اپل در حال کار روی حسگر سهبعدی جدیدی است که روی آیفون و آیپد سال آینده و هدست AR و عینک VR که سال ۲۰۲۲ یا ۲۰۲۳ معرفی میشوند، به کار خواهد رفت.
مقالههای مرتبط:
بلومبرگ امروز برنامهی آیندهی اپل برای واقعیت افزوده را فاش کرد. بنابر این برنامه، اپل در حال کار روی یک ماژول حسگر سهبعدی است که در آیپد پرو و گوشی آیفونی که سال آینده معرفی میشود، به کار خواهد رفت. علاوه بر این، ماژول جدید طیف وسیعی از محصولات AR و VR اپل، ازجمله هدست واقعیت افزوده و عینک واقعیت مجازی را تغذیه میکند. ماژول حسگر سهبعدی جدید به کاربران کمک میکند تا نمونهای سهبعدی و مطابق با اصل از اتاقها، اشیاء و افراد بسازند. کار روی نرمافزاری که به این دستگاهها قدرت میدهد از هماکنون آغاز شده است.
طبق گفتهی بلومبرگ:
گروههای مهندسی آیفون و آیپد، کار روی اتصال برنامههای مهم و قابلیتهای نرمافزاری یک سیستمعامل جدید با نام «rOS» را شروع کردهاند؛ که به دستگاههای فعلی اجازه میدهد تا با هدفون و عینک کار کنند.

گزارشهای متعددی از تلاش اپل برای ساخت هدست واقعیت افزوده در گذشته منتشر شده است. ماه سپتامبر (شهریور)، این خبر توسط اپل از طریق نسخهی نهایی iOS 13 که برای توسعهدهندگان منتشر شد، تائید شده بود. در یک فایل readme که در این نسخه موجود بود، اپل مراحلی را برای توسعهدهندگان در مورد چگونگی آزمایش برنامههای واقعیت افزوده بدون هدست واقعیت افزوده عنوان کرده بود. اپل برای رجوع به برنامههای هدست واقعیت افزوده به نرمافزارهای فعالشدهی استریو AR مراجعه میکند. در ارائهای داخلی به کارمندان، مایک راکول (Mike Rockwell)، مدیرعامل اپل که هدایت گروههای واقعیت افزوده و واقعیت مجازی را بر عهده دارد، اطلاعات جدیدی دربارهی طراحی و قابلیتهای هدست واقعیت مجازی فاش کرد:
- هدفونهای آینده دارای قابلیتهایی مانند اسکن سهبعدی و تشخیص پیشرفتهی انسان خواهند بود.
- هدست واقعیت افزوده با نمایشگری با وضوحبالا (احتمالا 8K) همراه خواهد بود. دوربینهایی وجود خواهد داشت که به کاربران امکان مشاهدهی افراد ایستاده در جلو و پشت اشیاء مجازی را میدهد.
- امکان نقشهبرداری از سطوح، لبهها و ابعاد اتاقها با دقت بیشتری نسبت به هدستهای فعلی مانند هولولنز عمل میکند.
- هدست واقعیت افزوده شبیه به آکیولس کوئست (Oculus Quest) خواهد بود؛ اما برای راحتی بیشتر از مواد سبک ساخته شده است.

گفته میشود که سیستم حسگر سهبعدی که در آینده مورد استفاده قرار میگیرد، نسخهی پیشرفتهتری از حسگر فعلی فیس آیدی است و گروههای مهندسی اپل در تلاشاند تا پیوندی بین سیستمعامل جدید «rOS» و این هدستها ایجاد کنند تا به آنها اجازهی کار با دستگاههای iOS موجود را بدهد.
آمار وزارت صمت نشان میدهد شرکتهای خودروسازی خصوصی دچار افت تیراژ تولید و حدود ۷۰ درصد آنها نیز عملا تعطیل شدهاند.
جدیدترین آمار تولید خودرو در کشور نشان میدهد شرکتهای بخش خصوصی با افتی بزرگ در تیراژ مواجه و ۷۰ درصد آنها (از حیث تعداد) نیز عملا تعطیل شدهاند. بنابر آمار وزارت صنعت، معدن و تجارت که به هفت ماه نخست سال جاری مربوط میشود، کل تیراژ محصولات سواری در بخش خصوصی صنعت خودرو کشور تا پایان مهر، تنها ۱۴ هزار و ۹۸۲ دستگاه بوده است. درحالیکه شرکتهای خودروسازی خصوصی در هفت ماه سال گذشته بیش از ۷۰ هزار دستگاه تولید داشتند و بنابراین امسال و تا پایان مهر، متحمل افتی ۸۰ درصدی شدهاند. در آمار وزارت صمت، نام ۱۰ شرکت بهعنوان خودروسازان خصوصی منتشر شده که در این بین، هفت شرکت هیچ تولیدی در مهر امسال نداشتهاند. با این حساب، عملا ۷۰ درصد خودروسازی خصوصی کشور تعطیل شده و سه شرکت دیگر نیز با تیراژی بسیار اندک فعال باقی ماندهاند.

پاسخ این پرسش که چرا چنین بلایی بر سر بخش خصوصی صنعت خودرو آمده، در تحریم نهفته است؛ زیرا بیشتر شرکای خارجی خصوصیها، ایران را ترک کرده یا فعالیت خود را به حداقل رساندهاند. پس از خروج آمریکا از برجام و اعلام دونالد ترامپ، رئیسجمهور این کشور، مبنی بر تحریم خودروسازی ایران، قابل پیشبینی بود که شرکتهای معتبر اروپایی و آسیایی به تبعیت از این اقدام و از ترس جریمهی آمریکاییها، چمدانهایشان را ببندند و از ایران خارج شوند؛ اما گمان میرفت چینیها در کشور باقی بمانند. بااینحال، تحریمها آنقدر سخت بود که خودروسازان چینی نیز ترجیح دادند اینبار و به عکس دوران تحریم قبلی ریسک نکنند و از ایران بروند. ازآنجاکه ستون خودروسازی بخش خصوصی کشور را شرکتهای چینی تشکیل میدهند، تحریم سبب شد خصوصیها به مشکل بربخورند و بیشتر آنها شرکای چینی خود را از دست دهند. البته در بخش خصوصی ایران شرکتهای ژاپنی و کرهای نیز حضور دارند؛ اما تیراژ آنها بسیار کمتر از چینیها است؛ ازاینرو، با رفتن شرکتهای چینی، این بخش از صنعت خودرو ایران دچار بحران شد.

اوایل تحریم تولید در خودروسازان خصوصی رو به افت رفت؛ اما متوقف نشد. بااینحال، رفتهرفته با قطع ارتباط کامل شرکای خارجی، بیشتر شرکتهای بخش خصوصی به حالت تعطیل درآمدند. البته خودروسازان چینی اصلا قصد نداشتند بازار ایران را ترک کنند که تازه جا پای خود را در آن سفت کرده بودند. باوجوداین، تحریم سفت و سخت آمریکاییها ابتکار عمل را از آنها گرفت. جدا از اینکه ارسال قطعات خودرو به ایران مشمول تحریم و جرایم مادی و معنوی میشد، ازحیث عملیات پولی و بانکی (نقلوانتقال پول) نیز آمریکا تقریبا تمامی منافذ را بست تا تقریبا هیچ خودروسازی در جهان (ازجمله چینیها) ریسک همکاری با ایرانیها را نپذیرد. در تحریمهای قبلی خودروسازان چینی نهتنها ایران را ترک نکردند؛ بلکه فعالیت خود را نیز گسترش دادند و حتی شرکتهای جدیدی به بخش خصوصی و حتی نیمه دولتی صنعت خودرو کشور پیوستند. تا قبل از تحریم خودروسازی در نیمهی تابستان ۱۳۹۷، خودروسازان چینی توانسته بودند سهمی نزدیک به ۲۰ درصد از بازار ایران برای خود دستوپا کنند و اگر مانع تحریم سر راه آنها سبز نمیشد، سهمشان بیشتر نیز میشد.

نکتهی مهم دیگری که دربارهی خودروسازی بخش خصوصی، بهخصوص شرکای چینی آن وجود دارد، کمتوجهی به داخلیسازی قطعات است. چینیها در این سالها اقدامات جدی خاصی برای داخلیسازی انجام ندادند؛ بنابراین، بخش خصوصی وابستگی زیادی به قطعات خارجی داشت و همچنان نیز دارد. بنابر آخرین آمارها، داخلیسازی قطعات در خودروهای چینی مونتاژ ایران، از ۴۰ درصد تجاوز نکرد؛ ۴۰ درصدی که تازه بیشتر آن را رنگ و مونتاژ و قطعاتی ساده تشکیل میداد. دربارهی اینکه چرا داخلیسازی در بخش خصوصی صنعت خودرو ضعیف بود، دلایل مختلفی مطرح میشود؛ ازجمله اینکه وزارت صمت و شرکتهای داخلی فشاری بابت ساخت داخل به چینیها وارد نکردند و چنین اقدامی ازنظر اقتصادی بهصرفه نبوده است. برخی بر این باورند که اگر وزارت صمت و شرکتهای داخلی بخش خصوصی چینیها را بابت داخلیسازی زیرفشار قرار میدادند، حالا این بخش اوضاع بهتری در تولید داشت. درمقابل، برخی دیگر نیز معتقدند بهصرفهتربودن واردات قطعات خودروهای چینی درمقایسهبا ساخت داخل آنها، دلیل ضعف در ساخت داخل قطعات بوده است. هرچه هست، خودروسازی بخش خصوصی ایران این روزها حالوروز خوشی ندارد و خطوط تولید بیشتر شرکتها به حالت توقف درآمده است. درست است که روی کاغذ هنوز چهار شرکت بخش خصوصی فعال هستند، اولا با تیراژی کم کار میکنند و ثانیا مشخص نیست فعالیت آنها در آینده تداوم داشته باشد.
سهم خودروسازان خصوصی از تولید
بنابر آمار موجود، تیراژ خودروسازان بخش خصوصی تا پایان مهر امسال به ۱۵ هزار دستگاه نیز نرسیده و این موضوع نشان میدهد تولید آنها به یکپنجم هفت ماه سال گذشته نزدیک شده است. همچنین باتوجهبه تولید کل خودروهای سواری در کشور در هفت ماه ابتدایی امسال، سهم محصولات بخش خصوصی از تیراژ کلی به ۳/۳ درصد نزول کرده است. به عبارت بهتر، خصوصیها تا پایان مهر امسال تنها یکسیام از کل تیراژ خودروهای سواری کشور را تولید کردهاند.

در بین خودروسازان بخشخصوصی بیشترین تیراژ در هفت ماه ابتدایی امسال به کرمانموتور تعلق گرفته است. بنابر آمار اعلامی، این شرکت تا پایان مهر امسال ۹ هزار و ۸۰۸ دستگاه انواع محصولات سواری را مونتاژ کرده تا درمقایسهبا هفت ماه سال گذشته، ۶۳ درصد افت تیراژ را تجربه کند. کرمانموتور همچنین در مهر امسال ۱،۱۸۵ دستگاه تیراژ داشت تا جزو معدود شرکتهای بخش خصوصی باشد که حداقل تا پایان مهر هنوز فعال بوده است.

در بین محصولات تولیدی کرمانموتور در هفت ماه سال جاری، هیوندای النترا دیده نمیشود؛ اما مدلهای i20 و اکسنت مونتاژ شدهاند. اکسنت حتی در مهر نیز تولید شده و کرمانموتور پنج دستگاه از این محصول را مونتاژ کرده است. طبق آمار منتشرشده، لیفان در هیچیک از مدلهایش دیگر جایی در سبد تولیدات کرمانموتور در هفت ماه امسال نداشت؛ بااینحال برخی مدلهای جک تولید شدهاند. کرمانموتور توانست در هفت ماه ابتدایی امسال ۹ هزار و ۷۸۵ دستگاه از مدلهای مختلف جک را مونتاژ کند. بیشترین تیراژ تولید در کرمانموتور به جک S5 و کمترین تیراژ نیز بهJ5 تعلق دارد. طبق آمار منتشرشده، کرمانموتور در مهر امسال نیز درمجموع ۱،۱۸۰ دستگاه جک تولید کرد.

دیگر خودروساز بخش خصوصی یعنی گروه بهمن در هفت ماه امسال ۱،۲۲۰ دستگاه خودرو تولید کرده؛ درحالیکه نام هاوال و بسترن نیز در جمع تولیدات این شرکت دیده میشود. بااینحال گروه بهمن درمقایسهبا هفت ماه ابتدایی سال گذشته افتی ۸۰ درصدی به خود میبیند. بهمن موتور در مهر امسال فقط ۲۲۴ دستگاه انواع محصول سواری شامل مزدا ۳ و هاوال و بسترن تولید کرد. دراینمیان، مزدا ۳ تا پایان مهر تیراژی ۷۱۷ دستگاهی بهخود اختصاص داد و هاوال و بسترن نیز بهترتیب ۸۹ و ۴۱۴ دستگاه تولید کردهاند. گروه بهمن پیشتر به مشتریان خود اعلام کرده بود توان تحویل هاوال را ندارد و آنها باید محصول جایگزین تحویل بگیرند؛ باوجوداین، خودرو موردنظر در مهر امسال تولید شده است. از گروه بهمن بگذریم و به مدیرانخودرو برویم؛ شرکتی که محصولاتی از برند چینی «چری» را مونتاژ میکند یا بهتر است بگوییم مونتاژ میکرد. بنابر آمار موجود، این شرکت در مهر امسال هیچ تولیدی نداشته است. مدیرانخودرو تا پایان مهر، ۲،۷۵۱ دستگاه از انواع خودروهای سواری را تولید کرده تا درمقایسهبا هفت ماه سال گذشته، ۹۱/۳ درصد افت کند. در بین محصولات این شرکت، چری آریزو ۵ بیشترین تیراژ و امویام ۳۱۵ کمترین تیراژ را داشته است.

مقالههای مرتبط:
سایر خودروسازان بخش خصوصی نیز فرازوفرود درخورتوجهی در تولید هفت ماه امسال داشتهاند. دراینمیان، صنعتخودرو آذربایجان که به مونتاژ محصولات امجی چین مشغول است، در مهر تعطیل بوده و هیچ تولیدی نداشته است. صنعتخودرو آذربایجان، تنها ۱۳۵ دستگاه تیراژ در هفت ماه امسال داشته که درمقایسهبا مدت مشابه سال گذشته افت ۹۶ درصدی را نشان میدهد. از کارمانیا دیگر خودروساز بخش خصوصی نیز خبر میرسد در هفت ماه امسال و درمقایسهبا مدت مشابه سال گذشته، با افت ۹۰ درصدی مواجه شده و تیراژی تنها ۷۹ دستگاهی داشته است. کارمانیا که محصولات BYD چین را در ایران مونتاژ میکرد، در مهر امسال هیچ تولیدی نداشته و بهنظر میرسد BYD ایران را ترک کرده است. بنابر آمار وزارت صنعت، معدن و تجارت، دیگر شرکت بخش خصوصی به نام خودروسازان بم در هفت ماه امسال تیراژی ۳۲۰ دستگاهی از خود بهجا گذاشته است. باتوجهبه این رقم، خودروسازان بم درمقایسهبا بازهی زمانی مشابه سال گذشته، ۷۷ درصد افت تولید را تجربه میکند. خودروسازان بم محصولی دیگر از جیلی چین را مونتاژ میکند و در مهر فقط ۵۸ دستگاه تیراژ داشته است.

دیگر خودروساز بخش خصوصی به نام ریگانخودرو نیز توانست در هفت ماه امسال تیراژی ۳۹۸ دستگاهی از خود بهجا بگذارد. ریگانخودرو محصولی بهنام کوپا مونتاژ میکند که به یکی از زیرمجموعههای زوتی چین تعلق دارد. بااینحال، ریگانخودرو در مهر امسال هیچ تولیدی نداشته است. همچنین، سازههای خودرو دیار نیز که محصولی به نام سابرینا متعلق به گریتوال چین را مونتاژ میکرد، در هفت ماه امسال ۱۶۷ دستگاه تیراژ داشته و این شرکت در مهر امسال هیچ محصولی تولید نکرده است. درنهایت دو شرکت عظیمخودرو و سرمایهگذاری بایک نیز فعالیتی در مهر امسال نداشتهاند؛ اما در هفت ماه سال جاری، اولی ۴۴ دستگاه و دومی ۶۵ دستگاه محصول تولید کردهاند.
| نام شرکت | تولید هفت ماه نخست امسال | تولید مهر ماه امسال | درصد کاهش |
|---|---|---|---|
| کرمانموتور | ۹،۸۰۸ | ۱،۱۸۵ |
۶۳ |
| مدیرانخودرو | ۲،۷۵۱ | --- |
۹۱/۳ |
| گروه بهمن | ۱،۲۲۰ | ۲۲۴ |
۸۰ |
| ریگانخودرو | ۳۹۸ | --- |
۶۰ |
| خودروسازان بم | ۳۲۰ | ۵۸ | ۷۷ |
| سازههای خودرو دیار | ۱۶۷ | --- |
۶۳ |
| صنعت خودرو آذربایجان | ۱۳۵ | --- |
۹۶ |
| کارمانیا | ۷۹ | --- |
۹۰ |
| سرمایهگذاری بایک | ۶۵ | --- |
--- |
| عظیم خودرو | ۴۴ | --- |
--- |
شرکت ماهله نمونهی اولیهی باتری ۴۸ ولتی جدیدی را رونمایی کرد که بین ۱۲ تا ۱۵ درصد در مصرف سوخت خودرو هیبریدی صرفهجویی میکند.
شرکت ماهله پاورترین (Mahle Powertrain) نمونهی اولیهی باتری ۴۸ ولتی جدید با قابلیت افزایش میزان شارژ و دشارژ معرفی کرده است که بهلطف خنکسازی بهینهشدهی باتری و تغییرات شیمیایی در سلولهای آن، میتواند صرفهجویی درخورتوجهی ارائه دهد. سیستمهای نیمهیبریدی با بهحداکثررساندن انرژی احیاشده، میتوانند بسیار کارآمدتر شوند و بهگفتهی مسئولان ماهله، نمونهی اولیهی باتری خودرو الکتریکی این شرکت باعث میشود بین ۱۲ تا ۱۵ درصد در مصرف سوخت صرفهجویی شود.

