سال گذشته، علیبابا در پی آن بود تا اولین پردازندهی هوش مصنوعی خود را راهی بازار کند. در آن زمان گفتهشد که پردازندهی مذکور بهمنظور توسعهی کسبوکار این شرکت در حوزهی ابری و اینترنت اشیا مورد استفاده قرار خواهد گرفت. بالاخره، غول اینترنتی علیبابا اولین تراشهی استنتاجی مبتنی بر هوش مصنوعی خود را رونمایی کرد. این تراشه که دارای واحد پردازش عصبی است با نام هانگوانگ ۸۰۰ (Hanguang 800) معرفی شده است و میتواند با مصرف انرژی بهینه عملکرد وظایف یادگیری ماشین را به طرز چشمگیری سریعتر و با انرژی بیشتری بهبود ببخشد.
این تراشه در کنفرانس سالانهی محاسبات فضای ابری علیبابا موسوم به Apsara Computing Conference در شهر هانگژو چین رسما معرفی شد. تراشهی مبتنی بر هوش مصنوعی هانگوانگ ۸۰۰، درحال حاضر برای بهبود قابلیتهای سایتها و فروشگاههای اینترنتی تجارت الکترونیک علیبابا مثل بهبود جستجوی محصول و ارائهی توصیهی شخصی بهتر به مشتریان مورد استفاده قرار گرفته است و در آینده نیز از طریق خدمات علیبابا کلاد (Alibaba Cloud) در دسترس مشتریان قرار خواهد گرفت.

علیبابا برای روشنتر شدن نحوهی عملکرد این تراشه گفت، برای نمونه یکی از پلتفرمهای تجاری این شرکت به نام Taobao در حالت معمول برای دستهبندی عکسهای حدود یک میلیون محصول و نمایش دادن آنها در پیشنهادهای شخصیسازی شده معمولاً یک ساعت زمان لازم دارد؛ درحالیکه به کمک تراشهی هانگوانگ ۸۰۰، این عملیات در تنها ۵ دقیقه انجام میشود. غول اینترنتی علیبابا درحال حاضر از این تراشه در بسیاری از کسبوکارهای خود که به پردازش ماشین نیاز دارد، استفاده میکند. همچنین قرار است از تراشهی هانگوانگ ۸۰۰، در بخشهای دیگر کسب کار علی بابا از جمله ترجمهی خودکار در سایتهای تجارت الکترونیک، تبلیغات و همچنین بهبود سرویسهای پشتیبانی مشتری نیز استفاده شود.
علیبابا هنوز اطلاعات دقیقی از زمان در دسترس قرار گرفتن این تراشه به مشتریان کلاد منتشر نکرده است؛ بااینوجود پیشبینی میشود که این تراشه به شرکتهای چینی کمک خواهد کرد تا وابستگی خود را به ایالات متحده کاهش دهند. همچنین، این تراشه در جنگ تجاری آمریکا با چین و سختتر شدن همکاری با شرکتهای آمریکایی، به علیبابا کمک خواهد کرد تا به بازارهای بینالمللی وارد شود و باعث رشد این شرکت در بازارهای خارج از چین خواهد شد. اگرچه بهگفتهی گروه تحقیقاتی سینرژی، علیبابا در چین پیشرو بوده است؛ اما خارج از مرزهای این کشور در منطقهی آسیا و اقیانوسیه پشت سر شرکتهای بزرگی چون آمازون، مایکروسافت و گوگل حرکت میکند.
تراشهی هانگوانگ ۸۰۰ توسط بخش T-Head شرکت علیبابا ساخته شده است که پروژههای توسعهی تراشههای ابری و رایانش مرزی (edge computing) را در آکادمی تحقیق و توسعهی جهانی علیبابا با بیش از ۱۵ میلیارد سرمایهگذاری به نام DAMO Academy رهبری میکند. بخش T-Head همچنین، سختافزار و الگوریتمهای تراشه را برای اپلیکیشنهای تجاری مانند اپلیکیشنهای خردهفروشی و لجستیک علیبابا توسعه داده است.
جف ژانگ، مدیر ارشد فناوری علیبابا دربیانیهای گفت:
راهاندازی تراشهی هانگوانگ ۸۰۰، گامی مهم در دستیابی به فناوریهای نسل بعدی است و باعث افزایش تواناییهای محاسباتی خواهد شد که ضمن بهبود راندمان انرژی، ابزاری برای گسترش کسبوکار خواهد بود.

او در ادامه افزود:
در آیندهای نزدیک، قصد داریم با فراهم آوردن دسترسی از طریق تجارت ابری به محاسبات پیشرفته، به کمک این تراشهی جدید مشتریان خود را مجهز به استفاده از این فناوری در هر زمان و هر مکان بکنیم.
مقالههای مرتبط:
علیبابا، بزرگترین شرکت تجارت الکترونیکی چین، پیشتر نیز اولین تراشهی اختصاصی خود را در اوایل سال جاری با نام شوانتی ۹۱۰ (Xuantie 910) مبتنی بر معماری RISC–V را رونمایی کرده بود که دیگر دستاورد بخش T-Head بود. کار روی این تراشه با مجموعه دستورالعمل سختافزار متنباز RISC-V بهعنوان پروژهای در دانشگاه برکلی آغاز شده بود. تراشهی شوانتی ۹۱۰، برای اپلیکیشنهای اینترنت اشیا با بار دستورالعملهای سنگین مانند رایانش مرزی، شبکهسازی و سیستمهای رانندگی خودکار ایجاد شده است.
زیرمجموعهی تحقیق و توسعهی علیبابا یعنی Damo Academy با بسیاری از دانشگاههای سراسر جهان مانند برکلی همکاری میکند. پژوهشگران در این برنامه با هدف خدمترسانی به دو میلیارد مشتری و ایجاد ۱۰۰ میلیون شغل تا سال ۲۰۳۵ روی مباحثی چون یادگیری ماشین، امنیت شبکه، محاسبات بصری و پردازش زبان طبیعی متمرکز هستند.
انتروپی یک مفهوم بسیار حیاتی در علم فیزیک و شیمی است و پدیدههای بسیاری را توضیح میدهد. برای مثال، حل شدن رنگ در آب، ذوب شدن یخ و خارج شدن هوا از سوراخ لاستیک خودرو را در نظر بگیرید. توضیح تمام این وقایع ریشه در مفهوم انتروپی دارند؛ با این حال، فهم انتروپی چندان هم ساده نیست و گاهی گیجکننده به نظر میرسد.
در دوران مدرسه و دانشگاه، کتابهای درسی ما، انتروپی را بهعنوان معیاری برای سنجش بینظمی معرفی کردهاند و این جملهی معروف را بارها شنیدهاید که انتروپی و بینظمی جهان رو به افزایش است. البته چنین تعریفی نادرست نیست؛ اما درک خاصی از انتروپی به ما نمیدهد.

در واقع، انتروپی مفهومی است که به انرژی معنا میدهد؛ زیرا انرژی زمانی قابل استفاده است که قابلیت پخش شدن داشته باشد. انتروپی همان میزان تمایل، به پخش و انتشار یک انرژی انباشته شده است. در بسیاری از کتابهای درسی برای معرفی انتروپی از تمثیل اتاق مرتب و اتاق نامرتب استفاده میکنند و اینطور نتیجهگیری میکنند که اتاق نامرتب انتروپی بیشتری از اتاق مرتب دارد. در صورتی که این نتیجهگیری دقیق نیست. بینظمی انتروپی از جنس بینظمی تعریف شده در ذهن ما نیست. سیستمی که حجم بیشتری دارد، مکانهای بیشتری هم برای حضور مولکولها خواهد داشت و مولکولها موقعیتهای بیشتری برای جابهجایی دارند؛ پس در مقایسه ی این دو اتاق، انتروپی اتاقی بیشتر است که فضای بیشتری داشته باشد.
اهمیت انتروپی
برای درک بهتر مفهوم انتروپی میتوان گریزی به تاریخ زد. اینکه چرا بحث انتروپی مطرح شد؟ و شناخت انتروپی قرار بود کدام نیاز بشر را رفع کند؟
شاید اهمیت کاربردی انتروپی به دوران انقلاب صنعتی برگردد. دورانی که موتورها و ماشینآلات مورد توجه عموم قرار گرفت؛ با این حال ماشینهای بخار آن دوران توان تقریبی معادل ۱۰ اسببخار! داشتند و نخستین موتورهای طراحی شده، با راندمانی کمتر از ۲ درصد کار میکردند.

بهدنبال آن مهندسان به طراحی و ساخت موتورهای پربازدهتر علاقهمند شدند. در همین دوران بود که رودلف کلاوزیوس، فیزیکدان آلمانی مفهوم انتروپی را به جهان معرفی کرد.
قطعات یک موتور زمانی شروع به حرکت میکنند که سوخت وارده به آن، ایجاد گرما کند. در واقع در اینجا انرژی تمایل به انتشار خود از طریق آزاد کردن گرما را دارد. مشکلی که در خصوص راندمان موتورهای اولیه وجود داشت، این بود که گرمای آزاد شده بهصورت متمرکز ایجاد نمیشد و همین باعث هدررفت انرژی و کاهش راندمان این دستگاهها میشد. بنابراین درک انتروپی به ساخت موتورهایی با پخش انرژی متمرکزتر و راندمان بالاتر کمک کرد. در این برهه از تاریخ بود، که انتروپی جان گرفت!
انتروپی: یک پدیدهی آماری
فرض کنید یک زلزلهی شدید اتفاق میافتد و کل اتاق شما زیر و رو میشود! در این حالت انتظار دارید که کتابهای داخل قفسهی کتابخانهتان در اطراف پراکنده شوند یا بهصورت مرتب روی میز مطالعهتان قرار بگیرند؟ طبیعتا احتمال اول بر مبنای شهود شدنیتر است و احتمال دوم، حتی ممکن است احمقانه به نظر برسد!

