دو سال قبل در یکی از شبهای سرد و زمستانی کالیفرنیا بود که پژوهشگران توانستند تنها باکمک هوای سرد شبهنگام، یک لامپ کوچک را روی پشت بام دانشگاه استنفورد روشن کنند. البته این لامپ نور چندان زیادی نداشت؛ ولی همین آزمایش کوچک برای اثبات امکان تولید انرژی تجدیدپذیر حتی در ساعات پس از غروب آفتاب کافی بود.
بهتازگی وی لی و شانهوی فن از دانشکدهی مهندسی دانشگاه استفورد بههمراه آسواث رامان، دانشمند علم مواد از دانشگاه کالیفرنیای لس آنجلس توانستهاند دستگاهی را تولید کنند که با هدایت جریان هوای گرم یهجای مانده از روز به بخش در معرض هوای سرد، ولتاژ خروجی تولید میکند. رامان میگوید:
پژوهش ما نشاندهندهی فرصت موجود در بهرهگیری از انرژی سرمای فضای آزاد بهعنوان یک منبع انرژی تجدیدپذیر است. ما فکر میکنیم این [پژوهش] مبنای یک فناوری مکمل برای انرژی خورشیدی خواهد بود. با اینکه توان خروجی بهطرز چشمگیری پایینتر است، ولی میتوان در ساعاتی کارکرد داشته باشد که سلول خورشیدی قادر به تولید نیست.
انرژی خورشیدی با تمام مزایایی که دارد، یک منبع انرژی ۲۴ ساعته محسوب نمیشود. البته میتوان بخشی از انرژی را در یک باتری بزرگ ذخیره کرد یا حتی از انرژی مازاد برای پمپاژ آب به یک مخزن استفاده کرد. اما تا زمانیکه این راهکارها بهصورت تجاری درآیند، میتوان روی انرژی تجدیدپذیر دسترسپذیر در ساعات شب حساب کرد.

بیشتر مردم در ساعات پس از غروب آفتاب به منازل خود بازمیگردند و این همان زمانی است که شبکهی برق معمولا با حداکثر تقاضای انرژی در بخش خانگی و شهری مواجه است. متاسفانه در حال حاضر ما اغلب برای جبران این کمبود انرژی به سوختهای فسیلی روی میآوریم. این موضوع برای افرادی که به شبکهی برق دسترسی ندارند، بهمعنای محدودیت بیشتر در استفاده از انرژی برق و تجهیزات پرمصرف خواهد بود.
شانهوی فن از جمله کارشناسانی است که نیاز به انرژی تجدیدپذیر در طول ساعات شب را به خوبی درک کرده است. او روی فناوری مربوط به چندین دستگاه مشابه کار کرده که یکی از آنها شامل نوعی سلول فتوولتائیک است که میتواند با جذب تشعشعات حرارتی ناشی از زمین گرمشده در طول روز مقداری الکتریسیته تولید کند. البته کارکرد صحیح این ابداع هوشمندانه تاحدودی وابسته به طول موج نور ساطعشده از جسم گرم خواهد بود؛ ولی با این حال چنین تجهیزی میتواند بهخوبی نحوهی کار با اثر ترموالکتریک را نشان دهد.
حتما قبلا درمورد ترموکوپل چیزهایی شنیدهاید. این وسیله میتواند تفاوت دمایی میان دو منبع را بهشکل اختلاف ولتاژ نشان دهد. در نهایت با برقراری مدار الکتریکی و مصرف انرژی الکتریکی، انرژی گرمایی نیز از منبع گرم به منبع سرد هدایت میشود.
با دانستن این اصول اولیه، توضیح سازوکار نظری دستگاه جدید نیز چندان پیچیده نخواهد بود. چالش اصلی تنها این است که موادی را بیابیم که بتواند یک ولتاژ قابلملاحظه را با کمک اختلاف دمایی موجود در محیط سرد ایجاد کند.
برای اینکه بتوانیم هزینهها را کنترل کنیم، تیم مذکور موادی را بهکار گرفتهاند که در دسترس عموم مردم است. آنها یک ژنراتور ترموالکتریک ارزان تهیه کردند و آن را به یک دیسک آلومینیومی مشکیرنگ متصل کردند. این دیسک رو به آسمان قرار میگیرد و انرژی گرمایی جذبی خود را به هوای سرد شبهنگام ساطع میکند. ژنراتور نیز در داخل یک محفظهی پلیاستایرن عایقبندیشده قرار میگیرد و تنها یک دریچهی کوچک شفاف نسبتبه نور فروسرخ روی آن تعبیه میشود. خروجی ولتاژ ژنراتور نیز به یک لامپ LED کوچک متصل است.

طی مدت زمان ۶ ساعت پس از غروب آفتاب، محفظه با کاهش دمای هوای محیط بهآرامی خنکتر میشود. این روند تا رسیدن دمای هوا در پشتبام به آستانهی دمای منجمدکنندهی نیمه شب ادامه مییابد و همانطور که حرارت از زمین بهسوی آسمان میرود، ژنراتور کوچک تعبیهشده نیز جریان برق کافی برای روشنماندن چراغ را فراهم میآورد.
مقالههای مرتبط:
در بهترین حالت، دستگاه میتواند ۰.۸ میلیوات برق تولید کند؛ با توجه به سطح اشغالشده میتوان گفت چگالی تولید انرژی حدود ۲۵ میلیوات در هر متر مربع خواهد بود. این میزان انرژی شاید بتواند برای بهراهانداختن یک سمعک شنوایی کافی باشد. چنانچه تعداد کافی از این تجهیزات را به یکدیگر متصل کنید، شاید بتوانید یک رقص نور لیزری جذاب را نیز راهاندازی کنید. واضح است که فعلا نمیتوان تولید انرژی زیادی را از این تجهیز انتظار داشت.
با این حال، همین نمونهی اولیه نیز میتواند نقطهی شروع مناسبی برای یک فناوری باشد. تیم پژوهشی میگوید تحت شرایط مناسب و درصورت بهینهسازی فناوری، تولید انرژی تا میزان ۵۰۰ میلیوات در هر مترمربع دور از ذهن نخواهد بود. رامان میگوید:
صرفنظر از بحث روشنایی، ما باور داریم که این فناوری میتواند بهشکلی گسترده برای تأمین انرژی در مناطق دورافتاده و هر جای دیگری که نیاز به تولید انرژی در شب باشد، مورد استفاده قرار گیرد.
ما معمولا بهدنبال ایدههایی درخشان برای ایجاد یک انقلاب در بحث انرژیهای تجدیدپذیر هستیم؛ با این حال، این قضیه نباید موجب غفلت ما از راهکارهای سادهتر و کوچکتر در این حوزه شود. راهکارهایی مانند همین فناوری اخیر میتواند بخشی از نیازهای شبانهی ما را تأمین کنند.
نتایج این پژوهش در ژورنال ژول بهچاپ رسیده است.
AMD مراسم عرضه نسل جدید پردازندههای سرور اپیک (EPYC) در اروپا را در شهر رم ایتالیا برگزار کرد. این شرکت علاوه بر معرفی پردازندههای دیتاسنتر Epyc Rome و صد رکورد جهانی که به ثبت رسانیدهاند، از چند محصول جدید سرور نیز پرده برداشت.
پردازنده Epyc 7H12 با ۶۴ هسته، ۱۲۸ رشته پردازشی و توان طراحی حرارتی (TDP) بسیار بالای ۲۸۰ واتی، به حداقل سرعت کلاک ۲.۶ گیگاهرتز و حداکثر ۳.۳ گیگاهرتز دست یافته که بهترین عملکرد میان پردازندههای سری اپیک روم تا بدین لحظه به شمار میرود.
| پردازندههای سری EPYC Rome |
هستهها / رشتهها |
فرکانس پایه / حداکثر |
کش L3 (مگابایت) |
TDP (وات) |
قیمت واحد |
| 7H12 | 64 / 128 | 2.6 / 3.3 | 256 | 280 | ? |
| 7742 | 64 / 128 | 2.25 / 3.4 | 256 | 225 | $6,950 |
| 7702 | 64 / 128 | 2.0 / 3.35 | 256 | 200 |
$6,450 |
AMD این تراشه جدید را که برای رسیدن به نهایت عملکرد نیاز به خنکسازی مایع دارد، برای مصارف پردازشی با عملکرد بالا (HPC) طراحی کرده است. شرکت فرانسوی ATOS نیز از Bullsequana XH2000 پرده برداشت؛ ابررایانهای هیبریدی با پشتیبانی از تراشههای جدید 7H12 که برای مقیاس اگزا طراحی شده است.

این سیستم که از Epyc 7H12 پشتیبانی میکند، با فناوری پیشرفته خنکسازی با آب به عملکرد ۴.۲ ترافلاپس از هر تراشه دست مییابد؛ این رقم 7H12 را از 7742 که پیش از این قدرتمندترین عضو خانواده اپیک بود، ۱۱ درصد سریعتر میکند.
مقالههای مرتبط:
همانطور که احتمالا میدانید پردازندههای ۷ نانومتری اپیک نسبت به همتای ۱۴ نانومتری اینتلی خود دارای مزیت تراکمی هستند که منجر به تعداد هسته بیشتر میشود. همچین لیتوگرافی ساخت پیشرفتهتر منجر به کاهش توان مصرفی و افزایش کار انجام شده در هر وات میشود که موضوعی بسیار مهم در دیتاسنترها است. سرعت کلاک و حافظهی کش بیشتر و قیمت رقابتیتر، از سایر مزایای سری اپیک AMD نسبت به رقبای اینتلی خود به شمار میرود. با در نظر گیری تمامی این موارد و معماری Zen 2 بازسازیشده که در این تراشهها IPC (تعداد عملیات در هر چرخه) را حدود ۱۵ درصد افزایش داده، استفاده از PCIe نسخه چهار و کانالهای حافظه بسیار سرآمد، پردازندههای اپیک دیگر بهعنوان جایگزینهای اینتل شناخته نمیشوند. این پردازندهها در حال حاضر سردمداران پردازندههای سرور به شمار میروند.
اما سرورهای چندمنظوره به میزان عرضه این پردازندهها نیز نیمنگاهی دارند تا بتوانند از داشتن مجموعهای کامل از تراشهها در سیستمهای تجاری خود با پشتیبانی از آخرین نرمافزارها و قراردادهای خدمات OEM، اطمینان حاصل کنند. AMD نیز وارد همکاری با پیشتازان صنعت سرور شده تا آنها را از حیث مقبولیت و عرضه بالای محصولات خود خاطرجمع کند.

