهد داشت. موشک‌‌های زحل ۵ آپولو نیز می‌توانست چنین بارهای سنگینی را حمل کند؛ ولی گنجایش مسافربری آن‌‌ها بسیار محدودتر بود. درحقیقت، این موشک‌‌ها هرگز نتوانستند در آن واحد میزبان بیش از سه فضانورد باشند. همچنین، انتظار می‌‌رود کپسول اورین که اولویت اول در مأموریت‌‌های SLS ناسا است، بتواند حداکثر سقف ۶ نفر را حمل کند. گفتنی است کپسول روسی فقط ظرفیت حمل سه نفر را دارد.

استارشیپ/Starship

اگر کرو دراگون می‌‌توانست طبق برنامه‌‌ی زمانی تعیین‌‌شده پیش برود و راهکاری کم‌‌هزینه و مطمئن پیش روی مأموریت‌‌های ناسا می‌‌گذاشت، شاید برایدنستاین نیز اکنون مشکل چندانی با رؤیای بلندپروازانه‌‌ی ماسک و پروژه‌‌ی استارشیپ او نداشت. ماسک اکنون می‌‌گوید استارشیپ می‌‌تواند در یکی‌دو ماه آینده پرواز آزمایشی در ارتفاع ۱۹ کیلومتری زمین انجام دهد و در ۶ ماه آینده نیز، وارد مدار زمین شود. ساخت این فضاپیما تقریبا ارزان تمام شده و از ابعاد کافی برای انجام مأموریت‌‌های حمل درازمدت برخوردار است و مهم‌‌تر از همه اینکه مهندسانی آن را طراحی کرده‌اند که برخلاف دست‌‌اندرکاران محافظه‌‌کار پروژه‌‌ی SLS ناسا، از جسارت و شهامت کافی برای خلق چنین دستاوردی برخوردار بوده‌‌اند. گفتنی است اسپیس‌ایکس برای ساخت نمونه‌‌ی MK-1 فقط چند ماه زمان صرف کرده که اصلا با روند چندین‌ساله‌‌ی انجام پروژه‌‌های فعلی در ناسا مقایسه‌کردنی نیست. با‌این‌حال، استارشیپ نیز هنوز ضعف‌‌هایی دارد؛ مثلا این فضاپیما فاقد موشک بوستر برای حمل کپسول به فضا است و از سیستم‌‌های حیاتی موردنیاز برای زنده‌‌نگه‌‌داشتن سرنشینان انسانی نیز برخوردار نیست.

با‌این‌حال، به‌‌نظر می‌‌رسد مصاحبه‌‌های اخیر برایدنستاین و ماسک حاکی از همسوبودن دیدگاه‌های این دو بوده است. ماسک همچنان اصرار دارد تمرکز اصلی شرکت روی پروژه‌‌ی کرو دراگون است و پروژه‌‌ی استارشیپ قرار نیست بیش از ۵ درصد از منابع شرکت را به‌‌خود اختصاص دهد. باید منتظر ماند و دید نتیجه‌‌ی این کشمکش‌‌ها چگونه می‌‌تواند چشم‌‌انداز آینده‌‌ی صنعت فضایی جهان را تحت‌تأثیر قرار دهد.



تاريخ : یکشنبه 28 مهر 1398 | 08:58 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

تاکنون شایعات و اخبار مختلفی از نسل بعدی هدفون بی‌سیم ایرپاد اپل با قابلیت حذف نویز منتشر شده است. تیر سال جاری گفته شد نسل سوم ایرپاد با قابلیت مقاومت دربرابر آب اواخر سال راهی بازار می‌شود. بعدها و در اخبار دیگری، بلومبرگ اعلام کرد تا سال ۲۰۲۰، از هدفون بی‌سیم جدید اپل خبری نخواهد شد. درادامه و اواسط شهریور نیز باردیگر تأکید شد اپل مشغول ساخت ایرپادی با ویژگی حذف نویز و هوم‌پاد ارزان‌قیمت‌تر است. آخرین گزارش China Economic Daily حاکی از آن است که هدفون بی‌سیم ایرپاد اپل با قابلیت حذف نویز با نام ایرپاد پرو (AirPods Pro) اواخر اکتبر (اوایل آبان‌) معرفی می‌شود.