یکی از مسئولان ماهله دراینزمینه گفت:
خودروهای نیمهیبریدی به بازیابی کارآمد انرژی و قدرت نسبتا زیاد هنگام کاهش سرعت نیاز دارند. ظرفیت ذخیرهی درخورتوجه برای چنین کاربردهایی لازم نیست؛ زیرا انرژی بازیابیشده در سرعتگیری بعدی استفادهکردنی خواهد بود. بنابراین، باتری جمعوجور و مقرونبهصرفهای که از قدرت شارژ و دشارژ بیشتری درمقایسهبا ظرفیت ذخیرهی آن (نرخهای بالای C) بهره میبرد، مطلوب بهنظر میرسد.
مقالههای مرتبط:
ازآنجاکه باتری جمعوجوری با هزینهی مناسب برای انجام چرخههای لازم شارژ و دشارژ با جریان زیاد وجود نداشت، مهندسان Mahle تصمیم گرفتند با استفاده از تغییرات شیمیایی LTO در سلولهای منتخب، باتری خود را تولید کنند. تغییرات شیمیایی اینچنینی باعث شد تنها با استفاده از باتریای به ظرفیت ۰/۵ کیلوواتساعت، امکان شارژ و دشارژ مداوم با نرخ ۱۰ کیلووات و حداکثر نرخ شارژ و دشارژ ۲۰ کیلووات برای مدت زمان کوتاه فراهم شود.
مهندسان Mahle همچنین روی طراحی شینه (باسبار) و اتصالات الکتریکی درون باتری تمرکز کردند؛ زیرا هرگونه مقاومت زیاد در این اجزا میتواند باعث ایجاد مشکلات گرمایشی و محدودکردن توان سیستم شود.

ماهله آزمایش نمونهی اولیهی باتری خود را آغاز کرده و بهدنبال این است که تأیید کند آیا باتری جدید میتواند اهداف عملکردی را در خودروهای الکتریکی و هیبریدی برآورده کند یا خیر. نتایج اولیه نشان میدهد دمای داخل بستهی باتری با میزان دشارژ مداوم بیش از ۱۰ کیلوواتساعت در محدودهی رضایتبخش باقی میماند و این باتری واقعا میتواند اوج قدرت بیش از ۲۰ کیلووات را تحمل کند. شایان ذکر است قدم بعدی رونمایی خودرو نمایشی Mahle 48V eSupercharged است که به نمونهی اولیهی بستهی باتری مجهز خواهد بود.
روز شنبه سردار سرلشکر محمد باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح به همراه هیاتی از این ستاد و فرماندهان عالیرتبه ارتش از مرکز فرماندهی تولید، بهینه سازی و نوسازی شهید زرهرن نیروی زمینی ارتش بازدید کرد و در جریان این بازدید، چند طرح و دستاورد جدید نیز رونمایی شد.

فرماندهی تولید، بهینه سازی و نوسازی شهید زرهرن نیروی زمینی ارتش (نزاجا) که چند سالی است از راه اندازی آن به شکل امروزی میگذرد، اکنون به یکی از پویاترین مجموعههای صنعتی دفاعی کشور تبدیل شده است.
[تکاور شهید مهندس مرتضی زرهرن ازجمله نیروهای ارتش بود که اسفند ۹۴ به شکل داوطلبانه و به منظور دفاع از حرم اهل بیت، به سوریه اعزام شد و در نیمه شب ۲۱ فروردین ماه سال ۹۵، در جریان درگیری با تروریستهای تکفیری، بر اثر اصابت تیر مستقیم به درجه رفیع شهادت نائل گردیدند.]فرماندهی مرکز شهید زرهرن که از بخشها و گروههای مختلفی تشکیل شده وظیفه اصلی و محوری در خودکفایی نیروی زمینی ارتش در زمینه نوسازی و بازسازی تجهیزات سبک و سنگین این نیرو بدون وابستگی به خارج و با صرف هزینه پائین را در ادامه نهضت قطعه سازی و عمردهی انقلابی به تجهیزات دارد.
کارخانجات شهید مصطفی ذوالفقارنسب با مأموریت تولید قطعات، پژوهشکده صنعتی، گروه رزمی و شنی دار، گروه خودرویی و چرخ دار، گروه الکترونیک و اپتیک، گروه سلاحهای سبک و سنگین بخشهایی از این مجموعه هستند که هر یک به تناسب خطوط تولید یا تعمیرات و بازسازی برای تجهیزات مرتبط با مأموریت خود دارند.
وسائل و تجهیزات عملیاتی به مرور در شرایط فنی مختلفی قرار میگیرند. اگر تجهیزات بدون هیچ آسیب و مشکلی در حال کار باشند، برابر کتب فنی پس از طی یک دوره کار مشخص باید در رده تعمیر اساسی یا اورهال قرار میگیرند. در این رده، تمام زیرسامانهها و اجزاء باز شده و مورد بررسی قرار میگیرند و در صورت معیوب بودن، نسبت به تعویض یا تعمیر آن اقدام شده و در صورت سالم بودن مجدداً برای استفاده تأیید میشود. پس از آن، تمام اجزاء تعویض، تعمیر یا تأیید مجدد شده روی وسیله، مونتاژ شده و پس از آزمایشها طبق دستورالعملهای فنی، بار دیگر در اختیار رده عملیاتی قرار میگیرد.

بازسازی تانک چیفتن و نفربر BMP-۱.
اما در صورتی که تجهیزات، طی استفاده عملیاتی آسیب ببیند، با خارج شدن از رده عملیاتی برای بازسازی ارسال میشود تا بخش آسیب دیده تعویض یا تعمیر شده و مجدداً تجهیزات قابل استفاده شود.
در صورتی که وسیلهای مانند خودروها از نظر سال ساخت قدیمی شده باشند، اما همچنان قابل استفاده باشند، این وسائل برای نوسازی به مجموعه زرهرن ارسال میشوند. این نوسازیها علاوه بر بدنه و کابین شامل اجزاء فنی مانند موتور، گیربکس و سایر اجزاء نیز میتواند باشد.

بررسی تمام قطعات تا کوچکترین قطعه
در مراحل بازسازی و نوسازی، ابتدا تمام اجزاء از بخش اصلی بدنه وسیله (به عنوان مثال تانک یا نفربر) باز شده و هر یک از اجزاء به شعبات تخصصی ارسال میشود. بدنه اصلی و قطعات پس از شستشو، رنگبری شده و آسیبهای مختلف آنها با روشهای مختلف بررسی میشود.
در صورت باقی بودن عمر عملیاتی قطعه، در صورت لزوم عملیاتهای رفع عیوب سطحی مانند خوردگی و زنگ زدگی به انجام رسیده و قطعه برای استفاده مجدداً آماده میشود و در صورت باقی نبودن عمر کاری و یا قابل تعمیر نبودن، سفارش ساخت قطعه به گروه ساخت قطعات داده میشود تا قطعهای با رعایت استانداردهای فنی با کارایی مشابه یا بالاتر در خود مرکز زرهرن ساخته شده و برای استفاده در اختیار قرار میگیرد.

ساخت قطعات با دستگاههای پیشرفته ساخت داخل

ساخت قطعات با ماشین آلات تمام خودکار
همچنین تمامی تجهیزات -چه آنهایی که تعمیر اساسی میشوند و چه آنهایی که بازسازی و نوسازی میشوند- برابر نیازهای عملیاتی، مورد بهینه سازی نیز میتوانند قرار بگیرند. به عنوان مثال تجهیز به سامانههای ارتباطی و مخابراتی مدرن دیجیتال ساخت داخل، تجهیز به سامانههای خودکار برای بهبود برخی عملکردها، نصب موشک انداز، مسافت یاب لیزری، دوربینهای حرارتی و ... به تناسب نیاز روی ادوات و تجهیزات در مرکز زرهرن صورت میپذیرد.

آزمایش سامانه اپتیکی جدید روی تانک چیفتن
به عنوان نمونه، با حفظ بخشهای اصلی تانکهای چیفتن و نفربرهای BTR-۶۰ و BMP و توپهای خودکششی، آزمایشهای فنی و تشخیص بخشهای معیوب صورت گرفته، قطعات فاقد کارایی تعویض شده، سایر قطعات تعمیر شده و سپس نوسازی و همچنین نصب برخی تجهیزات جدید و به روز روی آنها به انجام میرسد.
طراحی و تولید قطعات تانک چیفتن مانند سیلندر و میل لنگ تانک چیفتن در این مرکز به انجام میرسد. در ساخت سیلندر موتور این تانک از تکنیک ریخته گری آلومینیوم به روش EPC استفاده شده. به علاوه پوشش دهی سیلندر فولادی برای اتصال دو فلز غیرهم جنس نیز باید صورت میپذیرفته است.
همچنین پرههای انتقال حرارت سیلندرها نیاز به طراحی شیوه ریختهگری و ماشین کاری خاص خود را داشته تا ضمن برخورداری از دوام، میزان انتقال حرارت مناسب را نیز داشته باشد. لازم به ذکر است که تقریباً همه تجهیزات ساخت و تولید در مرکز زرهرن از صنایع مادر داخلی مانند ماشین سازی تبریز و ... تهیه شده است.

میل لنگ و سیلندر تانک چیفتن
کار روی میل لنگ خودروی سنگین
یکی دیگر از قطعات بسیار مهم و گلوگاهی تانک چیفتن، استوانه آب بندی آن است که برای امنیت جانی خدمه اهمیت دارد. این قطعه در داخل تانک قرار گرفته و سبب آب بندی دقیق پشت لوله توپ شده و مانع خروج گاز یا آتش حاصل از شلیک به سمت داخل برجک تانک میشود.
استوانه جدید ساخت صنایع زرهرن عمر بالاتری بر اساس تعداد بیشتر شلیک مجاز نسبت به نمونه قبلی دارد. به دلیل عدم تأمین این قطعه و ناممکن بودن شلیک با توپ به عنوان سلاح اصلی تانک در نبود این قطعه، تعدادی از تانکهای چیفتن قابل استفاده نبوده و از مدار عملیاتی خارج شده بودند.

تعمیر و نوسازی انبوه تانک چیفتن و نفربر آبی-خاکی BTR-۶۰
تعمیر اساسی و بهسازی توپ خودکششی اِم-۱۰۹، نفربرهای BTR-۶۰، نفربرهای BMP-۱ و ۲، تانک سبک اسکورپیون، توپ ۲۳ میلیمتری پدافندی خودکششی شیلکا به همراه تجهیز آن به سامانه دیجیتالی ارسال فرامین حرکت در سمت و ارتفاع برای جهت گیری لولههای توپ از دیگر نتایج فعالیتهای مرکز زرهرن است.

توپ هویتزر خودکششی اِم-۱۰۹ تعمیر و نوسازی شده

توپ پدافند هوایی ۴ لول شیلکا
بازسازی و نوسازی خودروهای تاکتیکی ارتباطات فرماندهی با تجهیز آنها به تولیدات بیسیمهای جدید جهش فرکانسی ساخت صنایع الکترونیک وزارت دفاع، تعمیر اساسی و نوسازی انواع کامیون بنز و اورال، تریلر، تانکبر، پل گذار متحرک، لودر، گریدر، بولدوزر، اتوبوس و خودروهای وانت تاکتیکی و نیز تجهیز تعدادی نفربرها و وانتها به توپ ۲۳ میلیمتری در مرکز زرهرن به انجام میرسد.

بیسیمهای پیشرفته ساخت داخل در ادوات نوسازی شده استفاده میشوند

خودروهای ارتباطات فرماندهی (سمت راست تصویر) و ادوات سنگین نوسازی شده در مرکز زرهرن

پل گذار متحرک بازسازی و نوسازی شده
کامیون ترابری کیان ۱۶۰ یکی از نمونههای خوب نوسازی انجام شده در مرکز زرهرن است. کیان ۱۶۰ در واقع حاصل نوسازی کامیونهای قدیمی اورال است که پیش از انقلاب خریداری شده بود. کیان ۱۶۰ علاوه بر استفاده به عنوان کشنده توپ، برای نصب راکت اندازهای ۴۰ لول ۱۲۲ میلیمتری که آن نیز در مرکز زرهرن تعمیر و بازسازی شده استفاده میشود.

کامیون کیان ۱۶۰ حامل پرتابگر راکت ۴۰ لول بازسازی شده
بازسازی توپ سنگین ۱۷۵ میلیمتری خودکششی، توپهای کششی ۱۳۰ و ۱۲۲ میلیمتری، توپ صحرایی ۱۰۵ میلیمتری که از قطعات مختلفی تشکیل شده که باید نیروهای شدید ناشی از شلیک گلولههای توپ را تحمل کنند در بخش تعمیر و نوسازی سلاحهای سنگین مرکز زرهرن به انجام میرسد.
خمپاره انداز، راکت اندازهای ۱۰۷ و ۱۲۲ میلیمتری، راکت انداز ۷۳ میلیمتری SPG-۹، توپهای ۲۳ میلیمتری پدافند هوایی کششی، بازسازی سلاحهای تیربار ۱۲.۷ میلیمتری دشکا، تک تیرانداز دراگانوف (با تجهیز به دو پایه و دوربین حرارتی) و تیربار گرینوف از فعالیتهای دیگر بخش تعمیر و نوسازی تسلیحات در مرکز فوق است.

توپ سنگین ۱۷۵ میلیمتری تعمیر و نوسازی شده

تعمیر و نوسازی توپ ۱۰۵ میلمیتری (تصویر بالا) و راکت انداز ۱۰۷ میلیمتری و توپ ۲۳ میلیمتری (تصویر پائین)
نوسازی و بازسازی انواع موشک اندازهای ضد زره شامل تاو، کنکورس، کورنت، دراگون و موشک انداز پدافند هوایی دوش پرتاب سهند و همچنین دستگاههای آزمایشگر آنها نیز در بخش مخصوص موشک اندازها به عنوان تجهیزاتی که هم اجزاء مکانیکی و هم الکترونیکی دارند با دقت بالا و کنترل کیفیت به انجام میرسد که سبب بازگشت دهها قبضه پرتابگرهای موشک مورد نیاز نیروی زمینی ارتش به چرخه عملیاتی میشود.

پرتابگر موشکهای ضد زره و پدافند هوایی تعمیر شده

تعمیر و نوسازی انبوه ادوات اپتیکی
علاوه بر وظایف تعمیرات، نوسازی و بازسازی که به آن اشاره شد، مرکز زرهرن بر اساس توان دانشی و فنی نیروهای متخصص خود و با بهره گیری از همکاری شرکتهای دانش بنیان و گروههای فنی جوان اقدام به توسعه محصولات جدید و ساخت دستاوردهای ابتکاری و تولید آنها به تعداد مورد نیاز میکند.
سامانه هدایت لیزری موشک تا برد ۵.۵ کیلومتر با قابلیت هدایت چند نوع موشک هدایت لیزری کد گذاری شده با قابلیت نصب روی خودروهای شنی دار، پهپاد و بالگرد یکی از محصولات فرماندهی تولید، بازسازی و نوسازی زرهرن است. این سامانه روی نفربرهای BMP-۲ نصب شده است که امکان استفاده از موشک بومی و قدرتمند دهلاویه را به این نفربر میدهد.

نصب پرتابگر موشک پیشرفته دهلاویه روی نفربر BMP-۲
دوربین برد بلند دیده بانی با برد ۱۵ کیلومتر برای انسان و برد ۲۰ کیلومتر برای خودرو و بزرگنمایی ۱۵۰ برابری با کیفیت تصویربرداری ۴k که امکان کشف و شناسایی دشمن در عمق زیاد را به نیروهای خودی میدهد از محصولات گروه الکترونیک و اپتیک مجموعه زرهرن است. این نوع دوربینها سبب داشتن دست بالاتر نیروهای عملیاتی خودی نسبت به دشمن میشود، زیرا کشف زودتر به معنی عدم غافلگیری و نیز امکان واکنش سریعتر در مقابل دشمن خواهد بود.
سامانه پیشرفته پایش اهداف زمینی مجهز به رادار با برد ۱۵ کیلومتر و سامانه شناسایی الکترواپتیکی متشکل از دوربینهای حرارتی و مسافت یاب لیزری. هر یک این مجموعه بر روی یک برج با قابلیت تنظیم ارتفاع مستقر شده است. این سامانههای پایش نیز با رصد دائمی و تحلیل اطلاعات نقش مهمی در افزایش آمادگی یگانهای نیروی زمینی ارتش دارند.