شرکت Dell EMC بهتازگی از محصولات تجاری سرور خود که برای سرورهای فوق متراکم تک سوکته و دو سوکته در نظر گرفته شدهاند، پردهبرداری کرد. سرورهای تک سوکته یکی از اصلیترین زمینههای تمرکز AMD به شمار میرود زیرا پردازندههای این شرکت نسبت به همتای اینتل Xeon خود دارای تعداد هستههای بسیار بیشتری است. Dell EMC از PowerEdge R7515 خود برای ثبت یک رکورد جدید جهانی TPCX-V بهره برده، دستیابی به عملکردی با ۲۸۰ درصد بهبود نسبت به نسل قبل پردازندههای سرور Epyc.
این رکورد جدید به جرگه سایر رکوردهایی که از سوی همکاران AMD (و نه خود AMD) پیوسته و حال به بالای صد عدد برای پردازندههای جدید EPYC Rome رسیده است. AMD همچنین راهکارهایی دیگر نیز تدارک دیده است. برای مثال سیستمهایی از سوپرمیکرو که با تأکید بر اتصال PCIe 4.0 اپیک، از تعداد بالایی از پردازندههای گرافیکی پشتیبانی میکنند. همچنین شروع به استفاده از IBM Cloud، نوکیا و OHVcloud که به اکوسیستم در حال گسترش سیستمهای روم افزوده خواهند شد. همچنین همکار بنیانگذار AMD یعنی TSMC از همکاری نزدیک خود با این شرکت گفته و R&D، از شاخههای این شرکت، به محصولات آتی و اکوسیستم روم افزوده خواهد شد.
AMD همچنین چندین آمار برای تأکید بر برتری و ارزش پردازندههای EPYC Rome نسبت به پردازندههای اینتل کرده است. البته پرواضح است که تمامی بنچمارکهای منتشرشده از سوی سازندگان با کمی اغراق همراه بوده اما برتری پردازندههای اپیک روم بر سری Xeon اینتل در بسیاری از جوانب، انکارناشدنی است. با در نظرگرفتن پشتیبانی سختافزاری و نرمافزاری گسترده AMD، اپیک روم واضحا دشمن نوظهور و بالقوه پردازندههای Xeon اینتل هستند.
دیدگاه شما در این باره چیست؟ به نظر شما اینتل نیازمند چه تمهیداتی برای بازگشت قدرتمندانه به بازار سرورها است؟ آیا AMD میتواند چیرگی خود بر بازار سرورها را حفظ کند؟ دیدگاههای خود را با ما و سایر کاربران زومیت به اشتراک بگذارید.
چگونگی تولد نوزاد تأثیر عظیمی روی میکروبیوم او، جامعهی میکروبی که در بدن مستقر میشود، خواهد داشت. این نتیجهی بزرگترین مطالعهی انجامشده در زمینهی میکروبیوم نوزادان تازه متولد شده است که شاهد محکمی را فراهم میکند که نشان میدهد کودکانی که از مجرای طبیعی تولد به دنیا میآیند، نسبتبه آنهایی که طی عمل سزارین متولد میشوند، میکروبهای متفاوتی دارند. مطالعه نشان میدهد نوزادانی که طی سزارین به دنیا میآیند، فاقد سویههایی از باکتریهای روده هستند که در کودکان و افراد بالغ سالم دیده میشود. درعوض، رودهی آنها حاوی میکروبهای مضری است که در بیمارستانها شیوع دارد. در این مطالعه که حدود ۶۰۰ تولد مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفته، این موضوع مورد بررسی نگرفته است که آیا تفاوتهای میکروبی میتواند روی سلامت در مراحل بعد زندگی تأثیر داشته باشد. ترور لاولی میکروبیولوژیست مؤسسهی ولکام سنگر در هینکستون که یکی از نویسندگان این مقاله است بر این موضوع اشاره میکند که حضور باکتری مسبب بیماری جای نگرانی دارد. او میگوید:
سطح تجمع پاتوژنهای بیمارستانی در این کودکان تکاندهنده است. من وقتی برای اولینبار دادهها را میدیدم، نمیتوانستم آن را باور کنم.
پژوهشهای گذشته به این نکته اشاره کردهاند که نوزادانی که طی سزارین به دنیا میآیند، درمقایسهبا نوزادانی که بهطور طبیعی به دنیا میآیند، نمیتوانند برخی از میکروبها را از مادر دریافت کنند. این مشاهدات باعث شد که برخی از والدین در تلاش برای بازیابی میکروبهای از دسترفته، نوزاد خود را در معرض مایعات واژینال قرار دهند. اما این عمل که با عنوان بذرپاشی واژینال (vaginal seeding) شناخته میشود، بحثبرانگیز است و ایمنی و اثربخشی آن تأیید نشده است. لاولی میگوید محدودیتهای مطالعات گذشته مانند اندازهی کوچک و نمونهگیری محدود، به این معنا است که مشخص نشده است که آیا روش تولد نوزاد روی میکروبیوم او تأثیر میگذارد.