ایرپاد ۳

به‌نظر می‌رسد ایرپاد پرو از طراحی جدید با بدنه‌ی فلزی برای پشتیبانی از قابلیت حذف نویز برخوردار خواهد بود و با قیمت ۲۶۰ دلار به بازار عرضه خواهد شد. در گزارش‌های قبلی، اشاره شده بود هدفون بی‌سیم جدید کوپرتینونشین‌ها دربرابر نفوذ آب نیز مقاوم است؛ درنتیجه، برای استفاده در سالن‌های ورزشی یا برای استفاده در سفرهای تفریحی بسیار مناسب است.

ناگفته نماند اواسط مهر، ایرپاد مجهز به حذف‌کننده نویز اپل در نسخه بتای iOS 13.2 دیده شد؛ ازاین‌رو، به‌نظر می‌رسد باید منتظر تغییراتی در طراحی هدفون بی‌سیم نسل جدید باشیم. ایرپاد با قابلیت حذف‌کنندگی نویز از سَری‌های گوش‌ با فرمت و طراحی سنتی برخوردار خواهد بود که از بدنه‌ی سفید بیرون‌ می‌آیند و بهتر در گوش کاربر قرار می‌گیرند. ماه گذشته نیز، SlashLeaks همین اطلاعات را از هدفون بی‌سیم جدید به‌اشتراک گذاشت. 

شایعه‌های مختلفی درباره‌ی احتمال برگزاری رویدادی رسمی در اکتبر (اوایل آبان‌) مطرح شده است؛ اما باتوجه به اینکه به پایان ماه اکتبر نزدیک هستیم، به‌نظر می‌رسد احتمال برگزاری چنین رویدادی کم است. در سال ۲۰۱۶، اپل نخستین‌بار ایرپاد را معرفی کرد؛ ولی کاربران برای خرید آن ماه‌ها با مشکلاتی رو‌به‌رو بودند. اگر اپل قصد داشته باشد ایرپاد پرو را معرفی کند، باید بتواند دسترسی گسترده به خرید آن را نیز برای کاربران فراهم کند.

اگر نخستین نسخه ایرپاد پرو اپل اپل در سال ۲۰۱۹ به بازار عرضه شود، می‌تواند با هدفون‌های بی‌سیم آمازون و مایکروسافت و سایر شرکت‌ها رقابت کند. شایان ذکر است آمازون قصد دارد اواخر ماه جاری، هدفون ۱۲۹ دلاری اکوباد (Echo Buds) را با فناوری Bose برای کاهش نویز به بازار عرضه کند. همچنین، مایکروسافت نیز در نظر دارد اواخر سال جاری، هدفون ۲۴۹ دلاری سرفیس ایرباد (Surface Earbuds) را با ژست‌های حرکتی ضربه و سوایپ‌کردن برای کنترل موسیقی و اپلیکیشن‌های آفیس ۳۶۵ معرفی کند. افزون‌براین، گوگل نیز درصدد است نسل دوم پیکسل‌باد را در فصل بهار با قیمت ۱۷۹ دلار به بازار عرضه کند. این محصولات نشان می‌دهد رقابت کاملا تنگاتنگی در بازار به‌وجود خواهد آمد. 



تاريخ : یکشنبه 28 مهر 1398 | 08:56 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

گروه خودروسازی بی‌وای‌دی درکنار جیلی و چری و هاوال یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان وسایل نقلیه‌ی چینی محسوب می‌شود. بی‌وای‌دی همچنین مهم‌ترین سازنده‌ی خودروهای برقی در چین است و برای صادرات مدل‌های الکتریکی سواری و اتوبوس به سراسر جهان تلاش می‌کند. این برند چینی از سال ۲۰۱۵ تاکنون، در صدر فهرست بزرگ‌ترین تولیدکنندگان خودروهای الکتریکی جهان قرار دارد.

Denza Xتصویری از مدیران چینی و آلمانی شرکت دنزا درکنار مدل مفهومی دنزا ایکس که چند ماه قبل رونمایی شد.