سامانههای راداری (سمت راست) و الکترواپتیکی (سمت چپ) پایش زمینی
طراحی و ساخت کلاه ارتباطی مخابراتی خدمه تانک به جای نمونههای قدیمی خارجی با مقاومت در برابر نویزهای با قدرت بالا و ساخت سامانه هدفگیری اپتیکی توپ ۲۳ میلیمتری از دیگر دستاوردهای مرکز زرهرن است. این سامانه هدفگیری شامل یک دوربین با بزرگنمایی ۳۰ برابر که برد درگیری این توپها را از ۲ کیلومتر به ۴ کیلومتر افزایش میدهد. به این ترتیب با توجه به اینکه توپهای ۲۳ میلیمتری ستون فقرات دفاع هوایی یگانهای زمینی ارتش هستند، توان پدافندی آنها در برابر انواع تهدیدات شامل پهپاد، بالگرد و هواپیماهای پشتیبانی نزدیک دشمن افزایش چشمگیری مییابد.
نیروگاه خورشیدی متحرک با توان خروجی ۵ کیلووات با قابلیت کنترل از راه دور و امکان استقرار سریع در مناطق عملیاتی، گزارش برخط وضعیت شارژ با قابلیت تأمین برق یک گردان و انرژی لازم برای راه اندازی سامانههای الکترونیکی، مخابراتی و تأمین روشنایی منطقه حضور نیروهای نظامی نیز از ساختههای مرکز زرهرن برای رفع نیاز روزافزون انرژی الکتریکی در یگانهای عملیاتی است.

نیروگاه خورشیدی ساخته شده در مرکز شهید زرهرن
خودروی تاکتیکی و عملیاتی با قابلیت نصب سامانه تصویربرداری و توان حرکت در مناطق صعب العبور و مرزی با قابلیت کنترل از راه دور و ارسال برخط دادهها به فرماندهی و پوشش داده شده با رنگهای جاذب رادار نیز در مرکز زرهرن ساخته شده است.
توپ ۱۵۵ میلیمتری چرخدار عاشورا یکی دیگر از ساختههای مرکز فوق است. نیاز به تحرک برای تجهیزات سنگین مانند توپخانه سبب شده که توپ ۱۵۵ میلیمتری فوق روی کامیون نصب شده و قابلیت اجرای آتش و سپس تغییر سریع موضع خود را داشته باشد. البته برخی نمونههای خارجی توپهای سنگین چرخدار به سامانه بارگذاری خودکار گلوله، هدفگیری و القای مختصات به توپ به صورت خودکار و بدون نیاز به خدمه مجهز هستند که امید میرود در آینده به توپ چرخدار عاشورا اضافه شود.
کفیهای حامل ادوات زرهی با نام سلیمان از دیگر محصولات مرکز زرهرن است که به تعداد بالا در اختیار نیروی زمینی ارتش قرار میگیرد. کفی حامل دو نفربر BMP با جمع وزن بالای ۳۰ تن و با نام سلیمان-۱، کفی حامل یک تانک فوق سنگین چیفتن با نام سلیمان-۲ و کفی حامل دو تانک سنگین با نام سلیمان-۳ محصولات این رده را شامل میشوند.
یک گروه دیگر از محصولات ارزشمند مرکز زرهرن کشندههای فوق سنگین تانک بر کیان هستند. کیان ۵۰۰ خودروئی با توان موتور ۵۰۰ اسب بخار با ۶ سیلندر، گیربکس ۱۶ سرعته با صفحه کلاچ دوتایی، قدرت کشندگی ۲۰۰ تن و قدرت بارگیری ۶۰ تن، ظرفیت سوخت ۹۰۰ لیتر و وینچ دوقلو مخصوص کشیدن تانکهای فوق سنگین است. کیان ۵۰۰ با کفیهای حامل سلیمان-۱ عمل میکند.

کیان ۵۰۰ و کفی حامل سلیمان-۱

کفی حامل سلیمان-۲ با قابلیت حمل دو نفربر BTR-۶۰ یا BMP
جدیدترین کشنده تانک در رده فوق سنگین با نام کیان ۷۰۰ که در واقع باید به آن دوتانکبر گفت در ۱۸ آبان ۹۸ با حضور رئیس ستاد کل نیروهای مسلح رونمایی شد. کیان ۷۰۰ با کفی حامل سلیمان-۳ توانایی حمل دو تانک فوق سنگین ۶۰ تنی را دارد که از این نظر یک ابداع جدید در نیروی زمینی ارتش و تقریباً بدون مشابه است. قدرت موتور نسل جدید تانکبر کیان، ۷۰۰ اسب بخار با قدرت کشندگی ۲۰۰ تن و برخوردار از ۱۲ دنده است. وزن این تانکبر جدید ۱۷۷۰۰ کیلوگرم بوده و تعداد ۱+۳ محور دارد.

کیان ۷۰۰ با کفی حامل سلیمان-۳
فرماندهی تولید، بهینه سازی و نوسازی شهید زرهرن نیروی زمینی ارتش که نمونهای از نتایج عمل به توصیه اکید مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا به محول کردن کارها به نیروهای جوان است تا به امروز موفق شده تا دستاوردهایی را به صورت تولیدی و نه صرفاً تک نمونههای اثباتگر فناوری به یگان بالادستی خود یعنی نیروی زمینی تحویل دهد. باید امیدوار بود تا این مرکز با حمایتهای همه جانبه در سطح بالا در آینده نیز با تبدیل نمونههای اثباتگر فناوری مانند خودروی محافظت شده با زره و ارزشمند روئینتن نزاجا و سایر دستاوردهای مورد نیاز یگانهای عملیاتی به محصولات تولیدی، گام بلندی را در ارتقاء کیفی و حتی کمی تجهیزات نیروی زمینی ارتش به عنوان قدیمیترین یگان نظامی کشور بردارد.
پرنده هدایتپذیر از دور (پَهپاد) که به آن هواپیمای بدون سرنشین نیز میگویند؛ امروزه به قدری گسترش یافتهاند که به طور گسترده در زمینههای مخابرات، ناوبری جهانی، تحقیقات هواشناسی، جغرافیایی و جاسوسی به کار گرفته میشوند.
در حال حاضر ۳۲ کشور در حال ساخت و گسترش ۲۵۰ مدل پهپادهای اکتشافی هستند.

پهپادها انواع مختلفی دارند که عبارتند از پهپادهای بسیار کوچک که حتی در حد چند گرم وزن دارند، MAV، پهپادهای مینیاتوری که کمتر از ۲۵ کیلوگرم وزن دارند و پهپادهای سنگین، البته این سه نوع در دو دسته کلی بال متحرک و بال ثابت تقسیمبندی میشوند.
کاربردهای گوناگون هم از دیگر شاخصههای تقسیم بندی پهپادها هستند که پهپادهای نظامی با امکان حمله به اهداف زمینی یا هوایی، پهپادهای تجسسی و جاسوسی، پهپادهای پشتیبانی و لجستیکی، پهپادهای غیرنظامی و تجاری چهار شاخه اصلی در این تقسیم بندی به شمار میرود.
نخستین بار که از این محصول استراتژیک در جهان استفاده شد به سال ۱۸۴۹ میلادی در اتریش باز میگردد که به مرور و با گذشت زمان به تدریج پیشرفت کرده و به نقطه کنونی رسیده است.
ساخت پهپاد در ایران
ایده ساخت پهپاد در کشورمان به سالهای پیش از انقلاب بازمیگردد، این ایده با وقوع انقلاب اسلامی به اجرا نزدیک و نزدیکتر شد، نیروهای مسلح در سالهای اول انقلاب قصد داشتند پهپاد شناسایی صدف را تولید کنند، اما به نتیجه نرسید تا این که خبر رسید جوانان انقلابی در جهاد دانشگاهی اصفهان کار را برای ساخت یک پهپاد شناسایی را آغاز کردند.

این موضوع موجب شد تا در سال ۱۳۶۴ فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم وارد کار شوند و با همکاری این جوانان اولین پهپاد ایرانی با نام تلاش ساخته شد و در نتیجه آن گردان رعد سپاه در جبههها برای عملیاتهای شناسایی کار خود را آغاز کرد. تلاش، پهپادی ساده با سرعت ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت بود که با رادیو کنترل هدایت میشد و با کار مداوم بعد از مدتی، تلاش ۲ هم با سرعت ۱۴۰ کیلومتر بر ساعت، شعاع عملیاتی ۵ کیلومتر، سقف پروازی ۲۷۰۰ متر و مداومت پروازی ۴۵ دقیقه ساخته شد.
ایده طراحی و ساخت تلاش منجر شد تا در بازه زمانی بسیار کوتاه پهپاد مهاجر ساخته شود و این عامل به تشکیل صنایع هوایی قدس در سپاه پاسداران منجر شد که بعدها مرکزی برای ساخت پهپادهای پیشرفته در کشورمان شد. البته صنایع هواپیماسازی ایران (هسا) هم بعدها به سوی ساخت پهپادها رفت و روند توسعهای را در پیش گرفت.

رزمایش اخیر پهپادی سپاه هم سال گذشته با نام «الی بیت المقدس ۱» با حضور پهپادهای تهاجمی - رزمی در منطقه عمومی هرمزگان و خلیج فارس با حضور جمعی از فرماندهان عالی رتبه سپاه اجرا و مجموعه متنوعی از پهپادهای نیروی هوافضای سپاه در این رزمایش شرکت داشتند.
این رزمایش تنها گوشهای از توان و قدرت پهپادی سپاه بود که همه رسانههای جهان از آن با عنوان قدرت پهپادی سپاه پاسداران یاد کردند. در جریان برگزاری این رزمایش شرکت همزمان ۵۰ فروند پهپاد تهاجمی ۱۷۰ RQ ایرانی همراه با تعدادی دیگر از پهپادهای تهاجمی و رزمی برای نخستین بار در منطقه بود که به طور همزمان عملیات تهاجمی انجام دادند.
این رزمایش و همچنین نمایشگاه شکار کرکسها که در هفته دفاع مقدس سال جاری برگزارشد نیز بر اهمیت این موضوع تاکید کرد.

باشگاه خبرنگاران جوان هم قصد دارد تا مجموعه گزارشهایی دستاوردهای حوزه پهپادی کشور را که به صورت بومی طراحی و ساخته شدهاند را بررسی و تحلیل کند.
ما در گزارشهای قبلی از این مجموعه، پهپادهای شاهد ۱۲۹، مهاجر ۱، سیمرغ، مهاجر ۲، صاعقه، مهاجر ۳ و ۴ ، صادق، مهاجر ۶، کرار، فطرس، یسیر، حماسه، ابابیل و سریر را بررسی کردیم. در گزارش پانزدهم پهپاد ابابیل ۲ را بررسی میکنیم که متن آن را در ادامه مطالعه میکنید.

ابابیل دومین خانواده پهپادی ایران
پس از ساخت پهپاد ابابیل ۱ و انجام ماموریت ها با درصد موفقیت بالا، متخصصان ایرانی به فکر توسعه و ارتقای این پهپاد افتادند و این گونه بود که پهپاد ابابیل ۲ متولد و پا به میدان رزم گذاشت.

پهپاد ابابیل ۱ در مهر ماه سال ۱۳۶۵ پس از گذراندن مراحل تحقیقاتی در صنایع مکانیک ساصد به منظور تولید انبوه به صنایع هواپیماسازی ایران (هسا) منتقل شد و در آن زمان بخاطر شرایط و ضرورتهای زمان جنگ تا سال ۱۳۶۸ به صورت غیراستاندارد و یکبار مصرف با قابلیت حمل ۴۰ کیلوگرم مواد منفجره تولید شد، اما بعد از آن تغییرات اساسی را به خود دید.
نمونه بازطراحی شده ابابیل ۱ در ابتدا برای مأموریتهایی، چون عکس برداری، جمع آوری اطلاعات و هدفی برای تمرین نیروی پدافند و نیروی هوایی بود، اما با قابیلتهای بالا ثابت کرد که میتواند ماموریتهای بیشتری را انجام دهد و این چنین بود که از آن در فعالیتهای الکترونیکی و جنگ الکترونیک، ارسال داده به ایستگاه زمینی در مسافت طولانی و انهدام اهداف در بردهای مختلف استفاده شد و انجام موفق این ماموریتها موجب شد تا پهپاد ابابیل ۲ با توان بالاتر ساخته شود.


ابابیل ۲ هم مانند نمونه اولیه خود میتواند از سکوهای پرتاب زمینی که روی خودور قرار دارند پرواز کند و مانند آن هم از طریق چتر بازیابی میشود، همین موضوع باعث شده تا ابابیل ۲ بدون نیاز به باند پرواز برای نشست و برخاست از قابلیت تحرک و جابهجایی بالایی برخوردار باشد.
این پهپاد نیز مانند ابابیل ۱ برای جمع آوری اطلاعات، هدف تمرینی نیروی پدافند و نیروی هوایی، فعالیتهای الکترونیکی و جنگ الکترونیک، ارسال داده به ایستگاه زمینی در مسافت طولانی و انهدام اهداف در بردهای مختلف به کار گرفته شود؛ البته ابابیل ۲ یک تفاوت هم با ابابیل ۱ دارد و آن هم ارسال آنلاین تصاویر به مرکز زمینی است.


نمونه دوم خانواده ابابیل علاوه بر توانایی انجام ماموریتهای بالا میتواند به عنوان پرنده شناسایی هوایی و نظارت بر میدان جنگ، گشت مرزی عکاسی هوایی، تنظیم تیراندازی توپخانه و اجرای عملیاتهای انهدامی هم مورد استفاده قرار گیرد.
با این که اطلاعاتی زیادی از پهپاد ابابیل ۲ در دسترس نیست، اما تا حدودی میتوان حدس زد که در زمینه هدایت این پرنده مانند ابابیل ۱ از سیستم خلبان خودکار شهید نوروزی که تا ۳۰ کیلومتر و در صورت افزایش توان خروجی سامانه مخابراتی تا ۱۲۰ کیلومتر برد دارد و با استفاده از سامانه پایدار کننده ۱۲۳ و جی پی اس تا ۱۵۰ کیلومتر برد عملیاتی خواهد داشت و مانند نمونه اولیه اگر ارتباط پهپاد با مرکز کنترل قطع شود، پرنده میتواند با اتکا به سیستم خلبان خودکار به پرواز بر فراز منطقه ادامه میدهد و برای هدایت آن نیز توسط مرکز هدایت زمینی انجام میشود.


برد عملیاتی و سقف پروازی ابابیلهای ۱ و ۲ با هم برابر و برد آنها در حدود ۱۲۰ کیلومتر و سقف پروازی هم ۱۴ هزار پا است، اما در بحث مداومت پروازی ابابیل ۲ گوی سبقت را از نمونه اولیه ربود و بیش از ۳ ساعت مداومت پروازی دارد؛ همچنین پهپاد ابابیل ۲ قادر است با سرعت حدود ۳۵۰ کیلومتر بر ساعت پرواز کند که در بیش از ۵۰ کیلومتر بالاتر از ابابیل ۱ است.
چنین دستاوردهایی آن هم در زمانی که دشمنان هر لحظه میخواهند از آب گلآلود منطقه به نفع خود استفاده کنند باعث میشود تا ترس از پاسخ قاطع جمهوری اسلامی ایران را در دل و ذهن داشته باشند و خوب میدانند که اگر یکی بزنند ده تا خواهند خورد.
شیائومی گوشی هوشمند Mi CC9 Pro را که در سطح بینالملل با نام Mi Note 10 شناخته میشود، با پنل AMOLED شرکت Visionox عرضه کرد.
مقالههای مرتبط:
در گذشته شایعاتی مبنی بر اینکه گوشی هوشمند می نوت ۱۰ (Mi Note 10) شیائومی احتمالا با صفحهنمایش سامسونگ یا الجی به بازار جهانی عرضه خواهد شد، وجود داشت. اما یکی از مدیران اجرایی شیائومی اعلام کرد که تنها ارائهدهندهی نمایشگرهای این گوشی، شرکت Visionox است که پیشتر نیز در ساخت Mi Mix Alpha با شیائومی همکاری داشته است.
شرکت Visionox توسط تیم OLED از دانشگاه Tsinghua در پکن هدایت میشود، که این دانشگاه در ردهبندی دانشگاههای جهانی QS برای سال ۲۰۲۰ در جایگاه ۱۶ قرار گرفته است. پروژه Mi Note 10 / Mi CC9 Pro پس از همکاری Visionox در گوشی Mi Mix Alpha، سومین همکاری این شرکت با شیائومی محسوب میشود اما درواقع اولین همکاری بوده که به تولید انبوه رسیده است.