نوزادانی که بهطور طبیعی به دنیا میآیند، درمقایسه با نوزادانی که ازطریق سزارین متولد میشوند، با میکروبهای متفاوتی روبهرو میشوند
پژوهشگران با همکاری ماماها و پزشکان سه بیمارستان در لندن و لستر، DNA میکروبهای موجود در مدفوع ۵۹۶ نوزاد را نمونهبرداری و توالییابی کردند. از این نوزادان، ۳۱۴ مورد بهطور طبیعی و ۲۸۲ نوزاد طی سزارین به دنیا آمده بودند. نمونهبرداری در روزهای ۴، ۷ و ۲۱ پس از تولد انجام شد. اختلاف بین میکروبیوم رودهی این نوزادان کاملا آشکار بود. نوزدادن متولد شده ازطریق سزارین فاقد سویههایی از باکتریهای کامنسال (باکتریهایی که بهطور طبیعی در افراد سالم دیده میشوند) بودند درحالی که این باکتریها بخش اعظم جامعهی میکروبی رودهی نوزادانی که تولد طبیعی داشتند، را تشکیل میدادند. درعوض، رودهی نوزادان سزارینی تحت سلطهی باکتریهای فرصتطلبی مانند انتروکوک و کلبسیلا بود که در بیمارستانها وجود دارند. لاولی میگوید تفاوت چنان واضح بود که من میتوانستم نمونهای از یک کودک بگیرم و با اطمینان بالا بگویم شیوهی تولد او چگونه بوده است.
مقالههای مرتبط:
با این حال، ماهها پس از تولد، بهاستثای جنس متداول باکتری کامنسالی که باکتروئیدس نامیده میشود، میکروبیوم نوزادان به هم شبیه شد. این نوع باکتری در میکروبیوم نوزادان سزارینی وجود نداشت یا در سطوح بسیار پایینی دیده میشد. نه ماه بعد، بهطور میانگین هنوز در حدود ۶۰ درصد از این نوزادان تعداد کمی از این باکتری را داشتند یا به کلی فاقد آن بودند. پژوهشهای گذشته نشان دادهاند که برخی از گونههای باکتروئیدس روی سیستم ایمنی میزبان خود تأثیر گذاشته و به کاهش التهاب کمک میکنند.
برای ارزیابی بهتر میکروبهایی که در رودهی نوزادان سزارینی تجمع پیدا میکنند، گروه لاولی صدها سویهی باکتری موجود در نمونههای مدفوع را کشت دادند. توالییابی ژنوم، ژنهای مسئول مقاومت آنتیبیوتیکی و بیماریزایی را شناسایی کرد و تأیید کرد که این سویهها مربوط به باکتریهای فرصتطلبی هستند که در بیمارستانها شایعاند.
اثرات سلامتی
مطالعهی لاولی بخشی از یک پروژهی پژوهشی بزرگ با عنوان مطالعهی بیبی بیوم (Baby Biome Study) است که هدف آن پیگیری وضعیت هزاران نوزاد دیگر تا زمان کودکی است. مطالعات اپیدمیولوژیکی نشان میدهد که خطر ابتلا به آسم و چاقی در مراحل بعدی زندگی در کودکانی که طی سزارین متولد میشوند، بیشتر است. لاولی میگوید که با مطالعهی تعداد کافی از کودکان، گروه او میتواند این موضوع را مشخص کند که آیا روش تولد و تغییرات میکروبیومی تأثیری روی سلامتی کودکان میگذارند. جوزف نئو نوزادشناس دانشکده پزشکی دانشگاه فلوریدا میگوید که احتمالا عوامل پشتصحنهی روش تولد در اختلاف در میکروبیوم نقش داشته باشند.
مادرانی که طی عمل سزارین زایمان میکنند، آنتیبیوتیکهایی را دریافت میکنند که میتواند از جفت عبور کند. نوزادان آنها مدت بیشتری در بیمارستان میمانند و نسبتبه نوزادانی که از راه طبیعی متولد میشوند، دیرتر شیر حاوی میکروب مادر را دریافت میکنند. راب نایت، میکروبیولوژیست دانشگاه کالیفرنیا میگوید که این مطالعه باید به شناسایی سویههای خاصی از میکروبها که میتوان آنها را به نوزادان سزارینی داد تا میکروبیوم آنها شبیه کودکان متولد شده از راه طبیعی شود، کمک میکند. وی پیش از این آزمایش کوچکی را درمورد بذرپاشی واژینال انجام داده بود و این رویه را درمورد دختر خودش که ازطریق سزارین متولد شده بود، به کار برد.
لاولی، همبنیانگذار شرکتی که درمانهای میکروبی ارائه میدهد، میگوید که شاید بتوان میکروبیوم نوزاد تازه به دنیا آمده را به این شیوه تغییر داد. اما او تأکید میکند که نتایج آخرین مطالعهی او از روش بذرپاشی واژینال حمایت نمیکند. لاولی میگوید:
ایدهی قرار دادن میکروبهای نامشخص در کودکانی که ازنظر سیستم ایمنی توسعه نیافتهاند، بسیار مخاطرهآمیز است. دادههای ما از آن حمایت نمیکند. این (کار) مرا بسیار عصبانی میکند.
به دلیل اختلافات تجاری میان ایالات متحده و چین، گوشی هوشمند جدید شرکت هواوی، میت ۳۰ و میت ۳۰ پرو بدون فروشگاه گوگل پلی یا هرگونه سرویس گوگل عرضه خواهند شد. این موضوع بدین معنا است که اپهایی مانند گوگل مپ، جیمیل یا مرورگر کروم روی این گوشی بهطور پیشفرض نصب نشده و گوگل پلیای هم برای دریافت اپلیکیشنهای ضروری خود نخواهید داشت.
این موضوع خبری بسیار مهم و مخرب برای عرضه پرچمدار جدید این غول فناوری چینی است. بازاریابیهای این شرکت در خارج از چین بدون تکیه بر فروشگاه نرمافزاری گوگل و اتکا به فروشگاههای شخص ثالث، بسیار تحت تأثیر قرار گرفته و اعتماد به آن بسیار سخت خواهد شد. هواوی روی توسعهدهندگان ناموآشنای اپلیکیشنها سرمایهگذاری کرده تا به این شرکت بپیوندند اما مشخص نیست که مشتریان نیز همراه این توسعهدهندگان به محصولات این شرکت جذب میشوند یا خیر.
چرا هواوی نمیتواند از اپلیکیشنهای گوگل استفاده کند؟
بهعنوان بخشی از تحریمهای دولت آمریکا علیه هواوی، این شرکت نمیتواند هیچ قراردادی برای استفاده از محصولات سختافزاری و سرویسهای تولیدشده از سوی شرکتهای آمریکایی به امضا برساند. این دستور از زمانیکه هواوی به لیست سیاه دپارتمان تجارت آمریکا اضافه شد، اعمال شده و شرکتهای آمریکایی و هواوی را از تبادل با یکدیگر محروم میسازد.
مقالههای مرتبط:
این بدین معنا است که هواوی نمیتواند لایسنس گوگل برای دسترسی به محصولات نرمافزاری این شرکت در پکیج سرویسهای موبایل گوگل (GMS) دریافت کند. این پکیج شامل اپلیکیشن و سرویسهای نامآشنای گوگل است که معمولا بهطور پیش نصب روی گوشیها وجود دارند. اپلیکیشنهایی مانند مرورگر کروم، کلاینت جیمیل، جستجوی گوگل، گوگل استیستنت و ترنسلیت. فروشگاه نرمافزاری گوگل پلی و سرویسهای پلی نیز جزوی از GMS اند. هیچ راهی برای دسترسی به میلیونها اپلیکیشن موجود روی گوگل پلی بدون داشتن لایسنس GMS وجود ندارد.
GMS مجزا از سیستمعامل اندروید است که سیستمعاملی متنباز بوده و تحت نسخه دوم لیسانس متنباز آپاچی است. هواوی همچنان قادر به ساخت بهروزرسانی با بهرهگیری از پروژه متنباز اندروید (Android Open Source Project) است. البته این عمل ممکن است وقفهای در آمادهسازی و دریافت بهروزرسانیهای امنیتی مستقیم از سوی گوگل ایجاد کند که تهدیدی برای دستگاههای هواوی به شمار میآید.
هواوی چه برنامهای برای گذر از این مشکل دارد؟
در انتهای مراسم معارفه هواوی میت ۳۰، مدیرعامل هواوی، ریچارد یو بهطور خلاصه نبود GMS روی این دستگاهها را تأیید نمود. بهجای این پکیج، کاربران از اپلیکیشن پیشنصبشده AppGallery و مجموعه سرویسهای موبایل هواوی (HMS) برخوردار خواهند بود. طبق اعلام هواوی بیش از ۴۵ هزار اپلیکیشن با قابلیتهای HMS Core ادغام شده و بیش از ۳۹۰ میلیون کاربر فعال ماهانه در این فروشگاه وجود دارد. این اعداد بزرگ اند اما اپگالری نه از حیث کاربران و نه از حیث برنامهها در حد و اندازه گوگل پلی نیست.
به دلیل تحریم آمریکا این گوشیها نمیتوانند GMS را بهطور پیشفرض داشته باشند. این موضوع ما را مجبور به استفاده از HMS و AppGallery در سری میت ۳۰ کردهاست.
ریچارد یو - مدیرعامل هواوی
هواوی در این مجموعه نرمافزاری، اپلیکیشنهای مرورگر، پیامرسانی، تماس، تقویم، گالری و چند اپلیکیشن ضروری دیگر را تدارک دیدهاست. البته جای خالی اپلیکیشنهایی مانند مسیریابی، ترجمه و اسیستنت (دستیار صوتی) از سوی بسیاری از کاربران، بهخصوص کاربران اروپایی، حس میشود. علاوه بر این اپگالری هواوی بهطور ملموس و قابل تاملی از گوگل پلی کوچکتر است. این موضوع به این معنا است که بسیاری از کاربران برای یافتن اپلیکیشنهای مورد نیاز خود با مشکل مواجه خواهند بود.
جذب توسعهدهندگان و کاربران
برای جبران تحریمهای آمریکا، هواوی سرمایهگذاری مضاعف و عظیم یک میلیارد دلاری روی اپگالری خود انجام دادهاست. این بودجه توسعهدهندگان را به سوی هواوی و پلتفرم آن کشانده تا توسعه اپلیکیشنهای ضروری را برای هواوی به انجام رسانند. برای دستیابی به این موضوع، HMS، ابزارهایی که برای توسعه و اجرای برنامهها لازم است در اختیار توسعهدهندگان قرار میدهد. این ابزارها شامل کیتهای نقشه، سایت، درایو، پیام و موقعیت مکانی به همراه سرویس بازی هواوی است. کیتهای آنالیزی، کیفپول و تبلیغات نیز برای توسعهدهندگان اپهای تجاری موجود است.
هواوی مدعی است که اپهای تولید شده با کیت HMS Core شاهد بهبودهایی در عملکرد روی دستگاههای هواوی خواهند بود. این موضوع نکته مثبتی است اما نباید فراموش کرد که اپگالری در حال حاضر اکوسیستم کوچکتری بوده و به زمان و بودجه قابلتوجهی نیاز دارد تا به یک فروشگاه نرمافزار تمام عیار با امکان رقابت با سایر فروشگاهها و برخورداری از تعداد مناسبی از اپها مبدل شود. حتی آمازون هم تلاش کرده تا با گوگل در این زمینه رقابت کند. با وجود تعداد بالای دستگاههای هواوی، جذب توسعهدهندگان به HMS همچنان مشکل است. احتمال میرود بیشتر شاهد پورت اپلیکیشنها روی AppGallery باشیم اما این نسخه ممکن است در مقایسه با همتای گوگل پلی خود عملکردی ضعیفتر حداقل در وهلهی اول داشته باشند.
برخی نیز به وجود راهی برای دور زدن این تحریم و دسترسی به فروشگاه و اپلیکیشنهای گوگل امیدوار بودهاند. برای مثال میزو، تولیدکننده چینی را در نظر بگیرید که یک نصاب برنامههای گوگل برای نصب سرویسهای گوگل پس از راهاندازی دستگاه تدارک دیده است. اما گوگل ظاهرا با این روشها که ممنوعیتهای فعلی را نقض میکنند با قاطعیت برخورد میکند.
اگر هواوی نتواند راهی برای نصب GMS روی میت ۳۰ و میت ۳۰ پرو پیدا کند، احتمالا تعداد زیادی از کاربران از اپگالری استفاده نکرده و بهدنبال راهی برای استفاده از GMS خواهند بود که این امر رضایت از این گوشیها را کاهش داده و بسیاری از کاربران را در تهیه این پرچمداران مردد میکند. اخباری حاکی از بازبودن بوتلودرهای سری میت ۳۰ نیز به گوش میخورد که دستکاری سیستمعامل این گوشیها را برای کاربران وارد، راحتتر هم میکند.
به بیان خیلی ساده، اگر از فروشگاه هواوی خوشتان نیاید، باید خودتان بهدنبال رفع مشکل باشید!
دیدگاه شما در این باره چیست؟ هواوی چه راهکارهایی پیش روی دارد؟ آیا نبود GMS میتواند روی فروش این گوشی حداقل در خارج از مرزهای چین، تأثیر بگذارد؟ دیدگاههای خود را با ما و سایر کاربران زومیتی به اشتراک بگذارید.
از میان تمام فناوریهای جدیدی که به صنعت تلویزیون راه یافت، HDR بیشترین اهمیت و تأثیر را در افزایش کیفیت تصاویر داشت. تأثیر این فناوری بیشتر از تغییر صنعت از کیفیت Full HD به 4K بود. البته اکثر تولیدکنندههای تلویزیون امروزه تمرکز اصلی بازاریابی خود را بر فناوری و قابلیت 4K یا 8K معطوف میکنند و اشارهی کمتری به فرمت HDR میشود.
مقالههای مرتبط:
HDR یک فرمت ثابت نیست. درواقع این اصطلاح (High Dynamic Range) برای مجموعهای از فرمتهای تصویری استفاده میشود که هرکدام ویژگی منحصربهفردی دارند. از میان آنها Dolby Vision محصول Dolby Labs شهرت بیشتری دارد. در ادامهی این مطلب زومیت، به بررسی دقیق این فرمت و پاسخ به برخی سؤالهای رایج دربارهی آن میپردازیم: دالبی ویژن چیست و چه تفاوتهایی با دیگر فرمتهای HDR دارد؟ چگونه میتوان به چنین فرمتی دست پیدا کرد؟
HDR چیست؟
پیش از پرداختن به فرمت دالبی ویژن ابتدا باید خانوادهی اصلی یعنی HDR را بشناسیم. HDR به تولیدکنندههای محتوا و فیلمسازان امکان میدهد که ویدئوهایی روشنتر، با دقت نور بالاتر و کنتراست بیشتر نسبت به محتوای قدیمی تولید کنند. فرمت مذکور عموما در سالنهای حرفهای سینما پخش میشد، اما بهمرور به تلویزیونهای خانگی هم راه یافت. درنتیجه امروز وقتی محتوای HDR در تلویزیونی با پشیبانی از این فرمت پخش شود، میتوان کیفیت عالی سینمایی را در نمایشگری کوچکتر تجربه کرد.
درحالحاضر پنج فرمت HDR برای کاربران خانگی وجود دارد: دو عدد از آنها فرمتهای ایستا (Static) و سه عدد فرمت پویا (Dynamic) هستند. دو فرمت ایستا، HDR10 و HLG نام دارند. HDR10 توسط تمامی تلویزیونهای HDR پشتیبانی میشود. HLG نیز عموما کاربرد پخش رسانهای دارد. مفهوم ایستا در این فرمتها یعنی محتوای HDR یک مرتبه و براساس کل فیلم یا نمایش تلویزیونی شناسایی میشود. اطلاعات کسبشده در ابتدا، تا پایان نمایش تغییر نمیکند.