در یک سال گذشته، BYD چین وارد همکاری مشترک با تویوتا و دایملر شده است تا عرضه‌ی خودروهای برقی را توسعه دهد. فراتر از قرارداد بین تویوتا و بی‌وای‌دی که تابستان امسال درزمینه‌ی تولید مشترک مدل‌های الکتریکی بسته شد، گروه صنعتی دایملر آلمان نیز شرکت خودروسازی در چین تأسیس کرد. برند دنزا (Denza) با سهم پنجاه‌پنجاه بین دایملر و بی‌وای‌دی فعالیت می‌کند تا طراحی مهندسان مرسدس بنز و تجهیزات فنی ساخت BYD را داشته باشد.

denza mercedes benz

اولین محصول دنزا با کد مدل ۵۰۰ هاچبکی تمام‌الکتریکی چهاردر خانوادگی با ظاهری شبیه به کراس‌اورهای کوچک بود که بهار سال ۲۰۱۸ رونمایی شد. دنزا ۵۰۰ با بسته‌ی باتری‌های ۷۰ کیلووات ساعتی می‌تواند ۴۵۰ تا ۵۰۰ کیلومتر را بپیماید.

Denza X

دنزا ایکس شاسی‌بلندی اندازه‌متوسط با طول ۴.۹ متر است که می‌تواند به‌صورت سه‌ردیفه با هفت صندلی تولید شود. مرسدس بنز بدنه‌ و کابین این خودرو را طراحی کرده و پیشرانه و تجهیزات فنی آن مشابه بی‌وای‌دی است. براین‌اساس، یک موتور بنزینی دولیتری توربوشارژ با قدرت ۱۹۰ اسب‌بخار در جلو نصب می‌شود. دو موتور الکتریکی با قدرت‌های ۱۵۰ و ۲۴۰ اسب‌بخار هم به‌ترتیب روی محورهای جلو و عقب حضور خواهند داشت. احتمالا مانند بی‌وای‌دی تانگ پلاگین‌هیبریدی، مجموع نهایت قدرت تولیدی پیشرانه در دنزا ایکس به ۵۰۰ اسب‌بخار و بیشترین گشتاور به ۸۲۰ نیوتن‌متر می‌رسد. چنین آماری دنزا ایکس را در زمانی کمتر از پنج ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت می‌رساند.

Denza X

بی‌وای‌دی تانگ به‌صورت تمام‌برقی با موتور ۲۴۰ اسب‌بخاری روی محور جلو نیز تولید می‌شود. نسخه‌ی الکتریکی دنزا ایکس می‌تواند با هربار شارژ تقریبا ۵۰۰ کیلومتر را طی کند. مدیران شرکت دنزا هنوز اطلاعات بیشتری از شاسی‌بلند خود ارائه نکرده‌اند. در بازار چین، نسخه‌ی پلاگین‌هیبرید بی‌وای‌دی تانگ حدود ۴۸ هزار دلار قیمت دارد.

 



تاريخ : یکشنبه 28 مهر 1398 | 08:55 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)

نمایشگرهای گوشی‌های هوشمند خمیده‌ و خمیده‌تر می‌شوند و اگر نگاهی سطحی به آن‌ها بیندازیم، می‌بینیم ظاهری زیبا دارند؛ گویی دستاوردی از آینده هستند. در دست گرفتن آن‌ها ممکن حس بهتری به کاربر منتقل کند و حتی می‌توان ادعا کرد نمایشگرهای دارای حاشیه‌های خمیده به تولیدکنندگان اجازه می‌دهند نسبت مساحت نمایشگر به کل بدنه‌ی دستگاه را افزایش دهند.

هواوی و ویوو به‌ترتیب با گوشی‌های میت ۳۰ پرو و نکس ۳ در حال فراگیرترکردن این روند هستند؛ اما درحقیقت، گرایش به طراحی گوشی با لبه‌های خمیده از سال ۲۰۱۴ و با معرفی گوشی سامسونگ نوت اج سامسونگ شروع شد. هرچند نمایشگرهایی با حاشیه‌های خمیده بسیار زیبا به‌نظر می‌رسند و حس خوبی به‌کاربر منتقل می‌کنند، این نوع از طراحی را نمی‌توان «کاربردی» قلمداد کرد.