پیش از این گفته شد که انتروپی شاخصی برای اندازهگیری میزان پخش و انتشار انرژی است. یک انرژی انباشته راههای زیادی برای آزاد شدن دارد. یک فنجان چای داغ را در نظر بگیرید که در معرض دمای اتاق قرار گرفته است. اگر یک لحظه قانون دوم ترمودینامیک را فراموش کنید، میتوانید این احتمال را بپذیرید که امکان داغتر شدن چای داخل فنجان هم وجود دارد!
در واقع از نقطه نظر آماری انرژی ناشی از برخوردهای مولکولی داخل فنجان میتواند متمرکز شده و چای را داغتر کند. اما این احتمال عددی یک روی چند تریلیارد است! زیرا راههای آزاد شدن انرژی بیشتر از متمرکز شدن آن است.خودتان را بهعنوان بخشی از این سیستم در نظر بگیرید. تمایلتان به خواندن یک کتاب بیشتر است یا تماشای یک ویدیوی کوتاه در اینستاگرام؟ در حالت طبیعی و خود به خود، انرژی شما متمایل به آزاد شدن طی یک مسیر سادهتر را دارد از این رو گزینهی دوم محتملتر است. گزینهی اول هم بعید نیست اما نیاز به تمرکز انرژی دارد که از نظر آماری احتمال وقوع آن کمتر است.
در یک تحلیل آماری میتوان ثابت کرد که تعداد حالتهای بینظمی یک سیستم بسیار بیشتر از حالتهای منظم آن است؛ بنابراین هیچ نیروی مرموزی، سیستمها را به سمت انتروپی بیشتر سوق نمیدهد. بنابراین افزایش انتروپی تنها از دید آماری محتملتر است. به همین دلیل، انتروپی پیکان زمان نامیده میشود و شاخصی برای تشخیص گذشت زمان است.
چرا انتروپی همیشه در حال افزایش است؟
برای درک بهتر این موضوع دو کمیت انرژی و انتروپی را با هم مقایسه میکنیم. انتروپی از جنس انرژی نیست. در ابتدای مطلب گفته شد که انتروپی شاخصی برای اندازهگیری تمایل انرژی به انتشار است؛ این واقعیت را طور دیگری هم میتوان بیان کرد. انتروپی، فعالیتهای تصادفی در یک سیستم را اندازهگیری میکند. در اینجا، منظور از تصادفی، وحشی بودن انرژی است که خود به خود مهار نشده و به کار فیزیکی تبدیل نمیشود. در واقع، انتروپی معیاری برای اندازهگیری انرژی تلف شده است! اندازهگیری بخشی از انرژی که به کار تبدیل نمیشود. ضمن اینکه انتروپی چگونگی توزیع و انتشار انرژی را در جهان مشخص میکند.

مقدار انرژی جهان بدون هیچ کم و زیاد شدنی، ثابت است؛ اما مسیرهایی که این انرژی آزاد میشود، در حال تغییر است. آزاد شدن انرژیهای انباشته معادل افزایش انتروپی خواهد بود. در جهان، انرژیهای انباشتهی زیادی وجود دارد که هنوز دست بشر به آنها نرسیده است. در کنار سوختهای فسیلی که جزو انرژیهای تجدیدناپذیر طبیعت هستند، منابع انرژی عظیمی در جهان وجود دارد که هنوز آنها را به کار نگرفتهایم و امکان استفاده از آنها وجود دارد. جدا از تمایل انرژی به آزاد شدن، گذر زمان با آزاد شدن حجم بالاتری از انرژی همراه خواهد بود که باعث روند رو به افزایش انتروپی خواهد شد.
انتروپی و قانون دوم ترمودینامیک
قانون دوم ترمودینامیک با تمام هیاهویش فقط یک جمله دارد: انتروپی جهان در حال افزایش است! این قانون با تمام خلاصه و مختصر بودنش، معنای عمیقی دارد و کمک بزرگی به درک ما از نحوهی عملکرد فرآیندها در جهان هستی میکند. برای مثال این قانون به ما توضیح میدهد، چرا یک قابلمهی داغ پس از مدتی سرد میشود، چرا بدن ما حتی در هوای سرد هم گرم باقی میماند، چرا بنزین خودروی ما را راه می اندازد و پرسشهای بیشماری که بهصورت روزمره درگیر آنها هستیم. در واقع، قانون دوم ترمودینامیک، اصل اساسی صنایع شیمیایی است که در نیمی از قرن گذشته، مردم دنیا را از گرسنگی نجات داده است؛ تولید دارو، کودهای شیمیایی و تولیدات دیگری که به بقای طولانیتر بشر در زمین کمک کردهاند.
قانون دوم ترمودینامیک میگوید که انرژی در جهان مادی، به هر شکلی که باشد، یا پراکنده میشود یا گسترش پیدا خواهد کرد. بنابراین انتروپی میزان خود به خود بودن فرآیندها را بهصورت کمی اندازهگیری میکند و مشخص میکند که در یک دمای بهخصوص، چه مقدار انرژی، آزاد شده است. به بیان دیگر، قانون دوم ترمودینامیک بیان میکند که هر فرایند در جهتی پیش میرود که انتروپی آن در سیستم افزایش پیدا کند.
عوامل مؤثر بر انتروپی
موارد مختلفی میتوانند بر انتروپی یک سیستم تأثیرگذار باشند. در حالت کلی انتروپی تابعی از حجم و دما است و افزایش هر دوی اینها باعث افزایش انتروپی خواهد شد.با دادن گرما به یک سیستم، (برای مثال یک محفظههوا) دمای آن افزایش پیدا میکند و بهدنبال افزایش دما، تحرک یا همان انرژی جنبشی مولکولهای سیستم هم بیشتر خواهد شد؛ بنابراین تعداد برخوردهای مولکولی افزایش پیدا کرده و آمادگی سیستم برای انتشار انرژیاش بیشتر میشود؛ در این حالت میتوان، انتظار کار هم از سیستم داشت. چنانچه یک پیستون به سیستم متصل باشد، انرژی حرارتی میتواند باعث حرکت آن شود. (جرقهی انقلاب صنعتی!)
با این حال، فقط بخشی از این گرما باعث حرکت پیستون میشود و قسمت عمدهی آن صرف افزایش برخوردهای مولکولی خواهد شد. حجم سیستم هم یکی از عوامل تأثیرگذار بر افزایش انتروپی است. همانطور که در مثال اتاق مرتب و اتاق نامرتب گفته شد، سیستمی که حجم بیشتری دارد، مکانهای بیشتری هم برای حضور مولکولها خواهد داشت و مولکولها موقعیتهای بیشتری برای جابهجایی دارند؛ در نتیجه افزایش حجم یک سیستم به افزایش انتروپی منجر خواهد شد.
مقالهی مرتبط:
تغییر فاز مواد هم یکی از عوامل مؤثر بر انتروپی است. گذار از یک فاز به یک فاز دیگر میتواند با افزایش یا کاهش انتروپی همراه باشد. برای مثال فرایند ذوب نوعی تغییر فاز از جامد به مایع است. در فاز مایع، فضای مولکولی نسبت به جامد آزادتر است بنابرین در ذوب انتروپی افزایش پیدا میکند. در فرآیندی مانند چگالش که گاز به جامد تبدیل میشود، فضای مولکولی محدودتر شده و با کاهش انتروپی مواجه خواهیم بود.
انتروپی و پیکان زمان
زمان همواره در حال جریان است و فقط یک جهت رو به جلو دارد. به این ترتیب، هر آیندهای را به سمت گذشته میبرد. آرتور ادینگتون، ستاره شناس بریتانیایی، این رفتار زمان را پیکان زمان نامیده است؛ در واقع همین حرکت نامتقارن زمان است که دنیای ما را به سمت تکامل سوق میدهد؛ بهاین ترتیب، از آغاز آفرینش تا بیگبنگ و پایان جهان، روالی قابل توجیه است.
مقالهی مرتبط:
از قانون دوم ترمودینامیک برای توضیح بهتر این رفتار زمان استفاده میشود؛ انتروپی جهان، از آغاز بیگبنگ تا به امروز روند رو به افزایش داشته است. به همین دلیل، جهان به سمتی پیش میرود که بین توزیع جرم و انرژی، تعادل برقرار کند؛ از این رو، در طول این فرایند، ستارگانی متولد میشوند، کهکشانهایی شکل میگیرند و واکنشهای شیمیایی مختلفی به وقوع میپیوندند. در کنار اینها، مرگ و متلاشی شدن هم اتفاق میافتاد تا این تعادل حفظ شود.
اگر روال هستی به این شکل نبود، طبیعتا جهان به شکلی که اکنون میشناسیم، وجود نداشت. بدون پیکان زمان، از هیچ کهکشان و حیاتی خبری نبود. ضمن اینکه مرگ و نابودی هم وجود نداشت؛ زیرا دیگر جرم و انرژی در حال تبادل نبودند. از این رو، مفهوم انتروپی و کاربرد آن در قانون دوم ترمودینامیک، جالب توجه است؛ زیرا این مفهوم میتواند بین گذشته و آینده تمایز ایجاد کرده و جهت زمان را مشخص کند.
میدانیم، مقدار انرژی انباشته شده و پخش شده در جهان، محدود است و در نهایت این دو مقدار به یک تعادل خواهند رسید. در یک حالت تعادل کامل، تمام انرژی انباشته شده به انرژی آزاده شده تبدیل میشود و هیچ انرژی دیگری وجود ندارد؛ بنابراین در این شرایط، ستارهای تشکیل نمیشود، واکنشی روی نمیدهد و حیاتی شکل نمیگیرد. به این ترتیب آنچه باقی میماند، یک جهان سوت و کور خواهد بود! بنابراین، شاید بد نباشد توجه ویژهتری به انرژیهای زندگی خود کنیم.
رویداد سرفیس مایکروسافت هفته آینده آغاز میشود. در این رویداد بزرگ، نهتنها انتظار بهروزرسانی های سرفیس پرو و سرفیس لپتاپ را داریم، بلکه ممکن است برای اولینبار Centaurus را از نزدیک مشاهده کنیم؛ رایانه شخصی با دو صفحهنمایش که طبق شایعات، مایکروسافت مدتی است روی آن کار میکند.
مقالههای مرتبط:
پیش از این رویداد، مایکروسافت روز گذشته با انتشار یک تیزر نوید «نوآوری های هیجان انگیز جدید» را داده است. اما در این ویدئو هیچ تصویری مشاهده نمیشود؛ بلکه مایکروسافت تصمیم گرفته است تا صدای هر آنچه را که میخواهد رونمایی کند، به اشتراک بگذارد.
مایکروسافت در صفحه ی توئیتر خود نوشته است:
این صداهای نوآوریهای آینده است که ۲ اکتبر بهصورت زنده در توئیتر از ساعت ۱۰ صبح پخش میشود. به یاد داشته باشید، شما آن را برای اولینبار در اینجا شنیده اید.
These are the sounds of the upcoming innovations launching Oct.2 live on Twitter at 10am ET. Remember, you heard it here first. #MicrosoftEvent pic.twitter.com/NUt8cDHPwR
— Microsoft Surface (@surface) September 25, 2019
صدای تعدادی کلیک و ضربهزدن در این ویدئو وجود دارد؛ اما بهنظر میرسد که مایکروسافت در این میان صدای قلم را نیز گنجانده باشد. بنابراین گمان میرود Centaurus با وجود داشتن دو صفحهنمایش، تمرکز روی استایلوس نیز داشته باشد.
در هر صورت، انتظار داریم مایکروسافت سرفیس های فعلی را با پردازندههای جدید نسل دهمی اینتل بهروز کند. همچنین شایعاتی دربارهی سرفیس لپتاپ ۱۵ اینچی وجود دارد که ممکن است با استفاده از تراشههای AMD عرضه شود.
در سالهای اخیر صحبتهای زیادی مطرح شده است که سایز رینگهای خودرو تأثیر مستقیمی روی کیفیت سواری دارد. گفته میشود که رینگهای بزرگتر با وجود ظاهر زیباتری که ایجاد میکنند، تأثیر منفی روی راحتی خودرو دارند. سایز رینگها در خودروها همچنان افزایش پیدا میکند و بازار نیز همواره نسبت به رینگ و لاستیکهای بزرگتر علاقه نشان داده است. افزایش تمایل بازار به خودروهای شاسیبلند نیز در این مسئله دخیل بوده است؛ چراکه این خودروها دارای رینگ و لاستیکهای بزرگتری در مقایسه با خودروهای سدان یا هاچ بک هستند.
برای دانستن جواب این سؤال که سایز رینگ و لاستیک تا چه اندازه روی سواری خودرو تأثیر دارد، وبسایت اتوکار دو خودروی متفاوت را برای آزمایش انتخاب کردهاست. یکی از این خودروها هاچ بک کوچک یعنی مینی کوپر است و دیگری یک کراساور متوسط به نام دی اس ۷ کراس بک است. دی اس ۷ کراس بک دارای سایز رینگ و لاستیک بزرگی است که این روزها در بیشتر شاسی بلندها استفاده میشود. رینگهای ۲۰ اینچی این خودرو تایرهای دیواره کوتاه کنتیننتال با ابعاد 235/45 را روی خود جای دادهاند. در سمت مقابل سایز رینگ و لاستیک مینی این روزها طرفدار چندانی ندارد و بیشتر شبیه به خودروهای ده سال پیش است. مینی کوپر از رینگهای ۱۵ اینچی استفاده میکند که روی آنها تایرهای میشلن با ابعاد 175/65 سوار شدهاند.