فرمتهای پویای HDR برخلاف فرمت ایستا اطلاعات را براساس صحنهها و حتی فریمهای تصویر تغییر میدهند. درواقع المانهای ایجاد محتوای HDR برای هر صحنه و فریم متفاوت میشود. چنین رویکردی نیاز به دادههای بسیار زیاد دارد، اما کارشناسان اعتقاد دارند فرمت HDR در این روش کیفیت بسیار بالاتری ارائه میکند. Advance HDR از شرکت Technicolor یکی از فرمتهای پویا محسوب میشود. دو فرمت دیگر برای محتوای خانگی پرکاربردتر هستند: +HDR10 که سامسونگ هم در توسعهی آن نقش داشت و دالبی ویژن.
مزیت خاص دالبی ویژن
همانطور که گفته شد دالبی ویژن یک فرمت پویای HDR بوده که توسط دالبی لبز توسه یافته است. این فرمت با تنظیم صحنه به صحنه و حتی فریم به فریم تصویر، جزئیات بیشتری را همراهبا دقت رنگ بالاتر به کاربر ارائه میکند. بهینهسازی محتوا در هر تصویر بهصورت مجزا انجام میشود. البته فرایند و شیوهی عملکرد دالبی ویژن جزئیات بیشتری دارد.
دالبی ویژن به تولیدکنندههای محتوا امکان میدهد تا تنظیمات تصویر را در سطوح بسیار جزئی بهبود دهند. بهعلاوه تنظیمات بیشتری نسبت به فرمت مرسوم و سنتی HDR10 در دالبی ویژن پشتیبانی میشود. بهعنوان مثال HDR10 حداکثر از روشنایی هزار نیت (Nit) در تلویزیونی پشیبانی میکند. این آمار برای دالبی ویژن به ۱۰ هزار نیت میرسد.

دقت رنگ هم در دالبی ویژن نسبت به فرمتهای دیگر افزایش مییابد. HDR10 به تولیدکنندهها امکان میدهد تا رنگ را با ۱۰ بیت داده برنامهریزی و تنظیم کنند. دالبی ویژن بیتها را به ۱۲ عدد میرساند. شاید در نگاه اول چنین تفاوت دو بیتی زیاد به نظر نرسد، اما قطعا تفاوت آن در عمل بیشتر خواهد بود. با تنظیمات ۱۰ بیتی، میتوان ۱،۰۲۴ رنگ ثانویه را از هر رنگ اصلی ایجاد کرد که کمی بیشتراز یک میلیارد رنگ را در اختیار تولیدکنندهی محتوا قرار میدهد. وقتی تنظیمات به ۱۲ بیت برسد، امکان انتخاب رنگ ثانویه به ۴،۰۹۶ افزایش مییابد. درنهایت در مجموع امکان انتخاب ۴۸ میلیارد رنگ برای تولیدکنندهی محتوا فراهم میشود.
جزئیات بسیار زیادی که در بالا شرح دادیم، در تلویزیونهای امروزی آنچنان قابل درک نیستند. درحالحاضر هیچ تلویزیونی توانایی نمایش ۱۰ هزار نیت روشنایی و ۶۴ میلیارد رنگ دالبی ویژن را ندارد. حتی بهترین محصولات بازار با بالاترین امکانات روشنایی هم به دو هزار نیت محدود میشوند. از میان حرفهای ترین تلویزیونها هم میتوان به خانوادهی E از محصولات اولد الجی اشاره کرد که حداکثر ۱۰ بیت رنگ را پشتیبانی میکنند. درنهایت فناوری تلویزیون با سرعتی رشد میکند که شاید بتوان پشتیبانی از قابلیتهای بیشمار دالبی ویژن را تا پنج سال آینده ممکن دانست.
تفاوت با +HDR10
فرمت +HDR10 که توسط سامسونگ پشتیبانی میشود، شباهت بالایی با دالبی ویژن دارد. فرمت پویا با قابلیت تغییر تنظیمات برای هر صحنه، رویکردی مشابه دالبی ویژن در پیش میگیرد. +HDR10 هم بازهی بزرگتری از رنگ و نور را پشتیبانی میکند، اما مشخصات آن به اندازهی دالبی ویژن حرفهای نیست. البته تفاوت اصلی دو استاندارد در حالحاضر، در دسترس بودن آنها است.
درحال حاضر دستگاههای محدودی از +HDR10 پشتیبانی میکنند و محتوای +HDR10 زیادی هم در دسترس نیست. البته قطعا بهمرور شاهد افزایش پشتیبانی و دسترسی به محتوا و سختافزار این فرمت خواهیم بود. به لطف آزاد بودن مجوز فرمت مذکور، قطعا تولیدکنندههای بیشتری به آن علاقهمند خواهند شد.

نکتهی مهم دربارهی پشتیبانی از فرمتهای پویا این است که هر دستگاه پشتیبان فرمت دالبی ویژن، با بهروزرسانی فرمور از +HDR10 هم پشتیبانی خواهد کرد. بهعلاوه چنین پشتیبانی هزینهی زیادی هم برای تولیدکنندههای تلویزیون ندارد. البته این روند برای دالبی ویژن صادق نیست. برای پشتیبانی از دالبی ویژن باید هزینهی دریافت مجوز و همچنین توسعهی فرمور پرداخت شود و شاید برخی تولیدکنندهها تمایلی به آن نشان ندهند.
تلویزیونهای با قابلیت پشتیبانی از دالبی ویژن
دالبی ویژن شهرت و گستردگی بیشتری نسبت به +HDR10 دارد، اما لزوما همهی تلویزیونهای جدید از آن پشتیبانی نمیکنند. از برندهای بزرگ فعال در بازار میتوان سامسونگ را مثال زد که بهخاطر استفاده از +HDR10، دالبی ویژن را در فهرست قابلیتهای خود جای نداده است.
از برندهای بزرگ پشتیبانیکننده از دالبی ویژن میتوان به LG, TCL,Vizio و Sony اشاره کرد. البته پشتیبانی در این برندها هم در مدلهای گوناگون متفاوت است. بههرحال مشتریان پیش از انتخاب و خرید تلویزیونهای جدید باید مشخصات آنها را برای پشتیبانی یا عدم پشتیبانی از دالبی ویژن بهدقت بررسی کنند.
پیشنیاز دسترسی به دالبی ویژن
علاوه بر تهیهی تلویزیون یا دستگاه دیگری که از فرمت دالبی ویژن پشتیبانی کند، باید منبعی برای دریافت ویدئوی دالبی ویژن هم داشته باشید. شایان ذکر است امروزه برخی از گوشیهای هوشمند و تبلتها از دالبی ویژن پشتیبانی میکنند. درحالحاضر بسیاری از فیلمهای بلوری 4K Ultra HD در فرمت دالبی ویژن عرضه میشوند. بهعلاوه سرویسهای استریم همچون نتفلیکس و آمازون پرایم هم مجموعهای مناسب از فیلمها و سریالهای بهروز را در فرمت دالبی ویژن به کاربر ارائه میکنند.

سرویسهای استریم +Disney و +Apple TV که بهزودی شروع به کار میکنند، هر دو پشتیبانی از دالبی ویژن و Dolby Atmos را بهعنوان قابلیتهای خود معرفی کردهاند. بهنظر میرسد پشتیبانی از دالبی ویژن تنها در پخش سنتی تلویزیون دیده نخواهد شد. درحالحاضر محتوای HDR در شبکههای سنتی محدود است و در زمان ارائه هم باید بیشتر انتظار فرمتهای HDR10 یا HLG را داشت، چون این فرمتها پهنای باند کمتری نیاز دارند.
دستگاههای ستتاپ باکس، کنسولهای بازی و پخشکنندههای بلوری برای نمایش محتوای دالبی ویژن باید به پشتیبانی از آن مجهز باشند. بهعنوان مثال دستگاههای استریم برند Roku همچون +Roku Streaming Stick تنها از HDR10 پشتیبانی میکنند. البته برخی از تلویزیونهای این برند (که عموما توسط TCL ساخته میشوند) دالبی ویژن را هم به فهرست قابلیتهای خود افزودهاند. از میان محصولات برندهای دیگر، Apple TV 4K از این فرمت پشتیبانی میکند، اما Apple TV HD توانایی پخش آن را ندارد. Amazon 4K Fire TV Stick یکی از معدود دستگاههایی محسوب میشود که از چهار فرمت اصلی HDR یعنی HDR10 و HLG و +HDR10 و Dolby Vision پشتیبانی میکند. مایکروسافت هم از سال ۲۰۱۸ پشتیبانی از دالبی ویژن را به کنسولهای ایکسباکس وان اس و ایکسباکس وان ایکس اضافه کرد. شایان ذکر است پلیاستیشن هنوز قابلیت پشتیبانی از دالبی ویژن را ندارد.
نکتهی نهایی در استفاده از محتوای دالبی ویژن در خرید کابل HDMI رابط نهفته است. اگر تلویزیون شما برای نمایش محتوا بهجای دانگل به چنین کابلی نیاز دارد، حتما باید کابلی با پشتیبانی از این فرمت خریداری کنید. کابلهایی که برچسب HDMI Premium Cetified دارند گزینههای مناسبی محسوب میشوند.
نکات بالا اطلاعاتی کلی دربارهی فرمت دالبی ویژن بود که احتمالا با گذشت زمان در کنار دیگر فرمتهای HDR به استاندارد اصلی پخش محتوا تبدیل خواهد شد. شاید در آیندهای نهچندان دور، تمامی فیلمها و سریالها با کیفیت بسیار بالاتر از امروز، با این فرمتها پخش شوند.
شمالگان در حال ناپدید شدن است: پوششهای یخی در حال ذوب شدن هستند، پوشش درختی در حال حرکت به سمت شمال است و خرسهای گرسنهی قطبی کمکم وارد شهرها میشوند. سرعت گرمایش شمالگان به دلیل تغییرات اقلیمی، بهویژه تغییرات انعکاس (بر اثر ازبینرفتن یخها و برفهای انعکاسدهندهی نور خورشید و جایگزینی آنها با خاک و اقیانوس که گرمای بیشتری را جذب میکنند) دو برابر شده است. چنین تغییراتی، چرخهی بازخورد مثبت خطرناکی را بهدنبال خواهد داشت که در آن گرما منجر به تولید گرمای بیشتر میشود.
امروزه یخهای شمالگان فقط ذوب نمیشوند بلکه میسوزند. آتشسوزی مهیب جنگلهای سیبری به مدت بیش از سه ماه، ابری از دود و خاکستر را به کل آسمان اروپا وارد کردند. بیش از چهار میلیون هکتار از جنگلهای تایگای سیبری در آتش سوختند، ارتش روسیه وارد عمل شد، مردم این منطقه با دود محاصره شده بودند و ابر دودی حتی به آلاسکا و فراتر از آن هم رسید. آتشسوزی جنگلهای شمالی گرینلند، آلاسکا و کانادا هم شدت گرفت.
شاید تصاویر جهنم آتشین شمالگان، بسیاری را شوکه کرده باشد اما از نظر فیلیپ هیگورا زیستبوم شناس آتش در دانشگاه مونتانای ایالاتمتحده که بیش از ۲۰ سال به پژوهش روی شعلههای آتش شمالگان میپردازد، این اتفاق زیاد هم دور از انتظار نیست. او میگوید: «من تعجب نمیکنم، این اتفاقات همان حوادثی هستند که سالها قبل پیشبینی کرده بودیم.»
براساس پیشبینیهای هیگورا و تیم او و مدلسازیهای پیچیدهی کامپیوتری در سال ۲۰۱۶، آتشسوزی جنگلهای شمالی و توندراهای شمالگان تا سال ۲۱۰۰ چهار برابر بیشتر خواهد شد.

آتشسوزیهای عظیم جنگلها در توندراهای سیبری، اقامتگاههای مجاور را تهدید میکنند و این مناطق زیر ابری از دود و خاکستر مدفون میشوند
بهگفتهی هیگورا یکی از معیارهای کلیدی در این اتفاق دمای میانگین ۱۳.۴ درجهی سانتیگراد در ماه ژوئیه بود که در ۳۰ سال اخیر بیسابقه بود. دمای، بیشترین بخش توندراهای آلاسکا به شکل خطرناکی بین سالهای ۱۹۷۱ و ۲۰۰۰ به این میانگین نزدیک شد و حساسیت این مناطق نسبت به گرمایش زمین افزایش یافت. تعداد مناطق نزدیک و بیشتر از این نقطهی میانگین احتمالا با افزایش گرمایش جهانی در سالهای پیش رو افزایش خواهد یافت. او در ادامه میگوید:
در مناطق قطب شمال، پس از دمای عطف مشخصی توندراها شروع به سوختن میکنند، دقیقا مانند یک کلید دودویی است. این رابطهی عطف یکی از عوامل حساسیت شمالگان است: مناطقی که سالها است زیر میانگین مشخص و خارج از رادار فعالیت آتش قرار دارند اما بهطور ناگهانی و با تغییر در دمای شروع به سوختن میکنند.
مقالههای مرتبط:
چنین آتشسوزیهایی بخش طبیعی تمام اکوسیستمها از جمله اکوسیستمهای شمالی هستند این پدیدهها گوناگونی زیستی و سهولت چرخهی غذایی را افزایش میدهند اما آتشسوزی شمالگان در چنین مقیاسی بیسابقه و بهشدت غیرمعمول است. بهگفتهی هیگورا: «این آتشسوزیها نشاندهندهی دخالت انسان در طبیعت هستند و تغییرات اقلیمی جهانی هم ضربهی بزرگی به اکوسیستم وارد میکند»
یکی از دلایل انفجار در طول آتشسوزیها افزایش حرارت است که باعث خشکی خاک و ذوب یخهای دائمی میشود؛ اما دلایل شگفتانگیزتری هم برای چنین حوادثی وجود دارد برای مثال گرم شدن هوا منجر به افزایش صاعقه و آتشسوزی جنگلها میشود.
سوخت کند
بهگفتهی سو ناتالی، دانشمندیار مرکز پژوهشی Woods Hole (سازمانی در ماساچوست که بهدنبال راهحل برای تغییرات اقلیمی است):
تابستان امسال پس از کار در محیط داغ و پر از دود آلاسکا بهوضوح آثار آتشسوزی در مناطق مختلف را احساس کردیم. همچنین بهراحتی میتوان به آثار بلندمدت آتشسوزی در سالهای گذشته پی برد. ما روی زمینی راه میرویم که به دلیل ذوب یخهای دائمی در آتشسوزیهای گذشته، در حال فروپاشی است.»

آتشسوزی در توندرای سیبری به بیش از یک میلیون هکتار جنگل نفوذ کرده است و کنترل آن با عملیات آتشنشانی تقریبا غیرممکن است.
بهگفتهی ناتالی، اتفاق شگفتانگیزتر از به جوش آمدن یخها، سوختن تالابها است. آتشسوزیها معمولا بر کل اکوسیستم شمال تأثیر میگذارند. هوا آلوده است، خشکسالی فراگیر شده است و در مقابل، تودههای جدید گیاهی و درختی در نقاط غیرقابلانتظاری افزایش یافته است. برای مثال طبق یکی از گزارشها در سال گذشته، گرمایش شمالگان و تغییر در پوشش گیاهی منجر به کاهش جمعیت گوزنهای شمالی به نصف شده است زیرا این گونهها دیگر قادر به منابع غذایی خود بهخصوص گلسنگ نیستند.
آتشسوزی در شمالگان تأثیر چشمگیری بر اقلیم کل جهان میگذارد. جنگلها و توندراهای شمالی ۳۳ درصد از خشکیهای سراسر جهان را تشکیل میدهند و تقریبا ۵۰ درصد از کربن خاک سراسر دنیا را در خود دارند، این میزان کربن از کربن موجود در کل پوششهای گیاهی سراسر جهان بیشتر است و برابر با میزان کربن موجود در جو است.
در شمالگان به دلیل آبوهوای بسیار سرد، تجزیه و رشد میکروبی کندتر از مناطق گرمسیری است بنابراین کربن از طریق رشد گیاهی به چرخهی غذایی بازنمیگردد و در یخها ذخیره میشود. به بیان دیگر، در صورتی که آتشسوزی جنگلها و ذوب توندراها ادامه پیدا کند، کربن موجود در جو هم به شکل چشمگیری افزایش خواهد یافت و ممکن است حداکثر تلاشهای جهان برای کاهش آلودگی کارساز نباشند.

مقادیر زیادی از کربنی که در درختها، خاکبرگها و خاک جنگلهای شمالگان به دام افتاده است بر اثر آتشسوزی وارد جو میشود.
بهگفتهی مریت تورتسکی از دانشگاه گولف اونتاریوی کانادا: «شمال، یخچالی سراسری و وسیع برای کربن موجود در جو است». تورتسکی، به بررسی چگونگی ذوب یخهای دائمی و تبدیل خشکیهای یکپارچه به زمینی آبکی میپردازد. از طرفی سالها است جوامع شمالی وضعیت خانههای نامتعادل و جادههای فروریخته را گزارش میکنند.
امروزه، زمینهای یکپارچه به خودی خود آتش میگیرند. آتشسوزی در تالابها به شکل احتراق بدون شعله و خفهای است که از طریق خاکبرگها با سرعت حلزونی نیم متر در هفته به اطراف سرایت میکند، در حالی که سرعت آتشسوزیهای جنگلی به ۱۰ کیلومتر بر ساعت میرسید. بهگفتهی تورتسکی:
شعلهها در این نوع احتراق به سرعت به درختان نفوذ نمیکنند بلکه به کندی در میان خزهها و زیستتودهها و هر چیزی که روی زمین افتاده است حرکت میکنند.
آتشسوزیهای کند آسانتر از آتشسوزی بر اثر صاعقه به وجود میآید و مقاومت آن در شرایط رطوبت و سرما هم بیشتر است که دلیل آن هم وجود ذخایر زیادی از گازهای قابل احتراق مثل متان در تالابها و مردابها است. با گرمایش زمین، خاکها و تالابهای شمالی خشک میشوند و احتمال آتشسوزیهای کُند افزایش مییابد.
تورتسکی در مقالهی پژوهشی سال ۲۰۱۵، ثابت میکند آتشسوزیهای کُند نسبت به گرمایش جهانی تهدید بزرگتری هستند. سوخت آنها مدت طولانیتری طول میکشد، بنابراین میتوانند گرما را به خاک و یخچالها وارد کنند و دو برابر آتشسوزیهای عادی کربن مصرف کنند.

دودهای آتشسوزی جنگلی تا مناطق وسیعی گسترش پیدا میکند و حتی هوای قارههای دیگر را هم آلوده میکند
بهگفتهی تورتسکی:
متأسفانه هیچ روشی برای ارسال یک هواپیمای آب فشان با مخزنی پرآب یا عملیات آتشنشانی برای خاموش کردن چنین آتشی وجود ندارد و با وجود آتشسوزیهای کند، حتی ابزار آتشنشانی در مقیاس وسیع هم پاسخگو نیست.
حتی بدتر از آن، بارش باران هم کمکی به حل مشکل نخواهد کرد. او میگوید:
برای خاموش کردن چنین آتشی نیاز به بارشهای رسوبکننده مثل بارش برف وجود دارد اما بارش باران که اغلب با رعدوبرق همراه است میتواند شرایط را به دلیل وجود متان در مردابها وخیمتر کند.
جذبکننده یا منتشرکننده
به گزارش تورتسکی و همکاران در یک بررسی جدید، جنگلهای شمالی بهجای جذب کربن جو از طریق فتوسنتز و رشد و ایفای نقش بهعنوان جذبکنندهی کربن، به دلیل سوختن کربن خود را در جو منتشر میکنند و به این ترتیب به منبع توزیع کربن تبدیل میشوند. به بیان دیگر جنگلهای شمالی بهجای اینکه بهعنوان ترمزی برای تغییرات اقلیمی عمل کنند، میسوزند و به شکل چشمگیری گرمایش جهانی را تشدید میکنند.
در طول آتشسوزی، کل کربن خاک نمیسوزد. بلکه کربن موجود در خاک به مرور زمان و پس از چند مرتبه آتشسوزی افزایش پیدا میکند. از طرفی با گرمایش هوا و افزایش شدت و وسعت آتشسوزی مناطق شمالی، احتمال انتشار کربن خاک در جو هم افزایش پیدا خواهد کرد. بهگفتهی تورتسکی:
خبر بد این است که آتشسوزیهای بزرگ میتوانند به کل جنگل سرایت کنند و به لایههای قدیمی کربن که هزاران سال پیش جذب شدهاند، نفوذ کنند. با آزاد شدن کربن ۱۰۰ هزار ساله به داخل جو، بازخورد مثبتی به وجود خواهد آمد. با اینکه آتشسوزیهای فصلی بخشی طبیعی از جنگلهای شمالی هستند اما این پدیده در اطراف قطب شمال طبیعی نیست (شاید در آینده این اتفاق رایج شود).

توازن درختهای سیاهکاج، غان و کانیفر در جنگلهای شمالی اطراف قطب شمال پس از آتشسوزی به دلیل توزیع دانههای نیمسوز در حال تغییر است
اگر آتشسوزی مناطق شمالگان معیار کافی برای درک تغییر الگوی آن نباشد، مانع بزرگتری که بر سر راه درک این پدیده قرار دارد، آتشسوزیهای زیرزمینی است. بهگفتهی کارلی فیلیپس، یکی از اعضای محافظت کربنی جنگلهای شمالی آلاسکا در انجمن دانشمندان نگران (سازمانی غیرانتفاعی که ۵۰ سال پیش با هدف استفاده از علم برای بهبود سلامت مردم و سیارهی زمین تأسیس شد):
درک بهتر از آتشسوزی در اکوسیستمهایی مثل مردابها، لجنها و خاکهای زیر سطح میتواند درک مردم از چگونگی آتشسوزی در شمالگان را تغییر دهد.
با وجود آتشهای خفته در زیر سطح زمین، آتشسوزیهای زیرزمینی میتوانند در طول زمستان هم دوام بیاورند و در فصل بهار به مناطق غیرقابل پیشبینی برسند. ازاینرو نام مستعار آنها آتش زامبی است؛ زیرا نه زنده هستند نه کاملا از بین رفتهاند.
معیارهایی مثل یخهای در حال ذوب، انتشار متان، خشک شدن تالابها، ناپدیدشدن یخها، افزایش آتشهای زامبی و البته گرمایش جهانی همه دست به دست هم میدهند و به زمینهای بیسابقه برای تغییرات چشمگیر در شمالگان تبدیل میشوند.
ناتالی از شرکت Woods Hole در سال ۲۰۱۸ به گزارش مطالعهای موردی پرداخت که از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۶ در سیبری اجرا شد. او و همکارانش قسمتهایی از زمین را با درجههای مختلف سوزاندند و منتظر رشد دانههای سیاهکاج ماندند. در سال۲۰۱۷، تعداد دانههای کاج سیاه در زمینهای نیمه سوخته یا بهشدت سوخته در مقایسه با زمینهای دیگر پنج برابر شده بود و این یعنی با افزایش آتشسوزی جنگلها گونههای جدیدی رشد خواهند کرد.

آتشسوزی تابستانه در آلاسکا تأثیر وسیعی بر اکوسیستمهای وسیع آن منطقه خواهد گذاشت
به همین ترتیب الگوی گیاهی شمالگان از جنگلهای کانیفر به جنگلهای برگریز تبدیل میشود که در جنوب رایجتر هستند. بهگفتهی تورتسکی:
در مناطق شمالی، شاهد تکثیر و رشد جنگلهای برگریز هستیم زیرا پس از آتشسوزی دیگر امکان رشد درختان کانیفر وجود نخواهد داشت. به این ترتیب ساختار نمادین تعریف شمال هم در حال تغییر است.
تأثیر جهانی
تغییرات چشمگیر در شمالگان و جنگلهای شمالی بر کل سیارهی زمین تأثیر خواهد گذاشت. بهگفتهی مارک پرینگتون، دانشمند ارشد سازمان خدمات نظارت بر جو کوپرنیک (Cams) در EFFIS (دستگاه اطلاعاتی آتشسوزی جنگلهای اروپا) میگوید: «این یک مشکل بزرگ است: آتشسوزی در این مناطق بر کیفیت هوا در دیگر مناطق دنیا تأثیر میگذارد».
عملیات نظارتی شامل این موارد است: نظارت بر دودهای آلاسکا و ردیابی آنها تا دریاچههای بزرگ (دریاچههای واقع در شرق آمریکای شمالی در مرز کانادا و ایالات متحده که از طریق رودخانهی سن لارنس به اقیانوس اطلس منتهی میشوند)، آتشسوزیهای آلبرتا که دلیل عمدهی سرخ شدن آسمان اروپا هستند؛ تودهی دود که از شمالگان کانادا به شمالگان اروپا میرسد و بسیاری از موارد دیگر.
به عقیدهی پرینگتون برای تأثیر آتشسوزی بر اقلیم جهانی باید محل فرود ذرات سیاهی مثل دوده را ردیابی کنیم. اگر دودهها روی یخ و برف فرود بیایند، قابلیت انعکاسی کاهش مییابد، در نتیجه نور خورشید و گرمای بیشتری جذب میشود که نتیجهی نهایی آن افزایش گرمایش جهانی است. Cams هم برای پاسخ به این سؤال از دادههایی برخوردار است اما باز هم به دادههای بیشتری نیاز است.
اما به غیر از پژوهش چه راهحلی برای این مشکل وجود دارد؟ آیا امکان متوقف کردن آتشسوزیها و جلوگیری از گسترش آنها وجود دارد؟ هیگورا نسبت به این مسئله خوشبین نیست. او میگوید:
نمیتوانیم بگوییم در آینده از وقوع چنین آتشسوزیهایی جلوگیری میکنیم؛ زیرا جلوگیری از این پدیده درست مانند جلوگیری از طوفان غیرقابل پیشبینی است.
به دلیل وسعت و دورافتادگی مناطق و نبود زیرساخت، حتی مبارزه با آتشسوزیهای منفرد هم چالشبرانگیز است؛ اما به عقیدهی کارشناسان با هر آتشی نباید جنگید بلکه باید به عوامل دیگری توجه کرد. بهگفتهی تورتسکی:
سرمایهگذاری بر خاموش کردن کل آتشهای شمالی، غیرمنطقی و حتی گاهی غیرممکن است. مهمترین کاری که باید انجام دهیم تعدیل تغییرات اقلیمی است و برای رسیدن به این هدف نه در ۱۰ یا ۱۵ سال آینده، بلکه باید همین حالا اقدام کنیم.
هوندا نخستین بار مدل هیبریدی CR-V را در سال ۲۰۱۷ و در نمایشگاه خودروی شانگهای رونمایی کرد. در آن زمان با اینکه بسیاری فکر میکردند هوندا به سرعت این مدل را روانهی بازار ایالات متحدهی آمریکا خواهد کرد؛ ولی در کمال تعجب این اتفاق نیفتاد. حالا دو سال پس از رونمایی از CR-V هیبریدی هوندا بالاخره تصمیم به ارسال این خودرو به بازار بزرگ آمریکا گرفته است. هوندا روز چهارشنبه از CR-V هیبریدی ۲۰۲۰ را بهطور رسمی پردهبرداری کرد. مدل جدید این خودرو برای سال ۲۰۲۰ دستخوش تغییراتی در بخش ظاهری شده است و امکانات بیشتری هم نسبت به قبل دارد.

تشخیص تغییرات ظاهری CR-V هیبریدی در مقایسه با نسخهی عادی آن در نگاه نخست کار سادهای نیست. چراغهای مهشکن در این مدل بهصورت یکپارچه با سپر طراحی شدهاند و جلوپنجره نیز مقداری تغییر کرده است. در مدل هیبریدی چراغهای مهشکن به شکل نواری از LED طراحی شدهاند، ولی در مدلهای عادی CR-V این چراغها گرد هستند. در بخش عقبی نیز میتوان به چراغهای عقب تیره رنگ و خروجی اگزوز جدید کرومی اشاره کرد. هوندا رینگهای جدیدی هم برای این مدل طراحی کرده است و در نهایت روی مدل هیبریدی نشان هیبرید به چشم میخورد.

تغییرات هوندا CR-V هیبریدی ۲۰۲۰ درون کابین نیز ادامه دارد. کنسول مرکزی دارای طراحی جدیدی است که کار کردن با آن را راحتتر میکند. در تیپهای تورینگ CR-V هیبریدی امکاناتی مانند شارژر بدون سیم Qi، نمایشگر رنگی درون نشان دهندهها، پورت USB برای سرنشینان عقب، نمایشگر ۷ اینچی لمسی برای سیستم مالتی مدیا، اندروید اتو و اپل کارپلی دیده میشوند. هوندا CR-V هیبریدی دارای کنسول مرکزی متفاوتی در مقایسه با نسخههای عادی این خودرو است و بهجای اهرم تعویض دنده، چند کلید دیده میشوند. این مدل همچنین دارای کلیدی است که با فشردن آن عملکرد خودرو بهبود پیدا میکند.
مقالههای مرتبط:
هوندا کراساور هیبریدی خود را به یک پیشرانهی ۲ لیتری ۴ سیلندر مجهز کرده است که توانایی کار کردن با سیکل آتکینسون را دارد. در کنار این پیشرانهی بنزینی از یک موتور برقی هم بهرهگیری شده است که مجموع قدرت سیستم هیبریدی را به ۲۱۲ اسببخار و گشتاور آن را به ۳۱۴ نیوتنمتر میرساند. قدرت موتور این خودرو به هر چهار چرخ انتقال مییابد. هوندا هنوز عدد دقیق برای مصرف سوخت و آلایندگی CR-V هیبریدی منتشر نکرده است ولی گفته که مصرف سوخت این مدل ۵۰ درصد پایینتر از نسخهی بنزینی CR-V است. باتری مدل هیبریدی در زیر صندوق بار کار گذاشته شده است. صندلیهای ردیف دوم در این خودرو با این وجود همچنان قابلیت تا شدن بهصورت ۶۰/۴۰ را دارند.

هوندا در نسخهی بنزینی CR-V از یک پیشرانهی ۱.۵ لیتری ۴ سیلندر خطی مجهز به توربو شارژر استفاده کرده است که ۱۹۰ اسببخار قدرت دارد. این مدل به یک جعبهدندهی ضریب متغیر CVT مجهز است و خریداران امکان انتخاب نسخهی دیفرانسیل جلو یا چهار چرخ محرک را دارند. هوندا CR-V مدل ۲۰۲۰ از نظر ایمنی نیز حرفهای زیادی برای گفتن دارد. هوندا پکیج تجهیزات ایمنی فعال خود به نام Honda Sensing را بهصورت استاندارد در این خودرو عرضه میکند که شامل مواردی همچون سیستم ترمز خودکار اضطراری، سیستم تشخیص عابر پیاده، رادار بین خطوط، سیستم جلوگیری از خروج از خط، سیستم کروز کنترل هوشمند و سیستم هشدار نقطه کور است. هوندا برای ایمنی عابران پیاده، نسخهی هیبریدی CR-V را به یک صدا ساز مصنوعی مجهز کرده تا در سرعتهای پایین با تولید صدا به عابران عبور خودرو را هشدار دهد. هوندا CR-V مدل ۲۰۲۰ از پاییز آینده وارد بازار آمریکا خواهد شد اما خریداران برای دست پیدا کردن به مدل هیبریدی این خودرو باید تا اوایل سال ۲۰۲۰ صبر کنند. هوندا هنوز جزییات قیمتی این مدل را نیز منتشر نکرده است.
در حالی که نتایج برخی از مطالعات نشاندهنده ارتباط نامطلوب بین مصرف تخم مرغ و بیماری قلبی است، دیگر مطالعات این ارتباط را رد میکنند. اما کدام نتایج معتبرتر است؟
اگر چیزی بهعنوان غذای کامل وجود داشت باشد، تخممرغ (و تخم پرندگان دیگر) یکی از مدعیان آن است. این مادهی غذایی بهراحتی قابل تهیه، قابل پخت، مقرونبهصرفه و سرشار از پروتئین است. کریستوفر بلسو استاد علوم تعذیه در دانشگاه کنتیکت در آمریکا میگوید:
تخممرغ باید تمام مواد مغذی مورد نیاز برای رشد یک ارگانیسم را داشته باشد، بنابراین بدیهی است که ازنظر مواد مغذی بسیار متراکم است.
خوردن تخممرغ در کنار غذاهای دیگر به بدن ما کمک میکند تا ویتامین بیشتری را جذب کند. برای مثال نتایج یک مطالعه نشان داده است که افزودن یک عدد تخممرغ به سالاد میتواند باعث افزایش جذب ویتامین E موجود در سالاد شود. اما دهها سال است که مصرف تخممرغ بهعلت محتوای بالای کلسترول آن که برخی از مطالعات نشان دادهاند با افزایش خطر بیماری قلبی همراه است، مورد بحث بوده است. زردهی کامل یک تخممرغ حاوی حدود ۱۸۵ میلیگرم کلسترول است که بیش از نصف مقدار توصیهشده کلسترول در دستورالعملهای رژیم غذایی آمریکا است (۳۰۰ میلیگرم). آیا این بدان معنا است که تخممرغ بهجای اینکه غذایی ایدهآل باشد، ممکن است به ما آسیب برساند؟
کلسترول، چربی زردرنگی است که در کبد و رودههای ما تولید میشود و در تمام سلولهای بدن ما یافت میشود. ما معمولا در مورد آن بهعنوان یک مادهی بد فکر میکنیم اما کلسترول یکی از واحدهای اساسی سازندهی غشای سلولی است. این ماده همچنین برای ساخت ویتامین D و هورمونهای تستوسترون و استروژن مورد نیاز است. ما تمام کلسترول مورد نیاز خود را تولید میکنیم اما این ماده همچنین در محصولات حیوانی از جمله گوشت گاو، میگو، تخممرغ و نیز کره و پنیر یافت میشود.