Galaxy Note Edge

حاشیه‌های آزاردهنده

بیایید صحبت را از واضح‌ترین مسئله شروع کنیم. لبه‌های خمیده‌ی نمایشگر موجب لغزنده‌ترشدن گوشی در دست می‌شوند و در صورتِ رهاشدن گوشی از دست کاربر، همین حاشیه‌های خمیده احتمال شکستن صفحه‌نمایش را افزایش می‌دهند. گلس‌های محافظی که روی صفحات گوشی‌هایمان قرار می‌دهیم، در مقایسه با نمونه‌های قدیمی مقاومت بیشتری دارند؛ اما درصورت برخورد بخش کناری گوشی به سطح، نمی‌توانند چندان از نمایشگر محافظ کنند. احتمال برخورد شیشه با زمین و افزایش فشار وارده بر آن، دو عاملی هستند که احتمال شکستن آن را بیشتر می‌کنند.

حاشیه‌های خمیده احتمال شکستن را افزایش می‌دهند

نویسنده‌ی مطلب پیش رو ادعا می‌کند یکی‌دو بار گوشی هواوی میت ۳۰ پرو از دستانش رها شده و در یک مورد با سطحی سرامیکی برخورد کرده است؛ اما تا‌به‌حال از این موارد جان سالم به‌در برده است. درمقابل، گوشی نوت ۱۰ پلاس یکی از دوستانش پس از افتادن شکسته است.

بدتر از این، با خمیده‌شدن گوشه‌های گوشی‌ها، ابزارهای محافظ نظیر گلس و قاب‌ها نمی‌توانند مثل گذشته از گجت‌های ما محافظت کنند. امروزه قاب‌ها به‌گونه‌ای طراحی می‌شوند که لبه‌های گوشی پوشیده نشوند؛ چراکه نمی‌خواهند محتوای نمایش‌داده‌شده در این بخش پوشانده‌ شود. به‌علاوه، پیداکردن گلس‌های محافظ برای گوشی‌هایی با نمایشگر خمیده چندان آسان نیست.

نارضایتی در مصرف محتوا

اپلیکیشن‌ها و محتوای تولید‌شده هم اغلب برای نمایشگرهای آبشاری بهینه نشده‌اند؛ شاید هم نمایشگرهای آبشاری برای مصرف محتوا و استفاده از اپلیکیشن‌ها بهینه نیستند.

نمایشگر آبشاری / Waterfall Display

هرچند در استفاده از اغلب اپلیکیشن‌ها با مشکلی روبه‌رو نمی‌شوید، در برخی اپلیکیشن‌ها گزینه‌های کنترلی در حاشیه‌ی صفحه جای دارند و دسترسی به آن‌ها در نمایشگرهای آبشاری سخت است. برای مثال، می‌توان به نسخه‌ی موبایل بازی PUBG اشاره کرد که در آن لمس گزینه‌ها از حاشیه‌ی صفحه چندان آسان نیست.

شاید همه‌ی ما اهل بازی نباشیم و به مثال مذکور توجه چندانی نکنیم؛ اما قطعا همه‌ی ما مجبور می‌شویم چیزی روی صفحه‌ی گوشی همراه خود تایپ کنیم. برای تایپ سریع، معمولا از انگشت شست خود استفاده می‌کنیم؛ اما ازآنجاکه کلیدهای Q و P در دو سوی صفحه‌کلید قرار دارند، لمس آن‌ها کار آسانی نیست.

نمایشگر آبشاری / Waterfall Display

این مسئله درباره‌ی برخی وب‌سایت‌ها هم صدق می‌کند. اغلب وب‌سایت‌ها بخشی از حاشیه‌ی دو طرف را خالی می‌گذارند؛ اما در برخی دیگر، متن از حاشیه‌ی دستگاه شروع و در این حالت، خواندن متن روی نمایشگرهای آبشاری سخت می‌شود.

تصویری ناخوشایند

حتی وقتی نمی‌خواهید صفحه را لمس کنید، مشکلات شما را رها نمی‌کنند. هنگام تماشای ویدئوها، می‌توانید قدری به‌هم ریختگی را در دو سوی نمایشگر مشاهده کنید و همین مسئله می‌تواند آزاردهنده باشد.

نمایشگر آبشاری / Waterfall Display

اگر زیر نور مستقیم خورشید از گوشی استفاده می‌کنید، لبه‌های خمیده موجب بازتاب نور خورشید می‌شوند. بازتاب نور خورشید از حاشیه‌ی نمایشگر خواندن متن و مشاهده‌ی محتوا را سخت‌تر می‌کند. حتی در شرایط نوری عادی نیز خمیدگی نمایشگر دستگاه موجب به‌هم‌ریختگی رنگ‌ها می‌شود. بسته به رنگ پس‌زمینه و زاویه‌ی دید کاربر به نمایشگر، گوشه‌های دستگاه تاریک‌تر یا روش‌تر از باقی صفحه دیده می‌شوند.