مقایسهی مستقیم این دو خودرو کار چندان صحیحی نیست چون یکی از آنها یک هاچ بک اسپرت است و دیگری یک کراساور لوکس که سازنده روی راحتی آن تأکید دارد. اما نتیجهی مقایسهی دو خودرو کاملا متفاوت است؛ بهطوریکه بنا به ادعای اتوکار این مینی است که سواری نرمتر و راحتتری را در مقایسه با دی اس ۷ ارائه میدهد.
در تست رانندگی که با خودروها در مسیرهای درون شهری و خارج شهری انجام شده، مینی توانسته است ضمن ارائهی سواری مناسب و راحت، قابلیت کنترل خوبی را هم از خود نشان دهد. مینی در جذب ضربات ناشی از دست اندازهای مسیر خوب عمل میکند و در عین حال راننده اطلاعات دقیق از سطح جاده را نیز در این خودرو دریافت میکند. ممکن است برخی نقش رینگ و لاستیک مینی در جذب ضربات را زیر سؤال برده و این قابلیت را به سیستم تعلیق خودرو نسبت دهند؛ اما زمانیکه اتوکار رینگ و لاستیک بزرگتر روی مینی نصب کرده، شاهد کاهش شدید توانایی این خودرو در جذب ضربات جاده بوده است.

در سمت مقابل باید عملکرد دی اس ۷ کراس بک را به نوعی ناهماهنگ توصیف کرد. این خودرو در حرکت عادی یا رد شدن از روی سرعت گیرها نرمی خوبی از خود نشان میدهد ولی وقتی به دست اندازهای شدید (که در جادههای انگلستان کم نیستند) میرسد دیگر سیستم تعلیق نمیتواند ضربات را به خوبی جذب کند. دی اس ۷ کراس بک در مواجه با دست اندازهای اطراف شهر عملکرد خوبی از خود نشان نداده است و سیستم تعلیق در جذب ناهمواریها بسیار ضعیف عمل میکرده است و بهگفتهی اتوکار، ضربات وارده به شاسی این خودرو بهخوبی حس میشدند. وضعیت در این کراساور به گونهای است که حتی افتادن در دست انداز سر پیچها، میتواند کنترل خودرو را نیز با مشکل مواجه کند. زمانیکه اتوکار رینگهای دی اس ۷ را با انواع ۱۹ اینچی تعویض کرده، وضعیت تا حدودی بهتر شده است.

اما دلیل چنین نتایجی در چیست؟ دیوید پوک مدیر سابق بخش دینامیک خودرو در گروه جگوار لندروور که حالا شرکت شخصی خود به نام VEDynamics را در این حوزه تأسیس کرده است در این مورد میگوید:
اصلیترین دلیل چنین نتایجی را باید در وزن غیر تعلیق شدهی خودرو عنوان کرد؛ یعنی وزن بخشهایی که قبل از سیستم تعلیق هستند که همان رینگ و لاستیک میشود. برای مثال یک رینگ ۲۲ اینچی که لاستیک هم روی آن سوار شده باشد میتواند تا ۴۰ کیلوگرم وزن داشته باشد. این یعنی در هنگام افتادن در دست اندازها، گویی جسمی ۴۰ کیلوگرمی به خودرو برخورد میکند. به این ترتیب میتوانید میزان ضربه و انرژی که به خودرو وارد میشود را بهتر تصور کنید. خودرو نیز در مواجه با چنین ضرباتی باید سعی در کنترل و جذب آنها کند.

گفتههای پوک سبب شد تا تیم آزمایش کننده تصمیم به محاسبهی وزن غیر تعلیق شده در خودروهای مورد آزمایش بگیرند. برای این کار از یک ترازوی خانگی ساده استفاده شد. وزن رینگ و لاستیک در مینی ۱۴ کیلوگرم بود ولی رینگ و لاستیک دی اس ۷ کراس بک ۲۶ کیلوگرم وزن داشت که تقریبا دو برابر مینی است. از سویی دیگر وزن دی اس نیز ۲۳۵ کیلوگرم بیشتر از مینی است. این وزنهای بیشتر کار سیستم تعلیق را در جذب ضربات بسیار سخت میکنند.
البته دیوید پوک تنها سایز رینگ را در این مسئله مؤثر نمیداند. بهگفتهی وی عوامل مختلفی در کیفیت سواری خودرو دخیل هستند و اینطور نیست که فقط یک عامل مثل رینگ تأثیر گذار باشد. خود تایر نیز عاملی بسیار مهم است و نقشی مانند جاذب و فنر را درون خود دارد. کیفیت سواری به نوع تایر و اینکه فشار وارده از بیرون و فشار باد داخل تایر چقدر باشد نیز خیلی بستگی دارد. به این ترتیب همیشه تایر بزرگ با دیوارهی کوتاه بهمعنای سواری بد نیست.

خودروهایی که از ابتدا برای استفاده از رینگهای بزرگ طراحی میشوند باید سیستم تعلیق پیچیدهتری هم داشته باشند تا بتوانند وزن بیشتر و فشارهای واردهی بیشتر را تحمل کنند. سیستم تعلیق نیز میتواند در بهبود کیفیت سواری نقش خود را بازی کند. جدای از کیفیت سواری، رینگهای بزرگتر و سنگینتر بهمعنای مصرف سوخت و آلایندگی بیشتر نیز هستند. همچنین هزینهی تعویض تایرهای بزرگتر نیز به طرز قابل توجهی بیشتر است. در یک وبسایت قیمت تایر میتوان مشاهده کرد که تایرهای دی اس بیش از ۲۰۰ پوند قیمت دارند ولی تایرهای مینی کوپر با سایز ۱۸ اینچی ۱۲۸ پوند قیمت دارند. قیمت تایرهای مینی از ۶۸ پوند شروع میشود.
مقالههای مرتبط:
در نهایت نیز باید به ترک خوردن بیشتر در رینگهای بزرگتر اشاره کرد که بهخصوص در شاسی بلندها بسیار متداول است. در انتها این سؤال ایجاد میشود که آیا رینگ و تایر بزرگتر ارزشش را دارد؟ در جواب باید گفت برای برخی که به ظاهر مدرن خودروی خود اهمیت میدهند بله. همچنین تایرهای دیواره کوتاه پایداری بهتری را سر پیجها برای خودرو به ارمغان میآورند. اما کسانی که اولویتهای متفاوتی دارند میتوانند به سراغ رینگ و تایرهای کوچک بروند.

البته برخی خودروسازان توانستهاند در عین استفاده از رینگ و لاستیکهای بزرگ همچنان کیفیت سواری خودروهای خود را در سطح خوبی حفظ کنند. از بین این خودروها میتوان به فولکس واگن گلف، پورشه ماکان و جگوار F تایپ اشاره کرد. اما چیزی که در بین همهی این خودروها مشترک است سیستم تعلیقهایی بسیار پیچیده و کارآمد است که هم راحتی خوب و هم عملکردی خوب را از خود نشان میدهد. پورشه در آستانهی معرفی نسخهی توربو از ماکان فعلی است. نسخههای پیش از فیسلیفت ماکان بهصورت آپشن به سیستم تعلیق پیشرفتهی بادی مجهز بودند اما این سیستم بهصورت استاندارد در این خودرو موجود نبود. سواری نسخههای فاقد سیستم تعلیق بادی خیلی تعریفی نداشت ولی در نسخههای مجهز به این سیستم سواری و دینامیک رانندگی بالایی مشاهده میشود. در مورد فولکس واگن گلف باید عملکرد تعلیق آن را فوقالعاده توصیف کرد بهخصوص اگر نسخههای مجهز به کمک فنر فعال را خریده باشید.
سرانجام پس از انتشار اخبار فاششدهی مختلف در مورد گوشی هوشمند گلکسی A70s سامسونگ، کرهایها دستگاه جدید خود را بهصورت رسمی در هند رونمایی کردند.
گلکسی A70s نسبت به دستگاه نسل پیشین خود یعنی گلکسی A70 پیشرفتهای جزئی داشته است. گوشی هوشمند جدید از دوربین جدید ۶۴ مگاپیکسلی با حسگر Bright GW1 سامسونگ، طراحی منشوری و رنگهای گرادیانی در پنل پشتی و باتری ۴۵۰۰ میلیآمپرساعتی بهره میبرد.

مقالههای مرتبط:
گلکسی A70s مجهز به نمایشگر ۶.۷ اینچی FHD+ Super AMOLED بههمراه بریدگی قطرهای شکل بالای نمایشگر برای قرار گرفتن دوربین سلفی ۳۲ مگاپیکسلی همانند گلکسی A70 است. حسگر اثرانگشت دستگاه جدید نیز همچون گوشی هوشمند قبلی، زیر نمایشگر قرار دارد. پنل پشتی دستگاه طراحی سهبعدی منشوری با ترکیبی از رنگهای مختلف گرادیانی و روکش گلس، مجهز به دوربین سهگانه شامل دوربین اصلی ۶۴ مگاپیکسلی با دیافراگم F/1.8، دوربین ثانویهی ۸ مگاپیکسلی فوق عریض با دیافراگم F/2.2 و حسگر تشخیص عمق ۵ مگاپیکسلی است. دوربین دستگاه قابلیت تصویربرداری ویدئویی با کیفیت 4K و نرخ ۳۰ فریم در ثانیه را دارد.

گوشی هوشمند جدید، مجهز به پردازندهی اسنپدراگون ۶۷۵ کوالکام و ظرفیت حافظهی رم ۶ یا ۸ گیگابایتی در کنار حافظهی داخلی ۱۲۸ گیگابایتی قابل افزایش است. گلکسی A70s با باتری با ظرفیت ۴۵۰۰ میلیآمپرساعتی و فناوری شارژ سریع ۲۵ واتی به بازار عرضه میشود. همچنین دستگاه جدید کرهایها با اندروید ۹ پای و رابط کاربری معمولی OneUI معرفی شده است.

| مقایسه | گلکسی A70s سامسونگ | گلکسی A70 سامسونگ | |||
|---|---|---|---|---|---|
| عرضه | |||||
| معرفی | 2019، سپتامبر | 2019، مارس | |||
| وضعیت | عرضه در آینده نزدیک (سپتامبر 2019) | موجود. عرضه شده در آوریل 2019 | |||
| نمایشگر | |||||
| نوع | Super AMOLED لمسی خازنی، 16 میلیون رنگ | Super AMOLED لمسی خازنی، 16 میلیون رنگ | |||
| سایز | 6.7 اینچ | 6.7 اینچ (~86% نسبت نمایشگر به بدنه) | |||
| رزولوشن | 1080 در 2400 پیکسل، 20:9 (~393 پیکسل در اینچ تراکم پیکسلی) | 2400 در 1080 پیکسل، 19.5:9 (~393 پیکسل در اینچ تراکم پیکسلی) | |||
| محافظ | کورنینگ گوریلا گلس (نسخه نامشخص) | ||||
| بدنه | |||||
| ابعاد | - | 164.2 در 76.7 در 7.9 میلیمتر | |||
| وزن | - | 183 گرم | |||
| سیمکارت | تک سیمکارته (نانو-سیم) یا دو سیمکارته (نانو-سیم، همزمان یکی فعال (dual stand-by)) | تک سیمکارته (نانو-سیم) یا دو سیمکارته (نانو-سیم، همزمان یکی فعال) | |||
| پلتفرم | |||||
| سیستمعامل | - اندروید 9.0 (پای) - وان UI | - اندروید 9.0 (پای) - وان UI | |||
| تراشه | Qualcomm SDM675 Snapdragon 675 (یازده نانومتری) | Qualcomm SDM675 Snapdragon 675 (یازده نانومتری) | |||
| پردازنده مرکزی | 8 هستهای (دو هستهی 2.0 گیگاهرتز Kryo 460 طلایی و شش هستهی 1.7 گیگاهرتز Kryo 460 نقرهای) | 8 هستهای (دو هستهی 2.0 گیگاهرتز Kryo 460 طلایی و شش هستهی 1.7 گیگاهرتز Kryo 460 نقرهای) | |||
| پردازنده گرافیکی | Adreno 612 | Adreno 612 | |||
| حافظه | |||||
| درگاه حافظه | میکرو اسدی، تا 1 ترابایت (درگاه اختصاصی) | میکرو اسدی، تا 512 گیگابایت (درگاه اختصاصی) | |||
| حافظه داخلی | 128 گیگابایت 6 گیگابایت رم، 128 گیگابایت 8 گیگابایت رم | 64/128 گیگابایت، 6/8 گیگابایت رم | |||
| دوربین | |||||
| اصلی | 64 مگاپیکسل (0.8 میکرومتر سایز پیکسل، 1/1.7 اینچ سایز سنسور، لنز واید، f/1.8، فوکوس خودکار با تشخیص فاز) 8 مگاپیکسل (لنز 12 میلیمتری فوقعریض، f/2.2) 5 مگاپیکسل (f/2.2، سنسور تشخیص عمق تصویر) | سهگانه: 32 مگاپیکسل (فوکوس خودکار با تشخیص فاز، f/1.7) 8 مگاپیکسل (لنز فوقعریض 12 میلیمتری، f/2.2) 5 مگاپیکسل (f/2.2، سنسور تشخیص عمق تصویر) | |||
| قابلیتها | فلش LED، پانوراما، HDR | فلش LED، پانوراما، HDR | |||
| ویدیو | 2160p@30fps، 1080p@30/240fps | 2160p@30fps، 1080p@30/240fps | |||
| سلفی | 32 مگاپیکسل (0.8 میکرومتر سایز پیکسل، f/2.0) | 32 مگاپیکسل (f/2.0) | |||
| صدا | |||||
| جک ۳.۵ میلیمتری | بله | بله | |||
| لغو کنندهی نویز صدا از طریق میکروفون اختصاصی | لغو کنندهی نویز صدا از طریق میکروفون اختصاصی | ||||
| باتری | |||||
| باتری | باتری غیر قابل تعویض لیتیوم پلیمری با ظرفیت 4500 میلی آمپر ساعت | باتری غیر قابل تعویض لیتیوم پلیمری با ظرفیت 4500 میلی آمپر ساعت | |||
| شارژر | شارژ سریع باتری 25 وات | شارژ سریع 25 واتی | |||
| قابلیتها | |||||
| حسگرها | حسگر اثرانگشت (زیر نمایشگر، اپتیکال)، شتابسنج، ژیروسکوپ، سنسور مجاورت، قطبنما | حسگر اثرانگشت (زیر نمایشگر)، شتابسنج، ژیروسکوپ، سنسور مجاورت، قطبنما | |||
| ANT+ | ANT+ | ||||
| شبکه | |||||
| فناوری | GSM / HSPA / LTE | GSM / HSPA / LTE | |||
| اتصالات | |||||
| شبکه بیسیم | Wi-Fi 802.11 a/b/g/n/ac، دو بانده، Wi-Fi Direct، هاتاسپات | Wi-Fi 802.11 a/b/g/n/ac، دو بانده، WiFi Direct، هاتاسپات | |||
| بلوتوث | 5.0، A2DP، LE | 5.0، A2DP، LE | |||
| GPS | بله، با A-GPS، GLONASS، GALILEO، BDS | بله، با A-GPS، GLONASS، GALILEO، BDS | |||
| NFC | بله (وابسته به بازار عرضه) | بله (وابسته به بازار عرضه) | |||
| رادیو | رادیو افام | رادیو افام | |||
| USB | 2.0، Type-C 1.0 کانکتور ریورسبل | 2.0، Type-C 1.0 کانکتور ریورسبل | |||
| متفرقه | |||||
| رنگها | قرمز، سفید، مشکی | آبی، مشکی، سفید | |||
| محدوده قیمت | حدود 380 یورو | حدود 330 یورو | |||
گلکسی A70s با ظرفیت حافظهی رم ۶ گیگابایتی و حافظهی داخلی ۱۲۸ گیگابایتی با قیمت ۴۱۰ دلار و نسخهی با ظرفیت حافظهی رم ۸ گیگابایتی و حافظهی داخلی ۱۲۸ گیگابایتی با قیمت ۴۴۰ دلار از فردا و ازطریق فروشگاههای آنلاین سامسونگ و خردهفروشیها بهفروش خواهد رسید. هنوز صحبتی در مورد عرضهی گوشی هوشمند در بازارهای بینالمللی نشده است.
بنا بهگفتهی منابع وبسایت حوزهی فناوری، Digi Times در صنعت تولید تراشه، شرکت صنایع نیمههادی تایوان (TSMC) تولید انبوه تراشههای خود با لیتوگرافیِ ۵ نانومتری را از ماه مارس سال ۲۰۲۰ میلادی آغاز میکند. زمانیکه شرکتها از از PDK یا همان کیت طراحیِ فرایندی ۵ نانومتری استفاده کنند، میتوانند طراحیِهایشان را بهسادگی در محصولات آینده مورد استفاده قرار دهند.
دو سال پس از آنکه تراشههای با لیتوگرافیِ ۷ نانومتری به تولید انبوه رسیدند، تراشههای ۵ نانومتری، تلاشی برای ادامهی مسیر تولید تراشه در راستای قانون مور و اثبات آن هستند. قانون مور، قاعدهای سرانگشتی است که بیان میکند تعداد ترانزیستورهای روی یک تراشه با مساحت ثابت، هر دو سال بهطور تقریبی دو برابر میشوند. مدیر بخش بازاریابی TSMC اخیرا در پستی که در وبلاگ خود منتشر کرده بود، اعلام کرد قانون مور هنوز نمرده و به قوت خود باقی است.

ترانزیستورهای FinFET موجود در تراشههای ۵ نانومتری تولید شده با لیتوگرافیِ Extreme Ultra-Violet یا بهاختصار EUV بهمعنای اشعهی ماوراء بنفش حد بالا، در مقایسه با تراشههای ۷ نانومتری، احتمالا بهبودهای عملکردیِ بسیاری در زمینهی سرعت، قدرت و تراکم خواهند داشت. پیشبینی میشود در حالی که تراکم بیش از ۸۰% بهبود مییابد، سرعت عملکرد تا حدود ۱۵% افزایش یابد که پیشرفت چشمگیر و قابل توجهی در توسعهی تراشهها محسوب میشود. همچنین این تراشهها با کاهش توان مصرفی همراه هستند که باعث کاهش مصرف برق تا حدود ۳۰% میشود. این در حالی است که تراشههای جدید علاوه بر سرعت بیشتر، از تراکم بیشتری نیز بهره میبرند که امکان الحاق گرههای بیشتر به تراشه را میدهد.
با رشد سریع کامپیوترهای کوانتومی، IBM امیدوار است بتواند اکوسیستمی برای پردازش کوانتومی در زمینههای تحقیقی و تجاری بسازد.
IBM بهتازگی یک کامپیوتر کوانتومی با ۵۳ کیوبیت به بازار عرضه کرده است و درکنار آن از مرکز جدید خود در نیویورک پرده برداشته است. این مرکز شامل ۱۴ کامپیوتر کوانتومی است.
با رشد سریع کامپیوترهای کوانتومی، IBM امیدوار است بتواند اکوسیستمی برای پردازش کوانتومی در زمینههای تحقیقی و تجاری بسازد. مرکز محاسبات کوانتومی IBM شامل پنج سیستم ۲۰ کیوبیتی با حجم کوانتومی ۱۶ و درکنار آن سیستم ۵۳ کیوبیتی جدید است. حجم کوانتومی (Quantum Volume) به قدرت پردازش یک کامپیوتر کوانتومی اشاره دارد.
مقالههای مرتبط:
IBM گفته است که سیستم ۵۳ کیوبیتی جدید در اواسط اکتبر در دسترس خواهد بود و این سیستم شامل چندین ارتقاء مختلف خواهد بود که میتوان بهعنوان مثال طراحی پردازنده را نام برد که باعث کاهش نشت سیگنال خواهد شد و به کاربران اجازه میدهد بتوانند متوجه سازوکار الگوریتمها در مقایسهای مختلف در سیستمهای کیوبیت بزرگتر شوند.
در حال حاضر محاسبات کوانتومی بیشتر بهعنوان یک موضوع تحقیقاتی در جهان مطرح شده است؛ ولی IBM گفته است که بیشتر از ۱۴ میلیون آزمیش مختلف از سال ۲۰۱۶ تا به امروز توسط سرویس ابری کوانتومی این شرکت انجام شده است. IBM همچنین بیش از ۱۵۰ هزار کاربر را در سرویس جامعه محاسباتی کوانتومی خود ثبتنام کرده است.
مرکز محاسباتی کوانتومی بیگ بلو (Big Blue) برای مقاصد تجاری و عملیاتهای قابل اعتماد طراحی شده است که ۹۵ درصد از مواقع در دسترس قرار دارد. سیستمهای کوانتومی چالشهایی مانند خنک نگهداشتن و نگهداری دارند. در نمایشگاه CES 2019، شرکت آمریکایی IBM محصول جدید خود به نام کیو سیستم وان (Q System One) را بهنمایش گذاشت. بیشتر کامپیوترهای کوانتومی به احتمال زیاد برای خدمات ابری مورد استفاده قرار خواهد گرفت. شرکت IBM قصد دارد که شراکت خود را با مؤسسات آموزشی و آکادمیک افزایش دهد.
با افزایش محبوبیت محاسبات کوانتومی، IBM بدنبال هدفی بهنام برتری کوانتومی است. برتری کوانتومی به این معنا است که سیستمهای کوانتومی بتوانند مشکلات دنیای واقعی را حل کنند. این درحالی است که چند روز پیش اخباری مبنی بر اینکه گوگل احتمالا به برتری کوانتومی دست یافته است، منتشر شد. IBM تا به امروز بیش از ۸۰ سازمان تجاری، مؤسسه آکادمیک و آزمایشگاههای تحقیقاتی قرار داد همکاری امضا کرده است.
وانپلاس تیوی (OnePlus TV) و شیائومی می TV پرو (Xiaomi Mi TV Pro) دو تلویزیون جدیدی هستند که زمان زیادی از معرفی رسمی آنها نمیگذرد. دو شرکت چینی وانپلاس و شیائومی جاهطلبیهای خودشان را در حوزهی تلویزیونهای هوشمند در قالب دو محصول یادشده بهنمایش گذاشتهاند و در پی رقابت با رقبایشان در بازار هستند.
هر دوی این تلویزیونها از سیستمعامل اندروید تیوی (Android TV) بهره میگیرند و این یعنی از قابلیتهایی نظیر کرومکست و دستیار صوتی گوگل (گوگل اسیستنت) برخوردار هستند. شواهد اولیه حاکی از آن است که وانپلاس و شیائومی قصد دارند تلویزیونهای هوشمند خود را با قیمتی پایینتر از تلویزیونهای شرکتهای دیگر نظیر سامسونگ روانهی بازار کنند تا آنها را به چالش بکشند.
تاریخ عرضه
مقالهی مرتبط:
شیائومی از سال ۲۰۱۳ تاکنون، در کشور چین به تولید و عرضهی تلویزیون هوشمند میپردازد و در برنامهریزی جدیدش قصد دارد محصولاتش را وارد بازارهای جهانی کند؛ در واقع این شرکت چینی قصد دارد برای تلویزیونهای هوشمندش نیز رویکردی مشابه گوشیهایش در پیش بگیرد. هماکنون امکان خرید مدلهای ۴۳ اینچ و ۵۵ اینچ تلویزیون شیائومی می تیوی ۴ (Xiaomi Mi TV 4) از طریق شعبهی فروشگاه آمازون در کشور آلمان، وجود دارد. در ضمن مدل جدید این سری از تلویزیونهای شیائومی، در تاریخ ۲۴ سپتامبر ۲۰۱۹ (۲ مهر ۱۳۹۸) بهصورت رسمی رونمایی شد.
تلویزیون هوشمند جدید شیائومی که با نام کامل شیائومی می فول اسکرین تیوی پرو (Xiaomi Mi Full Screen TV Pro) از آن یاد میشود، در مدلهای ۴۳، ۵۵ و ۶۵ اینچ معرفی شده است و هماکنون کاربران چینی میتوانند آن را تهیه کنند. در حال حاضر مشخص نیست که تلویزیون موردبحث در چه تاریخی قرار است راهی بازارهای جهانی بهخصوص بازار آمریکا شود.

برای ساکنان آمریکا، تلویزیون وانپلاس محصول دراماتیکتر و موردانتظارتری بهشمار میآید. این تلویزیون جدید در تاریخ ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۹ (۴ مهر ۱۳۹۸) طی برگزاری رویدادی ویژه در کشور هند بههمراه گوشی وانپلاس 7T معرفی شد. گرچه وانپلاس شرکتی چینی بهشمار میآید، اما مدتها است که محصولاتش را در خارج از این کشور نیز بهفروش میرساند.
طبق اعلام رسمی، فروش وانپلاس TV قرار است از ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۹ (۶ مهر ۱۳۹۸) بهصورت انحصاری در کشور هند آغاز شود. در ضمن وانپلاس اعلام کرده است که مدتی بعد در تاریخ ۱۰ اکتبر ۲۰۱۹ (۱۸ مهر ۱۳۹۸) تلویزیون خودش را بههمراه گوشی پرچمدار جدیدش در کشور بریتانیا عرضه میکند.
قیمت
دو تلویزیون جدید شیائومی و وانپلاس دارای قیمت متفاوتی هستند و از همینرو کاربران مختلفی را هدف قرار دادهاند. در واقع تلویزیونهای جدید شیائومی مقرونبهصرفهتر از وانپلاس TV بهشمار میآیند. مدل ۴۳ اینچ شیائومی می فول اسکرین TV پرو دارای قیمت ۱٬۴۹۹ یوآن (معادل ۱۷۰ پوند) است؛ مدل ۵۵ اینچ این تلویزیون ۲٬۳۹۹ یوآن (معادل ۲۷۲ پوند) قیمت دارد و نهایتا مدل ۶۵ اینچ با قیمت ۳٬۳۹۹ یوآن (معادل ۳۸۵ پوند) روانهی بازار میشود.
شیائومی تلویزیونهای سری می تیوی 4S را با قیمتی بالاتر از آنچه انتظار داشتیم در بازار اروپا عرضه کرد؛ با درنظرگرفتن این حقیقت، انتظار داریم که تلویزیون جدید این شرکت نیز با قیمتی اندکی بیشتر از آنچه که به واحد پوند ذکر کردهایم، روانهی بازار اروپا شود. در هر صورت قیمت عرضهی این تلویزیونها در بازار اروپا، چندان زیاد نخواهد بود. در حال حاضر امکان خرید مدل ۴۳ اینچ Mi TV 4S با قیمت ۳۳۹ پوند وجود دارد. در ضمن کاربران میتوانند با پرداخت هزینهی ۴۴۹ پوند، مدل ۵۵ اینچ این تلویزیون را تهیه کنند.
از طرفی تلویزیون هوشمند وانپلاس یعنی OnePlus TV Q1 را داریم؛ محصولی که طبق اعلام رسمی این شرکت، قیمتی بالاتر دارد. وانپلاس در حال حاضر فقط قیمت عرضهی این تلویزیون را برای بازار هند مشخص کرده است. بر این اساس تلویزیون موردبحث قرار است با قیمت پایهی ۶۹٬۹۰۰ روپیه (معادل تقریبا ۸۰۰ پوند) روانهی بازار هند شود. مدل قدرتمندتر این تلویزیون که با نام Q1 Pro شناخته میشود، ۹۹٬۹۰۰ روپیه (معادل تقریبا ۱٬۱۴۰ پوند) قیمت دارد. البته تجربهی عرضهی گوشی وانپلاس ۷ در بازارهای هند و بریتانیا نشان داده است که قیمت نهایی عرضهی وانپلاس TV در بازار اروپا، بیشتر از ارقام یادشده خواهد بود. در واقع پیشبینی میکنیم وانپلاس مدلهای پایه و پرو تلویزیون هوشمندش را بهترتیب با قیمت ۱٬۱۶۵ و ۱٬۶۶۵ پوند روانهی بازار بریتانیا کند.

مشخصات فنی
با نگاهی سریع به مشخصات فنی وانپلاس TV بهخوبی میتوانیم متوجه شویم که چرا چنین اختلاف قیمت زیادی در بین تلویزیون موردبحث با تلویزیون جدید شیائومی وجود دارد. تلویزیونهای شیائومی بهطور معمول از پنلهای LCD با نور LED استفاده میکنند، با این حال این شرکت چینی مدعی است که در تلویزیونهای جدیدش از برخی از بهترین پنلهای ساختهشده توسط سامسونگ و الجی استفاده کرده است.
از طرفی، مدلهای مختلف تلویزیون وانپلاس از پنل پیشرفتهتر QLED استفاده میکنند که پیشتر شاهد بهرهگیری از آنها در تلویزیونهای بالاردهی سامسونگ بودهایم. پنلهای QLED بهدلیل رقابت مستقیم با پنلهای بهشدت محبوب OLED الجی طراحی و تولید شدهاند. این اتفاق زمانی رخ داد که تلویزیونهای سری OLED TV سامسونگ که تقریبا یک دهه از عرضهی آنها میگذرد، عملکردی ناامیدکننده داشتند.
با این اوصاف، تلویزیون وانپلاس تیوی Q1 قطعا خواهد توانست محتوای بصری را با روشنایی بسیار بیشتر بهنمایش بگذارد؛ در ضمن در این محصول، بخشهای تاریک تصاویر، به شکل عمیقتری بهتصویر کشیده خواهند شد. این تلویزیون همچنین توانایی بیشتری در زمینهی نمایش غنی رنگها خواهد داشت و کنتراست بهتری را نیز نسبت به تلویزیون شیائومی بهنمایش خواهد گذاشت. بهعبارتی وانپلاس بیشتر چشمش را به بازار بالاردهها دوخته است و شیائومی قصد دارد بیشتر روی آن قسمت از بازار که در آن تلویزیونهایی با قیمت پایینتر عرضه میشوند، فعالیت کند.

رویکرد این دو شرکت برای عرضهی تلویزیونها، ما را تا حد زیادی یاد استراتژی آنها برای عرضهی گوشیهای هوشمندشان میاندازد. گرچه شیائومی امروزه گوشیهای ردهبالای متنوعی را تولید و عرضه میکند، اما همچنان به بازار گوشیهای میانرده و اقتصادی علاقهی زیادی دارد و محصولات باکیفیت متعددی را برای این بازار عرضه میکند. این درحالی است که وانپلاس گوشیهای میانرده تولید نمیکند و بیشتر قصد دارد گوشیهایی بالارده با قیمتی پایینتر نسبت به رقبا را عرضه کند. عدهی زیادی از کاربران، به گوشیهای عرضهشده توسط وانپلاس، لقب «قاتل پرچمداران شرکتهای دیگر» را دادهاند؛ زیرا مدعی هستند که این گوشیها ضمن بهرهمندی از مشخصات فنی در حد پرچمداران دیگر، قیمت پایینتری نسبت به آنها دارند.
دقیقا بهخاطر دلایل بالا است که حدس میزنیم وانپلاس TV محصولی جذابتر برای کاربران آمریکایی باشد؛ چرا که تلویزیونی بالاردهتر محسوب میشود که احتمالا در مقایسه با پرچمداران سامسونگ و شرکتهای دیگر، قیمت پایینتری خواهد داشت.
تلویزیونهای جدید وانپلاس و شیائومی از پنلی با وضوح 4K بهره میگیرند؛ گرچه ممکن است شنیده باشید که تلویزیونهای جدید شیائومی از 8K پشتیبانی میکنند، اما بهتر است بدانید که تلویزیون سری می TV پرو میتواند سیگنال 8K را دریافت و سپس آن را به 4K تبدیل کند.
فراموش نکنید که شیائومی محصولات متنوعتری را نسبت به وانپلاس در بازار تلویزیونها عرضه میکند. تلویزیون جدید می TV پرو در سه مدل با اندازهی ۴۳، ۵۵ و ۶۵ اینچ روانهی بازار میشود. این در حالی است که وانپلاس قصد دارد تلویزیون جدیدش را در دو مدل با نمایشگر ۵۵ اینچ عرضه کند. گرچه غالب کاربران بهخصوص اهالی آمریکای شمالی ممکن است اندازهی ۶۵ اینچی تلویزیون شیائومی را ترجیح دهند، اما هنوز هم شمار زیادی از مردم پیدا میشوند که به تلویزیونهای کوچکتری در حد ۵۵ اینچ علاقه داشته باشند. البته حتی تلویزیون ۵۵ اینچ نیز یک تلویزیون بزرگ بهشمار میآید و شاید استفاده از لفظ «کوچک» برای آن درست نباشد.
حتی در این بخش هم شاهد این هستیم که شیائومی و وانپلاس، استراتژی خودشان برای گوشیهای هوشمند را در بازار تلویزیونها پیادهسازی کردهاند. شیائومی با عرضهی گوشیهای متعدد با اندازههای متفاوت، قصد دارد سلایق مختلف را پوشش دهد؛ اما وانپلاس بهطور معمول گوشیهایی در یک یا دو اندازه عرضه میکند. همانطور که میشد انتظار داشت، هر دو تلویزیون جدید شیائومی و وانپلاس، در اطراف نمایشگرشان حاشیهی بسیار کمی دارند. دقیقا به همین دلیل است که شیائومی از تلویزیون جدیدش بهعنوان یک تلویزیون «تمام صفحه» یاد میکند. البته بهطور کلی تفاوت زیادی در بین حاشیهی اطراف نمایشگر تلویزیونهای وانپلاس و شیائومی دیده نمیشود.
وانپلاس تیوی Q1 و وانپلاس تیوی Q1 پرو یک فرق مهم دارند و آن، بهرهمندی مدل پرو از یک ساندبار ویژه است. ساندبار وانپلاس TV پرو، چیزی نیست که بهطور معمول در تلویزیونی که زیر ۲٬۰۰۰ دلار قیمت دارد، شاهدش باشیم. براساس اطلاعات رسمی، ساندبار تلویزیون وانپلاس از طریق یک مکانیسم کشویی خاص از درون محفظهاش بیرون میآید؛ ظاهرا روند بیرون آمدن ساندبار هفت ثانیه طول میکشد، نه بیش از حد سریع و نه بیش از حد کند که آزاردهنده باشد.
ساندبار بهکار رفته در تلویزیون وانپلاس میتواند تجربهی استفاده از آن را لذتبخشتر از قبل کند. در واقع چنین ساندباری را بهطور معمول تنها در محصولات بسیار گرانقیمت میبینیم. در ضمن با توجه به اختلاف قیمت احتمالی ۵۰۰ پوند در بین مدلهای معمولی و پرو تلویزیون وانپلاس، انتظار داریم ساندبار موردبحث حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشد. البته اگر پیشتر خودتان ساندبار خریداری کردهاید، میتوانید مدل معمولی وانپلاس TV را تهیه کنید. افزون بر موارد یادشده، هر دو مدل از تلویزیون وانپلاس از استانداردهای صوتی و بصری مختلفی نظیر HDR و دالبی پشتیبانی میکنند.
براساس اطلاعات منتشرشده از سوی وانپلاس، تلویزیون هوشمند این شرکت از استانداردهای دالبی ویژن و +HDR10 بهصورت کامل پشتیبانی میکند تا تجربهی بصری لذتبخشی به کاربر منتقل شود. تلویزیونهای جدید شیائومی مجهز به استاندارد دالبی دیجیتال هستند.

دو تلویزیون جدید این دو شرکت چینی، از سیستمعامل اندروید TV بهرهمند هستند و از رابط کاربری سفارشیسازیشده استفاده میکنند. شیائومی از رابط کاربری تلویزیونهایش با نام Mi Patchwall یاد میکند. در ضمن رابط کاربری تلویزیون وانپلاس، Oxygen Play نام دارد. برای اظهارنظر درمورد این رابطهای کاربری، بهتر است تا زمان عرضهی رسمی تلویزیونهای موردبحث و بررسی دقیق آنها منتظر بمانیم.
هر دوی این تلویزیونها دارای ریموت کنترل اختصاصی با یک میکروفون مجزا هستند تا کاربر بتواند از طریق آن، دستورهای موردنظرش را به گوش گوگل اسیستنت برساند. وانپلاس قصد دارد یک ابزار خاص به نام Farfield را نیز برای تلویزیونش بهفروش برساند؛ Farfield درحقیقت یک میکروفون مخصوص است که در پشت پنل جای میگیرد و میتواند به دستورهای صوتی شما گوش فرا دهد.
سخن پایانی
با نگاهی کلی به تلویزیونهای وانپلاس و شیائومی متوجه میشویم که وانپلاس TV برای بسیاری از علاقهمندان به دنیای تلویزیونها، محصول جذابتر و موردانتظارتری بهشمار میآید. این تلویزیونها از پنل جدید QLED سامسونگ با فناوری کوانتوم دات (Quantum Dot) بهرهمند هستند و احتمال عرضهی قریبالوقوع آنها در بریتانیا بیشتر است.
تلویزیون جدید وانپلاس محصولی است که میتواند محتوای بصری را با کیفیت بسیار خوبی بهنمایش بگذارد و این درحالی است که در مقایسه با رقبای همرده، قیمت پایینتری دارد. در ضمن مدل پرو از تلویزیون وانپلاس از ساندباری ویژه بهره میگیرد تا تجربهی صوتی غنی و جذابی را به کاربر ارائه دهد. از طرفی گرچه تلویزیونهای جدید شیائومی محصولاتی بالارده محسوب نمیشوند، اما هنوز هم ویژگیهای جذابی را با قیمتی معقول ارائه میدهند.
سیستمعامل ویندوز ۱۰ به همراه Windows Defender Antivirus ارائه میشود که یک آنتیویروس قدرتمند است و شما را دربرابر انواع تهدیدات، مانند ویروسها، هکرها، جاسوسافزار، باجافزار و... محافظت میکند.
این ویژگی که بهصورت پیشفرض در ویندوز وجود دارد، برای بیشتر کاربران مناسب است و نیازهای آنها را برطرف میکند؛ ولی در شرایط خاص ممکن است لازم باشد این ویژگی را غیرفعال کنید. بهطور مثال شاید بخواهید دستگاه خود را به شبکه متصل کنید، اما به شما اجازه داده نمیشود. یا هنگام انجام کاری بخصوص، این ویژگی ویندوز، کارتان را مختل کند.
برای رفع این مشکلات و گاه مشکلات دیگر لازم است برنامهی Windows Defender را غیرفعال کنیم. مایکروسافت برنامهی Windows Defender را کاملا درون ویندوز تعبیه کرده و هماهنگ با آن ساخته است؛ طوریکه ویندوز و ویندوز دیفندر کاملا وابسته به یکدیگر هستند. پس متاسفانه گزینهای برای حذف آن نداریم. بااینحال با کمی گشتن در تنظیمات و ازطریق Group Policy و Registry یا تنظیمات Windows Security این ویژگی را میتوان تا حدودی متوقف کرد.
مقالههای مرتبط:
در این آموزش ویندوز ۱۰ قصد داریم شما را برای متوقف کردن دائم و موقت برنامه Windows Defender Antivirus راهنمایی کنیم.
غیرفعال کردن بهصورت موقت
اگر قرار است فقط یکبار وظیفهی خاصی را با کامپیوتر خود انجام دهید و آنتی ویروس ویندوز مانع آن است، لازم نیست Windows Defender دائم غیرفعال شود و میتوانید بهطور موقت اینکار را انجام دهید.
برای غیرفعال کردن موقت این خصوصیت امنیتی ویندوز روی دستگاهتان میتوانید از این راه اقدام کنید:
۱. منوی استارت را باز کنید.
۲. Windows Security را در این منو جستوجو کنید و گزینه اول آن را کلیک کنید.
۳. روی تب Virus & threat protection کلید کنید.
۴. در پایین قسمت Virus & threat protection settings گزینهی Manage setting را کلید کنید.

۵. با کلید کردن روی دکمهی Real-time protection و تغییر آن به Off آنتیویروس ویندوز غیرفعال میشود.

بعد از کامل کردن این مراحل ویژگی Real-time protection آنتیویروس غیرفعال میشود و شما میتوانید برنامهی مورد نظرتان را نصب کنید یا کاری که قبلا به شما اجازه داده نمیشد را انجام دهید.
اگر میخواهید دوباره Real-time protection فعال شود، میتوانید مراحل قبل را انجام دهید و فقط در مرحلهی پنجم بهجای خاموش کردن کلید Real-time Protection آن را روشن (On) کنید؛ یا میتوانید با راهاندازی مجدد ویندوز این ویژگی را دوباره فعال کنید.
بااینحال راهکار بالا برای غیرفعال کردن دائم نیست و فقط هنگامی که میخواهید یک وظیفهی خاص را توسط ویندوز انجام دهید، مناسب است.
غیرفعال کردن دائم Windows Defender Antivirus به کمک Group Policy
در ویرایشهای Pro و Enterprise ویندوز ۱۰ شما میتوانید به کمک ویرایشگر Local Group Policy به شکل دائم برنامهی Windows Defender Antivirus را غیرفعال کنید. برای اینکار لازم است مراحل زیر را انجام دهید:
۱. منوی استارت را باز کنید.
۲. عبارت gpedit.msc را جستوجو کنید و اولین گزینه در بالای صفحه، که ویرایشگر Local Group Policy است را باز کنید.
۳. در ویرایشگر Local Group Policy به مسیر Computer Configuration > Administrative Templates > Windows Components > Windows Defender Antivirus بروید.
۴. روی فایل Turn Off Windows Defender Antivirus دابلکلیک کنید.

۵. در پنجرهی باز شده گزینهی Enabled را کلید کنید تا Windows Defender غیرفعال شود.

۶. سپس روی کلید Apply کلید کنید تا تغییرات اعمال شود و بعد میتوانید دکمه OK را بزنید.
۷. با ریستارت کردن دستگاه ویندوز را دوباره راهاندازی کنید.
بعد از اتمام مراحل بالا و راه اندازی دوباره، آنتیویروس پیشفرض ویندوز ۱۰ بهصورت دائم روی دستگاهتان غیرفعال شده است. احتمالا بعد از انجام این عمل همچنان آیکون سپر در نوار وظایف شما وجود داشته باشد. باید بدانید این آیکون برنامهی Windows Security است؛ نه خود آنتیویروس ویندوز. پس اگر مراحل بالا را کامل انجام داده باشید، میتوانید مطمئن باشید آنتیویروس ویندوز شما غیرفعال شده است.
بااینحال میتوانید در صورت تمایل دوباره برنامهی Windows Defender را فعال کنید؛ تنها کافیاست مراحل قبل را انجام دهید، ولی در مرحلهی ۵ که گزینهی Enabled را انتخاب کردید این بار باید گزینه Not Configured را انتخاب کنید و پس از اعمال تغییرات دستگاهتان را دوباره راهاندازی کنید.
نحوه غیرفعال کردن Windows Defender Antivirus ازطریق رجیستری
در حالتی که به ویرایشگر Local Group Policy دسترسی نداشتید یا ویندوز ۱۰ نسخه Home را روی دستگاهتان نصب کردهاید، باز هم میتوانید ازطریق ویرایش بعضی گزینهها در Registry ویندوز برنامه آنتیویروس Windows Defender را بهصورت کامل غیرفعال کنید.
نکته: دستکاری رجیستری ویندوز خطرناک است و در صورت اشتباه در کار ممکن است صدمات جبرانناپذیری به سیستمعامل شما وارد شود. توصیه میشود قبل از انجام کار موردنظر یک نسخه پشتیبانی کامل از کامپیوتر خود بگیرید.
برای غیرفعال کردن Windows Defender Antivirus بهطور کامل باید بخشهایی از رجیستری ویندوز را به صورتی که در زیر تشریح شده است ویرایش کنید:
۱. منوی استارت را باز کنید.
۲. Regedit را در منو استارت جستوجو کنید و گزینه Registry Editor را باز کنید.
۳. به مسیر HKEY_LOCAL_MACHINE\SOFTWARE\Policies\Microsoft\Windows Defender در ویرایشگر رجیستری بروید.
نکته: میتوانید با کپی و چسباندن Copy/Paste مسیر بالا در نوار آدرس Registry سریعتر به مسیر مورد نظر دسترسی پیدا کنید.
۴. روی پوشه Windows Defender کلید راست کنید و New را انتخاب کنید سپس DWORD (32-bit) Value ایجاد کنید.

۵. نام فایل را DisableAntiSpyware قرار دهید و کلید Enter را فشار دهید.
۶. روی فایل جدیدی که ساختهاید دابل کلیک کنید و مقداری که در Value Data قرار دارد را از صفر به یک تغییر دهید.

۷. روی دکمه OK کلید کنید.
۸. ویندوز را دوباره راهاندازی کنید.
مانند قبل با انجام این مراحل برنامهی آنتیویروس Windows Defender غیرفعال میشود و از سیستم شما دیگر محافظت نمیکند.
اگر خواستید دوباره آنتیویروس ویندوز فعال شود، مراحل قبل را دنبال کنید؛ فقط در مرحلهی ۶ روی فایلی که ساختیم به نام DisableAntiSpyware راست کلیک کرده و گزینهی Delete را انتخاب بزنید. سپس بعد از راهاندازی مجدد سیستمعامل برنامهی آنتیویروس ویندوز دوباره فعال میشود.
توصیه
با اینکه روشهای متعددی برای غیرفعال کردن Windows Defender وجود دارد؛ توصیهی ما به شما این است که حتما روی سیستم خود یک نرمافزار آنتیویروس داشته باشید.
بااینحال ممکن است در شرایطی قرار بگیرید که غیرفعال کردن این ویژگی تنها گزینه باشد. اگر از نرمافزار آنتیویروس دیگری استفاده میکنید، لازم نیست Windows Defender را غیرفعال کنید و در هنگام نصب آنتیویروس جدید این کار بهصورت خودکار برای شما انجام میشود.
اگر به هر دلیلی Windows Defender Antivirus را نمیپسندید، میتوانید گزینههای دیگر مانند Bitdefender، Kaspersky یا Norton و خیلی گزینههای دیگر را در نظر بگیرد.
یکی از عرصههای تجربه بشری که به نظر مشابه دیگری برای آن در طبیعت نداریم، هنر است. تصور یک پیکاسوی کبوتر یا بوتیچلی میمون دشوار است. در حقیقت، فقط معدودی از جانوران هستند که تا حدی ویژگیهای فرهنگی خاص خود را دارند. همانطور که میدانید، بدون فرهنگ، هنری نیز نمیتواند وجود داشته باشد، چرا که این دو از هم جداییناپذیر هستند. هنر بازتاب و انتقالدهندهی فرهنگ است و به فرهنگ فُرم میدهد و به واقع، بیانی از خودِ فرهنگ است. به همین جهت، نمیتوان تصور کرد حیوانات دیگر همچون ما، تجربهای از هنر داشته باشند.
اما یک مسئله در میان است. واضح است، از آنجایی که اصولا حیوانات هیچچیزی را مانند ما تجربه نمیکنند، هنر را نیز مانند ما تجربه نمیکنند. عکس این قضیه نیز صادق است و ما نیز مانند حیوانات چیزی را تجربه نمیکنیم. اما اگر واقعا به چیستی هنر بیاندیشیم و اینکه هنر برای اولین چگونه آغاز گشت، شاید بتوانیم در میان حیوانات هم هنرمندانی را سراغ بگیریم.
هنر به مثابه زیبایی
اگر هنر را از علل فرهنگی آن جدا کنیم، میتوانیم قبول کنیم که هنر میتواند بدل به وسیلهی زیبایی برای برقراری ارتباط بدل شود. در طول تاریخ، آثار هنری به هیچ دلیل دیگری جز پدید آوردن صرفِ زیبایی خلق نشدند. نیازی به گفتن نیست که اثر هنری دیده میشود و مورد تحسین قرار میگیرد. میتواند برانگیزاننده باشد و حتی عواطفی را در ما برانگیزد. این زیبایی است که اولین ارتباط بین طبیعت و هنر را سبب میشود. طبیعت و هنر هر دو زیبا هستند، مهم نیست چه تعریفی از زیبایی داشته باشیم. هر دو میتوانند برای ما مجذوبکننده باشند و نفسهای ما را در سینه حبس کنند. طبیعت و هنر هر دو میتوانند الهامبخش باشند و به ما حسِ تعلق خاطر به چیزی را بدهند. هر دوی هنر و طبیعت، واکنش عاطفی احساسی را سبب میشوند که تأثیر آن دیرپاست و خیلی زود به دست فراموشی سپرده نمیشود. شاید این ارتباط بین هنر و عواطف، خود هویدای حقیقتی دربارهی منشأ هنر باشد.

دانشمندان دلیل دیگری جز صرفا جلبنظر جفتهای ماده برای زیبایی خیرهکننده پرهای طاووس نر پیدا نکردند
ابتدا بگذارید مجموعهی خاصی از زیباییهایی که در دنیا طبیعت میشناسیم را برشماریم: حیوانات زیبا. از رنگهای بیهمتای مکائوی گرمسیری (طوطیان دمبلند پر نقش و نگار) گرفته تا یال و دُم شیر آفریقایی و برجستگی رنگینکمانی ماهی اژدهایی، حیوانات زیبا هستند. بله، هیچوقت این جملهی «زیبایی در چشم نظارهگر است.» درجای دیگری به جز دنیای حیوانات صادق نبوده است. جملهای که بیان میکند، زیبایی به خودی خود وجود ندارد و فقط به وسیلهی نظارهگر خلق میشود. رنگهای درخشان و دلفریبی که در بسیاری از حیوانات میبینیم، به نظر به حیوانات کمک میکند تا خود را به صریحترین شکل ممکن ابراز کنند. جالبترین حیوانات به منظور جلبتوجه، احترام یا ترس سایر حیوانات خود را به این اشکال درمیآورند. در همهی موارد، وسیلهی زیبایی در واکنش ناظر دیده میشود. آیا دقیقا این قضیه در رابطه با هنر بشری نیز صدق میکند؟
اگرچه مقصود همهی این دلفریبیهای پرجلوه برای جفتگیری نیست، اما بدیهی است که زیبایی حیوانات برای تحتتأثیر قرار دادن جفتهای بالقوه است. در واقع، تا به امروز، دانشمندان دلیل دیگری جز این پیدا نکردهاند که طاووسهای نر از آن پَر و دمهای رنگینکمانی زیبا و خارقالعاده به دلیل دیگری جز صرفا جلبنظر جفتهای ماده استفاده کنند. دُم طاووس بیش از ۶۰ درصد طول بدن این پرنده عظیمالجثه را شامل میشود. اگر بر حسب اتفاق در تلویزیون یا باغوحش منظرهی راه رفتن یا حتی پرواز این هیولاهای پرنده را دیده باشید، بهخوبی متوجه منظور میشوید. واضح است که طاوسهای ماده عمیقا جذب این دم و زیباییهایش میشوند. البته طاووسها تنها جانورانی نیستند که از چنین سازوکاری بهره میبرند. با سادهترین بیمهرگان شروع کنیم که این گونههای جانوری نیز از رنگهای دلفریب برای جذب جفت خود استفاده میکنند. تصور میکنم، چند مثالی که گفتیم برای رساندن موضوع کافی باشد و دیگر نیازی نیست فهرست بلند بالایی از حیواناتی ذکر کنیم که از الگوهای بصری پیچیده برای جذب جفت خود استفاده میکنند.
زیبایی و هنر موجب برانگیختگی عواطف میشوند
این پدیده زیبایی و جذابیت جنسی با هنر انسان نیز پیوندی عمیق دارد، زیرا محرک بصری با حالت عاطفی درونی ما ارتباط نزدیکی دارد. در مورد حیوانات جذاب، زیبایی جسمی بیرونی به یک میل (جنسی) بدل میشود و یک برانگیختی رفتاری را در مغز ناظر پدید میآورد. هنگامی که طاووسهای ماده، طاووس نر را با آن جلوههای بصری دلفریب مشاهده میکند به سرعت مرعوب میشوند، بهطوری که حالت روانیش تحتتأثیر قرار میگیرد. این مسئله واضح است، چرا که الگوهای بصری مورد نظر بر رفتار این پرندگان تأثیر میگذارد و فرض میکنیم این رفتارها ناشی از حالتهای روحی باشند. این دقیقا همان کاری است که هنرهای زیبا در انسان پدید میآورد. در حقیقت، آثار هنری از محرک بصری بهره میبرند تا بر وضعیت روحی یا عاطفی بینندگان تأثیر بگذارند.
هنر محرکی برای یادآوری وقایع یا عواطف گذشته
مسلما، هنر و زیبایی در انسان، ماهیتی بیش از جذابیت جنسی دارند. اثربخشی یک اثر هنر به برخی مفروضیات اساسی در مورد دانش و تجربه بستگی دارد که بین هنرمند و مخاطب مشترک است. احتمالا « قوطیهای سوپ کمپل» اثر اندی وارهول تأثیر بسیار کمی بر بوشمنهای شرق آفریقا خواهد گذاشت. هنر از خاطرات و ارتباطات خاص نهفته در مغز ناظر بهره میبرد. سرنخ دوم منشأ هنر در انسانها نیز یادآوری وقایع و عواطف گذشته است.
هرچه مغز انسان در طی میلیونها سال پیچیدهتر شد، توانست جزئیات بیشتری را به خاطرات خود بیافزاید، مهارتی که هرچه رفتارهایمان جامعتر شد، مفیدتر واقع شد. شیوه زندگی گردآوری شکار بین همهی گونههای مختلف انسان که نیاز به حافظه بصری گستردهای دارند رایج است. در واقع، انسانتبارها چگونه توانستند دست به شکار گروهی سازمانیافته بزنند، ابزارهای ساده بسازند و از الگوهای مهاجرت حیوانات بزرگجثه درگرمدشتهای آفریقا پرده بردارند؟ این مهارتهای پیچیده نیاز به مقایسه نشانههای بصری با تجارب گذشته آن هم به شیوهای بسیار دقیق و پیشگویانه دارد. «بازشناخت الگو» همان مسئلهای است که داریم در موردش صحبت میکنیم.

قوطیهای سوپ کمپل اثر نقاش معاصر آمریکایی، اندی وارهول. در این اثر ۳۲ طرح مختلف از طعمهای گوناگون کارخانه کنسروسازی کمپل به تصویر کشیده شدند
علاوه بر این، توانایی ساخت و استفاده از ابزارها، مهارتی که در میمونهای بزرگ آغاز شد و در انسانتبارها شکوفا شد، به حافظه بصری و لامسه زیادی احتیاج دارد. زمانیکه ما انسانهای مدرن شروع به ساختن ابزارهایی پیچیدهتر کردیم، ناگهان خود را دارای قابلیت به تصویر کشیدن خاطرات خود با استفاده از وسایل نقاشی بدوی دیدیم. با تواناییهای جدید شناختی، یادآوری چشمگیر و در نهایت ابزار، به هیچوجه جای تعجب نیست که اولین هنری که اجداد ما پدید آوردند، موضوعی را به تصور میکشد که احتمالا همهی تواناییهای شناختی آنها را در برمیگیرد که همان شکار است.
نقاشیهای غار، اولین آثار باستانی هستند که انسانشناسان و مورخان هنر متفقالقول آن را هنری واقعی میپندارند. اینها واقعا آثاری هنری هستند، اما دشوار است که تصور کنیم، این آثار کارکردهای دیگری جز هنر صرف داشتهاند. بحث گمانهزنی در مورد این کارکردها خارج از این مقاله کوتاه است، اما تصور میکنیم، فواید توانایی تجسم بصری بهراحتی قابل تشخیص هستند. همینطور شکی نیست نقاشیهای غار، نخستین تلاشها برای تجسم بصری نبودند. بلکه تنها آثار هنری بازمانده از دورانهای باستان هستند که بهنحوی توانستهاند قرنها تاب بیاورند و حالا به دست ما برسند.
هنر یاریرسان ارتباط و آموزش
در حین جهش بزرگ با پیشرفت زبان در بین انسانهای مدرن، انسانها به یکدیگر درباره ابزارهایی که میساختند، غذایی که پیدا میکردند و مهارتهایی که در آن تبحر پیدا کرده بودند آموزش میدادند. این سرآغاز مفهوم آموزش بود. نمیتوانیم تصور کنیم آموزش در عصر پارینهسنگی، مانند آموزش امروز از وسایل کمک آموزشی بصری بیبهره بوده است. حال کیفیت این وسایل مهم نیست، شاید تنها نقاشیهای خامی بودند که با کشیدن تکه چوبی روی خاک یا حکاکی رو سنگها پدید آمدند، اما مطمئنا نقاشیها از همان ابتدا با زبان گفتاری (یا اشارات) همراه بودند. دوباره ذکر کنیم، ویژگی اصلی تجسم بصری، همان القای یا تحریک ذهن برای یادآوری خاطرات یا ادراکات بصری بود. با ترسیم شیء، انسان اولیه میتوانست مسئلهای را به خاطر یک انسان دیگر بیاورد.
اشکال مختلف ترسیم، نقاشی و سایر تصاویر بصری تقریبا ارتباط و آموزش را در بین انسانهای اولیه تسهیل دادند. مسئلهای که کاملا واضح است و نیازی به توضیح بیشتر ندارد. علاوه بر این، به نظر میرسد انسانهای اولیه نیز برای حل مسائل و محاسبه از نوآوریهای جدید برخاسته از تصاویر هنری استفاده میکردند. همانطور که شناخت به پیشرفت خود ادامه داد، رشد خودآگاهی و دروننگری در انسان نیز آغاز شد.

نقاشیهای غار آلتامیرا در شمال اسپانیا، متعلق به عصر پارینه سنگی که آثار هنری آن بین ۳۵ هزار تا ۱۱ هزار سال قدمتگذاری شده است
هنرهای تجسمی احتمالا در همین حین با ما همراه شدند و به وسیلهای برای بیان افکار پیچیدهای که در مغزهای عظیم ما شکل گرفته بودند کمک کردند. در واقع، به نظر میرسد تحسین و فهم هنر در میان بالاترین کارکردهای مغز انسان جای داشته باشند. به همین دلایل، عقیده بر این است که بیان هنری و واکنش به آثار هنری در کنار عملکردهای شناختی والاتر در انسانهای اولیه تکامل یافته است. طبیعی است که غنای تجربه درونی ما نیز در بیان بیرونی خلاقانه ظهور پیدا کرد. به این ترتیب، ارتباط آن تجربه درونی با هنر، ناظران خاص خود را یافت و پدیده هنر پس از آن از نظر فرهنگی در بین ما انسانها فراگیر شد.
مقالههای مرتبط:
در همین حال، گمان میرود که سرانجام، استعداد هنری از فرهنگ به ژنهای ما منتقل شده است. از این گذشته، احتمالا طی ۱ یا ۲ میلیون سال انتخاب طبیعی، توانایی هنری مزیتهایی را برای کسانی که از آن برخوردار بودند در برداشته است. این مزیت میتوانست در قالب بهبود جایگاه اجتماعی بهعنوان یک رهبر در شکار، یک آموزگار متبحر مهارتهای مختلف و غیره تجلی پیدا کند. بدیهی است، هرگونه جایگاه ویژه در ساختار اجتماعی بهمعنای شانس بیشتر در موفقیت برای تولید مثل بوده است. به این ترتیب، به گمانی، بشریت گونهای بوده که با خیل عظیم هنرمندان و علاقهمندان به هنر تکامل یافته است.
آیا سایر حیوانات نیز هنر خود را خلق میکنند؟
هنگامی که انسان دست به پدید آوردن تصاویر هنری زد، فضای زیستی زیادی برای شکوفایی آن وجود داشت و دلایلی که هنر میتوانست یک مزیت به حساب بیاید نیز وجود داشتند، اما هنر در همان ابتدای راه، چگونه به وجود آمده است؟ مطمئنا رفتاری ابداع هنری را نمیتوانیم تنها به یک جرقه یا جهش مجزا نسبت دهیم. اما چه پیشنیازی ممکن است امکان ظهور هنر را داده باشد؟ آیا حیواناتی هم هستند که آنچه هنر تلقی میکنیم را پدید بیاورند؟
یک فیل ۵۰ ساله آسیایی به نام «سیری (Siri)» در هندوستان زندگی میکند که نقاشیهای او هماکنون به قیمت صدها یا هزاران دلار فروخته میشود. آثار سیری در نشریات مختلف از «هارپرز ویکلی» تا «لسآنجلس تایمز» چاپ شده است. کارهای او، مضامینی انتزاعی تا بسیار بصری مانند مناظر و پرتره را شامل میشود. البته این فیل، برای پیشرفت و کسب مهارت خارقالعادهی خود سالها آموزش دیده است. ولی اکنون میتواند یک نقاشی را تنها ظرف چند دقیقه بکشد.

سیری، فیل ۵۰ سالهای در هندوستان. او سالها است مانند نقاشان حرفهای از کار خود درآمد کسب میکند
البته سیری تنها نیست. به شمار زیادی از فیلها برای نقاشی آموزش داده شده است. هنری که این فیلها با نگه داشتن یک قلممو با خرطوم خود پدید میآورند واقعا چشمگیر است. آنچه این فیلها انجام میدهند و اینکه آیا ماهیت آن واقعا هنر است یا تنها مهارتی است که با تکرار و تمرین به دست آوردهاند، خود بحث داغ دیگری در محاف علمی است که بهتر از آن بگذریم. در عوض، کافی است بگوییم، نقاشیهای ساخته فیلها نشان میدهد، مجموعه مهارتهای فنی لازم برای پدید آوردن هنر مطمئنا تنها منحصر به انسان نیست.
این فیلها که آموزش نقاشی دیدهاند میتوانند یک محرک بصری، حتی محرکی که برای خود آنها تازگی دارد را از طریق روشهای هنری (که آموختهاند) بازسازی کنند. فیلهای نقاش حداقل از اصول اولیهی نقاشی از جمله رنگ، پرسپکتیو و تناسب به خوبی آگاه هستند. نمیتوانیم ادعا کنیم، این فیلها، پُل سِزان هستند، اما بهتر از خیلی از ماها نقاشی میکشند! در گونههای جانوری نزدیکتر به ما انسانها، به اورانگوتانها، شامپانزهها و گوریلها نیز آموزش نقاشی داده شده است. برخی از این نخستینسانان، مانند فیلها در کار خود مهارت خوبی دارند. برخلاف فیلها، بحث ماهیت هنر نخستینسانان کمتر است و به نظر میرسد، آنها واقعا از پدید آوردن آثار هنری لذت میبرند و این کار را بهصورت خودجوش، بدون پاداش و صرفا به دلیل علاقه و دلخواه خود انجام میدهند. گاهیاوقات پیش آمده است که میمونهای بزرگ به آثار هنری که خلق کردند کاملا دلبسته شده و حتی حاضر نشدند آن را نشان دیگران بدهند.
بازهم بهتر است از این بحث بگذریم که واقعا آفرینش هنری چه حقیقتی را میتواند دربارهی آگاهی شامپانزهها به ما بگوید؟ اگرچه بحث جالبی است. اما نکته این است که میمونهای بزرگ همگی توانایی جسمی کافی برای خلق هنرهای تجسمی را دارند، از انجام این کار لذت میبرند و به نظر هنری که تولید میکنند برای خودشان ارزشمند است. همه این تواناییها و ویژگیها آشکارا در انسانهای اولیه و اجداد آنها نیز وجود داشته است. بنابراین در پایان بحث باید بگوییم، تنها یک جهش بزرگ نمیتوانست، باعث شود انسانهای اولیه با نورِ آتش به دیواره غارها بنگرند و آن را بهصورت یک بوم نقاشی ببینند.
.: Weblog Themes By Pichak :.