کلسترول بهوسیلهی مولکولهای لیپوپروتئینی موجود در خون به سرتاسر بدن منتقل میشود. هر فرد دارای ترکیب متفاوتی از انواع مختلف لیپوپروتئینها است و این ترکیب فردی در تعیین خطر توسعهی بیماری قلبی نقش دارد. کلسترولی که از نوع لیپوپروتئینهای دارای چگالی کم (LDL) است که به آن کلسترول بد نیز گفته میشود، از کبد به سرخرگها و بافتهای بدن منتقل میشود. پژوهشگران میگویند که این امر میتواند منجر به تجمع کلسترول در رگهای خونی و افزایش خطر بیماری قلبیعروقی شود. البته آنها بهطور قطعی مصرف کلسترول را با افزایش خطر بیماری قلبیعروقی ارتباط ندادهاند. درنتیجه، دستورالعملهای غذایی کشور آمریکا و نیز بریتانیا دیگر محدودیت کلسترول ندارند. درعوض، روی محدود کردن مقدار مصرف چربیهای اشباع تأکید میشود که میتوانند موجب افزایش خطر توسعهی بیماری قلبیعروقی شوند.
غذاهای حاوی چربیهای ترانس موجب افزایش سطوح LDL میشوند. اگرچه برخی از روغنهای ترانس بهطور طبیعی در محصولات حیوانی یافت میشوند اما بیشتر آنها بهطور مصنوعی ساخته میشوند و در بیشترین مقدار در محصولاتی مانند کرههای گیاهی، اسنکها و برخی از غذاهای بهشدت سرخ شده یا تنوری مانند شیرینیها و کیکها دیده میشود.
در همین حین، علاوهبر میگو، تخممرغ تنها غذای پرکلسترولی است که میزان روغن اشباع در آن کم است. ماریا لوز فرناندز استاد علوم تغذیه از دانشگاه کنتیکت که در پژوهش اخیر خود هیچ ارتباطی را بین مصرف تخممرغ و افزایش خطر بیماری قلبیعروقی پیدا نکرد، میگوید:
درحالیکه کلسترول موجود در تخممرغ بسیار بالاتر از کلسترول موجود در گوشت و دیگر محصولات حیوانی است، این چربیِ اشباع است که موجب افزایش کلسترول خون میشود. این موضوع سالها بهوسیلهی مطالعات مختلف نشان داده شده است.
امروزه بهعلت اینکه میدانیم بدن ما میتواند کلسترولی را که میخوریم، جبران کند، بحث درمورد اثرات سلامتی تخممرغ تا حدی تغییر کرده است. الیزابت جانسون استاد علوم تغذیه از دانشگاه تافتس در بوستون میگوید:
سیستمهایی در بدن وجود دارند که بهعلت عمل آنها، برای بیشتر افراد کلسترول موجود در مواد غذایی یک مشکل نیست.
در یک مطالعه مروری متشکل از ۴۰ مطالعه، جانسون و گروهی از پژوهشگران دیگر هیچ مدرک قانعکنندهای را درمورد ارتباط بین کلسترول موجود در رژیم غذایی و بیماری قلبی پیدا نکردند. او میگوید:
انسانها ازنظر مصرف کلسترول موجود در رژیم غذایی تنظیم خوبی دارند و خودشان کلسترول کمتری خواهند ساخت.
وقتی به تخممرغ میرسد، کلسترول ممکن است حتی خطر کمتری برای سلامتی داشته باشند. بلسو توضیح میدهد که کلسترول، زمانیکه در سرخرگهای ما اکسیده میشود، خطرناکتر است اما درمورد کلسترول موجود در تخممرغ اکسیداسیون اتفاق نمیافتد. او میگوید:
زمانیکه کلسترول اکسیده میشود، ممکن است خاصیت التهابی آن زیاد شود و در تخممرغ انواع مختلفی از آنتیاکسیدانها وجود دارد که از اکسیده شدن آن پیشگیری میکند.

همچنین، برخی از کلسترولها واقعا برای ما خوب هستند. کلسترولی که از نوع لیپوپروتئینهای دارای چگالی بالا (HDL) است، به کبد میرود و در آنجا شکسته شده و از بدن حذف میشود. تصور میشود که HDL از طریق پیشگیری از تجمع کلسترول در خون دارای اثر محافظتی دربرابر بیماری قلبیعروقی باشد. فرناندز میگوید:
مردم باید درمورد کلسترولهایی که در خون آنها گردش میکنند و میتوانند منجر به بیماری قلبی شوند، نگران باشند.
چیزی که اهمیت دارد، نسبت HDL به LDL است، زیرا بالا رفتن مقدار HDL، اثرات LDL را خنثی میکند. بلسو میگوید درحالیکه بیشتر ما میتوانیم کلسترولی را که مصرف میکنیم را با کلسترولی که در کبد خود میسازیم، خنثی کنیم اما حدود یکسوم از ما پس از مصرف آن دچار ۱۰ تا ۱۵ درصد افزایش در سطح کلسترول خون میشویم.
بلسو میگوید آزمایشها نشان دادهاند احتمال افزایش LDL پس از خوردن تخممرغ در افراد سالم و لاغر بیشتر است. آنهایی که دارای اضافه وزن، چاقی یا دیابت هستند، افزایش کمتری را در LDL و افزایش بیشتری را در مولکولهای HDL تجربه خواهند کرد. بنابراین اگر شما در آغاز سالمتر باشید، نسبتبه حالتی که دچار اضافه وزن باشید، تخممرغ میتواند تأثیر منفی بیشتری داشته باشد، اما اگر شما سالمتر باشید، همچنین احتمال بیشتری وجود دارد که سطح HDL خوبی داشته باشید و بنابراین افزایش در LDL احتمالا مضر نیست.
مقالههای مرتبط:
اگرچه پژوهشی که اوایل سال جاری منتشر شد، اتفاقنظر اخیر را درمورد اینکه تخممرغ مشکلی برای سلامتی ندارد، به چالش کشید. پژوهشگران اطلاعات مربوط به ۳۰ هزار فرد بالغ را طی ۱۷ سال مورد پیگیری قرار دادند و متوجه شدند که مصرف هر نصف تخممرغ اضافه در روز ارتباط معنیداری با افزایش خطر بیماری قلبی و مرگ داشت (آنها برای الگوهای رژیم غذایی، سلامت عمومی و فعالیت جسمی افراد کنترل انجام دادند تا اثرات حاصل از این عوامل از اثرات مورد مطالعه جدا شود). نورینا آلن یکی از نویسندگان این مقاله میگوید:
ما متوجه شدیم که هر ۳۰۰ میلیگرم کلسترول اضافهای که فرد مصرف میکند، بدون توجه به غذایی که کلسترول از آن میآید، خطر بیماری قلبیعروقی را تا ۱۷ درصد و خطر مرگ در اثر هر علتی را تا ۱۸ درصد افزایش میدهد. ما همچنین دریافتیم که هر نصف تخممرغ در روز میتواند منجر به افزایش ۶ درصدی در خطر بیماری قلبی و ۸ درصد افزایش در خطر مرگ شود.
با اینکه این مطالعه یکی از بزرگترین مطالعات در نوع خود بود که به ارتباط بین مصرف تخممرغ و بیماری قلبی میپرداخت، اما این مطالعه مشاهدهای بود و رابطهی علی و معلولی را مشخص نمیکرد. این مطالعه همچنین متکی بر دادههایی است که خود افراد آن را گزارش کرده بودند (از شرکتکنندگان این سؤال پرسیده شد که طی ماه یا سال گذشته چه چیزهایی خوردهاند، سپس وضعیت سلامتی آنها برای ۳۱ سال مورد پیگیری قرار گرفت). این بدان معنا است که پژوهشگران درمورد رژیم غذایی شرکتکنندگان اطلاعات مختصری در دست داشتند و ما میدانیم که رژیم غذایی میتواند طی زمان تغییر کند. نتایج این مطالعه با نتایج پژوهشهای گذشته مغایرت دارد.
مطالعات زیادی نشان دادهاند که تخممرغ برای سلامت قلب خوب است. نتایج تجزیهوتحلیلی که روی اطلاعات نیم میلیون فرد چینی انجام شد و مقالهی آن در سال ۲۰۱۸ منتشر شد، حتی رابطهی برعکسی را نشان داد: مصرف تخممرغ با کاهش خطر بیماری قلبی همراه بود. احتمال مرگ در اثر بیماری قلبی در کسانی که هر روز تخممرغ میخوردند، ۱۸ درصد کمتر بود و احتمال مرگ ناشی از سکته نیز در آنها ۲۸ درصد پایینتر بود. همچون مطالعهی قبلی، این مطالعه نیز مشاهدهای بود و نمیتوانست رابطه علی و معلولی را مشخص کند: آیا افراد بالغ سالمتر تخممرغ بیشتری میخوردند یا اینکه تخممرغ موجب سالمتر شدن آنها شده بود؟ این موضوع میتواند موجب سردرگمی شود.