کلیدهایی که نیستند

درحالی‌که بحث نمایش تصاویر در میان نیست، نمایشگرهای خمیده مشکلاتی ایجاد می‌کنند. برای مثال، برای جادادن نمایشگرهایی کاملا خمیده در بدنه‌ی گوشی، هواوی و ویوو مجبور شده‌اند کلید فیزیکی تنظیم صدا را حذف کنند. در میت ۳۰ پرو هواوی، باید دوبار روی حاشیه‌ی خمیده‌ی نمایشگر ضربه بزنید تا ویژگی نرم‌افزاری کاهش و افزایش صدا فعال شود. عادت‌کردن به استفاده از این روش برای تنظیم صدا اندکی زمان‌بر است؛ اما درمقابل، کلیدهای فیزیکی کاهش و افزایش صدا نیاز به عادت‌کردن ندارند.

کلیدهای نرم‌افزاری به‌ خوبیِ کلیدهای فیزیکی نیستند

همچنین، عملکرد کلیدهای تنظیم صدای نرم‌افزاری در مقایسه با نمونه‌های سخت‌افزاری کُندتر و سخت‌تر است. هرچند شاید این اشکال بزرگی نباشد، در شرایطی که لازم است به‌سرعت صدا را کاهش دهید (برای مثال در جلسات و کلاس‌ها و نیمه‌شب)، انجام این کار چندان آسان نیست. افزون‌براین، کاهش یا افزایش صدا با یک دست یا وقتی گوشی در جیب شما قرار دارد، تقریبا ناممکن است. مواردی مانند استفاده از کلید صدا برای ثبت تصاویر هم دیگر گزینه‌هایی هستند که باید با آن‌ها خداحافظی کنیم.

Huawei Mate 30 Pro

ویوو نیز در نکس ۳ کلید فیزیکی تنظیم صدا را حذف کرده؛ اما راهکاری متفاوت از هواوی برگزیده‌ است. به‌جای لمس دوباره‌ی نمایشگر، بخشی از بدنه‌ی دستگاه به لمس حساس است. کلید خاموش و روشن نکس ۳ که به فشار حساس است، بافتی متفاوت دارد و با لمس قسمت بالا و پایین آن می‌توانید صدا را تنظیم کند. لرزشی خفیف هم به‌شما نشان می‌دهد کلید مجازی تنظیم صدا را لمس کرده‌اید یا خیر. ناگفته نماند روش ویوو هنوزهم در مقایسه با کلیدهای سنتی تنظیم صدا چندان کاربردی نیست؛ اما دست‌کم از روش تنظیم صدا در میت ۳۰ پرو بهتر است.

حاشیه‌ی کمتر یا حاشیه‌ی سود بیشتر؟

تمام مشکلات نسبی مذکور فقط به این دلیل به کاربران تحمیل‌ شده‌اند نمایشگرهای آبشاری نسبتا زیبا هستند. البته می‌توان مسئله را بدین‌سان تعبیر کرد که هدف سازندگان از به‌کارگیری این نمایشگرها، افزایش نرخ شکستن نمایشگر گوشی‌ها و بیشترشدن درآمد حاصل از تعمیرات باشد.

Huawei Porsche Design Mate 30 RS / میت ۳۰ پورشه دیزاین هواوی

با افزایش قیمت تعمیرات گوشی در مقایسه با گذشته، شکستن نمایشگر می‌تواند هزینه‌ی هنگفتی به کاربران تحمیل کند. درحالی‌که بازار گوشی‌های هوشمند دچار رکود است و کاربران مدت طولانی‌تری از گوشی‌ فعلی‌شان استفاده می‌کنند،‌ هزینه‌ی پرداختی ۱۰۰ میلیون کاربر برای تعمیر نمایشگر، می‌تواند به‌منزله‌ی درآمدی شایان‌توجه باشد. اگر شرکتی هستید که سالانه‌ی ۱۰۰ میلیون گوشی‌ هوشمند یا بیشتر می‌فروشید، افزایشِ درآمد حاصل از تعمیرات می‌تواند منبع مالی چشمگیری برای شما باشد.