می نوت ۱۰ شیائومی با صفحهنمایش ۶/۴۷ اینچی با لبههای خمیده در طرفین و شکاف در قسمت بالا ارائه میشود. صفحهنمایش این گوشی هوشمند شیائومی از وضوح تصویر +Full HD با نسبت ۱۹/۵: ۹ برخوردار است و یک حسگر اثر انگشت در پایین صفحه قرار دارد. این نمایشگر OLED در گوشی می نوت ۱۰ شیائومی از روشنایی ۴۳۰ نیت بهره برده و بهگفتهی شیائومی حداکثر روشنایی این دستگاه به ۶۰۰ نیت نیز خواهد رسید.
استارلینک که گام بزرگ اسپیسایکس در ورود به عرصهی ارتباطات محسوب میشود، در آیندهی نزدیک اینترنت ماهوارهای فراگیر و ارزانقیمت را در دسترس جهان قرار خواهد داد.
در بهار امسال، اسپیسایکس یک راکت فالکون ۹ را بههمراه ۶۰ ماهواره به فضا پرتاب کرد. ارسال این ماهوارهها، سرآغاز پروژهی جاهطلبانهی جدیدی بهنام استارلینک بود که هدف آن، ارائهی اینترنت پهنباند باکیفیت برای مناطق دورافتادهی جهان و در عین حال، فراهمکردن اتصال کمتأخیر برای شهرهای بهخوبی متصل کنونی است.
اسپیسایکس قصد دارد دسترسی به اینترنت پهنباندش را تا حد ممکن افزایش دهد و در همین راستا ادعا میکند هر کس با خرید آنتن کوچک ساختهشده به دست این شرکت، قادر به اتصال به شبکهی استارلینک خواهد بود. ۶۰ ماهوارهای که تقریبا ۶ ماه پیش پرتاب شدند، نخستین دسته از مجموعهای بسیار عظیم محسوب میشوند. اسپیسایکس طبق برنامه میخواهد ۱۲ هزار ماهواره را تا میانهی دههی ۲۰۲۰ به فضا بفرستد و قصد دارد در صورت امکان تعداد نهایی آنها را به ۴۲ هزار عدد برساند. این شرکت با تحقق هدف بلندپروازانهاش، تعداد فضاپیماهای درحال گردش به دور زمین را بهنحو چشمگیری افزایش خواهد داد.
پیشبرد پروژهی استارلینک میلیاردها دلار خرج روی دست اسپیسایکس خواهد گذاشت؛ درنتیجه آنها از ارسال این تعداد عظیم از ماهواره به فضا باید دلیل خوبی داشته باشند. در ادامه با زومیت همراه باشید تا با هدف اسپیسایکس از توسعهی اینترنت ماهوارهای، نحوهی کارکرد ماهوارههای استارلینک و دیگر ابعاد و جزئیات این پروژه آشنا شوید.
چرا ماهواره؟

نخستین گروه از ماهوارههای استارلینک که در خرداد امسال به فضا ارسال شدند
اسپیسایکس در دههای که گذشت، با توسعه و تکامل راکتهای چندبارمصرف خانوادهی فالکون، تحول بزرگی را در عرصهی پرتابهای فضایی بهوجود آورد و در چند سال آینده نیز با ساخت سامانهی راکتی استارشیپ – سوپر هوی، در دسترسی به فضا به سلطهای بیشازپیش دست خواهد یافت. با این حال، صنعت مرسوم ماهوارهسازی نتوانست در مسیر افزایش پیوستهی ظرفیت و کاهش قیمتها، همپای اسپیسایکس حرکت کند و به همین دلیل، این شرکت در موقعیت دشواری قرار گرفت. از یک سو، اسپیسایکس در حال اشباع بازاری حداکثر چند میلیارد دلاری بود و از سوی دیگر درحال ایجاد اشتهایی سیریناپذیر به پول برای ساخت راکت غولپیکری بود که تقریبا هیچ مشتری و استفادهکنندهای ندارد تا بعدا بدون بازگشت فوری سرمایه، صدها عدد از آنها را برای استعمار مریخ به سیارهی سرخ بفرستد.
پاسخ اسپیسایکس به دو مشکل اشارهشده، استارلینک است. اسپیسایکس با ساخت ماهوارههای خود میتواند بازار جدیدی را برای دسترسی به ارتباطات فضایی آزاد و بسیار توانمند ایجاد و تعریف کند و جریان درآمد و محموله را برای راکتهای اختصاصیاش شکل دهد. هرچند از این اقدام اسپیسایکس در علم اقتصاد با عنوان «همجنسخواری» یاد میشود، درنهایت این شرکت میتواند به تریلیونها دلار ارزش اقتصادی دست پیدا کند. درحال حاضر، تنها چند صنعت تریلیون دلاری در دنیا وجود دارد که شامل انرژی، حملونقل سریع، ارتباطات، فناوری اطلاعات، مراقبتهای پزشکی، کشاورزی، اسلحهسازی و... است. برخلاف تصورات غلط معمول، معدنکاوی فضایی، استخراج آب از روی ماه و انرژی خورشیدی فضایی، کسبوکارهای قابل اطمینانی نیستند. ایلان ماسک هماکنون با تسلا در حوزهی انرژی ایفاگر نقش است؛ اما تنها عرصهی ارتباطات، بازاری مطمئن و عمیق را برای ماهوارهها و پرتابهای فضایی ایجاد میکند. مسکونیسازی مریخ تریلیونها دلار هزینه دربرخواهد داشت؛ درنتیجه استارلینک، گزینهی مطلوب اصلی ماسک برای ایجاد دریایی از پول مورد نیاز برای ساخت شهری پایدار روی سیارهی سرخ بهشمار میآید.
در سال ۲۰۱۵، ایلان ماسک با بیان اینکه تقاضای برآوردهنشدهی بسیار بالایی برای ظرفیتهای پهنباند ارزانقیمت در مقیاس جهانی وجود دارد، اعلام کرد که اسپیسایکس کار روی یک شبکهی ماهوارهای ارتباطی را آغاز کرده است. در همان حوالی، اسپیسایکس با هدف توسعه و ساخت ماهوارههای ارتباطی جدیدش، تأسیسات تازهای را در ردموند واشنگتن بازگشایی کرد. برنامهی اولیه، پرتاب دو ماهوارهی آزمایشی به درون مدار تا سال ۲۰۱۶ و آمادهسازی و راهاندازی مجموعهی اولیه از ماهوارهها تا سال ۲۰۲۰ بود؛ اما این شرکت در تلاش برای توسعهی گیرندهای که بتواند بهآسانی و با هزینهای پایین بهدست کاربر نصب شود، با چالش مواجه شد. بههمین دلیل، برنامهی اسپیسایکس به تأخیر افتاد و ماهوارههای آزمایشی اولیه تا سال ۲۰۱۸ پرتاب نشدند.
پس از پرتاب موفقیتآمیز دو ماهوارهی آزمایشی بهنامهای تنتن A و B که به اسپیسایکس امکان داد تا طراحی ماهوارهاش را آزمایش و اصلاح کند، این شرکت در مورد گام بعدیاش برای پیشبرد پروژهی استارلینک اطلاعرسانی چندانی انجام نداد. این سکوت همچنان ادامه داشت تا اینکه در نوامبر ۲۰۱۸، اسپیسایکس تاییدیهی استقرار ۷۵۰۰ ماهواره در مدار را از کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC) دریافت کرد. این کمیسیون پیشتر با پرتاب ۴۴۰۰ ماهوارهی دیگر از مجموعهی استارلینک موافقت کرده بود. در تاریخ ۲۴ مه ۲۰۱۹ (سوم خرداد ۹۸) نخستین گروه از ماهوارههای ارتباطی به درون مدار پرتاب شدند و مردم سرتاسر جهان نیز بهسرعت موفق شدند حرکت قطارمانند ماهوارهها را در امتداد آسمان شب رصد کنند.

پرتاب ۶۰تایی نخست، نشانهای از مجموعهی بزرگتری بود که در آینده از راه خواهد رسید. اسپیسایکس میخواهد تا انتهای سال ۲۰۲۷ استقرار تمام ۱۲ هزار ماهوارهی استارلینک را به پایان برساند؛ بدین معنا که بهطور متوسط هر ماه باید نزدیک به ۱۲۰ ماهواره را به فضا بفرستد. همچنین هر ماهواره بهنحوی طراحی شده است که چرخهی عمر تقریبا ۵ سالهای داشته باشد؛ درنتیجه ارسال ماهوارهها همچنان تداوم خواهد داشت و اسپیسایکس باید متعهد شود که هر ۵ سال یکبار ۱۲ هزار ماهواره را در مدار مستقر میکند. واضح است که راکتهای فالکون برای ارسال منظم این تعداد از ماهوارههای استارلینک کافی نخواهند بود؛ از اینرو، اهمیت و پیوند استارشیپ با استارلینک بار دیگر در اینجا برجسته میشود. سامانهی پرتاب نسل بعدی اسپیسایکس در آینده علاوه بر سفر به اجرام فضایی، وظیفه استقرار ماهوارههای استارلینک را نیز برعهده خواهد داشت. استارشیپ نهتنها میتواند در هر پرتاب تا صدها ماهواره را به فضا برساند، بلکه در مقایسه با فالکون ۹ این کار را با هزینهای بسیار کمتر انجام میدهد.
نخستین گروه از ماهوارههای استارلینک هنوز بهطور کامل فعال نیستند. این ماهوارهها برای آزمایش مواردی نظیر سامانههای ارتباطاتی زمین و پیشرانههای کریپتونی بهکار خواهند رفت. این پیشرانهها برای اجتناب خودکار ماهواره از برخورد با زبالههای فضایی و خروج فضاپیما از مدار در پایان چرخهی عمرش مورد استفاده قرار خواهند گرفت. در ادامه با نحوهی کارکرد ماهوارههای استارلینک آشنا خواهیم شد.
نحوه کارکرد استارلینک
پیشرانههای یونی ماهوارههای استارلینک در اصل از پتانسیل الکتریکی استفاده میکنند تا یونها را برای ایجاد پیشرانش به بیرون از فضاپیما پرتاب کنند. در این موتورها ترجیحا زنون بهکار میرود؛ زیرا این عنصر جرم اتمی بالایی دارد و از همینرو بیاثر و دارای چگالی بالا است و میتواند برای ذخیرهسازی در حجم گسترده در فضاپیما مناسب باشد.
با این حال، اسپیسایکس به استفاده از کریپتون روی آورده است؛ زیرا کمیابی زنون آن را به سوخت بسیار گرانقیمتتری تبدیل میکند. این پیشرانهی یونی درابتدا برای بالابردن ماهوارههای استارلینک از مدارهای اولیه در ارتفاع ۴۴۰ کیلومتر به مدارهای نهایی در ارتفاع ۵۵۰ کیلومتری مورد استفاده قرار خواهند گرفت. آنها همچنین همزمان با ابزاری بهنام ژیروسکوپ کنترل گشتاور (CMG) در درون فضاپیما و سامانهی پیشبینی برخورد زبالههای فضایی دولت ایالات متحده بهکار گرفته خواهند شد تا به ماهوارهها امکان دهند، بهمنظور اجتناب از برخورد با بقایای سرگردان در فضا، مدارهایشان را تنظیم کنند.
سامانه اجتناب از برخورد (راست)؛ پیشرانه یونی ماهوارههای استارلینک (چپ)
هنگامی که عمر خدماتدهی ماهوارهها به پایان برسد، میتوان با استفاده از همان پیشرانهها و کنترلگرهای ارتفاع، آنها را از مدارهایشان خارج کرد. اسپیسایکس تمام سختافزارهای لازم برای بهحداقلرساندن خطر تولید بقایای مداری را در ماهوارههای استارلینک گنجانده است. این شرکت در درخواست خود از کمیسیون ارتباطات فدرال برای دریافت تاییدیه، ادعا کرد که ۹۵ درصد از ماهوارهها هنگام ورود مجددشان به جو خواهند سوخت و تنها احتمال دارد که ساختار داخلی پیشرانهی یونی و اجزای ساختهشده از کاربید سیلیسیوم دوام بیاورند. این قطعات کاربید سیلیسیومی احتمالا دچار سوختگی نخواهند شد؛ زیرا آنها مواد ضروری برای کارکرد لیزرها بهشمار میآیند و از اینرو نقطهی ذوب بسیار بالای ۲۷۵۰ درجهی سانتیگراد را دارند. لیزرها کارکرد اصلی ماهوارهها یعنی توانایی برقراری ارتباط را امکانپذیر میکنند.
اسپیسایکس از ارائهی بسیاری از جزئیات ماهوارههای استارلینک خودداری کرده است؛ اما به لطف اسناد FCC ما میدانیم که ماهوارهها حاوی ۵ قطعهی ۱/۵ کیلوگرمی کاربید سیلیسیومی هستند که نشان میدهد هر ماهواره دربردارندهی ۵ لیزر مجزا خواهد بود. این لیزرها همانند کابلهای فیبر نوری مستقر روی زمین از پالسهای کوتاه بهره میگیرند تا اطلاعات را بین ماهوارهها مخابره کنند. با این حال، انتقال دادهها بهکمک نور در فضا در مقایسه با انجام همین کار روی زمین دارای مزیتی بسیار بزرگ است. سرعت نور در هر ماده ثابت نیست؛ درواقع نور هنگام حرکت در شیشه در مقایسه با خلاء ۴۷ درصد آهستهتر حرکت میکند. این ویژگی به ماهوارههای استارلینک مزیتی درخورتوجه میبخشد و احتمال اقبال به آنها را بهشدت افزایش میدهد. قابلیت مورد بحث ظرفیت تأخیر کمتر را در انتقال دادهها در مسافت طولانی فراهم میکند.

کاهش تأخیر در انتقال دادهها شاید چندان برای کاربران خانگی به چشم نیاید؛ اما شرکتهای مالی و اشخاص فعال در بازارهای بورس برای دریافت قدری سریعتر اطلاعات حیاتی از هر گوشهی جهان، مایل به پرداخت مبالغ بالا هستند. بهعنوان مثال، کاربری در لندن خواهان قیمت اصلاحشدهی سهامی در بازار بورس نزدک در نیویورک است. اگر این اطلاعات از مسیری معمول بهعنوان مثال کابل ارتباطی زیردیایی AC-2 بین ایالات متحده و بریتانیا استفاده کند، برای برقراری ارتباط باید مسافتی به طول تقریبا ۱۲٬۸۰۰ کیلومتر را از درون کابل فیبر نوری شیشهای طی کند. نور در خلاء با سرعت نزدیک به ۳۰۰ میلیون متر بر ثانیه حرکت میکند؛ درحالی که سرعت حرکت آن درون شیشه به ضریب شکست بستگی دارد. مقدار ضریب شکست نیز به طول موج وابسته است؛ اما ما این کاهش سرعت را ۱/۴۷ برابر سرعت نور در خلاء یعنی ۲۰۳٬۹۴۰٬۴۴۸ متر بر ثانیه درنظر میگیریم؛ بدین معنی که سفر رفت و برگشت بستهی شبکه ۰/۰۶۳ ثانیه طول میکشد و از اینرو تأخیر آن ۰/۰۶۳ ثانیه یا ۶۲/۷ میلیثانیه است. با احتساب مراحل اضافی که میزان تأخیر را افزایش میدهند، نظیر تبدیل سیگنالهای نوری به سیگنالهای الکتریکی در هر دو طرف کابل نوری، صفهای ترافیک و انتقال به رایانهی نهایی، مجموع زمان تأخیر به تقریبا ۷۶ میلیثانیه میرسد.
محاسبهی میزان تأخیر ماهوارههای استارلینک قدری پیچیدهتر است؛ زیرا امکان سنجش آن هنوز امکانپذیر نیست؛ اما میتوان مقدار مورد بحث را بهطور تقریبی حدس زد. نخستین منبع تأخیر برای استارلینک، درخلال فرایند فراسو و فروسو خواهد بود؛ یعنی زمانیکه باید دادههایمان را از ایستگاه زمینی به ماهواره و بالعکس مخابره کنیم. ما میدانیم که این عمل با نوعی آنتن رادیویی بهنام آنتن آرایهی فازی انجام خواهد شد که میتواند بدون قطعات متحرک، مسیر حرکت دادهها را کنترل کند؛ درعوض آنها برای کنترل جهت موج رادیویی از تداخل سازنده و مخرب استفاده میکنند. هر ماهواره مجهز به پرتویی مخروطی با ۸۱ درجه دامنهی دید است و میتواند با قرارگیری در مدار واقع در ارتفاع ۵۵۰ کیلومتری ناحیهای مدور به شعاع ۵۰۰ کیلومتر را پوشش دهد. این محدودهی پوشش در مدارهایی که اسپیسایکس درابتدا قصد قراردادن ماهوارهها را در آنها داشت، دایرهای به شعاع ۱۰۶۰ کیلومتر بود. پایین آوردن ارتفاع ماهواره، وسعت ناحیهی تحت پوشش آن را کاهش میدهد؛ اما در عین حال موجب کاهش تأخیر میشود. افزایش تأخیر در ارتفاع بالا بهویژه برای ماهوارههای ارتباطاتی رایجی قابل ملاحظه است که در مدار زمینثابت در ارتفاع تقریبا ۳۶ هزار کیلومتری مستقر هستند.
مقایسه ارتفاع مدار، شعاع پوشش و تأخیر استارلینک با دیگر ماهوارههای ارتباطاتی
در ارتفاع ۳۶ هزار کیلومتری، تقریبا ۲۴۰ میلیثانیه طول میکشد تا دادهها با سرعت نور به ماهواره برسند و از آنجا به زمین بازگردند که این مقدار، ۳۶۹ درصد آهستهتر از سرعت حرکت نور در کابل زیردریایی است. با این حال، ازآنجاکه استارلینک قصد دارد ماهوارهها را در ارتفاع بسیار پایینتری مستقر کند، تأخیر فراسو و فروسو از نظر تئوری میتواند تنها ۳/۶ میلیثانیه باشد. به همین خاطر، اسپیسایکس بهمنظور فراهمکردن پوشش جهانی به ماهوارههای بسیار زیادی در منظومهاش نیاز دارد.
هر ماهوارهی استارلینک مجهز به چهار آنتن آرايهی فازی است و پرتو جهتداری که آنها ساطع میکنند، بخشی ضروری از درخواست تاییدیهی FCC اسپیسایکس بود؛ زیرا هزاران ماهوارهای که امواج رادیویی هدایتنشده را پخش میکنند، حجم درخورتوجهای از تداخل را با دیگر روشهای ارتباطی ایجاد خواهند کرد. به محض آنکه داده توسط یک ماهوارهی استارلینک دریافت شود، میتوان آن را بین ماهوارههایی انتقال داد که از لیزر استفاده میکنند. هر زمان ما از یک ماهواره به ماهوارهای دیگر پرش میکنیم، تاخیری اندک درمیان خواهد بود؛ زیرا نور لیزر به سیگنال الکتریکی و بالعکس تبدیل میشود؛ اما مقدار آن بسیار ناچیز است.

آنتنهای آرایهی فازی چهارگانهی ماهوارههای استارلینک
با استفاده از لیزر وضعیت در پیرامون زمین پیچیده میشود؛ زیرا برای مخابرهی دادهی مورد نظر، ارسال آن به گیرندهی ماهوارههای همجوار باید بهدرستی انجام شود. برای درک این مسئله، نحوهی کارکرد منظومهی ماهوارهای پیشنهادی اسپیسایکس را بررسی میکنیم. فاز نخست اسپیسایکس که متشکل از ۱۵۸۴ ماهواره است، ۲۴ صفحهی مداری را با ۶۶ ماهواره اشغال خواهد کرد و شیب هر صفحه ۵۳ درجه خواهد بود. نحوهی حرکت ماهوارهها به تصویر زیر شباهت خواهد داشت.
ارتباط بین ماهوارههای همجوار در صفحهی مداری یکسان نسبتا ساده است؛ زیرا ماهوارهها در موقعیتی تقریبا ثابت نسبت به یکدیگر باقی خواهند ماند. با این نحوهی استقرار، خط ارتباطی پایداری در امتداد یک صفحهی مداری وجود خواهد داشت؛ اما در اغلب موارد یک صفحهی مداری واحد، دو موقعیت را متصل نخواهد کرد؛ درنتیجه باید بتوان اطلاعات را بین صفحات مداری نیز انتقال داد. انجام این کار، نیازمند ردیابی دقیق است؛ زیرا ماهوارههای مستقر در صفحههای مداری همجوار با سرعت بسیار زیادی حرکت میکنند؛ از اینرو ماهوارهی استارلینک نیازمند آن خواهد بود که جریان را به ماهوارهای جدید در شبکه انتقال دهد. این کار میتواند زمانبر باشد و تا چند ده ثانیه به طول بیانجامد. بهترین رکورد انتقال جریان متعلق به سامانه ماهوارهای ردیابی و بازپخش دادههای سازمان فضایی اروپا با نزدیک به یک دقیقه است. این سامانه یک منظومهی ماهوارهای اینترنتی فعال در مدار زمینثابت است که با هدف خدمت به ماهوارههای تصویربرداری اروپایی طراحی شده است و کاربردهای حیاتی دیگری نیز نظیر کمک به نیروهای امدادی در نواحی دوردست همچون جنگلهای درحال آتشسوزی دارد.
استارلینک ممکن است سریعتر باشد؛ اما بیوقفه قادر به انتقال جریان نخواهد بود و از اینرو مجهز به ۵ سامانهی ارتباطی نوری است تا در تمام اوقات ارتباطی پایدار را با ۴ ماهواره حفظ کند. اگر ما هماکنون از استارلینک استفاده کنیم، برای مخابرهی داده از نیویورک تا لندن و بالعکس در کوتاهترین مسیر ممکن و با بهرهگیری از سرعت نور در خلاء بهعنوان سرعت انتقال، میتوانیم به تاخیری به اندازهی ۴۳ میلیثانیه دست یابیم. حتی اگر از کوتاهترین مسیر ممکن با فیبر نوری استفاده کنیم – که فعلا موجود نیست – انتقال داده تقریبا ۵۵ میلیثانیه طول خواهد کشید که کاهش ۲۸ درصدی سرعت بهحساب میآید؛ اما همانطور که پیشتر اشاره کردیم، رفت و بازگشت داده در مسیر بین نیویورک تا لندن ۷۶ میلیثانیه طول میکشد که ۷۷ درصد از بهترین عملکرد استارلینک آهستهتر است.

فاز نخست استارلینک متشکل از ۱۵۸۴ ماهواره خواهد بود که در ۲۴ صفحهی مداری به دور زمین خواهند چرخید
کاهش درخور توجه تأخیر برای دو بازار مالی مستقر در نیویورک و لندن که در آنها میلیونها دلار در کسری از ثانیه جابهجا میشود، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. دراختیار داشتن تأخیر کمتر، مزیتی بسیار بزرگ در کسب سود از نوسانات قیمتها است. درواقع، این نخستین بار نیست که یک شرکت ارتباطاتی، سرمایهگذاری عظیمی انجام میدهد تا بهطور ویژه به گروههای یادشده خدمات بدهد. در حال حاضر، کابل هایبرنیا اکسپرس که یک شرکت خصوصی ارائهدهندهی فیبر نوری است، با تنها ۵۹/۹۵ میلیثانیه، کمترین تأخیر را در ارتباط بین پایگاه دادهی NY4 در شهر سیکوکس نیوجرسی و پایگاه دادهی LD4 در شهر اسلاو انگلستان دارد که همچنان ۳۹/۴ درصد از بهترین زمان محاسبهشده با استارلینک آهستهتر است.
بهترین زمان پیشین متعلق به کابل AC-1 با ۶۵ میلیثانیه بود. برای تحقق این ۵ ثانیه افزایش در سرعت، ۳۰۰ میلیون دلار هزینه شد تا ارتباط بین دو سوی اقیانوس اطلس با تأخیر کمتری برقرار شود. درنتیجه تصور کنید برخی صنایع حساس برای افزایش ۱۷ میلیثانیهای سرعت، تا چه میزان مایل به پرداخت هزینه خواهند بود. وقتی دریابید که این تفاوت زمانی با افزایش مسافت انتقال افزایش مییابد، بهبود سرعت برایتان اهمیت و ارزش بیشتری خواهد یافت.
فاصلهی بین نیویورک تا لندن نسبتا کوتاه است. اهمیت افزایش سرعت برای مسافت بین دور شهر دوردستتر نظیر لندن تا سنگاپور، بهمراتب برجستهتر خواهد بود. با این حال، اسپیسایکس تنها قصد ارائهی اینترنت فوق سریع را برای برخی از مشتریان ندارد، بلکه این شرکت سامانهی استارلینک را بهعنوان ابزاری برای اتصال تمام افراد روی زمین به اینترنت تبلیغ میکند و از اینرو باید پهنای باند فراوانی را برای ارائه به افراد معمولی باقی بگذارد.
چه نیازی به اینترنت ماهوارهای است؟
هرچند اینترنت در مقایسه با دیگر فناوریها، یکی از سریعترین رشدها را در تاریخ بشر داشته است، تا پایان ۲۰۱۹ بیش از نیمی از جمعیت جهان (۴ میلیارد نفر) همچنان به اینترنت دسترسی نخواهند داشت. امروزه تقریبا تمام کاربران سرتاسر دنیا، اینترنتشان را از انگشتشمار شرکتهای انحصارگر و محدود از نظر جغرافیایی تهیه میکنند. بهعنوان مثال در ایالات متحده، AT&T، تایم وارنر، کامست و معدود بازیگران کوچکتر، کل کشور را بین یکدیگر تقسیم کردهاند تا از رقابت اجتناب کنند و برای خدمات نامناسبشان، نرخهای گزاف از مشتریان بگیرند. علاوه بر طمع بیش از حد، دلیلی قانعکننده برای رفتار ضدرقابتی در بین ارائهدهندگان خدمات اینترنت وجود دارد. هزینهی ساخت زیرساختهای اصلی اینترنت از جمله برجهای سلولی ریزموج و فیبر نوری بسیار بالا است؛ درنتیجه سرمایهگذاری در این عرصه از عهدهی هرکس برنمیآید.
اکنون آنچه برای خارجکردن انحصار از دست شرکتهای کنونی ارائهدهندهی اینترنت لازم است، ارسال چند ماهواره به مدار زمین و برقراری جریانی مطمئن برای ارسال و دریافت داده است. ظاهرا ساده و بدیهی بهنظر میآید؛ پس چرا قبلا هیچکس آن را امتحان نکرده بود؟ منظومهی ماهوارهای ایریدیوم که اوایل دههی ۱۹۹۰ بهدست موتورولا ساخته و مستقر شد، نخستین شبکهی جهانی ارتباطاتی مبتنی بر مدار نزدیک زمین بود. وقتی این شبکه در زمان یادشده در مدار قرار گرفت، معلوم شد که قابلیت اصلیاش، توانایی دریافت بستههای دادهی کوچک از ردیابهای شخصی است؛ زیرا گوشیهای همراه سلولی چنان ارزان شدند که کاربرد گوشی ماهوارهای هیچگاه فراگیر نشد. شبکهی ایریدیوم ۶۶ ماهواره در ۶ صفحهی مداری مجزا داشت که حداقل تعداد لازم برای برقراری پوشش کامل جهانی است. اما اگر ۶۶ ماهواره برای ایریدیوم کافی بود، چرا اسپیسایکس قصد ارسال هزاران ماهواره را دارد؟ تفاوت استارلینک با شبکهی ایریدیوم چیست؟
اسپیسایکس درواقع از جهت دیگر و از سمت پرتاب به کسبوکار تولید و ساخت ماهواره وارد شده است. آنها درنتیجهی تلاشهای پیشگامانهشان در بازیابی بوسترها، بازار پرتابهای فضایی ارزان و چندبارمصرف را قبضه کردهاند. با این حال وقتی در رقابت با دیگران نرخ را بیش از حد میشکنید، نمیتوانید انتظار سود چندانی داشته باشید؛ درنتیجه تنها راه برای بهرهبرداری از ظرفیت اضافی ناوگان فالکونها این است که اسپیسایکس مشتری خودش بشود. ازآنجاکه اسپیسایکس قادر است ماهوارههایش را به یکدهم قیمت (به ازای هر کیلوگرم) منظومهی ایریدیوم به فضا بفرستد، میتواند بازار بسیار فراگیرتری را مدیریت کند. دراختیار داشتن بهترین ناوگان پرتابگرهای چندبارمصرف دنیا، مزیتی است که هیچ سازندهی ماهوارهی دیگری در دنیا از آن برخوردار نیست.

کاربران با استفاده از یک پایانهی استارلینک با اندازهای در حد جعبهی پیتزا و قیمت حدودی ۲۰۰ دلار به این اینترنت متصل خواهند شد. هرچند اسپیسایکس تلاش زیادی برای کاهش قیمت انجام داده است، اغلب شهروندان کشورهای جهان سوم با قدرت خرید محدودشان قادر به پرداخت قیمت یادشده نخواهند بود. با این حال، استارلینک هنوز در ابتدای راه قرار دارد و گیرندهی آن بسیار ارزانتر از نمونههای مشابه کنونی نظیر نسخهی شرکت کایمتا با قیمت ۳۰ هزار دلار است.
در نواحی دوردست و روستایی، ایستگاههای زمینی برای به حداکثر رساندن پهنای باند به آنتنهای آرایهی فازی نیاز نخواهند داشت؛ درنتیجه استفاده از پایانههای کاربری کوچک امکانپذیر است. موارد استفاده میتواند از ردیابهای شخصی اینترنت اشیا گرفته تا گوشیهای ماهوارهای جیبی، چراغهای اضطراری یا تجهیزات ردیابی حیوانات متغیر باشد.
ایلان ماسک میگوید گیرندههای استارلینک به اندازهی کافی مسطح خواهند بود تا روی سقف خودروها و دیگر وسایل نقلیه نظیر کشتی یا هواپیما نصب شوند. این ویژگی به استارلینک امکان میدهد تا با ارائهدهندگان سنتی اینترنت رقابت کند. برآورد میشود که مهاجرت ایالات متحده از اتصال نسل چهارم شبکهی تلفن همراه (4G) به 5G در طول ۷ سال آتی، نزدیک به ۱۵۰ میلیارد دلار تنها در کابلکشی فیبر نوری هزینه خواهد داشت؛ درحالی که اسپیسایکس قصد دارد کل پروژهی استارلینک را با حدود تنها ۱۰ میلیارد دلار به سرانجام برساند.
اگر همهچیز طبق برنامه پیش برود، برآورد میشود سود حاصل از استارلینک به پشتوانهی حق عضویت، هر ساله بین ۳۰ تا ۵۰ میلیارد دلار باشد. درآمد بهدستآمده از استارلینک بدین معنی خواهد بود که اسپیسایکس نسبت به ناسا منابع مالی بسیار عظیمتری دراختیار خواهد داشت. این سرمایه میتواند برای تحقیق و توسعهی راکتها و فناوریهای جدید مورد نیاز برای احداث سکونتگاههای قمری و مریخی هزینه شود.
درنهایت، اینترنت ماهوارهای استارلینک، دسترسی به اینترنت با کیفیت بالا را برای هر گوشه از جهان امکانپذیر میکند. برای نخستین بار، دسترسی به اینترنت به میزان نزدیکی به کشور یا شهری مشخص یا مسیر فیبر نوری راهبردی بستگی نخواهد داشت، بلکه هر کس که آسمان را ببیند، میتواند به شبکهی استارلینک متصل شود. بهلطف استارلینک، کارآفرینان سرتاسر جهان باوجود انحصارگران دولتی ناکارآمد یا فاسد، دسترسی بیوقفه به اینترنت جهانی خواهند داشت. توانایی استارلینک در شکستن انحصار، سرعتبخش وقوع تغییرات مثبت و بزرگی خواهد شد.
تأثیر استارلینک
بارزترین تأثیر استارلینک، افزایش دسترسی به اینترنت است. همانطور که اشاره شد، امروزه حتی در برخی از مهمترین شهرهای ایالات متحده بهعنوان کشوری پیشرفته نیز گزینههای محدودی برای تأمین اینترنت وجود دارد. وقتی بحث دسترسی به اینترنت در کشورهای کمترتوسعهیافته به میان میآید، همان اینترنت محدود موجود معمولا با کیفیت پایین و قیمت بالا ارائه میشود. در حال حاضر، در سرتاسر ایالات متحده و دیگر نقاط جهان، ارائهدهندگان اینترنت به شرکتهایی رانتخواه تبدیل شدهاند که مایلاند در فضایی آرام و غیررقابتی از خدمات اغلب بیکیفیتشان کسب درآمد کنند.
اینترنت فناوری جوان و درحال ظهوری محسوب میشود که کیفیتش در مقایسه با دیگر صنایع نظیر آب، برق یا گاز یکنواخت نیست. ما همچنان در حال تغییر روشهای استفاده از اینترنت هستیم و دگرگونکنندهترین کاربرد آن را هنوز ابداع نکردهایم. در این میان، طرحهای اینترنت بستهبندیشدهی محدود، امکان رقابت و نوآوری را از بین میبرد. میلیاردها نفر از مردم صرفا بهخاطر زندگی در کشورهای جهان سوم یا دوری از کابلهای زیردریایی مهم از مزایای انقلاب دیجیتال بیبهره ماندهاند. همچنین، اینترنت در بخشهای وسیعی از جهان همچنان توسط ماهوارههای مستقر در مدار زمینثابت و با قیمت گزاف ارائه میشود.
استارلینک با ارائهی اینترنت باکیفیت از آسمان، الگوی کنونی در دسترسی به اینترنت را بهکلی برهم خواهد زد. اسپیسایکس در مسیر تبدیلشدن به یک شرکت ارائهدهندهی اینترنت قرار دارد و بالقوه میتواند بهعنوان شرکتی اینترنتی به رقیبی جدی برای گوگل و فیسبوک بدل شود. نباید از یاد برد که از بین تمام شرکتها تنها اسپیسایکس قادر به ساخت یک منظومهی ماهوارهی عظیم است؛ زیرا تنها این شرکت بود که با تلاشی خستگیناپذیر یک دههی گذشته را صرف شکستن انحصار دولت و نیروهای نظامی در پرتابهایی فضایی کرد و توانست ناوگانی مطمئن و قابل اتکا از راکتهای پرتابگر خانوادهی فالکون را بسازد.

تصویری هنری از بقایای مداری در مدار نزدیک زمین
دومین تأثیر استارلینک بر آسمان شب و ستارهشناسی خواهد بود. اسپیسایکس پس از پرتاب ۶۰ ماهوارهی نخست در معرض سیل انتقادات از سوی جامعهی بینالمللی ستارهشناسان قرار گرفت. منتقدان با نگرانی استدلال میکردند که با افزایش تعداد ماهوارهها و ایجاد آلودگی نوری، امکان رصد اجرام فضایی در آسمان شب از بین خواهد رفت. همچنین، نگرانیهای معتبر دیگری مبنی بر ورود استارلینک به باندهایی رادیویی مورد استفاده در ستارهشناسی رادیویی وجود دارد.
مقالههای مرتبط:
تأثیر بعدی استارلینک، احتمال افزایش بقایای مداری است. زمانیکه تمام ماهوارههای منظومهی اسپیسایکس به فضا پرتاب شوند، تعداد آنها از مجموع تمام دیگر ماهوارههای فعال و غیرفعال موجود در مدار بیشتر خواهد بود. این افزایش چشمگیر فضاپیماهای درحال گردش در اطراف زمین بهمعنای افزایش احتمال برخوردهای فضایی است. اسپیسایکس در واکنش ادعا میکند که پیشرفتهترین سامانهی موجود را برای کاهش زبالههای فضایی دراختیار دارد. همانطور که اشاره شد، ماهوارههای استارلینک بهطور خودکار قادر به اجتناب از برخوردها هستند و پس از پایان چرخهی عمر نیز از مدار خارج میشوند؛ با این حال، ادعای اسپیسایکس هنوز در عمل ثابت نشده است. اواخر تابستان امسال، یک فضاپیمای متعلق به سازمان فضایی اروپا برای جلوگیری از برخورد با یکی از ماهوارههای استارلینک ناگزیر به تغییر جزئی مدار خود شد. تصور کنید با افزایش چندین برابری ماهوارههای استارلینک در سالهای آتی، احتمال برخوردها تا چه حد افزایش خواهد یافت.
نگرانی نهایی این است که اسپیسایکس احتمالا انحصار کنونی در عرصهی اینترنت را با انحصاری دیگر جایگزین کند. این شرکت همین حالا در بازار رقابتی پرتابهای فضایی یکهتاز است و نهادهای خصوصی و دولتی مختلف در خاک آمریکا و سرتاسر دنیا مشتری پرتابگرهای خانوادهی فالکون هستند. بهطور قطع میتوان تصور کرد که تا سال ۲۰۳۰، اسپیسایکس سالانه ۶ هزار عدد از ماهوارههای خودش را به فضا پرتاب کند و در این بین تعدادی مأموریت متفرقه نیز برای دیگر مشتریان دولتی انجام دهد. درواقع، ماهوارههای ارزان و قابل اطمینان این شرکت میتوانند بهعنوان یک پلتفرم برای مشتریان شخص ثالث، فروش بالایی را تجربه کنند؛ بدین ترتیب هر شخص یا نهادی که بخواهد ابزار و وسایلش را به فضا بفرستد، دیگر ملزم به صرف هزینههای بالا برای ساخت یک ماهوارهی مستقل نخواهد بود. این دسترسی فراگیر به فضا در سالهای آتی موجب خواهد شد که نام استارلینک همچون دیگر محصولات سلطهگر در بازارهای مختلف فناوری نظیر گوگل، زیراکس، کداک و IBM، با نام ماهواره مترادف شود.
جمعبندی
اسپیسایکس، شرکت جاهطلبی که عرصهی پرتابهای فضایی را متحول کرد، اکنون درحال کار روی دو پروژهی بزرگ و تاثیرگذاری است که پیوند و ارتباط عمیقی با یکدیگر دارند. استارشیپ و استارلینک هردو فناوری تحولآفرینی محسوب میشوند که پیش روی چشمان ما در حال ساخت هستند. اینترنت ماهوارهای از مدتها پیش در دسترس اشخاص خاص با کاربردهای محدود بود؛ اما ساخت نوع ارزان، فراگیر و دسترسپذیر آن تنها از پس اسپیسایکس برمیآید.
استارلینک بدون استارشیپ رنگ واقعیت به خود نخواهد گرفت و ساخت استارشیپ، راکت توانمند و ارزان اسپیسایکس نیز بدون استارلینک امکانپذیر نخواهد شد. با استارشیپ و استارلینک، اکتشافات فضایی انسانی از پایگاههای مداری تا شهرهای کاملا صنعتی در اعماق فضا گسترش پیدا خواهد کرد و افزایش دسترسی به اینترنت در مناطق فقیر و توسعهنیافتهی جهان نیز به افراد مختلف امکان خواهد داد تا از مزایای دنیای دیجیتال بهنحوی مؤثر بهرهمند شوند.
گوگل برای فعالیت بهتر در بازار سختافزار، فرایندهای خرید و ادغام متعددی انجام داد که برخی از آنها موفق و برخی با شکست همراه بودند.
گوگل در جدیدترین فعالیت خرید و ادغام، شرکت فیتبیت را تصاحب کرد. خرید فیتبیت، سازندهی سختافزارهای مشهور ردگیری سلامت و ساعتهای هوشمندی همچون Versa، خبر مهمی بود که در هفتههای اخیر بار دیگر نام غول موتور جستوجو را در صدر تیترها قرار داد. این حرکت، قدمی مهم از سوی گوگل محسوب میشود تا ورودی جدی به حوزهی گجتهای پوشیدنی داشته باشد. البته باتوجه به تاریخچهی آنها در فعالیتهای سختافزاری، بدبین بودن نسبت به آیندهی فیتبیت دور از انتظار نیست.
مقالههای مرتبط:
تاریخچهی گوگل در خرید شرکتهای سختافزاری، با موفقیتهای آن چندان همراه نیست. اکثر شرکتهای خریداریشده یا شکست خوردند یا با دیگر برندهای گوگل ادغام شدهاند. درنهایت فهرست خریدهای گوگل که از مراحل اولیهی آزمایشی به سلامت عبور کردهاند، آنچنان بلند نیست.
در وضعیت کنونی نمیتوان هیچ اظهارنظر قطعی دربارهی موفقیت یا شکست فیتبیت داشت. البته با نگاهی به تاریخچهی گوگل میتوان ایدهای پیرامون آیندهی خرید جدید سختافزاری بهدست آورد. در ادامهی این مطللب زومیت نگاهی به بزرگترین خریدهای گذشتهی اهالی مانتین ویو در بازار سختافزار داریم و سرنوشت آنها را بررسی میکنیم.
Motorola Mobility
گوگل در سال ۲۰۱۱ کسبوکار موتورولا را در بخش موبایل خریداری کرد. خریدی که لقب یکی از مشهورترین فعالیتهای خرید و ادغام را در تاریخ غول موتور جستوجو به خود اختصاص داد. هزینهی ۱۲/۵ میلیارد دلاری خرید بخش موبایل موتورولا، آن را با فاصلهای زیاد در صدر فهرست خریدهای سختافزاری گوگل قرار میدهد.

تصمیم گوگل برای خرید موتورولا، از جنبههای گوناگون توجیه میشد. اهالی مانتین ویو تصمیم داشتند تا کنترل کاملی روی هزاران پتنت موتورولا در صنعت موبایل بهدست بیاورند تا از آنها برای نبردهای قانونی متعدد مرتبط با اندروید از سوی رقبا (خصوصا اپل)، استفاده کنند. گوگل همچنین تصمیم داشت تا با معرفی محصولات پایینرده با کیفیت بالا، ورودی قدرتمندانه با بازار سختافزار گوشیهای هوشمند در بازارهای روبهرشد داشته باشد.
با وجود تمامی دلایل و توجیههای بالا، برنامههای گوگل طبق طرحهای اولیه پیش نرفتند. غول موتور جستوجو در سال ۲۰۱۴ خبر از فروش بخش موبایل موتورولا به تولیدکنندهی چینی، لنوو داد. فروش موتورولا تنها درآمدی ۲/۹ میلیارد دلاری برای گوگل بههمراه داشت که نسبت به قیمت خرید، درصد بسیار پایینی محسوب میشد. البته آنها سهم عمدهای از پتنتهای موبایلی را حفظ کردند.
بخش تحقیق و توسعهی HTC
خرید کل بخش گوشیهای هوشمند موتورولا، آخرین تلاش گوگل برای ورود جدی به کسبوکار تولید سختافزاری نبود. آنها در سال ۲۰۱۷ خبر خرید بخش عمدهای از زیرمجموعهی تحقیق و توسعهی HTC را به رسانهها اعلام کردند. بهعلاوه حقوق غیراجرایی بخشی از مالکیتهای معنوی شرکت تایوانی نیز در قرارداد مذکور در اختیار گوگل قرار گرفت. هزینهی این قرارداد برای گوگل، ۱/۱ میلیارد دلار عنوان شد.
گوگل و HTC در توسعهی اولین گوشی هوشمند پیکسل، همکاری نزدیکی با یکدیگر انجام دادند و اولین محصول همکاری در سال ۲۰۱۶ به بازار عرضه شد. پیکسل بهصورت کامل توسط گوگل طراحی شده بود و عبارت Made by Google در تبلیغات بازاریابی آن دیده میشد. البته HTC نقش بسیار مهمی در فرایندهای توسعه و ساخت آن گوشی هوشمند داشت.

خرید بخش تحقیق و توسعهی HTC، رویکردی استراتژیک از سوی گوگل بود تا در توسعهی گوشیهای بعدی برند پیکسل، نیازی به عقد قرارداد با شرکتهای ثانویه نباشد. درنتیجه حداقل بخشی از فرایند طراحی و توسعهی گوگل پیکسل 3 و هر گوشی هوشمند پیکسل پس از آن، توسط تیمی انجام میشود که گوگل از HTC به زیرمجموعهی خود افزود. بههرحال قرارداد اخیر ضربهی بزرگی را به HTC وارد کرد که با از دست دادن حدود نیمی از طراحان بااستعداد خود، شرایط نابسامانی را تجربه میکند.
Nest Labs
دو مهندس سابق اپل، در سال ۲۰۱۰ شرکت Nest Labs را راهاندازی کردند. اولین محصول آنها با برند Nest در سال ۲۰۱۱ به بازار عرضه شد که ترموستانی با قابلیت یادگیری هوشمند بود. محصول بعدی، دستگاه تشخیص خانگی مونوکسید کربن، چند سال بعد عرضه شد.
گوگل در سال ۲۰۱۴ پیشنهاد خرید نقدی ۳/۲ میلیارد دلاری را به نست ارائه کرد که در کمتر از ۲۴ ساعت اجرا شد. گوگل در آن زمان متعهد شده بود که نست با برند مستقل به فعالیت خود ادامه خواهد داد و بهنوعی یک دارایی مجزا با برند منحصربهفرد محسوب میشود. البته ساختار جدید قابلیت هماهنگی بالایی با فرهنگ سازمانی نست پیدا نکرد؛ فرهنگی که بهخاطر ساختارهای مدیریتی متعدد در معرض انتقاد قرار داشت.

اهالی مانتین ویو در سال ۲۰۱۸ برنامهی خود مبنی بر حفظ نست بهعنوان برند مستقل را تغییر دادند و فرایند ادغام آن با برند گوگل را شروع کردند. رویکرد جدید، چالشهای مدیریتی بیشتری را در نست بههمراه داشت و منجر به ترک شرکت از سوی مدیرعامل و مدیر ارشد محصول شد. بههرحال گوگل در ادامه رویکرد خود را پیش برد و حتی اعلام کرد که از برند Google Nest برای همهی محصولات خود در بازار خانهی هوشمند استفاده خواهد کرد. حتی محصولاتی که مستقل از زیرمجموعهی نست ساخته شدند نیز همین برند را خواهند داشت. تصمیم گوگل بهقدری جدی بود که حتی برند تثبیتشدهی Google Home Hub هم به Google Nest Hub تغییر یافت.
Dropcam
گوگل در فاصلهی کمی پس از خرید نست، شرکت دراپکم را خریداری کرد. خرید سختافزاری جدید با قیمت ۵۵۵ میلیون دلار، به نست امکان داد تا یکی از مهمترین محصولات خود یعنی Nest Cam را توسعه دهد. دراپکم در زمان فروش به گوگل تنها دو محصول بهنامهای Dropcam و Dropcam Pro داشت. نست با استفاده از این محصولات و بهینهسازی کلی آنها، نستکم را طراحی و تولید کرد که بهعنوان نسل جدید دراپکم پرو به بازار عرضه شد.

گوگل و نست پس از عرضهی محصول جدید با بهرهگیری از طراحی دراپکم، تصمیم به انتقال کاربران آن به اپلیکیشن جدید گرفتند. آنها کاربران قدیمی دراپکم را به استفاده از اپلیکیشن جدید نست تشویق کردند که بهنوعی یک نسخهی بهینهسازی شده از اپلیکیشن اصلی دراپکم بود. پس از پیادهسازی این تغییرات، برند دراپکم بهصورت کامل در گوگل ادغام شد. گرگ دافی، همبنیانگذار دراپکم امروز بهشدت از فروش شرکتش به گوگل ابراز پشیمانی میکند.
Cronologics
فیتبیت اولین شرکت فعال در حوزهی پوشیدنیها نیست که توسط گوگل خریداری میشود. غول موتور جستوجو در سال ۲۰۱۶ شرکت Cronologics را خریداری کرد که البته هزینهی خرید آن اعلام نشد. این شرکت پیش از فروش به گوگل تنها یک محصول بهنام CoWatch توسعه داده بود که آن را در تصویر پایین مشاهده میکنید.

کوواچ قابلیتهایی همچون هماهنگی با آمازون الکسا دارد و امکان ارسال دستورهای صوتی مستقیم از ساعت را به کاربر میدهد. برچسب قیمتی این ساعت هوشمند در زمان عرضه ۲۷۹ دلار بود. کرونولاجیکس در توسعهی ساعت هوشمند خود رویکردهای مثبتی را در پیش گرفته بود، اما دلیل گوگل برای خرید شرکت، تنها طراحیها و توسعههای مذکور نبود. آنها میخواستند تیم کرونولاجیکس روی توسعهی سیستمعامل Android Wear متمرکز شود که بعدا به Wear OS تغییر نام داد.
گروه کورونولاجیکس پیش از پیوستن به گوگل مشغول توسعهی سیستمعامل اختصاصی خود برای گجتهای پوشیدنی بود. آنها از اندروید لالیپاپ بهعنوان پایهی سیستمعامل استفاده کرده بودند. درنهایت برند کرونولاجیکس هم در گوگل ادغام شد.
Titan Aerospace
شرکت هوافضای تایتان یکی از جذابترین خریدهای سختافزاری تاریخ گوگل محسوب میشود. این شرکت در سال ۲۰۱۱ و با هدف طراحی و تولید هواپیمای بدون سرنشین تأسیس شد که با انرژی خورشیدی، توانای پرواز تا پنج ساعت را داشته باشد. فیسبوک ابتدا برای خرید تایتان ابراز علاقه کرده بود. غول شبکههای اجتماعی میخواست از محصول آنها برای ارائهی اینترنت پرسرعت در نقاطی از جهان استفاده کند که از لحاظ لجستیکی دشواریهای زیادی داشتند. بههرحال گوگل سریعتر عمل کرد و تایتان را در سال ۲۰۱۴ خرید.

گوگل پس از خرید شرکت هوایی تایتان، آن را به زیرمجموعهی پروژهی آزمایشی خود موسوم به Google X افزود و نام آن را به Project Titan تغییر داد. اهالی مانتین ویو امیدوار بودند که تایتان در توسعهی هواپیمای خود موفق شود تا (مانند طرح فیسبوک) از آن برای ارائهی اینترنت به مناطق محروم استفاده کند. متأسفانه پروژه در سال ۲۰۱۷ متوقف شد و باقیماندهی شرکت و اعضای تایتان در گوگل ادغام شدند. پروژهی مذکور سپس بهنام Loon ادامه یافت که همان طرح قبلی را با پرواز بالن پیگیری میکند.
شرکتهای متعدد رباتیک
هنوز هیچ محصولی در صنعت رباتیک با برند گوگل عرضه نشده است. البته غول موتور جستوجو سابقهای طولانی در توسعههای رباتیکی دارد. آنها در سال ۲۰۱۳ سه شرکت رباتیکی را بهنامهای Meka Robotics و Redwood Robotics و Boston Dynamics خریداری کردند.
مکا روباتیکس روی پروژههای ارتباط انسان با ربات متمرکز بود و اعضای رباتیک بدن و ماشینهای انساننما تولید میکرد. ردوود رباتیکس شرکتی متشکل از مکا و دیگر سازمانهای مشابه بود که توسعهی بازوهای رباتیک برای استفاده توسط انسانها را بهعنوان تمرکز فعالیت انتخاب کرده بود. هر دو شرکت در پروژهی Google X ادغام شدند و از آن زمان هیچ خبر خاصی دربارهی آنها منتشر نشده است.

بوستون داینامیکس را میتوان مشهورترین شرکت رباتیکی جهان دانست که با توسعهی رباتهایی همچون BigDog اعتبار خوبی کسب کرده است. این شرکت هم مانند همتایان خود به پروژهی Google X افزوده، اما در سال ۲۰۱۷ با قیمتی نامشخص به سافتبانک فروخته شد.
Fitbit
درنهایت به جدیدترین خرید سختافزاری گوگل یعنی فیتبیت میرسیم. از آنجایی که زمان زیادی از قرارداد خرید نگذشته است، نمیتوان اظهارنظر مشخصی پیرامون آیندهی آن داشت. احتمال اتخاذ رویکرد مشابه با کرونولاجیکس و استفاده از تیم فیتبیت برای توسعهی Wear OS دور از ذهن بهنظر میرسد. ازطرفی تکرار اشتباه موتورولا و فروش مجدد نیز گزینهی محتملی نخواهد بود.

برخی کارشناسان، رویکردی ترکیبی شبیه اقدامهای گذشتهی گوگل با HTC و Nest Labs را برای فیتبیت پیشبینی میکنند. گوگل احتمالا گجتهای پوشیدنی جدیدی با برند فیتبیت تولید میکند؛ شاید عبارتهایی همچون Fitbit by Google یا موارد مشابه بهعنوان برند محصولات جدید انتخاب شود. در ادامه میتوان پیشبینی کرد که پوشیدنی هوشمندی با برند اختصاصی گوگل عرضه شود. همچنین پوشیدنیهای جدید احتمالا از پتنتهای برند Fossil هم بهره خواهند برد که ابتدای سال جاری توسط گوگل خریداری شد.
اگر همکاری فیتبیت با گوگل بهخوبی پیش برود، میتوان آیندهی بهصورت ادغام تیم آن شرکت در غول موتور جستوجو را پیشبینی کرد که روی توسعهی گجتهای پوشیدنی با برند گوگل فعالیت خواهند کرد. درنهایت باتوجه به سابقهی گوگل، یک پیشبینی بیش از همه محتمل بهنظر میرسد: برند مستقل فیتبیت عمر زیادی نخواهد داشت.
فردریک تیلور از فعالان پیشگام در مفاهیم مدرن و علمی مدیریتی بود که نظریههای کاربردی متنوعی با محوریت افزایش بازدهی سیستمهای صنعتی مطرح کرد.
فردریک وینسلو تیلور (Fredrick Winslow Taylor) مهندس مکانیک آمریکایی قرن ۱۹ بود که یکی از اولین مشاوران مدیریت تاریخ محسوب میشود. تیلور بهعنوان یکی از متفکران پیشگام در حوزههای مدیریت بازدهی شناخته میشود که نظریههایش در عصر ترقیخواهی صنعت و اقتصاد آمریکا (۱۸۹۰ تا ۱۹۲۰) کاربردهای فراوانی داشتند. او روشهای افزایش بازدهی خود را در کتابی بهنام «اصول مدیریت علمی» منتشر کرد که به گواه کارشناسان مدیریت و کسبوکار، از تأثیرگذارترین کتابهای قرن بیستم است.
بسیاری از مورخان، تیلور را پایهگذار مهندسی صنایع میدانند. او اصول مهندسی را به بهترین نحو در بخشهای تولیدی کارخانهها بهکار میگرفت و بهنوعی پایههای ارتباط دانشگاه با صنعت کاربردی را شکل داد. تیلور با وجود کسب شهرت و اعتبار بهخاطر نظریههای مدیریت علمی و مدرن، درآمد اصلی خود را از دستاوردهای مهندسی کسب میکرد. او پتنتهایی در ارتباط با بهینهسازی فرایندهای صنعت فولاد ثبت کرده بود و از آنها کسب درآمد میکرد.
مقالههای مرتبط:
نظریههای مدیریتی تیلور، عموما حول محور افزایش بازدهی مطرح میشدند. او فناوری جدیدی برای کار در نظر داشت و المان اصلی مفاهیم مدیریت علمیاش حول مطالعهی زمان و سرعت کار شکل میگرفت. رویکرد او بهدنبال روشی بود که سریعترین زمان را برای پیدا کردن یک شغل و وظیفه پیدا کند تا فعالیتهای اضافه و حاشیهای به حداقل برسند. سمبل و ابزار اصلی ایدههای تیلور، کرونومتر است که بهعنوان محصول، دستورالعملی برای انجام دقیق مراحل کاری و زمان آنها (با دقت بالا تا ثانیه) را ارائه میکند. تیلور اعتقاد داشت کارگران باید دقیقا و بدون ایجاد یا مطرح کردن سؤال، وظیفهی خود را انجام دهند. درواقع او هر فرد را چرخدندهای از ماشین صنعت تصور میکرد؛ ایدهای که مخالفتهای متعددی را در آینده بههمراه داشت.
تولد و تحصیل
فردریک تیلور در ۲۰ مارس ۱۸۵۶ در جرمنتاون از شهرهای حومهی فیلادلفیا متولد شد. او در همان سالهای کودکی، استعدادهایی را نشان میداد که به گواه مورخان و نویسندهی بیوگرافیاش، فرنک بارکلی کاپلی، در شکلگیری شخصیت و ایدههای تیلور نقشی اساسی داشتند. فردریک علاقهی شدیدی به بهبود و تحول فعالیتها و کارها داشت و از هر المانی که در بهترین حالت خود نبود، ابراز نارضایتی میکرد. شاید همین روحیهی کمالگرایی را بتوان بهترین خصیصهی او نامید که در شکلگیری نظریههای بازدهی، نقش اساسی داشت.

دوران کودکی تیلور بهخاطر ثروت قابلتوجه پدرش با چالشهای زیادی همراه نبود. پدرش، فرانکلین تیلور، دانشآموختهی حقوق از دانشگاه پرینستون بود و با کسبوکار حوزهی املاک، درآمد خوبی داشت. فردریک تحصیلات ابتدایی را نزد مادرش، امیلی آنت گذراند که از فعالان پیشگام حقوق زنان و جنبشهای اصلاحگرا در ایالات متحده بود.
خانوادهی تیلور در دوران نوجوانیاش سفری به اروپا داشتند که منجر به تحصیل وی در مدارس آلمان و فرانسه شد. مقصد بعدی فردریک، شهر اکستر بود که در آنجا علاوه بر تحصیل، به ورزش بیسبال هم مشغول شد و موفقیتهای قابلتوجهی بهدست آورد. تیلور نوجوان برای ادامهی تحصیل، رشتهی حقوق و دانشگاه هاروارد را در نظر داشت. البته او درنهایت بهدلایل نامعلوم بهعنوان کارآموز تایپ ماشینی و طراح الگو، در یک کارخانهی تولید پمپ در فیلادلفیا مشغول به کار شد. برخی منابع ادعا میکنند که تیلور از تحصیل و مطالعهی پرفشار در اکستر خسته شده بود و به استراحت در آن زمان نیاز داشت.
دورهی کارآموزی تیلور در کارخانهی تولید پمپ، چهار سال به طول انجامید. او علاوه بر اشتغال در صنعت، فعالیتهای ورزشی، تفریحی و هنری خود را نیز ادامه میداد و عضوی فعال در جامعه بود. ارتباطهای اجتماعی قوی، مشخهی بارز فردریک جوان بودند که در سالهای آتی و توسعهی کسبوکارش نیز دیده شدند.
فردریک تیلور در سال ۱۸۷۸ و پس از پایان دورهی کارآموزی در یک شرکت فیلادلفیایی دیگر بهنام Midvale Steel مشغول به کار شد که زمینههای توسعهی مهارتهای مهندسیاش را فراهم کرد. او در ۶ فعالیت در کارخانهی فولاد، رشد قابلتوجهی را تجربه کرد و از دستیار ماشین تراش، رتبههایی را تا رسیدن به موقعیت مهندس ارشد طی کرد.

طرحی از کارخانهی میدویل
نیاز به بهبود فعالیتها و فرایندهای تولیدی در سالهای فعالیت در صنعت فولاد، تیلور را به مطالعه و یادگیری هرچه بیشتر مفاهیم مهندسی تشویق میکرد. او در مؤسسهی آموزشگاهی استیونز در هابوکن نیوجرسی ثبتنام کرد تا دورههای مهندسی مکانیک را بهصورت مطالعهی آزاد سپری کند. تحصیل در کنار کار، تیلور را مجبور میکرد تا ساعتهای استراحت خود را کاهش دهد و حتی نیمهشب به مطالعهی دروس بپردازد. کاپلی در کتاب زندیگنامهی تیلور به مطالعهی دقیق و همیشگی او اشاره میکند که درنهایت توانست در ۲/۵ سال، دورهی مهندسی مکانیک را به پایان برساند.
محاسبهی بازدهی وظایف، زمانی به عادت تیلور تبدیل شد که دورهی تحصیل مهندسی مکانیکش را به پایان رساند. او در کارگاه ماشینکاری شرکت میدویل با کرونومتر زمان انجام وظایف توسط کارگران را محاسبه میکرد؛ ابزاری که بعدها بهعنوان استاندارد تیلور در بازدهی صنعتی شهرت یافت. مهندس جوان اعتقاد داشت کارگران میتوانند وظایف را با سرعتی دو تا سه برابر انجام دهند، اما اهمال در فعالیتها، علاوه بر خیانت به مدیران موجب خیانت به خودشان و جامعه نیز میشد.
تیلور با مطالعهی بازدهی و کارایی کارگران به این نتیجه رسید که نمیتوان آنها را ملزم به فعالیت و بازدهی بیشتر کرد. درواقع کارگران برحسب تجربه میدانستند که در صورت افزایش نرخ تولید، فاکتورهای محاسبهی حقوقشان ثابت میماند و درنهایت پس از گذشت مدتی، کار بیشتر با حقوق ثابت گذشته انجام خواهند داد. همین چالشها باعث شدند تا تیلور، رویکردی جدید را برای تحلیل بازدهی شغلی و بهینهسازی فاکتورهای محاسباتی در پیش بگیرد.

کارگران کارخانهی میدویل
مطالعهی اولیه روی شیوههای کاری مهندسان صنعتی نشان داد که زمان بسیار زیادی بهخاطر در دسترس نبودن ابزارهای مناسب یا قطعات یدکی مورد نیاز در یک روز کاری هدر میرود. درواقع برای تهیهی ابزارهای تعمیری یا قطعات جانبی ماشینآلات، زمان بسیار زیادی صرف میشد که بهرهوری مهندسان را کاهش میداد. تیلور تصمیم گرفت تا برنامهریزی دقیقی روی فرایندهای کارخانه انجام دهد تا شیوهی مدیریت کارگاههای ماشینکاری و تولید نیز بهینهسازی شوند. در شیوهی مورد نظر او، ابزارها در زمان و مکان مورد نیاز در اختیار کارگران و مهندسان قرار داشتند. چالش اصلی تیلور در ابتدای کار، راضیکردن کارگران و مهندسان به فعالیت طبق طراحی و برنامهریزی جدید بود. او افزایش حقوق و تغییر رویکردهای محاسباتی را در پیش گرفت که درنهایت مزیتی دوطرفه برای کارگران و مدیران بههمراه داشت.
بهینهسازی فعالیتهای صنعتی
نظریههای بهینهسازی تیلور در ابتدا از سوی مدیران همرده رد شده و حتی به تمسخر گرفته میشد. ازطرفی او مهندس نوآوری هم بود که طرحهای کاربردی را به مالکان Midvale ارائه کرد. آنها امکان مطالعه و بررسی بیشتر را به تیلور دادند؛ چرا که قبلا نتیجهی نوآوریهای او در ماشینآلات را بهصورت افزایش سود و درآمد کارخانه دیده بودند. مدیران درنهایت به مهندسی که بهرهوری ماشینآلات را در بسیاری از حوزهها دوبرابر کرده بود، اعتماد کردند و حتی روندی افراطی را در پیادهسازی نظریههای او در پیش گرفتند.
دستاوردهای تیلور در کارخانهی میدویل و افزایش بازدهی تولید، در سال ۱۸۹۳ در میان فعالان صنعتی به شهرت رسید. او تصمیم گرفت تا فعالیت خود را بهعنوان مهندس مشاور ادامه دهد و پیشنهاد پیادهسازی سیستمهای مدیریتیاش را به کارخانههای متعدد ارائه کرد. پیششرط تیلور، دریافت حقوق روزانهی ۳۵ دلار و پیادهسازی کامل اصول و استانداردهای مهندسیاش بود. از مشتریان ابتدایی او میتوان به شرکت فولادسازی Bethlehem اشاره کرد که در پی فشارهای یکی از سهامداران بهنام جوزف وارتون، سیستمهای جدید مدیریت صنعتی را به مرحلهی اجرا درآورد.

کارخانهی بتلهم
تیلور در کارخانهی بزرگ بتلهم دو دستاورد بزرگ داشت که به آنها افتخار میکرد. او بهرهوری کارگران حمل آهن خام را تا ۳۰۰ درصد افزایش داد و همچنین، فرایند جابهجایی مواد اولیه با بیل را هم بهینهسازی کرد. تیلور در سال ۱۸۹۸ به کارخانهی بتلهم رفت که در آن زمان ۵۰۰ کارگر برای جابهجایی مواد اولیه با بیل داشت. او مطالعهی دقیقی روی فعالیت این کارگران داشت و بهدنبال پیداکردن راهی برای محاسبهی دقیق مقدار اولیهی قابل جابهجایی با بیل بود. مطالعهی چنین فعالیت جزئی از فرایند فولادسازی، نشاندهندهی دقت بالای تیلور در بهینهسازی فرایندها بود.
مطالعهی فعالیت کارگران بتلهم، به توسعهی راهکاری برای بهینهسازی انجامید. تیلور حتی روشهای صحیح بیلزنی را برای افزایش بازدهی به کارگران آموزش میداد و آنها را ملزم به رعایت اصول مکانیکی و فعالیت بدنی میکرد. پس از سه سال از پیادهسازی رویکردهای بهینهی تیلور، بخشی که قبلا به ۵۰۰ کارگر نیاز داشت، فعالیت خود را با ۱۴۰ نفر ادامه داد. در شیوهی جدید، حقوق کارگران ۶۰ درصد افزایش یافت و هزینههای بالاتری همچون آموزش، استخدام ناظران تولید و موارد دیگر هم به شرکت تحمیل شد؛ اما درنهایت روش تیلور صرفهجویی ۵۰ درصدی را برای بتلهم بههمراه داشت.
روشهای مدیریتی تیلور با وجود موفقیتهای فراوان، همیشه با مخالفتهایی روبهرو بودند. کارگران و مدیران قدیمی خط تولید، شیوهی تیلور را مانع از فعالیت آسان قبلی خود میدیدند و همچنین افراد جدیدی هم برای مدیریت و برنامهریزی تولید انتخاب میشدند که خوشایند آنها نبودند. بهعلاوه تیلور همیشه اصرار به انجام دقیق دستورهای خود میکرد و رفتار مناسبی با کارگران نداشت. او در برخی موارد آنها را افرادی بدون صلاحیت فکر و دانش خطاب میکرد که تنها باید وظایف محوله را انجام دهند.

کارگران کارخانهی بتلهم
تیلور علاوه بر کارگران با مدیر بتلهم نیز ارتباط مناسبی نداشت. او بهنوعی مدیر کل را تحقیر میکرد و در جلسههای مدیریتی نیز با سهلانگاری حاضر میشد. درنهایت همین رفتارها باعث شدند تا فعالیت او در سال ۱۹۰۱ در بتلهم به پایان برسد.
مشاور مدیریت علمی
تیلور در زمان ترک بتلهم ثروت مناسبی را از قراردادهای کاری و اختراعهای خود کسب کرده بود. به بیان دیگر او بهاندازهای دارایی داشت که زندگی مناسبی را برای خود و خانوادهاش فراهم کند. تیلور در عوض تصمیم گرفت تا در ۴۵ سالگی، بهجای استراحت یا بازنشستگی به تبلیغ و ترویج مفاهیم مدیریت علمی بپردازد. او به افراد علاقهمند به مفاهیمش، بهصورت رایگان مشاوره میداد. البته بنیانگذار مدیریت علمی خودش در مراحل پیادهسازی مفاهیم دخالت نمیکرد. او تا آن زمان متوجه شده بود که صلاحیت و توانایی لازم را برای پیادهسازی مفاهیم ندارد و این کار را به شاگردانی واگذار میکرد که در کارخانهی بتلهم و دیگر شرکتها با آموزههایش آشنا شده بودند.
تیلور پس از ترک بتلهم در عمارتی بهنام باکسلی در چستونت هیل فیلادلفیا ساکن شد و در آنجا علاوه بر فعالیتهای مشاورهای، بهبود ساختوساز و محیطسازی را نیز با روش پربازدهی خود در عمارتش انجام میداد. او که بهتازگی از همسرش جدا شده بود، بازی گلف را نیز بهعنوان تفریح اصلی انتخاب کرد و زمان زیادی را به آن اختصاص میداد. بههرحال هیچیک از این فعالیتها تیلور را راضی نمیکردند و او بهدنبال توسعهی مفاهیم مدیریت مدرنش بود.

بنیانگذار مفهوم مدیریت علمی در سال ۱۹۰۳ مقالهای به انجمن مهندسان مکانیک آمریکا ارائه کرد و آن را Shop Management نامید که مفاهیم کلی مدیریت کارگاه را شرح میداد. سپس مقالهای در شرح تجربههای ۲۰ سالهاش در مدیریت صنعتی آماده کرد که بهنوعی جمعآوری تمامی مفاهیم علمی در افزایش بهرهوری صنعتی بود. مقالهی دوم، توجه بسیاری از فعالان صنعتی، اقتصادی و حتی نظامی را به خود جلب کرد که از تیلور برای مشاورهی مدیریت درخواست همکاری کردند. افراد سرشناس از اقصی نقاط کشور به یادگیری مفاهیم مدیریت تیلور علاقهمند شدند و مرتب به عمارت او در جستون هیل میرفتند. جلسههای آموزشی ساعتها در اتاق نشیمن عمارت تیلور برگزار میشد و فعالانی از صنایع و سازمانهای خصوصی و دولتی در آن حضور داشتند.
افرادی که آموزههای تیلور را در علمیسازی مدیریت دنبال میکردند، بازدیدی هم از کارخانههای تحولیافته تحت اصول او انجام میدادند. پس از مدتی فعالان دانشگاهی هم به تیلور و نظریههایش علاقهمند شدند. مدیر دانشکدهی جدید کسبوکار هاروارد در آن سالها تصمیم گرفت تا مفاهیم مدیریت علمی تیلور را در ترمهای ابتدایی دانشگاه به دانشجویان تدریس کند و از او برای تدریس در برخی دورهها دعوت کرد. در آن سالها با وجود موفقیتهای فراوان ایدههای تیلور، او هنوز شخصیتی نهچندان مشهور در میان عوام و حتی فعالان صنعتی بود. درواقع اکثر فعالان تیلور را تنها در حد یک علاقهمند به تدریس در هاروارد میشناختند.

پیادهسازی مفاهیم افزایش بازدهی مدیریت علمی
لوئیس دی براندیس یکی از صنعتگرانی بود که در کلاسهای تیلور شرکت میکرد. او بعدا باعث شد تا شهرت بنیانگذار مدیریت علمی در سرتاسر آمریکا توسعه یابد و همه او را بهعنوان قهرمان ملی بشناسند. فعالان صنعت راهآهن در شرق آمریکا تصمیم گرفته بودند تا نرخ هزینهی حملونقل خود را افزایش دهند. براندیس که وظیفهی مذاکره با مخالفان را بر عهده داشت به این نتیجه رسید که با افزاش بازدهی خطوط راهآهن میتوان نیاز به افزایش نرخها را از بین برد. او مقالهی مشهور تیلور را خوانده بود و در کلاسی دوساعته در باکسلی، تحت تأثیر آموزههایش قرار گرفت.
براندیس در جلسهی استماع کمیسیون تجارت آمریکا به آموزههای تیلور اشاره کرد. او ادعا میکرد فرد مناسب را برای صرفهجوییهای میلیون دلاری در صنعت راهآهن آمریکا پیدا کرده است. بههرحال سخنرانیهای براندیس و اشارهی او به اصول مدیریت علمی تیلور، به رسانهها راه یافت و زمینهی شهرت آتی مدیر اسطورهای را فراهم کرد.
با انتشار اولین مقالهها پیرامون اصول مدیریتی تیلور، گروههای متعدد علاقهمند به باکسلی سفر کردند و رسانهها روزبهروز ستونهای بیشتری را به توضیح مفاهیم مدیریت تیلور اختصاص دادند. رسانههای فیلادلفیا، تیلور را قهرمان ملی میدانستند که اصول تحول را در اقتصاد و صنعت آمریکا پیادهسازی کرد. در همان دوران کتاب مشهور «اصول مدیریت علمی» نیز توسط تیلور منتشر شد که سالها برای تألیفش زمان گذاشته بود؛ کتابی که بعدها بهعنوان تأثیرگذارترین اثر در حوزهی مدیریت شناخته شد.

کارخانهی بتلهم
اصول مهم مدیریت علمی که در کتاب تیلور منتشر شد را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
- هر بخش از فعالیت هر یک از افراد بهصورت علمی تحلیل شده و پربازدهترین روش برای انجام کار پیشنهاد میشود؛ روشی که تنها رویکرد انجام عالی کار است. این فعالیت شامل آزمایش ابزارهای مورد نیاز برای انجام کار و اندازهگیری مقدار کاری خواهد بود که کارگر سطح اول توانایی انجام در یک روز دارد. سپس کارگران باید همین مقدار کار را در طول یک روز انجام دهند.
- با تکیه بر روشهای علمی، بهترین فرد برای انجام یک وظیفه انتخاب میشود. فرد مذکور برای انجام وظیفه به روش دقیق و مورد انتظار آموزش میبیند. وظیفهی مدیر، شناسایی کار مناسب برای هر فرد و آموزش او تا تبدیلشدن به کارگری سطح اول است.
- مدیران باید با کارگران همکاری کنند تا هر وظیفه به شیوهی علمی و دقیق انجام شود.
- مرزبندی مشخصی از لحاظ کار و مسئولیت بین مدیران و کارمندان وجود دارد. مدیران مسئول برنامهریزی و نظارت بر کارها هستند و کارگران، آنها را انجام میدهند.
تیلور در کتاب خود تفاوتهای مدیریت سنتی و مفاهیم مدیریت علمی خود را بهروشنی شرح داده بود. او مدیریت سنتی را بر پایهی ابتکار و مشوق میدانست که تمام مسئولیت را بر عهدهی کارگران قرار میدهد. درمقابل، مدیریت علمی نیمی از بهرهوری کل سیستم را وابسته به مدیران و سبک برنامهریزی و نظارت آنها میداند.

کتاب اصول مدیریت علمی تیلور
مدیریت علمی پس از مدتی به مفهوم مورد علاقهی عموم مردم تبدیل شد. درواقع اصول آن بهعنوان تفاسیر جدیدی از بازدهی به شهرت رسیدند. در ادامه کتابهای متعددی منتشر شدند که پیادهسازی اصول مدیریت علمی را در پیشرفت شخصی شرح میدادند. تیلور مفاهیم خود را برای افزایش بازدهی در صنعت تعریف کرده بود، اما بهمرور کاربردهای بیشتری در زندگی روزمرهی انسانها برای آن پیدا شد.
گسترش مفاهیم مدیریت علمی تیلور باعث شد تا تقاضا برای مهندسان تربیتشده تحت تعالیم او افزایش پیدا کند. تا سال ۱۹۱۴ مدیریت علمی در بیش از ۸۰ صنعت استفاده میشد که از میان آنها میتوان به صنایع دریایی، چاپ، معدنکاوی و ساختوتولید دستگاههای چاپ، لکوموتیو، پوشاک، کفش و پارچه اشاره کرد. عقیدهی تیلور مبنی بر اینکه مدیریت علمی علاوه بر مدیران، برای کارگران هم فایده دارد، از سوی کارشناسان و تحلیلگران متعدد تأیید و تحسین میشد که گسترش هرچه بیشتر اصول را بههمراه داشت.
چالشها و انتقادها
با وجود تمام توجه و شهرتی که اصول مدیریت مدرن برای تیلور بههمراه داشت، او در سالهای پایانی عمر با چالشهای متعددی روبهرو شد. یکی از مشکلات او، افرادی بودند که مدیریت علمی را با شیوههای تحریفشده و ناصحیح تبلیغ میکردند. رفتار آنها، همیشه تصور خیانت و از بین رفتن زحمات را برای تیلور بههمراه داشت. چنین افرادی با تکیه بر اصول تیلور، ادعای رفع سریع چالشها را در تمامی صنایع مطرح میکردند که پس از شکست، بیاعتباری مدریت علمی را بههمراه داشت.

مهندسی در کارخانهی Tabor از مشتریان تیلور
تیلور علاوه بر ناراحتی که از برداشتهای اشتباه آموزههایش داشت، از فروش و توزیع کتابها و مقالههای تحریفشده و تفسیرهای غلط از مدیریت علمی هم رنج میبرد. بههرحال مشکل بزرگ او در سالهای پایانی عمر، موارد اینچنینی نبودند و چالش بزرگتری از جنس انتقادهای بنیادی به اصول مدیریتیاش در حال تولد بود. درواقع با گسترش آموزش و بهکارگیری آموزههای تیلور، دشمنی اتحادیههای کارگری با او بیشتر میشد. ساموئل گامپرز، مدیر یکی از اتحادیههای بزرگ کارگری آمریکا، در سال ۱۹۱۱ همراهان و گروههای همعقیده با تیلور را «شیاطین مدیریت علمی» خواند. او دربارهی مفاهیم مدیریت علمی نوشت:
شما کارگران، ماشینهای محض هستید. از این رو، چرا نباید شما را استانداردسازی کنند و قدرت حرکتتان را به حداکثر ممکن از همهی جنبهها، ازجمله سرعت نرسانند؟ نهتنها طول، عرض و ضخامت شما بهعنوان یک ماشین، بلکه درجهی سختی، انعطافپذیری و قابلیت تراکم شما مشخص شده و ثبت میشود تا میزان مطلوب مورد استفاده قرار بگیرد. بدین ترتیب، علم پیش از دور انداختن شما به زبالهدان، حداکثر بهرهوری را از انرژیتان خواهد داشت.
تیلور جوابیهای عمومی در پاسخ به گامپرز منتشر کرد و او را یک عوامفریب نامید. بههرحال مخالفان دیگری هم در برابر آموزههای او حضور داشتند. از میان آنها میتوان به پورتنار اشاره کرد که دیداری از باکسلی هم داشت و متن انتقادیاش را بهصورت نامهای رسمی به دست تیلور رساند. بنیانگذار مدیریت علمی در پاسخ به انتقادهای اینچنینی ادا میکرد که اصول او درنهایت منجر به افزایش درآمد کارگران هم میشود و آنها را به افرادی در کلاس بالاتر اجتماعی تبدیل میکند. از نظر تیلور، با پیادهسازی مدیریت علمی، آموزش کارگران هم با دقت بیشتری انجام میشود و درنهایت نیروی انسانی قویتری در صنعت فعالیت میکند.

پیادهسازی رویکرد آموزشی مدیریت علمی
منتقدان تیلور با توجیههای او آرام نمیشدند. آنها علاوه بر تأیید ایدههای گامپرز مبنی بر تبدیلشدن انسانها به ربات در سیستم مدیریت علمی، از جنبههای دیگر هم به تیلور میتاختند. آنها شیوهی استفاده از کرونومتر برای توسعهی مفاهیم مدیریت علمی را مورد تمسخر قرار میدادند و پیادهسازی چنان روشهایی را برای محاسبهی بازدهی، موجب افزایش فشار بر نیروی انسانی میدانستند. بهعلاوه معیارهایی که تیلور برای افزایش حقوق کارگران مطرح میکرد نیز از سوی منتقدان پذیرفته نمیشدند.
انتقادهای شدید به مدیریت علمی باعث شد تا فردریک تیلور در سال ۱۹۱۲ به جلسهای در کمیتهی بازرسی کنگرهی آمریکا احضار شود. تعدادی از کارگاران انبار مهمات واترتاون ماساچوست دست به اعتراض سراسری زدند. آنها حاضر نبودند طبق استانداردهای تیلور و تحت نظارت سیستمهای کرونومتری به کار ادامه دهند. اعتراض کارگران منجر به تشکیل کمیتهی بررسی در کنگرهی آمریکا شد. جلسهی استماع کنگره با درگیری لفظی تیلور با نمایندههای کارگران پیش رفت و البته از جزئیات مکالمههای صورتگرفته، سندی در دست نیست.

مرگ و میراث ماندگار
سه سال بعدی زندگی تیلور، با وضعیت روحی نهچندان مناسب طی شد. او وضعیت پایداری نداشت و اطرافیانش از عبارتهای افسردگی و اضطراب برای توصیف سالهای پایانی عمر وی استفاده میکردند. او در سال ۱۹۱۵ به بیماری ذاتالریه مبتلا شد و در ۲۱ مارس، یک روز پس از تولد ۵۱ سالگی در گذشت. جسد تیلور در تپهای مشرف به روخانهی سکوکل دفن و روی سنگ قبرش، عبارت «پدر مدیریت علمی» حک شد.
گذر زمان بهنوعی بیگناهی تیلور در نظریههای مدیریت علمی و صحیح بودن آموزههایش را اثبات کرد. امروزه بسیاری از طراحان و برنامهریزهای فرایند کاری و اصول کسبوکار، از آموزههای تیلور استفاده میکنند. بسیاری کارشناسان مدیریت علمی را عنصری تأثیرگذار در انقلابهای صنعتی میدانند که اگر تیلور آن را اختراع نمیکرد، افراد دیگری بالاخره مفاهیمش را به صنعت اضافه میکردند. ماشینآلات و روندهای تولید سنتی نیاز به بهبود داشتند و مدیریت علمی، نیاز به بهینهسازی و آموزش را آشکار کرد.
برخی از کارشناسان هنوز دیدگاههای تیلور را به سود کارفرماها میدانند. بنیانگذار مدیریت علمی تلاش میکرد تا در روشهای خود، اهمیت به کارگران و بهبود وضعیت کاری آنها را نشان دهد، اما بههرحال او از نگاه کارفرما و مدیر به مسائل مینگریست. از نظر بسیاری از کارشناسان، شیوههای تیلور موجب توسعهی علم در کار نشد؛ بلکه علم را به مدیران هدیه داد تا حداکثر بهرهوری را از نیروی کاری خود داشته باشند.

دستنویسهای تیلور در محاسبهی علمی بازدهی
با نگاهی اولیه به اصول پایهای مدیریت علمی و شیوههای عملکردی تیلور، برداشت غیرانسانی بودن و فشار بیش از حد به کارگران از آنها میشود. انگیزههای او همگی زیبا و مثبت بودند و حول افزایش کیفیت کاری کارگران، کاهش فقر و حذف هدررفت منابع شکل میگرفتند. ازطرفی با پیادهسازی شیوههای مدیریت علمی، فشار زیادی به کارگران وارد میشود و الزام زیادی بر افزایش بازدهی و بهرهوری داشتند. بههرحال تیلور برای شرح دقیقتر اصول مورد نظر خود توضیح جالبی داشت که اشاره به آن در انتهای مقاله، خالی از لطف نیست:
اگر کارگری نتواند وظیفهی خود را بهخوبی انجام دهد، مربی شایستهای باید شیوهی انجام عالی و صحیح کار را به او آموزش دهد. راهنمایی، کمک کردن، تشویق کردن و درک ظرفیتهای کارگر برای انجام وظایف، بر عهدهی مربی و مدیر قرار دارد. برنامهای که هر کارگر را بهعنوان شخصی مجزا در نظر میگیرد، بهجای اخراج ناعادلانه یا کاهش حقوق، زمان و کمک لازم را در اختیار او قرار میدهد. بهعنوان آخرین تصمیم، کارگر مذکور به بخش دیگری منتقل میشود تا در کاری که از لحاظ فیزیکی یا روحی برای او سازگار است، فعالیت کند.

نمودار گانت، از یادگارهای روش مدیریت علمی تیلور
متخصصان مدیریت و کسبوکار در دهههای پس از مرگ تیلور، مفاهیم مدیریتی او را به صورتهای گوناگون توسعه داده و در صنایع متعدد مورد استفاده قرار دادند. از میان مهمترین ابزارهای تحت تأثیر تیلور میتوان به نمودار گانت، روانشناسی صنعتی و روش مطالعهی بازدهی براساس مطالعهی زمان و حرکت اشاره کرد. انجمن تیلور در سال ۱۹۱۲ توسط برخی از همکاران و همفکران او تأسیس شد که در توسعهی آموزههای بنیانگذار مدیریت علمی، نقش مهمی داشت.
با بازشدن تدریجی وبسایت جدید مایکروسافت، بهنظر میرسد MSDN و TechNet به پایان عمر خود نزدیک میشوند.
وقتی اوایل امسال مایکروسافت اعلام کرد که قصد دارد انتشار مجلهی خبری MSDN را متوقف کند، باعث ایجاد نگرانیهایی در مورد MSDN و انجمن TechNet شد. در این دو وبسایت اطلاعات مفیدی در مورد تولیدات تجاری مایکروسافت وجود داشت. حالا پاسخ این نگرانیها مشخص شده است؛ مایکروسافت قصد دارد دیتابیس این وبسایتها را به سایت جدیدی به نام Microsoft Q&A منتقل کند. درواقع قرار نیست این وبسایت بهسرعت جایگزین MSDN و TechNet شود، بلکه بهمرور با آنها یکی خواهد شد. مایکروسافت میخواهد پسزمینهای ایجاد کند که براساس آن تمام دادههای موجود در این سه انجمن با یکدیگر هماهنگ شوند. ازآنجاکه این انتقال یک تغییر بزرگ است مایکروسافت آن را به چند مرحله تقسیم کرده تا کاربران با کمترین مشکل مواجه شوند. شرکت ردموندی گفته هدفش این است که تا اواسط سال ۲۰۲۰ انتقال یادشده را بهطور کامل انجام دهد.
مقالههای مرتبط:
مایکروسافت وبسایت جدید را بهعنوان راهی معرفی میکند که کاربران میتوانند پاسخهای مناسب و بهموقعی برای مشکلات تکنیکی خود دریافت کنند؛ پاسخهایی که از طرف مجموعهای از متخصصان و مهندسین مایکروسافت به آنها داده میشود. درواقع این وبسایت جایی برای مطرحکردن مشکلات متداول کاربران و درخواست پشتیبانی در مورد آنها نیست، بلکه بهعنوان مثال مدیران فناوری اطلاعات میتوانند در این وبسایت کمکهایی در مورد استقرار فضای ابری آژور دریافت کنند.
اگر کاربر پیش از این از یک وبسایت Q&A استفاده کرده باشد در وبسایت Q&A مایکروسافت هم با محیط آشنایی مواجه خواهد شد. وقتی کاربر اقدام به تایپ یک سؤال در بخش جستوجو میکند، وبسایت تلاش خواهد کرد تا پستهایی مشابه متن نوشتهشده توسط کاربر را بیابد، تا شاید یکی از آنها پاسخ سوالی باشد که کاربر در حال جستوجو پیرامون آن است. علاوهبراین کاربر میتواند پستهای خاص، افراد یا برچسبها را دنبال کند تا بهروزرسانیهای مربوط به آنها را ببیند. همچنین کاربر به ازای پاسخ به سؤالات یا پاسخ به نظرسنجیها، امتیاز دریافت خواهد کرد.

در حال حاضر بخش اعظم موضوعاتی که در این وبسایت وجود دارد مربوط به پلتفرم ابری آژور (Azure Cloud) شرکت است. همچنین سوالاتی مربوط به Partner Center API و Universal Windows Platform هم در وبسایت وجود دارد. مایکروسافت قصد دارد در ماههای آینده موضوعات دیگری هم به این مجموعه اضافه کند. فهرست موضوعات فعلی این وبسایت بهصورت زیر است:
- Azure Active Directory
- Azure Active Directory Domain Services
- Azure Active Directory B2C
- Azure Information Protection
- Azure DevTest Labs
- Azure Lab Services
- Azure Virtual Machines
- Azure Service Fabric
- Azure Web Apps
- Universal Windows Platform
- Partner Center API
.: Weblog Themes By Pichak :.