درحالیکه این مطالعات موجب میشود دوباره مسئلهی تأثیر کلسترول موجود در تخممرغ روی سلامتی مورد بحث قرار گیرد، ما برخی از راههایی را که تخممرغ میتواند روی خطر بروز بیماری تأثیر بگذارد، میشناسیم. یک راه، ازطریق ترکیبی به نام کولین است که ممکن است به ما در محافظت دربرابر بیماری آلزایمر کمک کند. این ترکیب از کبد نیز محافظت میکند. اما کولین اثرات منفی نیز دارد. کولین بهوسیلهی میکروبهای روده به مولکولی که TMO نامیده میشود، متابولیزه میشود که این مولکول جذب کبد شده و به TMAO تبدیل میشود. TMAO با افزایش خطر بیماری قلبیعروقی ارتباط دارد. بلسو میخواست بداند که آیا خوردن مقدار زیادی کولین از راه تخممرغ میتواند موجب افزایش TMAO شود: او مطالعاتی را پیدا کرد که گزارش کرده بودند تا ۱۲ ساعت پس از مصرف تخممرغ، افزایش در سطح TMAO موجود در خون تداوم دارد. پژوهشهای انجامشده در مورد مصرف تخممرغ و افزایش سطح TMAO تنها افزایش موقتی در TMAO را نشان دادهاند. TMAO بهعنوان نشانگری برای بیماری قلبی درنظر گرفته میشود که در هنگام ناشتا اندازهگیری میشود. بلسو این موضوع را به این مسئله تشبیه میکند که چگونه سطح قند خون ما بهطور موقت پس از خوردن کربوهیدرات افزایش مییابد اما افزایش سطح گلوکز خون تنها زمانی با دیابت ارتباط دارد که بهطور مدام وجود داشته باشد. او میگوید این شاید مربوط به مزایای مفید کولین پس از خوردن تخم مرغ باشد. فرناندز میگوید:
مشکل زمانی وجود دارد که کولین بهجای جذب شدن در خون به رودهی بزرگ برسد؛ جایی که در آن تبدیل به TMA و سپس TMAO میشود. اما درمورد تخممرغ، کولین جذب میشود و به رودهی بزرگ نمیرود، بنابراین موجب افزایش خطر بیماری قلبی نمیشود.
در همین حال، دانشمندان درحال کشف مزایای سلامتی دیگر تخممرغ هستند. برای مثال، زردهی تخممرغ یکی از بهترین منابع لوتئین است. لوتئین رنگدانهای است که با بینایی بهتر و کاهش خطر بروز بیماری چشم مرتبط است. جانسون میگوید:
دو نوع لوتئین در شبیکهی چشم وجود دارد که میتواند با عملکردی نظیر فیلتر نور آبی از شبکیه دربرابر آسیب نوری محافظت کند، زیرا مواجهه با نور باعث وارد آمدن آسیب به چشم میشود.
درحالیکه پژوهشگران با درک تأثیرات متفاوت تخممرغ و علت آن فاصلهی زیادی دارند، بیشتر پژوهشها نشان میدهند که این مادهی غذایی خطری برای سلامتی نداشته و احتمالا مزایای سلامتی زیادی برای ما به همراه دارد. با این حال، خوردن تخممرغ بهعنوان صبحانه در هر روز سالمترین انتخاب نیست؛ حداقل این طور توصیه میشود که ما رژیم غذایی متنوعی داشته باشیم و فقط تخممرغ نخوریم.
اخیرا اینتل علاوهبر اعلام برنامهی خود برای عرضهی پردازندهی هشتهستهای Core i9-9900KS، مشخصات آن را نیز معرفی کرد؛ بااینحال، به طراحی حرارتی یا بهاختصار TDP آن اشارهای نکرد. ازآنجاکه کلاک پایهی این پردازنده چهار گیگاهرتز است و در حالت توربو کلاک تمامی هستهها به پنج گیگاهرتز افزایش پیدا میکند، مشخصبودن عدد TDP برای امکان پشتیبانی مادربورد بسیار مهم است. این هفته ایسوس بهروزرسانی جدیدی برای بایوس چند مدل از مادربردهایش ارائه کرد که علاوهبر ممکنساختن پشتیبانی از این پردازنده، توان طراحی حرارتی آن را هم مشخص کرد.
همانطورکه اشاره شد، این پردازنده در حالت توربو میتواند فرکانس تمامی هشت هسته را به پنج گیگاهرتز افزایش دهد. این، یعنی با پردازندهای هشتهستهای از خانوادهی کافی لیک ریفرِش روبهرو هستیم که درصورت حضور خنککنندهای مناسب به فرکانسهای بیشتر هم خواهد رسید. حال براساس اطلاعات بایوس ایسوس (تصویر پایین)، مشخص شده است اینتل برای رسیدن به این فرکانس، توان طراحی حرارتی پردازنده را به ۱۲۷ وات افزایش داده است که بهطرز درخورتوجهی بیشتر از تمامی پردازندههای پیشین اینتل در پلتفرم کافی لیک است.

بااینحال، نکتهی مهم این است که اینتل فقط فرکانس پایهی چهار گیگاهرتزی را در این سطح از توان طراحی حرارتی تضمین میکند؛ یعنی برای رسیدن به فرکانسهای بیشتر، مصرف انرژی نیز بیشتر خواهد شد. درنتیجه، پردازندهی Core i9 9900KS نهتنها به مادربوردی نیاز دارد که بتواند پردازنده را با ۱۲۷ وات انرژی جدا از سیستم خنککنندهی آن بهطور پایدار تغذیه کند؛ بلکه برای دستیابی به فرکانس توربو به پلتفرم پیشرفتهای نیاز خواهد داشت. خوشبختانه مادربوردها و خنککنندههای پیشرفتهی بسیاری برای پشتیبانی از این پردازنده وجود دارد.
| پردازندههای هشتهستهای نسل نهم اینتل برای کامپیوترهای رومیزی | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| تعداد هسته | فرکانس پایه |
فرکانس توربو (تمام هسته) |
فرکانس توربو (تک هسته) |
گرافیک داخلی | DDR4 |
TDP وات |
قیمت دلار |
|
| i9-9900KS | ۸ ٫ ۱۶ | ۴.۰ گیگاهرتز | ۵.۰ | ۵.۰ | UHD630 | ۲۶۶۶ | ۱۲۷ | ؟ |
| i9-9900K | ۸ ٫ ۱۶ | ۳.۶ گیگاهرتز | ۴.۷ | ۵.۰ | UHD630 | ۲۶۶۶ | ۹۵ | ۴۸۸ |
| i9-9900KF | ۸ ٫ ۱۶ | ۳.۶ گیگاهرتز | ۴.۷ | ۵.۰ | - | ۲۶۶۶ | ۹۵ | ۴۸۸ |
| i7-9700K | ۸ ٫ ۸ | ۳.۶ گیگاهرتز | ۴.۶ | ۴.۹ | UHD630 | ۲۶۶۶ | ۹۵ | ۳۷۴ |
| i7-9700KF | ۸ ٫ ۸ | ۳.۶ گیگاهرتز | ۴.۶ | ۴.۹ | - | ۲۶۶۶ | ۹۵ | ۳۷۴ |
هرچند اینتل این اطلاعات را بهصورت مستقیم منتشر نکرده است، منبع این اطلاعات بسیار معتبر است. ناگفته نماند اینتل اعلام کرده است این پردازنده را در اکتبر عرضه خواهد کرد و گمانیزنیها حاکی از آن است ازنظر قیمت احتمالا اندکی گرانتر از مدل Core i9-990K است که درحالحاضر بین ۴۸۸ تا ۴۹۹ دلار قیمت دارد.
چند سالی است که فیسبوک بهدنبال ساخت عینک هوشمند جدیدی با پشتیبانی از واقعیت افزوده است. بهنظر میرسد این غول شبکههای اجتماعی به تحقق رؤیایش یک قدم نزدیکتر شده است. طبق گزارش CNBC، این عینک با اسم رمز «اُریون» (Orion) شناخته میشود. این عینک قرار است تجربهی واقعیت افزودهی مستقل را برای کاربران بهارمغان بیاورد؛ بنابراین، بهطور کامل جایگزین گوشی هوشمند خواهد شد و به تلفنهمراه نیازی نخواهد بود. عینک هوشمند اُریون میتواند بدون نیاز به گوشی همراه به تماسها پاسخ دهد و اطلاعات موردنیاز کاربران را در صفحهنمایش کوچکی نشان دهد؛ درنتیجه، باعث میشود تا حدودی قابلیتهای آن مشابه گوگلگلس قلمداد شود. همچنین، گفته میشود این عینک هوشمند به دوربینی برای لایو استریم مجهز است تا کاربران بتوانند لحظات خود را بهصورت زنده برای دوستان و همراهانشان پخش کنند و از آن لذت ببرند.

بهگفتهی خبرگزاری CNBC، فیسبوک با برند مشهور شرکت لوکسوتیکا، سازندهی عینکهای ریبن، همکاری میکند تا بتواند احتمالا بین سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ محصول خود را وارد بازار کند. همچنین، طبق آخرین اخبار از The Information، ثمرهی همکاری ریبن و فیسبوک به ساخت اریون محدود نخواهد بود و این همکاری قرار است به تولید عینک هوشمند کاملا متفاوت دیگری با اسم رمز «استلا» (Stella) نیز منجر شود.
فیسبوک عینک هوشمند استلا را احتمالا زودتر از عینک هوشمند واقعیت افزوده اُریون به بازار عرضه خواهد کرد. طبق گفتهی خبرگزاری The Information، استلا نیز همانند اُریون به دوربینی برای لایو استریم مجهز است و به کاربران امکان ضبط و بهاشتراکگذاشتن لحظاتشان را خواهد داد. غول پرحاشیهی شبکههای اجتماعی امیدوار است با همکاری ریبن، به انحصار عینکهای اسپکتکتلز اسنپ پایان دهد و بهتر از آن ظاهر شود.
این اولین تجربهی فیسبوک از تکنولوژی واقعیت افزوده نیست و پیشازآن نیز، فیسبوک براساس پتنت آکیولس محصولات موفقی به بازار عرضه کرده بود. همچنین، این شرکت تأیید کرده است از اواخر سال ۲۰۱۸ در حال ساخت عینکهای هوشمند جدید بود. ازآنجاکه احتمالا چندسالی تا ارائهی عینک فیسبوک به بازار طول بکشد، ممکن است عینک واقعیت افزودهی اپل که در شایعات به آن اشاره شده است، حتی زودتر از محصول فیسبوک به بازار عرضه شود.
.: Weblog Themes By Pichak :.