برای توجیه فراگیرشدن نمایشگرهای خمیده، نیازی نیست دست‌به‌دامان تئوری‌های توطئه شویم. حقیقت این است که همه‌ی ما در زمان خرید بیشتر از قلبمان کمک می‌گیریم، نه از فکرمان. شاید همه‌ بدانیم گوشی‌های دارای نمایشگر خمیده احتمال خرابی بیشتری دارند؛ اما زیبایی‌شان ما را مسحور می‌کند. به همین دلیل، ممکن است صرفا به‌خاطر زیبایی، به‌جای مدل سال پیش که تفاوت چندانی با مدل جدید ندارد حتی از آن بادوام‌تر است، مدل جدید را انتخاب کنیم.

جدیدتر و بهتر؟

لقب «پیش‌گام» در استفاده از نمایشگرهای دارای حاشیه‌های خمیده را می‌توان به سامسونگ نسبت داد؛ اما هواوی و ویوو این مفهوم را بیش‌از‌پیش توسعه دادند و این روند در آینده نیز ادامه خواهد یافت. خواه‌ناخواه امروزه هواوی و ویوو و اوپو به شرکت‌هایی تبدیل‌ شده‌اند که گرایش‌های جدید را در دنیای گوشی‌های همراه ایجاد می‌کنند. برای مثال، می‌توان به رنگ‌بندی‌های چندگانه‌ی بدنه و دوربین‌های مکانیکی اشاره کرد. نمایشگرهای آبشاری هم تنها یکی دیگر از این موارد هستند.

Xiaomi Mi Mix Alpha / شیائومی می میکس آلفا

احتمالا در سال آتی، استفاده از نمایشگرهای آبشاری به ویژگی اصلی گوشی‌های پرچم‌دار تبدیل خواهد شد و حتی در برخی میان‌رده‌ها نیز استفاده از این طراحی را شاهد خواهیم بود. در دو سال آینده، ممکن است حتی گوشی‌های ارزان‌قیمت هم از این نوع نمایشگر استفاده کنند.

زیبایی بر کارایی غلبه‌ یافته است

همه‌ می‌دانیم مرحله‌ی بعدی چیست: نمایشگرهایی که دورتادور بدنه را فرامی‌گیرند. شیائومی اخیرا با طراحی عجیب می میکس آلفا، تصویری از آینده را به ما نشان‌ داده است. نمایشگر می میکس آلفا که دورتادور بدنه را فراگرفته، ایده‌ی نمایشگرهای آبشاری را به سرحد خود رسانده است. نمی‌توان زیبایی این محصول را کتمان کرد؛ اما با دیدن این محصول خیره‌کننده از خود می‌پرسیم: قرار است تا کجا پیش برویم؟

پس از حذف شیار حافظه و درگاه هدفون و روی‌آوردن به استفاده از باتری‌های نازک‌تر، حال تولیدکنندگان آماده‌اند یکی دیگر از جنبه‌های کاربردی گوشی‌های ما را فدای زیبایی بصری کنند؛ به‌ویژه اگر همین زیبایی بصری بتواند آن‌ها را از رقبا متفاوت سازد. تمام موارد کاربردی که با آن‌ها وداع کرده‌ایم، ما را به‌سوی استفاده از نسخه‌هایی از گوشی با حافظه‌ی بیشتر و قیمت گران‌تر، هدفون‌های بی‌سیم، پاوربانک‌ها و خرید شارژرهای سریع سوق داده‌اند.

امروزه، ساخت محصولی با ظاهر تازه و جذاب به‌مراتب ساده‌تر از خلق نوآوری‌های واقعی است. هیچ‌ کاربری نخواسته بود گوشی بعدی‌اش از نمایشگر آبشاری یا دوگانه استفاده کند یا رنگ‌آمیزی‌های پرزرق‌وبرق داشته باشد یا از دوربین مکانیکی در آن استفاده شده باشد؛ اما ازآنجاکه زیبایی بر کارایی غلبه‌یافته است، شاهد عرضه‌ی چنین محصولاتی هستیم.



تاريخ : یکشنبه 28 مهر 1398 | 08:53 | نویسنده : elme1404 | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...6263646566...3357صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران